جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خرافات از منظر قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    84
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب خرافات از منظر قرآن




    قرآن کریم، از خرافات با عنوان «اساطیر» یاد کرده است. «اساطیر» به معنای «اباطیل» و سخنان بیهوده‌ای است که هیچ پایه و اساسی ندارندو مراد از «اساطیر» نوشته‌های باطل، حکایت‌های دروغ، ‌افسانه‌های بی‌اساس می‌باشد. «اساطیر» از ریشه «سطر» و جمع الجمع است و «اساطیر» به گفته راغب جمع «اسطوره» است.

    قرآن کریم، به مناسبت‌های مختلف از «خرافات» با عنوان «اساطیر»، یاد کرده است چنانکه می‌فرماید: «…یَقُولُ الَّذِینَ کَفَرُوا إِنْ هذا إِلاَّ أَساطِیرُ الْأَوَّلِین؛.. و کافران می‌گویند اینها افسانه‌های پیشنیان است.

    در جایی دیگر می‌فرماید: «لَقَدْ وُعِدْنا هذا نَحْنُ وَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ إِنْ هذا إِلاَّ أَساطِیرُ الْأَوَّلِین؛ این وعده‌ای است که به ما و پدرانمان از پیش داده شده،‌اینها همان افسانه‌های خرافی پیشینیان است».

    و نیز در سوره‌ها و آیات دیگر مانند: انفال، ۳۱؛ نحل، ۲۴؛ مؤمنون، ۸۳؛ فرقان، ۵؛ احقاف،۱۷؛ قلم،۱۵؛ مطففین،۱۳؛ کلمه «اساطیر» به معنای افسانه‌ها و خرافات آمده است که غالباً از ناحیه کفار و مشرکان به پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و کتاب مقدس قرآن نسبت داده می شده است.

    قرآن کریم، همواره با پدیده شوم خرافات مبارزه کرده و با سخنان واعمال، بیهوده مخالف است و در شرایطی برقلب پاک پیامبر گرامی ـ صلی الله علیه و آله ـ نازل شد که مسائل خرافی و بی‌اساس وافسانه‌های خیالی و بی‌پایه، جامعه آن روز حجاز را به تسخیر خود در آورده بودند و مردم به شدت گرفتار خرافات و مسائل بی‌اساس جاهلیت بودند و زنجیرهای جهل و گرایش به افسانه‌ها و اساطیر بر دست و پای آنها تنیده شده بود و به زندگی پست و ذلت باری تن داده بودند. قرآن کریم، با آیات نورانی خود، به تدریج پرده‌های جهل و خرافات را کنار زد و آنها را با واقعیات آشنا نمود؛ چنانکه می‌فرماید: «آنها که از فرستادة (خدا) (و) پیامبر «امی» پیروی می‌کنند، کسی که صفاتش را در تورات و انجیلی که نزدشان است می‌یابند و آنها را به معروف دستور می‌دهد و از منکر باز می‌دارد، پاکیزه‌ها را برای آنها حلال می‌شمرد، ناپاکی‌ها را تحریم می‌کند، و بارهای سنگین و زنجیرهایی را که بر آنها بود (از دست و پایشان) بر می‌دارد، آنکه به او ایمان آورند و حمایتش کردند و یاریش نمودند و از نوری که با او نازل شده، پیروی کردند، آنان رستگارانند.»

    در جایی دیگر می‌فرماید: «و (مشرکان) سهمی از آنچه خداوند آفرید، از زراعت و چهارپایان برای او قرار دادند و گفتند ـ به گمان آنها ـ این مال خداست و این مال شرکای ما (یعنی بت‌ها) است، آنچه مال شرکای آنها بود به خدا نمی‌رسید، ولی آنچه مال خدا بود به شرکایشان می‌رسید…»

    و به این صورت به مطالب غیرواقعی و بی‌اساسی، مثل مقدس بودن بت‌ها و اعتقاد به اینکه آنها می‌توانند حاجات آنها را برآورده سازند و یا با غضب خود خساراتی را بر آنها وارد نمایند.!! خرافات، اساطیر و اباطیل در هر جامعه‌ای می‌تواند تأثیرات بسیار منفی و ناهنجاری را به دنبال داشته باشد. عقب ماندگی از جهات مختلف، رکود، بی‌هویتی، انحرافات اخلاقی و عقیدتی، شرک به خدا، غفلت و.. از محصولات و دستاوردهای ابتلا به خرافات و افسانه‌های بی‌اساس می‌باشد و جوامع بشری هرچه از نظر علم و فرهنگ عقب مانده باشند به همان نسبت خرافات و اوهام در میان آنان زیادتر خواهد بود.

    در تاریخ اسلام، نمونه‌های زیادی از گرفتاری مردم در چنگال اساطیر و خرافات نقل شده است. به عنوان مثال علت ننوشیدن آب توسط حیوانات را وجود دیوها در میان شاخ و جسم حیوانات می‌دیدند و یا اگر کسی را عقرب و مار می‌گزید، بر گردن مار و عقرب گزیده، زیور آلات طلایی می‌آویختند و…
    عواملی مانند: جهل و نادانی به عقاید اصیل اسلامی، مفاهیم قرآن، تقلیدهای کورکورانه از آداب و رسوم جاهلیت، سودجویی و منفعت طلبی برخی از افراد؛ مانند: ماجرای گوساله پرستی، پیروان حضرت موسی علی نبینا و آله ـ علیه السّلام ـ تأثیرات عقاید خرافی پیشینیان و تعصب‌های بی‌جا و بدون پایه و…

    چنانکه قرآن کریم، با طرح برخی از عوامل و اسباب خرافات به مبارزه با آن پرداخته؛ از طرفی با راهکارها و راهنمائی‌ها در جهت زدودن و برداشتن خرافات در میان مردم تلاش کرده است. در بسیاری از آیات خداوند تبارک و تعالی انسانها را به تعقل و اندیشه در این امور توجه داده است؛ چنانکه می‌فرماید: «کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ؛[۱۱] این چنین خداوند آیات خود را برای شما شرح می‌دهد، شاید اندیشه کنید!»

    خداوند تبارک و تعالی برای از بین بردن خرافات و اوهام و از طرفی نشر و گسترش حقایق و معارف الهی پیامبران فراوانی را مبعوث فرموده و به آنها مأموریت داده که انسان‌ها را با حقایق آشنا سازند. ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که: «خدای یکتا را بپرستید؛ و از طاغوت اجتناب کنید!» خداوند گروهی را هدایت کرد، و گروهی ضلالت و گمراهی دامانشان را گرفت، پس در روی زمین بگردید و ببینید عاقبت تکذیب کنندگان چگونه بود.
    همچنین یکی دیگر از راه‌های جلوگیری از ترویج خرافات، امر به معروف و نهی از منکر می باشد، زیرا گرایش به خرافات از منکرات به حساب می‌آید: چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی، و امر به معروف و نهی از منکر کنند! و آنها همان رستگارانند»
    منبع: دین و اندیشه
    و هر چيز زنده‏اى را از آب پديد آورديم



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    208
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام عقل و خرد
    با درود


    به نظر شما رد شدن موسی از دریا ، زاده شدن عیسی از مادر باکره ، قضیه ی هدهد و سلیمان، قضیه ی قیامت و ... خرافات نیست ؟
    " بعد از اين که بودا مرد ، مردم سايه ي او را قرن ها در غار ها نگاه داشتند - سايه اي عظيم و ترسناک -

    خدا مرده است: ولي تا زماني که بشر وجود دارد ، غار هايي براي سايه ي او وجود دارد - شايد براي ميليارد ها سال- و ما بايد بر سايه او غلبه کنيم..."

    فریدریش ویلهلم نیچه

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286

    پرسش




    نقل قول نوشته اصلی توسط Atheist philosopher نمایش پست
    به نام عقل و خرد
    با درود


    به نظر شما رد شدن موسی از دریا ، زاده شدن عیسی از مادر باکره ، قضیه ی هدهد و سلیمان، قضیه ی قیامت و ... خرافات نیست ؟
    به نظر شما خرافاتههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟
    میشه چند مورد مثال بزنین که خرافات نباشه؟؟؟؟؟؟؟؟

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    6,353
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    31 روز 12 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    286



    خرافه به معناي چيزي است كه واقعيت ندارد و ساخته ذهن و فكر انسان است كه پس از پيدايش به آن اهميت مي دهد و براي آن در زندگي خود اثر قائل مي شود. در صورتي كه هيچ گونه تاثيري در زندگي و حقايق هستي ندارد. نظير: فال گيري، سحر و جادو، سعد و نحس برخي از اماكن و امثال آن. با توجه به اين قرآن كتاب درس زندگي است و براي كمال و سعادت بشر نازل شده از اين رو با اموري كه غير واقعي، خيالي و خرافي است مبارزه مي كند به طور نمونه احترام، عبادت و تقديس چوب و سنگ هايي كه به عنوان بت مي شناختند. آنها را محور زندگي و اثر گذار مي دانستند در صورتي كه همه اين امور خرافه است و چون خرافه بود پيامبران با اين گونه امور مبارزه كردند و به مردم اجازه نمي دادند كه معبود خويش را بت ها قرار دهند. روزی که فرزند پیامبر اکرم از دنیا رفت خورشید گرفتگی ایجاد شد ، برخی این خورشید گرفتگی را ناشی از مرگ ابراهیم می دانستند که پیامبر اکرم با آن مخالف کردند و آن را غیر واقعی دانستند فرمودند : خورشید گرفتگی از آیات الهی است و ربطی به مرگ ابراهیم ندارد . شيوه و روش قرآن براي مبارزه با خرافات، تفكر و تعقل است، با توصيه به انديشيدن، تحقيق و بررسي مسايل به واقعيت مي رسد و مي تواند واقع را از خرافه تشخيص دهد البته مقداري نياز به مطالعه و بررسي دارد و تا معيار خرافه از واقعيات تشخيص داده شود از اين رو در هر موضوعي كه احساس خرافه و غير واقعي مي شود بايد با تفكر و بدست آوردن معيار واقعي كه قرآن و سنت ارائه مي دهد بدست آوريم و براي شناخت واقع از غير واقع همان ملاك را معيار قرار دهيم.

    شايد برخي افراد جن و پري را خرافه بدانند در صورتي كه قرآن امر واقعي مي داند. شايد برخي توسل و ارتباط با ارواح انبيا را خرافه بدانند در صورتي كه با توجه به معيار قرآني و روايي يك واقعيت است.

    شايد برخي از مادي گراها وجود خدا را به خاطر آن كه ديده نمي شود خرافه بدانند در صورتي كه از نظر قرآن وجود خدا بديهي و روشن است و جاي هيچ گونه شك و ترديدي وجود ندارد. (افي الله شك فاطر السموات و الارض)


  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    375
    تشکر:
    1
    حضور
    6 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    218
    آپلود
    7
    گالری
    259



    اى آیه نور! سوى یاران بازآ
    دل مرد ز جور روزگاران، بازآ

    بر قلب كویر خشك و تفتیده‏جان
    چون بارش رحمت‏ بهاران بازآ


    مـــــا از قدیــــم طــــایفه ای سینــه خستــه ایــم
    مـــــا بچـــه هــــای مــادر پهلــــو شکســــته ایــم
    امــــــروز اگـــــر سیـــنـــه و زنـــجـــیــــر می زنیم
    فردا به عــشــــق فــاطـــمه شمــشیر می زنیم
    مـــا را پیــــامـبــر ، قبیـله سـلـمــان خطـاب کرد
    روی غــرور و غـــیـرت مــا هـــــم حــســــاب کرد
    ازمـــا بــتـــــرس! طــایــفـــه ای پــــر اراده ایـــــم
    ما مثل کوه پشت سر سید علـــی ایستاده ایم

  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    208
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام عقل و خرد
    با درود


    چیزی که مخالف با عقل محض است خرافه محسوب میشود...
    " بعد از اين که بودا مرد ، مردم سايه ي او را قرن ها در غار ها نگاه داشتند - سايه اي عظيم و ترسناک -

    خدا مرده است: ولي تا زماني که بشر وجود دارد ، غار هايي براي سايه ي او وجود دارد - شايد براي ميليارد ها سال- و ما بايد بر سايه او غلبه کنيم..."

    فریدریش ویلهلم نیچه


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    4,737
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 18 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    307



    نقل قول نوشته اصلی توسط Atheist philosopher نمایش پست
    به نام عقل و خرد
    با درود


    چیزی که مخالف با عقل محض است خرافه محسوب میشود...

    پس اینکه شما عقل دارید خرافه ست



    قال رسول الله صلى الله عليه وسلم:
    أوصاني ربي بتسع أوصيكم بها
    أوصاني بالأخلاص في السر والعلانية
    العدل في الرضا والغضب
    القصد في الفقر والغنى
    أن اعطي من حرمني
    أصل من قطعني
    أعفو عمن ظلمني
    أن يكون نطقي ذكراً
    أن يكون صمتي فكراً
    ونظري عبراً


    [SIGPIC][/SIGPIC]


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط atheist philosopher نمایش پست
    با درود به نظر شما رد شدن موسی از دریا ، زاده شدن عیسی از مادر باکره ، قضیه ی هدهد و سلیمان، قضیه ی قیامت و ... خرافات نیست ؟
    درود،
    دوست خوب، فرموده اید:
    نقل قول نوشته اصلی توسط atheist philosopher نمایش پست
    چیزی که مخالف با عقل محض است خرافه محسوب میشود...
    بنده یک سؤال از شما دارم که فکر می کنم پاسخ عقلانی شما به این سؤال، به حل پرسش شما کمک می کند.

    شما به گونه ای در پرسش خود قیامت و معاد را خرافه پنداشته اید،
    لازمه چنین اعتقادی اینست که هر کس در این دنیا ظلمی کرد و لو جنایتهای جهانی و کشتارهای عظیم دسته جمعی و ... (به عنوان مثال هیتلر)، چنین کسانی هرگز جزای ستمشان را نخواهند دید چون بالاخره یکبار که بیشتر نمی میرند. لازمه چنین عقیده ای اینست که هیچگونه عدالت کاملی در جهان وجود نخواهد داشت چون دست کم جنایتکاران بزرگ جهان، هر آنچه که خواستند انجام دادند و می دهند و هرگز مجازات با عدالت کامل که حق همه ستمدیدگان را ایفا نماید، در مورد آنها انجام نمی گیرد.

    نیز بفرمایید طبق این عقیده، کارهایی از قبیل کمک به دیگران، نوع دوستی و خدمت به جامعه (فراتر از وظیفه شغلی) و مانند این مفاهیم چه معنایی خواهند داشت؟!!! اذعان دارید که اینها مفاهیمی است که هر انسان سالمی به درستی آنها شهادت می دهد و آنها را انکار نمی کند بلکه در وسع خود بدانها جامه عمل می پوشاند. و نیز اذعان دارید که پاداش برخی اعمال فوق العاده مثلا کشف یک داروی بزرگ و نجات جان میلیونها انسان، چیزی نیست که با چند جایزه نوبل و چند تشکر خشک و خالی این و آن جبران شود! من نمی دانم طبق این عقیده شما چه کسی باید این خدمتهای بزرگ بشری را جبران کند و با این توصیف تلاش برای چنان زحمت طاقت فرسا و کشف بزرگ چه سودی دارد!

    نیز طبق این عقیده، بسیاری می توانند به بهانه نبود معاد و قیامت و حساب و کتابی، به جنایتهای هولناک دست زده، با از بین بردن آثار جنایت جان و مال دیگران را به یغما برده، بقیه عمر را با خیال آسوده بسر برند و از ادامه زندگی لذت برند! این را که انکار نمی کنید که قاتلان و دزدها و جنایتکاران زیادی پیدا می شوند که هیچگاه به دام قانون نمی افتند!


    با این بیان اذعان دارید که «باور نداشتن معاد» به خرافه شبیه تر است تا «اعتقاد داشتن به معاد و قیامت».
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۵/۱۳ در ساعت ۰۵:۲۰
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    208
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام عقل و خرد
    با درود


    در پاسخ به سفسطه ی مطرح شده از سوی پاسخگوی قرآنی :



    وجود نداشتن آخرت و خدا غیر عادلانه است!

    شرح سفسطه:
    شما نگاه بکنید، مگر میشود آخرتی وجود نداشته باشد، یک شخصی مثل هیتلر و یا استالین در این دنیا باعث کشته شدن هزاران نفر میشود و جنایات بسیار میکند و اگر آخرتی وجود نداشته باشد این شخص با آن انسانهای پاک و بیگناهی که به بشریت خدمت کرده و میکنند برابر میشود، این کاملا غیر عادلانه است! پس آخرتی باید وجود داشته باشد.
    پاسخ:
    این سفسطه توسط (......) میشود و خیلی وقتها اولین چیزیست که بعد از انکار وجود خداوند توسط خداپرستان مطرح میشود، در این نوشتار تلاش بر این است که اشکال این استدلال خطا، مورد بررسی قرار گیرد و سفسطه آمیز بودن آن هویدا شود. بسیار جای شگفتی خواهد بود اگر کسی بتواند بهتر از این دچار مغلطه توسل به نتیجه باور بشود.
    این سفسطه مثل این میماند که وزیر کشاورزی یک کشور بگوید:
    اگر امسال باران نیاید، خشکسالی روی میدهد و تمام محصولات کشاورزی ما از بین خواهد رفت و قحطی خواهد شد و ما نیازمند کمک کشورهای دیگر خواهیم بود و چون پول خرید محصولات کشاورزی آنها را نداریم نزدیک 50 میلیون نفر امسال در صورت بروز خشکسالی از گرسنگی خواهند مرد، و بعد از این عبارات نتیجه بگیرد، پس حتما امسال باران می آید! چون اگر باران نیاید وضعیت بسیار بدی روی خواهد داد!
    در پاسخ به این پرسش از قول کریستفر هیچنز، میگویم که "کائنات به ما عدالت بدهکار نیست". موقعیت ما در مقابل جهان موقعیت دانش آموزی از هستی و کسب معرفت نسبت به آن است نه طراحی هستی و پدید آوردن حقایق! ما تنها میتوانیم با آنچه موجود است و وجود دارد رابطه معرفتی و ادراکی برقرار کنیم نه اینکه آنچه باید باشد یا بهتر است باشد و ایدآل هست را درست و محقق فرض کنیم! به عبارت دیگر ما تنها میتوانیم کاشف حقیقت باشیم و نه مخترع حقیقت! حقایق وجود دارند و ما باید آنها را کشف کنیم، ما حق نداریم حقیقتی را اختراع کنیم! حقایق پوشیده (Cover) است و ما باید آنرا کشف (Discover) کنیم و هیچ تضمینی در واقعیت وجود ندارد که جهان باید عادلانه باشد.
    مسئله اینجاست که حتی اگر تمام این استدلال ها مبنی بر اینکه اگر خدایی وجود نداشته باشد زندگی تیره و تار میشود (که ما دقیقا به برعکس آن اعتقاد داریم یعنی مذهب و دین را آلوده کننده ترین آسیب اجتماعی میدانیم ) درست و منطقی از آب در بیایند هرگز صرف این استدلال سبب نمیشود که ما بتوانیم به این نتیجه برسیم که چون نباید اینگونه باشد باید خدایی را در نظر بگیریم، این یکنوع فرار کردن از واقعیات و پناه بردن به ماوراء طبیعیات مبهم و موهومی است که بشر برای فرار از حقیقت ساخته و پرداخته، و این کار همان کاری که مذهبیون همواره انجام میدهند.
    باید توجه داشت که یک انسان خردگرا و خردمند از میان نظریات و حقایق آنهایی را که منطقی تر، علمی تر و دقیق تر باشند انتخاب میکند نه آنهایی را که صرفا خوشگلتر و دلپسند تر هستند. به عبارت دیگر تلخ بودن یک واقعیت هرگز سبب نمیشود که آن واقعیت وجود نداشته باشد یا ما برای عدم وجود چنین واقعیتی بخواهیم دست به اختراع واقعیت های دیگری بزنیم، حقایق اختراع شده خرافه هستند!

    ویرایش توسط مدیر سابق : ۱۳۸۹/۰۵/۲۵ در ساعت ۱۰:۳۴ دلیل: توهین به دیگران
    " بعد از اين که بودا مرد ، مردم سايه ي او را قرن ها در غار ها نگاه داشتند - سايه اي عظيم و ترسناک -

    خدا مرده است: ولي تا زماني که بشر وجود دارد ، غار هايي براي سايه ي او وجود دارد - شايد براي ميليارد ها سال- و ما بايد بر سايه او غلبه کنيم..."

    فریدریش ویلهلم نیچه


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط atheist philosopher نمایش پست
    در پاسخ به سفسطه ی مطرح شده از سوی پاسخگوی قرآنی :
    وجود نداشتن آخرت و خدا غیر عادلانه است!
    شرح سفسطه:
    شما نگاه بکنید، مگر میشود آخرتی وجود نداشته باشد، یک شخصی مثل هیتلر و یا استالین در این دنیا باعث کشته شدن هزاران نفر میشود و جنایات بسیار میکند و اگر آخرتی وجود نداشته باشد این شخص با آن انسانهای پاک و بیگناهی که به بشریت خدمت کرده و میکنند برابر میشود، این کاملا غیر عادلانه است! پس آخرتی باید وجود داشته باشد.
    پاسخ:
    این سفسطه توسط عوام و دین فروشان حرفه ای یعنی روحانیون (تاجران دینی) به کرار تکرار میشود و خیلی وقتها اولین چیزیست که بعد از انکار وجود خداوند توسط خداپرستان مطرح میشود، در این نوشتار تلاش بر این است که اشکال این استدلال خطا، مورد بررسی قرار گیرد و سفسطه آمیز بودن آن هویدا شود. بسیار جای شگفتی خواهد بود اگر کسی بتواند بهتر از این دچار مغلطه توسل به نتیجه باور بشود.
    این سفسطه مثل این میماند که وزیر کشاورزی یک کشور بگوید:
    اگر امسال باران نیاید، خشکسالی روی میدهد و تمام محصولات کشاورزی ما از بین خواهد رفت و قحطی خواهد شد و ما نیازمند کمک کشورهای دیگر خواهیم بود و چون پول خرید محصولات کشاورزی آنها را نداریم نزدیک 50 میلیون نفر امسال در صورت بروز خشکسالی از گرسنگی خواهند مرد، و بعد از این عبارات نتیجه بگیرد، پس حتما امسال باران می آید! چون اگر باران نیاید وضعیت بسیار بدی روی خواهد داد!
    در پاسخ به این پرسش از قول کریستفر هیچنز، میگویم که "کائنات به ما عدالت بدهکار نیست". موقعیت ما در مقابل جهان موقعیت دانش آموزی از هستی و کسب معرفت نسبت به آن است نه طراحی هستی و پدید آوردن حقایق! ما تنها میتوانیم با آنچه موجود است و وجود دارد رابطه معرفتی و ادراکی برقرار کنیم نه اینکه آنچه باید باشد یا بهتر است باشد و ایدآل هست را درست و محقق فرض کنیم! به عبارت دیگر ما تنها میتوانیم کاشف حقیقت باشیم و نه مخترع حقیقت! حقایق وجود دارند و ما باید آنها را کشف کنیم، ما حق نداریم حقیقتی را اختراع کنیم! حقایق پوشیده (cover) است و ما باید آنرا کشف (discover) کنیم و هیچ تضمینی در واقعیت وجود ندارد که جهان باید عادلانه باشد.
    مسئله اینجاست که حتی اگر تمام این استدلال ها مبنی بر اینکه اگر خدایی وجود نداشته باشد زندگی تیره و تار میشود (که ما دقیقا به برعکس آن اعتقاد داریم یعنی مذهب و دین را آلوده کننده ترین آسیب اجتماعی میدانیم ) درست و منطقی از آب در بیایند هرگز صرف این استدلال سبب نمیشود که ما بتوانیم به این نتیجه برسیم که چون نباید اینگونه باشد باید خدایی را در نظر بگیریم، این یکنوع فرار کردن از واقعیات و پناه بردن به ماوراء طبیعیات مبهم و موهومی است که بشر برای فرار از حقیقت ساخته و پرداخته، و این کار همان کاری که مذهبیون همواره انجام میدهند.
    باید توجه داشت که یک انسان خردگرا و خردمند از میان نظریات و حقایق آنهایی را که منطقی تر، علمی تر و دقیق تر باشند انتخاب میکند نه آنهایی را که صرفا خوشگلتر و دلپسند تر هستند. به عبارت دیگر تلخ بودن یک واقعیت هرگز سبب نمیشود که آن واقعیت وجود نداشته باشد یا ما برای عدم وجود چنین واقعیتی بخواهیم دست به اختراع واقعیت های دیگری بزنیم، حقایق اختراع شده خرافه هستند!
    درود،
    سفسطه یا مغالطه یا هر نام دیگری که دوست دارید بر سؤال بنده بگذارید!

    بنده از شما که مدعی هستید انسانی خردگرا و خردمندید و نظر علمی تر و منطقی تر را برگزیده اید، یک سؤال ساده پرسیدم و شما بجای پاسخ، تنها مدعی شدید که این سؤال بنده مغالطه است.

    گفته اند: التزام به شی ء ، مستلزم التزام به لوازم آن شیء است یعنی اگر باوری را پذیرفتید، خواه ناخواه لوازم آن باور را هم باید بپذیرید؛ مثلا اگر کسی قائل باشد در نمکدانش نمکی موجود است، قاعدتا باید این را هم قبول داشته باشد که نمکش شور است چون شوری از لوازم نمک و جزء لاینفک آنست. (نمک شما که شیرین نیست؟!)


    شما بدون اقامه دلیلی و تنها با گمانه زنی گفته اید: معادی وجود ندارد!
    بنده هم عرض کردم لازمه این اعتقاد (بی دلیل) شما، جهانی ظالمانه و غیر عادلانه است و هیچ تضمینی برای تامین عدالت و
    جهان بدون ظلم که از بزرگترین آمال بشری است وجود ندارد. پاسخ شما چیست؟

    بنده که وجود خداوند را پذیرفته ام و او را عادل می دانم و رسولان او را باور دارم و به معاد به عنوان یکی از اصلی ترین عقاید دینی اعتقاد دارم، پاسخ روشنی در برابر این سؤال دارم اما سؤال بنده اینست که بر اساس پندار شما، پاسخ این سؤال چیست؟

    یکبار دیگر این سؤال که لازمه انکار معاد است و شما بدان معتقدید را مطرح می کنم و از شما می خواهم که به آن پاسخی خردمندانه و منطقی دهید و با اتهام مغالطه، از پاسخ دادن فرار نکنید!



    سؤال بنده از شما:
    شما قیامت و معاد را خرافه می پندارید!
    لازمه چنین اعتقادی اینست که هر کس در این دنیا ظلمی کرد و لو جنایتهای جهانی و کشتارهای عظیم دسته جمعی و ... (به عنوان مثال هیتلر)، چنین کسانی هرگز جزای ستمشان را نخواهند دید چون بالاخره یکبار که بیشتر نمی میرند. لازمه چنین عقیده ای اینست که هیچگونه عدالت کاملی در جهان وجود نخواهد داشت چون دست کم جنایتکاران بزرگ جهان، هر آنچه که خواستند انجام دادند و می دهند و هرگز مجازات با عدالت کامل که حق همه ستمدیدگان را ایفا نماید، در مورد آنها انجام نمی گیرد.

    نیز بفرمایید طبق این عقیده، کارهایی از قبیل کمک به دیگران، نوع دوستی و خدمت به جامعه (فراتر از وظیفه شغلی) و مانند این مفاهیم چه معنایی خواهند داشت؟!!! اذعان دارید که اینها مفاهیمی است که هر انسان سالمی به درستی آنها شهادت می دهد و آنها را انکار نمی کند بلکه در وسع خود بدانها جامه عمل می پوشاند. و نیز اذعان دارید که پاداش برخی اعمال فوق العاده مثلا کشف یک داروی بزرگ و نجات جان میلیونها انسان، چیزی نیست که با چند جایزه نوبل و چند تشکر خشک و خالی این و آن جبران شود! من نمی دانم طبق این عقیده شما چه کسی باید این خدمتهای بزرگ بشری را جبران کند و با این توصیف تلاش برای چنان زحمت طاقت فرسا و کشف بزرگ چه سودی دارد!

    نیز طبق این عقیده، بسیاری می توانند به بهانه نبود معاد و قیامت و حساب و کتابی، به جنایتهای هولناک دست زده، با از بین بردن آثار جنایت جان و مال دیگران را به یغما برده، بقیه عمر را با خیال آسوده بسر برند و از ادامه زندگی لذت برند! این را که انکار نمی کنید که قاتلان و دزدها و جنایتکاران زیادی پیدا می شوند که هیچگاه به دام قانون نمی افتند!


    با این بیان اذعان دارید که «باور نداشتن معاد» به خرافه شبیه تر است تا «اعتقاد داشتن به معاد و قیامت».



    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود