جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اختیار آری، انتخاب خیر!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    150
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش اختیار آری، انتخاب خیر!




    سلام خدمت دوستان
    راستش یه موضوعی هست که یه مدت خیلی تو فکرشم تو این مدت هم که تو این انجمن هستم فکر کردم اینجا کسی هست که بتونه یه جواب عقلی و قانع کننده به من بده .
    تاحالا فکر کردید که اگه مثلا تو یه کشور خارجی تو یه منطقه پر از فساد از یک پدر و مادر خلافکار و کافر متولد می شدید و تو این محیط خشن و پر از بدی هم بزرگ می شدید چطور آدمی می شدید ؟؟!! آیا بازم مثل الان بودید که مثلا شیعه هستید و نماز می خونید و برای اما حسین گریه می کنید و ... یا که نه شما هم می شدید مثل خیلی از اون آدمای پستی که همه اونا رو آدم بدی می دونند و اگر به همین وضع بمیرند به جهنم میروند!.
    اگر همون آدم که به واسطه محیط خشن و آلوده ای که توش بزرگ شده با یه نفر دعواش بشه چقدر انتخاب داره که بزنه یا گذشت کنه؟؟!!.
    آیا میشه گفت که ما آدما اختیار داریم اما انتخاب های بسیار محدودی داریم که باعث میشه ما خوب یا بد تعریف بشیم در صورتی که همه می دونیم محیط تا چه اندازه در سرنوشت و مسیری که توش قرار می گیریم تاثیر داره و این عامل بسیار مهم توسط اختیار انسان قابل انتخاب نیست .
    واقعا ملاک سنجش انسان ها چیست؟ منظورم چیز هایی هست که اصل هستند و وابسته به محیط نیستند مثل نماز خواندن که بسیاری از افراد نماز خوانی که میشناسیم
    می دونیم که هیچ تاثیری در زندگیشون نداره و فقط به خاطر محیط نماز خوان شدند همین و بس .
    پس واقعا ملاک سنجش انسان ها چیست؟
    :salavat10:
    ویرایش توسط دستهای خالی : ۱۳۸۹/۰۲/۰۳ در ساعت ۲۲:۰۲
    مهديم من كه مرا گرمي بازاري نيست
    بهتر از يوسفم و هيچ خريداري نيست
    همه گويند كه در حسرت ديدار من اند
    ليك در گفته ي اين طايفه كرداري نيست
    اي كه دائم به دعايي كه بيني رخ من
    تا كه خالص نشوي با تو مرا كاري نيست

    http://mahdiarrivals.mihanblog.com/

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    یهود و نصاری و یا از هر دین دیگری

    اگر به خداوند و معاد ایمان بیاورد و نیکوکار باشد از رستگاران است(قرآن)
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    150
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط الله و امیر بهرامی نمایش پست
    یهود و نصاری و یا از هر دین دیگری

    اگر به خداوند و معاد ایمان بیاورد و نیکوکار باشد از رستگاران است(قرآن)
    منظورم اینه که خیلی جاها محیط باعث میشه که ما گناه کنیم و درسته که اختیا رداریم اما تو اون شرایط انتخابی نداریم.
    مهديم من كه مرا گرمي بازاري نيست
    بهتر از يوسفم و هيچ خريداري نيست
    همه گويند كه در حسرت ديدار من اند
    ليك در گفته ي اين طايفه كرداري نيست
    اي كه دائم به دعايي كه بيني رخ من
    تا كه خالص نشوي با تو مرا كاري نيست

    http://mahdiarrivals.mihanblog.com/

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    458
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تو این محیط خشن و پر از بدی
    ایران همچین منطقه ای هست و ما درش مسلمون میبینیم.

    اما اگر منظورتون تولد در غرب باشه باید بگم که اینکه میگن غرب مهد آزادی هست کاملا درست هست و مغز کوچیک کسایی که این قضیه رو رد میکنن به این علت قدرت تجزیه و تحلیل این امر رو نداره که خودشون در محیطی بسته و مختنق بزرگ شدن.

    در دنیای مدرن تا اجبار نباشه دین نیست و بالعکس. دین در دنیای قدیم هم با اجبار و زور گسترش یافته و تقریبا قدرت اختیار در دست هیچکس نیست تا بتونیم بفهمیم آیا کسی اختیار انتخاب دینش رو داره یا نه.

    پس چیزی به نام اختیار وجود نداره و ما همه به خاطر اینکه پدر و مادرمون به یک دین گرویدن ما هم به اون دین گرویدیم و برای رضای جامعه هست که نماز میخونیم، روزه میگیریم و عزاداری میکنیم و هیچ اختیاری درش دخیل نیست.
    تیری را به سمت یک دیوار شلیک کنید، وقتی به دیوار برخورد کرد دور آن یک خط بکشید، و بگویید "دیدید که به هدف زدم؟"

    "افسانه چیزیست که ما دین دیگری را میخوانیم، گمراه کسی است که مخالف عقاید خود را میخوانیم".

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    319
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط دستهای خالی نمایش پست
    تاحالا فکر کردید که اگه مثلا تو یه کشور خارجی تو یه منطقه پر از فساد ... متولد می شدید و تو این محیط ...بزرگ می شدید چطور آدمی می شدید ؟؟!! آیا بازم مثل الان بودید که مثلا شیعه هستید و ... یا که نه شما هم می شدید مثل خیلی از اون آدما... اگر همون آدم که به واسطه محیط خشن و آلوده ای که توش بزرگ شده با یه نفر دعواش بشه چقدر انتخاب داره که بزنه یا گذشت کنه؟؟!!. آیا میشه گفت که ما آدما اختیار داریم اما انتخاب های بسیار محدودی داریم که باعث میشه ما خوب یا بد تعریف بشیم در صورتی که همه می دونیم محیط تا چه اندازه در سرنوشت و مسیری که توش قرار می گیریم تاثیر داره و این عامل بسیار مهم توسط اختیار انسان قابل انتخاب نیست . واقعا ملاک سنجش انسان ها چیست؟ منظورم چیز هایی هست که اصل هستند و وابسته به محیط نیستند مثل نماز خواندن که بسیاری از افراد نماز خوانی که میشناسیم می دونیم که هیچ تاثیری در زندگیشون نداره و فقط به خاطر محیط نماز خوان شدند همین و بس . پس واقعا ملاک سنجش انسان ها چیست؟



    دوست عزیز " دستهای خالی" (که البته دستهاش از نامهربونیها خالیه، اما از محبت پره) و همه دوستان سلام



    نسبت به مسئله ای که عنوان کردید، باید بگم اصلا مهمترین مسئله زندگی انسان، که در دین اسلام هم خیلی روش تاکید شده، مسئله تربیت هستش. انسان تابعی از تربیتی هستش که در آن رشد کرده. البته بدونید که این انسان در این جمله که گفته شد، یک ماهیت نوعی داره. یعنی موجود عاقل (عقل نوعی)، تربیت پذیر، تغییر پذیر، مسئولیت پذیر، صاحب اختیار، و ... . و الاّ از حیث وجودی و مصداقی، انسانی که کودک هستش با انسانی که بالغه، با انسانی که عقلش (تعقّلش) به حدی از تکامل در زندگی رسیده، اینا با هم در این موارد فرق میکنن.
    از حیث عقلی این امور مورد توجه هستن هم در انتظاری که ادم از کسی داره، هم در قدرت فهم ادم، هم در میزان مسئولیت ادم، هم در تشریع قانون و تکلیف خواهی، هم در برخورد اخلاقی و هم در تشخیص صلاحیت هاو ... .

    در اسلام به مسئله تربیت اونقدر بها داده شده که حتی برای قبل از تولد فرد هم دستوراتی اومده. حالا ما فعلا بحث موردی نداریم. در حدیثی اومده که "کودک همیشه پاک دنیا می آید و این پدر و مادر او هستند که او را فلان و فلان بار می اورند." این به موثر ترین عامل محیطی، یعنی خانواده و نزدیکترین عامل تربیتی، یعنی پدر و مادر اشاره داره.

    انسان غیر بالغ مثل کودک و نوجوان، تقریبا به طور کل تحت تاثیر تربیتی محیط هستن. برا همینه اصلا در اسلام برای تربیت در این سنها، همه سفارشها روی محیطه. مثلا میگه پدر و مادر بایستی خوش اخلاق باشن تا فرزند خوش اخلاق بشه. دراین سن وسالها معمولا مسئولیت، رفع شده هستش.

    وقتی انسان بزرگتر میشه، شروع یه دنیای جدید براشه و اون احساس استقلال در فهم مسائل پیرامونش هستش. کنجکاوتر میشه ، به عوامل تربیتی حساس تر میشه، در حقیقت، عقل و فکر و احساس اختیارش، جنب و جوش پیدا میکنه، اما اونچه که بر او حاکمه، ناپختگیش هستش، برا همینه که معمولا اشتباه میکنه.

    هرچه بزرگتر میشه، میزان دخالت فکر و انتخاب او در هر کاری بیشتر میشه، برا همین مسئولیت بیشتری بر
    گردنش میوفته. و وقتی به حد بلوغ فکری رسید، همانطور که انسان کاملا مختاری تلقی میشه، کاملا مسئول هم تلقی میشه.

    در دید خدا و تکلیف الاهی، هم شروط اخلاقی تکالیف و عمل و مسئولیتها، به طور کامل بر اساس همین بلوغ فکری چیده شده؛ توانایی ظاهری، توانایی روحی، توانایی عقلی، میزان دسترسی به منابع تربیتی و فهم حقایق، میزان دخالت در یک امر، نیت، سن و سال و شرائط زندگی (مثل محیط، امکانات و ... ) ، ابلاغ حقایق دینی و بسیاری از این امور، در تشریع قوانین شرعی و تکالیف عملی، مدّ نظر هستند و در دین اسلام اصول عقلی و شرعی بسیاری هستش که در استخراج یک حکم تکلیفی، نقش زیادی داره. یا حتی یه حکم حقوقی و ... .

    به هر حال، محیط به طور کل، در یک دوره از زندگی، عامل صددرصد تربیت، در برهه ای دیگه، عامل مثلا هفتاد درصد، در برهه هایی مثل ایام جوانی و رو به میانسالی و بعد، تقریبا عامل پنجاه درصدی و یا حتی کمتر هستش. دراین موارد از سنین بالا، محیط فقط به عنوان عامل اجبار و اضطرار مطرحه. مثلا اگه کسی 40 سال سن داره و در شرائطی هستش که کار بدی رو در معرض انتخاب و عمل داره، این جا شرائط، یعنی جمع بین عقل او و مسئولیت و محیط و بدی و خوبی عمل، ممکنه در انتخاب او تاثیر گذار باشه. اگه شرائط عادی باشه و او عمل بد رو انتخاب کنه، مسئول هستش. اما اگه مثلا اونو تهدید کردن که فلان کار رو انجام بده، در این شرائط، به حکم اضطرار عمل میکنه. پس محیط به یکی از شرائط برای او تبدیل شده نه این که مثل زمان کودکی، همه شرائط باشه.

    نکته ادامه همین قضیه که در حرف دوستان هم منعکس شد اینه که بحث، بحث مسئولیت شرعی فقط نیست. دوست پرسشگر در مسائلی که مثال زد به نمازخوندن و دعوا و گذشت و این چیزا مثال اورد. مسئله اینه که ما دو نوع اصول رفتار داریم. اونایی که دین دارن، مسلما در برابر اصول شرعشون مسئولن. اما اونایی که دین ندارن، دو نکته دربارهشون وجود داره: 1- قصور و مقصر باشن: مقصر یعنی این که ادمی که به حد بلوغ عقلی رسیده، ایا دسترسی ای به حقایقی مانند دین و خدا داشته یا اصلا نداشته. اونی که داشته و حقیقت به گوشش رسید و اصلا دنبالش نرفت یا فهمید حقیقته اما اونو انکار کرد، او در بسیاری از مسائل مسئوله. قاصر یعنی کسی که دین نداشته اما دسترسی ای هم به حقایق دینی نداشته تا بهشون فکر کنه و دربابشون تصمیم بگیره. مسئله این جور ادم اینه که درسته در برابر تکالیف شرعی مسئولیت نداره، اما تکالیفی هستن که عقلی اند، مثل تکالیف اخلاقی و حقوقی. اینا درسته نماز نمیخونن چون اصلا از دین اطلاعی ندارن و شاید مسئولیت نداشته باشن، اما در برابر امور اخلاقی و حقوقی مسلما مسئولن. چون مسائل اخلاقی، مسائل انسانی اند و همه انسانها توانایی درک و انتخاب این گونه امور رو دارن. مثلا دروغ گفتن رو ممکنه شرعی به اونا نرسید که بگه حرامه، اما عقل و ارزشهای انسانی ای هست که ممنوع بودن اخلاقی این عمل رو بر اون بار میکنه و هر کی دروغ بگه،مسئوله.
    در مورد کسانی که دین ندارن اما انسانهای خوبی هستن و مثلا زحماتی برای رساندن خیر به بشر کشیدن، مسائلی در دین اسلام وجود داره که به اینا رحمت الاهی میرسه.

    اما مسئله دیگه ای که خیلی عنوان میشه، اینه که میگن مثلا، شما ها که مسلمان یا هر عقیده دیگه ای هستید، به خاطر پدر و مادر هستش. و این رو به عنوان یک عیب مطرح میکنن. اما فکر میکنم این یک فکر اشتباه هستش. ببینید! ادم خواه ناخواه تحت تاثیر محیطه و به هر حال اگه بخواد به گونه ای خاص تربیت بشه، حتما بایستی به منابعی دسترسی داشته باشه. خوب، خانواده اولین و نزدیکترین منابع برای تربیت هستن، کم کم میبینیم که محیطی مثل مدرسه، عواملی مثل رسانه ها، مسائلی مثل تجربه های ادم در طول زندگی، اینا به عنوان منابع تاثیر گذار عمل میکنن. این در همه جا هستش. بله، اگه وقتی به بلوغ عقلی رسیدیم و توان درک مسائل رو داریم، به این عوامل به عنوان حجّت نگاه کنیم، این عیبه؛ یعنی کسی که دارای قدرت تعقل هستش و اختیار تام داره، اگه بگیم چرا مثلا فلان کار رو میکنید بگه، چون فلانها انجام میدادن، خوب، این رفع مسئولیت نمیکنه. در قران هم خدا کسانی رو که میگفتن ما حقایق تو رو نمیپذیریم چون آباء ما اینطوری و اونطوری بودن، ملامت کرده و گفته خوب، شاید اشتباه کردن.
    اما اگه به عنوان منابع تربیتی نگاه کنیم اینا هیچ عیبی نداره. عیب زمانی در این موارد مطرح هستش که اون چه که بار اومدیم مخالف ارزشهای انسانی و اخلاق و حقوق انسانی و غیره باشه. فرض کن من دسته ای از فضایل رو از خانواده ام یاد بگیرم، این چه عیبی داره؟!! پس این که مثلا، خانواده مسلمان بوده و ما مسلمان شدیم، به خودی خود عیب نیستش. و الا باید اون کسی رو هم که در خانواده ای خوب،خوب بار میاد، بگیم این تربیتت معیوبه.

    ضمن این که منبعیت خانواده اگه تا اخر عمر ادم رو سر ادم میبود، اونوقت این اشکال وارد بود که ادم دیگه اصلا اختیاری نداره. اما ایا وجدانا قضیه اینطوریه. معمولا ما وقتی کسی به حدی از بلوغ فکری و عقلی برسه،اونو مسئول و مختار میدونیم. تعبیر عمومیش اینه که مثلا میگیم: تو خودت عقل داشتی، توانایی فهم امور رو داشتی و ... .

    یا میبینیم طرف در یک خانواده خوب تربیت شده، اما در هنگام بزرگی، برخلاف تربیت خانوادگی عمل میکنه.

    مسئله دیگه هم اینه که هستند و امکان این امر هستش که کسانی در خانواده نه چندان خوب بزرگ شدن اما خودشون ادم خیلی خوبی بودن؛ اگه اختیاری در کار نبود، این نمی بایست امکان میداشت.

    بله، دوست من! ممکنه اگه ما هم در محیط دیگری بودیم، جور دیگری بار میومدیم. این طبیعیه؛ این حقیقت، مسئولیت رو محدود میکنه (یعنی مثلا کسی که در خانواده بی دین تربیت شده که هرگز دسترسی ای به معارف الاهی نداشته در اون سر دنیا، چرا بایستی اونو در برابر مسائل اسلامی مسئول بدونیم.) خوب، پس مسئولیت رو محدود میکنه، اما از بین نمیبره. چون مسئولیت انسان، فقط مسئولیت شرعی نیستش، بلکه مسئولیت اخلاقی هم هستش که کارهای بد اخلاقی همه مسئولیت اوره.
    کاملا درست گفتی که گفتی ما ادمها اختیار داریم، اما ممکنه قدرت انتخاب کمی از میان بدیلهای رفتاری و تصمیم گیری ، داشته باشیم. ما تابعی از افکار، تمایلات و عواطف، ترجیحات و محیط تربیتی هستیم. مسئولیت ما هم به قدر قدرت تعقل و درک و دسترسی ما به حقایق امور بستگی داره.
    اما این رو بدونیم که این حقیقت و تفاوت در این مسائل، امور بد رو خوب نمیکنه، مسئولیت فرد رو محدود میکنه.

    ملاک سنجش انسانها، ارزشهایی هستش که به بار میارن. ادمها با توجه به میزان دسترسی شون به معارف انسانی یا الاهی، و با توجه به توانایی شون و با توجه به میزان بلوغ فکری شون و میزان مسئولیت ارزشی شون (یعنی دینی و اخلاقی و حقوقی برا اونایی که به اینا دسترسی دارن،) با توجه به همه اینا، در براوردن ارزشها، متفاوتن.

    این رو بدون که حتی در اسلام ابتدا به معرفت و تعقل ارزش داده شد بعد به کارهای ظاهری. یعنی مثلا امام صادق علیه السلام در حدیثی میفرماد: "نگاه نکنید که فردی زیاد نماز میخواند، ببیند چقدر تعقل میکند." این حرف یعنی چه؟ یعنی خیلی ها هستن که خیلی نماز میخونن اما نمازشون تهی هستش. چقدر متدینینی هستن که مسائل شرعی رو رعایت میکنن اما اخلاق خوب رو رعایت نمیکنن.دینداریشون فایده نداره؟ لذا، حیات الاهی داشتن، یعنی رعایت کردن مسائل شرعی و اخلاقی و حقوقی و عاطفی، همه اینا با هم، هم در عقیده و هم در عمل.
    ادم حتی در برابر طرز فکری که داره مسئوله. پیش خدا، در برابر نیتی که داره ، مسئوله، و بعد در برابر ذره ذره عملی که داره.
    اگه ما ارزشهای الاهی رو از طریق شناخت درست دین خودمون، شناختیم و عمل کردیم، و فهمیدیم رضای الاهی بالاترین ارزش هستش که باید در اعمال شرعی و اخلاقی و حقوقی، رعایت کنیم، اونوقت ملاک ارزیابی عمل میشه ارزش الاهی داشتن اون، یعنی رعایت کردن حقایق عقل، احکام شرع، احکام اخلاق و حقوق، یکجا.
    اما اگه مثلا در کشورهایی بودیم که به دین دسترسی ندارن، اونوقت مسلما ارزشهای اخلاقی و حقوقی، ملاک ارزش هستن.
    در هر صورت، مسئولیت انسان به اندازه اختیار او و خوبی اعمال او هم به اندازه ارزشی هستش که در اون عمل حفظ کرده.

    (ببشخید. طولانی شد.)
    ویرایش توسط roshani : ۱۳۸۹/۰۲/۰۷ در ساعت ۰۰:۰۵
    عشق،چشم بسته ما به روی هرچه غیر معشوق است.

    عشق تنهای عملی است که بی اجازه، رواست.


    دفتر عشق را تنها خداست که ورق می زند.


    خدایا،
    تو آنی که آنی،
    برایم همان باش،
    برای دلم یاوری مهربان باش


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    540
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط aurlito نمایش پست
    ایران همچین منطقه ای هست و ما درش مسلمون میبینیم.

    اما اگر منظورتون تولد در غرب باشه باید بگم که اینکه میگن غرب مهد آزادی هست کاملا درست هست و مغز کوچیک کسایی که این قضیه رو رد میکنن به این علت قدرت تجزیه و تحلیل این امر رو نداره که خودشون در محیطی بسته و مختنق بزرگ شدن.

    در دنیای مدرن تا اجبار نباشه دین نیست و بالعکس. دین در دنیای قدیم هم با اجبار و زور گسترش یافته و تقریبا قدرت اختیار در دست هیچکس نیست تا بتونیم بفهمیم آیا کسی اختیار انتخاب دینش رو داره یا نه.

    پس چیزی به نام اختیار وجود نداره و ما همه به خاطر اینکه پدر و مادرمون به یک دین گرویدن ما هم به اون دین گرویدیم و برای رضای جامعه هست که نماز میخونیم، روزه میگیریم و عزاداری میکنیم و هیچ اختیاری درش دخیل نیست.
    به نام خدا.

    اینکه میگن غرب مهد آزادیه کاملا غلطه و عبارت درست اینه که گفته بشه: غرب مهد بی بند و باری و بی قانونیه.

    هر کسی قدرت اختیار داره که بین گزینه های مختلف انتخاب داشته باشه. اختیار در انجام امور یک امر فطری و درونیه که همه احساسش میکنیم. و در دین هم آزادی وجود داره. این آزادی که میشه بین ادیان مختلف انتخاب کد ولی نمیشه درون ادیان انتخاب کرد.

    جناب آئورلیتو شما رو نمی دونم ، اما خودم به خاطر رضایت مردم نه نماز می خونم و نه روزه میگیرم. بلکه چون به چیزی بهتر و بالا تر از مردم اعتقاد دارم این کار رو انجام می دم. اگر کسی پیدا بیشه که بگه من به خاطر مردم نماز می خونم و روزه میگیرم و... در واقع داره میگه که مسلمان نیست.
    هر چه در آسمانها و زمین است از آن خداوند یکتاست. کهکشانها و ستارگان مظهر قدرت اویند. همه فانیند و تنها خداست که می ماند.

    حق با علی است و علی با حق.( پیامبر مهربانی ها (ص) )

    دانش اگر چه در ثریا باشد ، مردانی از سرزمین پارس به آن دست خواهند یافت. ( پیامبر خوبی ها (ص))

    نه تنها جزایر سه گانه بلکه از غرب چین تا شرق مدیترانه ، از جنوب سیبری تا شمال صحرای عربستان از دیرباز مرزهای ایران بزرگ قرار دارد. و در آخر تمامی فرزندان به مادر خود می پیوندند.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    اگه غرب مهد ازاديه چرا حجابو ممنوع كرده(دردانشگاهها) وچرا اجازه تحقيق درمورد هو لو كاست را نميده وججابرا ممنوع كرده چرا ساخت مناره مسجد در برخي كشور ها ممنوع شده و...
    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    319
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Aurlito نمایش پست
    اما اگر منظورتون تولد در غرب باشه باید بگم که اینکه میگن غرب مهد آزادی هست کاملا درست هست



    سلام Aurlito


    میگی غرب مهد ازادیه،
    خوب، دوست من میگی غرب یعنی چی؟ ازادی یعنی چی؟ مهد ازادی بودن یعنی چی؟


    اگه نظر من رو بخواید، باید بگم بله، شما راست میگی، مهد ازادیه برای این که هرچه ادم دلش میخواد میتونه انجام بده و نه تنها اونجا که میتونه بره جاهای دیگه زن و بچه بکشه، سرمایه های جوامع بخصوص فقیر رو ببره، نخبگان رو ترور کنه.

    بله، شما ازادید که هرچی سرمایه دار مافیای قدرت لیبرال میخواد باشید.
    کسی در این حرفی نداره.
    ویرایش توسط roshani : ۱۳۸۹/۰۲/۰۶ در ساعت ۱۷:۵۷
    عشق،چشم بسته ما به روی هرچه غیر معشوق است.

    عشق تنهای عملی است که بی اجازه، رواست.


    دفتر عشق را تنها خداست که ورق می زند.


    خدایا،
    تو آنی که آنی،
    برایم همان باش،
    برای دلم یاوری مهربان باش


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط دستهای خالی نمایش پست
    سلام خدمت دوستان
    راستش یه موضوعی هست که یه مدت خیلی تو فکرشم تو این مدت هم که تو این انجمن هستم فکر کردم اینجا کسی هست که بتونه یه جواب عقلی و قانع کننده به من بده .
    تاحالا فکر کردید که اگه مثلا تو یه کشور خارجی تو یه منطقه پر از فساد از یک پدر و مادر خلافکار و کافر متولد می شدید و تو این محیط خشن و پر از بدی هم بزرگ می شدید چطور آدمی می شدید ؟؟!! آیا بازم مثل الان بودید که مثلا شیعه هستید و نماز می خونید و برای اما حسین گریه می کنید و ... یا که نه شما هم می شدید مثل خیلی از اون آدمای پستی که همه اونا رو آدم بدی می دونند و اگر به همین وضع بمیرند به جهنم میروند!.
    اگر همون آدم که به واسطه محیط خشن و آلوده ای که توش بزرگ شده با یه نفر دعواش بشه چقدر انتخاب داره که بزنه یا گذشت کنه؟؟!!.
    آیا میشه گفت که ما آدما اختیار داریم اما انتخاب های بسیار محدودی داریم که باعث میشه ما خوب یا بد تعریف بشیم در صورتی که همه می دونیم محیط تا چه اندازه در سرنوشت و مسیری که توش قرار می گیریم تاثیر داره و این عامل بسیار مهم توسط اختیار انسان قابل انتخاب نیست .
    واقعا ملاک سنجش انسان ها چیست؟ منظورم چیز هایی هست که اصل هستند و وابسته به محیط نیستند مثل نماز خواندن که بسیاری از افراد نماز خوانی که میشناسیم
    می دونیم که هیچ تاثیری در زندگیشون نداره و فقط به خاطر محیط نماز خوان شدند همین و بس .
    پس واقعا ملاک سنجش انسان ها چیست؟
    :salavat10:
    در جواب به این سوال باید به دو مسؤله توجه کنید:


    مسأله اول، استحقاق عذاب

    هر كس كه راه شناخت حق به روي او بسته باشد و وي هيچ تقصير و كوتاهي‏اي در شناخت حق نكرده باشد در عين حال دين اسلام را انتخاب نكند ياهيچ ديني نداشته باشد ، به جهنم نمي‏رود.
    بلي، چنين كسي اگر به نداي عقل و فطرت خود - كه برخي از كارها را پليد و زشت و برخي ديگر را خوب و لازم مي‏داند - عمل نكرد، استحقاق عذاب الهي دارد.

    به طور خلاصه مي‏توان گفت هر كس به ميزان امكانات و استعدادي كه دارد مسئول است و بايد پاسخ‏گو باشد:لا يكلف الله نفسا الا وسعها؛ خداوند هيچ كس را جز به اندازه تواناييش تكليف نمي‏كند، (1).
    مسأله دوم، استحقاق ثواب

    استحقاق ثواب نيز براساس امكانات و استعداد و تلاش‏هاي اختياري فرد به تناسب توانايي‏هاي او است. فرض كنيد پدري به يك فرزندش پنج ميليون تومان و به فرزند ديگرش ده ميليون تومان مي‏دهد تا با آن كار كنند. آخر سال فرزند اول سه ميليون تومان و فرزند دوم پنج ميليون تومان سود كرده‏اند. از ديدگاه پدر كدام يك با آن پول بهتر كار كرده و سود بيشتري برده است؟


    قطعا از ديدگاه پدر، فرزند اول سود بيشتري كرده و لايق تشويق بيشتري است. براي پدر، اين ملاك ارزش نيست كه فرزند دوم از ابتدا پول بيشتري داشته است، بلكه ملاك ارزش، اين است كه با پول خود چگونه كار كرده است. حساب و كتاب اخروي نيز چنين است و پاداش افراد، بر اساس فعاليت‏هاي اختياري آنان داده مي‏شود.


    از مجموع بحث استحقاق ثواب و عقاب، مي‏توان نتيجه گرفت كه تكليف و در پي آن ثواب و عقاب، فقط در حيطه افعال اختياري است؛ اما آن چه خارج از اختيار مكلف است، هرگز در حيطه تكليف يا ملاك ثواب و عقاب نيست.(2)

    اما در مورد لزوم تحقيق از دين حق ، اين مسئله در جاي خود باقي است ، در عين حال با توجه به روايات اسلامي كساني هستند كه به عنوان مستضعف شناخته مي شوند كه نتوانستند در دين حق تحقيق نمايند و اين بر اساس قصور و كوتاهي آنان نبوده است.

    شهيد مطهري(ره) در اين باره مي‏گويد: "اگر كسي در روايات دقت كند، مي‏ يابد كه ائمه(ع) تكيه‏شان بر اين مطلب بوده كه هر چه بر سر انسان مي‏آيد، از آن است كه حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و يا لااقل در شرايطي باشد كه مي‏بايست تحقيق و جستجو كند نكند اما افرادي كه ذاتاً و به واسطه قصور فهم و يا به علل ديگر در شرايطي به سر مي‏برند كه مصداق منكر و يا مقصر به شمار نمي‏روند، آنان در رديف منكران و مخالفان نيستند.

    ائمه اطهار بسياري از مردم را از اين طبقه مي‏دانند. اين گونه افراد داراي استضعاف و قصور هستند و اميد عفو الهي درباره آنان مي‏رود. وي از مرحوم علامه طباطبايي نقل مي‏كند: "همان طوري كه ممكن است منشأ استضعاف، عدم امكان تغيير محيط باشد، ممكن است اين جهت باشد كه ذهن انسان متوجه حقيقت نشده باشد و به اين سبب از حقيقت محروم مانده باشد".(3)

    بنابراين ، اين امكان وجود دارد كه غير مسلمانان نيز داخل بهشت شوند و اينها گروهي هستند كه به عنوان مستضعفان شناخته مي شوند ، يا واقعا و حقيقتا بدنبال دين حق بودند ، اما به دلايلي بر آن دست نيافتند و نيز انسان هاي درست كار بودند و بر طبق فطرت پاك و حكم عقل و روش صحيح دين خود عمل نمودند.

    محاسبه اعمال آنان، بر پايه عدل خداوندي است و بر اساس عقل و فطرت و كردارشان ، هم چنين اعتقادات و باورهايشان (اگر صحيح و مطابق با اسلام باشد) مورد حساب قرار مي‏گيرند.
    جهت مطالعه بيشتر در اين موضوع به كتاب "عدل الهي" ( بخش اعمال خير غير مسلمانان)اثر استاد شهيد مطهري مراجعه فرمائيد.

    -----------------------------------------------------

    پي‌نوشت‌ها:
    1. بقره(2) ، آيه286. 2. براي مطالعه بيشتر ر.ك: عدل الهي، شهيد مطهري.
    3- مرتضي مطهري، مجموعه آثار، ج 1، ص 320 به بعد.


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    150
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خیلی ممنون از دوستان تا حدود زیادی جوابمو فهمیدم یا بهتر بگم یادم اومد فقط یه مسئله اونم اینکه اینطور که من نتیجه گیری کردم بیشتر مردم در طول زندگیشون اصلا اصلا یاد نگرفتند که از عقلشون استفاده کنند و با این حساب بیشتر مردم میشند همون بین بهشت و جهنم .
    چون واقعا عده ی کمی رو من دیدم که از عقلشون استفاده کنند و بهش عمل هم کنند پس وای به حال ماااا.
    مهديم من كه مرا گرمي بازاري نيست
    بهتر از يوسفم و هيچ خريداري نيست
    همه گويند كه در حسرت ديدار من اند
    ليك در گفته ي اين طايفه كرداري نيست
    اي كه دائم به دعايي كه بيني رخ من
    تا كه خالص نشوي با تو مرا كاري نيست

    http://mahdiarrivals.mihanblog.com/

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۱/۲۰, ۱۷:۲۲
  2. انقلاب اسلامی، بارقه ای الهی
    توسط دايي حسن در انجمن انقلاب اسلامی
    پاسخ: 23
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۰۲, ۱۱:۱۳
  3. انقلاب اسلامی، استمرار حركت انبیاء و ائمه(ع)
    توسط دايي حسن در انجمن انقلاب اسلامی
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۴/۰۱, ۱۱:۰۰
  4. پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۲/۱۰, ۱۳:۱۶

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود