جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا جوانان ما عوض شدن!!!!!؟؟؟؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    375
    تشکر:
    1
    حضور
    6 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    218
    آپلود
    7
    گالری
    259

    مطلب چرا جوانان ما عوض شدن!!!!!؟؟؟؟




    چرا جوانان جذب افراد ناباب می شوند
    اینک به طور فزاینده‏ای با این نگرانی و پرسش والدین مواجه می شویم که چرا نوجوان و یا جوانشان جذب افراد ناباب شده است؟ این والدین متحیر و پریشانند از اینکه نوجوانشان با وجود مراقبت شدید آنان جذب دوستان ناباب شده و رفتار و اعمالشان به شدت عوض شده است. آنان می‏پرسند چرا فرزندشان که در کمال مراقبت، پرورش یافته و در دوران کودکی همه از او به عنوان بچه‏ای مؤدب و با نزاکت یاد می‏کردند، اینک به یکباره چنین پرخاشگر و
    شرور شده است؟
    برای پاسخ به این پرسش هر پدر و مادری باید دنیای نوجوانی را بشناسند و آن را درک نمایند.دوران نوجوانی از قدیم‏الایام دورانی دشوارتر از سالهای کودکی محسوب می‏شده است. به گونه‏ای که دوره نوجوانی را دوران طوفان و تنش شدید و دوره توانایی فوق‏العاده جسمانی، عقلی و عاطفی دانسته‏اند. در این دوره احساس نوجوان این است که دیگر آن کودک سابق نیست و چیزهایی را احساس می‏کند که در گذشته نسبت به آنان این احساس را نداشته و یا قادر به انجام اموری است که سابقا از انجام آنها ناتوان بوده است.
    به طور کلی ویژگیهای نوجوانان را می‏توان به قرار زیر مشخص نمود:
    از نظر بدنی در حال دگرگونی و تحول، از لحاظ عاطفی نابالغ، از جهت تجربه محدود و از دیدگاه فرهنگ تابع محیط است.
    همه چیز می‏خواهد، اما در واقع نمی‏داند چه چیزهایی باید بخواهد.
    فکر می‏کند همه چیز می‏داند اما در واقع چیزی نمی‏داند.
    نه از مزایای کودکی بهره می‏برد، نه از امتیازات بزرگسالی.
    مدام در رؤیا و تخیل زندگی می‏کند اما همیشه با واقعیات روبه‏رو است.
    اکثریت دختران و پسران در طی دوران نوجوانی دستخوش دگرگونیهای زیستی و بدنی می‏شوند و تقریبا طرح دایمی چهره و بدن آنان نمایان می‏شود. در این دوران آنچه چشمگیر است قد کشیدن، ازدیاد وزن و ظهور ویژگیهای جنسی در دختران و پسران می‏باشد. رشد بدنی با دگرگونیهای فیزیولوژیکی به مانند رشد دستگاه تنفس، گردش خون و هر گونه دگرگونی حاصل از سوخت و ساز ارتباط دارد. در این مرحله استخوانهاو ماهیچه‏ها رشد سریعی دارند و تناسب رشد اندامها و شکل قیافه دگرگون می‏شود به این معنی که ساقهای پا نسبت به تنه سریعتر رشد کرده و در طول سالهای بعد دستها و پاها به اندازه نهایی خود می‏رسند.
    ظهور بلوغ جنسی نقش مهمی در زندگی نوجوان به عهده دارد، زیرا در او توانایی فعالیتهای جنسی را به وجود می‏آورد. دگرگونیهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی وضع کاملاً تازه و مشهودی را در دختران و پسران ایجاد می‏کنند و این دگرگونیها سرآغاز زندگی بزرگسالی به شمار می‏آیند. بلوغ جنسی با ازدیاد ترشح هورمونها و تظاهرات آن آغاز شده و غالبا با رشد سریع قد و وزن همراه است و معمولاً چهار سال ادامه دارد.
    هنجار بلوغ جنسی برای اکثر دختران میان 9 تا 11 سالگی است در صورتی که برای اکثر پسران میان 11 تا 15 سالگی می‏باشد. بنابراین به طور متوسط معمولاً پسرها دو سال دیرتر از دختران به جهش نمو و بلوغ می‏رسند. البته امروزه بر اثر بهبود شرایط زندگی، بهداشت و تغذیه بهتر، بلوغ غالبا زودتر از گذشته حاصل می‏شود. و وقتی نوجوان بالغ می‏شود اندیشه و احساس او نسبت به مسایل جنسی شدت بیشتری می‏یابد. هر چند نوجوانان واکنشهای متفاوتی نسبت به پدیده بلوغ از خود نشان می‏دهند اما دگرگونیهای نوظهور بدنی گاهی موجب تشویش و نگرانی بسیاری از آنان می‏شوند.
    مهمترین دگرگونیهای بدنی در دوره نوجوانی ظهور ویژگیهای نخستین و ویژگیهای ثانوی است. منظور از ویژگیهای نخستین توانایی در امر تولید مثل است. ویژگیهای ثانوی عبارت است از رویش ریش و سبیل و دو رگه شدن صدا در پسران و بزرگ شدن سینه و لگن خاصره در دختران. گر چه پسرها به طور متوسط دیرتر از دختران بالغ می‏شوند اما در این زمینه تفاوتهای فردی زیادی وجود دارد. پسران دیررس به لحاظ سازگاری با محیط با دشواریهای خاصی روبه‏رو می‏شوند. پسران دیررس مضطرب و پرحرفند، خجالتی‏ترند و ساده و طبیعی رفتار نمی‏کنند. آنان در عین حال بی‏قرارند، رفتاری تحکم‏کننده دارند و توجه‏طلبند ومعمولاً در میان همکلاسی‏های خود از محبوبیت کمتری برخوردارند. حال آنکه پسرهای زودرس از اتکا به نفس و استقلال بیشتری برخوردار می‏باشند.
    در مورد دختران، تأثیر سرعت رشد بر شخصیت آنان آنچنان چشمگیر نیست. از آنجایی که دختران زودرس در سالهای آخر دبستان رشد بیشتری نسبت به همکلاسی‏های خود دارند، ممکن است در این رابطه با مشکلاتی روبه‏رو بشوند. اما آنان در دوره راهنمایی معمولاً در میان همکلاسی‏های خود از اعتبار بیشتری برخوردار می‏شوند و در فعالیتهای مدرسه نقش رهبری را بر عهده می‏گیرند. در این مرحله روابط دختران دیررس همانند پسران دیررس با والدین و همسالان خود ممکن است رضایت‏بخش نباشد.
    برخی از پدر و مادرها با مراقبتهای شدید و برقراری محدودیتهای طاقت‏فرسا، اجازه رشد به فرزندان خود نمی‏دهند. آنان به بچه‏های خود اعتماد نکرده و هرگز اجازه نمی‏دهند کودکشان به دلخواه خود عمل کند. آنان حتی در انتخاب نوع و رنگ لباس، نوع غذا و ... عقیده خود را به بچه‏شان تحمیل می‏نمایند.
    تعدادی دیگر از پدر و مادرها با مهر و محبت و ناز و نوازش غیر متعارف و غیر قابل قبول جلوی رشد طبیعی کودکان خود را می‏گیرند. اینگونه والدین اجازه انجام هیچ کار و عملی را به بچه‏های خود نمی‏دهند، از ترس اینکه مبادا خطری متوجه آنها شود.
    عده‏ای از پدر و مادرها با تحقیر و سرزنش بچه خود و ناتوان خواندن او اینگونه به او القا می‏نمایند که او از انجام هر کاری و در انجام هر کاری ضعیف و ناتوان است.
    تعدادی دیگر از والدین بدون توجه به توان واقعی بچه‏های خود و بدون ارزیابی صحیح استعدادها و تواناییهای فرزندانشان و توقع بیش از حد توان آنها، اهدافی را برای فرزندان خود معین می‏نمایند که رسیدن بدان اهداف برای کودک غیر ممکن و یا بسیار سخت و بعید است. این دسته از والدین با دادن قول و وعده خرید وسیله مورد علاقه کودک یا وعده دادن جایزه به او، در کودک خود ایجاد انگیزه می‏نمایند تا او برای رسیدن به آن هدف با تمام وجود تلاش نماید. اما بدیهی است چون هدف دور از دسترس می‏باشد، کودک با شکست مواجه می‏شود. چنانچه این شکستها و ناکامیها مرتبا تکرار شوند و ظرف خاطرات کودک را پر بنمایند طبیعی است که پس از مدتی اینگونه به آن کودک القا می‏شود که ضعیف و ناتوان بوده و قادر به رسیدن به هیچ هدفی نمی‏باشد. بنابراین او پس از مدتی، خودباوری و اعتماد به نفسش را از دست خواهد داد.
    عده‏ای دیگر از والدین، در مقابل چشمان بچه‏هایشان، تمامی مشکلات زندگی خود را به گردن بچه‏ها و به دلیل تولد آنان می‏اندازند و همه بدبختیها را حاصل وجود آنان تلقی می‏کنند. بدیهی است چنین کودکانی خود را «بد» بدانند و خود را مخل آسایش و آرامش پدر و مادرشان محسوب بدارند.
    بدینگونه چنین افرادی در سنین نوجوانی و یا جوانی، با احساس حقارت و خودکم‏بینی، در مدرسه و کوچه و محل به دنبال تکیه‏گاهی می‏گردند. آنان به دنبال کسانی هستند که چون خودشان نبوده و نیستند. به دنبال کسانی که نمی‏ترسند، پرخاشگرند و با همه درگیر می‏شوند و در این میان بسیارند نوجوانان و جوانانی که جذب افراد شرور و خاطی می‏شوند. افرادی که از هیچ چیز و هیچ کس نمی‏ترسند. از معلم، مدیر، پلیس، پدر و مادر و از هیچ کس دیگری حرف شنوی ندارند. افرادی که همه قوانین و قواعد اجتماعی را نادیده گرفته و همه هنجارهای اجتماعی را می‏شکنند. آنان افرادی قلدر و زورگو هستند، از مدرسه فراری بوده و دست به یک اعمالی می‏زنند که از نظر نوجوان و جوان ما اعمالی قهرمانانه محسوب می‏گردند و بدین ترتیب است که کودک خوب و سربه‏زیر دیروز ما، جذب یک چنین افرادی شده و از آنان الگو می‏پذیرد. او دیگر حرف والدین خود را نمی‏پذیرد. خواهر و برادر کوچکتر خود را آزار می‏دهد و رفته‏رفته پا، جای پای دوستان ناباب خود گذاشته و از مسیر درست منحرف می‏شود و چه بسا چنین کودکان خوب و سربه‏زیر دیروز و نوجوان امروزی به دام باندهای منحرف افتاده تنها به این دلیل که دختر و پسر نوجوان ما می‏خواهند خلأ شخصیتی خود را پر کنند.

    مـــــا از قدیــــم طــــایفه ای سینــه خستــه ایــم
    مـــــا بچـــه هــــای مــادر پهلــــو شکســــته ایــم
    امــــــروز اگـــــر سیـــنـــه و زنـــجـــیــــر می زنیم
    فردا به عــشــــق فــاطـــمه شمــشیر می زنیم
    مـــا را پیــــامـبــر ، قبیـله سـلـمــان خطـاب کرد
    روی غــرور و غـــیـرت مــا هـــــم حــســــاب کرد
    ازمـــا بــتـــــرس! طــایــفـــه ای پــــر اراده ایـــــم
    ما مثل کوه پشت سر سید علـــی ایستاده ایم

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    375
    تشکر:
    1
    حضور
    6 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    218
    آپلود
    7
    گالری
    259



    (یك داستان واقعی)
    چرا جوانان ما عوض شدن!!!!!؟؟؟؟
    یه روز یه دختر کوچولو کنار یک کلیسای کوچک محلی ایستاده بود؛ دخترک قبلا یک بار آن کلیسا را ترک کرده بود چون به شدت شلوغ بود. همونطور که از جلوی کشیش رد شد، با گریه و هق هق گفت: "من نمیتونم به کانون شادی بیام!"

    کشیش با نگاه کردن به لباس های پاره پوره، کهنه و کثیف او تقریباً توانست علت را حدس بزند و دست دخترک را گرفت و به داخل برد و جایی برای نشستن او در کلاس کانون شادی پیدا کرد.

    دخترک از اینکه برای او جا پیدا شده بود بی اندازه خوشحال بود و شب موقع خواب به بچه هایی که جایی برای پرستیدن خداوند عیسی نداشتند فکر می کرد.

    چند سال بعد گذشت تا اینكه آن دختر کوچولو در همان آپارتمان فقیرانه اجاره ای که داشتند، فوت کرد. والدین او با همان کشیش خوش قلب و مهربانی که با دخترشان دوست شده بود، تماس گرفتند تا کارهای نهایی و کفن و دفن دخترک را انجام دهد.

    در حینی که داشتند بدن کوچکش را جا به جا می کردند، یک کیف پول قرمز چروکیده و رنگ و رو رفته پیدا کردند که به نظر می رسید دخترک آن را از آشغال های دور ریخته شده پیدا کرده باشد.

    داخل کیف 57 سنت پول و یک کاغذ وجود داشت که روی آن با یک خط بد و بچگانه نوشته شده بود: "این پول برای کمک به کلیسای کوچکمان است برای اینکه کمی بزرگ تر شود تا بچه های بیش تری بتوانند به کانون شادی بیایند."

    این پول تمام مبلغی بود که آن دختر توانسته بود در طول دو سال به عنوان هدیه ای پر از محبت برای کلیسا جمع کند. وقتی که کشیش با چشم های پر از اشک نوشته را خواند، فهمید که باید چه کند؛ پس نامه و کیف پول را برداشت و به سرعت سمت کلیسا رفت و پشت منبر ایستاد و قصه فداکاری و از خود گذشتگی آن دختر را تعریف کرد. او احساسهای مردم کلیسا را برانگیخت تا مشغول شوند و پول کافی فراهم کنند تا بتوانند کلیسا را بزرگ تر بسازند. اما داستان اینجا تمام نشد ...

    یک روزنامه که از این داستان خبردار شد، آن را چاپ کرد. بعد از آن یک دلال معاملات ملکی مطلب روزنامه را خواند و قطعه زمینی را به کلیسا پیشنهاد کرد که هزاران هزار دلار ارزش داشت. وقتی به آن مرد گفته شد که آن ها توانایی خرید زمینی به آن مبلغ را ندارند، او حاضر شد زمینش را به قیمت 57 سنت به کلیسا بفروشد. اعضای کلیسا مبالغ بسیاری هدیه کردند و تعداد زیادی چک پول هم از دور و نزدیک به دست آن ها می رسید.

    در عرض پنج سال هدیه آن دختر کوچولو تبدیل به 250.000 دلار پول شد که برای آن زمان پول خیلی زیادی بود (در حدود سال 1900). محبت فداکارانه او سودها و امتیازات بسیاری را به بار آورد.
    وقتی در شهر فیلادلفیا هستید، به کلیسای Temple Baptist Church که 3300 نفر ظرفیت دارد سری بزنید و همچنین از دانشگاه Temple University که تا به حال هزاران فارغ التحصیل داشته نیز دیدن کنید. همچنین بیمارستان سامری نیکو (Good Samaritan Hospital) و مرکز "کانون شادی" که صدها کودک زیبا در آن هستند را ببینید. مرکز "کانون شادی" به این هدف ساخته شد که هیچ کودکی در آن حوالی روزهای یکشنبه را خارج از آن محیط باقی نماند.

    چرا جوانان ما عوض شدن!!!!!؟؟؟؟

    چرا جوانان ما عوض شدن!!!!!؟؟؟؟
    در یکی از اتاق های همین مرکز می توانید عکسی از صورت زیبا و شیرین آن دخترک ببینید که با 57 سنت پولش، که با نهایت فداکاری جمع شده بود، چنین تاریخ حیرت انگیزی را رقم زد. در کنار آن، تصویری از آن کشیش مهربان، دکتر راسل اچ. کان ول که نویسنده کتاب "گورستان الماسها" است به چشم می خورد.

    این یک داستان حقیقی بود که گویای این حقیقت است كه هرگاه هدف شما آسمانی باشد حتما دست خداوند هم همراه شما خواهد بود ... بیاییم بیشتر به یكدیگر عشق بورزیم ...
    مـــــا از قدیــــم طــــایفه ای سینــه خستــه ایــم
    مـــــا بچـــه هــــای مــادر پهلــــو شکســــته ایــم
    امــــــروز اگـــــر سیـــنـــه و زنـــجـــیــــر می زنیم
    فردا به عــشــــق فــاطـــمه شمــشیر می زنیم
    مـــا را پیــــامـبــر ، قبیـله سـلـمــان خطـاب کرد
    روی غــرور و غـــیـرت مــا هـــــم حــســــاب کرد
    ازمـــا بــتـــــرس! طــایــفـــه ای پــــر اراده ایـــــم
    ما مثل کوه پشت سر سید علـــی ایستاده ایم

  5. تشکرها 3


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,487
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    1164
    آپلود
    119
    گالری
    2



    ريشه بيشتر انحرافات دينی و اخلاقی نسل جوان را در لابلای افكار و عقايد
    آنان بايد جستجو كرد . فكر اين نسل از نظر مذهبی آنچنانكه بايد راهنمائی‏
    نشده است و از اين نظر فوق العاده نيازمند است .
    اگر مشكلی در رهنمائی اين نسل باشد بيشتر در فهميدن زبان و منطق او و
    روبرو شدن با او با منطق و زبان خودش است . و در اينوقت است كه هر
    كسی احساس می‏كند اين نسل ، برخلاف آنچه ابتدا به نظر می‏رسد ، لجوج نيست‏
    ، آمادگی زيادی برای دريافت حقايق دينی دارد .

    با سلام
    این در کتاب فلسفه حجاب اومده که به نظرم جواب بسیار کاملی است


    آفت دين سه چيز است، داناى بد كار و پيشواى ستم كار و مجتهد نادان‏
    حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد.این کشتی روی قطره اشکی مقدس که برای حسین بن علی ریخته می شود می گذرد.علامه جعفری

  7. تشکرها 2


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,054
    تشکر:
    1
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1



    جوان عوض نشده ، زمانه عوض شده اما بسیاري در گذشته متوقف شده اند !
    ----------------

    عوض شدن جوان و تغییر مواضع و افکارش ممکن است مانند ابر بهاری غیر قابل پیش بینی باشد چون شخصیتش در حال شکل گیری است . اما مشکل زمانی آغاز می شود که بزرگتر ها عوض شوند و بر خلاف تمامی گفتار و کردار قبلی طوری زندگی کنند و جور دیگر نشان دهند ! جوان هم همه را مي بیند و بدون اینکه به زبان بیاورد راه خود را از توصیه های ظاهراًخیر اندیشانه زعما جدا می کند .

    بیشتر ناهنجاریهاي موجود در جوانان از لج دروغهایی است که می شنوند يا اجباری است که بدون درک جوان بر او

    تحميل می گردد و ممکن است کاری کنند که بر خلاف مصالحشان باشد !






  9. تشکرها 3


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    207
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط jahangardkocholo نمایش پست
    فكر اين نسل از نظر مذهبی آنچنانكه بايد راهنمائی‏ نشده است و از اين نظر فوق العاده نيازمند است .
    شما نیاز مند ترید به راهنمایی که اکثرا مطالعه کمی دارید در مقایسه با امثال من

    من اگه میام مثلا میگم فلان رفتار گذشته بد بوده از روی غرض نمیگم گاهی برای اینکه حرف طرف مقابلم رو کاملا لمس کنم و احساسشو درک کنم چند روز وقتمو میگذارم فکر میکنم مسافرت میرم اما طرف مقابلم یعنی شما های که در تلاش برای کمک به ما هستید کمتر موقع ای پیش میاد برای احساسات خودتتون همچین رفتاری داشته باشید
    صدف سينه من عمري
    گهر عشق تو پروردست
    كس نداند كه درين خانه
    طفل با دايه چه ها كردست
    همه ويراني و ويراني
    همه خاموشي و خاموشي
    سايه
    افكنده به روزنها
    پيچك خشك فراموشي...

    http://z.about.com/d/cruises/1/0/g/I/1/122-2240_IMG.JPG

  11. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی مايلم بدانم كه چه مي شود؟؟؟؟
    توسط سلمان فارسی در انجمن مرگ و برزخ در قرآن
    پاسخ: 73
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۲/۲۷, ۱۷:۳۲
  2. جمع بندی انتقال جنازه حضرت یوسف ع توسط حضرت موسی ع بعد از سالها به فلسطین ؟؟؟؟
    توسط ودود در انجمن مكان ها ، اشخاص و سرنوشت آن ها در قرآن
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۷/۱۴, ۲۱:۵۸
  3. *** آیا آرایش و اصلاح خانمها قبل از ازدواج درسته ؟؟؟؟ ***
    توسط Behrooz_313 در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 92
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۱۶, ۰۹:۰۲
  4. مهدویت و عدالت خدا چرا و چگونه؟؟؟؟
    توسط رضوانه در انجمن مهدویت و امام زمان در قرآن
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۱, ۱۰:۴۰

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود