جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: امی بودن پیامبر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38

    امی بودن پیامبر




    حضرت محمد (ص) سواد داشت یانه؟


    درجواب به این پرسش باید دوبازه زمانی را مد نظر قرار داد:

    ۱- قبل از بعثت

    بی تردید پیامبر قبل از بعثت سواد خواندن و نوشتن را نداشت.
    آیات(۱) و روایات(۲) بر این مطلب دلالت دارند. شهید مطهری می نویسد: قطعی و مسلّم و مورد اتفاق علمای مسلمان و غیر آن‏ها است که ایشان قبل از رسالت کوچک‏ترین آشنایی با خواندن و نوشتن نداشته است.(۳)
    درست است که خواندن و نوشتن برای هر انسانی کمال محسوب می شود، ولی گاهی وضعی پیش می آید که نخواندن و نوشتن کمال است. این مطلب در مورد پیامبران مخصوصاً خاتم انبیا(ص) کاملاً صدق می کند، چه این که اگر دانشمندی درس خوانده، و فیلسوفی آگاه و پر مطالعه ادعای نبوت کند و کتابی ارائه دهد، به عنوان کتاب آسمانی، در چنین وضعی ممکن است وسوسه و تردیدهایی پیش بیآید که این کتاب و مکتب مولود اندیشه‏های او است یا از جایی آموخته است، ولی اگر از میان یک قوم عقب افتاده، انسانی که هرگز استادی را درک نکرده و کتابی نخوانده و ننوشته است، برخیزد و کتابی به عظمت عالم هستی، با محتوای بسیار عالی ارائه دهد، می توان درک نمود تراوش فکر او نیست، بلکه وحی آسمانی و تعلیم الهی است.(۴) یکی از معجزات پیامبر همین است که در حال امّی بودن قرآن را آورده است.


    ویرایش توسط حکمتی فرد : ۱۳۸۹/۰۱/۱۸ در ساعت ۲۲:۱۳

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    ۲- بعد از بعثت


    اندیشمندان اسلامی در خصوص بی سواد و با سواد بودن پیامبر(ص) بعد از رسالت اختلاف نظر دارند.

    بعضی باور دارند که حضرت در دوران رسالت هم می خوانده و هم می نوشته است. برخی مانند سید مرتضی از طرفداران این نظریه است.(۵) طرفداران این رویکرد قایل شده‏اند چگونه ممکن است آورنده وحی – که همه چیز را می آموخته است – خواندن و نوشتن را نیاموخته باشد؟!(۶)
    برخی عقیده دارند که پیامبر بعد از رسالت می خواند، ولی نمی‏نوشت.(۷)
    بعضی احتمال داده‏اند حضرت بعد از رسالت نه می خوانده و نه می نوشته است. البته این احتمال ضعیف بوده و فاقد دلیل معتبر می باشد.
    حقیقت امر آن است که احتمال اوّل و دوّم قابل قبول بوده و شواهد و قرائن آن‏ها را تأیید می کند. شاید بتوان دو نظر را به این نحو جمع کرد که پیامبر خواندن و نوشتن می دانست، اما چیزی ننوشت.

    بر اساس هر دو دیدگاه، پیامبر بعد از رسالت بی سواد نبوده، تا بین بی سواد بودن پیامبر(ص) و اهمیت دانش از دیدگاه اسلام تضاد ایجاد گردد؛ مضافاً بر این که کسب علم اختصاص به مدرسه رفتن ندارد، بلکه بعضی از علوم وجود دارند که به عده‏ای خاص اعطا می شود. مانند علم غیب. پیامبر اسلام از این علم برخوردار بود.


    دانش امامان


    در خصوص این که ائمه(ع) بی سواد بودن یا نه، باید گفت: بی‏تردید آنان از آغاز کودکی به یادگیری می پرداختند و خواندن و نوشتن را می آموختند.
    امام علی(ع) کاتب وحی بود. برخی از ائمه(ع) حوزه تعلیماتی داشته و به تدوین معارف اسلامی پرداختند.
    پی نوشت‏ها:
    ۱٫ سوره عنکبوت (۲۹) آیه ۴۸؛ پیام قرآن، ج ۸، ص ۶۱؛ منشور جاوید، ج ۶، ص ۴۰
    ۲٫ بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۱۱۹٫
    ۳٫ مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج ۳، ص ۲۰۸٫
    ۴٫ تفسیر نمونه، ج ۲۶، ص ۳۰۶٫
    ۵٫ بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۱۳۵٫
    ۶٫ مرتضی مطهری، همان، ص ۲۱۲
    ۷٫ بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۱۳۳

    منبع:http://fekrejavan.ir/603.html
    نویسنده: سخن آشنا
    ویرایش توسط حکمتی فرد : ۱۳۸۹/۰۱/۱۸ در ساعت ۲۲:۱۵

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    5
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مراتب امی نامیده شدن رسول خدا




    صلوات الله سبحانه و تعالي ذكره
    علي خاتم النبياء محمد صلی الله علیه وآله
    وعلي حججه الطاهرین المنتجبين عليهم السلام
    -------------------------------------------------

    ﴿هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی اْلأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ﴾ یعنی خدای سبحان در بین مکتب نرفته‌ها انسان مکتب نرفته‌ای را برگزید که آیات الهی را بر مردم تلاوت کند اولاً آنها را به نزاهت روح آشنا کند ثانیاً و کتاب و حکمت را فرا سوی آنها نصب کند ثالثاً همان دعای ابراهیم به عنوان برنامه رسالت رسول اکرم تنظیم شد با این تفاوت که در دعای ابراهیم تعلیم قبل از تزکیه آمده است و در اجابت ذات اقدس الهی تزکیه قبل از تعلیم ذکر شد سرّ این تفاوت آن است که تزکیه مقدم بر تعلیم است و تعلیم مقدمه تزکیه گاهی با دید مقدمه تعلیم قبل از تزکیه یاد می‌شود مانند نیایش ابراهیم گاهی تزکیه قبل از تعلیم ذکر می‌شود چون مقدم است و هدف است مانند اجابت دعای ذات اقدس اله اما بیان قرآن کریم این است مردمی که اهل تلاوت نیستند در ضلال مبین‌اند آنها که با قرآن مانوسند اهل تلاوت قرآنند ولی از معانی بلند قرآن بی خبرند در ضلال مبین‌اند آنها که عالم تفسیر گویند و در علم نمی‌کوشند به تزکیه بار نیافته‌اند در ضلال مبین‌اند مجموع این سه امر هدف رسالت نبی اکرم است فرمود: ﴿وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ﴾ در صدر آیه فرمود جامعه بشری منهای وحی و رسالت از نظر عقل نظری امی است و در ذیل آیه فرمود از نظر عمل در ضلال مبین‌اند انبیا عموماً و خاتم انبیا (علیهم السلام) خصوصاً آمده‌اند که هم آن امیت را به علم تبدیل کنند هم این ضلال مبین را به تطهیر و تزکیه و تذهیب نفس مبدل سازند هم ﴿یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ﴾ است تا امیت برطرف شود مردم آگاه شوند هم ﴿یُزَکِّیهِمْ﴾ هست تا ضلالت به هدایت مبدل شود قرآن کریم از لبه عربی مبین تا ﴿لَتُلَقَّی الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَکیمٍ عَلیمٍ﴾ حبل الله است آنچه که در چهره کتابهاست قرآن است و آنچه در ام الکتاب است قرآن است و این فواصل دور را قرآن پر کرده است وقتی در لبه آیه قرار می‌گیریم این‌ چنین برداشت می‌کنیم که خدا در بین امیین حجاز پیامبر فرستاد در بین مکتب نرفته‌های حجاز رسولی را مبعوث کرد وقتی جلوتر می‌رویم با کریمه ﴿إِنّا جَعَلْناهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ﴾ انس پیدا می‌کنیم معلوم می‌شود سخن از عربهای حجاز نیست سخن از تمام عرب زبانهاست ﴿وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاّ بِلِسانِ قَوْمِهِ﴾ در این مرحله دوم امیین بازتر می‌شوند همه عرب زبانان عالم امی‌اند و این نگار به مکتب نرفته معلم است در بخش سوم و مرحله سوم وقتی به کریمه ﴿وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاّ رَحْمَةً لِلْعالَمینَ﴾ می‌رسیم یا به کریمه ﴿ما أَرْسَلْناکَ إِلاّ کَافَّةً لِلنّاسِ﴾ می‌رسیم یا به آیه مبارکه ﴿تَبارَکَ الَّذی نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلی عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعالَمینَ نَذیرًا﴾ می‌رسیم می‌بینیم قلمرو رسالت نبی اکرم همه منطقه بشر نشین را پر کرد آن‌گاه سراسر جوامع بشر امی‌اند و این نگار به مکتب نرفته معلم است گرچه در بین جوامع انسانی علما و فرزانگان فراوانی هستند نوابغ بشری چون مرحوم بوعلی و خواجه‌ها هستند اما مرحوم شیخ الرئیس نسبت به علمای امامیه حکیم است در پیشگاه نبی اکرم امی است خواجه طوسی در برابر مکتبهای عادی عقل هادی عشر است ولی در پیشگاه وحی سماعی امی است همه فرزانگان بشری گرچه نسبت به یکدیگر تفاوت و تمایزی داشته و دارند اما وقتی به وحی الهی سنجیده می‌شوند همه و همه امی‌اند آن‌گاه ﴿هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی اْلأُمِّیِّینَ رَسُولاً﴾ در این مرحله سوم معنای بازتری را تفهیم می‌کند وقتی از این مرحله سوم گذشتیم وارد بخش چهارم شدیم می‌بینیم خدای سبحان رسول اکرم را تنها برای رهبری جوامع بشری نفرستاد تا آنجا که سخن از اندیشه و فکر است رسالت داد خواه برای انسان خواه برای جن این خطاب ﴿فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ﴾ خطاب به جن و انس است این تحدی عمومی سوره اسرا تحدی نسبت به جن و انس است ﴿قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ اْلإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهیرًا﴾ فرمود جن و انس به این تحدی و به این مبارزه دعوت شده‌اند و مقدور احدی نیست نه از جن و نه از انس کتابی همتای قرآن بیاورند و برای اینکه از شیطنت جنی‌ها بکاهند و از شیطنت شیاطین کاهش دهد در این بخش از قرآن می‌خوانیم وقتی رسول اکرم به رسالت بار یافت در آسمانها هم اثر تازه‌ای پیدا شد که ﴿وَ أَنّا لَمَسْنَا السَّماءَ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَسًا شَدیدًا وَ شُهُبًا﴾ مسئولین آسمان می‌گفتند با رسالت نبی اکرم جلوی نفوذ شیاطین بسته شد شیطنت راهی به معارف غیبی ندارد راه شیطنت شیاطین مسدود شد و مانند آن در این بخش چهارم می‌فهمیم ﴿هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی اْلأُمِّیِّینَ رَسُولاً﴾ یعنی سراسر اندیشمندان خواه از جن خواه از انس همه امی‌اند و رسول اکرم (علیه آلاف التحیة و الثناء) معلم است گرچه برای جن اندیشه هست اما تا سطح تخیل و توهم از این مرحله که وارد مرحله پنجم می‌شویم می‌بینیم در سطح فرشتگان ملائکه آسمان آنها هم از شعاع رسالت رسول اکرم بهره می‌برند و شاگرد این مکتبند و اگر جریان تعلیم اسماء مطرح است و اگر آدم به عنوان معلم فرشتگان معرفی شد آن شخصی است و نمونه‌ای است از انسان کامل که کاملترین انسانها وجود مبارک نبی اکرم (علیه آلاف التحیة و الکرم) است اگر آدم معلم فرشته‌هاست به پاس ولایتی است که در همان محدوده ولایت ولی الله الاعظم وجود مبارک رسول اکرم است پس انسان کامل هم معلم فرشته‌هاست هم معلم انسانها در این بخش پنجم می‌فهمیم ﴿هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی اْلأُمِّیِّینَ رَسُولاً﴾ معنای بازتری دارد شاگرد در پیشگاه معلم امی است گرچه خود عالم باشد آن مقداری که نخوانده و نمی‌داند امی است آن مقداری که نمی‌داند باید فرا بگیرد آن مقداری که نمی‌بیند باید بنگرد هم در بخش علم امی‌اند هم در بخش نزاهت روح و عمل امی‌اند بنابراین وجود مبارک نبی اکرم از آسمان تا زمین از زمین تا آسمان معلم امی‌هاست و اگر فرشتگان مدبرات امرند و این مدبرات امیین مکتب نبی اکرمند و راه تدبیر را از معلمشان فرا می‌گیرند آن‌گاه صحیح است که بگوییم «بیمنه رزق الوراء» آن‌گاه رواست که فرازهای زیارت جامعه را بخوانیم و بگوییم شما مجرای فیض خالقیتید هیچ فیضی در پهنه آسمان یا در سینه زمین ظهور نمی‌کند مگر به وساطت انسان کامل
    هنگامي كه قرآن مي خوانيد بين شما و كساني كه به آخرت ايمان ندارند حجابي مستور قرار مي دهيم.
    سوره اسرا - 45
    علوم اسلامی

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود