جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دین چیست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    166
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دین چیست؟




    سلام علیکم دوستان
    دلم میخواهد بدانم جواب شما درباره ی سوالات زیر چیست:
    1-دین چیست؟
    2-چه کسی را بیدین می گوید؟
    3-چرا جوانان ما از دزن فرار میکنند و به غرب گرایی روی اوردند؟
    4-چرا به فروع الدین خود که نماز و روزه است عمل نمیکنند؟
    5-چرا جهان به سوی مادی گرایی پیش میرود؟
    موفق باشید
    السلام علیک یا ابا عبدالله

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    دین برنامه ای است از سوی خداوند برای راحت تر کردن زندگی انسان...
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammad-kh نمایش پست
    سلام علیکم دوستان
    دلم میخواهد بدانم جواب شما درباره ی سوالات زیر چیست:
    1-دین چیست؟
    2-چه کسی را بیدین می گوید؟
    3-چرا جوانان ما از دزن فرار میکنند و به غرب گرایی روی اوردند؟
    4-چرا به فروع الدین خود که نماز و روزه است عمل نمیکنند؟
    5-چرا جهان به سوی مادی گرایی پیش میرود؟
    موفق باشید
    پاسخ:
    با عرض سلام وادب خدمت شما دوست عزيز،در پاسخ به سوالات شما مطالبي عرض مي كنم،اميدوارم مفيد واقع گردد.
    پاسخ 1- دين در لغت به معناي راستكار شدن، اطاعت نمودن، پاداش، عادت، حساب، كيش، پرهيزگاري و.. آمده و در اصطلاح تعابير گوناگوني از سوي انديشمندان اسلامي درباره آن شده است كه به نمونه هايي از آن اشاره مي شود:
    الف) دين عبارت است از مجموعه اي از باورها در باره هستي و ارزش هاي مبتني بر اين باورها، ارزش ها مفهوم عامي است كه فروعات و احكام دين و نيز اخلاقيات و فضايل و رذايل نفساني را در بر مي گيرد. بخش نخست تعريف نيز به حوزه انديشه و جنبه نظري دين مربوط است (فرهنگ بزرگ جامع نوين، عربي - فارسي).
    ب ) مراد از دين مكتبي است كه از مجموعه عقايد، اخلاق و قوانين و مقررات اجرايي تشكيل شده و هدف آن راهنمايي انسان براي سعادتمندي است. دين به اين معنا بر دو قسم است: دين بشري و دين الهي.
    دين بشري، مجموعه عقايد، اخلاق و مقرراتي است كه بشر با فكر خود و براي خويش تدوين كرده؛ از اين رو اين دين در راستاي خواسته و انتظارات او بوده و اسير هوس و ابزار دست انسان است و انسان به گونه اي آن را تنظيم مي كند كه تمام قوانين و مقرراتش به سود او بوده و چيزي را بر وي تحميل نكند. رها بودن و عدم تعهد و مسؤوليت و واكنش در برابر دين الهي از جمله رهاوردهاي چنين نگرشي به دين است (مائده، آيه 70).
    دين الهي نيز مجموعه عقايد، اخلاق و قوانين و مقررات اجرايي است كه خداوند آن را براي هدايت بشر فرستاده تا انسان در پرتو آموزه هاي آن، هوي و هوس خود را كنترل و آزادي حقيقي خويش را تأمين كند. دين الهي به حقيقت انسان و نيازهاي او توجه داشته و برنامه كامل و همه جانبه اي ارايه مي كند كه ا نتظارات او را از همه نظر برآورده مي كند (استاد محمد تقي مصباح يزدي، قلمرو دين، مجموعه سخنراني ها در كانون گفتمان ديني).
    ج ) مراد از دين، مجموعه معارف نظري و عملي قدسي است؛ يعني مجموعه گزاره هاي ناظر به واقع و عمل كه حول محور قدسي شكل گرفته اند. در حقيقت، دين مجموعه معارف دست اول است كه معمولا در متوني مقدس گرد آمده اند با تطبيق تعريف مزبور بر اسلام، دين اسلام عبارت است از مجموعه معارفي كه در نسبت با خداوند تدوين يافته و در متن مقدس قرآن و سنت گرد آمده اند (آيت الله جوادي آملي، انتظار بشر از دين، ص 27 - 24).
    د) تعريف دين از ديدگاه برخي از انديشمندان خارجي:
    1. تريل: دين وضعيتي روحي يا حالتي ناب و حرمت آميز است كه آن را خشيت مي خوانيم.
    2. برادلي: دين، بيش از هر چيز كوششي است براي آن كه حقيقت كامل خير را در تمام وجوه هستي مان باز نماييم.
    3. جيمز مارتينو: دين اعتقاد به خدايي هميشه زنده است؛ يعني اعتقاد به اراده و ذهن الهي كه حاكم بر جهان بوده و با نوع بشر مناسبات اخلاقي دارد (جمعي از نويسندگان، عقل و اعتقاد ديني، ص 18).
    ذ) دين مجموعه آموزه هايي است كه از منبع وحي الهي جهت هدايت انسان ها به پيامبران نازل شده و به صورت گزاره هاي توصيفي و ارزشي در منابع ديني ثبت شده است (عبدالحسين خسروپناه ، كلام جديد، ص 335).

    پاسخ 2- با توجه به تعريفهاي مختلف از دين،هر كسي كه با دين مخالفت كند واز انجام وظايفي كه دين برايش مقرر كرده سرپيچي كند بي دين شمرده خواهد شد.


    سوال 2و3شما در واقع يكي است،لذا بنده هم يك پاسخ براي آن عرض مي كنم:
    اثبات اصل اين موضوع يعني وجود دين گريزي و يا دين ستيزي در جامعه كنوني ما نيازمند ارائه تحقيقات دقيق ميداني و پژوهش هاي آماري با ذكر مصاديق و نمادهاي دين گريزي و ميزان آن در جامعه است؛ زيرا افراد بسياري وجود دارند كه در ظاهرشان حركت ها و اعمالي مغاير با ارزش ها و آموزه هاي ديني مشاهده مي شود، ولي اگر به صورت عميق تر به بررسي ساير رفتارهاي آنها بپردازيم مشخص مي شود كه همان افراد، در بسياري از اعمال و رفتار خويش پاي بند، مقيد و معتقد به دين مي باشند. از اين رو به نظر مي رسد دين گريزي مطلق - كه افراد به طور كامل هيچ گونه پاي بندي به دين نداشته باشند - در جامعه ما بسيار محدود است، لذا به سادگي نمي توان گفت، نسل امروز جامعه ما دين گريز و احيانا دين ستيز هستند. اينان نسبت به واقعيات موجود جامعه، ديدگاه‏هاي متفاوتي دارند و چه بسا بخشي از آن ديدگاه‏ها و نارضايتي‏ها، وارد باشد؛ ولي ممكن است، بعضي از افراد جامعه و جوانان با توجه به شرايط محيطي و خانوادگي، از نارضايتي بيشتري برخوردار باشند و بعضي از نارسايي‏ها را ناشي از قوانين ديني بدانند و در نتيجه اشكالات خويش را متوجه دين بكنند. البته كارآمدي دين بحثي است و كارآمدي برخي از مديران بحث ديگر. اتفاقا در گفت‏وگو با اين قبيل افراد، غالبا تصريح مي‏كنند كه اشكالات آنان نه به اصل دين؛ بلكه به مديران و كارگزاران بر مي‏گردد.
    بنابراين، بي‏ترديد مي‏توان گفت: جوانان كشور از بهترين جوانان از حيث سلامت فكري، روحي و ديني مي‏باشند البته سرمايه‏گذاري كلان دشمنان دين و كشور، براي تسخير اين دژ مستحكم و انحراف جوانان، خطري بزرگ است؛ كه بايد نسبت به آن هوشيار بود.
    به هر حال، دين‏گريزي _هر چند در حد خيلي ضعيف_ عوامل متعددي دارد؛ از جمله:
    1. تبليغات سوء دشمنان و ايجاد و القاي شبهه درباره دين،
    2. روش‏هاي نادرست در آموزش ديني در دوران كودكي و نوجواني،
    3. ضعف و سستي بنيان‏هاي ديني در خانواده،
    4. گرايش به سوي تمايلات و هواهاي نفساني،
    5. ضعف بينش و نداشتن آگاهي درست از ماهيت دين و نقش و كاركرد آن در تأمين سعادت دنيوي و اخروي انسان.
    6. ناكارآمدي برخي از مديران جامعه در اجراي برنامه‏هاي اعلام شده‏ حكومت ديني، در نتيجه، بي‏پاسخ ماندن نيازهاي اوليه اجتماعي جوانان (ازدواج، اشتغال، مسكن و...)،
    7. عدم توزيع عادلانه امكانات و فرصت‏ها در برخي از ادارات و دستگاه‏هاي كشور،
    8. درگيري برخي گروه‏ها و جناح‏هاي سياسي براي كسب قدرت سياسي و در نتيجه، ايجاد يأس و نااميدي جوانان براي نيل به خواسته‏هاي مشروع خويش.
    براي مبارزه با دين‏گريزي بايد پس از بررسي همه جانبه علل و عوامل آن، راه‏كارهاي مناسب را برگزيد. آنچه در جامعه امروز ما بسيار مهم است، ايجاد موجي سهم‏گين و توفنده در برابر تهاجم فرهنگي دشمنان و ارايه چهره زيباي دين و زدودن غبار خرافات و كژانديشي‏هاست، در اين صورت دين با جذابيت فوق‏العاده‏اي كه دارد، با توان‏مندي جوانان را به سوي خود فرا مي‏كشاند. از طرف ديگر شديدا بايد مواظب خطر دگرگوني در هويت فرهنگي و گرايش‏هاي نسل جوان بود. يكي از خطرات جدي فرهنگ مهاجم غرب اين است كه جوانان را چنان به سوي تمايلات شهواني و آزادي‏هاي جنسي سوق دهد كه اساسا گرايش به دين و ديانت در آنان رنگ بازد و ديگر براي آنان حق و باطل چندان اهميتي نداشته باشد.
    به هر حال، جواني، از بزرگ‏ترين نعمت‏هاي الهي به بشر است و مثل هر نعمت خداداد ديگر، بايد از آن استفاده‏اي بهينه‏ كرد. جوانان، گران‏بهاترين سرمايه‏هاي كشورها به هنگام جنگ و صلح بوده و به عنوان سربازان و مديران بالقوه در عرصه‏هاي سياسي، اجتماعي، علمي، فرهنگي و... به شمار مي‏آيند. بنابراين، بايد با برنامه‏ريزي دقيق، موانع پيش‏روي نسل حاضر (عوامل دينگريزي پيش گفته) را زدود و براي مشكلات آنان، راه‏كارهاي عملي ارائه كرد.

    پاسخ5:
    اينكه بگوييم مردم جهان بسوي ماديگرايي پيش مي روند شايد حرف كاملاً درستي نباشد،چرا كه امروزه آمار گرايش مرد كشورهاي مختلف غربي به دين از جمله دين اسلام رو به افزايش است وآمار منتشر شده از سوي مراكز تحقيقاتي كشورهاي غربي اين را نشان مي دهد.با اين حال دلايل اصلي گرايش به ماديگرايي را ميتوان اينگونه معرفي كرد:
    1ـ معرفي‏هاي غلط از خدا
    از ضررهاي معرفيهاي غلط و نارسا، و احيانا افسانه‏وار نبايد غفلت كرد، زيرا هر نوع حقيقت مسلمي كه از دوران كودكي و جواني به صورت غلط و نارسا واردمغز انسان گرديد، در روح و روان آنهايي كه بعدها رشد فكري و شخصيت علمي پيدا مي‏كنند اثر بدي مي‏گذارد، زيرا اين افراد همواره به آن حقيقت از دريچه همان معرفي‎هاي غلط مي‎نگرند و همواره آن حقايق مسلم براي آنها به همان صورت افسانه‏اي كه در دوران كودكي و جواني آموخته‏اند جلوه مي‏كند، و چون احياناً آنچه كه در آن دورانها آموخته‏اند با موازين علمي صحيح تطبيق نمي‏كند طبعاً كمر به انكار آن مي‏بندد.
    معرفيهاي غلط روي افرادي اثر مي‏گذارد كه به تحصيلات ادامه مي‏دهند و به درجه‏اي از علم و كمال مي‏رسند ولي طبقه عادي و عموم مردم كه رشد فكري آنها در همان سطح ساده باقي مي‏ماند نوعاً در برابر اين حوادث مصونيت دارند، زيرا آنها حالت گيرندگي و پذيرش دارند نه نقادي و تحقيق و بررسي، از اين نظر مي‏بينيم كه در دوران بحران ماديگري در مغرب زمين گرايش به ماديگري بيشتر در بين دانشمندان راه پيدا كرد و طبقه عادي مردم از اين جنجال بدور مانده، نه عبادت خود را تعطيل كردند و نه از كليسا رفتن خودداري نمودند.
    مقصر واقعي، معرفيهاي نارساي كتابهاي مذهبي كليساي غرب است، زيرا تكيه‏گاه غرب در مسائل ماوراء طبيعت همان كتابهاي تحريف شده، يعني تورات و انجيل مي‏باشد، خدائي كه اين دو كتاب معرفي مي‏كند خدايي است كه آواز مي‏خواند و در هنگام وزيدن نسيم بهار در باغ، خرامان خرامان راه مي‏رود و انسان مي‏تواند خود را از او پنهان سازد كه او را نبيند سپس براي پيدا كردن او به دنبال او افتاده تا او را پيدا كند!!
    تورات پر است از اين معرفيهاي نادرست و افسانه‏اي كه براي اختصار از نقل آنها خودداري مي‏شود، ناگفته پيدا است يك چنين اوهام و پندارهاي بي‏اساس، اثر بسيار نامطلوبي روي افراد تحصيل كرده مي‏گذارد و چون خود آنان در مسائل ديني اهل تحقيق و بررسي نيستند، بلكه رشته آنان همان علوم طبيعي است سرانجام كارشان به انكار خدا منجر مي‏گردد.
    پدران روحاني كليسا نيز در معرفيهاي نادرست، دست كم از تورات ندارند؛ آنان خدا را در قالب انسان ريخته و او را براي نجات بندگان گناهكار خود، بروي زمين مي‏آورند، سپس خداي مجسم، رقص كنان بالاي دار قرار مي‏گيرد و جان از بدن او بيرون مي‏رود، بدن او زير خاك دفن مي‏شود بار ديگر زنده گرديده و به سوي خدا پرواز مي‏كند.
    بدبختانه اين معرفيهاي غلط در محيطهايي رواج داشت كه در آنجاها علوم و دانشهاي مادي ترقي كرده بود و در مقابل براي شناسائي معارف الهي و عقايد صحيح خداپرستان، وسيله‏اي جز همان دستگاههاي روحاني مسيحي و كتابهاي تحريف شده آنها چيز ديگري نبود.
    اما در ميان برخي مردم مشرق زمين، اگرچه عقايد مذهبي با پاره‏اي اوهام و خرافات به هم آميخته است ولي چون در ميان آنها فلاسفه و حكماي بزرگي كه بتوانند پاسخگوي مشكلات اهل تحقيق باشند زياد وجود داشت از اين نظر اين معرفيهاي باطل چندان تأثيري روي دانشمندان مشرق زمين نگذاشت.
    خلاصه اين افراد در دوران كودكي مطالبي در كليسا پيرامون خدا و مذهب مي‏شنيدند پس از آنكه خود صاحب تحقيق در رشته‏اي از علوم مي‏شدند احساس مي‏كردند كه آنچه درباره خدا به آنها گفته شده است با مقياسهاي علمي سازگار نيست، و چون پناهگاه صحيح و واقعي براي تحقيق در اين مسائل نبود به ناچار تصور مي‏كردند كه موضوع خدا و مذهب افسانه‏اي بيش نيست.
    2 ـ فقدان يك مكتب فلسفي صحيح
    هنگاميكه، غرب از نظر علمي به پيشرفتهاي قابل ملاحظه‏اي دست يافت و بسياري از فرضيه‏هاي رياضي و طبيعي و نجومي را زير و رو كرد يك مكتب فلسفي جامع كه بتواند پاسخگوي مسائل و مشكلات دانشمندان در زمينه خدا و مذهب باشد وجود نداشت، با اينكه صدها سال از نهضت علمي غرب مي‏گذرد و جهان غرب گامهاي بلندي در جهان علم برداشته است هنوز هم نتوانسته يك سيستم فلسفي همه جانبه را، كه پاسخگوي شبهات و اشكالات باشد، عرضه بدارد، فقدان يك چنين مكتب، آنان را در زمينه خداشناسي دچار يك سلسله سئوالات و اشكالات نموده و چون پاسخگوئي براي پرسشهاي خود پيدا نمي‏كردند، خدا و ماوراء طبيعت را به كلي انكار مي‏كردند.
    مثلا يكي از دستاويزهاي گروهي از ماديها اين بوده كه مي‏گفته‏اند چون ما خدا را نمي‏بينيم و او را با دست لمس نمي‏كنيم پس به وجود او ايمان نداريم.
    و در مقابل اين منطق يك مكتب صحيحي نبوده كه به آنها بفهماند كه وسيله شناخت و پي بردن به وجود چيزها تنها منحصر به چشم يا ساير قواي ظاهري نيست و حواس و قواي عقلاني هم يكي از بزرگترين ابزار شناخت و درك واقعيات مي‏باشد، و اگر عقل و خرد وجود چيزي را تصديق كرد صحيح نيست كه به بهانه اينكه از وجود او در آزمايشگاهها اثري نيست آن را انكار كنيم.:salavat10:


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    105
    صلوات
    72666
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    69

    مفهوم دین چیست؟




    مفهوم دین چیست؟

    ]
    دین واژه ای است عربی که در لغت به معنای اطاعت و جزا و ... آمده، و اصطلاحاً به معنای اعتقاد به آفریننده ای برای جهان و انسان، و دستورات عملی متناسب با این عقاید می باشد. از اینروی، کسانی که مطلقاً معتقد به آفریننده ای نیستند و پیدایش پدیده های جهان را تصادفی، و یا صرفاً معلول فعل و انفعالات مادی و طبیعی می دانند "بی دین" نامیده می شوند. اما کسانی که معتقد به آفریننده ای برای جهان هستند هر چند عقاید و مراسم دینی ایشان، توأم با انحرافات و خرافات باشد "با دین" شمرده می شوند. و بر این اساس، ادیان موجود در میان انسانها به حق و باطل، تقسیم می شوند، و دین حق عبارتست از: آیینی که دارای عقاید درست و مطابق با واقع بوده، رفتارهایی را مورد توصیه و تأکید قرار دهد که از ضمانت کافی برای صحت و اعتبار برخوردار باشند.

    اصول و فروع دین


    با توجه به توضیحی که درباره مفهوم اصطلاحی دین، داده شد روشن گردید که هر دینی دست کم از دو بخش تشکیل می گردد: 1- عقیده یا عقایدی که حکم پایه و اساس و ریشه ی آن را دارد. 2- دستورات عملی که متناسب با آن پایه یا پایه های عقیدتی و برخاستته از آنها باشد. بنابر این، کاملاً بجاست که بخش عقاید در هر دینی "اصول" و بخش احکام عملی "فروع" ان دین نامیده شود چنانکه دانشمندان اسلامی، این دو اصطلاح را در مورد عقاید و احکام اسلامی بکار برده اند.

    جهان بینی و ایدئولوژی


    واژه های جهان بینی و ایدئولوژی به معنای کمابیش مشابهی بکار می رود. از جمله معانی جهان بینی این است: "یک سلسله اعتقادات و بینشهای کلی هماهنگ درباره ی جهان و انسان و بطور کلی درباره هستی" و از جمله معانی ایدئولوژی اینست: "یک سلسله آراء کلی هماهنگ درباره رفتارهای انسان."

    واژه "اصول دین" را می توان به دو معنای عام و خاص بکار برد: اصطلاح عام آن در برابر "فروع دین" و بخش احکام بکار می رود و شامل همه عقاید معتبر می شود. و اصطلاح خاص آن، به اساسی ترین عقاید، اختصاص می یابد

    طبق این دو معنی می توان سیستم عقیدتی و اصول هر دین را جهان بینی آن دین، و سیستم کلی احکام عملی آن را ایدئولوژی آن به حساب آورد و آنها را بر اصول و فروع دین تطبیق کرد. ولی باید توجه داشت که اصطلاح ایدئولوژی شامل احکام جزئی نمی شود چنانکه جهان بینی نیز شامل اعتقادات جزیی نمی گردد.
    نکته دیگر آنکه: گاهی کلمه ایدئولوژی به معنای عامی بکار می رود که شامل جهان بینی هم می شود.(1)
    دین چیست؟
    جهان بینی الهی و مادی


    در میان انسانها انواعی از جهان بینی وجود داشته و دارد ولی همگی آنها را می توان بر اساس پذیرفتن ماوراء طلبعت و انکار آن، به دو بخش کلی تقسیم کرد: جهان بینی الهی، و جهان بینی مادی.

    پیرو جهان بینی مادی در زمان سابق بنام "طبیعی" و "دهری" و احیاناً "زندیق" و "ملحد" نامیده می شد و در زمان ما "مادی" و "ماتریالیست" نامیده می شود.

    مادیگری نحله های مختلفی دارد و مشهورترین آنها در عصر ما "ماتریالیسم دیالکتیک" است که بخش فلسفی مارکسیسم را تشکیل می دهد.
    ضمناً روشن شد که دایره ی کاربرد "جهان بینی" وسیعتر از عقاید دینی است زیرا شامل عقاید الحادی و ماده گرایانه نیز می شود. چنانکه واژه ایدئولوژی نیز اختصاص به مجموعه احکامی دینی ندارد.




  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    105
    صلوات
    72666
    تعداد دلنوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 9 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    69



    در تفسیر «دین» آرا و مطالب گوناگونى از سوى غربی‌ها مطرح شده است. «جان هیک» در کتاب «فلسفه دین» تعاریف گوناگونى از دیدگاه‌هاى مختلف درباره دین نقل می‌کند:
    الف. تعریف روان‌شناختى: «دین؛ احساسات، اعمال و تجربیات افراد در هنگام تنهایى، آن‌گاه که خود را در برابر هر آنچه که الهى می‌نامند، می‌یابند».
    ب. تعریف جامعه‌شناختى: «مجموعه‌اى از باورها، اعمال، شعایر و نهادهاى دینى که افراد بشر در جوامع مختلف بنا کرده‌اند».
    ج. تعریف طبیعت گرایانه: «مجموعه‌اى از اوامر و نواهى که مانع عملکرد آزاد استعدادهاى ما می‌شود». و همان رویکرد با همدلى بیشتر: «دین، همان اخلاق است که احساس و عاطفه به آن، تعالى، گرما و روشنى بخشیده است».
    د. تعاریف دینى، مانند: «دین، اعتراف به این حقیقت است که کلیه موجودات تجلیّات نیرویى هستند که فراتر از علم و معرفت ماست»

    تنوع این تفسیرها به‌گونه‌اى است که اندیشمندان مغرب زمین را وادار کرده تا اعتراف کنند: «اصطلاح دین داراى یک معناى واحد که مورد قبول همه باشد، نیست. بلکه پدیدارهاى متعدد فراوانى تحت نام دین گرد می‌آیند که به‌گونه‌اى با هم ارتباط دارند. ارتباطى که لودویک ویتگنشتاین آن‌را شباهت خانوادگى می‌نامد».

    در تعابیر قرآنى؛ «
    دین» در دو مورد استعمال شده است.




اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود