جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رفیق من میخواد طلبه بشه ولی...

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    133
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    1

    رفیق من میخواد طلبه بشه ولی...




    سلام بنده خودم طلبه هستم
    بنده دوستی دارم که می خواهد طلبه شود و استعداد بسیار خوبی دارد. با این که خانواده ی مذهبی دارد ولی با طلبه شدن ایشان مخالفت میکنند دلیلشان هم این است که دایی این دوست بنده طلبه بوده و اتفاقا در زمان جنگ شهید شده است(به صورت بسیار بدی هم شهید شده) و با توجه به اینکه در آن زمان مشکلات طلبگی بسیار بوده با طلبه شدن دوست بنده مخالفت میکنند
    لطفا اگر کسی راه حلی دارد ارائه دهد!
    بالای تخت یوسف کنعان نوشته است
    هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود
    ***
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

       

    کیمیایی است عجب، تعزیه داری حسین(علیه السلام)!!!
    http://www.askquran.ir/group.php?groupid=58


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    منم اول می خواستم برم خلبانی مسافربری همه خانواده مخالفت می کردند که بابا این هواپیما اگر سقوط کنه می میریو هزاران ایراد دیگر

    اول خودم رفتم چند بار به صورت تفریحی پرواز کردم که ببینم اصلا خوشم میاد یا نه

    سر کلاسای درسی اش رفتم و با تمام کاپیتان های با تجربه صحبت کردم

    بعد پدرم رو بردم و با چند کاپیتان صحبت کرد

    تمام قسمت های کاری رو بهش نشون دادم و اونو پای صحبت کسانی که تجربه داشتن نشوندم و بعد راضی شد

    بهتر نیست دوست شما هم اول خودش برود و با محیط و درس های طلبه ها آشنا بشه بعد بزرگ خانواده اش رو ببره و ببین چطوره

    منم می خواستم طلبه بشم اما وقتی داخل کلاساشون رفتم دیدم اصلا اون چیزی که من فکر می کردم نیست
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    133
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    1



    با محیط طلبگی و درسهای طلبگی کاملا آشناست
    بالای تخت یوسف کنعان نوشته است
    هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود
    ***
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

       

    کیمیایی است عجب، تعزیه داری حسین(علیه السلام)!!!
    http://www.askquran.ir/group.php?groupid=58


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    دلیل نرفتن منم به حوزه یه جورایی راضی نبودن خانوادم بود
    میگفتن الان جو گیر شدی و 2 روز دیگه وسطش پشیمون بشی فایده ای نداره و...
    بعدشم نگفتی رفیقت دیپلم گرفته نگرفته دانشگاه ....
    دلیل مخالفت اصلی خانواده من این بود که با هزار مصیبت رفتی یه رشته دانشگاهی درس خوندی که اخرش.....
    ولی خدا رو شکر مطالعات مذهبی جای خالی حوزه رو برام داره پر میکنه
    یا علی(ع)
    الهی العفو...


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    133
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    1



    ایشون سال اول دبیرستان را داره تموم میکنه
    درضمن با توجه به ذهنیتی که خانواده ایشون از طلبگی دارن اصلا نمیشه راجع به حوزه و طلبگی باهاشون صحبت کرد!
    بالای تخت یوسف کنعان نوشته است
    هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود
    ***
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

       

    کیمیایی است عجب، تعزیه داری حسین(علیه السلام)!!!
    http://www.askquran.ir/group.php?groupid=58


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    خوب باید حوزه رو از نزدیک بشناسه و با سختیای خاص خودش آشنا باشه به نظر شما امکان نداره از رو احساس این تصمیم رو گرفته باشه؟؟؟
    در ضمن اگه خودش بخواد به این هدف بزرگ برسه هیچی جلودارش نمیشه و خود خدا کارو براش درست میکنه
    پس من احتمال میدم هنوز شناخت درستی از حوزه نداره و به صرف دیدن 2 تا رفیق طلبه این احساس ....
    الهی العفو...


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    133
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    1



    بنده سه ساله که باهاش رفیقم مطمئنم که از روی احساس یه همچین تصمیمی نگرفته
    درضمن مدتی هم هست که داره درسهای حوزه را به صورت جداگونه برای خودش میخونه!
    بالای تخت یوسف کنعان نوشته است
    هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود
    ***
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم والعن اعدائهم

       

    کیمیایی است عجب، تعزیه داری حسین(علیه السلام)!!!
    http://www.askquran.ir/group.php?groupid=58


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    بعد درسای خودشو چی می کنه؟درس های مدرسشو؟

    فکر نمی کنید خیلی زود باشه براش؟

    اگر می خواد مومن باشه بهتر هست مومن ناشناس باشه

    اگر می خواد لباس آخوندی بپوشه یه حرف دیگه است

    حالا کدام؟
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط سخن حق نمایش پست
    بعد درسای خودشو چی می کنه؟درس های مدرسشو؟

    فکر نمی کنید خیلی زود باشه براش؟

    اگر می خواد مومن باشه بهتر هست مومن ناشناس باشه

    اگر می خواد لباس آخوندی بپوشه یه حرف دیگه است

    حالا کدام؟
    با سلام
    اولا که همچینم زود نیست
    چون الان وقته انتخاب رشتشه که شما فکر کن یه گرایش مورد علاقشو انتخاب کرده
    اینم قبول ندارم که اگه میخواد مومن باشه بهتر که نا شناس باشه و...
    من خودم در کنار رشتم مطالعات مذهبی دارم
    اما هیچ وقت الان به اندازه رفیقم که یه زمانی احکامشو از من میپرسید و الان حوزوی هست و..چند برابر من بیشتر اطلاعات مفید مذهبی داره و....اطلاعات مذهبی ندارم
    پس بهتره اگه عاشق این راه و هدف هست تا اخرش ادامه بده و....
    حالا اینکه بعد از اتمام حوزه بخواد لبتاس شخصی بگرده یه چیز دیگس...
    یه بزرگی از روحانیون جوون که دکتری داره و عضو هیئت علمی دانشگاه شریف و علم وصنعت بوده میگفت من چون عاشق این لباس هستم میپوشمش وگرنه تو جامعه ما متاسفانه بی احترامی زیادی به این لباس میشه و ....
    الهی العفو...


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    سلام دوست عزیز
    در اینکه تحصیلات حوزوی بسیار خوبست و خدمت به اسلام و قرآن است و طلاب عزیزی که صادقانه و خالصانه در این وادی طیب و پاک قدم می گذارند، سرباز واقعی امام زمان (ع) هستند، بحثی نیست.
    من تجربه ده ساله حوزه ام را برای شما خیلی کوتاه عرض می کنم یعنی با شناختی که از فضای حوزه، طلاب عزیز و درسها و ... دارم.
    پیشنهاد من اینه که اگر دوست شما حافظه خوبی داره (یعنی اگر از نظر هوشی متوسط به بالاست)، با کمی حوصله و هماهنگی، دبیرستان و بعد دانشگاه را ادامه بدهند و در کنار آن تحصیلات حوزوی را هم طی کنند.
    الان طلاب متعددی به همین صورت تحصیلات کلاسیک و حوزوی را در کنار هم می خوانند و من از این افراد دیده ام و الان هم سراغ دارم. فقط ظاهراً قبلش باید یک سری هماهنگیها انجام شود تا در روند درسی این دو اخلالی وارد نشود.



    خلاصه فواید این روش:

    1- آشنایی کلی با علوم کلاسیک و تخصص در یکی از رشته های مورد علاقه دانشگاهی

    2- جلب رضایت والدین (آنها وقتی ببینند فرزندشان از مسیر دانشگاه غافل نشده و مشتاق ادامه تحصیل در رشته های تخصصی دانشگاهی است، به احتمال زیاد به تدریج از تحصیلات حوزوی ایشان هم حمایت خواهند نمود.)

    3- از آنجا که می دانید دوره تکمیل تحصیلات حوزه بسیار طولانی است و در نهایت چیزی به نام بازار کار برای حوزویان وجود ندارد (چون فعالیت اصلی طلاب عزیز در زمینه های تبلیغی است و باید به نوعی با زبان و قلم وارد عرصه تبلیغ دین شوند)، از سوی دیگر مشغله تحصیلی و تبلیغی و شأن عمومی که برای لباس روحانیت در اذهان عمومی وجود دارد، به طور طبیعی مانع از انجام بسیاری از مشاغل دیگر می شود، از سوی سوم تنها منبع درآمد زندگی بیشتر طلاب عزیز شهریه طلبگی است که نسبت به معاش امروز در سطح بسیار نازلی است، این توضیحات را عرض کردم تا بگویم اگر ایشان تحصیلات کلاسیک را در کنار تحصیلات حوزوی ادامه دهند، می توانند تا حدودی از لحاظ مالی و معیشتی یک پشتوانه تضمینی برای خود ایجاد نمایند.

    4- یک فایده بسیار مهم ادامه تحصیل توأمان حوزه و دانشگاه اینست که اگر به هر دلیلی بعد از چند سال دوست شما از ادامه تحصیل در حوزه منصرف شد، می تواند تحصیلات کلاسیک خود را ادامه دهد و از این لحاظ یک حاشیه امنیت برای خود ایجاد نماید. بنده نمونه های متعددی دیده ام که هر یک به دلیلی، یک یا چند سال بعد از ورود به حوزه از ادامه تحصیل منصرف شدند.



    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۷/۲۸ در ساعت ۲۳:۳۸
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود