صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: در حريم عشق

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    150
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    در حريم عشق




    درد عشق
    درد عشقى كشيده ام كه مپرس
    زهر هجرى چشيده ام كه مپرس
    گشته ام در جهان و آخر كار
    دلبرى برگزيده ام كه مپرس
    آنچنان در هواى خاك رهش
    مى رود آب ديده ام كه مپرس
    من به گوش خود از دهانش دوش
    سخنانى شنيده ام كه مپرس
    سوى من لب چه مى گزى كه مگوى
    لب لعلى گزيده ام كه مپرس
    بى تو در كلبه ى گدايى خويش
    رنجهايى كشيده ام كه مپرس
    همچو حافظ غريب در ره عشق
    به مقامى رسيده ام كه مپرس

    مهديم من كه مرا گرمي بازاري نيست
    بهتر از يوسفم و هيچ خريداري نيست
    همه گويند كه در حسرت ديدار من اند
    ليك در گفته ي اين طايفه كرداري نيست
    اي كه دائم به دعايي كه بيني رخ من
    تا كه خالص نشوي با تو مرا كاري نيست

    http://mahdiarrivals.mihanblog.com/

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    150
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    در حریم عشق




    خدا دوست كسى است كه دوستش بدارد
    خداوند تعالى به داود عليه السلام وحى فرمود: اى داود! به بندگان زمينى من بگو: من دوست كسى هستم كه دوستم بدارد و همنشين كسى هستم كه با من همنشينى كند و همدم كسى هستم كه با ياد و نام من انس گيرد و همراه كسى هستم كه با من همراه شود، كسى را بر مى گزينم كه مرا برگزيند و فرمانبردار كسى هستم كه فرمانبردار من باشد. هر كس مرا قلباً دوست بدارد و من بدان يقين حاصل كنم ، او را به خودم بپذيرم و چنان دوستش بدارم كه هيچ يك از بندگانم بر او پيشى نگيرد. هر كس براستى مرا بجويد بيابد و هر كس جز مرا بجويد مرا نيابد. پس - اى زمينيان ! - رها كنيد آن فريبها و اباطيل دنيا را و به كرامت و مصاحبت و همنشينى و همدمى با من بشتابيد و به من خوگيريد تا به شما خوگيرم و به دوست داشتن شما بشتابم.
    مهديم من كه مرا گرمي بازاري نيست
    بهتر از يوسفم و هيچ خريداري نيست
    همه گويند كه در حسرت ديدار من اند
    ليك در گفته ي اين طايفه كرداري نيست
    اي كه دائم به دعايي كه بيني رخ من
    تا كه خالص نشوي با تو مرا كاري نيست

    http://mahdiarrivals.mihanblog.com/

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    150
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    در حریم عشق




    رأ فت بى پايان خداوند
    رسول خدا صلى الله عليه و آله از پروردگارش خواست تا اين كه روز قيامت امتش را در حضور جمع فرشتگان ، پيامبران و امتهاى ديگر بازجويى نكند تا عيب هايشان نزد آنان ظاهر نگردد. و تقاضا نمود كه آنها را طورى بازجويى و محاسبه كن كه فقط من و تو آگاه شويم . خداوند فرمود: اى حبيبم ! من به بندگان خود، از تو رؤ ف ترم . پس هرگاه تو نخواهى كه عيوب آنها در نزد ديگران ظاهر شود، من حتى دوست ندارم كه پيش تو نيز عيبهاى آنان فاش شود. بلكه تنها خودم آنها را بازجوئى مى كنم به طورى كه غير من كسى بر گناهان آنها آگاهى نيابد .

    مهديم من كه مرا گرمي بازاري نيست
    بهتر از يوسفم و هيچ خريداري نيست
    همه گويند كه در حسرت ديدار من اند
    ليك در گفته ي اين طايفه كرداري نيست
    اي كه دائم به دعايي كه بيني رخ من
    تا كه خالص نشوي با تو مرا كاري نيست

    http://mahdiarrivals.mihanblog.com/

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    150
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    در حریم عشق




    از عشق خدا چندان گريست كه نابينا شد
    رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود: شعيب عليه السلام از عشق خداى عزّوجلّ چندان گريست كه نابينا شد، امّا خداوند بينايى او را برگرداند. او باز گريست چنانكه كه باز بينايى اش را از دست داد. دو مرتبه خداوند بينايى اش را به او بازگرداند. شعيب باز هم آنقدر گريست كه چشمانش كور شد و بار ديگر خدا بينايش كرد. مرتبه چهارم ، خداوند به او وحى فرمود: اى شعيب ! تا كى به اين وضع ادامه خواهى داد؟ اگر از بيم آتش مى گريى تو را امان دادم و اگر به شوق بهشت است آن را ارزانيت داشتم . شعيب عرض كرد: معبودا! و سرورا! تو مى دانى كه گريه من نه از بيم دوزخ توست و نه به شوق بهشتت ، بلكه عشق و محبت تو با قلب من گِره خورده است ، پس ، صبورى نتوانم ، مگر آنكه تو را ببينم . خداى جلّجلاله به او وحى فرمود: اگر اينچنين است ، پس بدين سبب همسخنم موسى بن عمران را خدمتگزار تو خواهم كرد.(7)
    از عشق به خداى عالم بدن هايشان لاغر و ... حضرت عيسى عليه السلام از سه نفرگذشت كه بدن هايشان لاغر و رنگ هاى آنان دگرگون شده بود، حضرت به آنها فرمود:براى شما چه روى داده (كه به اين حال افتاده ايد؟). آنها گفتند: به خاطر ترس از آتش(جهنّم ). حضرت عيسى عليه السلام فرمود: بر خداست كه ايمنى دهد كسى را كه بترسد.حضرت از آنها گذشت ، بر سه نفر ديگر رسيد كه لاغرى و رنگ پريدگى آنان بيشتربود. فرمود: شما را چه روى داده ؟ گفتند: اشتياق بهشت ما را به اينحال در آورده است . فرمود: بر خدا است كه اميدواران را به اميدشان برساند. پس از آنبر سه نفر ديگر گذشت كه دگرگونى احوالشان بيشتر از قبلى ها بود، ولكن نورىدر چهره هاى آنان ديده مى شد. فرمود: شما را چه روى داده كه حالتان چنين است ؟ گفتند:خداوند را دوست مى داريم و به وى محبت داريم . حضرت فرمود: شمائيد مقرّبين ، شمائيدمقرّبين و شمائيد كه تقرّب و نزديكيتان به خدا بيشتر است .

    مهديم من كه مرا گرمي بازاري نيست
    بهتر از يوسفم و هيچ خريداري نيست
    همه گويند كه در حسرت ديدار من اند
    ليك در گفته ي اين طايفه كرداري نيست
    اي كه دائم به دعايي كه بيني رخ من
    تا كه خالص نشوي با تو مرا كاري نيست

    http://mahdiarrivals.mihanblog.com/

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    150
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    در حریم عشق




    مرا دوست بدار و محبوب بندگانم گردان
    O امام باقر عليه السلام فرمود: خداى تعالى به موسى عليه السلام وحى فرمود: مرا دوست بدار و محبوب بندگانم گردان . موسى عليه السلام عرض كرد: پروردگارا! تو مى دانى كه احدى را بيشتر از تو دوست نمى دارم ، امّا پروردگارا! با دلهاى بندگان چه كنم ؟ خداى تعالى به او وحى فرمود: نعمتها و نيكيهايم را به آنان يادآور شو؛ زيرا كه آنان جز خوبى از من نديده و به ياد ندارند.(9)
    O و همچنين از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود: خداى عزّوجلّ به داود عليه السلام فرمود: مرا دوست بدار و نزد خلقم نيز محبوب گردان . عرض كرد: پروردگارا! من كه دوستت دارم امّا چگونه تو را نزد بندگانت محبوب گردانم ؟ خداى عزّوجلّ فرمود: نعمتهايى را كه به آنان داده ام گوشزدشان كن كه اگر خوبيهايم را ياد آورشان شوى مرا دوست خواهند داشت .

    مهديم من كه مرا گرمي بازاري نيست
    بهتر از يوسفم و هيچ خريداري نيست
    همه گويند كه در حسرت ديدار من اند
    ليك در گفته ي اين طايفه كرداري نيست
    اي كه دائم به دعايي كه بيني رخ من
    تا كه خالص نشوي با تو مرا كاري نيست

    http://mahdiarrivals.mihanblog.com/

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    150
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    در حریم عشق




    سخن گنجشك ، حضرت سليمان (ع ) را متاءثّر نمود
    روايت شده كه : حضرت سليمان عليه السلام گنجشكى را ديد كه به همسرش مى گويد: چرا از من دورى مى كنى و حال آنكه اگر بخواهم كاخ سليمان را به نوكم گرفته و به دريا مى افكنم . حضرت سليمان عليه السلام خنديد و او را نزد خود فرا خواند و فرمود: آيا تو را يارى اين كار هست كه مى گويى ؟ گنجشك گفت : مرد گاهى نزد همسرش خود را جلوه مى دهد. (دوست و عاشق بر آنچه مى گويد سرزنش نمى شود.) حضرت سليمان عليه السلام به گنجشك ماده فرمود: چرا شوهرت را از خود مى رانى ؟ گنجشك ماده گفت : اى پيامبر خدا! او دوست من نيست و صرفاً ادّعاى دوستى مى كند، زيرا غير من ديگرى را نيز دوست دارد. سخن گنجشك مادّه حضرت سليمان عليه السلام را متأ ثّر نمود و سخت گريان گشت و چهل روز از مردم كناره گرفت و از خداوند خواست كه دلش را پر از مهر خدا كند و مهر ديگران را از دل وى ببرد.(11)
    اى يك دله صد دله ، دل يك دله كن
    مهر دگران را ز دل خود يله كن

    يك لحظه به اخلاص بيا بر در ما

    گر كام تو بر نيامد آنوقت گله كن
    مهديم من كه مرا گرمي بازاري نيست
    بهتر از يوسفم و هيچ خريداري نيست
    همه گويند كه در حسرت ديدار من اند
    ليك در گفته ي اين طايفه كرداري نيست
    اي كه دائم به دعايي كه بيني رخ من
    تا كه خالص نشوي با تو مرا كاري نيست

    http://mahdiarrivals.mihanblog.com/

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    150
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    در حریم عشق




    هارون و كنيز مهربان
    هارون الرشيد روز عيد قربان همه كنيزان و غلامان را جمع مى نمود و خلعت هاى گران بها تهيه مى نمود و كيسه هاى دِرهم و دينار حاضر مى نمود و به آنان مى گفت هر كه هر چه را دوست دارد اختيار كند روزى كنيز پيش آمد و دست بر سر هارون گذاشت در حاليكه همه كنيزان و غلامان به گردآورى درهم و دينار بودند.
    هارون گفت : چرا نمى روى مانند ديگران چيزى برگيرى ؟
    كنيز گفت : من غير از شما را دوست ندارم و چيزى غير از شما را نمى خواهم .
    هارون گفت : اى كنيز! من و سلطنتم از براى تو باد. (و آنگاه آزادش ساخت و همه را در فرمان وى درآورد .

    مهديم من كه مرا گرمي بازاري نيست
    بهتر از يوسفم و هيچ خريداري نيست
    همه گويند كه در حسرت ديدار من اند
    ليك در گفته ي اين طايفه كرداري نيست
    اي كه دائم به دعايي كه بيني رخ من
    تا كه خالص نشوي با تو مرا كاري نيست

    http://mahdiarrivals.mihanblog.com/

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    150
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    در حریم عشق




    پرستش عاشقان
    فى صحيفه ادريس عليه السلام : (طوبى لقوم عبدونى حبا و اتخذونى إ لها و ربا سهروا الليل و دأ بوا النهار طلبا لوجهى من غير رهبة و لا رغبة و لا لنار و لا جنة بل للمحبة الصحيحة و الا رادة الصريحة و الانقطاع عن الكل إ لى ).
    در صحيفه ادريس آمده است :
    خوشا آنان كه از روى عشق مرا پرستيدند و مرا معبود و پروردگار خود گرفتند، براى خاطر من شبها نخوابيدند و روزها كوشيدند و اين نه از روى ترسى و نه از بهر اميدى ، نه از هراس دوزخى و نه به طمع بهشتى ، بلكه به سبب محبت راستين و اراده بى شائبه و بريدن از همه چيز و دل بستن به من .

    مهديم من كه مرا گرمي بازاري نيست
    بهتر از يوسفم و هيچ خريداري نيست
    همه گويند كه در حسرت ديدار من اند
    ليك در گفته ي اين طايفه كرداري نيست
    اي كه دائم به دعايي كه بيني رخ من
    تا كه خالص نشوي با تو مرا كاري نيست

    http://mahdiarrivals.mihanblog.com/

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    150
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    در حریم عشق




    هر كه را من دوستش داشته باشم او را مى كشم
    َنْ سَأَلَنِى أَعْطَيْتُهُ وَ مَنْ أَعْطَانِى شَكَرْتُهُ وَ مَنْ عَصَانِى سَتَرْتُهُ وَ مَنْ قَصَدَنِى أَبْقَيْتُهُ وَ مَنْ عَرَفَنِى خَيَّرْتُهُ وَ مَنْ أَحَبَّنِى ابْتَلَيْتُهُ وَ مَنْ أَحْبَبْتُهُ قَتَلْتُهُ وَ مَنْ قَتَلْتُهُ فَعَلَيَّ دِيَتُهُ وَ مَنْ عَلَيَّ دِيَتُهُ فَأَنَا دِيَتُهُ).(15)
    خداوند تبارك و تعالى مى فرمايد:
    هر كس مرا بخواند اجابت كنم ، و هر كس از من چيزى بخواهد به او عطا كنم ، و هر كس كه در راه من احسان كند، تشكّر كنم ، و آنكه مرا معصيت كند، پرده پوشى كنم ، و هر كس به جانب من بيايد او را ثابت قدم بدارم و هر كس مرا بشناسد او را براى كارهاى پسنديده برگزينم و هر كه مرا دوست بدارد او را به (بلا) مبتلى كنم و هر آنكه را من دوستش داشته باشم او را مى كشم (توفيق شهادت در راه خود به او نصيب كنم ) و هر كه را من بكشم ديه او را به عهده مى گيرم و ديه هر كس كه به عهده من باشد، وصال خود را ديه او قرار مى دهم .

    مهديم من كه مرا گرمي بازاري نيست
    بهتر از يوسفم و هيچ خريداري نيست
    همه گويند كه در حسرت ديدار من اند
    ليك در گفته ي اين طايفه كرداري نيست
    اي كه دائم به دعايي كه بيني رخ من
    تا كه خالص نشوي با تو مرا كاري نيست

    http://mahdiarrivals.mihanblog.com/

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    150
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    در حریم عشق




    درياى رحمت خداوند
    عَنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله عَنْ جَبْرَئِيلَ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ:
    (يَا عِبَادِى كُلُّكُمْ ضَالٌّ إِلَّا مَنْ هَدَيْتُهُ فَاسْأَلُونِى الْهُدَى أَهْدِكُمْ وَ كُلُّكُمْ فَقِيرٌ إِلَّا مَنْ أَغْنَيْتُهُ فَاسْأَلُونِى الْغِنَى أَرْزُقْكُمْ وَ .... )
    خداوند متعال مى فرمايد:
    اى بندگانم ! همه گمراهيد جز آنكه من راهنمايش باشم ، پس از من راهنمايى بخواهيد تا شما را هدايت كنم .
    و همه فقيريد جز آن كه من توانگرش سازم ، پس روزى را از من بخواهيد تا شما را روزى دهم .
    و همه گنهكاريد جز آنكه من حفظش كنم ، پس از من آمرزش بجوئيد تا شما را بيامرزم . و كسى كه معتقد باشد منم كه قدرت بر آمرزش دارم و از من مغفرت بجويد بدون باك او را مى آمرزم .
    اگر اولين و آخرين و زندگان و مردگان شما ... بر تقوا و پرهيزگارى يكى از بندگانم اجتماع كنيد (يعنى همه با تقوا شوند) به اندازه بال پشه اى به ملك من زياد نگردد.
    اگر اولين و آخرين و زندگان و مردگان شما ... بر شقاوت قلب بنده اى از بندگانم اجتماع كنند (يعنى همه شقى شوند) باز به اندازه بال مگسى از ملك و سلطنت من كم نگردد.
    گر جمله كائنات كافر گردند
    بر دامن كبريايش ننشيند گرد
    و هرگاه اولين و آخرين شما همه و همه اجتماع كنند، و هر يك تا قدرت دارند آرزو كنند آرزويشان را برآورم ، و اين به قدرى در سلطنت و ملك من بى اثر است كه همانند آن است يكى از شما در كنار دريا رفته و سوزنى را در آن فرو برده و سپس بيرون كشد و اين بدان جهت است كه منم يگانه بخشنده بزرگوار.

    مهديم من كه مرا گرمي بازاري نيست
    بهتر از يوسفم و هيچ خريداري نيست
    همه گويند كه در حسرت ديدار من اند
    ليك در گفته ي اين طايفه كرداري نيست
    اي كه دائم به دعايي كه بيني رخ من
    تا كه خالص نشوي با تو مرا كاري نيست

    http://mahdiarrivals.mihanblog.com/

صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود