جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اثبات خدا بدون استفاده از قرآن و روایات

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اثبات خدا بدون استفاده از قرآن و روایات




    سلام
    امکانش هست یک نفر دلایل وجود خدا رو بدون اینکه از کتاب های اسلامی و قران روایت بیاره و توجیح کنه ؟
    چون نظریه بیگ بنگ خیلی موجه تر این موضوع رو توجیح میکنه تا قران و کتاب های مذهبی که براش نوشته شدن و فقط بصورت تعصبی به قضیه نگاه کردن.
    فروم رو گشتم , تقریبا تو همه تاپیک ها میان از قران روایت میارن یا میگن پیغمبر فلان گفته و ... هیچکدوم از لحاظ علمی صحبت نکردن و فقط اقتضا کردن به اینجور چیزها چون راحت تر هست.
    میخوام بر حسب علم دلیل باشه ,نه بخاطر اینکه دوست داریم درست باشه این قضیه, بخوایم بزور توجیح کنیم !!
    مثال :
    معمولا همه جا علت و معلول رو میگن, ولی خوب خود این یه ایراد گنده داره , اگه هر علتی معلول داره , خدا هم باید یه معلول داشته باشه ,
    که اگه اینجوری باشه اون خالق خدا هم باید یه خالق داشته باشه و به اینصورت یه حلقه بینهایت مثل نثل انسان ها بوجود میاد ,این که بیایم بگیم همه خالق دارن جز خدا , خودش قضیه علت و معلول رو نفی میکنه ,
    چون تو قضیه علت و معلول میگیم که هر علتی معلول دارد شامل همه میشه , اگه استثنا بیاریم این قضیه بدرد نخور میشه !!
    تشکر


  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    202
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 2 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    این سوال رو قبلا بنده پاسخش رو گفتم ولی کسی توجه نکرد! در هر صورت دوباره میذارم تا شما بهش خوب فکر کنید

    شما خدا رو برای اینکه اثبات کنید کافیست ببینید شما هستید یا نه؟ اگر هستید پس او هم هست!
    اگر چشم و گوش و همه چیز رو ازتون بگیرند باز هم می فهمید و درک میکنید که هستید!

    خدا وجود و هستی است و هستی از بدیهیات است پس نیازی به اثبات ندارد.

    این سوال شما نشان دهنده اینست که انسان نابینایی از دیگران میخواهد خورشید را برای وی اثبات کنند یا ماهی ای که میخواهد وجود آب را اثبات کند

    من فکر میکنم پس هستم.



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    300
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    16
    گالری
    40



    نقل قول نوشته اصلی توسط perfumekar
    فروم رو گشتم , تقریبا تو همه تاپیک ها میان از قران روایت میارن یا میگن پیغمبر فلان گفته و ... هیچکدوم از لحاظ علمی صحبت نکردن و فقط اقتضا کردن به اینجور چیزها چون راحت تر هست.
    میخوام بر حسب علم دلیل باشه ,نه بخاطر اینکه دوست داریم درست باشه این قضیه, بخوایم بزور توجیح کنیم !!
    با سلام و خوشامدگویی به شما
    من قصد پاسخ به این تاپیک رو نداشتم ، فقط این عبارات شما من رو به حیرت انداخت. بزرگوار مطمئنید انجمن رو درست گشتید ؟ مثلا چند تا تاپیک پایین تر از تاپیک خودتون رو ؟ به تاپیک ملحدا و لاادری هاش بیان جلو !!! سری بزنید ، اگه اون مطالب رو با حوصله و دقت دنبال کنید انشاالله پاسخ سوالتون رو می گیرید ، از جمله بحثی که راجع به علیت طرح کردید...

    ویرایش توسط seyedziya : ۱۳۸۹/۰۱/۲۴ در ساعت ۰۰:۵۸

    هو الأول و الآخر و الظاهر و الباطن...(الحدید، 3.)




  6. تشکرها 3


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب

    براي اينكه به پرسش حضرت عالي پاسخ داده شود لازم است با مفاهيمي همچون واجب الوجود و ممكن الوجود آشنايي مختصري داشته باشيد ، لذا اين حقير با آسان ترين جملات و با رعايت اختصار توضيحي هر چند اجمالي در رابطه با اين دو مفهوم ارائه مي دهم:

    1. شکّی نیست که خارج از وجود ما موجودی هست. چون انکار این امر منجر به سفسطه می شود.


    2. این موجود ، بنا به فرض عقلی از دو حال خارج نیست. یا واجب الوجود (عین وجود) است یا عین وجود نبوده ، ممکن الوجود است که نسبتش به وجود و عدم یکسان است. (ممكن الوجودي در بودنش نيازمند به علت است)



    3. اگر این موجود عین وجود بوده ، واجب الوجود است ، مطلوب ثابت است ؛ امّا اگر ممکن الوجود بوده نسبتش به وجود و عدم یکسان است ؛ برای موجود شدن محتاج علّت(وجود دهنده) است.



    4. حال علّت آن نیز یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود. اگر واجب الوجود باشد ، مطلوب ثابت است ؛ امّا اگر ممکن الوجود باشد ، خود آن علّت نیز محتاج علّت دیگری است. به این ترتیب بحث منتقل می شود به آن علّت سوم و فرضهای قبلی در مورد آن نیز جاری می شود. همینطور بحث منتقل می شود به علّت چهارم و پنجم و ...



    5. و چون تسلسل علل عقلاً محال است بنا بر این ، این سلسله علل نمی تواند بی نهایت باشد ؛ بلکه باید در جایی به علّتی برسیم که فوق آن علّتی نباشد. که آن همان واجب الوجود (خدا) است.
    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۸۹/۰۱/۲۴ در ساعت ۰۳:۰۹

  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    37
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام و عرض ادب
    این برهان در اصل کاملا صحیح است با این تعریف:
    هر پدیده ای در وجود داشتن،معلول ِ علت یا عللی است غیر از خود و غیر از عدم.
    پس در نهایت باید به علتی واجب رسید که قائم به ذات و مستقل و بعبارتی دارای کمال باشد وگرنه اصلا پدیده ها بوجود نمی آمدند.
    یعنی همین که ما وجود داریم یعنی این وجودِ ما که از خودمان نیست مسلماً باید از یک مبداءِ کامل که وجودش از خودش است آغاز شده است.
    پس:
    1.علت العلل یک پدیده نیست تا بگوییم خود نیاز به علت دارد بلکه مبداء و حقیقتِ یگانۀ هستی است.
    2.علیت جهانشمول است و حقیقتِ آن از مبداء افاضه شده است و مبداء دارای کمال است و پدیده نیست.
    3.عدم ِ وجودِ علیت محال منطقی و حقیقی است،در جهان زیر اتمی نیز هیچ کس مدعی نشده که اثبات شده علیت صادق نیست بلکه برخی گمان نموده اند پیدا نکردن ِ علت دلیل بر عدم ِ وجودِ علت است و این نگاه بسیار غیر منطقی است و جمع بسیاری از فیزیکدانان کوانتوم نیز با آن مخالفند و ضمنا بسیاری از چیزهایی نیز که در گذشته های دور بی علت انگاشته می شدند اکنون بسیاری از علتهای آنها پیدا شده است.
    بنابر این پیدا نکردن ِ علت دلیل بر نبودن ِ علت نیست بلکه دلیل بر نقص ِ حواس یا علم ِ فعلی است.

    ضمناً غیر مادی بودن،ازلی بودن و بسیط بودن ِ علت العلل صحیح است اما در اینجا مورد بحث قرار نگرفته است یعنی همین که دیدیم علت العلل باید دارای کمال باشد همۀ اینها از آن حاصل شدند، اما جهتِ توضیح اشاره می شود :
    -یکی از دلایلیکه علت العلل نمی تواند ماده باشد این است که وصفِ ذاتی ِ ماده که حد و تعیّن است با وصفِ ذاتی ِ علت العلل که کمال و بی حدی و بی تعینی است در تناقض ذاتی است.
    -یکی از دلایلیکه علت العلل نمی تواند کل ِ جهان باشد نیز این است که کل ِ جهان چیزی نیست جز مجموع ِ ما موجوداتِ وابستۀ قائم به غیر ، پس امکان ندارد که مجموع ِ ما مستقل و قائم به ذات باشد.

    این برهان در اصل کاملا صحیح است اما برخی تقریرهای آن نادُرُست است همچون این تقریر که بگویند هرچیزی علتی دارد، و مسلم است که آنگاه خدا هم باید دارای علتی باشد تا بی نهایت.
    پس ما با تقریرهای نادُرُستِ آن کاری نداریم و اصل و اساس ِ آن را مدنظر قرار می دهیم.
    افرادی چون هیوم،راسل و ... نیز اولا چون تجربه گرا بودند (در مقابل عقل گرایان) ، قائل به این بودند که صرفاً آن چیزی قطعی است که تجربه شود نه چیزیکه الزاماً عقل آنرا تایید کند ولی عقل گرایان علیت را صحیح می دانستند چون آن چیزی را قطعی می دانستند که عقل آنرا تایید کند حتی اگر تجربه نشود.
    از همین ابتدا می بینیم که در فلسفه تجربه گرایی نامنصفانه است و عموماً هم پس از رنسانس در مقابله با افراطِ مذهبیون ِ قرون وسطی ایجاد شدند و بنیان معنویت و متافیزیکِ استدلالی را زدند.
    ضمنًا امثال راسل نیز گرفتار تقریرهای غلط از علیت بودند و اصل ِ آنرا مورد توجه قرار نمی دادند.
    با احترام تیر 89 nchapardar@yahoo.com



  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    14 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یه استدلال میارم.،اشکالش رو بگید لطفا
    1-ما قبل از یک،عدد حقیقی دیگری نداریم
    تا یک نباشد،دو پدید نمی آید
    پس وجود یک،ضروری است
    فعلا میگوییم که باید یکی باشد تا دو پدید آید
    پس باید یک اولی باشد تا هستی بوجود اید و آن واجب الوجود،خداست.
    2-از انجایی که هر چقدر صفر بچینیم،عددی پدید نمی آید و یک بیاید،نیازی به اعداد پشتی ندارد.(یعنی کلا در ذات خود نیازی به اعداد پشت ندارد.)
    پس خدا نیز نیازی به علت ندارد
    3-اعداد هرچقدر بزرگ باشند،اگر به عقب برگردیم،آخر به یک میرسند.پس تسلسل نیز باطل است چون به یک ختم میشود.
    اشکال این استدلال؟؟؟


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    3,642
    صلوات
    1
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    826 پست
    حضور
    119 روز 8 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    8



    با نام الله




    اثبات خدا بدون استفاده از قرآن و روایات




    کارشناس بحث: استاد مسلم

    سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

    عشق محمد بس است و آل محمد



    اثبات خدا بدون استفاده از قرآن و روایات

  12. تشکر


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    162 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط 75مهدی نمایش پست
    یه استدلال میارم.،اشکالش رو بگید لطفا
    1-ما قبل از یک،عدد حقیقی دیگری نداریم
    تا یک نباشد،دو پدید نمی آید
    پس وجود یک،ضروری است
    فعلا میگوییم که باید یکی باشد تا دو پدید آید
    پس باید یک اولی باشد تا هستی بوجود اید و آن واجب الوجود،خداست.
    2-از انجایی که هر چقدر صفر بچینیم،عددی پدید نمی آید و یک بیاید،نیازی به اعداد پشتی ندارد.(یعنی کلا در ذات خود نیازی به اعداد پشت ندارد.)
    پس خدا نیز نیازی به علت ندارد
    3-اعداد هرچقدر بزرگ باشند،اگر به عقب برگردیم،آخر به یک میرسند.پس تسلسل نیز باطل است چون به یک ختم میشود.
    اشکال این استدلال؟؟؟
    با سلام و احترام

    عدد، کثیری است که مرکب از آحاد است، و شأن آن این است که بعضی از آن، بشمارد بعضی دیگر را.(فرهنگ معارف اسلامی، سید جعفر سجادی، ج2، ص124)

    اشکال اساسی این استدلال این است که:

    اولا اعداد امری اعتباری هستند، و ضرورت وجود خارجی ندارند، یعنی عقل مانع از این نیست، که هیچ واحدی در عالم خارج وجود نداشته باشد. و اگر بگویید که وقتی اعداد و کثرات هستند باید عدد واحدی هم باشد، اشکال دیگری پیش می آید که در شماره ثانی به آن اشاره می کنیم.

    ثانیا: توقف عدد 2 بر عدد 1، توقف معلول بر علت نیست تا علیت را برای 1 اثبات سازد، بلکه صرفا تقدم رتبی است، و فقط چون 2 تشکیل شده از 1+1 است، شکل گیری عدد1 مقدم بر 2 است، و هیچ رابطه علیت و فاعلیتی در کار نیست.

    ثالثا: وحدت اعداد، وحدت عددی است، یعنی عدد 1 که شما آن را فرض نموده اید، تکرار بردار هست، و با تکرار آن، عدد 2و3 و... تقوم می یابند، در حالی که ما چنین وحدت عددی را بر ای خداوند قائل نیستیم،(المظاهر الالهیة، ملاصدرا، ص94) چرا که خداوند وجود صرف و بسیط است که قابل تکرار نیست.
    همچنین بازگشت اعداد بزرگتر به عدد 1 نیز از همین سنخ است که نمی تواند نقش علیت عدد 1 برای اعداد دیگر را ایفا نماید، لذا نمی تواند اثبات علیت برای خداوند بنماید.

    موفق باشید


  14. تشکرها 2


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    162 پست
    حضور
    21 روز 20 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    پرسش:
    آیا امکان دارد بدون استفاده از آیات و روایات وجود خداوند را اثبات کرد؟ معمولا همه به «علت و معلول» اشاره می کنند ولی خود این یک ایراد بزرگ دارد، و آن این که اگر هرچیزی علتی دارد، خدا هم باید علتی داشته باشد. آیا می شود برای اثبات وجود خداوند این گونه استدلال نمود:
    استدلال اول: ما قبل از یک، عدد حقیقی دیگری نداریم. تا یک نباشد، دو پدید نمی آید. پس وجود یک، ضروری است. پس باید یک اولی باشد تا هستی بوجود آید و آن واجب الوجود، خداست.
    استدلال دوم: از آن جا که هر چقدر صفر بچینیم، عددی پدید نمی آید، نیازی به اعداد پشتی ندارد (یعنی کلا در ذات خود نیازی به اعداد پشت ندارد). پس خدا نیز نیازی به علت ندارد.
    استدلال سوم: اعداد هر چقدر بزرگ باشند، اگر به عقب برگردیم، آخر به یک می رسند. پس تسلسل نیز باطل است، چون به یک ختم می شود.


    پاسخ:
    نکته اول این که هرگز برای اثبات وجود خداوند از آیات و روایات استفاده نمی‌شود، چرا که اثبات آیات و روایات متوقف بر اثبات وجود خداوند است، و استفاده از آیات و روایات برای اثبات وجود خدا، دور خواهد بود که باطل است.
    در باب علت و معلول نیز هرگز کسی نمی گوید: «هر چیزی علتی دارد»، بلکه می‌گویند: «هر معلولی علتی دارد» یا «هر پدیده ای علتی دارد». پس ما هر موجودی را که مشاهده نمودیم اگر معلول باشد، یا به تعبیر فلسفی، ممکن باشد، نیازمند علت است و برای توجیه وجود او باید به سر سلسله ای ختم شود که او دیگر ممکن و معلول نباشد.
    اما در باب استدلال به اعداد برای اثبات وجود خدا:
    ابتدا باید عدد را تعریف کنیم: عدد کثیری است که مرکب از آحاد است، و شأن آن این است که بعضی از آن، بعضی دیگر را بشمارد.(1)
    اشکال اساسی این استدلال این است که:

    اولا: اعداد امری اعتباری هستند، و ضرورت وجود خارجی ندارند، یعنی عقل مانع از این نیست، که هیچ واحدی در عالم خارج وجود نداشته باشد. و اگر بگویید که وقتی اعداد و کثرات هستند باید عدد واحدی هم باشد، اشکال دیگری پیش می آید که در شماره ثانی به آن اشاره می کنیم.

    ثانیا: توقف عدد 2 بر عدد 1، توقف معلول بر علت نیست تا علیت را برای 1 اثبات سازد، بلکه صرفا تقدم رتبی است، و فقط چون 2 تشکیل شده از 1+1 است، شکل گیری عدد 1 مقدم بر 2 است، و هیچ رابطه علیت و فاعلیتی در کار نیست.

    ثالثا: وحدت اعداد، وحدت عددی است، یعنی عدد 1 که شما آن را فرض نموده اید، تکرار بردار هست، و با تکرار آن، عدد 2 و 3 و ... تقوم می یابند، در حالی که ما چنین وحدت عددی را بر ای خداوند قائل نیستیم،(2) چرا که خداوند وجود صرف و بسیط است که قابل تکرار نیست.

    هم چنین بازگشت اعداد بزرگتر به عدد 1 نیز از همین سنخ است، که نمی تواند نقش علیت عدد 1 برای اعداد دیگر را ایفا نماید، لذا نمی تواند اثبات علیت برای خداوند بنماید.

    _____________
    (1) فرهنگ معارف اسلامی، سید جعفر سجادی، ج 2، ص 124.
    (2) المظاهر الالهیة، ملاصدرا، ص 94.

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۵/۰۲/۱۴ در ساعت ۲۳:۱۳ دلیل: همکار ویراستار تدوین


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود