صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: لطفاجوابگوباشید

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    لطفاجوابگوباشید




    شخصی غیرمسلمان سوالاتی روازمن کرده که من ازشمادرخواست می کنم جوابشان رابه من بگویید اینجاسوالات اورامی نویسم


    دستورات قران در مورد ملتی بودن که تا تو ایران نیومده بودن نمیدونستن حموم چیه...ایا میدونین این همه غسل در اسلام بهانه ای بود برای مجبور کردن اعراب به شستن خودشون؟؟؟اونها وقتی به شمال ایران رسیدن عمر گفت "به خدا که بهشت موعود همینجاست" پس نمیشه ما که از اول تاریخ یکتا پرست بودیم و کوروش ما منشور حقوق بشر رو نوشته بخواهیم کور کورانه تقلید کنیم.

    ایا قبول ندارین بزگترین ایرادی که میشه به پیامبر گرفت اینه که چه طور دم از برابری میزدن اما حقوق زن در تمام موارد نصف حتی کمتر ازمرد....

    معصومین امکان گناه کردن نداشتند وبرای همین کارشاقی نکردن که گناه نکردن

    چرااسلام برده داری روممنوع نکرد؟

    چرابعدازپیروزی درجنگ ها مسلمانان زنان روبه عنوان کنیزباخودشان می بردند؟

    قطع دست عملی وحشیانه است همانگونه اینکاردرایران انجام نمی شودواین مسئله بیانگراین است که این کار غیرمنطقی است

    میدونم زیاده اما ممنون میشم جواب بدین
    هيچ كس خود را آنگونه كه براستي هست نمي نماياند بلكه نقاب خود را بر چهره مي زند و نقش خود را بازي مي كند. در حقيقت مراتب اجتماعي ما چيزي بيش از يك كمدي بي سر و ته نيست.آرتور شوپنهاور

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    606
    تشکر:
    1
    حضور
    20 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    به تمامی سوالات شما در پست های مختلف جواب داده شده اگر موضوع را سرچ کنید جوابهای داده شده و بحث های که در زمینه هر سوال شده در پستهای جداگانه کانون قابل دسترسی است .

    پیروز باشید
    ۩۩۩... پس بگذارید سرسپردگی به خداوند لباس درونتان باشد نه نمایش بیرون...در پنهان ترین لایه های روحتان باشد، نه آواز آشکار لبهایتان.... بگذارید سرسپردگی به خداوند در میان استخوان دنده هایتان باشد...۩۩۩


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    416 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534



    نقل قول نوشته اصلی توسط in search of truth نمایش پست

    ایا قبول ندارین بزگترین ایرادی که میشه به پیامبر گرفت اینه که چه طور دم از برابری میزدن اما حقوق زن در تمام موارد نصف حتی کمتر ازمرد....

    سلام به شما دوست خوب قرآنی

    بزرگوار پاسخ این سوالتون رو در این تاپیک میتونین پیدا کنید:
    چرا در اسلام حقوق زن و مرد برابر نیست؟



    ویرایش توسط iranproud : ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ در ساعت ۰۷:۴۱

  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [QUOTE=in search of truth;270636]شخصی غیرمسلمان سوالاتی روازمن کرده که من ازشمادرخواست می کنم جوابشان رابه من بگویید اینجاسوالات اورامی نویسم


    دستورات قران در مورد ملتی بودن که تا تو ایران نیومده بودن نمیدونستن حموم چیه...ایا میدونین این همه غسل در اسلام بهانه ای بود برای مجبور کردن اعراب به شستن خودشون؟؟؟اونها وقتی به شمال ایران رسیدن عمر گفت "به خدا که بهشت موعود همینجاست" پس نمیشه ما که از اول تاریخ یکتا پرست بودیم و کوروش ما منشور حقوق بشر رو نوشته بخواهیم کور کورانه تقلید کنیم.


    پاسخ:
    با عرض سلام وادب خدمت شما دوست گرامی،
    این سوالاتی که ازقول یک غیرمسلمان نقل کرده اید،سوالاتی است که غیرمسلمانان مغرض یا ناآگاه و گاهی هم مسلمانانی که از دلیل وفلسفه دستورات دین مبین اسلام اطلاعی ندارند وتحت تأثیر برخی تبلیغات سوء برضد دین مبین اسلام؛قرار گرفته اند،مطرح می کنند.هر انسان منصفی اگر به دستورات دین مبین اسلام وتمام ادیان الهی دقت کند وبه فلسفه آن حکم توجه داشته باشد،قطعاً آن حکم را خواهد پذیرفت،ولی اگرخدایی نکرده انسان دچار تعصب وعناد وجهالت باشد که هیچگاه حرف منطقی را نخواهد پذیرفت.بنده در اینجه به پاسخ این مواردی که نقل کرده اید می پردازم:
    - در بخش اول این سوالات در واقع قرآن مختص مردم زمان نزولش فرض شده است،آیا واقعاً قرآن فقط برای مردم همان زمان نازل شده بود،یا اینکه قرآن که کتاب آسمانی دین اسلام است که آخرین دین الهی و دینی جهانی است،برای تمام زمانها بوده وبرای تمام اعصار قابل استفاده بوده وحرف برای گفتن دارد؟؟!!
    درقرآن کریم آیاتی وجود دارد که بیانگر این مطلب است که قرآن اختصاص به مردمی خاص ندارد بلکه برای همه جهانیان نازل شده است،دراینجا به برخی ازاین ایات اشاره می کنم:
    - «شَهر رَمضان الَّذي اُّنزل فيه القُران هُدي لِلنّاس ...» بقره/185 «وَ اَوحي إِليّ هذا القُران لِأنذركم به و مَن بَلغ» انعام/19 «و لقد ضَربنا لِلنّاس في هذا القُران مِن كُلّ مَثلٍ لَعلَّهم يَتَذكَّرون» زمر/27 «إِنّا أَنزَلنا عِلَيك الكِتاب لِلنّاس بِالحَق» زمر/41 در اين آيات، قرآن كريم كتاب هدايت تودة انسانها و بدون اختصاص به عصر يا نسل خاص معرفي شده است.

    همچنين در آياتي ديگر، مانند: «إن هُو إِلّا ذِكري لِلعالَمين» انعام/90 و «و ماهِي إلاّ ذكري للبشر» مدثر/31، قرآن مجيد به عنوان يادآور همه جوامع بشري شناسانده شده، تا همگان را به عهد فطرت خويش متذكر شود.

    در آيات ديگري، همچون «تبارك الّذي نزّل الفرقان علي عبده ليكون للعالمين نذيرا» فرقان/1 قرآن شريف به عنوان دستور آسماني براي بر حذر داشتن همة مردم جهان از هر گونه تباهي معرفي شده است.

    همچنين آيات تحدّي، نشانة جهاني بودن قرآن است؛ زيرا اگر كتابي براي هدايت گروه خاص، يا عصر مخصوص، نازل شده باشد زبان تحّدي و دعوي دعوت آن در همان محدوده نزول كتاب آسماني خلاصه مي شو د و حال آنكه قرآن همة‌ جن و انس را به مبارزه فرا مي خواند: «قُل لَئِن اجتَمَعت الإِنس و الجِنّ عَلي أَن يَاتُوا بِمِثل هذا القُران لا يَأتُون بِمِثله» إسرا/88.

    درادامه به بیان نظرات برخی ازدانشمندان و سياست مداران غیر مسلمان در مورد قرآن اشاره می کنم تا بیشتربه عظمت این کتاب آسمانی پی ببریم وآن را مختص به مردم بی سواد عرب آن زمان ندانیم:
    1ـ ولتر فیلسوف و نویسندۀ فرانسوی می گوید :
    من یقین دارم که اگر قرآن و انجیل را بیک فرد غیر متدین ارائه دهند او حتما اولی را برخواهد گزید زیرا کتاب محمد در ظاهر افکاری را تعلیم می دهد که به اندازه کافی بر مبانی عقلی منطبق است .{سالانه پیام اسلام س 2}

    2ـ ژ ان ژاک روسو نویسنده فرانسوی (1876-1804):
    بعضی از مردم بعد از آنکه مقدار کمی عربی یاد گرفتند قرآن را خوانده و درست درک نمی کنند واگر می شنیدند محمد با آن لغت فصیح وآهنگ رسای عرب آنرا می خواند هر آینه سجده می افتادند وندا می کردند ای محمد عظیم دست مارا بگیر وبه محلّ شرف افتخار برسان .ما را بخاطر یاری تو حاضریم جان خویش را فدا سازیم.{اسلام وافکار اندیشه ص31}

    3ـ واشنگن ایرونیک آمریکائی :
    قرآن کتابی است که از حدود اقیانوس اطلس تا نهر کاشمر مردم را در زیر سایۀ همایون فر خود سعادتمند نگهداشته است {حقیقت اسلام در نظر دیگران ص 60 }

    قرآن حاوی بالاترین مبادی ، با ارج وسودمندترین آنها است{کتاب آسمانی کدام است ص185}

    4ـ تولستوی فیلسوف بزرگ روسی {1910-1828}
    -قرآن مشتمل بر تعلیمات و حقایق روشن و آشکار و سهل است و عموم افراد بشر از هر طبقه می تواند از آن بهره مند گردد {پیشرفت سریع اسلام ص 52}
    -هر کس که بخواهد ماهله وسادگی دین اسلام را بفهمد باید که قرآن مجید را بدقت مطالعه کند زیرا در آنجا احکامی مبنی بر حقایق روشن و آشکار صادر و تعلیماتی سهل و ساده بعموم داده شده در این قرآن آیات کریمه نزول نموده که دلالت بر مقام عالی دین اسلام و پاکی روح مقدس آورندۀ این کتاب دارد که بر مقام عالی دین اسلام وپاکی روح مقدس آورندۀ این کتاب دارد که از آن جمله است واعتصمو بحبل الله جمیعاً ولا تفرقو واذکر ونعمت الله ...(نسل نو س3 ش3)

    5 - بودلی نویسنده سوئیسی :
    نزد ما کتابی است بنام قرآن که در اصالت و سلامت تنها و فرید است.{محمد عند العلماء الغرب ص168}

    6 ـ ولز دانشمند انگلیسی {1866-1946}:
    اما کتاب چهارم که مهمترین کتاب دنیاست قرآن است زیرا که این کتاب آسمانی اثری که در دنیا گذارد نظیر آنرا هیچ کتابی بخود ندیده است . قران کتاب عملی ودینی و اجتماعی وتهذیبی واخلاقی وتاریخی است . مقررات و قوانین و احکام آن با اصول قوانین مقررات دنیای امروز تطبیق می کند و برای همیشه قابل پیروی و عمل است هر کس بخواهد دینی اختیارکند که سر آن با تمدن بشر پیشرفت داشته باشد باید که دین اسلام را اختیار نماید و اگر خواهد که معنی این دین رابیابد به قران مراجعه کند{ مکتب اسلام ص14 ش1}

    7 ـ راکستون اسکاتلندی :
    سالیان درازی در جستجوی حقیقت بودم تا اینکه حقیقت را در اسلام یافتم .سپس قرآن مقدس را دیدم و شروع به خواندن آن کردم او بود که به تمام سوالات مرا جواب گفت . قرآن ابّهت و ترس در انسان الهام می کند و درعین حال ثابت می کند که هر چه می فرماید راست است .{اسلام شناسی غرب ص60}

    8 ـ بانو مایل انجلو ایتالیائی :
    آشنایی من با تعایم حیاتبخش ومعارف درخشان اسلام وقرآن ،بینش جدید وعمیقی در من ایجاد کرد وطرز فکرم را دربارۀ جهان آفرینش و فلسفه وجود بکلی دگرگون ساخت واحساس کردم که تعلیمات اسلام برخلاف تعالیم مسیحیت انسان را موجودی شریف وبا شخصیت می شناسد نه موجودی کثیف وذاتا آلوده مسلمانان به حکم کتاب آسمانی قرآن پیامبر علی مقام خود را انسانی مانند انسانهای مسلمانان به حکم کتاب آسمانی قرآن پیامبر علی مقام خود را انسانی مانند انسانهای دیگر می دانند که خداوند او را برای تبلیغ و رسالت و راهنمایی انسانها برگزیده است در این کتاب دستور و نحوۀ بهره گیری از لذایذ این دنیا و حیات آن ، بطرزی جالب و خردمندانه بیان شده است{مکتب اسلام سال 14 ش4}

    9 – بانو سقان رانی تنس هلندی :
    محتوای این کتاب آسمانی کاملا با خرد وفطرت بشری مطابقت دارد واز مطالب زننده وخلاف عقل بکلی پاک است.قرآن دربارۀ زنان داوری عادلانه ای دارد و برخلاف برخی از مرامها وادیان که جنس زن را تا به سر حد بردگی تنزل داده و ارزشی برای او قائل نیستند،وی را از مزایا وحقوق انسانی برخوردار ساخته ومقام شامخی برای او منظور داشته است{مکتب اسلام س14 ش 2}

    10 ـ رود ویل نویسندۀ انگلیسی :
    اروپا باید فراموش نکند که مدیون قرآن محمدی است زیرا قرآن بود که آفتاب علم ودانش را در اروپا طلوع داد{بسوی قرآن و اسلام ص48}

    11 ـ گوته شاعر نویسندۀ بزرگ آلمانی : {1749-1832}:
    سالیان دراز کشیشان از خدا بی خبر ما را از پی بردن به حقیقت قرآن مقدس وعظمت آورندۀ آن دور نگه داشته اند اماهر قدر که ما قدم در جادۀ علم و دانش که قرآن مجموعۀ آن است بهت و حیرت عجیبی در ما ایجاد کرده است و عنقریب است که این کتاب توصیف ناپذیر علم را بخود جلب نموده و تأثیر عمیقی در علم و دانش جهان نموده و در نتیجه جهان مدار گردد{پاسخ ما به مشکلات جوانان ج2 ص168}

    12 ـ مرمادوک محقق انگیلسی :
    آیات و کلمات قرآن در قلب و زبان ما جای گرفته وبا گوشت و خون و استخوان ما و آنچه در وجود ماست در آمیخته است{کتاب آسمانی کدام است ص184}

    13 ـ گونارا ریکسون سوئدی :
    قرآن مقدس دلائل اثبات وجود خداوند را به ما میدهد وآنچه آرزوی معنوی بشر است همین است یک خصوصیت بزرگ دیگر اسلام جنبۀ جهانی بودن آن است .قرآن خدا را پروردگار اعراب نمی خواند بلکه پروردگار جهانیان می داند سایر کتب مذهبی
    از خداوند به عنوان پروردگار اسرائیل وغیره یاد کرده اند قرآن از ما دعوت می کند که به تمام پیامبران ایمان داشته باشیم خواه آنها که در قرآن اسم از آن برده شده و خواه آنها که اسمی برده نشده{اسلام شناسی غرب ص 30}

    14ـ امورا ژاپنی :
    اما قرآن مقدسیکه دستورات الهی است بدون آشفتگی وحی پاک الهی باقی مانده است{اسلام شناسی غرب ص83}

    15ـ البرت انیشتین فیزیکدان معروف :
    قرآن کتاب جبر ،هندسه یا حساب نیست بلکه مجموعه ای از قوانین است که بشر را به راه راست ، راهی که بزرگترین فلاسفه دنیا از تعریف وتعیین آن عاجزند هدایت می کند{ راه تکامل ج6ـ ص53}

    16- دکتر گوینیه فرانسوی :
    من آیات قرآن را که به علوم پزشکی وبهداشتی و طبیعی ارتباط داشت دنبال کردم واز کودکی آنها را فرا گرفتم وکاملاً بدان آگاه بودم وبنابراین دریافتم که این آیات از هر جهت با معارف وعلوم جهانی منطبق است ... هر کس که دست اندر کار هنر یا علمی باشد وآیات قرآن را با هنر وعلمی که آموخته است مطالعه ومقایسه کند . به همان صورت که من مقایسه کردم بدون تردید به اسلام خواهد گروید البته اگر صاحب عقلی سلیم و بی غرض باشد {اسلام در زندان اتهام ص22}

    17ـ رنبورت دانشمند اروپایی:
    واجب است اعتراف کنیم که علوم طبیعی ،فلکی ، فلسفه ریاضیات که از اروپا اوج گرفت ، عموما ًاز قرآن اقتباس شده است ، پس اروپا شهری برای اسلام است
    {قرآن و دیگران ص22}

    18 ـ مهاتما گاندی رهبر بزرگ هندوستان :
    از راه آموختن دانش قران ، هر کسی به اسرار وحی وحکمتهای دین، بدون داشتن خصوصیات مصنوعی ،نایل می شود .
    در قرآن چیزی دیده نمی شود که إعمال زور وجبر جهت برگرداندن مذهب اشخاص ، تجویز کرده باشد{قرآن ودیگران ص35}

    19ـ ویل دورانت مورّخ مشهور :
    در قرآن ، قانون واخلاق یکی است ، رفتار دینی در قرآن ،شامل رفتار دنیوی نیز هست ، و همه امور از جانب خدا وبه طریق وحی آمده است . قرآن شامل مقرات ّدر خصوص ادب ،تندرستی ،ازدواج ،طلاق ،رفتار بافرزند وبره وحیوان ،تجارت ،سیاست ،ربا،دین ،امور زراعت،مجازات جنگ وصلح است ...مدت چهارده قرن ،قرآن در حافظه اطفال مسلمان محفوظ مانده ،خاطرشان را تحریک کرده ، اخلاقشان را فرم داده وقریحه صدها میلیون مرد را صیقلی کرده است
    {تاریخ تمدن ویل دورانت ج11 ص54}

    بنابراین هرانسان منصفی خواهد پذیرفت که قرآن کتابی است برای تمام انسانها وبرای تمام اعصار.انشاءالله در پستهای بعدی به مطالب دیگر شما پاسخ خواهم گفت


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    لطفا درمورسایرسوالها هم من روبه تاپیک های مربوطه هدایت کنید

    درضمن این دوست ما همچنین اعتقادداردپیامبر بی سوادبودوهرگزباسوادنشد وبه عنوان دلیل هم می گوید درقرآن چندجاازلفظ امی استفاده شده است لطفادراین موردهم توضیح دهید باتشکر
    هيچ كس خود را آنگونه كه براستي هست نمي نماياند بلكه نقاب خود را بر چهره مي زند و نقش خود را بازي مي كند. در حقيقت مراتب اجتماعي ما چيزي بيش از يك كمدي بي سر و ته نيست.آرتور شوپنهاور

  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [QUOTE=in search of truth;270636]شخصی غیرمسلمان سوالاتی روازمن کرده که من ازشمادرخواست می کنم جوابشان رابه من بگویید اینجاسوالات اورامی نویسم

    چرااسلام برده داری روممنوع نکرد؟


    پاسخ:
    در پاسخ به این سوال باید عرض کنم:
    نظام‏هاي اجتماعي در هر دوران تابعي از مجموعه شرايط اقتصادي، سياسي، فرهنگي و ... مي‏باشد. همان گونه كه امروزه نظام كارگري و كارفرمايي و ... در جهان حاكم است و شرايط اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي خاص آن را ايجاب نموده است. تا چند قرن پيش در تمامي جهان نظام برده‏داري روش مناسب براي اداره امور آن دوران بوده است؛ به گونه‏اي كه هيچ نظامي در شرايط آن روز امكان جايگزيني آن را نداشته است. از اين‏رو مناسب‏ترين شيوه در شرايط آن روز، شيوه برده‏داري بوده است.
    بررسي زمينه‏هاي اين موضوع بسيار وسيع و گسترده و از مجال اين پاسخ خارج است. اسلام نيز با توجه به اينكه تغيير اساسي در سيستم اجتماعي آن روز نه ضروري بوده و نه ممكن، به اصل اين مسأله صحه گذاشت، ولي با وضع قوانين در چند جهت حركت كرده است :
    1- تأمين حقوق افراد با وضع قوانين در مورد كيفيت استرقاق (بنده گرفتن)، و تحريم آن جز در موارد خاص.
    2- وضع قوانين در جهت حمايت از حقوق بردگان و تنظيم روابط صحيح بين مالك و برده.
    3- ترغيب مردم به آزادسازي بردگان و وضع قوانيني براي حصول اين مقصود (مانند كفارات و شرايط عتق).
    اسلام باطرح و برنامه اي كه ارائه داد: اولاً نشان دادكه برده‏داري را دوست ندارد و گرنه به جاي تشويق بر آزادي بردگان تشويق به نگاهداي‏و تداوم برگدي آنها مي‏كرد. ثانياًبا اين طرح چنان برنامه ريزي فرمود كه در دراز مدت اين مسئله ريشه كن شود لذا اصل آزاد كردن برده عمل بسيارپسنديده و ارزشمندي تلقي شد. و نبي‏اكرم(ع) و ائمه هدي(ع) اسوه‏ء آزاد كردن برده‏ها بودند و گاهي بأدني بهانه اي آنها را آزاد مي‏كردند. و نيز در كفّاره‏ها ملاحظه‏مي‏كنيد كه چگونه يكي از ابعاد آن آزادي غلام و برده قرار گرفته است. به اين نكته نيز توجه داشته باشيد كه اگر مي‏بينيد ما دراحكام اسلامي شرح وظائفي نسبت به بردگان ـ عبيد و اماء ـداريم‏به خاطر اين است كه اين مسئله آن روز مطرح بوده و براي رعايت‏حد و انصاف در حقوق آنها و نيز چگونگي معاشرت اجتماعي با آنها به ناچار مردم بايد تكليف شرعي خود را مي‏دانستند ولي‏دين تنافي با طرح براندازي آن نداشت.
    كنيزها نيز در اين بين مشمول همين قاعده و قانون بوده‏اند. آنان از كشورهاي ديگر كه در جنگ با مسلمانان اسيرمي‏شدند، و يا به صورت تجاري وارد ممالك اسلامي مي‏گشتند، با فرهنگ اسلامي و مزاياي نجات بخش آن آشناشده و بسياري از آنان همانند ديگر مردم در جامعه اسلامي زندگي مي‏كردند.
    بجاست بدانيم كه مادر برخي از ائمه ما كنيز بوده‏اند، حتي مادر امام زمان (عج) نيز كنيزي رومي بوده است. سخن در اين مقوله بسيار گسترده مي‏باشد.
    براي مطالعه بيشتر ر . ك :
    - اسلام و مسأله آزادي، بردگي/ موسوي زنجاني
    - از بردگي روم قديم تا ماركسيسم / حجتي كرماني
    - فرآورده‏هاي ديني/ ناصر مكارم
    - برده‏داري در روم باستان/ بيدار فكر
    - حقوق بشر/ اسداللّه‏ مبشري
    - نگاهي به بردگي/ محمد علي گرامي
    - بردگي در اسلام/ صادق ايرجي


  10. تشکرها 2


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط in search of truth نمایش پست
    لطفا درمورسایرسوالها هم من روبه تاپیک های مربوطه هدایت کنید

    درضمن این دوست ما همچنین اعتقادداردپیامبر بی سوادبودوهرگزباسوادنشد وبه عنوان دلیل هم می گوید درقرآن چندجاازلفظ امی استفاده شده است لطفادراین موردهم توضیح دهید باتشکر

    پاسخ:
    در مورد این مطلب باید عرض کنم درست است در قرآن کریم خداوند به پیامبراسلام(ص) نسبت امّی بودن می دهد،حال باید دید این لفظ به چه معنایی است وآیا این ضعفی برای پیامبر محسوب می شود یا خیر؟
    درباره مفهوم امي سه احتمال معروف وجود دارد:
    - نخست اينكه به معني درس نخوانده است.
    - دوم اينكه به معني كسي است كه در سرزمين مكه تولد يافته و از مكه برخاسته است.
    - سوم اينكه امي به كسي مي‏گويند كه از ميان امت و توده مردم قيام كرده است.

    معروف‏تر از همه تفسير اول است كه با موارد استعمال نيز سازگارتر است.
    در اينكه پيامبر اسلام(ص) به مكتب نرفت و خط ننوشت در ميان مورخان بحثي نيست، و قرآن نيز صريحاً در آيه 48 عنكبوت درباره وضعيت پيامبر(ص) قبل از بعثت مي‏گويد:«و ما كنت تتلوا من قبله من كتاب و لاتخطه بيمينك اذا لارتاب المبطلون:
    پيش از اين نه كتابي مي‏خواند و نه با دست خود چيزي مي‏نوشت، تا موجب ترديد دشمناني كه مي‏خواهند سخنان او را بطلان كنند نگردد».
    اصولاً در محيط حجاز به اندازه‏اي باسواد كم بود كه افراد باسواد كاملاً معروف و شناخته شده بودند؛ در مكه كه مركز حجاز محسوب مي‏شد تعداد مرداني كه مي‏توانستند بخوانند و بنويسند از 17 نفر تجاوز نمي‏كردو از زنان تنها يك بود كه سودا خواندن و نوشتن داشت.{فتوح البلدان،بلاذری،ص459}.
    و در هر حال وجود اين صفت در پيامبر(ص) تأكيدي در زمينه نبوت او بودتا هر گونه احتمال جز ارتباط به خداوند جهان ماورأ طبيعت و در زمينه دعوت او منتفي گردد.
    نكته مهم پاياني اينكه: درس نخواندن غير از بي‏سواد بودن است و كساني كه كلمه - امّي - را به معني بي‏سوادي تفسير مي‏كنند گويا توجه به اين تفاوت ندارند
    هيچ مانعي ندارد كه پيامبر(ص) به تعليم الهي خواندن يا نوشتن را بداند بي‏آنكه نزد انساني فرا گرفته باشد زيرا چنين اطلاعي بدون ترديد از كلمات انساني است و مكمل مقام نبوت است.
    درست است که خواندن و نوشتن براى هر انسانى کمال محسوب مى شود ولى گاه شرائطى پيش مى آيد که نخواندن و ننوشتن کمال است .
    و اين در مورد پيامبران مخصوصا خاتم انبياء (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) کاملا صدق مى کند، چه اينکه اگر دانشمندى درس خوانده ، و فيلسوفى آگاه و پر مطالعه ادعاى نبوت کند و کتابى ارائه دهد به عنوان يک کتاب آسمانى در چنين شرائطى ممکن است وسوسه و ترديدهائى پيش بيايد که آيا اين کتاب و مکتب مولود انديشه هاى خود او نيست ؟.
    اما اگر ببينيم از ميان يک قوم عقب افتاده يک انسانى که هرگز محضر استادى را درک نکرده ، کتابى نخوانده ، و صفحه ننوشته ، برخاست ، کتابى به عظمت عالم هستى ، با محتوائى بسيار بلند و عالى ، ارائه داد، در اينجا خيلى خوب مى توان درک کرد که اين تراوش مغز او نيست ، بلکه وحى آسمانى و تعليم الهى است .
    در آيات ديگر قرآن نيز روى (امّى ) بودن پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) تکيه شده است مانند ایه 157سوره اعراف؛
    اصولاً در محيط حجاز درسى نبود که پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) بخواند و معلمى نبود که از محضرش استفاده کند، و گفتيم تعداد کسانى که فقط سواد خواندن و نوشتن داشتند در تمام مکه در مردان از 17 نفر تجاوز نمى کرد مى گويند از زنان نيز تنها يک نفر بود که خواندن و نوشتن مى دانست .
    طبيعى است که در چنين محيطى که ابتدائى ترين مرحله علم (خواندن و نوشتن ) اينقدر کمياب و محدود است ممکن نيست کسى درس خوانده باشد و مردم از آن آگاه نشوند و اگر کسى با قاطعيت ادعا کرد من هيچ درسى نخوانده ام و کسى آن را انکار نکرد دليل روشنى بر صدق گفته او است ، و به هر حال اين وضع خاص پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) که در آيات فوق آمده براى تکميل اعجاز قرآن و قطع بهانه هاى بهانه جويان بسيار مؤ ثر و مفيد بود، آرى او عالم بزرگ و بى نظيرى بود که فقط در مکتب وحى درس ‍ خوانده بود.
    توجه به اين نکته نيز لازم است که پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) بعد ازرسيدن به مرحله نبوت احتمالاً توانائى بر نوشتن و خواندن از طريق تعليمات الهى داشت هر چند در هيچ تاريخى ديده نشده است که او از اين علم و دانشش استفاده کرده باشد، چيزى را از رو بخواند و يا با دست خود نامه اى بنويسد، و شايد پرهيز پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) در تمام عمرش از اين کار باز براى اين بود که دستاويزى به دست بهانه - جويان ندهد.
    تنها موردى که در بعضى کتب تاريخ و حديث آمده که پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) خودش مطلبى را نوشت در ماجراى صلح حديبيه است که در مسند احمد آمده است :«پيامبر شخصا قلم به دست گرفت و صلحنامه را نوشت»{مسند احمدحنبل،ج4ص298}. ولى جمعى از علماى اسلام اين حديث را انکار کرده اند و آن را مخالف صريح آيات فوق مى دادند، هر چند به عقيده بعضى صراحتى هم ندارد، زيرا اين آيات ناظر به وضع پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) قبل از نبوت است چه مانعى دارد که بعد از نيل به مقام نبوت استثنائاً در يک مورد خطى بنويسد که آن خود معجزه اى محسوب مى شود.
    بنابراین مشخص شد که امّی بودن پیامبر(ص) که درقرآن آمده نه تنها دلیلی بر ضعف ونقصان آن حضرت نیست بلکه یکی از دلایل معجزه بودن قرآن کریم است.




  12. تشکرها 2


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [QUOTE=in search of truth;270636]شخصی غیرمسلمان سوالاتی روازمن کرده که من ازشمادرخواست می کنم جوابشان رابه من بگویید اینجاسوالات اورامی نویسم

    قطع دست عملی وحشیانه است همانگونه اینکاردرایران انجام نمی شودواین مسئله بیانگراین است که این کار غیرمنطقی است


    پاسخ:
    خداوند متعال درآیۀ 38سوره مائده می فرماید:« و السارق و السارقة فاقطعوا ايديهما جزاء بما کسبا نکالا من الله: دست مرد و زن سارق را قطع کنيد. اين کيفرى است در برابر اعمالى که انجام داده اند و مجازاتى است از طرف خداوند».
    در رابطه با این حکم الهی به چند نکته مهم بايد توجه داشت :
    الف - شرائط مجازات سارق .
    قرآن در اين حکم همانند سائر احکام ريشه مطلب را بيان کرده و شرح آن به سنت پيامبر واگذار شده است ، آنچه از مجموع روايات اسلامى استفاده مى شود اين است که اجراى اين حد اسلامى (بريدن دست ) شرائط زيادى دارد که بدون آن اقدام به اين کار جائز نيست از جمله اينکه :
    1 - متاعى که سرقت شده بايد حداقل يک ربع دينار باشد.
    2 - از جاى محفوظى مانند خانه و مغازه و جيبهاى داخلى سرقت شود.
    3 - در قحط سالى که مردم گرسنه اند و راه به جائى ندارند نباشد.
    4 - سارق عاقل و بالغ باشد، و در حال اختيار دست به اين کار بزند.
    5 - سرقت پدر از مال فرزند، يا سرقت شريک از مال مورد شرکت اين حکم را ندارد.
    6 - سرقت ميوه از درختان باغ را نيز از اين حکم استثناء کرده اند.
    7 - کليه مواردى که احتمال اشتباهى براى سارق در ميان باشد که مال خود را به مال ديگرى احتمالا اشتباه کرده است از اين حکم مستثنى است .
    و پاره اى از شرائط ديگر که شرح آن در کتب فقهى آمده است . اشتباه نشود منظور از ذکر شرائط بالا اين نيست که سرقت تنها در صورت اجتماع اين شرائط حرام است ، بلکه منظور اين است که اجراى حد مزبور، مخصوص اينجا است و گرنه سرقت به هر شکل به هر صورت ، و به هر اندازه و هر کيفيت در اسلام حرام است .
    ب - اندازه قطع دست سارق .
    معروف در ميان فقهاى ما با استفاده از روايات اهل بيت (عليهمالسلام ) اين است
    که تنها چهار انگشت از دست راست بريده مى شود، نه بيشتر، اگر چه فقهاى اهل تسنن بيش از آن گفته اند.
    ج - آيا اين مجازات اسلامى خشونت آميز است !
    بارها اين ايراد از طرف مخالفان مغرض وکوته بین اسلام و يا پاره اى از مسلمانان کم اطلاع شده است که اين مجازات اسلامى بسيار شديد به نظر مى رسد و اگر بنا بشود اين حکم در دنياى امروز عمل شود بايد بسيارى از دستها را ببرند، به علاوه اجراى اين حکم سبب مى شود که يک نفر گذشته از اينکه عضو حساسى از بدن خود را از دست دهد تا پايان عمر انگشت نما باشد.
    در پاسخ اين ايراد بايد به اين حقيقت توجه داشت که :
    اولا - همانطور که در شرائط اين حکم گفتيم هر سارقى مشمول آن نخواهد شد بلکه تنها يک دسته از سارقان خطرناک هستند که رسما مشمول آن مى شوند.
    ثانيا - با توجه به اينکه راه اثبات جرم در اسلام شرائط خاصى دارد اين موضوع باز هم تقليل پيدا مى کند.
    ثالثا - بسيارى از ايرادهائى که افراد کم اطلاع بر قوانين اسلام مى کنند به خاطر آن است که يک حکم را به طور مستقل و منهاى تمام احکام ديگر مورد بررسى قرار مى دهند، يعنى به عبارت ديگر آن حکم را در يک جامعه صددرصد غير اسلامى فرض مى کنند، ولى اگر توجه داشته باشيم که اسلام تنها اين يک حکم نيست بلکه مجموعه احکامى است که پياده شدن آن در يک اجتماع سبب اجراى عدالت اجتماعى ، و مبارزه با فقر، و تعليم و تربيت صحيح ، و آموزش و پرورش کافى ، آگاهى و بيدارى و تقوا مى گردد، روشن مى شود که مشمولان اين حکم چه اندازه کم خواهند بود اشتباه نشود، منظور اين نيست که در جوامع امروز اين حکم نبايد اجراء شود بلکه منظور اين است که هنگام داورى و قضاوت بايد تمام اين جوانب را در نظر گرفت .
    خلاصه حکومت اسلامى موظف است که براى تمام افراد ملت خود نيازمنديهاى اولى زندگى را فراهم سازد، و به آنها آموزش لازم دهد، و از نظر اخلاقى نيز تربيت کند، بديهى است در چنان محيطى افراد متخلّف بسيار کم خواهند شد.
    رابعا- اگر ملاحظه مى کنيم امروز دزدى فراوان است به خاطر آن است که چنين حکمى اجراء نمى شود و لذا در محيطهائى که اين حکم اسلامى اجراء مى گردد (مانند محيط عربستان سعودى که تا سالهاى اخير اين حکم در آن اجراء مى شد) امنيت فوق العاده اى از نظر مالى در همه جا حکمفرما بود. بسيارى از زائران خانه خدا با چشم خود چمدانها يا کيفهاى پول را در کوچه و خيابانهاى حجاز ديده اند که هيچکس جرئت دست زدن به آن را ندارد تا اينکه مامورين اداره جمع آورى گمشده ها بيايند و آن را به اداره مزبور ببرند و صاحبش بيايد و نشانه دهد و بگيرد. غالب مغازه ها در شبها در و پيکرى ندارند و در عين حال کسى هم دست به سرقت نمى زند.
    جالب اينکه اين حکم اسلامى با اينکه قرنها اجراء مى شد و در پناه آن مسلمانان آغاز اسلام در امنيت و رفاه مى زيستند در مورد تعداد بسيار کمى از افراد که از چند نفر تجاوز نمى کرد اين حکم در طى چند قرن اجراء گرديد.
    آيا بريدن چند دست خطا کار براى امنيت چند قرن يک ملت قيمت گزافى است که پرداخت مى شود!
    د - بعضى اشکال مى کنند.
    که اجراى اين حد در مورد سارق به خاطر يک ربع دينار منافات با آنهمه احترامى که اسلام براى جان مسلمان و حفظ او از هر گونه گزند قائل شده ندارد، تا آنجا که ديه بريدن چهار انگشت يک انسان مبلغ گزافى تعيين شده است .
    اتفاقا همين سؤ ال - به طورى که از بعضى از تواريخ بر مى آيد - از عالم بزرگ اسلام ، علم الهدى مرحوم سيد مرتضى ، در حدود يک هزار سال قبل شد، سؤ ال کننده موضوع سؤ ال خود را طى شعرى به شرح ذيل مطرح کرد:
    يد بخمس مئين عسجد وديت ما بالها قطعت فى ربع دينار!
    يعنى : دستى که ديه آن پانصد دينار است .چرا به خاطر يک ربع دينار بريده مى شود!
    سيد مرتضى در جواب او اين شعر را سرود:
    عز الامانة اغلاها و ارخصها ذل الخيانة فافهم حکمة البارى
    يعنى عزت امانت آن دست را گرانقيمت کرد.و ذلت خيانت بهاى آن را پائين آورد، فلسفه حکم خدا را بدان .
    {تفسیرنمونه؛آیت الله مکارم شیرازی؛ج4ص376-379}.

  14. تشکر


  15. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    83 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [QUOTE=in search of truth;270636]شخصی غیرمسلمان سوالاتی روازمن کرده که من ازشمادرخواست می کنم جوابشان رابه من بگویید اینجاسوالات اورامی نویسم


    چرابعدازپیروزی درجنگ ها مسلمانان زنان روبه عنوان کنیزباخودشان می بردند؟



    پاسخ:
    برای پاسخ به این سوال به چند مطلب اشاره می کنم:
    ۱. برای ما رفتار و کردار فرمانروایان مسلمان در طول قرنها ملاک نیست. ملاک ما پیامبر خدا(ص) و معصومین(ع) هستند و اینکه فرمانروایان و جبارانی که بر مسلمین حکومت میکردند چگونه با اسرا رفتار مینمودند برای ما به هیچ وجه ملاک نیست. در بین معصومین هم تنها پیامبر(ص) و امام علی(ع) فتحی داشتند که ایندو نیز تقریبا هرگز اقدام به گرفتن اسیر از بین مردم نکردند مگر در یکی یا دو مورد. بیایید یکی از این موارد را که خیلی هم از سوی اسلامس تیزان روی آن مانور داده میشود را بررسی کنیم. این مورد چیزی نیست جز ماجرای غزوۀ بنی قریظه:
    خطرناکترین جنگی که برای نابودی مسلمانان به وجود آمد جنگ خندق بود و این جنگ توسط سران یهودی طراحی شده بود و داستانش این است که یهودیان بنی قینقاع و بنی نضیر و بنی قریظه که در داخل مدینه به همراه مسلمانان زندگی می کردند، با پیامبر پیمان بسته بودند که با پیامبر زندگی مسالمت آمیز داشته باشند و با دشمنان پیامبر همکاری نداشته باشند ولی بنی قینقاع پیمان خودرا شکستند و پیامبر آنهارا از مدینه اخراج کرد .پس از مدتی یهودان بنی نضیر هم پیمان شکنی کردند و پیامبر آنهاراهم از مدینه اخراج کرد .سران یهودان بنی نضیر باسران مکه تماس گرفتند و آنهارا برای جنگ با پیامبر تحریک کردند و در نتیجه تلاشهای آنان سران مکه با ده هزار نفر نیرو به مدینه حمله کردند. اگر کافران در این حمله پیروز می شدند، پیامبر و مسلمانان همه نابود می شدند و خدا میداند چه کشتاری راه می انداختند. دشمنان آمدند و با خندق مواجه شدند و نتوانستند به داخل مدینه نفوذ کنند.در حدود یک ماه شهر را محاصره کردند ولی نتوانستند کاری از پیش ببرند.تنها راه موفقیت آنان این بود که یهودان بنی قریظه را با خود همراه کنند و این خطرناکترین توطئه بود.آنان یهودان بنی قریظه را با خود همراه کردند و این یهودان که همپیمان پیامبربودند پیمان خودرا شکستند و قول همکاری به دشمن دادند.پیامبر توسط عوامل خود از توطئه بنی قریظه آگاه شد و پس از اینکه دشمن از مدینه رفت به بنی قریظه حمله کرد.بنی قریظه نخست قصد جنگ داشتند ولی پس از مدتی تسلیم شدند.همه آنان خلع سلاح شدندو خود پیامبر درباره آنان کاری نکرد بلکه خود آنان خواستار داوری سعد بن معاذ شدند .آنان چنین گمان می کردند که در باره آنان هم مانند بنی نضیر داوری خواهد شد ولی سعد بن معاذ به این صورت داوری کرد که جنگ آورانشان کشته شوند و زنهایشان و بچه هایشان اسیر شوند . یهودان بنی قریظه هم به این داوری گردن نهادند.در این جنگ است که زنها و بچه ها اسیر می شوند نه هر جنگی .پیامبر هم این داوری را تنفیذ کرد و این داوری مطابق کتاب مقدس یهودان هم بود .(فروغ ابدیت،آیت الله جعفرسبحانی؛ ,ج 2 ,غزوه احزاب/ .تاریخ سیاسی اسلام ,رسول جعفریان؛بحث جنگ احزاب./حیاة محمد ؛محمد حسین هیکل ,غزوه احزاب.)
    پیامبر دو بار با یهودان مدینه به مهر و محبت رفتار کرد ولی این بار دیگر نمی توان چنین کرد چون این کار صد در صد خلاف احتیاط و خلاف عقل است و هیچ فرماندهی چنین نمی کند.در این جنگ زنها هم اسیر می شوند چون آنان کسی ندارند تا از آنان سرپرستی بکند و بهترین راه برای آنان همین اسارت است تا هم زندگیشان اداره شود و هم اسلام را می توانند بشناسند.
    اساسا از سیرۀ نبوی آشکار است که ایشان فردی بودند اهل عفو و بخشش چنانکه بعد از فتح مکه که در هنگام هجرت از هر قبیله کسی برای قتل ان حضرت برگزیده شده بود، هم از اسیر کردن مردم و حتی سران دشمن خودداری فرمودند. پس کاملا آشکار است که این مورد واقعا موردی بوده که راهی جز این وجود نداشته است. بدون شک عملکرد پیامبر برای ما نشانگر ملاک اسلام است.

    ۲. از طرف دیگر در مورد سایر فرمانروایان مسلمان که معصوم نبودند و اجرای مو به موی احکام اسلام را وظیفۀ خود نمیدانستند نیز باید پرسیده شود اگر دشمنان بر مسلمین پیروز میشدند با زنانشان چه میکردند؟ پاسخ واضح است. به غیر از مواردی مثل جنگهای صلیبی که حتی زنان را نیز از دم تیغ گذراندند، آنها را اسیر میکردند و به عنوان کنیز میفروختند. پس فرمانروایان مسلمانان هم این حق را به خود میدادند که مقابله به مثل کنند.

    ۳.باز باید دقت کنیم که این مسئله برای کفار محارب مطرح بوده است که بر ضد اسلام شمشیر میکشیدند.

    ۴.اسیر گرفتن آنها باعث میشد هم بی سرپرست نمانند و هم با فرهنگ اسلامی تربیت شوند. بخصوص که حقوق برده در اسلام بسیار بالاتر از حقوق برده در سایر مکاتب است.



  16. تشکرها 2


  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باتشکرازشما
    درضمن یکی دیگه ازسوالات ایشون درمورد اینه که اگه مسلمونی بخواد دینش روعوض کنه طبق اسلام میشه اون روکشت لطفادراین موردهم توضیح دهید
    ویرایش توسط in search of truth : ۱۳۸۹/۰۲/۰۱ در ساعت ۱۳:۲۶ دلیل: -
    هيچ كس خود را آنگونه كه براستي هست نمي نماياند بلكه نقاب خود را بر چهره مي زند و نقش خود را بازي مي كند. در حقيقت مراتب اجتماعي ما چيزي بيش از يك كمدي بي سر و ته نيست.آرتور شوپنهاور

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود