صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا الله خدای راستین است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چرا الله خدای راستین است؟




    سلام. در زیر لیستی از خدایانی که مردمان در طی تاریخ به آنها باور داشته اند، میپرستیده اند و برایشان قربانی میکرده اند را میبینید:

    Altjira
    Bagadjimbiri
    Bahloo
    Baiame
    Bamapana
    Banaitja
    Barraiya
    Binbeal
    Bunjil
    Daramulum
    Dhakhan
    Jar'Edo Wens
    Julana
    Karora
    Kidili
    Mangar-kunjer-kunja
    Njirana
    Nogomain
    Numakulla
    Pundjel
    Ungud
    Wollunqua
    Wuluwaid
    Anjea
    Birrahgnooloo
    Dilga
    Eingana
    Gnowee
    Julunggul
    Kunapipi
    Ungud
    Wala
    Wuriupranili
    Yhi
    Adachigahara
    Aizen Myoo
    Ajisuke Takahikone
    Akuma
    Ama No Minaka Nushi
    Amaterasu
    Amatsu Kami
    Amida
    Hachiman
    Hamori
    Hannya
    Heike
    Hikohohodemi
    Hoderi
    Hoji
    Honosuseri
    Hoori
    Hoso No Kami
    Hotai
    Hotei
    Hotei Osho
    Hotoke
    و و و...

    چطور شما به این نتیجه رسیدید که از بین این همه خدا، الله خدای واقعی هست؟ قرآن؟ اینها هم برای خودشون متون و صحفی داشتند. احادیث پیامبر؟ اینها هم برای خودشون پیامبرانی داشتند. پس چه چیز خدای شما رو برتر میکنه؟ آیا دلیل به سادگی این نیست که عده ی بیشتری به الله، یا همون یهوه باور دارن؟

    تیری را به سمت یک دیوار شلیک کنید، وقتی به دیوار برخورد کرد دور آن یک خط بکشید، و بگویید "دیدید که به هدف زدم؟"

    "افسانه چیزیست که ما دین دیگری را میخوانیم، گمراه کسی است که مخالف عقاید خود را میخوانیم".


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    جواب ندادید.

    چه چیزی به شما میگه که خدا همون الله هست در حالی که خداهای بسیاری وجود داره که هرکدومشون پیروان خودشون رو دارن و صحف خودشون رو دارن؟
    تیری را به سمت یک دیوار شلیک کنید، وقتی به دیوار برخورد کرد دور آن یک خط بکشید، و بگویید "دیدید که به هدف زدم؟"

    "افسانه چیزیست که ما دین دیگری را میخوانیم، گمراه کسی است که مخالف عقاید خود را میخوانیم".


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    223
    تشکر:
    1
    حضور
    11 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    0
    گالری
    6



    برهان قاطع خدا که همان قران و حضرت محمد (صلی الله علیه و اله) بیان کردند وبعد اهل بیتش
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    واحفظ سیدنا و قائدنا سید علی خامنه ای


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mojtabayazdani نمایش پست
    برهان قاطع خدا که همان قران و حضرت محمد (صلی الله علیه و اله) بیان کردند وبعد اهل بیتش
    در مورد براهنه ی قاطع ادیان دیگه چه چیزی دارید بگید؟ آیا الله با سلیقه ی شما سازگار بود که به خدایی انتخابش کردید؟ چرا مثلا یهوه رو به خدایی انتخاب نکردید؟ یهوه عوض یک کتاب دوتا کتاب داره.
    تیری را به سمت یک دیوار شلیک کنید، وقتی به دیوار برخورد کرد دور آن یک خط بکشید، و بگویید "دیدید که به هدف زدم؟"

    "افسانه چیزیست که ما دین دیگری را میخوانیم، گمراه کسی است که مخالف عقاید خود را میخوانیم".

  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط aurlito نمایش پست
    سلام. در زیر لیستی از خدایانی که مردمان در طی تاریخ به آنها باور داشته اند، میپرستیده اند و برایشان قربانی میکرده اند را میبینید:

    altjira
    bagadjimbiri
    bahloo
    baiame
    bamapana
    banaitja
    barraiya
    binbeal
    bunjil
    daramulum
    dhakhan
    jar'edo wens
    julana
    karora
    kidili
    mangar-kunjer-kunja
    njirana
    nogomain
    numakulla
    pundjel
    ungud
    wollunqua
    wuluwaid
    anjea
    birrahgnooloo
    dilga
    eingana
    gnowee
    julunggul
    kunapipi
    ungud
    wala
    wuriupranili
    yhi
    adachigahara
    aizen myoo
    ajisuke takahikone
    akuma
    ama no minaka nushi
    amaterasu
    amatsu kami
    amida
    hachiman
    hamori
    hannya
    heike
    hikohohodemi
    hoderi
    hoji
    honosuseri
    hoori
    hoso no kami
    hotai
    hotei
    hotei osho
    hotoke
    و و و...

    چطور شما به این نتیجه رسیدید که از بین این همه خدا، الله خدای واقعی هست؟ قرآن؟ اینها هم برای خودشون متون و صحفی داشتند. احادیث پیامبر؟ اینها هم برای خودشون پیامبرانی داشتند. پس چه چیز خدای شما رو برتر میکنه؟ آیا دلیل به سادگی این نیست که عده ی بیشتری به الله، یا همون یهوه باور دارن؟
    سلام
    دوست گرامی ما برای این که بگوییم الله خدای جهان بوده و هست دلیل عقلی داریم . بدون مراجعه به قرآن و احادیث هم می توان ثابت کرد که الله خدای جهان است. اصلا باید بدون مراجعه به قرآن و حدیث و فقط به وسیله عقل خدا را ثابت کرد.(زیرا اگر با مراجعه به قرآن و روایت خدا را ثابت کنیم باعث به وجود آمدن دور می شود.)
    مسلما در طول تاریخ گروه های زیادی بودند که برای خودشان خدایان خاصی داشتند اما اینکه چرا این خدایان را انتخاب کرده اند؟ بحثی است که باید آن را در منشأ پیدایش ادیان جستجو کرد. البته به دلایل آن ها هم نقد های فراوانی شده است.
    این که اکثریت مردم اعتقاد به الله دارند پس ما هم الله را به عنوان خدا قبول کنیم اصلا حرف منطقی نیست.
    اعتقاد به خدا از مباحث اعتقادی است و در اعتقادات اصلا تقلیید جایز نیست.

    الله خدایی است که تمام موحدین و تمام 124 هزار پیامبر و پیروانشان به او اعتقاد داشته اند. حالا ممکن است همه ادیان آسمانی نام الله را بر خدای خود نمی گذاشتند که این اهمیت چندانی ندارد . مهم اعتقاد به خدای یگانه حکیم قادر علیم .... است حالا شما می خواهی بگو خدا می خواهی بگو الله می خواهی بگو هو می خواهی بگو واجب الوجود و ...


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب
    در طول تاريخ خدايان بسياري مورد پرستش انسان ها قرار گرفته اند و در زمان حاضر نيز خدايان متعددي مورد پرستش بسياري هستند ، اما چگونه مي توان خداي حقيقي و يا به اصطلاح حضرت عالي «الله» را از ديگر خدايان تمييز داد ؟
    همانگونه كه اطلاع داريد عقل يكي از حجت هاي بالغه بشر است كه در بسياري از موارد براي نوع بشر رهنمون بوده و بشريت را از سرگرداني و دو راهي ها به در آورده است ، عقل يك حجت دروني است كه بنا به فرموده حكماي اسلامي دريافت ها و يافته هاي او از عصمت برخوردار است و اين يعني اينكه عقل محال است اشتباه كند .
    تمييز دادن الله از ساير خدايان توسط عقل صورت مي گيرد ، عقل به توسط براهيني كه در رابطه با الله و كيفيت وجود او و كيفيت خلقت او اقامه مي كند قائل به خداي واحد و بي نيازي است .
    توضيح اجمالي در اين رابطه اينكه :
    انسان وقتی به درک اشیاء اطراف خود نائل می گردد، دو مفهوم هستی و چیستی را از آنها ادراک می کند. برای مثال انسان از درک درخت، ستاره، آب، عقل، اراده و امثال اینها اوّلاً می فهمد که این امور وجود دارند. ثانیاً متوجّه می شود که این امور، عین هم نیستند و باهم تفاوتهای ذاتی دارند ؛ یعنی می فهمد که آب و ستاره و درخت و عقل و اراده و ... غیر از همدیگرند ، ولی همگی در وجود داشتن اشتراک دارند. همچنین انسان با اندکی تعمّق درمی یابد که نسبتِ وجود به همه ی این امور به یک نحو است ؛ لذا گفته می شود: درخت وجود دارد، آب وجود دارد، عقل وجود دارد، اراده وجود دارد.
    همینطور با تعقّلی عمیقتر ادراک می کند که مفهوم وجود در تمام این قضایا(جملات خبری) یکی است ؛ لذا صحیح است که برای همه ی موارد یاد شدهد یک وجود نسبت داده شده و گفته شود: درخت و آب و ستاره و عقل و اراده وجود دارند.
    از همین جا دو مفهوم وجود و ماهیّت برای انسان حاصل می شود؛ یعنی انسان متوجّه می شود که درخت بودن، آب بودن، عقل بودن و اراده بودن غیر از وجود داشتن است و الّا صحیح نبود که یک وجود را در آنِ واحد به چند موجود نسبت داد؛ چرا که این موجودات، تفاوت ذاتی با یکدیگر دارند. پس اگر وجودِ درخت عین خودِ درخت، و وجودِ عقل عین خودِ عقل بود نمی شد گفت: درخت و عقل وجود دارند ؛ چون در آن صورت لازم می آمد که درخت و عقل یک چیز باشند. بنا بر این، فلاسفه بین « وجود » و اموری مثل درخت بودن، آب بودن، عقل بودن و اراده بودن که باعث تفاوت موجودات از همدیگر می شوند، تفاوت قائل شده، این امور را ماهیت(چیستی) موجودات نامیدند ؛ و از وجود آنها تعبیر به هستی نموده اند.
    انسان بعد از پی بردن به این دو وجه در موجودات عالم، باز متوجّه می شود که ماهیّت یک موجود، بدون وجود نمی تواند تحقق خارجی پیدا کند. ماهیّتها مثل قالبهایی هستند که اگر محتوی وجود باشند موجود می شوند و اگر خالی از وجود باشند قالبهایی صرفاً ذهنی خواهند بود. مثل سیمرغ، دیو، اژدهای هفت سر و امثال آنها که ماهیّاتی هستند بدون وجود و قالبهایی هستند بدون محتوا. بنا بر این، ماهیّت گاه موجود است مثل درخت، انسان، عقل و ... و گاه معدوم است مثل سیمرغ، دیو و ... . همچنین ممکن است ماهیّتی در زمانی موجود و در زمانی دیگر معدوم باشد ؛ مثل انواع دایناسورها که روزی موجود بودند ولی اکنون تحقق خارجی ندارند؛ یا مثل انسان که روزگاری وجود نداشت و اکنون موجود است. فلاسفه از این خصلت ماهیّت، مفهوم دیگری انتزاع نموده آن را «امکان »نامیده اند. بنا بر این، موجودات دارای ماهیّت همگی دارای امکان بوده، ممکن الوجود هستند؛ یعنی ممکن است تحقق خارجی داشته باشند و ممکن است تحقق خارجی نداشته باشد. به عبارت دیگر، برای هر ماهیّتی، فرض عدم جایز است همانطور که برای هر ماهیّتی فرض وجود نیز جایز است. برای مثال می توان نبود انسان یا ملائک یا عالم مادّه را فرض نمود؛ کما اینکه فرض وجود برای سیمرغ و دیو بلامانع است. بر این اساس، ممکن الوجود را تعریف کرده اند به موجودی که نسبتش به وجود و عدم یکسان است.

    امّا برعکس ماهیّات، که نسبتشان به وجود و عدم یکسان است، خودِ وجود همواره تحقق خارجی دارد و محال است که موجود نباشد. چون از فرض نبودِ وجود، تناقض لازم می آید؛ چرا که وجود، نقیض عدم است؛ پس محال است وجود معدوم شود. فلاسفه از این خصلتِ وجود ، مفهومی به نام « وجوب» را انتزاع نموده اند. بنا بر این، واجب الوجود یعنی موجودی که عین وجود بوده فاقد ماهیت است ؛ لذا عدم بردار نیست ؛ همانگونه که عدم نیز وجودبردار نیست. به عبارت دیگر واجب الوجود یعنی وجود خالص، بدون هیچ قالب و قید و حدّی. لذا وقتی گفته می شود واجب الوجود عبارت است از وجود محض و صرف و نامحدود مراد این است که او وجود خالص و بدون ماهیت است. چرا که ماهیت، قالب و حدّ موجودات است. پس موجود فاقد ماهیت یعنی موجود بدون حدّ (نامحدود) . بنا بر این، نامحدود را نباید به معنی بی انتها یا بی نهایت معنی نمود.

    حاصل مطلب اینکه خدا از نظر حکما و متکلّمین اسلامی عبارت است از وجودِ محض، صرف، خالص و بدون ماهیت (نامحدود)؛ که واژه ی واجب الوجود، بار تمام این معانی را به دوش می کشد. مقابل واجب الوجود ، ممکن الوجود است که عبارت است از موجودی که عین وجود نبوده برای تحقق خارجی نیازمند وجود است.

    از بابت طولاني بودن مطالب عذر خواهي مي كنم ...

    يا حق


    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۸۹/۰۲/۰۶ در ساعت ۲۱:۲۲

  9. تشکر


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط aurlito نمایش پست
    سلام. در زیر لیستی از خدایانی که مردمان در طی تاریخ به آنها باور داشته اند، میپرستیده اند و برایشان قربانی میکرده اند را میبینید:

    altjira
    bagadjimbiri
    bahloo
    baiame
    bamapana
    banaitja
    barraiya
    binbeal
    bunjil
    daramulum
    dhakhan
    jar'edo wens
    julana
    karora
    kidili
    mangar-kunjer-kunja
    njirana
    nogomain
    numakulla
    pundjel
    ungud
    wollunqua
    wuluwaid
    anjea
    birrahgnooloo
    dilga
    eingana
    gnowee
    julunggul
    kunapipi
    ungud
    wala
    wuriupranili
    yhi
    adachigahara
    aizen myoo
    ajisuke takahikone
    akuma
    ama no minaka nushi
    amaterasu
    amatsu kami
    amida
    hachiman
    hamori
    hannya
    heike
    hikohohodemi
    hoderi
    hoji
    honosuseri
    hoori
    hoso no kami
    hotai
    hotei
    hotei osho
    hotoke
    و و و...

    چطور شما به این نتیجه رسیدید که از بین این همه خدا، الله خدای واقعی هست؟ قرآن؟ اینها هم برای خودشون متون و صحفی داشتند. احادیث پیامبر؟ اینها هم برای خودشون پیامبرانی داشتند. پس چه چیز خدای شما رو برتر میکنه؟ آیا دلیل به سادگی این نیست که عده ی بیشتری به الله، یا همون یهوه باور دارن؟
    شما دوست دارید این شخص را با چه نامی بخوانید.
    ا- خالق جهان و هرآنچه موجود زنده و جامدات و نباتاتی در آن هست
    2- مهربان و بزرگوار
    3- عالم به احوال بندگان و نجات دهنده آنها از غم و تنهائی
    (البته اگر مطمئن بودم که شما به عربی اشراف دارید 1001 صفت او را ذکر می کردم )
    حال شما این شخص را که خلق شماست و روزی شما را می دهد و عاشقتان است ولی شما و من و دیگران 99.9 درصد کارهائی را که برایمان انجام می دهد را نمی بینیم و نمی فهمیم چراکه او صادق است در کارهائی که برای بنده اش انجام می دهد و نیازی به خودنمائی ندارد و تنها کسانیکه معرفت دارند و حق محبت را میفهمند که باید ادا کنند او را می شناسند.
    شما چه نامی برای این شخص قائل می شوید
    هر آنچه شما بنامید همان خدائیست که من با نام الله و 1000 نام دیگر او را میشناسم.
    یاحق
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.

  11. تشکر


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    الله خدایی است که تمام موحدین و تمام 124 هزار پیامبر و پیروانشان به او اعتقاد داشته اند.
    این 124 هزار پیامبر کیا هستن که هیچکس در تاریخ ازشون اسم نبرده و تنها جایی که دارن در کتب مقدس هست (که منابع معتبری نیستن؟)
    حالا فرض میگیریم 124 هزار پیامبر داشتیم. چون الله پیامبرهای زیادی داشته، پس خدای راستین هست؟

    جناب پاسخگوی مباحث اخلاقی، خداهای زیادی هستن که ویژگیهای الله رو دارن، و میتونن جای الله رو پر کنن، پس نمیشه گفت الله خدای راستینه چون ما براش فاکتورهایی تعیین کردیم که ادیان دیگه نکردن.
    تیری را به سمت یک دیوار شلیک کنید، وقتی به دیوار برخورد کرد دور آن یک خط بکشید، و بگویید "دیدید که به هدف زدم؟"

    "افسانه چیزیست که ما دین دیگری را میخوانیم، گمراه کسی است که مخالف عقاید خود را میخوانیم".

  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    22
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شما فعلا" خدا رو داشته باشین برادر گرام اونوقت همه چیزو دارین
    ویرایش توسط reyhane jan : ۱۳۸۹/۰۲/۰۶ در ساعت ۲۳:۲۹

  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593




    از رسول خدا - صلّى الله علیه و آله - نقل شده فرمودند :
    حضرت شعیب - علیه السلام - به عشق خدا آن قدر گریه كرد تا نابینا شد، خداوند او را بینا كرد، باز آن قدر گریست تا نابینا شد، باز خداوند او را بینا كرد، براى بار سوم نیز آن قدر به عشق الهى گریست كه نابینا شد، خداوند باز او را بینا كرد، در مرتبه چهارم خداوند به او چنین وحى كرد:
    «اى شعیب! تا كى به این حالت ادامه مى‏دهى؟ اگر گریه تو از ترس آتش دوزخ است، آن را بر تو حرام كردم، و اگر از شوق بهشت است، آن را براى تو مباح نمودم.»
    شعیب - علیه السلام - عرض كرد:


    «اِلهِى وَ سَیدِى اَنْتَ تَعْلَمُ اَنِّى ما بَكَیتُ خَوْفاً مِنْ نارِكَ وَ لا شَوْقاً اِلى جَنَّتِكَ، وَ لكِنْ عُقِدَ حُبُّكَ عَلى قَلْبِى فَلَسْتُ اَصْبِرُ اَوْ اَراكَ؛
    اى خداى من و اى آقاى من! تو مى‏دانى كه من نه از خوف آتش دوزخ تو گریه مى‏كنم، و نه به خاطر اشتیاق بهشت تو، بلكه حبّ و عشق تو در قلبم گره خورده كه قرار و صبر ندارم تا تو را (با چشم دل) بنگرم و به درجه نهایى عرفان و یقین برسم، و مرا به عنوان حبیب درگاهت بپذیرى.»


    خداوند به شعیب فرمود: «اكنون كه داراى چنین حالتى هستى به زودى كلیم و هم سخن خودم موسى - علیه السلام - را خدمتگزار تو مى‏كنم.»

    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

  16. تشکر


صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود