صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: او مي آيد ! امّا كِي ....

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    92
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    او مي آيد ! امّا كِي ....




    سلام....
    يه سوال يا چند سوالي دارم كه خيلي ذهنم را به خود مشغول كرده....

    1. مگر روايت نداريم كه در شهري يا جامعه اي گناه و فساد زياد بشود رزق و روزي كم و بلاهاي طبيعي زياد ، پس چرا در كشورهاي غربي و آمريكا كه انقدر فحشا زياد است خبري از بلا و مصيبت نيست ؟ چرا آنها داراي بهترين امكانات از لحاظ طبيعت ( آب و هوا ) و غيره هستند؟

    2. الان كه ظلم و فساد در سراسر دنيا دارد بيداد مي كند ، انقدر كشته در فلسطين ، غزه و .... ، اينقدر فحشا ( همجنس بازي وفيلمهاي غير اخلاقي ....) ، پس چرا با اين همه ظلم امام زمان ( يا هر منجي ديگر) نمي آيد ، ؟ پس كِي مي خواهد بيايد ؟ آيا ظلم و فساد به اندازه كافي نيست؟


    3. اين همه بي ديني ( در كشو ر ما) زياد است ، چرا دين جذابيتش خيلي كم و دافعه اش زياد است ؟ چرا بايد اين همه جوان از دين رويگردان باشند ؟ آيا دين خواستار جذب و هدايت همه نيست ؟ چرا اديان غير الهي و ( ساير فرقه هاي غير ديني‌) بايد انقدر طرفدار داشتاه باشد؟ چرا در همين كشور ما بايد جامعه به اوج بي ديني خود برسد؟ آيا زمان آن نرسيده كه او بيايد؟


    دوستان لطف كنن جواب سوالات را منطقي جواب بدهند ؟
    بهترین داستانهای تکان دهنده

    چشمک های خداوند
    godeye.ir


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط penitent نمایش پست
    سلام....
    يه سوال يا چند سوالي دارم كه خيلي ذهنم را به خود مشغول كرده....

    1. مگر روايت نداريم كه در شهري يا جامعه اي گناه و فساد زياد بشود رزق و روزي كم و بلاهاي طبيعي زياد ، پس چرا در كشورهاي غربي و آمريكا كه انقدر فحشا زياد است خبري از بلا و مصيبت نيست ؟ چرا آنها داراي بهترين امكانات از لحاظ طبيعت ( آب و هوا ) و غيره هستند؟


    دوستان لطف كنن جواب سوالات را منطقي جواب بدهند ؟
    سلام
    جهان هستی و از جمله زندگی انسان ها دارای سنت هایی است که خداوند مقرر نموده، این سنّت ها برای همه انسان ها یکسان است.
    1- بنابراین، اگر می بینیم جهان غرب با پیشرفت علمی و صنعت و ثروت رو به رو است، باید در سعی و تلاش آن ها برای فراهم نمودن زندگی مرفه مادی و بهره وری از منابع طبیعی و عوامل پیشرفت آن ها جستجو کرد. که در جهان اسلام این پیشرفت علمی و صنعت به دلایل متعدد وجود ندارد. موضوع عقب ماندگی مسلمانان، مساله ای است که به عوامل متعددی وابسته است.
    بنابراین، اگر در آن سرزمین ها ساختمان های محکم در مقابل زلزله و دیگر عوامل طبیعی ساخته می شود، بر اساس قانون عالم طبیعت که خداوند مقرر نموده است، در مقابل بلاهای طبیعی مقاومت خواهد کرد.

    2- از طرف دیگر آن چه در جهان غرب به عنوان مفاسد شناخته شده و ناشناخته ذکر می شود مربوط به تمام مردم آن سرزمین یا اکثر آن ها نیست. اگر چنین باشد، طبعاً عذاب الهی به عنوان یک سنت و به صورت یک جریان طبیعی اتفاق می افتد.

    3- مقصود از جریان طبیعی، لزوماً وقوع سیل و زلزله نخواهد بود. وقوع عذاب و بلاها می توانند به صورت های مختلف با توجه به نوع گناهان و معاصی که انجام می شود، تحقق یابد.
    برخی از بیماری های جدیدی که امروزه در همان غرب و دنیایی که دچار فساد جنسی می شوند، مانند ایدز وجود دارد، می تواند نوعی بلا و عذاب باشد. می گویند: سالی هشتصد هزار نفر بر اثر این بیماری ها می میرند که رقمی بسیار بالاتر از زلزله و سیل می باشد.
    در ضمن انواع بیمارهای روانی که در جامعه صنعتی وجود دارد، برای جهان سوم شناخته شده نیست یا اصلاً وجود ندارد. آمار بالای خودکشی ها، احساس پوچی و بی معنایی در زندگی می توانند ره آورد زندگی بدون اخلاق و ارزش های انسانی باشد.

    البته نمی توانیم جوامع جهان سوم و از جمله جامعه خودمان را از چیزهایی که برای جامعه غربی گفته شده است، مستثنا بدانیم. متاسفانه امروزه بسیاری از جوامع و مردم تحت تاثیر فرهنگ منحط غربی هستند و به همان میزان از آثار و پیامد سوء آن فرهنگ تاثیر پذیرفته و در امان نیستند.

    4- از طرف دیگر مطمئناً وقوع سیل و زلزله در عین حال که روند طبیعی بوده و دلیل مادی دارد، آزمون و آزمایش الهی است؛ آزمون برای کسانی که پس از حادثه بر جا می مانند و بیدار کردن انسان ها از غفلت در ضمن می دانیم سنت آزمایش و آزمون الهی برای کسانی که ایمان به او دارند، بیشتر و سخت تر خواهد بود. زندگی پیامبران بزرگ الهی و داستان حضرت ایوب نبی(ع) و دیگر اولیای خداوند به خوبی تاییدی بر این سخن است که "البلاء للوالاء؛ بلاها و مصیبت ها بیشتر برای اولیا است".

    دوست گرامی در جواب به این سوال موارد دیگری را هم می توان مطرح کرد که اگر تمایل داشتید می شود آن ها را هم بیان کرد.
    جوای دو سوال دیگرتان را هم انشاءالله در وقت دیگری خواهم داد.






  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    122
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    1
    گالری
    38



    تا احساس نیاز وجود نداشته باشه...احساس نیاز به رهایی از این زندگی...احساس نیاز به منجی ،

    احساس نیاز به حضرت مهدی (عج)....این آمدن صورت نمیگیره

    اساسا هر چیزی همینطوره

    تا احساس نکنیم که نیازش داریم ، وجودش رو درک نمیکنیم... بود و نبودش برامون فرقی نمیکنه

    ---------------------------------------------------------------------------------------
    مثلا اگر جلوی کسی که نیازی به آب نداره و تشنه نیست ، بهترین شربت ها رو بگذاریم
    این شربت ها ، برایش هیچ ارزشی نداره

    ---------------------------------------------------------------------------------------

    کسی که ، ازدواج برایش به نیاز تبدیل نشده ، اگر ازدواج کنه...حتما شکست میخوره
    چون اون زندگی مشترک براش بی معناست و یا معنا های پستی داره


    ------------------------------------------------------------------------------
    تا نماز براتون ، نیاز نشده ، هر چی نماز میخونید ، تکراری است
    -------------------------------------------------------------------------------

    باید حس کنیم این نیاز به ولی رو ...حس کنیم نیاز به راهنما رو....
    حس کنیم نیاز به مولا رو.
    تا وقتی تشریف میارن....قدرشون دونسته بشه


    دیدار یار غائب دانی چه ذوق داردابری که در بیابان برتشنه ای ببارد


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    سرنوشت هیچ قوم و ملتی تغییر نخواهد کرد مگر به دست خود آن ملت (قرآن)

    این آیه از قرآن رو می پذیرید یا صبر به اینکه امام زمان بیاید؟

    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.

  6. تشکر


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    802
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    12 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    9



    نقل قول نوشته اصلی توسط الله و امیر بهرامی نمایش پست
    سرنوشت هیچ قوم و ملتی تغییر نخواهد کرد مگر به دست خود آن ملت (قرآن)

    این آیه از قرآن رو می پذیرید یا صبر به اینکه امام زمان بیاید؟
    آدرس؟!!
    دوست عزیز
    شما با ترجمه اشتباه آیه،معنی آیه رو تغییر دادید.
    اصل آیة قرآن رو با متن خود قرآن و نه ترجمه خودتون بگذارید تا متوجه اشتباه بشید.
    موفق باشید


    مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلا
    از مؤمنان مردانى هستند كه به پيمانى كه با خدا بسته بودند وفا كردند. بعضى بر سر پيمان خويش جان باختند و بعضى چشم به راهند و هيچ پيمان خود دگرگون نكرده‏اند
    مارا به دعا کاش نسازند فراموش
    رندان سحر خیز که صاحب نفسانند



  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَينْ‏ِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يحَْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيرُِّ مَا بِقَوْمٍ حَتىَ‏ يُغَيرُِّواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَ مَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ(11)

    فرشتگان مدام از پيش رو و پشت سر به امر خدا آدمى را حفظ مى‏كنند. به راستى كه خداوند سرنوشت هيچ قومى را تغيير نخواهد داد مگر آنچه را در ضميرشان است تغيير دهند و هر گاه خداوند بر بدى قومى اراده كند هيچ چيز مانع آن نخواهد شد و جز خدا سرپرستى نخواهند داشت. (11)


    براى انسان مامورانى است كه از جلو رو و از پشت سرش، او را از فرمان خدا حفاظت مى‏كنند، و خدا نعمتى را كه نزد گروهى هست تغيير ندهد، تا آنچه را كه ايشان در ضميرشان هست تغيير دهند، و چون خدا براى گروهى بدى بخواهد هيچ نمى‏تواند جلو آن را بگيرد و براى ايشان غير از خدا اداره كننده‏اى نيست (11).

    براى هر كس پاسبانها از پيش رو و پشت سر برگماشته شده كه به امر خدا او را نگهبانى كنند. خدا حال هيچ قومى را دگرگون نخواهد كرد تا زمانى كه خود آن قوم حالشان را تغيير دهند (و از نيكى به بدى شتابند)، و هر گاه خدا اراده كند كه قومى را (به بدى اعمالشان) عقاب كند هيچ راه دفاعى نباشد و براى آنان هيچ كس را جز خدا ياراى آنكه آن بلا بگرداند نيست. (11)

    آدمى را فرشتگانى است كه پياپى به امر خدا از رو به رو و پشت سرش مى‏آيند و نگهبانيش مى‏كنند. خدا چيزى را كه از آن مردمى است دگرگون نكند تا آن مردم خود دگرگون شوند. چون خدا براى مردمى بدى خواهد، هيچ چيز مانع او نتواند شد و ايشان را جز خدا هيچ كارسازى نيست. (11)

    11- انسان داراى مأمور و مراقب‏هائى است (از قبيل فرشتگان) كه او را به امر خدا از جلو و پشت سرش از عوارض و حوادث (غير حتمى) حفظ و حراست مينمايند. يقينا خدا سرنوشت هيچ قومى را تغيير نمى- دهد، مگر اينكه آنان خويشتن را (به وسيله رفتارهاى نيك، يابد) تغيير دهند.

    براى او فرشتگانى است كه پى در پى او را به فرمان خدا از پيش رو و از پشت سرش پاسدارى مى‏كنند. در حقيقت، خدا حال قومى را تغيير نمى‏دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند. و چون خدا براى قومى آسيبى بخواهد، هيچ برگشتى براى آن نيست، و غير از او حمايتگرى براى آنان نخواهد بود. (11)
    براى انسان، مأمورانى است كه پى در پى، از پيش رو، و از پشت سرش او را از فرمان خدا [حوادث غير حتمى‏] حفظ مى‏كنند (امّا) خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملّتى) را تغيير نمى‏دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند! و هنگامى كه خدا اراده سويى به قومى (بخاطر اعمالشان) كند، هيچ چيز مانع آن نخواهد شد و جز خدا، سرپرستى نخواهند داشت! (11)

    تفسير نمونه، ج‏10، ص: 141

    [سوره الرعد (13): آيه 11]
    لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ (11)
    ترجمه:
    11- براى انسان مامورانى است كه پى در پى، از پيش رو، و از پشت سرش او را از حوادث (غير حتمى) حفظ مى‏كنند، (اما) خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملتى) را تغيير نمى‏دهد مگر آنكه آنها خود را تغيير دهند، و هنگامى كه خدا اراده سويى به قومى (بخاطر اعمالشان) كند هيچ چيز مانع آن نخواهد شد، و جز خدا سرپرستى نخواهند داشت.
    تفسير: محافظان غيبى!
    در آيات گذشته خوانديم كه خدا بحكم عالم الغيب و الشهادة بودن، از پنهان و آشكار مردم با خبر و همه جا حاضر و ناظر است.
    در آيه مورد بحث اضافه مى‏كند كه خداوند علاوه بر اين حافظ و نگاهبان بندگان خود نيز مى‏باشد:" براى انسان مامورانى است كه پى در پى از پيش رو، و پشت سر او قرار مى‏گيرند و او را از حوادث حفظ مى‏كنند" (لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ) «1»
    __________________________________________________
    (1) در اينكه ضمير" له" به چه كسى بر مى‏گردد در ميان مفسران گفتگو است، مشهور و معروف همان است كه در بالا گفتيم يعنى به انسان بر مى‏گردد كه در آيات قبل به او اشاره شده است، بعضى احتمال داده‏اند كه به پيامبر يا به خدا برگردد ولى اين دو احتمال با ذيل آيه سازگار نيست (دقت كنيد).
    تفسير نمونه، ج‏10، ص: 142
    اما براى اينكه كسى اشتباه نكند كه اين حفظ و نگاهبانى بى‏قيد و شرط است و انسان مى‏تواند خود را به پرتگاهها بيفكند و دست به هر ندانم كارى بزند و يا مرتكب هر گونه گناهى كه مستوجب مجازات و عذاب است بشود و باز انتظار داشته باشد كه خدا و ماموران او حافظ وى باشند اضافه مى‏كند كه:" خداوند سرنوشت هيچ قوم و ملتى را تغيير نمى‏دهد مگر اينكه آنها تغييراتى در خود ايجاد كنند"! (إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ).
    و باز براى اينكه اين اشتباه پيش نيايد كه با وجود ماموران الهى كه عهده دار حفظ انسان هستند، مساله مجازات و بلاهاى الهى چه معنى دارد، در پايان آيه اضافه مى‏كند كه" هر گاه خداوند به قوم و جمعيتى اراده سوء و بدى كند هيچ راه دفاع و بازگشت ندارد" (وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ).
    " و هيچكس غير خدا نمى‏تواند والى و ناصر و ياور آنها باشد" (وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ).
    به همين دليل هنگامى كه فرمان خدا به عذاب و مجازات يا نابودى قوم و ملتى صادر شود، حافظان و نگهبانان دور مى‏شوند و انسان را تسليم حوادث مى‏كنند!
    نكته‏ها:
    1- معقبات چيست؟
    " معقبات" چنان كه طبرسى در مجمع البيان و بعضى ديگر از مفسران بزرگ گفته‏اند جمع" معقبه" است و آن هم به نوبه خود جمع" معقب" مى‏باشد و به معنى گروهى است كه پى در پى و به طور متناوب به دنبال كارى مى‏روند.
    ظاهر اين آيه آن است كه خداوند به گروهى از فرشتگان، ماموريت داده كه در شب و روز به طور متناوب به سراغ انسان بيايند و از پيش رو و پشت سر تفسير نمونه، ج‏10، ص: 143
    نگاهبان و حافظ او باشند.
    بدون ترديد انسان در زندگى خود در معرض آفات و بلاهاى زيادى است، حوادثى از درون و برون، انواع بيماريها، ميكربها، انواع حادثه‏ها و خطراتى كه از زمين و آسمان مى‏جوشد، انسان را احاطه كرده‏اند، مخصوصا به هنگام كودكى كه آگاهى انسان از اوضاع اطراف خود بسيار ناچيز است و هيچگونه تجربه‏اى ندارد، در هر گامى خطرى در كمين او نشسته است، و گاه انسان تعجب مى‏كند كه كودك چگونه از لابلاى اينهمه حوادث جان به سلامت مى‏برد و بزرگ مى‏شود، مخصوصا در خانواده‏هايى كه پدران و مادران چندان آگاهى از مسائل ندارند و يا امكاناتى در اختيار آنها نيست مانند كودكانى كه در روستاها بزرگ مى‏شوند و در ميان انبوه محروميتها، عوامل بيمارى و خطرات قرار دارند.
    اگر براستى در اين مسائل بينديشيم احساس مى‏كنيم كه نيروى محافظى هست كه ما را در برابر حوادث حفظ مى‏كند و همچون سپرى از پيش رو و پشت سر محافظ و نگهدار ما است.
    در بسيارى از مواقع، حوادث خطرناك براى انسان پيش مى‏آيد و او معجزه‏آسا از آنها رهايى مى‏يابد بطورى كه احساس مى‏كند همه اينها تصادف نيست بلكه نيروى محافظى از او نگهبانى مى‏كند.
    در روايات متعددى كه از پيشوايان اسلام نقل شده نيز روى اين تاكيد شده است، از جمله:
    در روايتى از امام باقر ع مى‏خوانيم كه در تفسير آيه فوق فرمود:
    يحفظ بامر اللَّه من ان يقع فى ركى او يقع عليه حائط او يصيبه شى‏ء حتى اذ جاء القدر خلوا بينه و بينه يدفعونه الى المقادير و هما ملكان يحفظانه بالليل و ملكان من نهار يتعاقبانه‏
    يعنى:" به فرمان خدا انسان را حفظ مى‏كند از اينكه در چاهى سقوط كند يا ديوارى بر او بيفتد يا حادثه ديگرى براى او پيش بيايد تفسير نمونه، ج‏10، ص: 144
    تا زمانى كه مقدرات حتمى فرا رسد در اين هنگام آنها كنار مى‏روند و او را تسليم حوادث مى‏كنند، آنها دو فرشته‏اند كه انسان را در شب حفظ مى‏كنند و دو فرشته‏اند كه در روز كه به طور متناوب به اين وظيفه مى‏پردازند" «1».
    در حديثى ديگر از امام صادق ع مى‏خوانيم:
    ما من عبد الا و معه ملكان يحفظانه فاذا جاء الامر من عند اللَّه خليا بينه و بين امر اللَّه:
    " هيچ بنده‏اى نيست مگر اينكه دو فرشته با او هستند و او را محافظت مى‏كنند، اما هنگامى كه فرمان قطعى خداوند فرا رسد، او را تسليم حوادث مى‏كنند" «2» (بنا بر اين آنها تنها او را از حوادثى كه به فرمان خدا قطعيت نيافته حفظ مى‏كنند).
    در نهج البلاغه نيز مى‏خوانيم كه امير مؤمنان على ع فرمود:
    ان مع كل انسان ملكين يحفظانه فاذا جاء القدر خليا بينه و بينه:
    " با هر انسانى دو فرشته است كه او را حفظ مى‏كنند، اما هنگامى كه مقدرات حتمى فرا رسد او را رها مى‏سازند" «3» همچنين در خطبه اول نهج البلاغه در توصيف فرشتگان و گروه‏هاى مختلف آنها مى‏خوانيم:
    و منهم الحفظة لعباده:
    " گروهى از آنها حافظان بندگان اويند" البته عدم آگاهى از وجود اين فرشتگان از طريق حس يا از طريق علوم و دانشهاى طبيعى هرگز نمى‏تواند دليل بر نفى آنها باشد چرا كه اين منحصر به مورد بحث ما نيست، قرآن مجيد و همچنين مذاهب ديگر خبر از امور فراوانى كه ما وراء حس انسان است داده‏اند كه بشر از طرق عادى نمى‏تواند از آنها آگاهى يابد.
    از اين گذشته همانگونه كه در بالا گفتيم ما در زندگى روزانه خود، نشانه‏هاى واضحى از وجود چنين نيروى محافظى مى‏بينيم و احساس مى‏كنيم كه در برابر
    __________________________________________________
    (1) و (2) تفسير برهان جلد 2 صفحه 283. [.....]
    (3) نهج البلاغه كلمات قصار جمله 201.
    تفسير نمونه، ج‏10، ص: 145
    بسيارى از حوادث مرگبار بطور اعجاز آميزى نجات مى‏يابيم كه تفسير و توجيه همه آنها از طريق عادى و يا حمل بر تصادف مشكل است، (و من خود بعضى نمونه‏هاى آن را در زندگى ديده‏ام كه راستى حيرت‏آور بوده، حتى براى شخص ديرباورى مثل من دليلى بوده است براى وجود آن محافظ نامرئى!)
    2- هميشه تغييرات از خود ما است! (يك قانون كلى).
    جمله إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ كه در دو مورد از قرآن با تفاوت مختصرى آمده است، يك قانون كلى و عمومى را بيان مى‏كند، قانونى سرنوشت‏ساز و حركت آفرين و هشدار دهنده! اين قانون كه يكى از پايه‏هاى اساسى جهان بينى و جامعه‏شناسى در اسلام است، به ما مى‏گويد مقدرات شما قبل از هر چيز و هر كس در دست خود شما است، و هر گونه تغيير و دگرگونى در خوشبختى و بدبختى اقوام در درجه اول به خود آنها بازگشت مى‏كند، شانس و طالع و اقبال و تصادف و تاثير اوضاع فلكى و مانند اينها هيچكدام پايه ندارد، آنچه اساس و پايه است اين است كه ملتى خود بخواهد سربلند و سرفراز و پيروز و پيشرو باشد، و يا به عكس خودش تن به ذلت و زبونى و شكست در دهد، حتى لطف خداوند، يا مجازات او، بى‏مقدمه، دامان هيچ ملتى را نخواهد گرفت، بلكه اين اراده و خواست ملتها، و تغييرات درونى آنهاست كه آنها را مستحق لطف يا مستوجب عذاب خدا مى‏سازد.
    به تعبير ديگر: اين اصل قرآنى كه يكى از مهمترين برنامه‏هاى اجتماعى اسلام را بيان مى‏كند به ما مى‏گويد هر گونه تغييرات برونى متكى به تغييرات درونى ملتها و اقوام است، و هر گونه پيروزى و شكستى كه به قومى رسيد از همين جا سرچشمه مى‏گيرد، بنا بر اين آنها كه هميشه براى تبرئه خويش به دنبال" عوامل برونى" مى‏گردند، و قدرتهاى سلطه‏گر و استعمار كننده را همواره عامل بدبختى خود مى‏شمارند، سخت در اشتباهند، چرا كه اگر اين قدرتهاى جهنمى پايگاهى تفسير نمونه، ج‏10، ص: 146
    در درون يك جامعه نداشته باشند، كارى از آنان ساخته نيست.
    مهم آن است كه پايگاههاى سلطه‏گران و استعمار كنندگان و جباران را در درون جامعه خود در هم بكوبيم، تا آنها هيچگونه راهى براى نفوذ نداشته باشند.
    آنها بمنزله شيطانند، و مى‏دانيم شيطان به گفته قرآن بر كسانى كه عباد اللَّه مخلصين هستند راه ندارد، او تنها بر كسانى چيره مى‏شود كه پايگاهى در درون وجود خود براى شيطان ساخته‏اند.
    اين اصل قرآنى مى‏گويد: براى پايان دادن به بدبختيها و ناكاميها بايد دست به انقلابى از درون بزنيم، يك انقلاب فكرى و فرهنگى، يك انقلاب ايمانى و اخلاقى، و به هنگام گرفتارى در چنگال بدبختيها بايد فورا به جستجوى نقطه‏هاى ضعف خويشتن بپردازيم، و آنها را با آب توبه و بازگشت به سوى حق از دامان روح و جان خود بشوئيم، تولدى تازه پيدا كنيم و نور و حركتى جديد، تا در پرتو آن بتوانيم ناكاميها و شكستها را به پيروزى مبدل سازيم، نه اينكه اين نقطه‏هاى ضعف كه عوامل شكست است در زير پوششهاى خود خواهى مكتوم بماند و به جستجوى عوامل شكست در بيرون جامعه خود در بيراهه‏ها سرگردان بمانيم! تا كنون كتابها يا مقالات زيادى در باره عوامل پيروزى مسلمانان نخستين، و عوامل عقب‏نشينى مسلمين قرون بعد، نوشته شده است، كه بسيارى از بحثهاى آنان به كاوش در سنگلاخ و بيراهه مى‏ماند، اگر بخواهيم از اصل فوق كه از سرچشمه وحى به ما رسيده الهام بگيريم بايد هم آن پيروزى و هم آن شكست و ناكامى را در تغييرات فكرى و عقيدتى و اخلاقى و برنامه‏هاى عملى مسلمانان جستجو كنيم و نه غير آن، در انقلابهاى معاصر از جمله انقلاب ملت ما (مسلمانان ايران) انقلاب الجزائر، انقلاب افغانستان، و مانند آن به وضوح حاكميت اين اصل تفسير نمونه، ج‏10، ص: 147
    قرآنى را مشاهده مى‏كنيم. يعنى بى‏اينكه دولتهاى استعمارى و ابرقدرتهاى سلطه‏گر روش خود را تغيير دهند، هنگامى كه ما از درون دگرگون شديم همه چيز دگرگون شد.
    و به هر حال اين درسى است براى امروز و فردا، و فرداهاى ديگر، براى همه مسلمانها، و همه نسلهاى آينده! و مى‏بينيم تنها رهبرانى پيروز و موفق شدند كه ملت خود را بر اساس اين اصل رهبرى كردند و دگرگون ساختند، تاريخ اسلام و تاريخ معاصر مملو است از شواهدى بر اين اصل اساسى و جاودانى كه ذكر آنها ما را از روش بحثمان در اين تفسير دور مى‏سازد.
    الهی العفو...


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,447
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    69



    شاید این جمعه بیاید
    شاید..
    شاید.
    .
    .
    .

    مسابقه قرآني براي كانوني ها


    ▌▬◄جام حذفی کانون گفتمان قرآن►▬▐



    منتظر حضور گرمتان هستيم...

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط penitent نمایش پست
    سلام....
    يه سوال يا چند سوالي دارم كه خيلي ذهنم را به خود مشغول كرده....


    2. الان كه ظلم و فساد در سراسر دنيا دارد بيداد مي كند ، انقدر كشته در فلسطين ، غزه و .... ، اينقدر فحشا ( همجنس بازي وفيلمهاي غير اخلاقي ....) ، پس چرا با اين همه ظلم امام زمان ( يا هر منجي ديگر) نمي آيد ، ؟ پس كِي مي خواهد بيايد ؟ آيا ظلم و فساد به اندازه كافي نيست؟



    دوستان لطف كنن جواب سوالات را منطقي جواب بدهند ؟
    غيبت حضرت ولي عصر(عج) يكي از رازهاي الهي بوده و ممكن است ما نتوانيم ازكنه آن آگاه شويم و در برخي روايات آمده كه حكمت آن پس از ظهور روشن مي گردد.

    امام صادق(ع) فرمود: "صاحب الامر غيبتي دارد كه تخلف ناپذير است، اجازه نداريم علت آن را بيان كنيم. حكمت غيبت او همان حكمتي است كه در غيبت حجت هاي پيشين وجود داشته و پس از ظهور روشن خواهد شد، چنان چه حكمت كارهاي خضر از شكستن كشتي و كشتن پسربچه و برپا داشتن ديوار شكسته، وقتي براي موسي روشن شد كه آن دو خواستند از هم جدا شوند،(1) غيبت سرّي از اسرار الهي است".(2)

    عبدالله بن فضل هاشمي مي گويد: امام صادق(ع) فرمود: "صاحب الامر غيبتي خواهد داشت؛ به طوري كه گمراهان در شك واقع مي شوند".عرض كردم چرا؟ فرمود: "اجازه نداريم علتش را بيان كنيم. موضوع غيبت از اسرار خدا و غيبتي از غيبت هاي الهي است. چون خدا را حكيم مي دانيم، بايد كارهايش از روي حكمت صادر شود".(3)

    در عين حال مي توان فلسفه غيبت را در حد فكر بشري فهميد و آن اين كه

    1- اين آخرين حجت معصوم الهي براي تحقق بخشيدن به آرماني بزرگ (گسترش عدل كلي و به اهتزاز در آوردن پرچم توحيد در جهان) در نظر گرفته شده است، و اين آرمان نياز به گذشت زمان و شكوفايي عقل و دانش بشر و آمادگي روحي و عقيدتي بشريت دارد، تا جهان به استقبال موكب آن امام عدل و آزادي رود. طبيعي است، چنان چه آن حضرت بيش از فراهم شدن مقدمات، در ميان مردم ظاهر شود، سرنوشتي (شهادت) چونان ديگر حجت هاي الهي يافته و قبل از تحقق آن آرمان بزرگ، ديده از جهان فرو خواهد بست. به اين حكمت در روايات اشاره شده است.


    امام باقر(ع) فرمود: "براي حضرت قائم(ع) غيبتي است قبل از ظهور، براي جلوگيري از كشته شدن". (4)


    2- در برخي روايات ديگر يكي از علل غيبت امام زمان(عج) امتحان مردم ذكر شده است.(5 ) بدين كه در اثر غيبت حضرت مهدي(ع)، مردم آزمايش مي شوند. گروهي ايمان استواري ندارند، باطنشان ظاهر مي شود و دستخوش شك و ترديد مي گردند. كساني كه ايمان در اعماق قلبشان ريشه دوانده است، به سبب انتظار ظهور حضرت و ايستادگي در برابر شدائد، پخته تر و شايسته تر مي گردند. امام كاظم(ع) فرمود: "هنگامي كه پنجمين فرزندم غائب شد، مواظب دين خود باشيد، زيرا او ناگزير غيبتي خواهد داشت، به طوري كه گروهي از عقيده خويش بر مي گردند. خداوند به وسيله غيبت، بندگان خويش را آزمايش مي كند".(6)
    3- در بعضي از روايات يكي از علل غيبت امام، آزادي او از يوغ بيعت با حاكمانِ ستمگر زمان بيان شده است؛ بدين معنا كه امام هيچ رژيمي را حتي از روي تقيه به رسميت نمي شناسد. اگر حضرت در غيبت نبود، بايد با حكومت هاي عصر خود بيعت مي كرد، كه با اهداف و آرمان امام همخواني نداشت. حسن بن فضّال مي گويد: امام هشتم فرمود: "گويي شيعيان را مي بينم كه هنگام مرگ سومين فرزندم (امام حسن عسكري) در جستجوي امام خود، همه جا را مي گردند. اما او را نمي يابند". عرض كردم: چرا غايب مي شود؟ فرمود: "براي اين كه وقتي با شمشير قيام مي كند، بيعت كسي بر گردن وي نباشد".(7)
    شيعيان باور دارند كه دوازده امام و حجت خدا بر زمين بوده و هر كدام وظايف تعريف شده داشته و مأمور به انجام آن بوده و زمين نبايد از حجت خدا خالي باشد. از اين رو مشيت الهي بر آن تعلق گرفته كه يكي از آن ها در پس پرده غيبت قرار گيرد و زنده بماند تا زمين از حجت خدا خالي نباشد.

    يكي از نويسندگان مي نويسد: "امام غائب نيز مانند پدرانش از كشته شدن در راه دين باكي نداشته و ندارد، ليكن كشته شدن وي به صلاح جامعه و دين نيست، زيرا هر يك از پدرانش كه از دنيا رحلت مي كرد، امام ديگري جانشين مي شد، ولي امام زمان(ع) اگر كشته مي شد، جانشيني ندارد و زمين از حجت خالي مي گردد. در صورتي كه مقدّر شده است كه عاقبت، حق بر باطل غالب شود و به واسطه وجود مقدّس امام دوازدهم، دنيا به كام حق پرستان گردد".(8)

    بنا بر اين امام زمان مي بايست در شرايطي ظهور كند كه شرايط براي پيروزي نهايي حق برضد باطل از هر جهت فراهم شده باشد و با ظهور امام اثنا عشر وعده پيروزي تمامي پيامبران و امامان تحقق يابد.

    هر نهضت و انقلابي كه براي هدف معيني بر پا شود، در صورتي امكان پيروزي دارد كه زمينه آن از هر جهت فراهم باشد و اوضاع و شرايط كاملاً آماده باشد. يكي از شرايط مهم موفقيت اين است كه عموم انسان هاخواستار آن انقلاب باشند و افكار عمومي براي پذيرش آن مهيا باشد. در غير اين صورت انقلاب با شكست مواجه خواهد شد. نهضت و قيام مهدي موعود نيز از اين قاعده كلي مستثني نبوده، در صورتي مي‏تواند پيروز گردد كه اوضاع و شرايط مساعد و زمينه فراهم باشد.

    نهضت آن حضرت يك نهضت سطحي و كوچك نيست، بلكه يك انقلاب همه جانبه و جهاني است و برنامه بسيار عميق و دشواري دارد، مي‏خواهد تمام اختلافات نژادي و كشوري و زباني و مرامي و ديني را بر طرف سازد و سر تا سر گيتي را با يك حكومت نيرومند اداره كند تا همه بشر با صلح و صفا كنار هم زندگي كنند. او مي‏داند كه آب را بايد از سر چشمه اصلاح كرد و عوامل اختلاف‏انگيز را از ريشه قطع مي‏كند تا گرگ صفتان، خوي درندگي را از دست بدهند.
    مي‏خواهد كفر و مادي گري را ريشه كن سازد و عموم جهانيان را به سوي قوانين و برنامه‏هاي الهي متوجه كند و دين اسلام را آيين همگاني گرداند. مي‏خواهد افكار پريشان بشر را به سوي يك هدف متمركز كند و معبودهاي دروغين و فتنه‏انگيز را مانند: مرزها، نژادها، كشورها، مرام‏ها، حزب‏ها، قاره‏ها و شخصيت‏هاي كاذب را از مغز بشر ريشه كن كند.

    به طور خلاصه مي‏خواهد نوع بشر و جوامع انساني را به سعادت و كمال واقعي برساند و اجتماع صالحي به وجود آورد كه بر پايه فضايل و صفات انساني و اخلاق نيك استوار باشد. چنين انقلابي بدون شايستگي ملت‏ها امكان وقوع ندارد.

    بنابر اين تا نوع بشر به حد كمال و رشد نرسد و عموم مردم در سراسر جهان براي پذيرفتن حكومت حق آماده نگردد،مهدي موعود ظهور نخواهد كرد.(9)

    بنابراين از يك طرف ظلم حاكمان ستمگر به نهايت درجه خود مي رسد و از طرف ديگر عموم مردم و توده انسان ها در سراسر گيتي خواهان بر پائي عدالت گشته و از حكومت هاي ديگر دل زده شده باشند.
    ---------------------------

    پي‌نوشت‌ها:
    1. سوره كهف، آيات 66 ـ 83.
    2. شيخ صدوق، كمال الدين، ج 2، ص 158.
    3. بحارالانوار، ج 52، ص 91.
    4. شيخ طوسي، كتاب الغيبه، ص 203.
    5. ثبات الهداه، ج 6، ص 438.
    6. طوسي،كتاب اليبغه، ص 204؛نعماني، كتاب الغيبه، ص 154.
    7. بحارالانوار، ج 51، ص 152.
    8. ابراهيم اميني، دادگستر جهان، ص 191 ـ 192.
    9. همان ، ص 240.


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    364
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ابو محمد نمایش پست
    آدرس؟!!
    دوست عزیز
    شما با ترجمه اشتباه آیه،معنی آیه رو تغییر دادید.
    اصل آیة قرآن رو با متن خود قرآن و نه ترجمه خودتون بگذارید تا متوجه اشتباه بشید.
    موفق باشید
    حالا بنده خدا به جای اینکه بگه خداوند سرنوشت هیچ قومی رو عوض نمیکنه مگر آنکه ... این رو نوشته، چه تفاوتی میکنه؟ بالاخره در اصل مسئله فرقی نمیکنه، ما نمی خوایم پیشرفت کنیم. دوست نداریم.

  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    802
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    12 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    9



    نقل قول نوشته اصلی توسط leadertime نمایش پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط ابو محمد نمایش پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط الله و امیر بهرامی نمایش پست
    سرنوشت هیچ قوم و ملتی تغییر نخواهد کرد مگر به دست خود آن ملت (قرآن)

    این آیه از قرآن رو می پذیرید یا صبر به اینکه امام زمان بیاید؟
    آدرس؟!!
    دوست عزیز
    شما با ترجمه اشتباه آیه،معنی آیه رو تغییر دادید.
    اصل آیة قرآن رو با متن خود قرآن و نه ترجمه خودتون بگذارید تا متوجه اشتباه بشید.
    موفق باشید
    حالا بنده خدا به جای اینکه بگه خداوند سرنوشت هیچ قومی رو عوض نمیکنه مگر آنکه ... این رو نوشته، چه تفاوتی میکنه؟ بالاخره در اصل مسئله فرقی نمیکنه، ما نمی خوایم پیشرفت کنیم. دوست نداریم.

    با سلام
    پاسخ این پرسش باید را در دو بخش مطرح و بررسی شود.

    1-چه تفاوتی میکند؟
    2-در اصل ماجرا چه تفاوتی ایجاد میکند؟

    برای پاسخ به پرسش اول،درابتدا ترجمه ایشان را در کنار ترجمه صحیح قرار میدهیم:

    نقل قول نوشته اصلی توسط الله و امیر بهرامی نمایش پست
    سرنوشت هیچ قوم و ملتی تغییر نخواهد کرد مگر به دست خود آن ملت (قرآن)
    در قرآن کریم دو آیه با این مضمون یافت میشود:
    نقل قول نوشته اصلی توسط انفال53 نمایش پست
    ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ يَكُ مُغَيِّراً نِعْمَةً أَنْعَمَها عَلى‏ قَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَنَّ اللَّهَ سَميعٌ عَليمٌ
    اين، بخاطر آن است كه خداوند، هيچ نعمتى را كه به گروهى داده، تغيير نمى‏دهد جز آنكه آنها خودشان را تغيير دهند و خداوند، شنوا و داناست!
    نقل قول نوشته اصلی توسط رعد11 نمایش پست
    لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وال‏
    براى انسان، مأمورانى است كه پى در پى، از پيش رو، و از پشت سرش او را از فرمان خدا [حوادث غير حتمى‏] حفظ مى‏كنند (امّا) خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملّتى) را تغيير نمى‏دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند! و هنگامى كه خدا اراده سويى به قومى (بخاطر اعمالشان) كند، هيچ چيز مانع آن نخواهد شد و جز خدا، سرپرستى نخواهند داشت
    در ترجمه ایشان
    ملاحظه میفرمائیدکه از یک تغییر و یک تغییر دهنده صحبت شده:
    (تغییر سرنوشت اقوام------توسط خود اقوام)
    در این تصویر عملاً خداوند هیچکاره است و این بمعنای جبر و همان نظریه یهودی مغلول بودن دست قدرت الهیست که با قرآن در تضاد است.

    اما در آیه قرآن
    ازدو تغییر و دو تغییر دهندهصحبت به میان آمده:
    1-(تغییر درونی انسانها
    ------توسط خود انسانها)
    2-(تغییر سرنوشت گروهی و اجتماعی انسانها
    ------توسط خداوند)
    در این آیات تغییر دوم تابعی از تغییر اول هست.
    این مطلب نه به جبر منتهی میشود نه به اختیار محض خواهد رسید.



    این از تفاوت نتیجه در ترجمه ایشان و ترجمه صحیح از آیه قرآن
    علاوه براینکه در ترجمه قرآن باید کاملاً دقت شود که معنای آیه عوض نشود و الا اینکار بمنزله تحریف میباشد و ترجمه مورد نظر به هیچ وجه حجیت قرآن را دارا نیست.

    لذا باید در نقل قول از قرآن کریم یا ترجمه آیات حداکثر دقت را بکار بست و البته همیشه اصل آیه و آدرس آنرا نیز باید نقل کرد تا کمتر دچار خلط و اشتباه شویم.

    ویرایش توسط ابو محمد : ۱۳۸۹/۰۲/۰۵ در ساعت ۱۳:۳۵

    مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلا
    از مؤمنان مردانى هستند كه به پيمانى كه با خدا بسته بودند وفا كردند. بعضى بر سر پيمان خويش جان باختند و بعضى چشم به راهند و هيچ پيمان خود دگرگون نكرده‏اند
    مارا به دعا کاش نسازند فراموش
    رندان سحر خیز که صاحب نفسانند



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود