صفحه 1 از 21 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ۞۞ ۞۞متن کتاب حلية المتقين ۞۞ ۞۞

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,130
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ۞۞ ۞۞متن کتاب حلية المتقين ۞۞ ۞۞




    ۞۞ ۞۞متن کتاب حلية المتقين ۞۞ ۞۞

    باب اول در بیان آداب جامه و کفش پوشیدن _ 13 مطلب
    باب دوم : در آداب حلى و زیور پوشیدن،سرمه کشیدن و..12 مطلب
    باب سوم : در آداب خوردن و آشامیدن
    باب چهارم :دربیان فضیلت تزویج و آداب معاشرت زنان
    باب پنجم :دربیان آداب مسواک کردن و شانه کردن و...
    باب ششم :در آداب بوى خوش کردن و گل بوئیدن و ...
    باب هفتم :در آداب حمام رفتن وبعضی اغسال
    باب هشتم:در آداب خواب رفتن و بيدار شدن
    باب نهم : در آداب حجامت کردن و تنقیه
    باب دهم :در آداب معاشرت با مردم و حقوق اصناف ایشان
    باب یازدهم :در آداب مجالس از سلام و مصافحه ومعانقه
    باب دوازدهم درآداب خانه داخل شدن و بیرون رفتن
    باب سیزدهم :درآداب پیاده و سوار و بازار و تجارت
    باب چهاردهم :در آداب سفر
    ۞۞ ۞۞متن کتاب حلية المتقين ۞۞ ۞۞

    ویرایش توسط محب زهرا : ۱۳۸۹/۰۱/۲۸ در ساعت ۱۳:۳۷
    هر جا که سفرکردم ، تو همسفرم بودي
    وز هر طرفي رفتم ، تو راهبرم بودي
    با هر که سخن گفتم ، پاسخ زتو بشنيدم
    بر هر که نظر کردم ، تو درنظرم بودي
    هرگز دل من بر تو ، يار دگري نگزيد
    گر خواست که بگزيند ، يار دگرم بودي


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,130
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باب اول : در بیان آداب جامه و کفش پوشیدن

    مقدمه


    بسم اللّه الرحمن الرحیم

    اَلْحَمدُلِلّهِ الَّذى حَلّى اَنْبیائَهُ الْمُرْسَلینَ بِاءَحْسَنِ حِلْیَهِ الْمُتَّقینَ وَبَعَثَ نُخْبَهَ اءَصْفِیائِهِ مُحَمَّدا (صلّى اللّه علیه وآله وسلّم ) لِتَتْمیم مَکارِمِ اَخْلاقِ الْمُؤْمِنینَ وَ اَکْمَلَ فى اَوْصِیائِهِ الْمُنْتَجَبینَ اَفْضَلَ خِصال النَبیّینَ فَصَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِ وَ عَلَیْهِمْ عَدَدَ اَنْفاسِ الْمُسَبّحینَ مِنَ الْملائِکَهِ وَالناسِ اَجْمَعینَ وَلَعْنَهُ اللّهِ عَلى اَعْدائِهِم مِلاءَ السَّمواتِ وَالاَْرَضینِ.
    اما بعد چنین گوید احقرتراب اقدام مؤ منین و خادم طلبه علوم ائمه طاهرین محمد باقر بن محمد تقى حَشَرَهُ اللّه مَعَ مَوالیهِ الْمطهَرینَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِم اجْمَعین که چون عمده امتیاز بنى نوع انسان از سایر انواع حیوان بتخلق باخلاق حسنه و تَزَیُّن بآداب مستحسنه است و بمقتضاى حدیث شریف نبوى صلوات اللّه علیه وآله : بُعِثْتُ لاُِتَمِمَ مَکارِمَ الاَْخْلا ق تمامى آداب پسندیده و جمیع اخلاق حمیده در شرع انور و دین اطهر آنحضرت ظاهر و مبین گردیده و چون مختصرى از مکارم اخلاق در کتاب عین الحیوه بیان شده بود جمعى از سالکان مسالک سعادت و ناهجان مناهج متابعت اهل بیت رسالت علیهم السلام از این ذرّه حقیر التماس نمودند که رساله دربیان محاسن آداب که از طریقه مستقیمه ائمه طاهرین صلوات اللّه علیهم باسانید معتبره باین قلیل البضاعه رسیده باشد، بروجه اختصار تحریر نماید و بجهت عمومِ نفع ، نسبت باهل ابن دیار مضامین اخبار را در لباس لغت فارسى قریب الفهم بجلوه در آورد. لهذا با ضیق مجال و کثرت اشتغال رعایت حقوق اخوت ایمانى را لازم دانسته و از مقتضاى حدیث الدّالُّ عَلَى الْخَیرِ کَفاعِلِهِ امیدوار گردیده اجابت ملتمس ایشان نموده و برچهارده باب و خاتمه مرتب گردانید.
    باب اول در آداب لباس پوشیدن .
    باب دوم در آداب حلى و زیورپوشیدن و سرمه کشیدن و در آینه نظر کردن و خضاب کردن .
    باب سوم در آداب خوردن و آشامیدن .
    باب چهارم در فضیلت تزویج و آداب مجامعت ومعاشرت زنان و کیفیت تربیت فرزندان و معاشرت ایشان .
    باب پنجم در آداب مسواک کردن وناخن وشارب گرفتن و سرتراشیدن و شانه کردن و امثال اینها.
    باب ششم در آداب بوى خوش استعمال کردن و گل خوش بوئیدن و روغن مالیدن .
    باب هفتم در آداب حمام رفتن ودارو کشیدن و امثال آن .
    باب هشتم در آداب خواب رفتن و بیدار شدن و بیت الخلا رفتن .
    باب نهم در آداب حجامت و تنقیه و ذکر بعضى از ادعیه و احراز و خواص بعضى از ادویه و معالجه بعضى از امراض .
    باب دهم در آداب معاشرت مؤ منان و حقوق و اصناف ایشان .
    باب یازدهم درآداب مجالس وسلام و عطسه و مصافحه و معانقه و امثال اینها.
    باب دوازدهم درآداب خانه داخل شدن و بیرون رفتن .
    باب سیزدهم در آداب سوار شدن و راه رفتن و بازار رفتن و تجارت و زراعت نمودن و چهار پایان نگاه داشتن .
    باب چهاردهم در آداب سفر کردن .
    خاتمه دربیان بعضى از فواید متفرقه و هریک از ابواب را بردوازده فصل مشتمل ساخت و بکتاب حلیه المتقین مسمى گردانید ماءمول از ناظران در این رساله شافیه و عاملان باین عجاله وافیه آنکه این مجرم خطاپیشه رابدعاى مغفرت واستدعاى رحمت یاد نمایند و برخطاى لفظ و معنى این معترف بعجز و قصور را مؤ اخذه ننمایند واللّه الموفق والمعین .


    ویرایش توسط محب زهرا : ۱۳۸۹/۰۱/۲۸ در ساعت ۱۳:۴۱
    هر جا که سفرکردم ، تو همسفرم بودي
    وز هر طرفي رفتم ، تو راهبرم بودي
    با هر که سخن گفتم ، پاسخ زتو بشنيدم
    بر هر که نظر کردم ، تو درنظرم بودي
    هرگز دل من بر تو ، يار دگري نگزيد
    گر خواست که بگزيند ، يار دگرم بودي


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,130
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فصل اول : درفضیلت تجمل و زینت کردن

    دانکه موافق احادیث معتبره بسیار زینت کردن و جامه هاى پاکیزه و فاخر پوشیدن هرگاه از حلال بهم رسد و مناسب حال او باشد سنت است و موجب خوشنودى پروردگار است و اگر ازحلال بهم نرسد بهر چه میسرشود باید قناعت نماید. وتحصیل زیادتیهاى لباس رامانع عبادت الهى نگرداند واگر حقتعالى روزى را براو فراخ گرداند، درخور آن بخورد و بپوشد وصرف نماید وبه برادران مؤ من بدهد.
    و اگر روزى بر او تنگ شود قناعت نماید و بحرام و شبهه خود را آلوده نکند، چنانچه در حدیث معتبر از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول استکه هرگاه خدا نعمتى به بنده خود کرامت فرماید و اثر آن نعمت بر او ظاهر شود او را دوست خدامینامند ویاد کننده نعمت پروردگار خواهد بود. و اگر براو ظاهر نشود او را دشمن خدا مینامند و تکذیب کننده نعمت پرودگار خواهد بود.
    و در حدیث دیگر از آنحضرت منقول است که هرگاه حق تعالى نعمتى ببنده کرامت فرماید دوست میدارد که اثرآن نعمت را براو ببیند.
    از حضرت امیرالمؤ منین صلوات الله علیه منقول است که از براى برادر مؤ من خود زینت کنید چنانچه براى بیگانه زینت کنید که خواهید شما را به خوش ترین هیئتى بیند.
    وبسند معتبر منقول است که حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام در تابستان بر روى حصیر مى نشستند و در زمستان بر روى پلاس و در خانه جامه هاى گنده میپوشیدند و چون بیرون میآمدند براى مردم زینت میکردند.
    واز حضرت صادق علیه السلام منقول است که حقتعالى زینت و اظهار نعمت را دوست میدارد و ترک زینت و اظهار بدحالى را دشمن میدارد و دوست میدارد که اثر نعمت را در بنده خود ببیند باینکه جامه خود را پاکیزه کند و خودرا خوشبو دارد، وخانه را نیکو دارد و ساحتهاى خانه را بِروبَد حتى آنکه چراع پیش از فرو رفتن آفتاب روشن کردن فقر را زایل میکند و روزى را زیاد میکند.


    هر جا که سفرکردم ، تو همسفرم بودي
    وز هر طرفي رفتم ، تو راهبرم بودي
    با هر که سخن گفتم ، پاسخ زتو بشنيدم
    بر هر که نظر کردم ، تو درنظرم بودي
    هرگز دل من بر تو ، يار دگري نگزيد
    گر خواست که بگزيند ، يار دگرم بودي


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,130
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    واز حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است که حقتعالى جمعى را خلق کرده است که براى شفقت برایشان دنیا را تنگ کرده است و برایشان محبت دنیا را از ایشان برداشته است پس بسوى آخرت که حقتعالى ایشان رابسوى آن خوانده راغب گردیده اند و بر تنگى معاش و مکروهات دنیا صبر میکنند و مشتاقند بآنچه نزد خدا است از کرامت ابدى و جان خود را در رضاى خدا درباخته اند و آخر کار ایشان شهادت است پس چون بنشاءه آخرت روند حق تعالى از ایشان خوشنود باشد و میدانند که مرگ راهیست که همه را در پیش است پس توشه براى آخرت خود اندوخته اند و طلا و نقره جمع نکرده اند وجامه هاى گنده مى پوشند و بقوت ضرورى قناعت مینمایند وزیادتیها را در راه خدا میدهند که توشه آخرت ایشان باشد و از براى رضاى خدا با نیکان دوستى میکنند و از براى خدا با بدان دشمنى مى نمایند، ایشانند چراغهاى راه هدایت وایشانند متنعم بنعیم آخرت .
    یوسف بن ابراهیم گوید که بخدمت حضرت ابى عبداللّه علیه السلام رفتم و جامه هاى خزپوشیده بودم ، پرسیدم که : چه میفرمائید درجامه خز؟ فرمود که باکى نیست بدرستیکه چون حضرت امام حسین علیه السلام شهید شد جامه خز پوشیده بود و چون حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام عبداللّه بن عباس را فرستاد که با خوارج نهروان سخن گوید بهترین جامه هاى خود راپوشید و به بهترین بوهاى خوش خود را خوشبو کرد و بربهترین اسبان سوار شده و بنزد ایشان رفت ، گفتند: تو از بهترین مردمى چرا لباس جباران را پوشیده و براسبان ایشان سوار شده ؟ عبداللّه بن عباس این آیه را خواند قُلْ مَنْ حَرّمَ زینَهَ اللّهِ اَلتى اَخْرَجَ لِعِبادِهِ والطَّیِّباتِ مِنَ الرِّزقِ یعنى بگویا محمد صلّى اللّه علیه وآله وسلّم که کى حرام کرده است زینتى را که خدا براى بندگانش بیرون آورده است و روزیهاى طیب و نیکو را، پس حضرت فرمود که جامه هاى نفیس بپوش و زینت کن که خدا نیکو است و نیکو را دوست دارد، اماباید که از حلال باشد.

    هر جا که سفرکردم ، تو همسفرم بودي
    وز هر طرفي رفتم ، تو راهبرم بودي
    با هر که سخن گفتم ، پاسخ زتو بشنيدم
    بر هر که نظر کردم ، تو درنظرم بودي
    هرگز دل من بر تو ، يار دگري نگزيد
    گر خواست که بگزيند ، يار دگرم بودي


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,130
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ودر حدیث معتبر وارد شده است که سفیان ثورى که از مشایخ صوفیه است بمسجد الحرام آمد دید که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام نشسته و جامه هاى پرقیمت نیکو پوشیده است ، گفت واللّه بروم و او را براین جامه هاى سرزنش کنم پس نزدیک آمد، و گفت : اى پسر رسولخداصلّى اللّه علیه وآله سلّم والله که پیغمبر چنین جامه اى نپوشیده و هیچ یک از پدرانت چنین جامه ها نپوشیده اند.
    حضرت فرمود: که حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم در زمانى بودند که روزى بر مردم تنگ بود، امروز برمردم روزى فراخ است سزاوارترین مردم بصرف کردن نعمتهاى خدا نیکانند، پس این آیه را خواند که گذشت و فرمودند که ما سزاوارترین مردمیم بتصرف کردن در آنچه خدا عطا کرده است . اى ثورى این جامه را که مى بینى براى مردم پوشیده ام پس دامن جامه را بالا کردند وباو نمودند جامه گنده بود که در زیر پوشیده بودند و فرمودند که این جامه گنده را براى خود پوشیده ام واین جامه هاى نیکورا براى مردم ، پس دست زدند و جامه بالاى سفیان را دور کردند او در زیر جامه گنده جامه نازکى پوشیده بود، فرمودند که جامه پائین را براى لذت نفس خود پوشیده و جامه بالا را براى فریب دادن مردم پوشیده اى .
    ودر حدیث معتبر از عبداللّه بن هلال منقول است که گفت : عرض کردم بخدمت حضرت امام رضا علیه السلام که چه بسیار خوش میآید مردم را از احوال کسى که طعامهاى بدمزه و ناگوار میخورد و جامه هاى گنده میپوشد واظهار شکستگى و خشوع مینمایند، فرمود که : مگر نمیدانى که حضرت یوسف پیغمبر و پیغمبرزاده بود و قباهاى دیبا طلاباف میپوشید، وبر مجالس آل فرعون مى نشست و حکم درمیان مردم میکرد مردم را بالباس او کارى نبود، واز او عدالت در حکم میخواستند. امام مى باید که آنچه گوید راست گوید و هرگاه وعده کند وفا کند، وحکم بعدالت کند. خدا حلال را برکسى حرام نکرده است واندک و بسیارحرام را حرام کرده است پس خواندند این آیه را که : قُلْ مَنْ حَرَّمَ زینَهَ اللّهِ و بسیارى از اخبار مناسب این فصل را در کتاب عین الحیوه ایراد نموده ام .

    هر جا که سفرکردم ، تو همسفرم بودي
    وز هر طرفي رفتم ، تو راهبرم بودي
    با هر که سخن گفتم ، پاسخ زتو بشنيدم
    بر هر که نظر کردم ، تو درنظرم بودي
    هرگز دل من بر تو ، يار دگري نگزيد
    گر خواست که بگزيند ، يار دگرم بودي

  7. تشکرها 3


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,130
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فصل دوم : دربیان جامه هائیکه حرام است پوشیدن آنها

    بدانکه مردان را جامه حریر محض پوشیدن و جامه طاباف پوشیدن حرام است ، و احوط آنست که عرقچین و کیسه و چیزهائى که عورت را با آن نتوان پوشید هم از حریر نباشد. و باز احوط آنست که اجزاى جامه مانند سجاف ، حریر نباشد. وبهتر آنست که چیزى که با ابریشم مخلوط کنند یا پشم یا کتان یا ریسمان باشد و اولى آنست که بقدر ده یک یا زیاده باشد و اگر مجموع تار یا مجموع پود غیرحریر باشد، بهتر خواهد بود. و باید که پوست حیوان مرده نباشد هرچند که دباغى کرده باشند بنا بر اشهر بین الاصحاب ، پوست حیوانى چند که قابل تذکیه نیست نباشد، در نماز باید که پوست و پشم و مو وشاخ و دندان و سایر اجزاى حیوانى که گوشتشان حرام است نباشد، در سمور و سنجاب و خزى که الحال معروف است خلاف است و احوط اجتباب است اگر چه اظهر در خزى و سنجاب آنست که نماز در آنها جایز است و بهتر آنستکه در جامه اى که در زیر آن جامه ها یا در بالاى آنها پوشیده باشند نماز نکنند، مبادا موئى چسبیده باشد. و بهتر آنست که ولى ، اطفال غیربالغ را نیز منع نماید از پوشیدن حریر و طلا.
    بسند معتبر منقول است که حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم بحضرت امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود که : یا على انگشتر طلا در دست مکن که زینت تست در بهشت ، جامه حریر مپوش که آن پوشش تست در بهشت .
    در حدیث دیگر فرمود که : جامه حریر مپوش که حق تعالى بسبب این در قیامت پوستت را بآتش میسوزاند.
    از حضرت صادق علیه السلام پرسیدند که جایز است مرد را که اهل خود را بطلا زینت کند؟ گفت : بلى زنان و کنیزان را اما پسران رانه .
    در حدیث دیگر وارد است که ، آن حضرت فرمود: که پدرم امام محمد باقر علیه السلام فرزندان و زنان خود را بزیور طلا و نقره زینت میفرمود، و باکى نیست و ممکن است که مراد از فرزندان دختران باشند واحتمال دارد که شامل پسران نابالغ هم باشد و احوط اجتنابست .

    هر جا که سفرکردم ، تو همسفرم بودي
    وز هر طرفي رفتم ، تو راهبرم بودي
    با هر که سخن گفتم ، پاسخ زتو بشنيدم
    بر هر که نظر کردم ، تو درنظرم بودي
    هرگز دل من بر تو ، يار دگري نگزيد
    گر خواست که بگزيند ، يار دگرم بودي


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,130
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فصل سوم : درپوشیدن پنبه و کتان و پشم
    یهترین جامه ها جامه اى است که از پنبه بافته باشند و بعد از آن کتان است ،و جامه پشمینه را همیشه پوشیدن و لباس خود قرا دادن کراهت دارد، اما گاهى از براى قناعت یا دفع سرما پوشیدن بد نیست . چنانچه بسند معتبر از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است که بپوشید جامه پنبه را که آن پوشش رسول خدا صلى الله علیه وآله وسلم است و پوشش ما اهلى بیت است . حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم جامه مو و پشم نمى پوشید مگر از براى علتى .
    در حدیث معتبر دیگر از حضرت صادق علیه السلام منقول است که نباید پوشید جامه مو و پشم مگر از براى عذرى .
    در روایت دیگر از حسین بن کثیر منقول است که حضرت صادق علیه السلام را دیدم که پیراهن گنده پوشیده و جامه پشمینه بر بالاى آن پیراهن گنده پوشیده ، گفتم فداى تو شوم مردم کراهت دارند از پوشیدن جامه پشمینه ، حضرت فرمود که : پدرم میپوشید و حضرت امام زین العابدین علیه السلام میپوشید و هرگاه به نماز مى ایستادند گنده ترین جامه ها را مى پوشیدند و ما نیز چنین میکنیم .
    از حضرت رسول صلّى اللّه وعلیه وآله وسلّم منقول است که فرمود: پنج چیز است که تا مردن ترک نمیکنم ، بر روى زمین با غلامان چیز خوردن ، وبر الاغ جل دار سوار شدن ، بز را بدست خود دوشیدن ، وسلام بر اطفال کردن ، جامه پشمینه پوشیدن .
    وجه جمع میان این احادیث آنست که اگر پوشیدن شال را زى خود قرار دهند، بر آن ممتاز شوند از دیگران مذموم است اما اگر گاهى براى قناعت یا شکستگى یا دفع سرما بپوشند قصور ندارد و مؤ ید این معنى است آنچه در حدیث ابوذر غفارى وارد شده است که ، حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم فرمود که در آخرالزمان گروهى بهم رسند که جامه پشمینه در تابستان و زمستان بپوشند و گمان کند که ایشان را به این سبب بر دیگران فضلى و زیادتى هست ، آن جماعت را لعنت کنند ملائکه آسمانها و زمینها.
    از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است که کتان از پوشش پیغمبران است و از حضرت صادق علیه السلام منقول است که پوشیدن کتان بدن را فربه میکند، در حدیث دیگر منقول است که حضرت على بن الحسین علیه السلام جامه خز بهزار درهم یا پانصد درهم میخریدند و در زمستان مى پوشیدند و چون زمستان میگذست میفروختند و قیمتش را تصدّق میفرمودند


    هر جا که سفرکردم ، تو همسفرم بودي
    وز هر طرفي رفتم ، تو راهبرم بودي
    با هر که سخن گفتم ، پاسخ زتو بشنيدم
    بر هر که نظر کردم ، تو درنظرم بودي
    هرگز دل من بر تو ، يار دگري نگزيد
    گر خواست که بگزيند ، يار دگرم بودي

  10. تشکر


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,130
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فصل چهارم : در بیان رنگهائیکه در جامه سنت یا مکروه است
    بهترین رنگها در جامه سفید است و بعد از آن زرد و بعد از آن سبز و بعد از آن سرخ نیمرنگ و کبود وعدسى ، مکروه است سرخ تیره خصوصا در نماز و پوشیدن جامه سیاه کراهت شدید دارد در همه حال ، مگر در عمامه و عبا و موزه و اگر عمامه و عبا هم سیاه نباشد بهتر است .
    در چند حدیث معتبر از حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم منقول است که بپوشید جامه سفید که آن نیکوتر و پاکیزه ترین رنگها است ، و مرده هاى خود را در آن کفن کنید.
    از حضرت صادق علیه السلام مرویست که حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در اکثر اوقات جامه سفید میپوشیدند. و حفص مؤ ذن روایت کرده است که دیدم حضرت امام جعفرصادق علیه السلام را در میان قبر و منبر نماز میکردند، و جامه زردى برنگ بِهْ پوشیده بود.
    در حدیث حسن از زراره منقول است که حضرت امام محمد باقر علیه السلام بیرون آمدند جبِه خزِ زرد و عمامهِء زرد و رادء خزِ زرد پوشیده بودند.
    در حدیث معتبر منقول است که حکم بن عتبه بخدمت حضرت امام محمد باقر علیه السلام رفت ، دید که جامه سرخ تیره که بگل کافشه رنگ کرده بودند پوشیده است ، حضرت فرمودند که در این جامه چه میگوئى ؟ حکم گفت که : چه گویم در چیزى که شما پوشیده باشید اما جوانان شوخ که درمیان ما این جامه را میپوشند، ما ایشانرا عیب میکنیم . حضرت فرمود که زینت خدا را کى حرام کرده است ، بعد از آن فرمود که باین سبب این جامه راپوشیده ام که تازه داماد شده ام .
    در حدیث حسن از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است که جامه سرخ تیره پوشیدن کراهت دارد مگر براى نوداماد.
    در حدیث معتبر از یونس منقول است که حضرت امام رضا علیه السلام را دیدم که طیلسان کبود پوشیده بودند. و از حسن زیّات منقول است که دیدم حضرت ابیجعفر علیه السلام را که جامه برنگ گل سرخ پوشیده بودند. و محمد بن على روایت کرده است که حضرت امام موسى علیه السلام را دیدم که جامه عدسى پوشیده بودند. واز ابى العلا منقول است که حضرت صادق علیه السلام را دیدم که در حال احرام برد یمنى سبزى پوشیده بودند.
    از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است که جبرئیل در روز آخر ماه مبارک رمضان بر حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم نازل شد بعد از نماز عصر چون به آسمان رفت حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم فاطمه را طلب فرمود که شوهر خود على را بطلب ، پس چون حاضر شدند حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام را در جانب راست نشانید و دستش را گرفت و بردامن خود گذاشت و حضرت فاطمه را در جانب چپ نشانید را گرفت و بر دامن خود گذاشت پس فرمود که : میخواهید شما را خبردهم به آنچه جبرئیل مرا به آن خبر داد؟ گفنتد:بلى یا رسول اللّه ، فرمود که : جبرئیل گفت که در قیامت من در جانب راست عرش خواهم بود و خداى تعالى دو جامه بمن پوشاند یکى سبز و دیگرى سرخ برنگ گل ، تو یا على در جانب راست عرش باشى و دو جامه چنین در تو پوشانند پس راوى عرض کرد که مردم رنگ سرخ چنین را مکروه میدانند حضرت فرمود که چون خدا حضرت عیسى را بآسمان برد دو جامه چنین بر او پوشانید.
    و بسند معتبر از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام منقول است که شخصى از حضرت صادق علیه السلام پرسید که در کلاه سیاه نماز بکنم ؟ فرمود که درآن نماز مکن که لباس اهل جهنم است .
    از حضرت رسول منقول است که مکروه است سیاه مگر در سه چیز در موزه و عمامه وعبا

    هر جا که سفرکردم ، تو همسفرم بودي
    وز هر طرفي رفتم ، تو راهبرم بودي
    با هر که سخن گفتم ، پاسخ زتو بشنيدم
    بر هر که نظر کردم ، تو درنظرم بودي
    هرگز دل من بر تو ، يار دگري نگزيد
    گر خواست که بگزيند ، يار دگرم بودي

  12. تشکر


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,130
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فصل پنجم : در بعضى از آداب جامه پوشیدن

    جامه هاى دراز پوشیدن و آستین جامه را دراز کردن و جامه را از روى تکبربر روى خاک کشیدن مکروه و مذموم است .
    از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام منقول است که حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام رفت ببازار و سه جامه براى خود خرید بیک اشرفى پیراهن را تا نزدیک بند پا ولنگ راتانیمه ساق وردا را از پیش تاپستان و از عقب تا پائین تر از کمر پس دست به آسمان برداشت و پیوسته حمد الهى مینمود بر این نعمت تا بخانه باز گشت .
    حضرت صادق فرمود که جامه آنچه از غوزک پا میگذرد در آتش جهنم است .
    از حضرت موسى کاظم علیه السلام منقول است که حقتعالى به پیغمبرش فرمود که وَثیابَکَ فَطَهِّرْ که ترجمه لفظى اش آنست که جامه هاى خود را پس پاک گردان حضرت فرمود که جامه هاى آن حضرت پاک بود ولیکن مراد الهى آنست که جامه را کوتاه کن که آلوده نشود.
    روایت دیگر یعنى بردار که بزمین کشیده نشود.
    در روایت حسن از حضرت باقر علیه السلام منقول است که حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم شخصى را وصیت فرمود زینهار که پیراهن و ازار خود را بلند میاویز که این از تکبراست و خداتکبر را دوست نمیدادر.
    در حدیث معتبر منقول است که حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام چون پیراهن مى پوشیدند آستین را میکشیدند آنچه از سرانگشتشان میگذشت میبریدند.
    حضرت رسول صلّى اللّه علیه وآله وسلّم به ابوذر فرمود که هر که از روى تکبر جامه اش را بزمین کشد حقتعالى در قیامت نظر رحمت باو نفرماید و ازار مرد تا نصف ساق است و تا بند پا هم جایز است و زیاده در آتش است .

    هر جا که سفرکردم ، تو همسفرم بودي
    وز هر طرفي رفتم ، تو راهبرم بودي
    با هر که سخن گفتم ، پاسخ زتو بشنيدم
    بر هر که نظر کردم ، تو درنظرم بودي
    هرگز دل من بر تو ، يار دگري نگزيد
    گر خواست که بگزيند ، يار دگرم بودي

  14. تشکر


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,130
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فصل ششم : در پوشیدن لباسى که مخصوص زنان یا کافران باشد
    حرام است مردان را پوشیدن لباسى که مخصوص زنان باشد مانند لچک و مقنعه و نیمتنه و همچنین حرام است زنان را پوشیدن لباسى که مخصوص مردان باشد مانند کلاه وقبا وعمامه و هیچ یک را جایز نیست پوشیدن لباسى که مخصوص کافران باشد مانند زنار و کلاه هاى فرنگى .
    از حضرت امام محمد باقر منقول است که جایز نیست زنان را که شبیه بمردان شوند زیرا که رسول خدا صلّى اللّه علیه وآله وسلّم لعنت کرد مردانى را که شبیه به زنان شوند و لعنت کرد زنانى را که شبیه بمردان شوند.
    از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مرویست که خداى عزوجل وحى فرمود پیغمبرى از پیغمبرانش که بگو بمؤ منان که نپوشید جامه هاى دشمنا مرا و نخورید طعامهاى دشمنان مرا و بمسلک دشمنان من سلوک ننمائید که ایشان نیز مانند آنها دشمنان من خواهند بود.


    هر جا که سفرکردم ، تو همسفرم بودي
    وز هر طرفي رفتم ، تو راهبرم بودي
    با هر که سخن گفتم ، پاسخ زتو بشنيدم
    بر هر که نظر کردم ، تو درنظرم بودي
    هرگز دل من بر تو ، يار دگري نگزيد
    گر خواست که بگزيند ، يار دگرم بودي


صفحه 1 از 21 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ۞۞لباس در قرآن۞۞
    توسط سلاله سادات در انجمن لطایف و معماهای قرآنی
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۱۱/۱۲, ۱۵:۱۳
  2. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۷/۲۹, ۲۰:۰۴

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود