صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: موجودی جنبنده

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    363
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    موجودی جنبنده




    سلام.
    منظور از کلمه(جنبنده ای)در آیه زیر چیست؟

    (وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ )

    چون قول [عذاب] بر ايشان واجب گردد جنبنده‏اى را از زمين براى آنان بيرون مى‏آوريم كه با ايشان سخن گويد كه مردم [چنانكه بايد] به نشانه‏هاى ما يقين نداشتند.
    ای مالک!
    هرگز مگو که من مامورم و معذور و هرگز مگو که به من دستور داده اند,از خشم ملت بترس که نمونه ای از خشم خداوند است,از اجتماعات عمومی جلوگیری مکن,و بدان که از کشور ویران کسی خراج نمیگیرد.(امام علی ع)


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    .


    مندرجات این پست توسط اینجانب (خردبین) و بدلیل آنکه بخشی از آن بدون ارائه دلیل از سوی مدیران محترم ویرایش شد، حذف گردید. بنده عینا تفسیر المیزان در ذیل آیه مورد بررسی را بدون هیچگونه اظهار نظر شخصی در اینجا درج کردم، اما ویراش شد. بنابراین بنده دلیلی نمیبینم که مطلب نیمه کاره ای دیگران آنرا به سلیقه ی خودشان ویرایش کرده اند، به نام بنده در اینجا باقی بماند. عجیب است که حتی تفسیر المیزان هم سانسور میشود!




    با تشکر.
    خردبین سبز اندیش.



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط angel1943 نمایش پست
    سلام.
    منظور از کلمه(جنبنده ای)در آیه زیر چیست؟
    (وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ )
    نقل قول نوشته اصلی توسط angel1943 نمایش پست

    چون قول [عذاب] بر ايشان واجب گردد جنبنده‏اى را از زمين براى آنان بيرون مى‏آوريم كه با ايشان سخن گويد كه مردم [چنانكه بايد] به نشانه‏هاى ما يقين نداشتند.



    وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ (نمل/82)
    هنگامى كه فرمان عذاب آنها رسد (و در آستانه رستاخيز قرار گيرند) جنبنده‏اى را از زمين براى آنها خارج مى‏كنيم كه با آنها تكلم مى‏كند و مى‏گويد: مردم به آيات ما ايمان نمى ‏آورند.

    از آنجا كه در آيات گذشته سخن از استعجال كفار در مورد عذاب و يا تحقق رستاخيز بود و با بى صبرى انتظار وقوع آن را داشتند، و به پيامبر مى‏گفتند: چرا اين عذابها را كه به ما وعده مى‏دهى دامن ما را نمى‏گيرد؟! چرا قيامت بر پا نمى‏شود؟! در آيات مورد بحث به قسمتى از حوادثى كه در آستانه رستاخيز صورت مى‏گيرد اشاره كرده و سرنوشت دردناك اين منكران لجوج را مجسم مى‏ سازد.

    مى ‏فرماید: هنگامى كه فرمان عذاب فرا مى‏رسد و آنها در آستانه رستاخيز قرار مى‏ گيرند، جنبنده‏اى را از زمين، براى آنان خارج مى‏كنيم كه با آنها سخن مى‏گويد، و سخنش اين است كه مردم به آيات خدا ايمان نمى‏آورند (وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ).

    منظور از وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ صدور (فرمان خدا و مجازاتى است كه به آنها قول داده شده) يا (وقوع رستاخيز و حضور نشانه‏هاى آن) است؛ نشانه‏هايى كه با مشاهده آن هر كس خاضع و تسليم مى‏شود و يقين پيدا مى‏كند كه وعده‏هاى الهى هم حق بوده و قيامت نزديك است، و در آن حال درهاى توبه بسته مى‏شود، چرا كه ايمان در چنين شرائطى جنبه اضطرارى خواهد داشت.
    البته اين دو معنى از يكديگر جدا نيست، زيرا نزديك شدن قيامت با عذاب و مجازات گنهكاران همراه است.

    اما در اينكه اين جنبنده زمينى چيست و كيست؟ و برنامه و رسالت او چگونه است؟ قرآن به صورت مجمل موضوع را بيان كرده است و همين اندازه مى‏گويد که جنبنده‏اى است كه خدا او را از زمين در آستانه رستاخيز ظاهر مى‏سازد، او با مردم سخن مى‏گويد و سخنش اين است كه مردم به آيات خدا ايمان نمى‏ آورند.
    به تعبير ديگر كار او اين است که صفوف را از هم جدا مى‏ كند و منكران و منافقان را از مؤمنان مشخص مى‏سازد.
    بديهى است منكران با ديدن اين صحنه به خود مى ‏آيند و از گذشته تاريك خويش پشيمان مى‏شوند ولى چه سود كه راه بازگشت بسته است.

    درباره جزئيات دابة الارض و صفات و مشخصات دقيقش در روايات اسلامى و در كتب تفسير و حديث شيعه و اهل سنت، مطالب بسيارى وارد شده است.

    دابة به معنى جنبنده و ارض به معنى زمين است. دابة تنها به جنبندگان غير انسان اطلاق نمى‏شود بلكه مفهوم وسيعى دارد كه انسانها را نيز در بر مى‏ گيرد؛ شواهد این معنا در قرآن:

    - در آيه 6 سوره هود مى‏خوانيم: وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها: هيچ جنبنده‏اى در زمين نيست مگر اينكه روزى او بر خدا است.

    - در آيه 61 سوره نحل آمده: وَ لَوْ يُؤاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ: اگر خداوند مردم را به خاطر ستمهايشان مجازات مى‏كرد، جنبنده‏اى را بر صفحه زمين باقى نمى ‏گذاشت.


    - در آيه 22 سوره انفال مى‏خوانيم: إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ: بدترين جنبندگان نزد خداوند افراد كر و گنگى هستند كه چيزى نمى‏فهمند.



    اما در مورد تطبيق دابة بر مصداق خارجی آن، همانگونه كه گفتیم، قرآن بطور سر بسته از آن گذشته، گويى بنا بر اجمال و ابهام داشته است و تنها وصفى كه براى آن ذكر كرده اين است كه با مردم سخن مى‏گويد و افراد بى ايمان را اجمالا مشخص مى‏كند ولى در روايات اسلامى و سخنان مفسرين، بحثهاى زيادى در اين زمينه ديده مى‏شود كه در يك جمع بندى مى ‏توان آن را در دو تفسير خلاصه كرد:


    1- گروهى آن را يك موجود جاندار و جنبنده غير عادى از غير جنس انسان با شكلى عجيب دانسته ‏اند و براى آن عجائبى نقل كرده‏اند كه شبيه خارق عادات و معجزات انبياء است.
    اين جنبنده در آخر زمان ظاهر مى‏شود و از كفر و ايمان سخن مى‏گويد و منافقين را رسوا مى‏سازد و بر آنها علامت مى‏نهد.


    2- جمعى ديگر به پيروى از روايات متعددى كه در اين زمينه وارد شده او را يك انسان مى‏دانند، يك انسان فوق العاده، يك انسان جنبنده و فعال كه يكى از كارهاى اصليش جدا ساختن صفوف مسلمين از منافقين و علامت‏گذارى آنهاست، حتى از پاره‏اى از روايات استفاده مى‏شود كه عصاى موسى و خاتم سليمان با او است و مى‏دانيم عصاى موسى، رمز قدرت و اعجاز و خاتم سليمان، رمز حكومت و سلطه الهى است و به اين ترتيب او يك انسان قدرتمند و افشاگر است.

    در حديثى از حذيفه از پيامبر ص در توصيف دابة الارض چنين آمده است:‏

    لا يدركها طالب و لا يفوتها هارب فتسم المؤمن بين عينيه و يكتب بين عينيه مؤمن و تسم الكافر بين عينيه و تكتب بين عينيه كافر و معها عصا موسى و خاتم سليمان: او به قدرى نيرومند است كه هيچكس به او نمى‏رسد و كسى از دست او نمى‏تواند فرار كند، در پيشانى مؤمن علامت مى‏گذارد و مى‏نويسد مؤمن و در پيشانى كافر علامت ميگذارد و مى‏نويسد كافر. با او عصاى موسى و انگشتر سليمان است.


    در روايات متعددى دابة بر شخص امير مؤمنان على (ع) تطبيق شده است:
    در تفسير على بن ابراهيم از امام صادق (ع) مى‏خوانيم: مردى به عمار ياسر گفت: آيه‏اى در قرآن است كه فكر مرا پريشان ساخته و مرا در شك انداخته‏ است. عمار گفت: كدام آيه؟
    گفت: آيه وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كانُوا بِآياتِنا لا يُوقِنُونَ، اين كدام جنبنده است؟
    عمار گفت: به خدا سوگند من روى زمين نمى‏نشينم، غذايى نمى‏خورم و آبى نمى‏نوشم تا دابة الارض را به تو نشان دهم. سپس همراه آن مرد به خدمت على (ع) آمد در حالى كه آن حضرت مشغول غذا خوردن بود. هنگامى كه چشم امام (ع) به عمار افتاد، فرمود بيا. عمار آمد و نشست و با امام (ع) غذا خورد.
    آن مرد سخت در تعجب فرو رفت و با ناباورى به اين صحنه مى‏نگريست، چرا كه عمار به او قول داده بود و قسم خورده بود كه تا به وعده‏اش وفا نكند غذا نخورد، گويى قول و قسم خود را فراموش كرده است.
    هنگامى كه عمار برخاست و با على (ع) خداحافظى كرد، آن مرد رو به او كرده و گفت: عجيب است تو سوگند ياد كردى كه غذا نخورى و آب ننوشى و بر زمين ننشينى مگر اينكه دابة الارض را به من نشان دهى؟
    عمار در جواب گفت:من او را به تو نشان دادم اگر مى‏فهميدى.

    نظير همين حديث در تفسير عياشى از ابوذر رحمة اللَّه عليه نیز نقل شده است.


    علامه مجلسى در بحار الانوار با سند معتبرى از امام صادق (ع) چنين نقل مى‏كند كه على (ع) در مسجد خوابيده بود، پيامبر (ص) آنجا آمد، على (ع) را بيدار كرد و فرمود قم يا دابة اللَّه: برخيز اى جنبنده الهى، كسى از ياران عرض كرد: اى رسول خدا آيا ما حق داريم يكديگر را بر چنين اسمى بناميم؟

    فرمود: نه، اين نام مخصوص اوست و اوست دابة الارض كه خداوند در قرآن فرموده: وَ إِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْضِ ...

    مرحوم ابو الفتوح رازى در تفسير خود ذيل آيه فوق مى‏نويسد: بر طبق اخبارى كه از طريق اصحاب ما نقل شده، دابة الارض كنايه از حضرت مهدى صاحب الزمان (ع) است.

    اين تعبير كه در روايات وارد شده كه عصاى موسى و انگشتر سليمان كه رمز قدرت و پيروزى و حكومت است با او است قرينه‏اى است بر اينكه منظور از دابة الارض يك انسان بسيار فعال است، نه يك حيوان و نيز اينكه در روايات وارد شده كه مؤمن و كافر را نشانه‏گذارى مى‏كند و صفوفشان را مشخص مى‏سازد با انسان سازگار است. سخن گفتن با مردم كه در متن آيه قرآن به عنوان توصيف او آمده نيز مناسب همين معنى است.

    در يك جمع بندى به اينجا مى‏رسيم كه از يك سو واژه دابة بيشتر در غير انسانها به كار مى‏رود (هر چند در قرآن كراراً در مفهوم اعم و يا در مورد انسانها استعمال شده)، از سوى ديگر قرائن متعدد در خود آيه وجود دارد و روايات فراوانى در تفسير آيه وارد شده است كه نشان مى‏دهد منظور از دابة الارض در اينجا، انسانى است بسيار فعال، مشخص كننده خط حق و باطل، مؤمن و منافق و كافر، انسانى است كه در آستانه رستاخيز ظاهر مى‏شود و خود يكى از آيات عظمت پروردگار است. (تفسير نمونه،ج‏15/ص547)



    علامه طباطبایی (رحمة الله علیه) هم در المیزان ذیل آیه مذکور بیانات قابل توجهی دارند. خلاصه ای از فرمایشات ایشان ذکر می شود، عزیزانی که خواهان مطالعه بیشتر هستند، به
    الميزان، ج‏15/ص395

    مراجعه فرمایند.



    خلاصه بیانات علامه ذیل این آیه:

    1- روی سخن در این آیه با کفار امت پیامبر است.
    2- مراد از وقع علیهم القول، اینست که عذاب الهی در مورد آنها لازم و محقق گردد.

    3- مراد از اخراج از زمين (ْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الْأَرْض)، يا احياء و زنده شدن بعد از مرگ است و يا چیزی مانند آن،

    4- کلمه دابة به هر موجود زنده ای اطلاق مى‏شود كه در زمين راه مى‏رود، که مى‏تواند انسان باشد و مى‏تواند حيوان باشد. اگر انسان باشد كه تكلم و سخن گفتنش امرى عادى است، نه خارق العاده و اگر حيوانى بى زبان باشد، آنگاه حرف زدنش مانند بيرون شدنش از زمين امرى است خارق العاده.

    در آيات كريمه قرآن چيزى كه بتواند اين آيه را تفسير كند و معلوم سازد كه اين جنبده‏اى كه خدا به زودى از زمين بيرون مى‏آورد چيست، و چه خصوصياتى دارد، و با مردم چه چه مى‏گويد، و چگونه از زمين بيرون مى‏آيد، وجود ندارد، بلكه سياق آيه بهترين دليل است بر اينكه مقصود قرآن مبهم گويى است و جمله مذکور از كلمات مرموز قرآن است.


    حاصل معنای آیه اين است كه: وقتى برگشت امر مردم [یعنی کفار امت اسلام] به اين شود كه از آيات حسى و مشهود ما [مانند آسمانها و زمین و ...] يقين برايشان حاصل نشود و به عبارت ديگر استعدادشان براى ايمان آوردن به ما به كلى باطل گشته و تعقل و عبرت‏گيرى از دستشان‏ خارج شود، در اين هنگام وقت آن مى‏رسد كه آن آيت خارق العاده كه وعده داده بوديم نشانشان دهيم و حق را برايشان آن چنان بيان مى‏كنيم كه ديگر جز باور و اعتراف به حق چاره‏اى برايشان نماند، پس در این هنگام آن آيت را كه دابه و جنبنده‏اى است از زمين بيرون مى‏آوريم، تا با ايشان صحبت كند.
    اين آن معنايى است كه با كمك سياق و به هدايت تدبّر در آيه به دست مى‏ آيد.




    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۱/۲۵ در ساعت ۰۳:۰۷
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    363
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خواهش میکنم!




    سلام.
    از جناب پاسخگوی مباحث قرآنی استدعا دارم نشانه های اهانت را در پست شماره 3بنده ذکر بفرمایند تا انشاالله ما هم تکلیف خودمان را بدانیم!
    ویرایش توسط Angel1943 : ۱۳۸۹/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۷:۳۷
    ای مالک!
    هرگز مگو که من مامورم و معذور و هرگز مگو که به من دستور داده اند,از خشم ملت بترس که نمونه ای از خشم خداوند است,از اجتماعات عمومی جلوگیری مکن,و بدان که از کشور ویران کسی خراج نمیگیرد.(امام علی ع)

  6. تشکر


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    جناب "پاسخگوی مباحث قرآنی" گرامی.
    مگر پست شما ره ی 2 بنده چه ایرادی داشت که آنرا بنا به سلیقه ی خودتان ویرایش کردید و دلیل آنرا هم ذکر نکردید؟
    بزرگوار ... بنده عین عبارت تفسیر المیزان را با ذکر آدرس دقیق برایتان گذاشتم، آیا شما کارتان به جایی رسیده که مجبور هستید حتی تفسیر المیزان را هم سانسور کنید؟
    مگر اینجا کانون گفتمان قرآنی نیست؟ مگر موضوع اصلی این کانون بحث و گفتگو در مورد قرآن و تفاسیر آن نیست؟ مگر تفسیر المیزان معتبرترین تفاسیر تشیع نیست؟ پس چرا شما حتی تفسیر المیزان را هم سانسور میکنید و نمیگذارید در مورد آن گفتگو بشود؟
    از کی تا بحال تفسیر المیزان هم حاوی مطالب مضر و خلاف دین و اهانت آمیز به مقدسات و خلاف مقررات کشور شده است که وقتی بنده تفسیر ذیل آیه مورد بحث را در اینجا میگذارم، شما فورا آنرا حذف میکنید؟
    شگفتا از شما که نام کانون گفتمان قرآنی بر اینجا نهاده اید، اما حتی به تفاسیری که خود شیعیان نوشته اند هم رحم نکرده و سانسورشان میکنید!

    نقل قول نوشته اصلی توسط Angel1943 نمایش پست
    از جناب پاسخگوی مباحث قرآنی استدعا دارم نشانه های اهانت را در پست شماره 2 بنده ذکر بفرمایند تا انشاالله ما هم تکلیف خودمان را بدانیم!
    جناب Angel1943 گرامی. بنده مطالبی آماده کرده بودم که در مورد تفسیر «دابه الارض» گفتگو کنیم، اما با وضعیت فعلی و حذف و ویرایش بی جهت پستها، بنده نمیتوانم در این تاپیک مشارکت کنم.

    موفق باشید.

    خردبین سبز اندیش.


  8. تشکرها 2


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط ابن عربی نمایش پست
    شاید منظورش گودزیلا بوده!!! :labkhand:



    من این مورد را ویرایش یا حذف نمی کنم تا دوستانی که به حذف و ویرایش مطالب اعتراض دارند دلیل ما را هم بدانند.
    جناب ابن عربی این بحث قرآنی را به تمسخر گرفته اند.
    جناب خردبین و جناب Angel1943 توجه بفرمایید که این کاربر محترم چطور می نویسد.
    دوستان قضاوت کنند آیا به بهانه گفتمان آزاد، اینگونه می توان مباحث قرآنی را به تمسخر گرفت؟

    چو می بینم که نابینا و چاه است
    اگر خاموش بنشینم گناه است


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۱/۲۶ در ساعت ۰۱:۱۱
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  10. تشکرها 2


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط angel1943 نمایش پست
    سلام.
    منظور از کلمه(جنبنده ای)در آیه زیر چیست؟

    (وَإِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِّنَ الْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النَّاسَ كَانُوا بِآيَاتِنَا لَا يُوقِنُونَ )



    با سلام و درود


    1. "دابة" در لغت به معنای جنبنده است و بر هر صاحب حیاتی اطلاق می شود، اعم از این كه انسان باشد یا غیر انسان. به علاوه که آیاتی داریم كه واژه "دابة" در آن ها آمده و بر انسان ها نیز اطلاق شده است؛ مانند آیات (هود، 6)، (نحل، 61)، (انفال، 22)


    2. اما آیه شریفه (نمل، 82)، اشاره به وقوع رستاخیز و ظاهر شدن نشانه های قیامت دارد.
    به عبارت دیگر این آیه شریفه اشاره به آخرالزمان و دوران رجعت دارد كه آن هم پس از قیام امام عصر(عج) است.


    3. دلیل این كه این آیه اشاره به آخرالزمان و علائم قیامت دارد این است كه تعبیر « إِذَا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيهمْ » آورده شده، و این تعبیر به معنای حتمی شدن قضای الهی است؛ یعنی نازل شدن عذاب الهی حتمی شده؛ و این حتمی شدن عذاب و قضای الهی بر آن انسان ها، بخاطر ایمان نیاوردن آن ها به آیات و نشانه های الهی است، كما این كه تعبیر « أَنَّ النَّاسَ كاَنُواْ بِايَاتِنَا لَا يُوقِنُون » اشاره به علت حتمی شدن عذاب دارد.


    4. هم چنین دلیل دیگری كه می رساند این واقعه و این آیت الهی در قبل از برپایی قیامت، و در همین دنیا به وقوع می پیوندد، آیه بعد همین سوره است: «وَ يَوْمَ نحشُرُ مِن كُلّ‏ِ أُمَّةٍ فَوْجًا »یعنی روزی كه محشور می شوند در آن روز گروهی از امت، كه تكذیب می كردند آیات الهی را.



    5. این حشر، حشر دنیوی است زیرا با "من" تبعیضیه آمده است؛ یعنی بعضی از انسان ها محشور می شوند و این بعضی همان مؤمنان خالص و كافران خالص هستند؛ و الا اگرمراد حشر اخروی بود با تعبیر "من" نمی آمد ـ چرا كه در آن جا همه محشور می شوند ـ كما این كه در سوره كهف آیه 47، به حشر اكبر اشاره دارد و می گوید: در آن روز همه محشور می شوند نه بعضی، و آن حشر قیامت است: «وَ حَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنهمْ أَحَدًا ».





    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۱/۲۵ در ساعت ۲۳:۲۸

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0






    پس این آیه شریفه، به بیانی كه گفته شد، اشاره به دوران رجعت دارد، كه در آن زمان"دابه" به عنوان یكی از آیات و نشانه های الهی است كه با خارج شدن او آن چنان حق بر كافران روشن می شود كه دیگر، جز اعتراف به حق، چاره ای برای ایشان نمی ماند.


    6. نكته قابل توجه این است كه این مطلب فقط در همین آیه ذكر شده است و در قرآن كریم آیات دیگری نیامده است كه عنوان تفسیر كننده و بیانی برای جزئیات این مسئله باشد؛ لذا برای روشن شدن این مطلب راهی نیست جز این كه از روایات معتبر و قابل اعتماد كمك بگیریم.


    البته چه بسا وجه مبهم گویی و بیان رمزی مطلب این بوده كه گویی خداوند خواسته است كه از آن به اجمال بگذرد تا تأثیر بیشتری داشته باشد؛ چرا كه گاهی تأثیر سخن در آن است كه یك مطلب هول انگیز در پرده بیان شود.


    7. مطلب دیگر این كه همان طور كه از روایات نیز استفاده می شود كه در آخرالزمان گروهی از مومنان خالص و گروهی از كافران خالص، به این جهان بازگردانده می شوند، تا گروه اول(مؤمنان) مدارج كمال را طی نمایند، و گروه دوم(كافران) كیفرهای شدید ببینند، آیه شریفه مورد بحث نیز تنها در مورد مؤمنان خالص و كافران خالص و محض صحبت می كند، نه آنهایی كه درصدی از ایمان و طاعت، و درصدی هم از كفر و یا گناه دارند. و این كه اینها همه مؤمنان یا كافران نیستند از واژه "فوجا" در آیه 83 « مِن كُلّ‏ِ أُمَّةٍ فَوْجًا » فهمیده می شود؛ یعنی گروهی از انسانها نه همه آنها.


    8. همچنین از روایات استفاده می شود كه كار اصلی آن "دابه" به عنوان آیت و نشانه الهی، جدا كردن صفوف مؤمنان و كافران و علامت زدن بر آنها است، در حالی كه او عصای موسی و انگشتر سلیمان را نیز به همراه دارد.






    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۱/۲۵ در ساعت ۲۳:۳۲

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    9. تا این جا، روایات اهل سنت و شیعه با هم مشترك هستند.


    ولی وجه تفاوت آن ها این است كه شیعه بنابر روایات زیادی كه از اهلبیت(علیهم السلام)، و هم چنین رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) دارد، "دابة" را حضرت علی(علیه السلام) می داند، كه در آخرالزمان بعنوان آیت و نشانه الهی حاضر می شود و كافران را از مؤمنان جدا می كند، و به مؤمنان نشانه ایمان می دهد، كه این خود افتخار بزرگی برای مؤمنان است، و كافران را توبیخ می نماید.


    اما اهل سنت احادیثی دارند كه می گویند كه این "دابه" حیوان كم و بیش وحشتناكی است كه علاماتی دارد، مانند عصای موسی و انگشتر سلیمان.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۱/۲۵ در ساعت ۲۳:۳۴

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  15. تشکر


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0






    10. مطلبی كه باید در جواب گفته اهل سنت توجه نمود این است كه:


    اولا، یك حیوان تكلیف ندارد و صلاحیت اختیار را ندارد، بلكه همیشه تابع غریزه خود است؛ پس نمی توان جدائی مؤمن از كافر را به او نسبت داد. این موجود لااقل باید مختار و مرید باشد.


    ثانیا، از طرف دیگر، آن "دابه" باید روحی قدسی داشته باشد و از معصومین باشد تا بتواند از انگشتر سلیمان و عصای موسی استفاده كند، و الا یك انگشتر و یك عصا كه نمی تواند، به خودی خود، اثر داشته باشد، مگر این كه به همراه روحی قدسی باشد.


    نكته جالب توجه اینكه حتی عصای موسی را هم به هارون (برادر موسی) نسبت نداده اند، چرا كه باید دست موسی و یا كسی بالاتر از موسی باشد تا آن اعجاز و كارآیی را داشته باشد.


    ثالثا، آیات و روایات می گویند این "دابه" مدال ایمان و كفر بر پیشانی انسان می زند، و آن را به نوعی پذیرایی و احترام گذاشتن به مؤمن دانسته اند.

    سؤال این است كه حیوان وحشت آوری را مدال آور مؤمن قرار دادن چه افتخاری برای انسان مؤمن كه اشرف مخلوقات است، میتواند باشد!؟ البته اگر بپذیریم كه بی احترامی به او نباشد.




    علی ایّ حال، طبق روایات متعدد و معتبری كه از رسول گرامی اسلام(ص) وارد شده، این دابه، حضرت علی(ع) است. حتی خود ایشان لقب "دابه" را به امام علی (علیه السلام) دادند و فرمودند: كسی غیر از او شایسته این تعبیر نیست.

    و هم چنین در روایات دیگری كه از اهل بیت(علیهم السلام) وارد شده آمده كه این "دابه" به عنوان نشانه و آیت الهی است، و كسی نیست جز امیرالمؤمنین علی (علیه آلاف التحیة و السلام).




    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۱/۲۵ در ساعت ۲۳:۳۹

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود