جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: هیوم و برهان نظم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    هیوم و برهان نظم




    یکی از ایرادهایی که به وسیله هیوم بر برهان نظم وارد می شود این گونه است:

    صفات عالی و تفضیلی همیشه نتیجه مقایسه یک چیز با یک یا چند چیز دیگر است.

    هیوم ایراد می گیرد که نظام فعلی جهانی در نوع خود یکی بیشتر نیست این نظام با کدام نظام
    مشابه خود مقایسه شده است که ان را احسن و اکمل می دانیم. در صورتی که مواردی در این
    جهان مشاهده می شود که حکایت از نقص و بی نظمی دارد. پس نمی تواند احسن و اکمل باشد.

    لطفا به این ایراد هیوم به طور ساده پاسخ بدید. ممنون

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب
    در برهان نظم ، گفته می شود که نظم جهان نمی تواند ناشی از تصادف باشد. امّا باید دید مراد از نظم چیست؟

    نظم یا صناعی است یا تکوینی (طبیعی). نظم صناعی مثل نظم موجود در ساعت یا اتومبیل و امثال آن که از مدار بحث برهان نظم خارج است ؛ و اگر در ضمن برهان نظم به آن اشاره شود از باب تقریب به ذهن است.
    امّا خود نظم تکوینی نیز حدّاقل دارای سه قسم است.

    1. نظم داخلی
    2. نظم فاعلی .3نظم غایی.

    مراد ار نظم داخلی آن نظم و انسجام و هماهنگی هندسی و ریاضی است که بین اجزاء یک موجود مرکّب وجود دارد. در این قسم نظم ، نه عنایتی به فاعل آن موجود می شود نه عنایتی به غایت و هدف آن. در برهان نظم از چنین نظمی استفاده نمی شود. امّا با کمال تأسّف اکثر اشکال کنندگان به برهان نظم متوجّه این مطلب نبوده و خیال می کنند که نظم مطرح در برهان نظم همین نظم است.

    امّا نظم فاعلی عبارت است از ربط ضروری بین علت فاعلی و معلول آن ؛ یعنی محال است از هر علت فاعلی هر معلولی صادر شود ؛ و محال است هر معلولی از هر فاعلی صادر شود ؛ بلکه هر معلولی علت فاعلی خاصّی دارد و هر علت فاعلی نیز معلول خاصّ خود را دارد. ــ توجه: نجّار و بنّا و ساعت ساز و امثال آنها علت فاعلی نیستند؛ بلکه مونتاژ کننده اند. علت فاعلی یعنی علتی که وجود می دهد ؛ مثلا اراده ی انسان علت فاعلی صور خیالی اوست ــ این گونه نظم نیز در برهان نظم کاربرد ندارد ؛ چون حقیقت این نظم چیزی جز قانون علّیّت نیست. لذا برهانی که با این گونه نظم ترتیب داده شود ، در حقیقت برهان علّیّت خواهد بودن نه برهان نظم مصطلح.

    نظم غایی نیز خود دو معنای متفاوت دارد. گاه مراد از نظم غایی ربط ضروری بین علت غایی و معلول آن است ؛ به این معنی که هر موجود مادی غایتی مخصوص به خود دارد و محال است به غایتی غیر از غایت خود برسد ؛ مثلا محال است درخت سیب ، میوه انار بدهد ؛ یا محال است از تخم مرغ ، جوجه ادرک بیرون آید. این قسم نظم نیز در برهان نظم کاربرد ندارد ؛ چرا که این همان قانون سنخیّت بین علّت و معلول است. بنابراین ، برهان مبتنی بر آین گونه نظم نیز سر از برهان علّیّت در می آورد.

    منظور دیگر از نظم غایی ، آن هماهنگی و همسویی خاصّی است که برای رسیدن به هدفی خاصّ ، بین چندین موجود برقرار می شود. برای مثال تمام اجزای یک بدن ، با این که هیچ شعوری نداشته و نسبت به همدیگر آگاهی ندارند ، دست به دست هم می دهند تا حیات کلّ بدن را حفظ کنند. چنین نظمی را نظم بیولوژیکی می نامند. یا موجودات گوناگون زنده و غیر زنده در یک محوّطه طبیعی بدون اینکه خود بدانند دست به دست هم می دهند و سیستمی به وجود می آورند که بقاء تک تک آن موجودات را تضمین می کند. از این سیستم تعبیر می شود به نظم اکولوژیکی. همچنین کلّ موجودات زمین بدون اینکه خود عالم به نقش خویش باشند ، نظمی خاصّ در کلّ کره زمین پدید می آورند که حیات زمین و موجودات آن را تضمین می کند. خود زمین نیز همراه دیگر اجرام فضایی ، نظمهایی عظیمتر را شکل می دهند. این همان نظمی است که برهان نظم بر مدار آن می چرخد. کما اینکه تمام دانشمندان عالم بر اساس پذیرش این نظم است که دنبال کشفیّات می روند. اگر چنین پیش فرضی در اذهان دانشمندان وجود نداشت ، هیچگاه علوم تجربی پدید نمی آمدند. چون علوم تجربی به دنبال یافتن این قسم نظمها هستند.

    بنا بر این ، وقتی گفته می شود نظم جهان ، نمی تواند ناشی از تصادف باشد ؛ مراد این قسم نظم است نه نظم هندسی و ریاضی.(كه ظاهرا جناب هيوم از اين موضوع اطلاعي نداشتند) امّا کسانی که می گویند ممکن است نظم جهان ناشی از تصادف باشد عمدتاً مقصودشان نظم هندسی و ریاضی است. حتّی از کلمات برخی از مدافعین برهان نظم نیز چنین به نظر می رسد که خود آنها نیز متوجّه این خلط نشده اند. لذا با صد گونه زحمت تلاش می کنند تا نظم کلّ جهان را اثبات نمایند تا بتوانند از برهان نظم دفاع کنند ؛ در حالی که برهان نظم با اثبات نظم یک موجود نیز قابل ارائه است.


    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۸۹/۰۱/۲۳ در ساعت ۲۲:۴۰


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    برهان نظم ، با اسلوبی جدید و بدون تکیه بر نظم کلّی جهان چنین است.
    1ـ شکّی نیست که انسان به عنوان یک مجموعه منظم موجود است.
    2ـ هر نظمی ناظمی دارد.
    3ـ ناظم نظم موجود در انسان یا خود آن انسان است یا اجزاء اوست یا طبیعت است یا موجودی دیگر.
    4ـ خود انسان نمی تواند ناظم وجود خود باشد. اجزاء انسان نیز نمی توانند ناظم وجود انسان باشند. طبیعت نیز یا همان خود انسان است ، یا همان موجود دیگر است یا یک مفهوم ساخته ذهن است. پس تنها یک موجود دیگر است که می تواند ناظم انسان باشد.
    5. آن موجود دیگر نیز یا خود موجودی غیر مرکّب است(مجموعه نیست) یا موجودی مرکّب است. اگر غیر مرکّب است خداست ؛ امّا اگر مرکّب است خود او نیز باید دارای نظم باشد. چون فاقد یک کمال نمی تواند اعطا کننده آن به دیگری باشد. و اگر نظم دارد پس او نیز ناظمی دارد.
    6. ناظم او نیز یا مرکّب است یا غیر مرکّب. اگر غیر مرکّب باشد خداست و الّا او نیز باید نظم و ناظم داشته باشد. و چون تسلسل محال است لذا سر این سلسله باید به یک موجود غیر مرکّب ختم شود که همان خداست.

    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۸۹/۰۱/۲۳ در ساعت ۲۲:۴۱

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط m-root نمایش پست
    یکی از ایرادهایی که به وسیله هیوم بر برهان نظم وارد می شود این گونه است:

    صفات عالی و تفضیلی همیشه نتیجه مقایسه یک چیز با یک یا چند چیز دیگر است.

    هیوم ایراد می گیرد که نظام فعلی جهانی در نوع خود یکی بیشتر نیست این نظام با کدام نظام
    مشابه خود مقایسه شده است که ان را احسن و اکمل می دانیم. در صورتی که مواردی در این
    جهان مشاهده می شود که حکایت از نقص و بی نظمی دارد. پس نمی تواند احسن و اکمل باشد.

    لطفا به این ایراد هیوم به طور ساده پاسخ بدید. ممنون
    با تشکر از پاسخ پاسخگوی مباحث اخلاقی

    می دانیم که هیوم یک فیلسوف تجربه گرا است. در پاسخ این اشکال هیوم می گوییم که :
    روش کسب معرفت تنها تجربه نیست ، تجربه یکی از راه های رسیدن به معرفت است.( آن هم در حوزه و محدوده خودش) ما راه دیگری به نام عقل داریم . برهان نظم یک برهان عقلی است لذا نیاز به تجربه و شهود ندارد.

    برهان نظم عقلی است زیرا: وجه اصلی برهان در کبری است و کبری برهان نظم عقلی است.(کبری: هر مجموعه منظمی ، ناظم ذی شعور،قادر و مرید دارد.)

    عقل ما می گوید میان هماهنگی ، نظم و ناظم داشتن یک تلازم است و نیاز به تجربه نیست.پس می توانیم تصور کنیم هر مجموعه منظم و هماهنگی احتاج به ناظم دارد حتی اگر چنین مجموعه ای در بیرون نباشد و آن را تجربه نکرده باشیم.



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود