جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: با خدا مثل یه دوست صمیمی بودن کار اشتباهی هستش؟؟؟؟؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    373
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    با خدا مثل یه دوست صمیمی بودن کار اشتباهی هستش؟؟؟؟؟




    به نام خدای بچه ها

    سلام بر همگی

    دوستان میخواستم بدونم اگه رابطمون با خدا مثل یه دوست صمیمی باشه با توجه به خالق بودن و خدابودنش اشکالی داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    میدونید من رابطم با خدا جوریه که با هم مثل یه دوست حرف میزنیم همدیگه رو میخندونیم من حرفایی که رو دلم سنگینی میکنه و به احدی نمیگم تو تنهایی فقط به خودش میگم و اونم ارومم میکنه حتی باهاش قهر میکنم بعضی وقتا ولی همیشه خدا میاد و اونقدر صدام میکنه تا باهاش اشتی کنموخیلی چیزای دیگه............
    بعضیا تا میبینن رتبطه ما رو میگن فکر کنم از دست رفتی..... دکتر لازم نداری؟؟تب نداری؟؟؟ با خدا شوخی نکن ...... مگه من با خدا شوخی میکنم تازه حالمم خوبه به دکتر هم نیازی ندارم.

    به جون خودم دیوونه نیستم فقط میخوام ببینم رابطه ی اینجوری با خدا اشتباهه؟؟؟؟؟؟؟؟

    با تشکر افتابگردان
    دل از غمت دیوانه شد .... در اتشی جانانه شد
    با اشک من میخوانمت .... اشک گوهردوردانه شد

    شعر از جناب بزمی


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    656
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    160



    بنظرمن خدا دوستمون هست ولي نه دوست دوران كودكي ...
    صميمي بودن هم شكلهاي مختلفي داره ولي رابطه دوستيمون بايد فراتر از اين باشه
    .:: حضرت علي عليه السلام ::.


    خدايا، مرا همين عـزت بـس كه بنـده تو باشم و همـين فخر مرا بس كه تو پـروردگـار من باشي تو چـناني كه من دوسـت مــيدارم ، پـس مرانـيز چـنان گــردان كه تو دوسـت مـيــداري


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    من از 5 سالگی یا از اون روزی که اسم خدارو شنیدم و باهاش آشنا شدم همش باهاش همین طورم

    خیلی هم عالیه.قرار نیست دیگران در مورد رابطه شما با خدا نظری بدن.

    اگر اینطوری راحتید عیبی نداره
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    373
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام دوست من نه که دوست بچگی ها

    میگم با توجه به خدا بودنش .
    دل از غمت دیوانه شد .... در اتشی جانانه شد
    با اشک من میخوانمت .... اشک گوهردوردانه شد

    شعر از جناب بزمی


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    373
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سخن حق نمایش پست
    من از 5 سالگی یا از اون روزی که اسم خدارو شنیدم و باهاش آشنا شدم همش باهاش همین طورم

    خیلی هم عالیه.قرار نیست دیگران در مورد رابطه شما با خدا نظری بدن.

    اگر اینطوری راحتید عیبی نداره
    من فقط میخوام بدونم رابطم درسته یا نه.
    چون یه جوری به ادم نگاه میکنن با این رابطه.

    میتونم بپرسم رابطتون با خدا چطوری بوده از 5 سالگی؟؟؟؟؟؟
    دل از غمت دیوانه شد .... در اتشی جانانه شد
    با اشک من میخوانمت .... اشک گوهردوردانه شد

    شعر از جناب بزمی


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    237
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    منم باخدا عین یه دوست حرف میزنم.
    دوستی که از گفتن هیچ رازی بهش پشیمون نخواهی شد.
    اما با نهایت احترام قلبی.........
    همیشه هم امید به کمکش خواهی داشت...........
    به عفوش........
    به مهربونیش...........
    به خشمی که در اندازه شتباهت............
    التماس دعا


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    373
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ببینم شماها مطمئنید رابطتون با خدا مثل رابطه ی من با خدا هستش؟؟؟؟؟
    دل از غمت دیوانه شد .... در اتشی جانانه شد
    با اشک من میخوانمت .... اشک گوهردوردانه شد

    شعر از جناب بزمی


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط افتابگردان نمایش پست
    من فقط میخوام بدونم رابطم درسته یا نه.
    چون یه جوری به ادم نگاه میکنن با این رابطه.

    میتونم بپرسم رابطتون با خدا چطوری بوده از 5 سالگی؟؟؟؟؟؟

    یک سر باهاش حرف میزدم

    البته کاری نکردم که مردم بگن دیوانه شدما

    اما تمام شادی ها و غم هام با خدا بود

    در مورد اینکه یه طوری نگاتون می کنند قرآن می فرماید:

    همین که خداوند از نیت انسان ها بداند کافی است.آیا خداوند انسان را کافی نیست؟!
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    3,203
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    96 روز 16 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نیشخند سلام




    نقل قول نوشته اصلی توسط افتابگردان نمایش پست
    به نام خدای بچه ها

    سلام بر همگی

    دوستان میخواستم بدونم اگه رابطمون با خدا مثل یه دوست صمیمی باشه با توجه به خالق بودن و خدابودنش اشکالی داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    میدونید من رابطم با خدا جوریه که با هم مثل یه دوست حرف میزنیم همدیگه رو میخندونیم من حرفایی که رو دلم سنگینی میکنه و به احدی نمیگم تو تنهایی فقط به خودش میگم و اونم ارومم میکنه حتی باهاش قهر میکنم بعضی وقتا ولی همیشه خدا میاد و اونقدر صدام میکنه تا باهاش اشتی کنموخیلی چیزای دیگه............
    بعضیا تا میبینن رتبطه ما رو میگن فکر کنم از دست رفتی..... دکتر لازم نداری؟؟تب نداری؟؟؟ با خدا شوخی نکن ...... مگه من با خدا شوخی میکنم تازه حالمم خوبه به دکتر هم نیازی ندارم.

    به جون خودم دیوونه نیستم فقط میخوام ببینم رابطه ی اینجوری با خدا اشتباهه؟؟؟؟؟؟؟؟

    با تشکر افتابگردان
    بسم الله الرحمن الرحیم.
    دوست من سلام.
    البته که شما دیوونه نیستید.
    اگه بخوای بدونی دوستی با خدا خوبه یا بد باید یه تعریف از دوستی واسه خودت داشته باشی
    اگه بخوای مثل دبیرستانی ها با هم یه سرباز ها یا دانشجو ها با هم با خدا دوستی کنی که میشه بی ادبی!!!
    هرچی حرف تو دلت هست به خدا بگو(بی تعارف)هرچی ازش میخوای هم بخواه (بازم بی تعارف)
    شوخی با خدا هم اگه اصل مطلب منظورت نباشه فکر نکنم گناه باشه.
    مثلا ضمن اینکه سعی کنی خدارو برای تمام چیزهایی که بهت داده عاقل و شاکر باشی...گلایه از خدا در قالب شوخی کار بدی نیست.خدا از مادر به آدم مهربون تر و صمیمی تره و از رگ گردن نزدیک تر
    چرا نباید آدم با همچین وجودی دوستی کنه؟
    مگه لقب حضرت ابراهیم خلیل الله(یعنی دوست خدا) به این معنی نیست.
    پس میشه با خدا دوستی کرد در قالب یک دوستی مودب و در عین حال بسیار شاداب و سر حال.
    یا مثل قضیه ی موسی و شبان که نیازی به توضیح نداره...
    در آخر قضیه خدا به حضرت موسی (ع)گفت که با چوپان کاری نداشته باشه که اون داره با خدا دوستی میکنه...
    دوستی با خدا رو مثل دوستی یک شاگرد قدیمی با استاد ببین
    ضمن اینکه شاگرد قدیمی با توجه به اینکه به حالات استادش آگاهه و سعی میکنه نهایت احترام و ادب رو نسبت به استاد رعایت کنه...ولی گاهی هم یه تیکه ی خیلی ملایم میپرونه که باعث خنده ی خودش و استاد میشه.
    نتیجه ی من:دوستی با خدا اگه از چهارچوب دین و اخلاق خارج نشه نهایت اخلاص و نزدیکی به خدا حساب میشه.شما دوست عزیز هم نیازی نیست از چیزی بترسی که خدا مهربان مهربانان و بخشنده ی بخشندگان و دوست ترین دوستان نسبت به شما هست چون همه چیز رو برای شما آفرید و از هیچ کمکی نسبت به شما دریغ نکرده و نمیکنه و نخواهد کرد...
    در دوستی با خدا موفق باشی
    ویرایش توسط مجنون : ۱۳۸۹/۰۱/۲۲ در ساعت ۱۴:۱۲
    شبی مجنون به لیلی گفت کِی معشوق بی همتا
    تو را عاشق شود پیدا ولی......


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی چرا خداوند بابت کار نکرده عذاب میکند؟؟؟؟؟
    توسط منتظر منتقم فاطمه(س) در انجمن سایر موارد
    پاسخ: 32
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۳/۲۰, ۲۰:۱۶
  2. چرا سن ازدواج در کشور ما بالا رفته؟؟؟؟؟
    توسط حمید رضا در انجمن مسائل خانواده
    پاسخ: 101
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۸/۱۵, ۱۰:۴۲
  3. چرا از نامهای مقدس برای ساخت جک و ضرب المثلهای بی محتوا استفاده میشود؟؟؟؟؟
    توسط منتظر منتقم فاطمه(س) در انجمن سایر مباحث اعتقادی در قرآن
    پاسخ: 27
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۷, ۱۶:۲۵
  4. چرا شیعه شدن بار دیگر جرم شده؟؟؟؟؟
    توسط mohebbe mother در انجمن دشمن شناسی
    پاسخ: 134
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۷, ۱۶:۲۷
  5. شما هم اين رو قبول داريد؟ آیا این از خرافات هست؟؟؟؟؟
    توسط شیعه زهرا در انجمن ساير موارد
    پاسخ: 31
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۹/۰۹, ۱۸:۴۵

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود