صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ماجرای سدّ ذوالقرنین در قرآن کریم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,130
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ماجرای سدّ ذوالقرنین در قرآن کریم





    ذوالقرنین دی یکی از سفرهای خود به جمعیتی برخورد کرد که از نظر تمدن در سطح بسیار پایینی بودند. آن‏ها که از ناحیه دشمنان خونخوار و سرسختی به نام "یأجوج و مأجوج" در عذاب بودند، مقدم ذوالقرنین را که دارای قدرت و امکانات عظیمی بود، غنیمت شمردند و دست به دامن او زدند و گفتند: یأجوج و مأجوج دراین سرزمین فساد میکنند. آیا ممکن است هزینه‏ای در اختیار تو بگذاریم که میان ما و آن‏ها سدی ایجاد کنی؟ ذوالقرنین پاسخ مثبت داد و بدون آن که کمک مالی از آنها دریافت کند، سدی را که مانع تجاوز یأجوج و مأجوج باشد ساخت. در ساخت آن از آهن و مس ذوب شده استفاده نمود.
    ماجرای سد ذوالقرنین در سوره کهف آمده است که در این جا ترجمه آیات را ذکر میکنیم: دو (ذوالقرنین باز) از اسباب مهمی (که در اختیار داشت، استفاده کرد (و همچنان به راه خود ادامه داد) تا به میان دو کوه رسید، و در آن جا گروهی غیر از آن دو را یافت که هیچ سخنی را نمیفهمیدند. (آن گروه به او) گفتهد: ای ذوالقرنین! یأجوج و مأجوج در این سرزمین فساد میکند. آیا ممکن است ما هزینه‏ای برای تو قرار دهیم که میان ما و آن‏ها سدی ایجاد کنی؟ (ذوالقرینین) گفت: آن چه را خدا در اختیار میگذارد، بهتر است (از آن چه شما پیشنهاد میکنید). مرا با نیرویی یاری کنید، تا میان شما و آن‏ها سد محکمی ایجاد کنم یا قطعات بزرگ آهن برای من بیاورید (و آن‏ها را بر روی هم چید) تا کاملاً میان دو کوه را پوشانید. سپس گفت: (آتش در اطراف آن بیفروزید و) در آتش بدمید (آن‏ها دمیدند) تا قطعه‏ها را آهن را سرخ و گداخته کرد. گفت: (اکنون) مس ذوب شده برای من بیاورید تا به روی آن بریزم، (سرانجام آن چنان سد نیرومندی ساخت) که آن‏ها قادر نبودند از آن بالا روند و نمیتوانستند رخنه‏ای در آن ایجاد کنند. گفت: این از رحمت پروردگار من است، اما هنگامی که وعده پروردگارم فرا رسد، آن را درهم میکوبد و وعده پروردگارم حق است". (1)
    سد ذوالقرنین کجا است است؟ طبق گواهی دانشمندان این سد در سرزمین قفقاز است. در این سرزمین میان دریای خزر و دریای سیاه سلسله کوه‏هایی است، همچون یک دیوار که شمال را از جنوب جدا میکند. تنها تنگه‏ای که میان این کوه‏های دیوار مانند وجود دارد، تنگه "داریال" معروف است که در همان جا دیوار آهنین باستانی به چشم میخورد. به همین جهت بسیاری
    معتقدند که سد ذوالقرنین همین است. (2)
    --------------------------------------------------------------------------
    1)کهف، (18) آیات 92 تا 98.
    2)تفسیر نمونه، ج 12، ص 550؛ صدر بلاغی، قصص قرآن، ص 374.

    ماجرای سدّ ذوالقرنین در قرآن کریم


    هر جا که سفرکردم ، تو همسفرم بودي
    وز هر طرفي رفتم ، تو راهبرم بودي
    با هر که سخن گفتم ، پاسخ زتو بشنيدم
    بر هر که نظر کردم ، تو درنظرم بودي
    هرگز دل من بر تو ، يار دگري نگزيد
    گر خواست که بگزيند ، يار دگرم بودي


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط محب زهرا نمایش پست
    ماجرای سدّ ذوالقرنین در قرآن کریم



    ذوالقرنین دی یکی از سفرهای خود به جمعیتی برخورد کرد که از نظر تمدن در سطح بسیار پایینی بودند. آن‏ها که از ناحیه دشمنان خونخوار و سرسختی به نام "یأجوج و مأجوج" در عذاب بودند، مقدم ذوالقرنین را که دارای قدرت و امکانات عظیمی بود، غنیمت شمردند و دست به دامن او زدند و گفتند: یأجوج و مأجوج دراین سرزمین فساد میکنند. آیا ممکن است هزینه‏ای در اختیار تو بگذاریم که میان ما و آن‏ها سدی ایجاد کنی؟ ذوالقرنین پاسخ مثبت داد و بدون آن که کمک مالی از آنها دریافت کند، سدی را که مانع تجاوز یأجوج و مأجوج باشد ساخت. در ساخت آن از آهن و مس ذوب شده استفاده نمود.
    ماجرای سد ذوالقرنین در سوره کهف آمده است که در این جا ترجمه آیات را ذکر میکنیم: دو (ذوالقرنین باز) از اسباب مهمی (که در اختیار داشت، استفاده کرد (و همچنان به راه خود ادامه داد) تا به میان دو کوه رسید، و در آن جا گروهی غیر از آن دو را یافت که هیچ سخنی را نمیفهمیدند. (آن گروه به او) گفتهد: ای ذوالقرنین! یأجوج و مأجوج در این سرزمین فساد میکند. آیا ممکن است ما هزینه‏ای برای تو قرار دهیم که میان ما و آن‏ها سدی ایجاد کنی؟ (ذوالقرینین) گفت: آن چه را خدا در اختیار میگذارد، بهتر است (از آن چه شما پیشنهاد میکنید). مرا با نیرویی یاری کنید، تا میان شما و آن‏ها سد محکمی ایجاد کنم یا قطعات بزرگ آهن برای من بیاورید (و آن‏ها را بر روی هم چید) تا کاملاً میان دو کوه را پوشانید. سپس گفت: (آتش در اطراف آن بیفروزید و) در آتش بدمید (آن‏ها دمیدند) تا قطعه‏ها را آهن را سرخ و گداخته کرد. گفت: (اکنون) مس ذوب شده برای من بیاورید تا به روی آن بریزم، (سرانجام آن چنان سد نیرومندی ساخت) که آن‏ها قادر نبودند از آن بالا روند و نمیتوانستند رخنه‏ای در آن ایجاد کنند. گفت: این از رحمت پروردگار من است، اما هنگامی که وعده پروردگارم فرا رسد، آن را درهم میکوبد و وعده پروردگارم حق است". (1)
    سد ذوالقرنین کجا است است؟ طبق گواهی دانشمندان این سد در سرزمین قفقاز است. در این سرزمین میان دریای خزر و دریای سیاه سلسله کوه‏هایی است، همچون یک دیوار که شمال را از جنوب جدا میکند. تنها تنگه‏ای که میان این کوه‏های دیوار مانند وجود دارد، تنگه "داریال" معروف است که در همان جا دیوار آهنین باستانی به چشم میخورد. به همین جهت بسیاری
    معتقدند که سد ذوالقرنین همین است. (2)
    --------------------------------------------------------------------------
    1)کهف، (18) آیات 92 تا 98.
    2)تفسیر نمونه، ج 12، ص 550؛ صدر بلاغی، قصص قرآن، ص 374.

    ماجرای سدّ ذوالقرنین در قرآن کریم

    با درود . ایا این سد داریال که اشاره میکنید بر اساس گفته قران کاملا از اهن و مس است؟یا در ان سنگ و مصالح دیگر هم بکار رفته است؟ ایا این سد بر اساس ایه قران تا قیامت میتواند جلوی یاجوج و ماجوج را بگیرد؟ امروزه با پیشرفتهای بشری این سد چگونه میتواند مانع هجوم انها به مردم شود؟

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    1,230
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 23 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    0
    گالری
    22



    نقل قول نوشته اصلی توسط محب زهرا نمایش پست
    سد ذوالقرنین کجا است است؟ طبق گواهی دانشمندان این سد در سرزمین قفقاز است. در این سرزمین میان دریای خزر و دریای سیاه سلسله کوه‏هایی است، همچون یک دیوار که شمال را از جنوب جدا میکند. تنها تنگه‏ای که میان این کوه‏های دیوار مانند وجود دارد، تنگه "داریال" معروف است که در همان جا دیوار آهنین باستانی به چشم میخورد. به همین جهت بسیاری معتقدند که سد ذوالقرنین همین است. (2)

    سلام خدمت محب زهرا

    دوست عزیز اگر درباره مطالبی که گفتید منبع را معرفی کنید وعکس و گذ ارش دارید بگذارید بسیار ممنون می شوم و موضوع
    بسیار جالب و شنیدنی است .
    به نام الله.......به یاد الله .......برای الله

    بیا تا ما فلک راسقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم

  6. تشکر


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,487
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    1164
    آپلود
    119
    گالری
    2



    با سلام
    مطلبی را در نت دیدم که خالی از لطف نیست
    اولین علامت و حادثه‌ی مهم در قرآن برای شروع قیامت اول یا هزاره‌ی آخرالزمان و حوادث مرتبط با آن مربوط به مطالبی در خصوص یاجوج و مأجوج و ذوالقرنین است. این مطالب در آیات 82 تا 98 از سوره‌ی کهف چنین آمده است:
    «از تو پیامبر می‌پرسند آن شخصیتی که معروف به ذوالقرنین است کیست؟» (از پاسخ داده شده توسط خالق عالم معلوم است سوال‌کنندگان عده‌‌ای بودند که برای تجارت به چین رفته و مدتی در آنجا اقامت داشته و نام ذوالقرنین[1] را شنیده بوده و معنای تحت لفظی آن صاحب دو سد می‌باشد را تعمداً پس از برخورد با محمد (ص) و برای آزمایش صحت ادعای پیامبری وی به زبان آوردند. این سوال و پاسخ آن که حتی برای خود سوال‌کنندگان به درستی مشخص نبوده نه تنها به شکل کامل توسط خالق عالم توضیح داده شده است بلکه آن را مرتبط با موضوعی بسیار پراهمیت یعنی مسأله‌ی زندگی بعد از مرگ و مقدمه‌ی قیامت اول اعلام نموده است) ادامه‌ی آیه: «جواب این است که او کسی است که ما (خالق عالم) برای او در آن سرزمین قدرت و امکانات قرار دادیم و از هر چیزی وسیله‌ی مناسبی برای اقداماتش در اختیار او گذاشتیم، پس او تصمیم گرفت به طرف مغرب مملکت خود برای بازدید و اقدامات لازم برود و در مغرب مملکت خویش به جایی رسید که محل سکونت قومی شرور بود که به ناچار با مخالفت‌ها تسلیم قدرت او شدند و ما به او گفتیم ای ذوالقرنین روی مصلحتی که تصور میکنی با آنان رفتار مناسبی کن و او اعلام داشت هرکس از شما که ظلم به دیگران کرده باشد او را عذاب خواهیم کرد و چون به سوی پروردگارش رود (بمیرد) دچار عذاب بدی از جانب او نیز می‌شود» این مطلب می‌رساند که عده‌ای از افراد اشاره شده در آیه‌ی فوق به علت جنایت و ظلمی که مرتکب شده بودند و مستحق شدیدترین مجازات‌ها شده و توسط ذوالقرنین به اعدام محکوم شدند و برخی دیگر که شدت جرایم آنان کمتر بود به تناسب گناه مرتکب شده مجازات‌های مختلفی مانند بیگاری (که در آن زمان مرسوم بود) برایشان تعیین گردید و در میان آنان تعدادی افراد نیکوکار و مومن نیز وجود داشت که خداوند آیات بعد را به شرح حال آنان اختصاص داده است: «ولی کسی که به ‌هدایت‌های الله ایمان آورد و اعمال نیکو انجام دهد برایش هم در آخرت آن زندگی بهشتی خواهد بود و هم ما (ذوالقرنین) فرمان می‌دهیم کارش را در حکومت‌مان آسان بگیرند» (یعنی از امتیازات و تسهیلات خاص که در مقررات حکومتی ذوالقرنین وجود داشت بهره‌مند گردیدند) «و آن قوم شرور در جلوی چشمه‌های گِل سیاه‌دار بهم متصلی بودند که وقت غروب ذوالقرنین خورشید را می‌دید که در آن چشمه‌های وسیع فرومی‌رفت» (یعنی منظرِ افقِ دید برای ذوالقرنین چنین بود و این موضوع یعنی افق دیدِ ناظرِ خارجی را کسانی که با علم جغرافیا و نقشه‌برداری آشنا هستند به خوبی می‌دانند. به نظر دکتر تقوی این مطلب اشاره به یکی از استانهای غربی چین به نام "سین چیانگ یاسین چوان" است که مردمانش از تیره‌ی مغولی بوده و در آن زمان وحشی و متجاوز به شهرهای مجاور خود بودند، «از پس بازدید آن جا و دادن دستورات لازم برای بازدید مشرق مملکت وسیع خود به راه افتاد تا با جایی رسید که خورشید بر قومی طلوع می‌کرد که غیر از نور خورشید پوششی نداشتند» (منظور استان کانتون چین است که بسیار گرم بوده و کنار دریای زرد واقع است) «آری ما که تو ای محمد را به پیامبری برگزیده‌ایم اخبار حقیقی او را به طور کامل در اختیار خود گرفتیم تا آن را به تو بگوییم (پس از بازدید قسمت‌های غربی مملکت خویش) باز به راه افتاد تا به قسمت میان آن دو سد رسید. در خارج آن دو سد قومی را یافت که سخن ذوالقرنین را درست درک نمی‌کردند آنان به او گفتند ای صاحب این دو سد (ذوالقرنین یعنی صاحب آن دو سد زیرا لغت قرن در عربی معانی مختلفی دارد مانند شاخ حیوانات، سن، صد سال، کوه کوچک سد مانند و قلعه‌ای که بواسطه‌ی دیوار قطور و بلندش مردم را از تجاوز متجاوزان محفوظ دارد لذا اعراب سوال کننده می‌خواستند پیامبر اسلام را با این پرسش بیازمایند و به جای استعمال کلمه‌ی ذوالسدین لفظ ذوالقرنین را که کثیرالمعنا و مبهم بوده بکار بردند و برای بی‌خبران از جمله شخص محمد(ص) اشتباه انداز و غیر روشن هم بود. حقیقت این است که این دو سد که دو بخش جدا افتاده از دیوار بزرگ چین در زمان بازدید ذوالقرنین بود و هر بخش (سد) آن مانند دیوار قلعه‌ای محکم، بخشی از تمام سرزمین‌های وسیعی را که تحت سلطه‌ی اولین امپراطور چین بود حفظ می‌کرد لذا دربازدید ذوالقرنین مردم بدون حفاظ میان آن دو سد با دادن لقب ذوالقرنین (ذوالسدین) از این امپراطور نیکوکار (که نام اصلی وی شین شیه ‌هوانگ بود) خواستند تا با خرج آنان برایشان سدی بسازد و از شر متجاوزان مصونشان سازد. آن دو قوم متجاوز و وحشی که سرزمین‌های دیگران را مورد حمله و تاراج قرار می‌دادند همان یأجوج و مأجوج هستند.) ذوالقرنین گفت من این کار را می‌کنم و فقط از شما نیروی انسانی (کمک قوه‌ای) می‌خواهم بنابراین برای من پاره‌هایی از آهن بیاورید تا دیواری محکم که این آهنها درون آن باشند و این دو سد را به‌هم وصل کند برای شما بسازم. باید در آتش بدمید تا مس گداخته را برای جوش دادن آن آهنها در محل اتصالشان بر آنها بریزیم و چون آن سد[2] ساخته شد طوری بود که به دلیل مرتفع بودن آن نمی‌توانستند نه بالایش بیایند و نه سوراخش کنند.»
    ملاحظه می‌کنید که خالق عالم در پاسخ به سوال‌کنندگان از پیامبر درباره‌ی اولین امپراطور چین (آن هم با ذکر لقبی که نام و نشان درستی از آن را در برندارد) چگونه ضمن رفع ابهام آنان، جزئیات داستانی را که مربوط به حدود نه قرن پیش از پیامبر اسلام بوده است را بیان نموده و درباره‌ی سرزمینی که‌ تا کنون نیز دارای ابهامات تاریخی فراوانی است و در فاصله‌ی بسیار دوری از مکه قرار دارد حقیقت را نه تنها برای شنوندگان وحی بلکه برای تمامی کنجکاوان حقیقی و حتی مردم و محققان چین روشن ساخته و نتیجه‌ای حیرت آور و محیر العقول از وقایع آخرالزمانی که ‌هیچ گوینده‌ای قادر به گفتن آن نیست را بازگو می‌سازد. این مطالب ثابت می‌نمایند که قرآن سخن محمد (ص) نیست و حقیقتاً از جانب خالق یکتا و آن حکیم جهانی است.
    مرحوم دکتر صادق تقوی در کتاب معجزات علمی قرآن در این باره برای دانشمندان بی‌غرض می‌نویسد: بنابر آنچه ذکر شد معلوم می‌گردد که ذوالقرنین لقبی است که ابتدا مردم شمال چین به وی داد‌ه‌اند و این لقب به نوعی معنای دیگری از کلمه‌ی امپراطور را در بردارد و به نظر می‌رسد این لقب برای اولین امپراطور چین در ایالات شمالی آن کشور در زمان پیغمبر اسلام به نامی به زبان چینی مشهور بوده که ترجمه‌ی عربی آن شامل معنای کلمه‌ی ذوالقرنین می‌شود و شخص یا اشخاصی که وضعیت ذوالقرنین را از پیامبر اسلام پرسیده‌اند یا به چین سفر کرده و یا آن را از مسافران شنیده‌اند چون می‌دانستند که در مکه کسی از این وقایع اطلاع ندارد خواسته‌اند پیامبر اسلام را با آن بیازمایند. عبارات قرآن حاکی از آن است که زبان وحی علاوه بر اینکه ذوالقرنین را کاملاً معرفی کرده چند پیشگویی درباره‌ی آینده‌ی کشور چین نیز به آن اضافه نموده است. ادامه‌ی آیات: «ذوالقرنین گفت این سد میانی که من ساختم رحمتی است از پروردگار من تا زمانی معین، پس وقتی آن زمان بوسیله‌ی پروردگار من برسد آن سد را مقدر داشته که فرو ریزد و این وعده‌ای است راست از پروردگار من» (این مطلب می‌رساند که ذوالقرنین پادشاهی بوده که از جانب الله به او وحی نیز می‌شده و او مردی خدا پرست و نیکوکار بوده ولی سازنده‌ی تمام دیوار چین نبوده است) «و ما (الله) در پس خرابی آن سد اجازه می‌دهیم بعضی از افراد دو قوم یأجوج و مأجوج یعنی اول قوم یأجوج و پس از آنها قوم مأجوج چون موج داخل بعضی از مردم پشت سد شوند (یعنی داخل مردم چین شوند) و انتهای حوادث مربوط به این وعده به آن صدای جهانی مربوط به متلاشی شدن کره زمین می‌رسد که بعد از آن زنده شدن دوباره‌ی مردگان و جمع‌شدنشان در زمین آخرت بوسیله‌ی ما (الله) خواهد شد.» تاریخ و جغرافیای چین معلوم می‌دارد که قوم یأجوج همان قوم یوچانک است که وحشی بوده و در شمال غربی چین سکونت داشتند. این قوم را ژونک، هون، مانکول و مغول نیز می‌نامند. قوم مأجوج نیز همان مانچوها هستند که در منچوری واقع در شمال شرقی چین زندگی می‌کردند. طبق مستندات تاریخی هر دو قوم به مردم شهرنشین حکومت‌های قدیمی چین هجوم آورده بودند و آن حکومت‌ها هر یک سدی برای جلوگیری از هجوم این دو قوم ساخته بودند تا اینکه سد میانی را اولین امپراطور چین به آن سدها وصل کرد و مجموع آن سدها به دیوار چین معروف شد. در آیات فوق پیشگویی شده است که بعد از فرو ریختن دیوار مذکور ابتدا قوم یأجوج و سپس قوم مأجوج به مردم چین حمله و تجاوز می‌کنند.
    با مطالعه‌ی تاریخ چین متوجه می‌شویم که اولین امپراطور چین بنام "شین شیه ‌هوانگ" که در سال 246 قبل از میلاد به قدرت رسید ولی در دوران حکومتش سد که ساخته بود فرو نریخت. در سال 678 هجری قمری (1260 میلادی) پس از خراب شدن سد مذکور "قوبیلای‌ قاآن" از طرف برادرش "منکو قاآن" امیر بزرگ مغول (یأجوج) وارد خاک چین شد و آن را فتح کرد و همزمان برادر دیگر آنها "هلاکو قاآن" کشور ایران و سپس خاورمیانه را تسخیر کرد. قوبیلای قاآن در چین بیست و سومین سلسله از سلاطین چین را بوجود آورد که حدود یکصد و ده سال در چین حکومت نمودند. در سال 788 هجری قمری مردم چین علیه حکمرانان مغول قیام کرده و آنان را از حکومتشان ساقط کردند و سلسله‌ی چینی مینک را بوجود آوردند که تا سال 1054 هجری قمری (1544 میلادی) دوام یافت و در این سال قوم مأجوج (مانچوها) مطابق پیشگویی الله به چین حمله کرده و آن را به تصرف خود درآوردند و تا سال 1917 میلادی بر آن کشور حکومت کردند تا اینکه مردم در سال مذکور ژنرال "چانکای چک" آخرین پادشاه چین را از قدرت برکنار کرده و بدین ترتیب حکومت چین کاملاً ملی گردید.
    یک توضیح ضروری: شادروان دکتر صادق تقوی در تحقیقات مکتوب خود درباره‌ی دیوار چین بر این باور بود که خرابی این دیوار باعث قابل عبور شدن آن برای یأجوج و مأجوج می‌گردد و این باور بر پایه‌ی متن آیه‌ی 98 از سوره‌ی کهف است «قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا» که در آن واژه‌ی دکاء از ریشه‌ی کلمه‌ی "دک" به معنای دیوار را با خاک یکسان کردن، هموار کردن – در وصف زمین دک الارض – چهار پا را در راه رفتن خسته کردن – دک الدابه فی السیر – (دک – اسم می‌باشد و مصدر آن دَک می‌باشد)[3]
    ویرایش توسط jahangardkocholo : ۱۳۸۹/۱۲/۲۸ در ساعت ۰۹:۴۱
    آفت دين سه چيز است، داناى بد كار و پيشواى ستم كار و مجتهد نادان‏
    حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد.این کشتی روی قطره اشکی مقدس که برای حسین بن علی ریخته می شود می گذرد.علامه جعفری

  8. تشکرها 3


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,487
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    1164
    آپلود
    119
    گالری
    2



    استاد سهراب بیات اسلام شناس و قرآن‌پژوه معاصر در این باره در صفحات 226 و 227 کتاب خود به نام "دیوار بزرگ چین یا بزرگترین سد روی زمین (سد ذوالقرنین)" می‌نویسد: «طبق چنین تفسیری (منظور تفاسیر المیزان و نظر مرحوم کامبوزیا) در زمان ما سد باید سالم و برقرار باشد، چون سد هنوز خراب نشده و پیشرفت‌های فن‌آوری مهاجمین، نیاز به تخریب سد را از بین برده و سد ارزش دفاعی خود را از دست داده است، پس سد ذوالقرنین کجاست؟ همانطور که در تفسیر آیات سوره‌ی کهف به اثبات رسید جز دیوار بزرگ چین به عنوان تنها شاهد مسلم تاریخی از رویدادهای 2200 سال پیش سد دیگری وجود ندارد و اما استاد دانشمندم مرحوم دکتر صادق تقوی که در تفسیر این آیات هجوم یأجوج و مأجوج را به سرزمین چین همزمان با فرو ریختن سد آهنین ذوالقرنین می‌داند باید برای چنین رویداد مهمی سند تاریخی ارایه می‌دادند زیرا حمله مغولان به چین تاریخ روشنی دارد و چگونگی عبورشان نیز از دیوار چین معلوم بوده و در تاریخ ضبط گردیده است. رنه گروسه در کتاب امپراطوری صحرا نوردان نحوه‌ی عبور سپاهیان مغول را از دیوار چین اینگونه گزارش می‌کند: حراست و حفاظت نواحی شمالی "دیوار عظیم" طرف مغولستان درشمال ایالت شانسی از طرف پادشاهان کین به مؤتلفین تُرک که از قوم اونقوت بودند واگذار شده بود و این ترکان، مسیحی نستوری بودند. ما دیدیم که در منازعات بین قبایل مغول رئیس اونقوتها، "آلاقوش تکین" از سال 1204 در زمره‌ی دوستان و طرفداران چنگیزخان قرار گرفت وفاداری خاندان آلاقوش تکین کمک موثری برای چنگیزخان در این گیر و دار شد زیرا قوم اونقوت حافظ و حارث این حدود و ثغور بود و آنها راه ورود به سرزمین کین را بر روی چنگیزخان باز نمودند و چنگیزخان برای پاداش این خدمت شایان یکی از دختران خود بنام "آلاقای بیگی" را به پسر آلاقوش تکین موسوم به "پو یائو هو داد"». ایشان در صفحه‌ی 224 کتاب مذکور می‌نویسند: «اشتباهات تفسیری فوق (خرابی دیوار چین در شروع هزاره‌ی قیامت اول) اولاً با آن چه به شکل مستدل در تفسیر آیات سوره‌ی کهف بیان شد مخالف است بنابراین صراحت قرآن چنان تفسیری را باطل می‌کند. ثانیاً در آیه‌ی 95 تا 97 از سوره‌ی انبیاء گشوده شدن راه یأجوج و مأجوج و حملات سنگین آنها علامت نزدیکی آن وعده‌ی معروف و مذکور در قرآن (در سوره‌های نازل شده‌ی قبل از انبیاء و از جمله سوره‌ی کهف) یعنی دوره‌ی ‌هزار ساله‌ی قیامت اول می‌باشد، بنابراین یک پیشگویی کاملاً مستقلی است به این معنا که وقتی این پیشگویی تحقق یافت آن دوره که باید حوادث اعلام شده در بخش اول آیات سور‌ه‌ی تکویر (إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ(١) وَإِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ(٢) وَإِذَا الْجِبَالُ سُيِّرَتْ(٣) وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ(٤) وَإِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ(٥) وَإِذَا الْبِحَارُ سُجِّرَتْ(٦) وَإِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ(٧) وَإِذَا الْمَوْءُودَةُ سُئِلَتْ(٨)...) همراه با واقعه‌ی آیه‌ی 14 سوره‌ی الحاقه (وَحُمِلَتِ الأرْضُ وَالْجِبَالُ فَدُكَّتَا دَكَّةً وَاحِدَةً و زمین و کوه‌ها از مکان خود برداشته شود و به یک خرابی کوبنده‌ای کوبیده گردند) نزدیک شود و در آن زمان است که دیوار بزرگ چین یا سد ذوالقرنین فرو ریخته و مفهوم گردد. ثالثاً با چنین تفسیری باید بگوییم ذوالقرنین بلافاصله بعد از اتمام ساختمان سد به مردم چین پیام داد: این سد بزرگ که رحمتی است از جانب پروردگار من به شما، در آینده بوسیله‌ی الله در هم کوبیده خواهد شد تا راه حملات اقوام وحشی به سرزمین شما گشوده شود! یعنی الله به کمک آن وحشیان آمده و جاده صاف‌کن یورش‌های چپاول‌گرانه‌ی آنها خواهد شد! آیا چنین گفتاری از ذوالقرنین غیرخرمندانه نیست؟ چه رسد به خالق حکیم و توانا! رابعاً طبق نظریه مفسران فوق (علامه طباطبائی و فخر رازی) (الف) سد ذوالقرنین تا زمان پیامبر اسلام (ص) یعنی اوایل قرن هفتم میلادی سالم و برقرار بوده است که قرآن درباره‌ی آینده آن پیشگویی می‌کند. (ب) اگر بعد از نزول آیات سوره‌ی انبیاء تا این زمان حملات یأجوج و مأجوج صورت گرفته باشد و به فرض اگر اقوام ترک و مغول همان یأجوج و مأجوج بوده و حملات آنها به سرزمین چین و دیگر نقاط آسیا نیز با پیشگویی قرآن منطبق باشد چون چنین حادثه‌ی بزرگی در دوره‌ی تاریخی اتفاق افتاده باید خراب شدن سد در گزارش‌های تاریخی ذکر شده و به عبارت دیگر تاریخ چین و تاریخ جهان بر این رخداد بزرگ گواهی دهد. (ج) علامه طباطبایی در تفسیرالمیزان آخرین نظرش را در بیان سد ذوالقرنین چنین اعلام کرده است: لکن در دفع این اشکال آن چه به نظر می‌رسد این است که کلمه دکاء از دُک به معنای ذلت باشد همچنان که درلسان العرب گفته جبل دُک یعنی کوهی که ذلیل شود این بود کلام لسان‌العرب و آن وقت مراد دک کردن سد این باشد که آن را از اهمیت و از خاصیت بیندازد به خاطر اتساع طرق ارتباطی و تنوع وسایل حرکت و انتقال بری و بحری و جوی و دیگر اعتنایی به شأن آن نشود پس در حقیقت معنای این وعده‌ی الهی وعده به ترقی مجتمع بشری در تمدن و نزدیک شدن امت‌های مختلف است به یکدیگر[4] بطوری که دیگر هیچ سد و مانعی و دیواری جلوی انتقال آنها از هر طرف دنیا به طرف دیگر را نگیرد»
    آفت دين سه چيز است، داناى بد كار و پيشواى ستم كار و مجتهد نادان‏
    حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد.این کشتی روی قطره اشکی مقدس که برای حسین بن علی ریخته می شود می گذرد.علامه جعفری

  10. تشکرها 2


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,487
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    1164
    آپلود
    119
    گالری
    2



    1- واژه‌ی قرن از جمله واژگان وسیع المعنا در زبان عرب است و در کتب لغت معانی همچون قله‌ی کوه، کوه کوچک، دژ و قلعه، تیغه‌ی شمشیر، عصر و بخشی از زمان، سده، شاخ حیوان نیز برای آن نوشته‌اند و این موضوع شاید از زیرکی پرسش کننده حکایت دارد که داستان مذکور را با چنین ویژگی مطرح کرده و اصولاً آنچه مفسران و پژوهندگان و علمای مختلف در این‌باره گفته‌اند و نوشته‌اند نشان‌دهنده‌ی این حقیقت است که نه تنها واقعیت ذوالقرنین حتی بعد از توضیحات خالق عالم به صورت کاملاً روشن توسط اعراب زمان پیامبر شناخته نشد بلکه این داستان به‌ همین شکل مبهم از نظر اکثریت مسلمانان و غیر مسلمان نامکشوف باقی ماند و جز افراد معدودی به حقیقت آن و نیز رابطه‌ی آن با قیامت و زندگی پس از مرگ انسان‌ها پی نبردند. پرفسور عباس شوشتری (مهرین) در کتاب فرهنگ کامل لغات قرآن در ذیل واژه‌ی ذوالقرنین آورده است: «...و بنا بر نوشته‌ی میر سید احمدخان هندی یکی از شاهان چین که دیوار معروف چین را بنا نمود -می‌باشد-» و این مطلب گواه آن است که افراد اندکی در طول 14 قرن گذشته به واقعیت این مطلب پی برده‌اند اما دو موضوع دیگر نیز از اهمیت فراوان برخوردار است نخست آنکه برخلاف گفته و نوشته‌ی برخی نویسندگان نه تنها نام ذوالقرنین و داستان مربوط به آن در میان اعراب معاصر پیامبر معروف نبوده بلکه آیات مذکور اثبات می‌کند که این موضوع کاملاً ناشناخته بوده و چنانکه گفتیم حتی ناروشن باقی ماند؛ دوم اینکه اتباط این مطالب (در داستان مذکور) با قیامت برای اکثر مفسران پوشیده مانده و تنها مفسری که به رابطه‌ی صحیح میان این آیات و هزاره آخرالزمان اشاره کرد مرحوم دکتر صادق تقوی است و خوشبختانه در پیرامون موضوع ذوالقرنین و دیوار چین پژوهشگر معاصر قرآنی، آقای سهراب بیات درکتاب "دیوار بزرگ چین یا بزرگترین سد روی زمین (سد ذوالقرنین) - انتشارات مهرداد - بهار 1382 – شابک 0-13-5926-964 " درارتباط با عظیم‌ترین خبر و پیشگویی تاریخ بشریت (قیامت موعود فرستادگان الله) مطالب متنوعی را بصورت علمی و تحقیقی مورد بررسی قرار داده است که برخی نکات و جوانب موضوع مزبور به بهترین شکل روشن شده و آرای مختلف مفسران، مورخان و متفکران مختلف مورد نقد و بررسی قرار گرفته است.

    2- در متن آیه‌ی 95 سوره‌ی کهف (قَالَ مَا مَكَّنِّي فِيهِ رَبِّي خَيْرٌ فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ رَدْمًا) واژه‌ی رَدْمًا به معنای صخره و یا تخته سنگ بزرگ است؛ این واژه می‌رساند که محل ایجاد این سد بایستی تنگه‌ و یا شاید شکافی دره مانند با عرض متوسط (نه زیاد) باشد که از نظر فاصله با طرفین خود (در متن آیه واژه صَّدَفَ بکار رفته یعنی لبه‌ی کوه و یا کناره‌ی کوه) دارای طول زیادی نیست و شاید بتوان آن را از نظر زمین شناسی بستر یک دره خشک و یا پدیده‌ای شبیه به آن در نظر گرفت که کناره‌ی آن از هر دو طرف به بریدگی دامنه‌ی پرشیب کوه‌هایی می‌رسیده و با نگاهی به نقشه‌ی طبیعی ناحیه مذکور که دارای ناهمواری‌ها و رودخانه‌هایی است با نشانی‌های گفته شده در قرآن می‌توان آن را در منطقه، مورد شناسایی قرار داد و شاید باستان‌شناسان از روی علایم و به کمک این راهنمایی‌ها محل دقیق آن را کشف نمایند.

    مراجعه کنید به فرهنگ معاصر عربی فارسی نوشته‌ی عبدالنبی قیم (و بصورت دکاء به معنی دُک) تپه کوچک ، کوه کوچک نگاه کنید به منبع قبل و جمع آن دکاوات، همچنین مراجعه کنید به فرهنگ جدید عربی – فارسی ترجمه‌ی منجدالطلاب مترجم محمد بندر ریگی نیز به صورت دُکَ مریض شد (همان منبع) و رنجور و لاغر شد (منبع اول)

    4- از آیه چنین معنایی مستفاد نمی‌گردد خصوصاً که آیات سوره‌ی انبیاء بهترین تأکید مُصَرحه در این‌باره است. در بخش تفسیر سوره‌های انبیاء و کهف توضیحات لازم را خواهیم داد.
    آفت دين سه چيز است، داناى بد كار و پيشواى ستم كار و مجتهد نادان‏
    حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد.این کشتی روی قطره اشکی مقدس که برای حسین بن علی ریخته می شود می گذرد.علامه جعفری

  12. تشکرها 2


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط jahangardkocholo نمایش پست
    با سلام
    مطلبی را در نت دیدم که خالی از لطف نیست
    اولین علامت و حادثه‌ی مهم در قرآن برای شروع قیامت اول یا هزاره‌ی آخرالزمان و حوادث مرتبط با آن مربوط به مطالبی در خصوص یاجوج و مأجوج و ذوالقرنین است. این مطالب در آیات 82 تا 98 از سوره‌ی کهف چنین آمده است:
    «از تو پیامبر می‌پرسند آن شخصیتی که معروف به ذوالقرنین است کیست؟» (از پاسخ داده شده توسط خالق عالم معلوم است سوال‌کنندگان عده‌‌ای بودند که برای تجارت به چین رفته و مدتی در آنجا اقامت داشته و نام ذوالقرنین[1] را شنیده بوده و معنای تحت لفظی آن صاحب دو سد می‌باشد را تعمداً پس از برخورد با محمد (ص) و برای آزمایش صحت ادعای پیامبری وی به زبان آوردند. این سوال و پاسخ آن که حتی برای خود سوال‌کنندگان به درستی مشخص نبوده نه تنها به شکل کامل توسط خالق عالم توضیح داده شده است بلکه آن را مرتبط با موضوعی بسیار پراهمیت یعنی مسأله‌ی زندگی بعد از مرگ و مقدمه‌ی قیامت اول اعلام نموده است) ادامه‌ی آیه: «جواب این است که او کسی است که ما (خالق عالم) برای او در آن سرزمین قدرت و امکانات قرار دادیم و از هر چیزی وسیله‌ی مناسبی برای اقداماتش در اختیار او گذاشتیم، پس او تصمیم گرفت به طرف مغرب مملکت خود برای بازدید و اقدامات لازم برود و در مغرب مملکت خویش به جایی رسید که محل سکونت قومی شرور بود که به ناچار با مخالفت‌ها تسلیم قدرت او شدند و ما به او گفتیم ای ذوالقرنین روی مصلحتی که تصور میکنی با آنان رفتار مناسبی کن و او اعلام داشت هرکس از شما که ظلم به دیگران کرده باشد او را عذاب خواهیم کرد و چون به سوی پروردگارش رود (بمیرد) دچار عذاب بدی از جانب او نیز می‌شود» این مطلب می‌رساند که عده‌ای از افراد اشاره شده در آیه‌ی فوق به علت جنایت و ظلمی که مرتکب شده بودند و مستحق شدیدترین مجازات‌ها شده و توسط ذوالقرنین به اعدام محکوم شدند و برخی دیگر که شدت جرایم آنان کمتر بود به تناسب گناه مرتکب شده مجازات‌های مختلفی مانند بیگاری (که در آن زمان مرسوم بود) برایشان تعیین گردید و در میان آنان تعدادی افراد نیکوکار و مومن نیز وجود داشت که خداوند آیات بعد را به شرح حال آنان اختصاص داده است: «ولی کسی که به ‌هدایت‌های الله ایمان آورد و اعمال نیکو انجام دهد برایش هم در آخرت آن زندگی بهشتی خواهد بود و هم ما (ذوالقرنین) فرمان می‌دهیم کارش را در حکومت‌مان آسان بگیرند» (یعنی از امتیازات و تسهیلات خاص که در مقررات حکومتی ذوالقرنین وجود داشت بهره‌مند گردیدند) «و آن قوم شرور در جلوی چشمه‌های گِل سیاه‌دار بهم متصلی بودند که وقت غروب ذوالقرنین خورشید را می‌دید که در آن چشمه‌های وسیع فرومی‌رفت» (یعنی منظرِ افقِ دید برای ذوالقرنین چنین بود و این موضوع یعنی افق دیدِ ناظرِ خارجی را کسانی که با علم جغرافیا و نقشه‌برداری آشنا هستند به خوبی می‌دانند. به نظر دکتر تقوی این مطلب اشاره به یکی از استانهای غربی چین به نام "سین چیانگ یاسین چوان" است که مردمانش از تیره‌ی مغولی بوده و در آن زمان وحشی و متجاوز به شهرهای مجاور خود بودند، «از پس بازدید آن جا و دادن دستورات لازم برای بازدید مشرق مملکت وسیع خود به راه افتاد تا با جایی رسید که خورشید بر قومی طلوع می‌کرد که غیر از نور خورشید پوششی نداشتند» (منظور استان کانتون چین است که بسیار گرم بوده و کنار دریای زرد واقع است) «آری ما که تو ای محمد را به پیامبری برگزیده‌ایم اخبار حقیقی او را به طور کامل در اختیار خود گرفتیم تا آن را به تو بگوییم (پس از بازدید قسمت‌های غربی مملکت خویش) باز به راه افتاد تا به قسمت میان آن دو سد رسید. در خارج آن دو سد قومی را یافت که سخن ذوالقرنین را درست درک نمی‌کردند آنان به او گفتند ای صاحب این دو سد (ذوالقرنین یعنی صاحب آن دو سد زیرا لغت قرن در عربی معانی مختلفی دارد مانند شاخ حیوانات، سن، صد سال، کوه کوچک سد مانند و قلعه‌ای که بواسطه‌ی دیوار قطور و بلندش مردم را از تجاوز متجاوزان محفوظ دارد لذا اعراب سوال کننده می‌خواستند پیامبر اسلام را با این پرسش بیازمایند و به جای استعمال کلمه‌ی ذوالسدین لفظ ذوالقرنین را که کثیرالمعنا و مبهم بوده بکار بردند و برای بی‌خبران از جمله شخص محمد(ص) اشتباه انداز و غیر روشن هم بود. حقیقت این است که این دو سد که دو بخش جدا افتاده از دیوار بزرگ چین در زمان بازدید ذوالقرنین بود و هر بخش (سد) آن مانند دیوار قلعه‌ای محکم، بخشی از تمام سرزمین‌های وسیعی را که تحت سلطه‌ی اولین امپراطور چین بود حفظ می‌کرد لذا دربازدید ذوالقرنین مردم بدون حفاظ میان آن دو سد با دادن لقب ذوالقرنین (ذوالسدین) از این امپراطور نیکوکار (که نام اصلی وی شین شیه ‌هوانگ بود) خواستند تا با خرج آنان برایشان سدی بسازد و از شر متجاوزان مصونشان سازد. آن دو قوم متجاوز و وحشی که سرزمین‌های دیگران را مورد حمله و تاراج قرار می‌دادند همان یأجوج و مأجوج هستند.) ذوالقرنین گفت من این کار را می‌کنم و فقط از شما نیروی انسانی (کمک قوه‌ای) می‌خواهم بنابراین برای من پاره‌هایی از آهن بیاورید تا دیواری محکم که این آهنها درون آن باشند و این دو سد را به‌هم وصل کند برای شما بسازم. باید در آتش بدمید تا مس گداخته را برای جوش دادن آن آهنها در محل اتصالشان بر آنها بریزیم و چون آن سد[2] ساخته شد طوری بود که به دلیل مرتفع بودن آن نمی‌توانستند نه بالایش بیایند و نه سوراخش کنند.»
    ملاحظه می‌کنید که خالق عالم در پاسخ به سوال‌کنندگان از پیامبر درباره‌ی اولین امپراطور چین (آن هم با ذکر لقبی که نام و نشان درستی از آن را در برندارد) چگونه ضمن رفع ابهام آنان، جزئیات داستانی را که مربوط به حدود نه قرن پیش از پیامبر اسلام بوده است را بیان نموده و درباره‌ی سرزمینی که‌ تا کنون نیز دارای ابهامات تاریخی فراوانی است و در فاصله‌ی بسیار دوری از مکه قرار دارد حقیقت را نه تنها برای شنوندگان وحی بلکه برای تمامی کنجکاوان حقیقی و حتی مردم و محققان چین روشن ساخته و نتیجه‌ای حیرت آور و محیر العقول از وقایع آخرالزمانی که ‌هیچ گوینده‌ای قادر به گفتن آن نیست را بازگو می‌سازد. این مطالب ثابت می‌نمایند که قرآن سخن محمد (ص) نیست و حقیقتاً از جانب خالق یکتا و آن حکیم جهانی است.
    مرحوم دکتر صادق تقوی در کتاب معجزات علمی قرآن در این باره برای دانشمندان بی‌غرض می‌نویسد: بنابر آنچه ذکر شد معلوم می‌گردد که ذوالقرنین لقبی است که ابتدا مردم شمال چین به وی داد‌ه‌اند و این لقب به نوعی معنای دیگری از کلمه‌ی امپراطور را در بردارد و به نظر می‌رسد این لقب برای اولین امپراطور چین در ایالات شمالی آن کشور در زمان پیغمبر اسلام به نامی به زبان چینی مشهور بوده که ترجمه‌ی عربی آن شامل معنای کلمه‌ی ذوالقرنین می‌شود و شخص یا اشخاصی که وضعیت ذوالقرنین را از پیامبر اسلام پرسیده‌اند یا به چین سفر کرده و یا آن را از مسافران شنیده‌اند چون می‌دانستند که در مکه کسی از این وقایع اطلاع ندارد خواسته‌اند پیامبر اسلام را با آن بیازمایند. عبارات قرآن حاکی از آن است که زبان وحی علاوه بر اینکه ذوالقرنین را کاملاً معرفی کرده چند پیشگویی درباره‌ی آینده‌ی کشور چین نیز به آن اضافه نموده است. ادامه‌ی آیات: «ذوالقرنین گفت این سد میانی که من ساختم رحمتی است از پروردگار من تا زمانی معین، پس وقتی آن زمان بوسیله‌ی پروردگار من برسد آن سد را مقدر داشته که فرو ریزد و این وعده‌ای است راست از پروردگار من» (این مطلب می‌رساند که ذوالقرنین پادشاهی بوده که از جانب الله به او وحی نیز می‌شده و او مردی خدا پرست و نیکوکار بوده ولی سازنده‌ی تمام دیوار چین نبوده است) «و ما (الله) در پس خرابی آن سد اجازه می‌دهیم بعضی از افراد دو قوم یأجوج و مأجوج یعنی اول قوم یأجوج و پس از آنها قوم مأجوج چون موج داخل بعضی از مردم پشت سد شوند (یعنی داخل مردم چین شوند) و انتهای حوادث مربوط به این وعده به آن صدای جهانی مربوط به متلاشی شدن کره زمین می‌رسد که بعد از آن زنده شدن دوباره‌ی مردگان و جمع‌شدنشان در زمین آخرت بوسیله‌ی ما (الله) خواهد شد.» تاریخ و جغرافیای چین معلوم می‌دارد که قوم یأجوج همان قوم یوچانک است که وحشی بوده و در شمال غربی چین سکونت داشتند. این قوم را ژونک، هون، مانکول و مغول نیز می‌نامند. قوم مأجوج نیز همان مانچوها هستند که در منچوری واقع در شمال شرقی چین زندگی می‌کردند. طبق مستندات تاریخی هر دو قوم به مردم شهرنشین حکومت‌های قدیمی چین هجوم آورده بودند و آن حکومت‌ها هر یک سدی برای جلوگیری از هجوم این دو قوم ساخته بودند تا اینکه سد میانی را اولین امپراطور چین به آن سدها وصل کرد و مجموع آن سدها به دیوار چین معروف شد. در آیات فوق پیشگویی شده است که بعد از فرو ریختن دیوار مذکور ابتدا قوم یأجوج و سپس قوم مأجوج به مردم چین حمله و تجاوز می‌کنند.
    با مطالعه‌ی تاریخ چین متوجه می‌شویم که اولین امپراطور چین بنام "شین شیه ‌هوانگ" که در سال 246 قبل از میلاد به قدرت رسید ولی در دوران حکومتش سد که ساخته بود فرو نریخت. در سال 678 هجری قمری (1260 میلادی) پس از خراب شدن سد مذکور "قوبیلای‌ قاآن" از طرف برادرش "منکو قاآن" امیر بزرگ مغول (یأجوج) وارد خاک چین شد و آن را فتح کرد و همزمان برادر دیگر آنها "هلاکو قاآن" کشور ایران و سپس خاورمیانه را تسخیر کرد. قوبیلای قاآن در چین بیست و سومین سلسله از سلاطین چین را بوجود آورد که حدود یکصد و ده سال در چین حکومت نمودند. در سال 788 هجری قمری مردم چین علیه حکمرانان مغول قیام کرده و آنان را از حکومتشان ساقط کردند و سلسله‌ی چینی مینک را بوجود آوردند که تا سال 1054 هجری قمری (1544 میلادی) دوام یافت و در این سال قوم مأجوج (مانچوها) مطابق پیشگویی الله به چین حمله کرده و آن را به تصرف خود درآوردند و تا سال 1917 میلادی بر آن کشور حکومت کردند تا اینکه مردم در سال مذکور ژنرال "چانکای چک" آخرین پادشاه چین را از قدرت برکنار کرده و بدین ترتیب حکومت چین کاملاً ملی گردید.
    یک توضیح ضروری: شادروان دکتر صادق تقوی در تحقیقات مکتوب خود درباره‌ی دیوار چین بر این باور بود که خرابی این دیوار باعث قابل عبور شدن آن برای یأجوج و مأجوج می‌گردد و این باور بر پایه‌ی متن آیه‌ی 98 از سوره‌ی کهف است «قَالَ هَذَا رَحْمَةٌ مِنْ رَبِّي فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا» که در آن واژه‌ی دکاء از ریشه‌ی کلمه‌ی "دک" به معنای دیوار را با خاک یکسان کردن، هموار کردن – در وصف زمین دک الارض – چهار پا را در راه رفتن خسته کردن – دک الدابه فی السیر – (دک – اسم می‌باشد و مصدر آن دَک می‌باشد)[3]
    با درود . نمیدانم ایا نویسنده این مقاله و یا شما که انرا کپی کرده اید هیچ اندیشیده اید که این مطالب تا چه اندازه با ایات مربوط به ذوالقرنین مطابقت دارد؟اولا برچه اساسی ادعا شده که سوال کنندگان در باره ذوالقرنین از پیامبر تاجران چینی بوده اند؟ ایا حدیث یا روایتی دارند؟ یا ظن و گمان است؟ بهتر است تاریخهای اسلامی مثل طبری را بخوانید تا متوجه شوید که مردم در زمان پیامبر ذوالقرنین را میشناخته اند و در ضمن ماجرای ذوالقرنین حداقل دو هزار سال قبل از قران در تورات امده و بر اساس احادیثی یهودیان مشرکان را راهنمایی کردند که این سوال را از پیامبر بپرسند. در ضمن تورات هزاران سال قبل از انکه دیوار چین توسط شی هوانگ تی پادشاه چین ساخته شود به ان اشاره کرده. ایا بقول قران که ذوالقرنین را یکی از موحدان یا حتی در حد پیامبر معرفی میکند با شخصیت شی هوانگ تی مشرک مطابقت دارد؟ ایا سدی که قران اشاره میکند که از اهن و مس خالص ساخته شده مثل دیوار چین است که از سنگ و مصالح معمولی ساخته شده؟ ایا دیوار چین بین دو کوه ساخته شده؟انگونه که قران میگوید؟ ایا انگونه که قران میگوید که یاجوج و ماجوج نتوانستند انرا سوراخ کنند یا از ان بالا روند در مورد دیوار چین هم درست است؟ ایا مغولان از بالای ان عبور نکردند و چین را کردند؟ ایا قران نگفته در هنگام قیامت این سد با زلزله قیامت تکه تکه خواهد شد و یاجوج و ماجوج به مردم حمله میکنند؟ ایا روز قیامت امده و ان زلزله امده ؟ اگر به سوالات فوق پاسخ بدهید متوجه میشود که تا چه حد این مقاله بی پایه است. لطفا ای سوالات را تک تک پاسخ دهید اگر فکر میکنید این مقاله منطقیست. بدرود

  14. تشکرها 2


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهاد981 نمایش پست
    آنان که خاک را به نظر کيميا کنند
    آيا بود که گوشه چشمي به ما کنند

    دردم نهفته به ز طبيبان مدعي
    باشد که از خزانه غيبم دوا کنند

    معشوق چون نقاب ز رخ در نمي‌کشد
    هر کس حکايتي به تصور چرا کنند

    چون حسن عاقبت نه به رندي و زاهديست
    آن به که کار خود به عنايت رها کنند

    بي معرفت مباش که در من يزيد عشق
    اهل نظر معامله با آشنا کنند

    حالي درون پرده بسي فتنه مي‌رود
    تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند

    گر سنگ از اين حديث بنالد عجب مدار
    صاحب دلان حکايت دل خوش ادا کنند

    مي خور که صد گناه ز اغيار در حجاب
    بهتر ز طاعتي که به روي و ريا کنند

    پيراهني که آيد از او بوي يوسفم
    ترسم برادران غيورش قبا کنند
    این غزل چه ربطی به موضوع بحث داشت؟

  16. تشکر


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    448
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 دقیقه
    دریافت
    90
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط talleb نمایش پست
    این غزل چه ربطی به موضوع بحث داشت؟
    سلام

    سوره کهف همه اش رمز است سر است از رفتن موسی به بین البحرین تاکشتن ان جوان و مبحث ذوالقرنین و فررفتن خورشید در چشمه جوشان حال چه لزومی دارد وقتی مطلبی را نمیفهمیم انرا بدون دلیل منطقی مورد بحث قرار دهیم اینکه ذوالقرنین سدی از اهن ومس بین دوصدف قرارداده و جلوی هجوم قومی را گرفته درک ظاهری ندارد و اصولاً این مطلب در ظاهر امکان پذیر نیست و معنی باطنی دارد مانند بقیه ایات سوره کهف و هرکس بخواهد به ظاهر ایات ان را تفسیر کند فقط ابروی خود را میبرد


    معشوق چون نقاب ز رخ در نمي‌کشد
    هر کس حکايتي به تصور چرا کنند

    ویرایش توسط بهلول2 : ۱۳۸۹/۱۲/۲۹ در ساعت ۱۳:۰۳
    خدایا مرا آن ده که آن به

  18. تشکر


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهاد981 نمایش پست
    سلام

    سوره کهف همه اش رمز است سر است از رفتن موسی به بین البحرین تاکشتن ان جوان و مبحث ذوالقرنین و فررفتن خورشید در چشمه جوشان حال چه لزومی دارد وقتی مطلبی را نمیفهمیم انرا بدون دلیل منطقی مورد بحث قرار دهیم اینکه ذوالقرنین سدی از اهن ومس بین دوصدف قرارداده و جلوی هجوم قومی را گرفته درک ظاهری ندارد و اصولاً این مطلب در ظاهر امکان پذیر نیست و معنی باطنی دارد مانند بقیه ایات سوره کهف و هرکس بخواهد به ظاهر ایات ان را تفسیر کند فقط ابروی خود را میبرد

    معشوق چون نقاب ز رخ در نمي‌کشد
    هر کس حکايتي به تصور چرا کنند
    درود. از کجا فهمیدی همه اش رمز است ؟ ایا قران خودش گفته این داستان رمز است؟ یا خدا به شما وحی کرده ؟ یا به شما الهام شده؟ هرکس بخواهد بر اساس ظن و گمان استدلال کند ابروی خودش را میبرد.

صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود