جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: لطفا مرا راهنمایی کنید . دچار شک و تردید شدم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    غمگین لطفا مرا راهنمایی کنید . دچار شک و تردید شدم




    با سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان
    لطفا من رو راهنمایی کنید
    حدود یک ماهه که با دخترعموی خودم نامزدی کردم
    از لحاظ فرهنگی و خانوادگی مثل همدیگه هستیم
    اما از لحاظ مذهبی من و دختره یه مقداری با هم فرق داریم
    من خودم تقریبا مقید هستم و در جامعه منو به عنوان یه فرد مذهبی میشناسن
    و با اسرار خانواده با دختره حرف زدم . دختره نماز میخوند ولی اوایل چادری نبود اما من شروطمو که گفتم همه رو قبول کرد
    الان چادری شده وحجابش خوبه . فقط الان در بعضی موارد با هم یه مقداری بحثمون شده که از این قرارن :
    1.یه مقدار خیلی کمی از موهاش بعضی اوقات بیرونه
    2. بهش گفتم که در بیرون از منزل و یا مهمانیها جلو نامحرم آرایش نکنه اما خیلی کم آرایش میکنه
    3. گفتم که جلو نامحرم از البسه تنگ استفاده نکنه اما میپوشه و میگه همه لباسها همینجورن
    البته خودش میگه نهایت تلاشم رو میکنم که رفعشون کنم اما نیاز به زمان دارم ولی من هروقت باز این مشکلات رو میبینم ناراحت میشم وبه فکر فرو میرم و میگم که چه زمانی دیگه و باید یک دفعه درست بشه
    تو رو خدا راهنمایی کنید . آیا طبیعه و زمان میبره و مشکلی نداره یا بعدا مشکل ساز میشه ؟؟؟
    یا اصلا من خیلی سخت گیری میکنم ؟؟؟
    با تشکر

    ویرایش توسط نسیما : ۱۳۸۹/۰۱/۲۵ در ساعت ۲۲:۱۳


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    223
    تشکر:
    1
    حضور
    11 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    0
    گالری
    6



    دوست عزیز شما باید بهش بفهمانی که اون فقط مال خودت است وتو هم از این که کسی نگاهش کنی خونت بجوش می آید(غیرت مردانه وتعصب دینی)
    ویرایش توسط چشم ابری : ۱۳۸۹/۰۱/۲۵ در ساعت ۲۳:۵۳
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    واحفظ سیدنا و قائدنا سید علی خامنه ای



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    155
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    13 روز 17 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باعرض سلام و خسته نباشید خدمت شما
    مسایل و موضوعاتی که نام بردید صددر صد نیاز به زمان داره زیرا کسی که عمری را با یک سبک خاصی از نظر پوششی و ارتباطی زندگی کرده نمی تونه یکی دو ماه تغییر بده از طرفی شما با تحقیقات کاملی که از ایشون داشتید می دونستید که دارید با کی ازدواج می کنید و اگه همون زمان از من مشاوره می گرفتید می گفتم ببین تو با همینی که هست ازدواج می کنی اگه تحملشو نداری بکش کنار زیرا اگه شرایط شما رو هم قبول کنه احساسی قبول کرده و با گذشت مدتی از زندگی و کاهش احساسات تمامی آنچه که احساسی پذیرش شده بود نه منطقی همه اونا هم از بین میره خوب حالا هم نباید شما عجله کنید و باید به مرور زمان و در بعضی مواقع هم ممکنه حساسیت شما باشه مثلا بعضی وقت ها به صورتی غیر عمدی و با یک تغییر وضعییت جسمانی ممکنه مقداری مو پیدا بشه و گیر دادن شما باعث لجبازی و مقاومت ایشان بشه اما یه قانون اگر همسر شما به تمامی نیازها و انتظارات و آنچه که براش تو زندگی مهمه برسه مطمئن باش به آنچه برای شما اهمیت داره احترام قایل میشه موفق باشید.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    319
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوست من "نسیما" و همه دوستان سلام

    اولا، تربیت ادم همیشه زمان میبره. شخصیتی که طی یه زمانی شکل گرفته، خیلی زود کنار زده نمیشه مگر این که کم کم، شخصیت ادم تغییر کنه. با اجبار و عصبانیت هم نمیشه شخصیتی رو تغییر داد. چون ممکنه فرد مورد نظر رو دو رو بکنه. یعنی جلوی روت یه جوری بشه و پشت سر، یه جور دیگه.
    دوما، اگه میگفتی مثلا خواهرت یا یکی از دخترای فامیلت، شاید اجرای راه حل سخت میشد. اما وقتی حرف همسر هستش، مسئله با وجود حساسیتش، خیلی مشکل نیست. من خیلی خوشحالم که تو اینطوری حرف میزنی و خیلی عصبانیت تو حرفت نیست. همه ما ارزومونه که همگی مومن و مومنه باشند ، اما ممکنه رسیدن به مراحل بالا کمی وقت ببره، بخصوص برا کسی که از قبل خیلی عادت نکرده مراقبت بیشتر کنه. همین که همسرت از قبل خیلی مراقبت نمیکرد اما تو با محبت اونو به همسری پذیرفتی و براش شخصیت قائلی، این یعنی رابطه عاطفی خوبی بین شما هستش.

    سوما، یه چند تا مسئله هستش که ادم در حق هر ادمی دیگه ای باید رعایت کنه، چه طرف مومن باشه یا نه چه همسر ادم باشه یا نه. مثل این که هرگز نباست، شخصیت کسی رو (بخصوص به خاطر عیبش) خرد کرد، ولو به نیت های خوب. همسران خیلی باید تو این موضوع مراقبت بیشتر بکنن. چون رابطه شون عادیه و همین عادی بودن باعث میشه که ادم فکر کنه میتونه هرطوری رفتار کنه یا هرچیزی بگه. بخصوص اگه ادم بخواد به خاطر ایمانش، کاری انجام بده، حتما بایستی مراقب رفتارش باشه تا از حیث خوش اخلاقی مشکل پیدا نکنه. مطمئن باش مهمتر از مشکل و عیبی که در زندگی پیدا میشه ، مسئله برخورد با اون هستش. تفاوت های فکری و اخلاقی و ارزشی، بین دو ادم، طبیعی هستش و ادم نباست اینا رو به یه مانع تبدیل کنه. مسئله دیگه این که عیب رو نبایست از اونچه هست، بزرگتر کردش. مسئله دیگه این که هیچ کی حق نداره با چیزی که داره دل دیگرون رو بشکنه، ولو با دینش. نکته مهم دیگه این که ادم نبایست یه مشکل رو (بخصوص در خانواده) به یه مشکلی تبدیل کنه که جلوی خوبی های دیگه ای که میشه نسبت به هم داشت رو بگیره. اینطوری هم خود مشکل، حل نمیشه ، هم یه فضای مشکل ساز پیدا میشه و خودت خوب میدونی تو فضای مشکل ساز، حتی بهترین راه حل ها هم فایده ندارن.

    چهارم این که نوع راه حل رو وضعیت ادم تعیین میکنه. اگه رابطه بین دو ادم، استادی شاگردی باشه، مشکل رو از همون زاویه باید حل کرد. همینطور اگه رابطه دو نفر، عاطفی و عاشقانه هستش، مثل دو همسر، مشکلات رو هم بایستی از همون طریق حل کرد. میون دو همسر، هیچی به اندازه محبت عاشقانه، تاثیر نداره.

    1- تو هرگز دینداری خودت رو دلیلی بر احترام نذاشتن به دیگران، یا تحقیر دیگران، یا خودبزرگ بینی نسبت به دیگران، یا دل شکستن دیگران، ندون. مومن، هرچه خوشروتر و صبورتر و ساکت تر و متواضع تر باشه، ارزشش بیشتره.
    2- طبق یه روایت از امام صادق علیه السلام، مراحل ایمان مثل پله های نردبونه. یکی پله اوله و یکی پله پنجم. اونی که پله پنجمه هرگز حق نداره نظر خود برتر بینانه و عیب گذارانه نسبت به اون پایینی داشته باشه. حداقل ضرر این رفتار اینه که ممکنه اونو از همون پله اول هم بندازه. ایمان، مایه جدایی و تفارق نیستش،مایه نزدیکیه، چون اخلاق ادم رو خوشتر، تحمل ادم رو بیشتر و اهداف ادم رو عالی تر میکنه.
    3- اگه بهترین نوع رابطه میان همسر ها رابطه عاطفیه، نه رابطه هم بحثی،که بشنند با هم بحث کنن، نه رابطه واعظ و مستمع، که هی نصیحت کنن، نه رابطه مالک و مملوکی، که هی امر و نهی کنند،... اونوقت مسلما بهترین راه حل، راه حل عاطفیه. بهترین حالتش هم اینه که هرگز نشون نده که به خاطر این که همسرت اینطوریه، حوصله اشو نداری یا اونو معیوب میدونی یا پایین تر میدونی و ... . بلکه اتفاقا یه جوری باش که احساس کنه همیشه اون همیشه برات مهمه، از دوریش نگران میشی، ناراحتیش ناراحتت میکنه، و از همه مهمتر این که اونو به خاطر قلب قشنگش دوست داری. اما یه چیز میمونه. و اون این که کم کم بفهمه که تو از بعضی رفتاراش ناراحتی (نه عصبانی). بذار احساس کنه که تو احساست که غم هستش. هر یک از همسران باید کاری کنند که هریک از اونا از روی احساسش بخواد که اونطوری باشه که دیگری دوست داره. تو مسائل ارزشی و خانوادگی حتما بایستی اینطوری بود. نگو خوب اون هم دنبال این میره که منو مثل خودش کنه و راضی باشم که هرجوری بگردیم. نه. هیچ کس دوست نداره روابط خانوادگیش لطمه بخوره. هیچ زنی (ولو اصلا هم مراقبت مسائل رو نکنه) دوست نداره شوهرش یه مثلا چشم چرون باشه حتی به اندازه یه نگاه.

    4- همیشه برخوردهات رو با این مسئله، خصوصی و مقطعی کن. یعنی اولا هرگز جلوی دیگران با اون برخورد نکن. این رو حتما خوب میفهمی(بخصوص جلوی افراد خانواده ات.) ثانیا، هیچ وقت هی پشت سر هم درباره این موضوع باهاش بحث نکن، هی تذکر نده، هی اظهار عصبانیت نکن و هی حرفشو نزن. مقطعی باش، یعنی وایسا تو یه لحظه باهم بودن، یه جوری شوخی وار اما کوتاه، در این باره ها نظر بده و اگه اون بهش بر خورد و یه چیزی گفت، بهونه نکن و باهاش بحث نکن بگذر و حتی مسئله رو عوض کن.

    همین قدر بدون که اون همسرته، شریک احساسته، هم تو براش مهمی هم اون برات. پس تو همین مسیر، بذار خواسته هات براش مهم بشه، نه تحمیل بشه.

    هیچ چیزی توی مسئله به عنوان شک و تردید وجود نداره. اینها گذراست، هرچی ادم بزرگتر میشه، رفتارش هم عاقلانه تر میشه؛ هرچی امور زندگی ادم برا ادم مهمتر بشن، باعث میشن ادم بیشتر مراقب کاراش باشه؛

    عجول نباش، تندخو نباش، اهل جر و بحث نباش، روابط عاطفیتو بیشتر کن، پشت سر هم مسئله رو عنوان نکن، بذار همسرت، احساس تو و خودش رو روبروی هم ببینه نه تو رو روبروی خودش؛ بذار ناراحتیتو تو چشمات ببینه نه تو صورتت و تو حرفای عصبانیت. این طوری کم کم میتونین همدگه رو تربیت کنین. توکل و دعا و اخلاق خوب رو فراموش نکن.
    ویرایش توسط roshani : ۱۳۸۹/۰۱/۲۶ در ساعت ۰۰:۴۰
    عشق،چشم بسته ما به روی هرچه غیر معشوق است.

    عشق تنهای عملی است که بی اجازه، رواست.


    دفتر عشق را تنها خداست که ورق می زند.


    خدایا،
    تو آنی که آنی،
    برایم همان باش،
    برای دلم یاوری مهربان باش


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    توصیه من به شما.
    نوشداروی شما : دوچیزه
    1- محبت
    2- صبر
    استفاده کنید این دو کلام خدا رو آنقدر که خودتان هم سیراب شوید.
    و هرگز راه دیگری رو انتخاب نکنید.
    مانند : نصیحت مطلق - تهدید - زیرسوال بردن مداوم و ...............
    یاحق

    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    919
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط نسیما نمایش پست
    با سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان
    لطفا من رو راهنمایی کنید
    حدود یک ماهه که با دخترعموی خودم نامزدی کردم
    از لحاظ فرهنگی و خانوادگی مثل همدیگه هستیم
    اما از لحاظ مذهبی من و دختره یه مقداری با هم فرق داریم
    من خودم تقریبا مقید هستم و در جامعه منو به عنوان یه فرد مذهبی میشناسن
    و با اسرار خانواده با دختره حرف زدم . دختره نماز میخوند ولی اوایل چادری نبود اما من شروطمو که گفتم همه رو قبول کرد
    الان چادری شده وحجابش خوبه . فقط الان در بعضی موارد با هم یه مقداری بحثمون شده که از این قرارن :
    1.یه مقدار خیلی کمی از موهاش بعضی اوقات بیرونه
    2. بهش گفتم که در بیرون از منزل و یا مهمانیها جلو نامحرم آرایش نکنه اما خیلی کم آرایش میکنه
    3. گفتم که جلو نامحرم از البسه تنگ استفاده نکنه اما میپوشه و میگه همه لباسها همینجورن
    البته خودش میگه نهایت تلاشم رو میکنم که رفعشون کنم اما نیاز به زمان دارم ولی من هروقت باز این مشکلات رو میبینم ناراحت میشم وبه فکر فرو میرم و میگم که چه زمانی دیگه و باید یک دفعه درست بشه
    تو رو خدا راهنمایی کنید . آیا طبیعه و زمان میبره و مشکلی نداره یا بعدا مشکل ساز میشه ؟؟؟
    یا اصلا من خیلی سخت گیری میکنم ؟؟؟
    با تشکر
    به نام خدا
    دوستان به خصوص جناب پاسخگوی مشاوره و جناب روشنی مطالب خوبی را بیان کردند، بنده هم نکاتی را عرض می کنم که امیدوارم مفید و کارساز باشد.
    1- طبق آیه شریفه قرآن که می فرماید "
    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ" (تحریم 6)، (ای کسانی که ایمان آوردید خود و اهل خود را از آتشی که هیزمش مردم و سنگ ها هستند حفظ کنید)، ما موظف و مسؤول اقداماتی هستیم که خود و نزدیکانمان را از موجبات عذاب حفظ کند.
    بنابراین تذکر، موعظه، امر به معروف و نهی از منکر و امثال آن برای تحقق این مهم لازم است. اما ....
    اما نباید فراموش کنیم که ما تا همین اندازه مسؤول هستیم نه بیشتر!
    یعنی وقتی که یک بار در باره موضوع خاصی تذکر یا امر و نهی لازم را انجام دادیم کافی است و دیگر مأمور نیستیم که حتماً تا تحقق آن موضوع آن را دنبال کنیم و حساسیت نشان دهیم.
    حساسیت های ما نسبت به رفتار و اخلاق یکدیگر چند نوع است: یکی حساسیت نسبت به فرایض دینی، مثل اینکه نگران نماز خواندن و نخواندن نزدیکان باشیم.

    دیگری حساسیت نسبت به آداب اجتماعی، مثل احترام به والدین و بستگان و دیگران و نحوه برخورد با دیگران.

    س.م حساسیت نسبت به وظائف متقابل، مثل تأمین نفقه زوجه و عدم خروج از منزل بدن اجازه زوج.

    در باره فرایض دینی ما غیر از آموزش و تذکر وظیفه دیگری نداریم. یعنی مثلاً وقتی که می بینیم همسر یا فرزندمان در یک امر دینی کوتاهی می کند، باید ببینیم آیا اولاً با موضوع آشناست یا خیر.
    اگر آشنا نیست، وظیفه ما آشنا کردن است.
    اگر آشناست، آیا از روی غفلت است یا عمدی است.
    اگر از روی غفلت باشد با یک تذکر نرم و صمیمانه رفع خواهد شد. و اگر عمدی باشد تذکر مستقیم فایده ای جز لجاجت نخواهد داشت و باید با توجه به علل و ریشه های این تعمد، آن را مداوا کرد.

    در باره آداب اجتماعی علاوه بر آموزش عملی (نه زبانی)، تمرین هم نیاز است.
    در باره وظائف متقابل علاوه بر آموزش، تذکر، موعظه، برای مدتی فاصله گرفتن، در نهایت، کمی شدت عمل به خرج دادن چاره کار است و بیش از این فایده ای ندارد.

    به طور کلی باید بدانیم که هیچ یک از ما مالک دیگری نیست. ما فقط مالک خود و عمل خود هستیم.
    بنابراین باید همسر و فرزندانمان را طوری تربیت کنیم که فرایض دینی و آداب اجتماعی را به خاطر ما انجام ندهند بلکه به خاطر خودشان و برای خدا انجام دهند. چه ما در کنارشان باشیم و چه نباشیم.

    اگر می بینید که همسر آینده شما فقط به خاطر شما وظائفش را انجام می دهد و در نبود شما تقیدی ندارد، بدانید این وابستگی در آینده بسیار مشکل ساز خواهد بود و نیاز به مراقبت دائمی خواهد داشت.
    همسرتان را بدعادت نکنید. یعنی به خودتان وابسته نکنید.
    یک بار برای همیشه در باره مسایل غیرتی با هم صحبت کنید و احساسات خود را برای او بازگو کنید و دیگر کاری به او نداشته باشید تا بفهمید که فرایضش را بدون حضور شما هم خالصانه انجام می دهد یا نه.

    موفق و شاد باشید

    نظر شما در باره این پیشنهاد چیه؟
    (جلسات مناظره)

    موضوع مهم :
    کربلایی کاظم ساروقی، حجتی غیر قابل انکار

    چگونه؟؟؟ راه های جلوگیری از مرگ تدریجی جامعه

    کم گوی و گزیده گوی چون دُرّ :Sokhan: !!! تا از سُخَنت جهان شود پُر !!!
    الحذر الحذر! فَوَ الله لَقَد سَتَر، حتّی کأنَّه قد غَفَر

  8. تشکرها 3


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    937
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط نسیما نمایش پست
    با سلام و عرض ادب خدمت همه دوستان
    لطفا من رو راهنمایی کنید
    حدود یک ماهه که با دخترعموی خودم نامزدی کردم
    از لحاظ فرهنگی و خانوادگی مثل همدیگه هستیم
    اما از لحاظ مذهبی من و دختره یه مقداری با هم فرق داریم
    من خودم تقریبا مقید هستم و در جامعه منو به عنوان یه فرد مذهبی میشناسن
    و با اسرار خانواده با دختره حرف زدم . دختره نماز میخوند ولی اوایل چادری نبود اما من شروطمو که گفتم همه رو قبول کرد
    الان چادری شده وحجابش خوبه . فقط الان در بعضی موارد با هم یه مقداری بحثمون شده که از این قرارن :
    1.یه مقدار خیلی کمی از موهاش بعضی اوقات بیرونه
    2. بهش گفتم که در بیرون از منزل و یا مهمانیها جلو نامحرم آرایش نکنه اما خیلی کم آرایش میکنه
    3. گفتم که جلو نامحرم از البسه تنگ استفاده نکنه اما میپوشه و میگه همه لباسها همینجورن
    البته خودش میگه نهایت تلاشم رو میکنم که رفعشون کنم اما نیاز به زمان دارم ولی من هروقت باز این مشکلات رو میبینم ناراحت میشم وبه فکر فرو میرم و میگم که چه زمانی دیگه و باید یک دفعه درست بشه
    تو رو خدا راهنمایی کنید . آیا طبیعه و زمان میبره و مشکلی نداره یا بعدا مشکل ساز میشه ؟؟؟
    یا اصلا من خیلی سخت گیری میکنم ؟؟؟:gig:
    با تشکر

    پیشنهاد های من

    1. انس ایشان را با قرآن و مجالس دینی بیشتر کنید ... وقتی قرآن در دل کسی بنشیند ، دیگر جا برای غیر تنگ خواهد شد .

    2. به جای نهی ( استفاده از افعال منفی ) سعی کنید با امر ( استفاده از جمله های مثبت ) کار را پیش ببرید .

    3. به جای ترساندن از عاقبت کار بد ، کمی هم روی نوید دادن در باره ی پاداش کارهای خوب تمرکز کنید .

    4. همان سفارشاتی را که به ایشان می کنید ، خودتان هم تابع و مجری باشید ( واعظ غیر متعظ نشوید ) .

    5. سعی کنید نماز ایشان اول وقت باشد . اگر جایی در کنار ایشان هستید و اذان می گویند ، خودتان بلافاصله اقامه ی نماز بفرمایید . ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر

    6. به ایشان بفرمایید کسی که نمازش او را از کار بد باز ندارد ، دوری از پروردگار نصیب اش خواهد شد .


    موفق باشید

  10. تشکرها 3


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    521
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0





    سلام،

    مشکله خیلی هاست! اگر می تونید و امکانش هست جدا بشید و الا سعی کنید با محبت و صحبت منطقی تاثیر بگذارید و ابدا از ایجاد تنش و درگیری خودداری کنید و همیشه احترام ایشان رو به عنوان یک همسر محجوب نگه دارید تا اثر کنه و در نمازهاتون هم از خدا بخواهید که دلش رو به حجاب نرم تر کنه... به خصوص نماز شب .

    وبلاگ جدیدم: http://security-defense.blogfa.com

  12. تشکرها 2


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    9
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شاد اعظم




    دوست خوبم سلام
    يكي از مزاياي بزرگي كه اين ازدواج داره تشابه فرهنگي و خانوادگي شماست كه متاسفانه بخاطر عدم وجود اون در جامعه باعث جدايي و هزار ويك مشكلات ديگه هست
    بنظر شخصي من دخترعموت اونقدر دوستت داشته و براش مهم بودي كه بخاطر شما چادر رو انتخاب كرده پس ميشه با محبت (نه با خشونت) موارد ديگه رو هم حل كرد منتهي بايد صبر پيشه كني بايد بهش نشون بدي كه خيلي دوستش داري و ازش بخواي بخاطر همين عشقي كه بينتون هست به خواسته هاي معقول وشرعيت احترام بگذاره و تغيير رويه بده

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞❀۞❀۞آشنایی با شهید فرانسوی دفاع مقدس۞❀۞❀۞
    توسط seyed yasin در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۴, ۰۸:۵۶
  2. ▐★♥★ ▐داستان هایی از سیرت حضرت امام رضا (ع)▐★♥★ ▐
    توسط ║★║فاطمی║★║ در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۷, ۱۸:۳۸
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۰۲, ۱۲:۲۲
  4. نامه ی زن آمریکایی به زنان ودختران مسلمان
    توسط خادمة المهدی در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۲۸, ۱۵:۴۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود