جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آغاز و پایه اول دین شناختن‏ خداست " .

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,130
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آغاز و پایه اول دین شناختن‏ خداست " .




    " آغاز و پایه اول دین شناختن‏ خداست " .

    اگر دین را به ساختمانی تشبیه کنیم که دارای در و دیوار و سقف و پنجره و شیشه و نقاشی و روکاری و زیرسازی و غیره است باید بگوییم‏ زیر سازی و زیر بنای همه افکار و معتقدات و اخلاقیات و دستورالعمل های‏ دینی خداشناسی است ، و اگر دین را به یک کتاب علمی تشبیه کنیم که‏ دارای بابها و فصلها و قضایا و مسائل و استدلالات و اصول متعارفه و موضوعه‏ است باید بگوییم آن چیزی که به منزله اصل اول و به اصطلاح اصل متعارف‏ دین است خداشناسی است .

    اگر بنا بشود مجموعه‏ای مصالح بنایی را در یک‏ جا انبار کنیم اهمیت ندارد که کدام قسمت را اول بریزیم و کدام قسمت را آخر بریزیم ، و همچنین اگر بنا بشود کتابی به صورت جنگ و کشکول جمع‏ آوری کنیم فرق نمی‏کند که کدام مطلب را در صفحه اول و کدام مطلب را در صفحه دوم و همچنین در سایر صفحات بنویسیم ، چون مقصود به وجود آمدن‏ یک جنگ و یک کشکول است ، هر مطلب در هر جا قرار گرفته مانعی ندارد ، وقتی هم که بخواهیم اینگونه کتابها را مطالعه کنیم و مورد استفاده قرار دهیم‏ باز فرق نمی‏کند که از اول شروع کنیم یا وسط یا آخر .

    اما اگر ساختمانی‏ بخواهیم به وجود آوریم اینطور نیست ، ترتیب دارد و روی حساب معینی‏ باید صورت بگیرد ، و همچنین اگر یک کتاب علمی بخواهیم تألیف کنیم یا بخواهیم مطالعه کنیم از اول باید شروع کنیم و به ترتیب پیش برویم .

    دینداری اگر بخواهد به صورت صحیح و معقول و منطقی برای کسی پیدا شود باید از پایه توحید و خداشناسی آغاز گردد ، تا این اصل در روح و دل‏ تأسیس نشود سایر قسمتها اساسی نخواهد داشت .

    رسول اکرم همینکه به‏ رسالت مبعوث گشت و برای اولین بار به میان مردم ظاهر شد و بعثت خود را آشکار کرد چه گفت ؟

    آیا گفت نماز بخوانید یا روزه بگیرید ؟

    آیا گفت‏ صله ارحام بجا آورید و به یکدیگر ظلم نکنید ؟

    آیا گفت فلان آداب‏ استحبابی را در راه رفتن یا نشستن یا غذا خوردن خوب رعایت کنید ؟


    نه ، هیچکدام از اینها را نگفت ، گفت : مردم بگویید " لا اله الا الله " تا رستگار شوید .


    رسول اکرم دین را از این کلمه آغاز کرد ، حساس ترین‏ نقطه‏های قلب مردم را با عقیده توحید اشغال کرد و تکوین و تربیت امتی‏ عظیم و مقتدر را بر این اساس به وجود آورد .
    خداشناسی نه فقط اول دین است ، اول پایه و مایه انسانیت است .
    انسانیت اگر بنا بشود روی اصل پایداری بنا شود باید روی اصل توحید ساخته‏ گردد . ما یک سلسله امور را به عنوان " حقوق انسانی " یا " شئون‏ انسانی " نام می‏بریم ، می‏گوییم انسانیت حکم می‏کند که رحم و مروت داشته‏ باشیم ، نیکوکار باشیم ، از صلح و آرامش حمایت کنیم ، نسبت به جنگ‏ ابراز تنفر کنیم ، به بی بضاعتها و بیمارها و مجروحین و مصدومین و درماندگان کمک کنیم ، به‏ همنوعان خود آزار نرسانیم ، بلکه در راه خدمت به نوع فداکاری کنیم ، جانفشانی کنیم ، عفیف و با تقوا باشیم ، به حقوق دیگران تجاوز نکنیم .

    همه اینها درست است و واقعا هم باید این چنین بود اما اگر از ما بپرسند که منطق این دستورها و فلسفه‏ای که ما را قانع کند که منافع شخصی خود را فدای این امور کنیم و متحمل محرومیت بشویم چیست ؟

    آیا می‏توانیم با چشم‏ پوشی از مساله خداشناسی جوابی بدهیم ؟

    اینها همه به اصطلاح معنویات است‏ و در جهت مخالف مادیات و منافع فردی است .

    سر سلسله معنویات‏ خداشناسی است ، ممکن نیست از سر سلسله معنویات و از ریشه و بن و سرچشمه آنها چشم بپوشیم و آنگاه بتوانیم اصول معنوی داشته باشیم ، و از طرفی حتی مادی ترین مسلکهای جهان چاره‏ای ندارند از اینکه سازمان اجتماعی‏ خود را بر یک سلسله اصول معنوی و شرافتهای اخلاقی بسازند .

    انسانیت از خداشناسی نمی‏تواند جدا گردد ، یا خداشناسی است و یا سقوط در حیوانیت و منفعت پرستی و سبعیت و درندگی . منفعت پرستی به معنی‏ واقعی کلمه یعنی اینکه آدمی واقعا بنده شهوت و شکم بوده باشد . یا باید بنده خدا بود و یا بنده شکم و دامن و جاه و مقام و پول و زر و زیور ، راه‏ سوم ندارد ، اما اینکه کسی مدعی شرافت و اخلاق و تقوا و عفت باشد و در عین حال به خداشناسی که سرسلسله این امور است ایمان و اعتقاد نداشته‏ باشد و هم باطلی بیش نیست .

    قرآن کریم مثلی ذکر می‏کند ، می‏فرماید :

    " مثل کلمه پاک توحید مثل درخت پاک و سالمی است که در زیر زمین‏ ریشه دوانیده و شاخه هایش سر به آسمان کشیده است . این درخت ، میوه ده‏ و ثمر بخش است ، همیشه بهار است . و همیشه میوه ده است ، در همه‏ فصلها و همه روزها میوه فراوان دارد که تمام شدنی نیست " (ابراهیم / 24 و . 25)

    این مثل درباره کسانی است که درخت خداشناسی در زمین روحشان روییده‏ باشد . شاخه‏های این درخت عبارت است از اعتقاد به نبوت و ولایت و وجود ادیان و راهنمایان الهی و همچنین اعتقاد به حقانیت جهان و اینکه جهان به‏ حق و عدالت بر پاست ، اجر نیکوکاران ضایع نمی‏گردد و کیفر بدکاران به‏ آنها خواهد رسید ، و امثال این امور . میوه‏های این درخت ، شرافت و کرامت است ، عفت و تقواست ، احسان و گذشت و خدمت و فداکاری است ، رضایت و آرامش قلب و اطمینان و سعادت است . آنگاه مثل دیگر ذکر می‏کند و می‏فرماید :

    " اما مثل سخن ناپاک و بی حقیقت مثل درختی است که ریشه‏ای نداشته‏ باشد ، قرار و ثبات و آرامشی نداشته باشد ، اندک بادی آن را از ریشه‏ می‏کند " (ابراهیم / . 26)

    راستی همین طور است ، احیانا دیده می‏شود که افرادی را به نام حمایت‏ از نژاد و قومیت و یا حمایت از یک مسلک و عقیده اجتماعی تحت تأثیر پاره‏ای از تلقینات و القائات قرار می‏دهند و موقتا آن‏ بدبختها و بیچاره‏ها احساسات کاذبی پیدا می‏کنند و ممکن است گاهی جان خود را نیز در این راهها از کف بدهند اما همین افراد همینکه اندک فرصتی‏ پیدا می‏کنند و با خود می‏اندیشند نمی‏توانند منطقی برای عمل خوب بیابند ، با اندک تأمل و با یک تذکر کوچک از ناحیه شخص دیگر مانند ابری که به‏ سرعت خود را وا می‏گذارد از صفحه روحش محو و نابود می‏گردد .

    آری ، خداشناسی یگانه منطق صحیح و درست و مستحکم انسانیت است ، پایه‏ اصلی تقوا و پاکدامنی و راستی و درستی و شجاعت و شهامت و فداکاری است‏ ، مبنای انسانیت و منشأ امتیاز واقعی انسان از حیوان است .
    تنها خداشناسی است که می‏تواند جانشین منطق منفعت پرستی و خود پرستی گردد .
    این است که قرآن کریم می‏فرماید :

    " خداوند مدد کار کسانی است که به او ایمان آورده‏اند و آنها را از ظلمتها و تاریکیها به فضای روشن و نورانی می‏برد ، و اما آن کسانی که به‏ این حقیقت ایمان نیاورده‏اند ، یار و کمک آنها طاغوت است ، هر لحظه‏ آنها را از فضای روشن به سوی تاریکیها می‏کشاند " (بقره / . 257)




    منبع : حکمتها و اندرزها
    هر جا که سفرکردم ، تو همسفرم بودي
    وز هر طرفي رفتم ، تو راهبرم بودي
    با هر که سخن گفتم ، پاسخ زتو بشنيدم
    بر هر که نظر کردم ، تو درنظرم بودي
    هرگز دل من بر تو ، يار دگري نگزيد
    گر خواست که بگزيند ، يار دگرم بودي

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. """ به قضاوت خود نشسته اید؟؟؟ """
    توسط nasim7 در انجمن اخلاق
    پاسخ: 19
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۱/۱۲, ۲۰:۲۶
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۳۰, ۱۳:۰۹
  3. """درسهايي از علامه طباطبائي""""
    توسط The Praises to God در انجمن افلاکیان خاک نشین
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۰۳, ۱۳:۴۵
  4. پاسخ: 804
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۱۴, ۲۳:۱۳
  5. آیا "دین داری" با "تقلید ازمراجع" رابطه ای داره؟؟؟؟
    توسط کهیعص در انجمن اجتهاد و تقلید
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۰, ۰۳:۱۹

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود