صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مرز بین گمراهی و هدایت!!!!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,969
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 8 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    173

    تعجب مرز بین گمراهی و هدایت!!!!




    با سلام خدمت دوستان

    اول از همه میخواستم هدف از ایجاد این بحث رو بیان کنم
    هدف شناخت از راه هایی که مارو به سمت گمراهی و هدایت سوق می دهند...
    به امید رسیدن به تعالی
    یا حق


    سوال اول:
    عواملی که باعث گمراهی انسان می شوند چه چیزهایی هستند؟


    ویرایش توسط zeynab : ۱۳۸۹/۰۲/۰۴ در ساعت ۱۵:۳۹
    در ساحل زندگی قدم میزدم همه جا دو رد پا دیدم،
    جای پای من و خدا.
    به سختترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم.
    گفتم: خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟
    ندا آمد: تو را در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم!



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593



    قرآن به مناسبت‌هاى گوناگون،

    از عوامل مختلفى نام مى‌برد که فقط ضلالت بوده و نتيجه‌اى جز گمراه کردن بندگان از راه راست ندارند.
    شناخت اين عوامل براى بندگان علاقه‌مند به سعادت خويش، مايه تکامل است زيرادرست است که اين عوامل زيانبار، مايه بدبختى و بدفرجامى گروهى از انسان‌ها مى‌شوندکه با حريت و آزادي، زمام زندگى خود را به دست آنها مى‌سپارند ولى همين عوامل براىافراد با ايمان و هوشيار، مايه تکامل و سبب استوارى مبانى دينى و اخلاقىمى‌گردند.اصولا بايد توجه نمود که وجود هر نوع رقيب و دشمن، خالى از نفع و سود نيستزيرا مايه تکامل انسان و آشنايى وى با نقاط ضعف و جهات نقص خود و در نتيجه رفع آنمى‌باشد، در هر جامعه‌اى که رقابت‌هاى معقول فروکش کند، آن جامعه تا مدتى درجامى‌زند و سرانجام گام به عقب نهاده و نابود مى‌شود.بزرگترين دشمن سوگند خوردهانسان، “شيطان” است ولى وجود همين دشمن قسم خورده ، براى اولياء الهى و افراد بيدارو علاقه‌مند به سرانجام زندگى که از قدرت و نيرو و حيله‌ها و مکرهاى او آگاهند،مايه تکامل و وسيله فزونى ايمان است، زيرا پيوسته از طريق پيکار بى‌امان با دشمننامريى خود، بر قدرت و نيرو و استقامت و استوارى خود مى‌افزايند.وجود دشمن براى فردو اجتماع، بسان ميکروب مفيد در بدن است که بر استقامت و مصونيت انسان مى‌افزايد،انسان‌هايى که مى‌کوشند در محيط‌هاى دور از ميکروب زندگى کنند و از هر نوع آلودگىميکروبى به دور باشند و پيوسته ميوه و سبزى و ظروف مورد نياز را “استرليزه” و ضدعفونى مى‌کنند، در برابر هجوم دشمن نامريى (ميکروب) فورا از پاى درمى‌آيند و بسانبيد لب جوى بهر نسيمى مى‌لرزند، در صورتى که از نظر پزشکان امروز در دورى از ميکروببايد راه وسط را برگزيد تا از مصونيت بدن در مقابل هجوم دشمن کم نشود. اکنون پس ازاين پيشگفتار کوتاه، بايد به تشريح عوامل گمراهى آفرين که پيوسته در کمين انسانقرار گرفته‌اند، پرداخت. اين عوامل عبارتند از:
    1- شيطان قرآن در آيات نامبرده درزير، پيروى از شيطان را مايه گمراهى مى‌داند. کتب عليه انه من تولاه فانه يضله و يهديه الى عذاب السعير (سوره حج آيه 4) اين مسئله حتمى است که هر کس شيطان را دوستبدارد، وى او را گمراه مى‌سازد و به عذاب دوزخ رهبرى مى‌کند.شيطان به هنگام طرد شدناز مقام خود به خدا چنين گفت: لاتخذن من عبادک نصيبا مفروضا و لا ضلنهم (نساء 119


    من بخشى ازبندگان تو را مى‌گيرم و آنها را محققا گمراه مى‌سازم. در آيه ديگر خدا از گمراه شدنبندگان، به وسيله شيطان گزارش مى‌دهد و مى‌گويد:و لقد اضل منکم جبلا کثيرا افلمتکونوا تعقلون (يس 62


    شيطان گروهزيادى را گمراه ساخته است، چرا نمى‌انديشيد؟



    2- هوىو هوس غرايز و احساسات مايه بقاى زندگى انسان استو اگر از زندگى انسانحذف گردند، انسان نابود مى‌شود ولى در عين حال اگر تعديل نشود و حد و مرز آنها مشخصنگردد و انسان بازيچه غرايز مرزنشناس خود شود، باز نابود مى‌گردد. قرآن در اين موردمى‌فرمايد:ولاتتبع الهوى فيضلک ان سبيل الله (ص 62 از هوى و هوس پيروى مکن که تورا از راه خدا باز مى‌دارد.از نظر قرآن گروهى که زمام زندگى خود را به دست نفس وخواست‌هاى تعديل نشده او بدهند، پرستشگران هوى و هوس هستند که آن را معبود خود قرارداده‌اند چنان که مى‌فرمايد:ارايت من اتخذا لهه هواه (جاثيه آيه 23 آيا ديدى کسىرا که هوس‌هاى خود را خداى خود قرار داده است؟در حقيقت هوى و هوس همان غرايز واحساسات حيوانى است که براى آن حد و مرزى نباشد و اگر از طريق فرد و يا شرع محدود ومرزبندى گردند، نه تنها هوى و هوس نيست، بلکه مايه بقاء زندگىاست




    .3- دوست ناباب دوست‌يابى و زندگى با همنوع و همسال و همفکر، براى انسان يک امرفطرى استو جلوگيرى از امر غريزى مانند شنا برخلاف مسير آب است که قهرانتيجه‌اى جز شکست ندارد، ولى در عين حال هر فردي، شايسته دوستى نيست، فردى که دوستىاو مايه رها کردن قيود شرعى و اخلاقى در زندگى باشد، مايه بدبختى انسان مى‌شود. قرآن درباره اين نوع از دوستان چنين مى‌فرمايد:و يوم يعض الظالم على يديه يفول ياويلتاليتنى اتخذ فلانا خليلا لقد اضلنى عن الذکر بعد اذ جائنى (فرقان 29-28 روزىکه ستمگر دست خود را به دندان مى‌گزد و مى‌گويد: اى کاش من با فلانى دوست نبودم، اومرا گمراه کرد و پس از نزول قرآن مرا از پيروى آن بازداشت.در تاريخ بشريت،داستان‌هاى فراوانى درباره دوست و “يار” بد وجود دارد که از نقل آنها خوددارىمى‌کنيم، چون همه مى‌دانيم که بارها يک معاشرت کوتاه با يک فرد ناباب مايه از همپاشيدگى شيرازه زندگى خانواده‌اى شده است\




    4- پيروى نسنجيده از سران قرآن يکى از عوامل ضلالت را پيروى از روسا و سران عشاير وقبايل و غيره مى‌داند،آنجا که از زبان گمراهان از اين طريق، در روز قيامتچنين نقل مى‌کند:ياليتنا اطعنا الله و اطعنا الرسول و قالوا ربنا انا اطعنا سادتناو کبراء نافاضلونا السبيلا (احزاب 67-66 اى کاش ما از خدا و پيامبر اطاعتمى‌کرديم، خدايا ما از بزرگان خود (بخاطر تعصب کورکورانه) پيروى کرديم و آنان ما راگمراه ساختند.در آيه ديگرى نيز به اين عامل اشاره مى‌کند و مى‌فرمايد: کلما دخلتامه لعنت اختها حتى اذا ادراکوا فيها جميعا قالت اخراهم لاولاهم ربنا هولاء اضلونافاتهم عذابا ضعفا من النار (اعراف 38) هر موقع گروهى وارد دوزخ مى‌شوند، گروه ديگررا لعن مى‌کنند، وقتى همگى در آنجا گرد آمدند، هر گروهى درباره گروه قبلى که مايهگمراهى آنان شده‌اند، از خدا مى‌خواهند که عذاب آنان را دو برابر کند.در اين آيه ازسرانى که مايه گمراهى آنان مى‌شوند، با لفظ “اولاهم” که به معنى پيشينيان است،تعبير آورده است.




    5 گروهى از جن و انس قرآن گروهى از جن و انس را مايه گمراهى معرفى مى‌کند،آنجا که مى‌فرمايد: و قال الذين کفروا ربنا ارنا اللذين اضلانا من الجن و الانستجعلها تحت اقدامنا (فصلت آيه 29 افراد کافر مى‌گويند خدايا آن گروه از جن و انسرا که مايه گمراهى ما شدند، نشان ما بده تا ما آنها را زير پاى خود بگذاريم.احتمالدارد اين گروه همان شياطين و بزرگان و سران و يا دوستان ناباب باشند که مايه گمراهىانسان‌ها شده‌اند، در اين صورت اين نوع پيروي، همان تعصب کورکورانه است که قرآندرباره آنان نيز سخن گفته است و به همين خاطر، اطاعت از والدين را در حدودى لازمدانسته که فرمان به گناه ندهند.\

    6- مجرمان و گناهکارانيکى ديگر از عوامل گمراهي،پيروى از مجرمان است.قرآن که از زبان گناهکاران در روز قيامت چنين نقلمى‌کند:و ما اضلنا الا المجرمون (شعراء 99 ما را جز افراد مجرم، کسى گمراهنساخت.البته ممکن است اين گروه را همان سران قبايل و بزرگان عشيره و يا رفيق و دوستناباب و يا شخص و گروه ديگرى تشکيل بدهند که در اقسام قبلى از آنها نامبرده شد وهمگى انسان را به گمراهى مى‌کشند


    7- بت‌هابت نيز يکى از عوامل گمراهىاستآنجا که مى‌فرمايد:رب انهم اضللن کثيرا من الناس (ابراهيم 36 پروردگارا! اين بت‌ها (به ضميمه حاميان و مروجان آنها) بسيارى از مردمان را گمراهساخته است


    .8- احساس بى‌نيازيدر حالىکه مال و ثروت مى‌تواند سعادت آفرين باشد،اما احساس بى‌نيازى از خدا مايه گمراهى مى‌گردد. در اين مورد قرآنمى‌فرمايد:ولکن متعتهم و آباء هم حتى نسوا الذکر و کانوا قوما بورا (فرقان 18 پروردگارا آنان و پدرانشان را غرق در نعمت کردي، تا آنجا که احساس بى‌نيازى از توکردند و تو و يا قرآن را فراموش کردند و گروه زيانکارى بودند. در آيه ديگر اينحقيقت به صورت ديگر بيان شده است آنجا که مى‌فرمايد: ان الانسان ليطغى ان راهاستغنى (علق 7-6 انسان رو به طغيان مى‌گذارد و حدود الهى را رعايت نمى‌کند آنگاهکه در خود احساس بى‌نيازى مى‌کند


    .9- پيروى از اکثريت ناآگاه قرآن پيروى از اکثريت ناآگاه را مايه گمراهى مى‌شمارد آنجا که مى‌فرمايد:و ان تطع اکثر من فى الاضص يضلوکعن سبيل الله ان يتبعون الا الظن و ان هم الايخرصون (انعام 116 اگر از اکثريتمردم روى زمين پيروى کني، تو را از خدا بازمى‌دارند زيرا از گمان و تخمين پيروىمى‌کنند. از جمله اخير آيه استفاده مى‌شود که پيروى از هر اکثريت مايه گمراهى نيست،بلکه پيروى از اکثريتى که مصداق: و ان يتبعون الا الظن باشد، مايه گمراهى است.

    ویرایش توسط neginsabz : ۱۳۸۹/۰۲/۰۴ در ساعت ۱۶:۱۰
    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    گمراهى عوامل متعددى دارد كه می توان در يك طبقه بندى كلى آن را به عوامل داخلى و بيرونى تقسيم كرد:

    عوامل داخلى:

    نيرويى از هواهاى نفسانى و نفس اماره نيانديشيدن و تحصيل نكردن معرفت، خودپسندى، مكدر ساختن قلب و دل با ارتكاب گناهان، تعصب، لجاجت و تقليد كوركورانه.

    عوامل بيرونى:

    شيطان هاى انس و جن، جاذبه هاى فريبنده دنيا، اطاعت از طاغوت ها و سد كنندگان راه خدا و همنشينى با منحرفان.

    راه حل گمراهى مبارزه با عوامل گمراهى است:

    بايستى هم از درون و هم از بيرون عوامل گمراهى را كنار زد تا نور هدايت در دل بتابد. براى هدايت كردن فرد گمراه در آغاز بايد عوامل گمراهى او را شناخت و آن گاه مناسب با آن اقدام كرد.

    مثلًا كسى كه مسائل فكرى دارد را بايستى با منطق و دليل متقاعد كرد ، ولى كسى كه از نظر فكرى مشكل ندارد ولى در عمل لغزش دارد را بايستى با هشدار و بيان آثار گناه از گناه بازداشت.

    ویرایش توسط فاطمه ایمانی : ۱۳۸۹/۰۲/۰۴ در ساعت ۱۶:۲۰

    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    غفلت از یاد خداوند و یاد معاد و قیامت در گمراهی انسان نقش ویژه ای دارند.در قرآن کریم می فرماید:
    «ان الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب؛ کسانی که از راه خدا گمراه شدند، سزاوار عذاب شدیدی هستند به این دلیل که روز حساب (روز قیامت) را فراموش کردند» (ص، آیه 26).
    و نیز می فرماید: «فویل للقاسیه قلوبهم من ذکر الله اولئک فی ضلال مبین؛ وای بر آنان که دل های سخت و نفوذ ناپذیری دارند و ذکر خداوند در آنها اثر نمی گذارد» (زمر، آیه 22).در این دو آیه شریفه، فراموشی یاد قیامت و آخرت و منزل اصلی و ابدی و نیز دوری از یاد خدا، دو عامل بزرگ گمراهی شمرده شده است.


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط zeynab نمایش پست
    با سلام خدمت دوستان

    اول از همه میخواستم هدف از ایجاد این بحث رو بیان کنم
    هدف شناخت از راه هایی که مارو به سمت گمراهی و هدایت سوق می دهند...
    به امید رسیدن به تعالی
    یا حق:gol:


    سوال اول:
    عواملی که باعث گمراهی انسان می شوند چه چیزهایی هستند؟
    سلام
    بابا سوال و تیتر که چیز دیگه ای بود؟؟؟
    برای این میشه جوابهایی گیر اورد اما سوال قبلی راستش برام خیلی سخت بود والانم کاش کسی اشاره ای بهش میکرد
    منظورم اون کلمه ای هست که حذف شده=قرآن
    الهی العفو...


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118




    هدايت و ضلالت به عنوان دو فرجام گوناگون براى بشر، زاييده اختيار خود انسان است. يعنى انسان بوده است كه با توجه به نوع ميل، شناخت و قدرت، خود راه ضلالت را پيموده يا به هدايت بار يافته است.

    خداوند با سه ضلعى كه در نهاد آدمى به امانت گذاشته يعنى ( ميل، آگاهى و قدرت چنين مقرّر داشته كه انسان با چگونگى به كارگيرى اين امور ، راه و سرنوشت خويش را رقم زند.

    اگر انسان، آگاهى را - كه همچون چراغى است براى روشنى راه - درست به كار گيرد و از قدرت خود به طور صحيح استفاده نمايد، و ميل خود را به سوى كمال حقيقى بكشاند ، راه هدايت را خواهد پيمود و با قرار گرفتن در صراط مستقيم، در مسير الى الله و حركت به سمت كمال لايق خويش موفق خواهد بود.

    اما اگر آگاهى خود را درست به كار نبندد، يا وهم و جهل را علم بپندارد و از قدرت خود استفاده صحيح نكند و آن را عاملى براى تسلط خود خواهى و نفسانيّت خويش بر طبيعت و جامعه قرار دهد و اميال خود را در حد همان حيوانيت و سطوح پايين مادى نگاه دارد از صراط مستقيم خارج شده، گرفتار گمراهى خواهد شد.

    « و أما ثمود فهديناهم فاستحبوا العمى على الهدى » « و اما ثموديان: پس آنان را رهبرى كرديم [ولى] كوردلى را بر هدايت ترجيح دادند ».

    « ذلك بأن الله لميك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم » [سقوط فرعونيان از اوج لذت به حضيض ذلت] بدان سبب است كه خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغيير نمی دهد، مگر آن كه آنان آنچه را در دل دارند تغيير دهند».

    «ظهر الفساد فى البر و البحر بما كسبت أيدى الناس» « به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده، فساد در خشكى و دريا نمودار شده است».


    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,969
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 8 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    173



    نقل قول نوشته اصلی توسط Behrooz_313 نمایش پست
    سلام
    بابا سوال و تیتر که چیز دیگه ای بود؟؟؟
    برای این میشه جوابهایی گیر اورد اما سوال قبلی راستش برام خیلی سخت بود والانم کاش کسی اشاره ای بهش میکرد
    منظورم اون کلمه ای هست که حذف شده=قرآن
    سوال قبلی در مورد این بود قرآن باعث گمراهی کدام دسته از افراد می شود؟ برای منم خیلی سوال شده منتها فکر کردم شاید اول لازم باشه که اول بدونیم که فرق بین گمراهی و هدایت چیست و عواملش رو پیدا کنیم و بعد به توضیح این موضوع بپردازیم
    در ساحل زندگی قدم میزدم همه جا دو رد پا دیدم،
    جای پای من و خدا.
    به سختترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم.
    گفتم: خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟
    ندا آمد: تو را در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم!



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,969
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 8 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    173



    سوالی که اینجا مطرح هست با توجه به آیه 4 سوره ابراهیم که خداوند در قرآن می فرماید: "گمراه می کند هر کس را که می خواهد و هدایت می کند هر کس را که می خواهد".آیا کسی که گمراه می شود خدا او را گمراه کرده است؟
    در ساحل زندگی قدم میزدم همه جا دو رد پا دیدم،
    جای پای من و خدا.
    به سختترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم.
    گفتم: خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟
    ندا آمد: تو را در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم!



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593



    خداوند در قرآن می فرماید:

    "گمراه می کند هر کس را که می خواهد و هدایت می کند هر کس را که می خواهد

    آیا کسی که گمراه می شود خدا او را گمراه کرده است؟


    درست است که خداوند آیة فوق را می فرماید، امّا باید دید خداوند چه کسانی را می خواهد هدایت کند یا به ضلالت برساند.

    اگر به ایات دیگر مراجعه کنیم می فهمیم زمینة هدایت و ضلالت به دست خود افراد است.کسانی که زمینه هدایت در آنان وجود دارد:

    1_ پاکی و صفای باطنی که زمینة ایمان آوردن است:"إنّ الله لهاد الّذین آمنوا إلی صراط مستقیم؛
    خداوند کسانی را که ایمان آورده اند به راه مستقیم هدایت می کند".مسّلما ایمان آوردن از افعال اختیاری انسان است که فرد ایمان آورنده ابتدا دنبال حقیقت می رود، بعد تشخیص حقانیت می دهد و ایمان می آورد. پس از این مقدمات که از طرف عبد صورت گرفت، هدایت الهی شامل حال او می شود.
    "یهدی به الله من اتّبع رضوانه سبل السلام؛
    هر کس که از راه های صحیح پیروی می کند خدا او را هدایت می نماید"."قل إنّ الله یضلّ من یشاء و یهدی الیه من أناب؛
    بگو خداوند هر کس را بخواهد گمراه می نماید و هر کس را که به درگاه خدا انابه کند هدایت می کند"."الله یجتبی إلیه من یشاء و یهدی إلیه من ینیب؛
    خداوند هر کس را بخواهد بر می گزیند و کسی را که به سوی او باز گردد هدایت می کند"
    .2_ آنان که دنبال هدایت اند:"فمن اتّبع هدای فلا یضلّ و لا یشقی؛
    هر کس از هدایت من پیروی کند نه گمراه می شود و نه در رنج خواهد بود"

    3_ عنایات الهی و اعتصام به او: "و من یعتصم بالله فقد هدی إلی صراط مستقیم؛
    هر کس به خدا تمسک جوید به راهی راست هدایت شده است"

    .اما کسانی که زمینه ضلالت در آنان است:
    1- کسانی که چشم و گوش و عقل و ادراک خود را از هدایت بسته و از وادی هدایت دور نگه داشته اند:"إن تدعوهم إلی الهدی لا یتّبعوکم؛
    اگر آنان را به سوی هدایت دعوت نمایید، از شما پیروی نمی کنند"."إن تدعوهم دلی الهدی لا یسمعوا؛ اگر آن ها را به هدایت فراخوانید سخنانتان را گوش نمی دهند"."و امّا ثمود فهدیناهم فاستحبوا العمی علی الهدی...
    ثمود را هدایت کردیم ولی آن ها نابینایی را بر هدایت ترجیح دادند".
    2- فساد درونی مانند کذب و کفران نعمت و فسق:"إنّ الله لا یهدی من هو کاذب کفّار؛
    خداوند آن کس را که دروغگو و کفران کننده است هرگز هدایت نمی کند"."إنّ الله لا یهدی من هو مسرف کذّاب؛
    خداوند کسی را که اسراف کار و بسیار دروغگو است هدایت نمی کند"."لا یهدی القوم الفاسقین، القوم الظالمین؛ خداوند قوم فاسق و ظالم را هدایت نمی کند".
    3- شیطان و هواهای نفسانی زمینة ضلالت است:"لا تتّبع الهوی فیضلّک عن سبیل الله؛
    از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف می سازد"."و یرید الشیطان أن یضلّهم ضلالاً بعیداً؛
    شیطان می خواهد مردم را به بیراهه های دور دستی بیفکند"
    4- دوستان و انسان های فاسد باعث ضلالت انسان می شوند:"و أضلّ فرعون قومه؛
    فرعون قومش را به ظلالت کشاند".در قیامت گمراهان می گویند:"إنّا أطعنا سادتا و کبرائنا فأضلّونا السبیلا؛
    ما از سران و بزرگان گمراه خود، تبعیت کردیم، پس ما را گمراه کردند".بنابراین اضلال و هدایت الهی مبتنی بر پیش مقدمه ها و زمینه هایی است که اختیار انسان در آن ها نقش اساسی دارد. خداوند وسیلة هدایت و ضلالت را برای همگان فراهم کرده، از درون،‌ عقل که پیامبر باطنی است و از بیرون پیامبران و منادیان نور و کتاب های آسمانی و پند ها و اندرزها را برای هدایت انسان فراهم کرده است. راه مستقیم و هدایت را انتخاب می کند یا به بیراهه می رود: "انّا هدیناه السبیل إمّا شاکرا‍ً و امّا کفوراً؛
    ما راه را به مردم نشان داده ایم. یا شکر گزار و سر براه اند یا کفران نعمت می کنند".هدایت و ضلالت در قرآن به معنای اجبار بر انتخاب راه درست یا غلط نیست بلکه به شهادت آیات متعدد، هدایت به معنای فراهم آوردن وسایل سعادت و اضلال به معنای از بین بردن زمینه ها است بدون این که جنبة اجباری بگیرد. فراهم ساختن اسباب یا بر هم زدن اسباب نتیجة اعمال انسان ها است که این امور را در پی دارد. پس اگر خدا به کسانی توفیق هدایت می دهد یا از کسانی توفیق را سلب می کند نتیجة اعمال آن ها است. این حقیقت را ضمن یک مثال ساده می توان مشخص ساخت: هنگامی که انسان از کنار پرتگاه یا رودخانة خطرناک می گذرد هر چه خود را به آن نزدیک تر سازد، احتمال سقوطش بیشتر و احتمال نجات کمتر می شود اما هر قدر خود را از آن دور سازد احتمال سقوطش کمتر می شود. این یکی هدایت و آن دیگری ضلالت نام دارد.

    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط zeynab نمایش پست



    سوال اول:
    عواملی که باعث گمراهی انسان می شوند چه چیزهایی هستند؟

    شكي نيست كه هم افراد در تكاپوي خوش‏بختي ‏اند و براي رسيدن به اين مقصود، تمام تلاش و همت خود را به كار مي‏گيرند اما عوامل مختلفي در گمراهي و يا بي ثباتي انسان مؤثر است كه مهم‏ترين آن‏ها عبارتند از:



    1 - افكار منفي: بعضي از مردم فكري مي كنند رسيدن به خوشبختي غير ممكن و يا حداقل كاري سخت و دشوار است و آن را دست نيافتني مي‏دانند.
    اين افكار نتيجه‏ اي جز دور شدن انسان از تلاش و فعاليت در جهت رسيدن به خوشبختي ندارد.



    2 - ضعف اراده: هر كس براي خوشبخت شدن به يك تصميم و اراده جدي نيازمند است. بعضي از افراد به دليل تنبلي، در انتظار كمك ديگران‏اند و براي رسيدن به موفقيت خود تلاش نمي‏كنند. امام صادق (ع) از جمله اموري كه به عنوان موانع موفقيت در دنيا و آخرت ياد كرده، تنبلي و سستي است.(1)


    3 - بي صبري: برخي افراد، انسان‏هاي آني‏اند و اهل حوصله و بردباري نيستند و همواره به دنبال لذت‏هاي زود گذر و لحظه‏اي بوده و در نهايت به سراب شكست مي‏رسند.
    صبر و ظفر هر دو دوستان قديم‏اند
    در اثر صبر نوبت ظفر آيد


    4 - عدم شناخت: براي كسب موفقيت، بايد راه راست آن را شناخت و از بيراهه تمييز داد. اشتباه در تشخيص راه موفقيت، مانع دستيابي انسان به موفقيت مي‏شود.


    5 - مشورت نكردن: عقل فردي براي موفقيت كافي نيست. با بسنده كردن به عقل فردي و احساس بي نيازي از انديشه ديگران، نمي‏توان راه موفقيت را پيمود.



    6 - بي نظمي: انسان موفق كسي است كه زمان خويش را مديريت كند و هر كاري را در زمان خود انجام دهد. مديريت زمان، مديريت نيرو و تقسيم كار از امور مهم در برنامه ريزي و موفقيت است. بي نظمي، موجب اتلاف وقت و به هدر رفتن سرمايه مادي و معنوي انسان مي‏ شود.
    ------------------------------------

    پي‏نوشت‏ها:
    1. الكافي، ج 5، ص 85.


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود