صفحه 1 از 135 1231121314151101 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۶
    نوشته
    157
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2

    ۩۞۩ سوگنامه ايام شهادت ياس كبود؛ حضرت فاطمه زهرا(س) ۩۞۩




    السلام عليك يا سيده نساء العالمين
    با توجه به نزدیک شدن ایام فاطمیه این تایپیک را زدم تا به یاری یکدیگر اطلاعاتمان را درباره ی این حضرت بالا ببریم.
    ویرایش توسط .:MONTAZER:. : ۱۳۸۷/۰۲/۲۹ در ساعت ۰۰:۲۶
    و بدان؛کسی که گنجینههای آسمان و زمین در دست اوست تو را فرموده از او خواهی تا به تو دهد، و از او طلبی تا تو را بیامرزد.

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۶
    نوشته
    157
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2




    هويت بانوى عظمى عليا مكرمه خديجه كبرى مادرحضرت زهرا(ع(
    حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها مادرش يگانه بانوى عظيمهالشان و المرتبه جناب عليا مكرمه مجلله خديجه كبرى عليها التحيه و الثناءاست
    اين مخدره محترمه معظمه سلام الله عليها اول زنى است كه حضرت نبى اكرم صلىالله عليه و آله و سلم با او ازدواج نموده است و ولادتش در سنه شصت و هشت قبلالهجره بوده اين بانوى معظمه داراى مقام سيادت و رياست و حشمت و داراى مال و ثروتبسيار بوده است داراى مقام عفت اخلاق حميده بوده و اوصاف جميله را واجد بوده و بسدر مقام سخاتوت و فداكاريش كه تمام اموال و ثروت خود را به رايگان براى اعلاء كلمهتوحيد و ترويج اسلام مطلقا در اختيار تام شوهرش پيغمبر عالى مقام گذاشت .
    شرافتو عظمت شئون حضرت خديجه كبرى نسبا و حسبا و ايمانا و اخلاقا در تاريخ اسلام ازناحيه مورخين ثبت و ظبط است
    بطوريكه ما را بى نياز از بيان آن مى نمايد. جنابخديجه كبرى عليها سلام اول كسى است در ميان بانوان كه به خاتم پيغمبران ايمان آوردو دعوت حضرت ختمى مرتبت محمد مصطفى على آلاف التحيه والثناء را پذيرفت و مشرفه بهدين مبين اسلام گرديد.
    حضرت عليا مكرمه خديجه كبرى عليها التحيه والثناء ازبانوان برگزيده خداس است همين بس در مقامش كه هرگاه جبرئيل امين فرشته وحى اهى برخاتم انبياء حضرت محمد مصطفى (ص ) نازل مى گرديد، سلام خدا بر حضرت خديجه كبرى سلامالله عليها پيامش بود.
    جبرئيل هر وقت شرفياب محضر انور پيغمبر اكرم (ص ) مى شدعرض ‍ مى كرد خدا مى فرمايد سلام مرا به جناب خديجه برسانيد و بآن بانوى عظمىبگوئيد ما براى او در بهشت قصرى مجلل و زيبا مطابق شاءن او مهيا و آماده نموده ايم : و نيز در كتاب بحار مجلسى (ره ) نقل شدهان جبرئيل عليهالسلام اتى النبى صلى الله عليه و آله فقال : اقرء خديجه من ربها السلام فقال رسولالله صلى الله عليه و آله : يا خديجه هذا جبرئيل يقرئك من ربك السلام قالت خديجه :الله السلام و منه السلام و اليه السلام .
    حضرت فاطمه زهرا سلام اللهعليها شوهرش وجود مقدس قطب ارائك توحيد، سلطان العارفين و رئيس الموحدين واميرالمومنين و امام المتقين ولى الله اعظم حضرت على مرتضى صلوات الله و سلامه عليهاست
    حضرت على مرتضى عليه السلام داراى مقام ولايت كليه مطلقه است و تمام شئونولايت و علامات و امتيازات امامت را واجد است .
    حضرت على مرتضى عليه السلامداراى نفس كليه الهيه است همان نفسى كه مورد خطاب است در آيه شريفه پايان سوره فجر (يا ايتها النفس ‍ المطمئنه ارجعنى الى ربك راضيه مرضيه فادخلنى فى عبادى و ادخلىجنتى : آيه 30 سوره الفجر.
    حضرت على مرتضى عليه السلام اعلمالناس است ، احكم الناس ‍ است ، اقتى الناس است ، احلم الناس است ، اشجع الناس استاسخى الناس است ، اعبد الناس است:
    حضرت على مرتضى عليه السلام در تمامشئون ولايت كليه مطلقه با حضرت ختمى مرتبت محمد (ص ) شريك است الا اينكه نبوت ختميهمختص رسول الله صلى الله عليه و آله است چنانكه در حديث شريف منزلت ، تصريح به اينواقعيت شده است : قال رسوال الله (ص ) مخاطبا لعلى المرتضى (ع ) ( انت منى بمنزلههارون من موسى الا انه لان نبى بعدى ) اين حديث مورد اتفاق عامه و خاصه است حضرتختمى مرتبت خطاب به حضرت امير اهل ايمان ، على مرتضى فرموده تو از من در تمام شئونبمنزله هارونى از موسى ، مگر اينكه نبوت به من ختم شده است و بعد از من پيغمبرىنيست :
    جمله (و لا نبى بعدى ) از لسان پيغمبر اكرم (ص ) علاوه بر اينكه سندمحكمى است بر خاتميت آن حضرت ، نيز مثبت ولايت كليه مطلقه حضرت على مرتضى (ع ) مىباشد. چون موسى و هارون سلام الله عليهما در تمام شئون كماليه با هم مشاركت داشتهاند و همين معنى براى خاتم انبياء محمد مصطفى و على مرتضى صلوات الله عليهما درجميع شوون ولايت كليه مطلقه ثابت است و استثناء نشده مگر نبوت كه اختصاص به حضرتمحمد صلى الله عليه و آله دارد.
    اعلام مقام ولايت كليه مطلقه علويه تصريحادر اين آيه مباركه است لقوله تعالىانما وليكم الله و رسوله والذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يوتون الزكوه و هم راكعون) آيه 55 سورهمائده) .
    اين آيه مباركه به اتفاق مفسرين عامه و خاصه در شاءن على عليه السلامنازل شده است ، چه آن حضرت بوده كه در حال ركوع زكوه و صدقه داده است .
    ولى درآيه مذكوره به معناى متصرف مطلق و صاجب اختيار و حاكم مطلق است نه به معناى دوست چهاگر به معناى دوست
    گرفته شود اساسا معنى غلط است . علاوه با شمول كلى و سريانىخطاب (كم ) در آيه مرقومه كه جميع خلق را در بردارد،
    لازم آيد كه بنابراين معنىالعياذ بالله خدا و رسول خدا و اميرالمومنين على (ع ) دوست فاسقين و فاجرين وكافرين و منافقين و مشركين هم باشند و حال آنكه آنها برى و بيزارند از اينها، تا چهرسد كه دوست اين گروه فاسد باشند. پس عقل صحيح ، اين معنى را باطل و غلط مى داند ومخالف در محكمه عقل و وجدان محكوم است و بايد به حكم برهان ، تسليم آن معنايى بشودكه ما اشاره نموديم . يعنى متصرف مطلق و صاحب اختيار مطلق در كل عالم امكان ، نه درگوشه جهان و جزئى از آن و اين معناى ولايت تكوينيه و ولايت كليه مطلقه است (فانهم( ممكن است كسى بگويد ولايت ولى بمعناى تصرف درست و مرد تصديق اما كليه و مطلقه را ازكجا استنباط و استفاده نمائيم ، در جواب مى گوئيم آنرا هم از خود همين آيه مباركه ،مگرانما وليكم اللهاين ولايت مطلقه و كليه نيست ،البته اين ولايت كلى است اگر چنانچه انكار نمائى العياذ بالله ولايت و تصرف خدا رادر عالم محدود كرده و خدا را نشناخته اى و عقل تو را محكوم مى كند. عقل و برهان مىگويد تصرف خدا كلى و نامحدود است نه جزئى و مقيد. آيا مى توانى بگوئى خدا نسبت بهآسمان ولايت دارد و العياذ بالله ولايت در زمين ندارد و يا در عوالم عاليه ولايت وتصرف و حكومت دارد، اما در عوالم سافله ديگر اين ولايت و تصرف را ندارد؟!
    پس بهحكم عقل و برهان مى بايست قبول كنى كه خداى قادر متعال ، متصرف مطلق و صاحب اختيارمطلق و حاكم مطلق در نظام كل است و داراى ولايت كليه مطلقه ذاتيه اصليه است و همينمعنى در ولايت ، براى رسوال خدا حضرت حتمى مرتبت محمد (ص ) و براى حضرت على مرتضى (ع ) كه آيه مباركه مذكوره در شاءن آن حضرت نازل گرديه است ، ثابت و محقق و مبرهناست ، به حكم اينكه معطوف در حكم معطوف عليه است اما فرق و تفاوت ولايت كليه الهيهحضرت احديت ، با ولايت كليه مطلقه حضرت ختمى مرتبت و دوازده نفر خلفاء و اوصياىآنحضرت كه همه مصداق اولوالامر و همه واجد مقام ولايت كليه مطلقه مى باشند اين ايناست كه ولايت خدا ذاتى و اصلى است و ولايت ايشان ضللى است و آنان مظهر ولى مطلقهستند و به عبارت ديگر ولايت كليه مطلقه ايشان يعنى رسول الله و خلفاى آن حضرت كهاول آنها حضرت على مرتضى و آخر آنها حضرت بقيه الله مهدى ولى عصر (عج ) به اذن اللهاست كه از اين اذن مراد اذن تكونى است خذ و اغتنم .
    مولف را نسبت به معناى ولايتو شئون ولايت ضمن رسائلى كه در اثبات ولايت و امامت دوازده نفر خلفاء و اوصياء حضرتختمى مرتبت (ص ) نگاشته است ، بيان تفصيلى است و بايست به آن رسائل مراجعه شود. دراين مقام فقط خواستيم شوهر عالى مقام فاطمه زهرا (س ) را كه حضرت على مرتضى صاحبمقام ولايت كليه مطلقه است معرفى نمائيم و نظر به بيان شئون ولايتى على عليه السلامنداشتيم . زيرا هر سخن جائى و هر نكته مقامى دارد و اما بس در مقام عظمت و رفعتشاءن ولاتى على عليه السلام نداشتيم . زيرا هر سخن جائى و هر نكته مقامى دارد و امابس در مقام عظمت و رفعت شاءن حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها، كه اگر خداى علىاعلى وجود مرتضى را خلق نمى كرد، براى اين بانوى بى همتا، كفوى در صفحه جهان هستىنبود تار روز قيامت .
    چنانچه در روايت معتبر تصريح به اين حقيقت شده است :
    قال الله عزوجللو لم اخلق عليا لما كان لفاطمه كفو علىوجه الارض ‍ آدم و من دونه


    على مرتضى عليه السلام مظهر اسماء حسنى ومجلاى صفات الوهى است . على مرتضى مثل اعلاى الهى است . خداى يكتا مثل نارد، امامثل اعلا داردو له المثل الاعلىپيغمبر اكرم خطاب بهعلى مرتضى فرمود : (و انت المثل الاعلى ) : يعنى على جان مصداق مثل اعلاى كبريائىفى الواقع تو هستى .


    و بدان؛کسی که گنجینههای آسمان و زمین در دست اوست تو را فرموده از او خواهی تا به تو دهد، و از او طلبی تا تو را بیامرزد.

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۶
    نوشته
    157
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2



    زندگانى حضرت زهرا سلام الله عليها
    آشنايى كوتاه با صديقه كبرى ، حضرتفاطمه زهرا عليهاالسلام
    نام : فاطمه .
    كنيه هاى مشهور: ام الحسن ، ام الحسين، ام ابيها، ام الائمه .
    مشهورترين لقبها: زهرا، صديقه ، طاهره ، كبرى ، سيده ،بتول .
    پدر: حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله پيامبر عظيم الشاءن اسلام .
    مادر: خديجه عليهاالسلام بنت خويلد همسر فداكار پيامبر اسلام .
    محل تولد. مكه .
    سال تولد: سال دوم بعثت ، و به روايتى : سال پنجم .
    روز ميلاد: بيستمجمادى الثانى .
    نام همسر: على بن ابى طالب عليه السلام ، پسرعموى پيامبر اسلام .
    زمان ازدواج : رجب يا ذى حجه سال دوم هجرت در مدينه .
    مدت زندگانى با علىعليه السلام : نه سال .
    ميزان مهريه : 400 مثقال نقره مسكوك
    فرزندان : حسنعليه السلام ، حسين عليه السلام ، زينب كبرى ، ام كلثوم و يك فرزند سقطشده به ناممحسن
    شهادت : در سال يازدهم هجرى
    محل دفن : پنهان است
    تعداد احاديث وروايات باقيمانده درباره آن حضرت : حدود 2000 مورد.
    تعداد سخنان باقيمانده ازحضرت فاطمه : حدود 130 مورد.
    تعداد اشعار باقيمانده از آن حضرت : حدود 29 قطعه .
    تعداد خطبه هاى باقيمانده از آن حضرت : 2 خطبه .
    ساير آثار علمى باقيماندهاز آن حضرت : مصحف فاطمه عليهاالسلام كه به خط همسر گرامش على عليه السلام نوشتهشده و در نزد فرزندان آن حضرت بوده و هم اكنون در دست حضرت قائم عجل الله تعالىفرجه الشريف مى باشد.
    مشهورترين و صحيح ترين مناقب و فضائل آن حضرت :
    1
    اينكهغضب فاطمه عليهاالسلام موجب غضب خدا و رسول او، و رضاى فاطمه سبب رضاى ايشان است .
    2
    فاطمه برترين زنان دو عالم است .
    3 فاطمه معصوم از هرگونه گناه مى باشد.
    4
    آن حضرت محبوبترين و عزيزترين مردم در نزد رسول خدا صلى الله عليه و آلهبوده است .
    5 خداوند در روز قيامت ، به آن حضرت اجازه شفاعت مى دهد.
    6
    صدورمعجزات بسيار از حضرت فاطمه عليهاالسلام .
    7
    بى مانندبودن ايمان و يقين فاطمهعليهاالسلام .
    8
    زهد و قناعت نمونه .
    9
    احترام بى حد پيامبر به آن حضرت .
    10
    او عابدترين مردم در زمان خود بوده است .
    11
    صدق و راستگويى حضرت فاطمهعليهاالسلام .
    12
    علم وافر آن حضرت .
    و... .
    و بدان؛کسی که گنجینههای آسمان و زمین در دست اوست تو را فرموده از او خواهی تا به تو دهد، و از او طلبی تا تو را بیامرزد.

  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۶
    نوشته
    157
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2



    سبب مرگ و شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها
    عن ابى بصير عن ابى عبدالله عليه السلام قال و كان سبب و فاتها ان قنفذامولى الرجل لكزها بنعل السيف بامره فاسقطت محسنا و مرضت من ذالك مرضا شديدا و لمتدع احدا ممن اذاها يدخل عليها. از دلائل الامامه طبرى صفحه 45
    از ابوبصير ازحضرت امام صادق عليه الصلوه و السلام روايت شده كه امام صادق كاشف حقايق فرموده استعلت و سبب وفات آنحضرت آن بود كه قنفد غلام آن مرد بامر و دستور وى بوسيله غلافشمشير ضرباتى زد كه بر اثر آن محسن را سقط نمود و بدين جهت بى سختى مريض گرديد و بههيچ كس از آزار كنندگان خود اجازه عيادت نداد.
    و قريب به همين مضمون در سبب وفاتحضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها در كتاب بيت الاحزان صفحه 160 از محدث قمى نقلگرديده است .
    آنچه مسلم و محرز است دختر پيغمبر حضرت فاطمه زهرا اطهر باجل خود ومرگ طبيعى وفات ننموده است بكله سبب مرگ آنحضرت همان است كه از لسان امام صادق كاشفحقايق نقل شده است و آن همان اذيتها ئيكه دشمن ستمكار بر آن بزرگوار نموده علتشهادت آن يادگار و اثر والاگهر پيامبر گرديده است عجيب است با اينكه بارها پيغمبراكرم فرموده فاطمه پاره تن من است و ازار و اذيت او ازار من است و ازار من آزاربخداست اما اين مردم منافق و ظالم ابدا رعايت سفارش و گفتار آن بزرگوار را دربار هدخترش نكردند بكله آنچه توانستند بفاطمه زهرا و عصمت كبرى (ع )ظلم و ستم كردند حقاو و شوهرش را غصب نمودند بضرب غلاف شمشير ضربه بر حضرتش وارد و محسن ششماهه درشكمش را سقط نموده و سيلى بر صورت نازنين انور دختر پيغمبر زده رخساره اش را با ضربسيلى نيلى و آزرده نمودند و چه بى احترامى و جسارتهاى ديگر كه قلم از شرح آن شرمدارد بايد بفاطمه گفت يا فاطمه الزهرا خدا بتو صبر و اجر مرحمت نمايد.در زيارتش مى خوانيم (المغصوبته حقهاالمكسوره ضلعها الممنوعته ارثها المظلوم بعلها المقتول ولدها(
    پس از بيان گفتاركه باختصار به آن اشاره شد سبب وفات حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها دانسته گرديدو حضرتش در حالى كه جوان بود از دنيا رفت و اين بانوى عظمى نخستين شهيد در راهاسلام و قرآن و ولايت است .
    صلوات و درود بى نهايت ازلا و ابدا و سرمدا بر آنحضرت و پدرش و شوهرش و اولاد اطهارش باد.
    و بدان؛کسی که گنجینههای آسمان و زمین در دست اوست تو را فرموده از او خواهی تا به تو دهد، و از او طلبی تا تو را بیامرزد.


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۶
    نوشته
    247
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بوی یاس
    شهر پیغمبر پر از بیداد شد ، آسمان لبریز از فریاد شد ، نخل ها بر سینه و سر می زدند ،طائران عرش پرپر می زدند

    چشم جبرئیل امین مبهوت بود ، غرق ماتم عالم لاهوت بود ، کینه توزی را عجب آموختند ،قلب مادر را به طفلش دوختند ،آن در و دیوار گلگون گشت وای ، فرق حیدر (ع) غرق در خون گشت وای ، ضرب سیلی دیده ای را تار کرد

    مجتبی (ع) با زهر آن افطار کرد ، با غلاف تیغ بازویی شکست ، شمر، روی سینه مولا (ع) نشست

    روی مه را ، جوهر نیلی زدند ، دختری در کربلا سیلی زدند ، درب بیت وحی را افروختند ، خیمه اهل حرم را سوختند

    از دل زهرا (س) برون شد بوی عود ، بوی یاس و آتش و اسپند و دود ، میخ در پهلوی محسن را درید، تیر شد ، بر حنجر اصغر رسید

    تیغ را قنعذ در عالم تاب داد ، دست عباس (ع) علی (ع) در شط فتاد ، بس نیام و تیغ در رقص آمدند ، بوسه بر پهلو و بر بازو زدند

    کسیت زهرا (س) آسمانی در سجود ، بوسه دستاس بر دستی کبود ، عدیان زین سو و آن سو آمدند ، بند بر دستان دست حق زدند

    دست حق در بیعت زنجیر شد ، شیر حق بین دو صد خنزیر شد ، گنبد نیلی گریبان چاک زد ، عصمت حق را عدو بر خاک زد

    فاطمه (س) یعنی زدن در کوچه ها ، مادری را پیش چشم بچه ها ، چشم عالم لب به لب الماس شد ، خاک یثرب مست بوی یاس شد ،عالمی خاموش و مهتاب گشت ، ارغوان رخ ، ماه عالمتاب گشت ، عرش حق هم زین جفا در هوش شد ، ذوالفقار مرتضی (ع) بیهوش شد

    ویرایش توسط کاوشگر : ۱۳۸۷/۰۲/۱۲ در ساعت ۱۰:۰۰
    بسم رب المهدی
    عاشقان مهدی، رهروان علی ، جمع شدند ، تا در کنار هم و با کمک هم ،شاید بتونند گره ای از مشکلات نیازمندان باز کنند. اگر می خواهید با ما همراه باشید لینک زیر رو کلیک کنید:






  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    مارد ما مادر تمومه عالمه
    فاطمیه خدا هم غرقه ماتمه
    ....................
    گله یاس و کی دیده تو گل خونه بسوزونن
    در باغ و کی دیده غریبونه بسوزونن
    ..................................
    الهی بشکنه دست مغیره
    میونه کوچه ها بی مادرم کرد
    .....................................



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۶
    نوشته
    157
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2



    شان حضرت فاطمه (س) در آخرت:
    ابوصالح مفسر در تفسير سخن خداوند كه مى فرمايد: (و اذا النفوس زوجت)گفته : در روزقيامت مؤ منى نيست مگر اينكه پس از عبور از صراط خداوند متعال چهار زن از زنان دنيارا براى او تزويج مى كند و هفتاد هزار حورى از حوريه هاى بهشتى را، مگر على بن ابىطالب را، كه او همان گونه كه در دنيا همسر فاطمه بوده است در آخرت نيز همسرش خواهدبود و براى او همسر ديگرى از زنان دنيا وجود نخواهد داشت ولى برايش هفتاد هزارحوريه بهشتى خواهد بود كه هر كدام از آنها هفتاد هزار خادم خواهند داشت .
    و بدان؛کسی که گنجینههای آسمان و زمین در دست اوست تو را فرموده از او خواهی تا به تو دهد، و از او طلبی تا تو را بیامرزد.

  12. تشکر


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۶
    نوشته
    157
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2



    بيان اسماء و القاب و كنيه حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها
    ابن بابويه بسند معتبر از يونس بهظبيان روايت كرده است كه حضرت صادق كاشف حقايق عليه الصلوه و السلام فرموده كه حضرتفاطمه سلام الله عليها را نه اسم است نزد خداى عزوجلالفاطمه والصديقه و المباركه و الطاهره و الزكيه و الراضيه و المرضيه و المحدثه والزهرا آنگاه حضرت صادق عليه السلام فرمود كه آيا مى دانى كه چيست تفسيرفاطمه (ع ) يونس عرض نمود خبر بده مرا از معنى آن اى سيد من . حضرت فرمودفطمت من الشريعنى بريده شده است از كل بديها. سپس ‍ فرمود كهاگر اميرالمؤ منين على عليه السلام تزويج نمى نمود او را كفوى و نظيرى نبود او رابر روى زمين تا روز قيامت . نه آدم و نه آنها كه بعد از او بودند (از كتاب بحار وغيره ) اين حديث شريف نورانى برهان ساطع و دليل قاطع است بر اينكه حضرتاميرالمومنين وسيد الاولياء معلم الملك و الملكوت ولى اللهاعظم على مرتضى عليه آلاف التحيه و الثناء از جميع انبياء و رسل و اوصياءايشان بعد از حضرت ختمى مرتبت عقل كل خاتم الانبياء والرسل ، مرتبه اش افضل و اشرفو ارفع مى باشد و نيز برهان ساطع و روشنى است بر افضليت و اشرفيت و ارفعيت ملكه ملكو ملكوت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بعد از پدر خاتم انبيا حضرت محمد مصطفى وبعد از شوهرش حضرت على مرتضى صلوات الله عليهما از كل انبياء و رسل و اوصياء ايشانو همچنين از قاطبه ماسوا على الاطلاق .
    ولنعم ما قيل :
    حق چو نديده همسرش در همه ممكنات ازآن
    واجب و لازم آمدش خلقت حيدرآورد
    ذات اقدس حق تعالى و مبدء اعلى از عنايتىكه به حضرت فاطمه (س ) داشته ، اسم او را از اسم خود مشتق فرموده است .
    چنانكهدر روايت معتبر از قول پيغمبر آمده كه قال النبى
    )
    ص )لفاطمه شق اله لك يا فاطمهاسما من اسمائه فهو الفاطر و انت فاطمه ) (از بحار ج 43) اين حدايث شريف نورانىبرهان و دليل ساطع است كه حضرت فاطمه سلام الله عليها مظهر اسماء حسناى الهى ومجلاى صفات علياى ربوبى است و اين حديث دلالت بر عصمت آن ملكه ملك و ملكوت دارد چهدر علم كلام و حكمت متعاليه با براهيه عقليه و ادله متقنه محكمه ثابت و مبرهنگرديده كه خداى متعال و ذات ذى الجلال الوهى منزه و مبرى از كل عيوب و نقائص است وجامع جميع صفات كماليه و نعوت جماليه و جلاليه است .
    بنابراين كسى كه مظهر صفاتو اسماء اوست مى بايست به حكم عقل و برهان منزه و مبرى از كل عيوب و نواقص باشد مگرنقص امكان كه اين از لوازم وجود ممكن الوجود است .
    پس مستفاد از جمله (فطمت منالشر) در تفسير فاطمه (ع ) و اشتقاق فاطمه از اسم مبارك (فاطر) دليل قاطع است براينكه حضرت فاطمه سلام الله عليها منطمه است از جميع شرور و عيوب و نقائص و چونچنين است پس لازم است كه واجد جميع خيرات و داراى جميع محاسن و مكارم و متصف به كلكمالات در تمام شئون بوده باشد.
    و چگونه چنين نباشد و حال آنكه فاطمه (س ) مظهركل اسماء الهيه و مرآت و آئينه ذات و صفات ربوبيه است فاطمه (س ) مظهر علم خداست . فاطمه (س ) مظهر حلم خداست . فاطمه (س ) مظهر قدرت خداست . فاطمه (س ) مظهر جمالخداست . فاطمه (س ) مظهر جلال خداست .آرى كم كسى است كه بتواند به افق مقاماعلاى حضرت فاطمه سلام الله عليها اكتناها معرفت حاصل نمايد و كم كسى است كه تبواندبه مقام نورانيت حضرت فاطمه (س ) را بشناسد.
    زيرا در مقام معرفت آن حضرت ،عقول ذوى العقول حيارى و افهام ذوى الافهام صرعىاست رفعتشاءن و عظمت مرتبه شامخه اين بانوى عظمى بقدرى بالا است كه در حيطه ادراكنيايد.
    كه فاطمه (س ) از نظر حقيقت باطن ليله القدر است و مگر مى تواند كسىادراك ليله القدر نمايد؟ در حديث معتبر از لسان كاشف حقايق حضرت امام صادق عليهالصلوه و السلام چنين نقل شده كه فرموده استانا انزلناه فىاليله القدر :الليليه فاطمه و القدر (الله ) فمن عرففاطمه حق معرفتها فقد ادرك ليله القدر و انما سميت (فاطمه ) لان الخلق فطموا عنمعرفتهااز بحار علامه مجلسى ج 43 (ص 65)
    ارباب عرفان و معرفت و كرسىنشينان عرض علم و حكمت را محور اين حديث شريف نسبت به تشابه و مضاهات ليله القدر باوجود حضرت فاطمه سلام الله عليها توجيهاتى است .
    از جمله آنكه همانطورى كه معرفتاكتناهى بكنه ذات الوهى براى احدى ميسور نيست ، معرفت اكتناهى بكنه ذات فاطمهلاهوتى صفات نيز براى احدى امكان پذير نيست و همانطوريكه حقيقت ليله القدر و منزلتحضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها بر خلق مجهول است .
    و همانطوريكه در شاءن ليلهالقدر در قرآن آمدهفيها يفرق كل امر حكيمآيه 4 - سورهدخان ، نيز وجود حضرت فاطمه سلام الله عليها از جهت اينكه اسوه و الگو است براىمردم پس در واقع ميزان تفريق حق از باطل است .
    و نيز همانطوريكه ليله القدر ظرفاست از براى آيات و سو قرآنى به حكمانا انزلناه فى ليلهالقدرآيه سوره القدر چه قرآن در ليله قدر نازل شده است همين طور وجودفاطمه سلام الله عليها وعاء و ظرف است براى آيات نورانيه وجوديه ائمه اطهار و مظاهرتامه اسماء و صفات پروردگار كه همه نسل و ذريه آن بزرگوار يعنى فاطمه سلام اللهعليها مى باشند. زيرا صدف وجود فاطمه زهرا ظرف وجود همه امامان و وعاء گوهرهاى ائمهاطهار عليهم السلام است و اوست كه ام الائمه است و هر امام خود كلام الله ناطق و هريك آيه كبراى الهى هستند كه از صقع ربوبى در ظرف ليله القدر فاطمى تجلى و ظهورنموده و به عبارت ديگر نازل شده اند. مضافا به اينكه مصحفى نورانى محتوى جميع حقايقالهى بر حضرت فاطمه (س ) نازل گرديد كه جميع علوم و اسرار از ازل تا ابد در آن صحيفمباركه منطوى است و آن مصحف هميشه مورد استفاده ائمه معصومين عليهم السلام بوده والساعه آن صحيفه شريفه نزد حضرت ولى عصر مهدى ارواحناله الفداء موجود است .
    و ازجمله تشابه ليله القدر ليله مخصوصه تجليات خاصه الهيه باسماء لطفيه و فيوضات وبركات و اشراقات ربانيه است و در ليله القدر است كه ادعيه و حاجات بندگان در دربارالوهى باجابت مى رسد، نيز با توسل بندگان ومخلوقات با ايمان به ذيل عنايت حضرتفاطمه زهراء سلام الله عليها كه ليله القدر معنوى و ظرف تتجلى رحمت رحيميه ربانىاست و در واقع باب رحمت واسبع و مظهر الله و وجيه عندالله است و مصداقخير من الف شهرو مصداق كوثر اعطائى الهى و منبع خير كثيرنامتناهى الهى به حضرت ختمى مرتبت محمد صلى الله عليه و آله است ، حاجات حاجتمندانبوسيله و وساطت حضرت فاطمه زهرا (س ) نزد خدا روا و دردهاى دردمندان شفا يابد وليتوسل به خاندان عصمت و ولايت و زيارت آنانعارفا بحقهم شرطاساسى آن است كما قال الصادق عليه الصلوه و السلام :نحن و الله الاسماء الحسنى (التى لا يقبل الله من العباد عملا الا بمعرفتناكاشفحقايق الذى انكشف له الملكو الملكوت فرمود: مائيم اسماء حسناى الهى عملبندان نزد خداوند سبحان مورد قبول واقع نمى شود مگر به معرفت ما. مولف توصيه اكيد مى كند خوانندگانمحترم را كه هميشه در مقام حاجت مشروعه - هر چه باشد - از خواندن دعاى توسل كه دركتاب مفاتيح الجنان قمى و ساير كتب ادعيه معتبر است غفلت ننمايند. زيرا اثر اجابتآن سريع و بسيار مفيد و بارها براى نگارنده به تجربه رسيده است و اين دعاى نورانىسريع الاجابه از توسل به حضرت ختمى مرتبت پيغمبر رحمت شروع و به دوازدهمين نير برجامامت و ولايت حضرت خاتم الاوصياء ولى عصر ختم مى گردد و توسل به حضرت فاطمه سلامالله عليها در آن دعلا مندرج است .
    باين عبارت يا فاطمهالزهرا يا بنت محمد يا قره عين الرسول يا سيدتنا و مولاتنا انان توجهنا و استشفعناو توسلنا يك الى الله و قدمناك بين يدى حاجاتنا يا وجيه عندالله اشفعى لنا عندالله .
    بارى حضرت فاطمه سلام الله عليها رانامهاى ديگرى است مانند صديقه و مباركه و محدثه و طاهره و زكيه و راضيه و مرضيه وزهراء كه تسميه آن حضرت به اين اسماء شريفه همه من جانبت الله سبحانه و تعالى و بهتعيين خداوند متعال است ، كما صرح فى الروايه المذكوره قوله عليه السلام : لفاطمهتسعه اسماء عند الله عزوجل الحديث.
    براى حضرت فاطمه عليهاالسلام كنيه هاى متعدده اى است و از آن جملهاست ام الفضائل ، ام العلوم ، ام الكتاب ، الم الخيره و ام الاسماء زيرا آن حضرتمظهر اسماء حسنى الهى است . و از القاب و كنبه هاى آن حضرت است امالحسن ، ام الحسين ، ام المحسن ، ام الئمه و ام ابيها چه آن حضرت مقوم و مربى جهتمقام روحانبت حضرت ختمى مرتبيت است
    و بدان؛کسی که گنجینههای آسمان و زمین در دست اوست تو را فرموده از او خواهی تا به تو دهد، و از او طلبی تا تو را بیامرزد.

  14. تشکر


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۶
    نوشته
    157
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2



    اشعار حضرت علی(ع) در مرثیه حضرت فاطمه(س)
    علامه مجلسى گويد:
    در ديوان شعرى كه به على عليه السلام منسوب شده است نوشته :
    بعد از وفات حضرت فاطمه ، على عليه السلام اشعارى در مرثيه فاطمه سرود، آناشعار اين است :
    1
    آيا به سوى زندگى طولانى راه و طريقى هست ؟ از كجا خواهد بوددر صورتى كه (چيزى بين انسان و مرگ ) حايل نخواهد شد.
    2 حقا كه من اگر چه به مرگ يقين دارم ، ولى در عين حال اميدى بسيار براى زنده ماندن در من وجود دارد.
    3
    روزگار داراى رنگهايى است كه شب را صبح مى كند، و نفوس در بين آنها جارى است .
    4 روزگار را منزل بر حقى مى باشد كه محل اقامت نزد آن نيست ، و براى هر مردى از روزگار به طرف آن راهى خواهد بود.
    5 من ياد او را به وسيله روزهاى عزت قطع نمودم ، و هر عزيزى در اينجا ذليل و خوار خواهد شد.
    6 مرضهاى دنيا را براى خود فراوان مى بينم ، صاحب آن امراض تا موقع مردن عليل خواهد بود.
    7
    من مشتاق آن كسى هستمكه او را دوست مى دارم ، آيا به سوى آن كس كه او را دوست دارم راهى هست ؟
    8 خانه مرا دور كرده است ، ولى در عين حال آن شخص كه قبل از من از فراق مرده است نيكو بود.
    9
    گوينده اى در داستانها راجع به جدايى مثلى زده و من آن را در روز كوچنمودن زياد مثل مى زنم .
    10 حقا كه از دست دادن من فاطمه را بعد از احمد صلى الله عليه و آله دليلى است بر اينكه هيچ دوستى دائمى نخواهد بود.
    11 بعد از نايافتن آنان زندگى در اينجا چگونه خواهد بود، به جان تو سوگند اين مطلبى است كه راهى به سوى آن نخواهد بود.
    12 به زودى از يادنمودن من اعراض مى شود و دوستى فراموش مى گردد، و بعد از من دوستى براى دوست نظير من ظاهر خواهد شد.
    13 شخص ملول و آن كسى كه چون من غايب شوم وى را راضى كند دوست من نخواهد بود.
    14 ولى دوست من آن است كه وصال او دائمى باشد، قلب او مرا حفظ كند و براى كارهاى من دخيل باشد.
    15 هنگامى كه يك روز از فوت بگذرد يقينا گريه افراد گريه كننده قليل خواهد شد.
    16 اراده جوانمرد آن است كه دوست نميرد، در حالى كه راهى به سوى آنچه كه مى خواهد وجود ندارد.
    17
    مصيبت مال و مفقودشدن آن بزرگ نخواهد بود ولى مصيبت اشخاصبزرگوار بزرگ است .
    18
    براى اين جهت است كه پهلو و پيكرم موافق آرام گرفتن درخوابگاهى نيست ، و در دل من از حرارت فراق تشنگى جايگزين است .
    و نيز به هنگامرحلت حضرت زهرا مى فرمايد:
    دوستى كه نظير او دوستى نخواهد بود، و در قالب من غيراز او بهره اى وجود ندارد.
    دوستى كه از پيش چشم و جسم من غايب شد، ولى از قلب منغايب نخواهد بود.
    و خطاب به حضرت زهرا بعد از فوت او مى فرمايد:
    مرا چه شدهكه بر روى قبرها توقف مى نمايم ، و بر قبر دوست سلام مى كنم ولى او جواب سلام مرانمى دهد.
    اى دوست تو را چه شده كه جواب سلام ما را نمى دهى ، آيا بعد از مندوستى دوستان را فراموش كردى .
    جواب از زبان حضرت زهرا:
    دوست در جواب گفت : من چگونه جواب شما را بگويم ، در صورتى كه رهين سنگهاى فراوان و خاك قرار گرفتم .
    حقا كه خاك اعضاى نيكوى بدنم را خورد و من شما را فراموش كردم و از نظر اهلخانه و همسالهايم ناپديد شدم .
    از من بر شما باد كه رشته دوستى و محبت من و شمابا بازماندگانم قطع شد.
    و بدان؛کسی که گنجینههای آسمان و زمین در دست اوست تو را فرموده از او خواهی تا به تو دهد، و از او طلبی تا تو را بیامرزد.

  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۶
    نوشته
    157
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    2



    جريان وفات حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها
    اسماء بنت عميس جريان وفات فاطمه زهرا سلام الله عليها را چنين تعريف مىنمايد هنگاميكه رحلت حضرت فاطمه نزديك گرديد به من فرمود:
    جبرئيل در موقع رحلتپدر بزرگوارم مقدارى كافور برايش آورد پدرم آنرا سه قسمت فرمود يك قسمت را براىخودش برداشت يك قسمت را بعلى عليه السلام اختصاص داد و قسمت سوم را بمن داد
    منقسمت خود را در فلان جا نهاده ام و اينك بدان نياز دارم شما آنرا برايم حاضر نمااسماء حسب الامر فاطمه زهرا كافور را حاضر كرد آنگاه خودش ‍ را شستشو داد و وضوگرفت و با اسماء دستور داد لباسهاى نمازم را حاضر ساز و بوى خوش برايم بياور اسماءلباسها را حاضر كرد آنگاه پوشيده و بوى خوش استعمال نمود و رو بقبله در بسترشخوابيد و با سماء فرمود من استراحت ميكنم تو ساعتى صبر كن پس مرا صدا كن اگر جوابترا نشنيدى بدان كه من از دنيا رفته و مرده ام آنگاه على عليه السلام را زود از رحلتمن خبر كن .
    قال الراوى فانتظرتها اسماء هنيئه ثم نادتها فلم تجبها فنادت يا بنتمحمد المصطفى يا بنت من كان من ربه قاب قوسين او ادنى فلم تجبها فكشفت الثوب عنوجببها فاذابها قد فارقت الدنيا فوقعت عليها تقبلها و هى تقول يا فاطمته اذا قدمتعلى ابيك رسول الله فاقرئيه عن اسماء بنتعميس السلام ثم شقت اسماء جيبها و خرجتفتلقيها الحسن و الحسين عليهماالسلام فقالا اين امناه فسكت فدخلا البيت فاذا هىممتده فحركها الحسين عليه السلام فاذا هى ميته فقال يا اخاه آجرك الله فى الوالدهفوقع عليها الحسن (ع )يقبلها مره و يقول يا اماه كلمينى قبل ان يفارق روحى بدنىقالت و اقبل الحسين (ع )يقبل رجليها و يقول يا اماه انا ابنك الحسين كلمينى قبل انينصدع قلبى فاموت .
    قالت لهما اسماء يا ابنى رسو الله (ع )انطلقا الى ابيكما علىعليه السلام فاخبراه بموت امكما فخرجا يناديان يا محمداه يا احمداه اليوم جددلناموتك اذ ماتت امنا ثم اخبرا عليا عليه السلام و هو فى المسجد فغشى عليه حتى رش عليهالماء ثم افاق و كان عليه السلام يقول بمن العزاء يا بنت محمد كنت بك اتعزى ففيمالعزاء من بعدك .
    راوى گويد اسماء لحظه اى حضرت فاطمه سلام الله عليها را بحالخويش ‍ واگذار نمود سپس آنحضرت را ندا كرد اما جوابى نشنيد صدا زد اى دختر حضرتمحمد مصطفى اى دختر كسى كه در مقام قرب به پروردگار بقرب قوسين اوادنى رسيد ولىجوابى نداد چون جامه را از روى صورت حضرتش برداشت مشاهده كرد كه از دنيا مفارقتنموده است خود را بروى حضرت انداخت و در حالتيكه او را مى بوسيد گفت اى فاطمه آنهنگام كه پدر بزرگوارت را ملاقات نمودى سلام اسماء بنت عميس را به آن حضرت ابلاغ كنآنگاه گريبان چاك زد و از خانه بيرون آمد حسنين (ع ) به او رسيده از حال مادرپرسيدند او ساكت شد و پاسخى نداد آنان وارد خانه شده ديدند حضرت مادر دراز كشيدهحسين (ع )حضرت را تكان داد ديد رحلت نموده است رحلت مادر را به برادرش حسن (ع )تسليت گفت فرمود اى برادر خداوند تو را در مصيبت مادر اجر و پاداش بدهد.
    حسن (ع ) خود را بر روى مادر انداخت و او را مى بوسيد وى گفت اى مادر با من تكلم نما قبلاز اينكه روح از بدنم جدا شود حسين جلو آمد و پاهاى حضرت را مى بوسيد و ميگفت مادرمن پسرت حسينم با من سخن بگو پيش از آنكه قلبم منفجر شود و بميرم .
    آنگاه اسماءبه حسنين (ع )گفت اى فرزندان رسول الله برويد نزد پدرتان على (ع ) و او را از مرگمادر مستحضر نمائيد آن دو بزرگوار از منزل بجانب مسجد روانه شدند و صداشان به يامحمداه و يا احمداه بلند شده بود تا بمسجد رسيدند صحابه باستقبال ايشان دويدند سببگريه و ناله از آنان پرسيدند گفتند مادر ما از دنيا مفارقت كرده چون اميرالمؤ منينعلى عليه السلام اين خبر وحشت اثر را شنيد بر روى افتاد و غش كرد و از هوش ‍ رفت وبا پاشيدن اب ر آنحضرت بهوش آمد و چنين گفت اين دختر حضرت ختمى مرتبت محمد (ص ) منبعد از تو خود را به كه تسلى دهم .
    من هرگاه غمها و مصائب جهان بمن رو مى آوردتو وسيله دلداريم بودى اما بعد از تو چه كسى موجب دلدارى و تسليت من خواهد گرديدگوئى زبان حال على با فاطمه عليهماالسلام اين بوده است
    بعد پيغمبر ز اشرارعرب
    آنچه ديدم ظلم و طغيان وغضب
    بودم از هر ابتلا بىواهمه
    شادكام از وصل تو اىفاطمه
    گر بخون دامان دل آلودهبود



    چون تو بودى خاطرم آسودهبود
    چون تو بندى از جهان بارسفر
    در فراقت بگذر آبم زسر
    اى انيس و مونس ديرينهام
    داغ خود چون مى نهى بر سينهام
    از چه ترك آشنائى كردهائى
    وز على فكر جدائى كردهائى


    وجود مقدس اميرالمومنين على عليه السلامبعد از رحلت حضرت فاطمه سلام الله عليه بشدت ناراحت شد و گريه و ناله اش بلند شد ودر فراق آنحضرت اين اشعار را سرود:
    لكل اجتماع منخليلينفرقته
    و كل الذى دون الفراققليل
    و ان افتقادى فاطما بعداحمد
    دليل على ان لا يدومخليل
    يعنى هر اجتماعى از دو دوست آخر بجدائىمنتهى مى شود و هر مصيبتى كه غير از جدائى و مرگ است اندك است و رفتن فاطمه بعد ازحضرت ختمى مرتبت پيش من دليل است بر آنكه هيچ دوستى باقى نمى ماند و در روايت معتبردارد كه چون على عليه السلام رادر هفت پارچه كفن كرد و پيش از آنكه بند كفن را بهبندد.
    نادى يا امكلثوم يا زينب يا فضه يا حسن يا حسين هلموا و تزودوا من امكمالزهرا فهذا الفراق و اللقاء فى الجنته .
    فاقبل الحسنان (ع ) يقولان و الحسرتالا تنطفى من فقد جدنا محمد المصطفى و امنا الزهرا اذا لقيت جدنا فاقرئيه من السلامو قولى له انا بقينا بعدك يتيمين فى دار الدنيا.
    فقال اميرالمومنين (ع ) اشهدآنهاحنت و انت و مدت يديها و وضمتهما الى صدرها مليا و اذا بها تف من السماء ينادىيا ابا الحسن ارفعهما عنها فلقدابكيا و الله ملائكته السماء فرفعهما عنها و عقدالرداء عليها و صلى عليها و معه الحسن و الحسين و عقيل و عمار و سلمان و المقداد وابوذر و دفنها فى بيتها.
    و لما وضعها فى اللحد قال بسم الله الرحمن الرحيم بسمالله و بالله و على ملته رسول الله محمدبن عبدالله سلمتك ايتها الصديقته الى من هواول بك منى و رضيت لك بما رضى الله لك ثم قرء (منها خلقناكم و فيها نعيدكم و منهانخرجكم تاره اخرى ) سوره طه آيه 55 حسين بيائيد و از مادر تان بهره بگيريد كه نگامفراق و جدائى رسيده و ديدار و ملاقات فاطمه به بهشت افتاد در اين موقع بود كه حسنين (دو قره العين ) زهرا جلو آمده و ميگفتند آه و واحسرتا كه بمصيبتى بزرگ روبرو شديمو بفقدان جدمان حضرت محمد مصطفى و مادرمان فاطمه زهرا مبتلا شديم مادر جان هنگاميكهجدمان را ملاقات نمودى سلام ما را برسان و به آن بزرگوار بگو ما بعد از تو در داردنيا يتيم گرديديم .
    امير اهل ايمان على عليه السلام ميفرمايد من شهادت و گواهىميدهم كه در آن هنگام فرياد و ناله فاطمه زهرا بلند شد و دستهاى خود را دراز نمود ودو نور چشمانش حسن و حسين در بغل گرفت و آهسته آنان را بر سينه خو چسبانيد در اينموقع سروش غيبى و هاتف آسمانى ندا در داد اى ابوالحسن حسنين را از روى سينه مادرشانفاطمه بردار بخدا سوگند اين منطره ملائكه سماوى را بگريه انداخته است .
    حضرتآنها را از روى سينه مادر مهربان بلند نموده بند كفن را بست و بر آن حضرت نمازخواند و با على سايرين بر فاطمه نماز خواند ند و آنان حسن و حسين و عقيل و عمار وسلمان و مقداد و ابوذر بودند كه در نماز بر آنحضرت شركت داشتند آنگاه على عليهالسلام او را در خانه اش دفن فرمود.
    و چون حضرتش را در لحد نهاد فرمود بسم اللهالرحمن الرحيم بسم الله و بالله و على ملته رسول اله محمد بن عبدالله . اى فاطمهصديقه من تو را به كسى تسليم كردم كه از من اولى و شايسته تر است براى تو و به آنچهمورد رضاى الهى است من همان را برايت پسنديدم و بعد اين آيه مباركه را قرائت فرمود (منها خلقناكم و فيها نعيدكم و منها نخربحكم تاره اخرى )
    و در حديث معتبر ديگردر بحار الانوار علامه مجلسى روايت شده است و لما صاربها الى القبر المبارك (خرجتيد فتناولتها و انصرف ) يعنى هنگاميكه بدن حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها سرازيرقبر مبارك گرديد دستى از قبر بيرون آمد و او را گرفته و بازگشت نمود.
    نظريه ايننگارنده محمدرضا ربانى اسن است كه آن يد رسول الله صلى الله عليه و آله بوده است كهپاره تن خود فاطمه را از على تحويل گرفته است آرى آن دست مبارك حضرت رسول اكرم بودهاست .
    و نيز در حديث آمده كه على عليه السلام صورت هفت يا چهل قبر در بقيع ساحتو لما عرف الشيوخ دفنها و فى البقيع قبور جدد اشكل عليهم الامر فقالو هاتوا من نساءالمسلمين من ينبش هذه القبور لنخرجها و نصلى عليها فبلغ ذالك اميرالمؤ منين عليهالسلام فخرج مغضبا عليه قباله الاصفر الذى يلبسه عند الكريهه و يده ذوالفقار و هوبقسم بالله لئن حول من القبور حجر ليضعن السيف فيهم . فتلقاه عمر و معه اصحابه فقالله مالك و الله يا ابا الحسن لننبشن قبرها و نصلى عليها.
    فاخذ امير الموالمنينبمجامع ثوبه و ضرب به الارض و قال له يا ابن السودا اما حقى فتركته مخافته ان يرتدالناس عن دينهم و اما قبر فاطمه فو الذى نفسى بيده لئن حول منه حجر لا سقين الارضمن دمائكم و جاء ابوبكر و اقسم عليه برسول الله ان يتركه فخلى عنه و تفرقالناس
    چون شيخ و بزرگان مدينه مستحضر شدند بر جريان واقعه كه حضرت اميرالمومينعلى عليه السلام شبانه جسد حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها را دفن فرموده و قبورتازه اى در قبرستان بقيع ايجاد شده و تشخيص ‍ قبر حضرت فاطمه بر آنان دشوار گرديدهگفتند بايست عده اى از زنان مسلمانان نبش اين قبرها را بنمايند تا با بيرون آوردنجسد فاطمه ما بر آن بدن نماز بخوانيم .
    اين خبر به اميرالمؤ منين على عليهالسلام رسيد و فورا براى جلوگيرى از نقشه آنان در حاليكه آن مظهر قهر و غضب الوهىبسيار غضبناك و خشمگين شده بود لباس زردى كه در شرائط ناگوار و دشوار آنرا بر تن مىپوشيد و مخصوصا ذوالفقار را بدست يداللهى خويش گرفته و از منزل خود بيرون آمده وسوگند ياد كرد فرمود قسم بذات قهار الوهى كه اگر دست بيكى از اين قبور بزنيد و يكسنگ از آنرا جابجا نمائيد هر آينه شمشير در بين شما خواهم نهاد.
    عمر و عده اىيارانش به او رسيده گفتند اى ابوالحسن چرا اين كار انجام دادى ؟ بخدا قسم ما قبرشرا نبش مى كنيم و بر او نماز ميخوانيم :
    در اين هنگام حضرت امير از جا جست وگريبان عمر را گرفته او را بر زمين كوبيد گفت اى پسر زن سياه اينكه ديدى من از حقخود دشت برداشتم بدان جهت بود كه مردم مرتد نگردند و از دينشان برنگردند (يعنىمصلحت اسلام و وحدت مسلمين را رعايت نمودم ) ولى در مورد قبر و اراده شومى كه نمودهايد بخدائى كه جانم در دست اوست اگر سنگى از آن تحول يابد من زمين را از خون شماسيراب مى كنم .
    ابوبكر با كمال عجز و لابه جلو آمد و آن حضرت را برسول اللهسوگند داد كه دست از عمر بردارد حضرت امير هم تقاضاى ابوبكر را پذيرفت و عمر رابحال خود رها نمود و مردم هم متفرق و پراكنده گرديدند.
    مولف گويد كافى است براىرسوائى غاصبين حق فاطمه و آن مردمى كه ظلم در حق دختر پيغمبر نموده اند همينكه حضرتفاطم وصيت فرمود ه كه على عليه السلام شب جسد او را دفن نمايند اين كار بتمام اهلعالم اعلام ميكند كه فاطمه زهرا سلام الله عليها از: عده شناخته شده بيزارى جسته وراضى نشده كه در تشييع جنازه اش شركت نمايند و يا بر حضرتش ‍ نماز بخوانند چه حضرتشاز آنها اذيت و آزار ديده نه فاطمه اذيت و آزار ديده كه آنها كه او را اذيت كردهرسول خدا را آزار و اريت نموده و در نتيجه خدا را آزار كرده و كفر و شرك و ظلم خودرا بر كرسى اثبات نهاده اند.
    روايت شدهان اميرالمؤ منينعليه السلام قام بعد دفنها فحول وجهه الى قبر رسول الله صلى الله عليه و اله ثم قالالسلام عليك يا رسول الله عنى و عن ابنتك و زائرتك النازلته فى جوارك و البائتته فىالثرى ببقعتك و المختار لله لها سرعته اللحقاق بك . الى ان قال (ع(
    و ستنبئكابنتك بتظافر امتك على هضمها فاحفها السئوال و استخبرها الحال فك من غليل معتلجبصدرها لم تجد الى بثه سبيلا و ستقول و يحكم الله و هو خير الحاكمين (از نهجالبلاغه

    در روايت معتبر آمده كه حضرت اميرالمومنين على عليه السلام بعداز دفن جسد حضرت فاطمه سلام الله عليها متوجه قبر حضرت رسول الله شد و عرض كرد سلامبر تو اى رسول خدا از من و از جانب دختر عزيزت كه بزيارت تو آمده است و در جوار توو بقعه تو خوابيده است خداوند او را در ميان اهلبيت اختيار كرد كه زودتر بتو ملحقگردد تا آنجا كه عرض نمود.
    يا رسول الله دخترت بر آنچه از ناحيه امت از ظلم وستم و غصب حق واقع شده همه را بشما گزارش ميدهد كيفيت حال را از خودش بپرس چه بسيارغمها كه در سينه او روى هم نشسته بود كه بكسى اظهار نمى نمود و بزودى همه را بعرضشما خواهد رسانيد و خدا از براى او حكم خواهد كرد و او بهترين حكم كنندگان است .
    ویرایش توسط drmgangineh : ۱۳۸۷/۰۲/۱۵ در ساعت ۲۱:۰۰

  17. تشکرها 2


صفحه 1 از 135 1231121314151101 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود