صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: از درون خود بگویید(لطفا)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0

    از درون خود بگویید(لطفا)




    به نام خدا

    سلام

    هر فردی در طول روزها , ماه ها و سال های عمر خود در درون خود سخن های بسیار دارد

    بخشی از آن به سادگی به زبان می آید

    و بخشی مهم از آن در درون انسان باقی می ماند

    شاید کلمات نمی توانند آنها را بیان کنند و شاید ما نمی خواهیم که بگوییم

    اما از شما می خواهم از درون خود برای ما بگویید

    حتی اگر آن نامفهوم باشد

    حتی اگر بچگانه

    تنها می خواهم شخص شما از درون خود آنها را بگوید


    برای بنده حقیر این تاپیک بسیار ارزشمند است

    سپاس

    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    چند سال از ته دل نخندیدم

    تفریحات بسیار زیادی دارم و در محیطی شاد زندگی می کنم اما شاد درونی نیستم

    حس می کنم خدا درونم نیست

    موهام خیلی دارن سفید میشن و غم وجودم رو گرفته در صورتی که میدونم انسان باید شاد باشه

    خودشو می خوام اما چی کنم که این دستا دیگه توان نداره

    پاهام خسته اند

    چشام وقتی ازشون اشک میاد شدیدا داغ میشن

    وقتی جلوی گریه ام رو می گیرم یک حالت جنون بهم دست میده

    یک بغز تو دلم

    تو گلوم گیر می کنه

    نمیدونم باید چی کنم؟

    خسته ام

    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    72
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هیچ وقت نتونستم احساساتم را کامل بروز بدم
    این تنها مشکل منه
    هیچ چیزو نمیتونم تو قالب الفاظ بیان کنم...


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    حرفهایی برای نگفتن...
    از این حرفا خیلی دارم اما دکتر شریعتی گفته نگی سنگین تری...
    البته چون این حرفشو قبول دارم وگرنه بعضیاشو امکان نداره قبول کنم

    ولی حالا بزار بگم
    نمیدونم کجای عالمم
    یه روز یه عالم ربانی هستم
    یه روز نفس زمین گیرم میکنه
    یه روز دوست دارم برم تو عالم بچگیام
    یه روز مثل پیر مردا تفکر و تدبیر میکنمو خودمو تو 50 سال بعد تجسم میکنم...
    یه روز بیخیال هر چی میشم
    یه روز از کوچیکترین چیزای خنده دارم نمیتونم بگذرم
    به قول شاعر ...
    مولوی » دیوان شمس » غزلیات

    چه کسم من چه کسم من که بسی وسوسه مندم

    گه از آن سوی کشندم گه از این سوی کشندم


    ز کشاکش چو کمانم به کف گوش کشانم

    قدر از بام درافتد چو در خانه ببندم


    مگر استاره چرخم که ز برجی سوی برجی

    به نحوسیش بگریم به سعودیش بخندم


    به سما و به بروجش به هبوط و به عروجش

    نفسی همتک بادم نفسی من هلپندم


    نفسی آتش سوزان نفسی سیل گریزان

    ز چه اصلم ز چه فصلم به چه بازار خرندم


    نفسی فوق طباقم نفسی شام و عراقم

    نفسی غرق فراقم نفسی راز تو رندم


    نفسی همره ماهم نفسی مست الهم

    نفسی یوسف چاهم نفسی جمله گزندم


    نفسی رهزن و غولم نفسی تند و ملولم

    نفسی زین دو برونم که بر آن بام بلندم


    بزن ای مطرب قانون هوس لیلی و مجنون

    که من از سلسله جستم وتد هوش بکندم


    به خدا که نگریزی قدح مهر نریزی

    چه شود ای شه خوبان که کنی گوش به پندم


    هله ای اول و آخر بده آن باده فاخر

    که شد این بزم منور به تو ای عشق پسندم


    بده آن باده جانی ز خرابات معانی

    که بدان ارزد چاکر که از آن باده دهندم


    بپران ناطق جان را تو از این منطق رسمی

    که نمی‌یابد میدان بگو حرف سمندم
    ویرایش توسط Behrooz_313 : ۱۳۸۹/۰۱/۲۷ در ساعت ۲۳:۵۷
    الهی العفو...


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    2,350
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    28 روز 16 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    14



    الفبای درد از لبم می تراود
    نه شبنم ، که خون از شبم می ترواد
    سه حرف است مضمون سی پاره ی دل
    الف ، لام ، میم. از لبم می تراود
    چنان گرم هذیان عشقم که آتش
    به جای عرق از تبم می تراود
    ز دل بر لبم تا دعایی بر آید
    اجابت ز هر یاربم می تراود
    ز دین ریا بی نیازم ، بنازم
    به کفری که از مذهبم می تراود



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    108
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    همیشه در جستجوی حق بوده و هستم ولی وقتی به آن میرسم و میخواهم آن را با اطرافم و محلی که در آن زندگی میکنم تطابق دهم و مقایسه کنم ، حق را گم میکنم ... نتیجه گرفتم هیچ چیز را در این حوزه دخالت ندهم ....
    از درون خود بگویید(لطفا)


    برادر دینی شما حقجو...


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    223
    تشکر:
    1
    حضور
    11 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    0
    گالری
    6



    الهی العفو
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    واحفظ سیدنا و قائدنا سید علی خامنه ای



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    154
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فریب ما مخور آقا دروغ می گوییم
    به جان حضرت زهرا(س) دروغ می گوییم

    چه ناله ای چه فراقی چه درد هجرانی؟؟؟
    نیا،نیا گل طاها دروغ می گوییم
    809
    گندم شهر حسین روزی ما شد
    باز سر سفر ها غذای حسین است



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    26
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    گاهی اوقات بی دلیل ناراحتم و گریه می کنم که هیچ چیز خوشحالم نمیکنه،میگن وقتی آدم دلش برای خدا تنگ شده این حس رو داره.حرفهای نا گفته زیاده!
    کی هستم؟ عاقبت به کجا می رم؟و...
    بعضی وقتها هم کاری پیش میاد که انجام بدم که به نظر خودم و خیلی ها درسته با خودم میگم واقعا خدا راضی هست و دوست داره که انجام بدم.همیشه این تردید رو دارم.
    پندار ما این است
    که ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت آن است که زمان، ما را با خود برده است و شهدا مانده اند.

    (شهید سید مرتضی آوینی)


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    373
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حالا من!
    من میخوام مخاطبم خدا باشه و از دلم بگم:

    دوست دارم خدا اشغم باشه
    خدا فقط تو رو میخوام .
    خدا خستم.
    خدا تو تنهام نذار.
    خدااااااااااااااااااااااا صدام کن که دلم برات تنگه.
    خدا احساس میکنم خیلی ازت دورم.
    همیشه یه بغض نشکسته تو گلومه.
    خدا از زمینیا دلگیرم از زمین .
    از اینکه نمیتونم اونی باشم که باید باشم شرمنده ام.
    خدا یه عالمه دلم گرفته تو کجایی چرا من اینقدر ازت دورم.
    همیشه انگار یه چیزی کم دارم
    اشفته ام




    از درون خود بگویید(لطفا)


    دل از غمت دیوانه شد .... در اتشی جانانه شد
    با اشک من میخوانمت .... اشک گوهردوردانه شد

    شعر از جناب بزمی


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی آیا این روایت های در تایید تحریف قرآن معتبر است ؟
    توسط ساحل نجات در انجمن دلایل عدم تحریف قرآن
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۴/۰۲/۱۷, ۱۸:۰۸
  2. بگویید روضه حضرت قاسم(ع) نخوانند (مرحمت)
    توسط مقاومت در انجمن برگی از دفتر زندگی ( زندگی نامه و خاطرات شهدا)
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۲/۱۳, ۱۵:۳۶
  3. فرهنگ اموی را بیان فرمایید چه بود و اصلاحات علوی چگونه صورت گرفت؟
    توسط شهید علی اصغر پازوکی در انجمن حکومت ها ، اقوام و ملل و سنت های در قرآن
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۰۹, ۲۳:۳۸
  4. *¸ღ¸ღ¸* بیایید از کودکان بیاموزیم *¸ღ¸ღ¸*
    توسط ╫❀نیایش❀╫ در انجمن کودک و خانواده
    پاسخ: 35
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۱۴, ۱۰:۴۸
  5. آیا آموختن هنر قرآن از نظر پیامبر و ائمه تایید شده است؟
    توسط رضوانه در انجمن آموزش ترجمه و مفاهیم قرآن کریم
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۲/۱۴, ۲۱:۴۸

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود