صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: روايات من باب تقيه و حقيقت را چگونه تشخيص مي‌دهيد؟؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    42
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت نامشخص
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0

    روايات من باب تقيه و حقيقت را چگونه تشخيص مي‌دهيد؟؟




    بسم الله الرحمن الرحيم

    الهم صل علي محمد وآل محمد و عجل فرجهم يا كريم يارب

    السلام عليكم و رحمه الله بركاته

    در سايتي منسوب به اتباع اسلام اموي (وهابي) سئوالي مطرح شد بدين عنوان

    چگونه رواياتي را كه در كتابهايتان از ائمه نقل شده را از باب تقيه يا حقيقت تشخيص ميدهيد؟ بدين معني كه فلان روايت را چطور ميفهميد از باب تقيه گفته شده يا واقعيت؟؟؟

    پاسخ به اين سئوال باعث اخراج حقير از سايت شد و از دوستان ميخواهم مستندا پاسخ فرمايند و در آخر پاسخي كه باعث اخراج حقير شد را مطرح و نقد و بررسي مينماييم

    با تشكر

    ویرایش توسط prober : ۱۳۸۹/۰۲/۰۶ در ساعت ۱۱:۴۱

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    42
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت نامشخص
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام

    دوستان كسي جواب خواصي دارد؟؟

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    17 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17



    به نام خدا و سلام بر شما

    با اجازه شما ابتدا مختصری در مورد تقیه و معنا و مفهوم آن نکاتی عرض شود و بعد به پاسخ سوال شما بزرگوار برسیم.


    -------------------------------------------------------


    یکى از شیوه هاى حفظ اسلام و تشیع، «تقیّه» بجا و به موقع بوده است.


    اهل بیت علیهم السلام از تقیّه به عنوان تاکتیکى مقتدرانه و عزّتمندانه براى رسیدن به اهداف عالیه خود استفاده کرده و پیروانشان را نیز به آن توصیه مى کردند.


    بسیارى از پیامبران الهى و پیروان آنها، همچنین اهل بیت علیهم السلام و یارانشان، توانستند با تقیّه بهنگام، درست و شجاعانه، دین الهى را از خطر نابودى حفظ کنند؛ همچنین دستاوردهاى وحیانى را از خطر زوال مصون بدارند و حتى در بسیارى از زمانها، جان خود را از نابودى نابهنگام، زودرس و احیانا کم ثمر باز دارند.



    نکته قابل توجه دیگر آنکه:


    تقیّه یک رفتار طبیعی بشری و عقلانی است و در عرف اکثر اقوام و ملل در سراسر تاریخ سابقه دارد و مخصوص مذهب شیعه نبوده است. بلکه واکنش فرد یا قوم مقهور یا در اقلیتی که توان رویارویی و مبارزه مستقیم را نداشته یا اصولا چنین مبارزه ای به صلاحشان نبوده و موجودیّت آنها را تهدید می نموده، تقیه بوده است.


    نتیجه آن که، تقیّه سپری است که عقل در مقام خطرهای مهلک از آن بهره می گیرد. و علاوه بر این که جواز اجتماعی و عرفی دارد، شرع نیز ـ که عقل کل است ـ آن را امضا نموده و وظیفه دانسته است.



    در اسلام نیز با عمل عمّار بن یاسر و تأیید پیامبراسلام صلی الله علیه و آله وسلم، سپری برای حفظ جان مسلمانان در مواقع خطر شناخته شد و به گفته ائمه معصومین علیهم السلام جزء دین و آیین اسلام واقع شد.



    در مورد شیعیان هم همینطور...


    «تقیّه» ازمهم ترین عواملی است که باعث شد شیعیان در طول تاریخ خونبار خود به حفظ مکتب و عقایدشان پرداخته و آن را به دست ما برسانند. به همین جهت، یکی از معتقدات کلامی ـ فقهی شیعه و عملکردهای تاریخی آن برای حفظ موجودیّتش در برابر اکثریت غیر شیعه یا غیر مسلمان محسوب می گردد.



    - معنای تقیّه:

    تقیّه به خطر پرهیزى گویند و در اصطلاح شرع، عبارت است از:


    خوددارى از اظهار عقیده و مذهب خویش در مواردى که ضرر مالى یا جانى، یا عِرضى، متوجّه شخص باشد.

    و به تعبیر دیگر:

    رهانیدن شخص است از خطرى که از ناحیه دیگران متوجّه اوست با گفتار یا کردارى بر خلاف وظیفه اولیه شرعیه.


    تقیّه در اصطلاح متکلمان عبارتست از:


    پوشاندن و اظهار نکردن عقیده دینى و حتى ترک فرایض آن، در آن هنگام که از آشکار کردن آن، خطرى متوجه شخص شود.


    شیعه، آن را جایز و در بعضى موارد، واجب مى داند.

    طرفداران تقیه معتقدند که این کار براى شخص پیغمبر، به سبب آنکه مؤسّس دین و مبیّن احکام است، جایز نیست؛ ولى پیشوایان دین اگر در انجام یکى از تکالیف، با خطر رو به رو مى شدند، براى رعایت مصلحت فرد یا جماعت، تقیّه بر آنها جایز بود.


    و البته همانطوری که عرض شد، این رفتار محتاطانه در تاریخ اسلام، منحصر به شیعه نبوده، سایر نحله ها و نهضتها نیز هر گاه که در تهدید متجاوزان واقع شده اند به همین تاکتیک متوسل شده اند؛ ولى این عملکرد تقریبا به نحوى انحصارى با تشیّع قرین شده است.

    .


  5. تشکرها 2


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    17 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17




    - برهانهاى نقلى و عقلى بر جواز تقیّه
    :


    تشیّع درباره جواز تقیّه به برهانهاى فراوانى مجهّز است و در این زمینه، هم از آیات قرآن کریم، دلایل کافى دارد، هم از احادیث و هم از داده هاى عقلانى، که به صورت مختصر برخى از آن برهانها را بررسى مى کنیم:


    1- قرآن کریم:



    الف. مشهورترین آیه در تجویز تقیّه، این آیه شریفه است که مى فرماید:


    لَا یتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ وَمَنْ یفْعَلْ ذَلِكَ فَلَیسَ مِنَ اللَّهِ فِی شَیءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَیحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِیرُ

    «آل عمران/28»

    افراد باایمان نباید به جای مؤمنان، کافران را دوست و سرپرست خود انتخاب کنند؛ و هر کس چنین کند، هیچ رابطه‌ای با خدا ندارد (و پیوند او بکلی از خدا گسسته می‌شود)؛ مگر اینکه از آنها بپرهیزید (و به خاطر هدفهای مهمتری تقیه کنید). خداوند شما را از (نافرمانی) خود، برحذر می‌دارد؛ و بازگشت (شما) به سوی خداست.


    امین الاسلام طبرسى در مجمع البیان مى نویسد: «این آیه شریفه، بیانگر این واقعیت است که اصل دفاعى و انسانى تقیّه، از نظر اسلام و قرآن جایز است.»


    ب. قرآن کریم مى فرماید:


    مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِیمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِیمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَیهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ

    «النحل/106»

    کسانی که بعد از ایمان کافر شوند -بجز آنها که تحت فشار واقع شده‌اند در حالی که قلبشان آرام و با ایمان است- آری، آنها که سینه خود را برای پذیرش کفر گشوده‌اند، غضب خدا بر آنهاست؛ و عذاب عظیمی در انتظارشان!


    این آیه درباره عمّار یاسر نازل شده است و تقیّه را امضا مى کند.



    ج. همچنین در سوره مبارکه غافر مى خوانیم:


    وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ یكْتُمُ إِیمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ یقُولَ رَبِّی اللَّهُ وَقَدْ جَاءَكُمْ بِالْبَینَاتِ مِنْ رَبِّكُمْ وَإِنْ یكُ كَاذِبًا فَعَلَیهِ كَذِبُهُ وَإِنْ یكُ صَادِقًا یصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِی یعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ


    «غافر/28»

    و مرد مؤمنی از آل فرعون که ایمان خود را پنهان می‌داشت گفت: «آیا می‌خواهید مردی را بکشید بخاطر اینکه می‌گوید: پروردگار من «الله» است، در حالی که دلایل روشنی از سوی پروردگارتان برای شما آورده است؟! اگر دروغگو باشد، دروغش دامن خودش را خواهد گرفت؛ و اگر راستگو باشد، (لااقل) بعضی از عذابهایی را که وعده می‌دهد به شما خواهد رسید؛ خداوند کسی را که اسرافکار و بسیار دروغگوست هدایت نمی‌کند.


    بر پایه این آیه نیز، تقیّه از خطوط کلى دین است.


    2- عقل
    :


    بى گمان، عقل سلیم با آموزه هاى دینى، هماهنگ است و آنچه را که شرع بدان توصیه مى کند، عقل نیز بدان دستور مى دهد. تقیّه نیز از جمله معارف دینى است که عقل نیز آن را مى پذیرد و بدان توصیه مى کند. استاد شهید مرتضى مطهرى رحمه الله در این باره مى نویسد:

    «تقیه، مطلقا یک نوع تاکتیکى است براى حفظ هدف و رسیدن به هدف؛ و قانونى است که عقل آن را مى پذیرد؛ بلکه واجب مى شمارد و در جهان سیاست نیز بدون آنکه نام آن را تقیّه بگذارند، آن را مى پذیرند.»


    در حقیقت، تمام مردم عاقل و خردمند جهان، وقتى خود را بر سر دوراهى مى بینند که یا باید از اظهار عقیده باطنى خود چشم بپوشند و یا با اظهار عقیده خود، جان و مال و حیثیت خود را به خطر افکنند، تحقیق مى کنند. اگر اظهار عقیده در موردى باشد که ارزش براى فدا کردن جان و مال و حیثیت داشته باشد، در چنین موقعى، اقدام به این فداکارى را صحیح مى شمارند و اگر اثر قابل ملاحظه اى در آن نبینند، از اظهار عقیده چشم مى پوشند.


    .


  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    17 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17




    - تقیّه یا نفاق؟



    برخى، تقیّه را نوعى نفاق و دورویى و نشانه ضعف شخصیّت و عدم شجاعت شخص مى دانند؛ در حالى که اساس و انگیزه این دو حرکت، مسیر این دو را از یکدیگر جدا کرده، آنها را از همدیگر کاملاً متمایز مى سازد. در حقیقت، تقیّه از انسانى باورمند، و براساس حکمت و مصلحتى پنهانى صورت مى پذیرد و پیامدهاى آن نیز همواره سازنده است؛ در حالى که نفاق، از شخصى بى اعتقاد و به انگیزه نیرنگ و فریب دیگران بروز مى کند و عواقب آن نیز زیانبار است.


    به تعبیر استاد شهید مرتضى مطهرى رحمه الله «تفاوت این دو از قبیل دام انداختن یا سپر به کار بردن است. نفاق براى به دام انداختن دیگرى است که اگر انسان یکرنگى و صراحت به خرج دهد، او راه خود را مى گیرد و مى رود، و تقیّه براى حفظ نیروى مالى یا جانى و یا اعتبارى خود است که اگر صراحت به کار برده شود، طرف مقابل، ضربت خود را وارد مى آورد.


    نفاق، پنهان نمودن کفر و اظهار ایمان است و از دو جهت بد است: یکى از جهت کفر و دیگرى از جهت اغفال و به دام انداختن. صرف مخالفت ظاهر با باطن، اگر هدف فاسد نباشد، بد نیست؛ بلکه در مواردى لازم و ضرورى است. در حدیث است که مؤمن خوشحالى اش در چهره اش و اندوهش در قلبش است. باز دستور رسیده است که در حضور مصیبت زده، قیافه حزن و اندوه به خود بگیرید.


    فرق نفاق و تقیّه از قبیل تفاوت متوجه کردن ضرر به غیر و دفع ضرر متوجه به نفس است. متوجه کردن ضرر به غیر، حرام است؛ اما دفع ضرر از خود واجب است؛ مگر آنکه مصلحتى قوى تر در کار باشد.»




    - تقیّه حرام و ممنوع:


    جاده تقّیه، لغزنده و ناهموار است و انسان، همواره در مسیر تقیّه با لغزشگاههایى نیز روبه رو است. چه بسا آدمى، ضعف، زبونى و عدم شجاعت خویش در بازگو کردن حق را با شعار تقیّه توجیه کند و این کاستیهاى خود را به حساب تقیّه بگذارد.

    اى بسا نیز دورویى و نفاق، تقیّه نامیده شود که در این گونه موارد، بهترین معیار براى تشخیص تقیّه راستین از تقیّه دروغین، وجدان خود انسان است و چگونگى انگیزه او.


    همچنین در امور اعتقادى و دینى، اینکه کجا جاى تقیّه است و کجا نیست، به دانش و آگاهى نیاز دارد تا راه تقیّه ممنوع و حرام از تقیّه مباح، باز شناخته شود و آدمى به تقیّه حرام مبتلا نشود.



    آیت اللّه جوادى آملى (دام ظله) در این باره مى فرماید:


    «در دَوَرانِ امر بین حفظ نفس و حفظ دین، هیچ جاى تقیّه نیست؛ چه رسد که واجب باشد. به فرموده حضرت امیر مؤمنان علیه السلام ، باید با مال، جان را حفظ کرد و جان را سپر دین قرار داد. حضرت امام خمینى رحمه الله آنجا که اصل دین در خطر بود، فرمود: «اصول اسلام در معرض خطر است؛ قرآن و مذهب در مخاطره است؛ با این اوضاع، تقیه حرام است و اظهار حقایق، واجب وَ لَوْ بَلَغ ما بَلَغ.»


    بدون شک، مواردى وجود دارد که در آنجا تقیّه کردن حرام است و آن در جایى است که تقیّه به جاى آنکه سبب حفظ نیروها شود مایه نابودى یا به خطر افتادن مکتب شود، و یا فساد عظیمى به بار آورد. در این گونه موارد باید سدّ تقیّه را شکست و پیامدهاى آن را هر چه بود پذیرا شد.



    شیخ مفید (رحمة الله علیه) نیز در این باره مى نویسد:


    «تقیه، وقتى است که بداند یقینا و یا به گمانى قوى، ضررى در پى دارد؛ اما هر گاه نداند که در اظهار حق، ضررى وجود دارد و یا گمان قوى بر عدم ضرر داشته باشد، تقیه جایى ندارد. به تحقیق که حضرات ائمه علیهم السلام جماعتى از شیعیان خود را به باز داشتن و نگاه داشتن خود از اظهار حق، امر مى کردند و این براى آنان، اصلح بود و از آن سوى نیز حضرات ائمّه علیهم السلام جماعتى دیگر از اصحاب خود را به سخن گفتن و رویارو شدن با دشمنان و آشکار کردن امر حق با آنان دستور مى دادند، به جهت دانستن ایشان علیهم السلام که ضررى نیست بر آن جماعت در آن (اظهار حق).»




    - نکته آخر در این زمینه اینکه:


    تقیه کردن فقط در حالت ضرورت بکار برده می شود. همانگونه که اگر شخصی از شدت گرسنگی در معرض هلاک شدن باشد، می تواند از گوشت مردار و یا خوک استفاده کرده و خود را نجات دهد.


    لذا در موارد ضرورت نیز تقیه هرگز نباید از چهار چوب زبان فراتر رفته و به اعتقادی قلبی و یا به عمل از روی رضایت مبدل گردد.

    به عبارت دیگر: کاربرد تقیه فقط در چهار چوب زبان منحصر می گردد و قلب بایستی مالامال ایمان باشد.

    .


  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,095
    مورد تشکر
    17 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    33
    آپلود
    3
    گالری
    17



    نقل قول نوشته اصلی توسط prober نمایش پست
    بسم الله الرحمن الرحيم

    الهم صل علي محمد وآل محمد و عجل فرجهم يا كريم يارب

    السلام عليكم و رحمه الله بركاته

    در سايتي منسوب به اتباع اسلام اموي (وهابي) سئوالي مطرح شد بدين عنوان

    چگونه رواياتي را كه در كتابهايتان از ائمه نقل شده را از باب تقيه يا حقيقت تشخيص ميدهيد؟ بدين معني كه فلان روايت را چطور ميفهميد از باب تقيه گفته شده يا واقعيت؟؟؟

    پاسخ به اين سئوال باعث اخراج حقير از سايت شد و از دوستان ميخواهم مستندا پاسخ فرمايند و در آخر پاسخي كه باعث اخراج حقير شد را مطرح و نقد و بررسي مينماييم

    با تشكر

    و اما در خصوص پاسخ شما که چطور روایات تقیه را تشخیص بدهیم:


    با توجه به مطالبی که در بالا عرض شد:


    1- یکی از شروط تقیه آن است که موجب از بین رفتن دین نشود. و ائمه اطهار علیهم السلام، در مواردی که تقیه کرده‌اند، به علم امامت آگاهی از این داشتند که نفع این کار برای اسلام خواهد بود.

    2- در بسیاری از موارد در نقل روایات، تقیه معنی ندارد. به عنوان مثال وقتی تنها یک روای شیعه از نزدیکان حضرت در جایی که تنها او و امام حضور دارند مساله‌ای را از حضرت بپرسد، دیگر تقیه معنی نخواهد داشت.

    3- در بسیاری از موارد، فایده تقیه بیشتر از عدم تقیه و در بعضی موارد نیز به عکس است. به عنوان مثال، اگر جان چند نفر در میان باشد و در صورت تقیه نکردن سبب هلاکت آنان شود، آیا در اینجا تقیه نکردن مناسب است؟
    گاهی نیز تقیه کردن حتی حرام است! و آن جایی است که به اصل دین ضرر بزند (مانند قیام حضرت سید الشهدا علیه السلام) که در مطالب بالا نیز به آن اشاره شد.

    .


  11. تشکرها 2


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط prober نمایش پست
    چگونه رواياتي را كه در كتابهايتان از ائمه نقل شده را از باب تقيه يا حقيقت تشخيص ميدهيد؟ بدين معني كه فلان روايت را چطور ميفهميد از باب تقيه گفته شده يا واقعيت؟؟؟



    با سلام و درود


    چند چیز با هم باید مجموعاً در نظر گرفته شود تا بتوان یک روایت را از باب تقیه دانست:


    1. داشتن قول مخالف در میان اهل عامه.


    2. داشتن روایات مخالف در میان شیعه؛ اگر مخالف این روایت، روایاتی باشند که قرائن بر وثوق به آن روایات مخالف، بیشتر باشد.


    3. عمل قدمای اصحاب بر روایات مخالف؛ با توجه به این که قدماء بر روی تقیه بودن روایات توجه داشته و از امام(ع) هم روایت آمده که ما زیاد تقیه می کنیم، لذا اگر قدماء با توجه به این مطالب، باز هم با روایتی مخالفت نموده و بر خلاف آن عمل کرده باشند، قرینه ای است بر تقیه بودن آن روایت.


    4. قول مخالف، قول مذهب حاکم در میان اهل عامه باشد.


    5. البته اینها شرط لازم نیست؛ یعنی می توان مواردی را پیدا کرد که این شرائط را ندارند ولی از قرائن دیگر، احتمال تقیه بودن آن می رود.


    ضمنا، همه تقیه ها خوفی نیستند و تقیه مداراتی هم داریم؛ ولی بیشتر کلام ما در اینجا ناظر به تقیه خوفی بود.








    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.




  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    42
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت نامشخص
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحيم

    الهم صل علي محمد وآل محمد وعجل فرجهم يا كريم يا رب

    السلام عليكم و رحمه الله و بركاته

    با تشكر از شما كارشناسان محترم جناب پاسخگوي احكام و پاسخگوي قرآني و اين جواب مفصل و حقير استفاده زيادي از جواب كردم و اميد است دوستان به نوعي استفاده ببرند و در ميزان حسنات شما ثبت شود ان شاء الله

    سئوالي در باره آخرين تاپيك شما جناب پاسخگوي قرآني داشتم و اين قسمت

    1. داشتن قول مخالف در میان اهل عامه.

    اگر ممكن است كمي در اين خصوص توضيح فرماييد

  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    42
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت نامشخص
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مطلبي كه ذكر آن باعث اخراج حقير شد

    بحث در خصوص روايات است و چگونگي تشخيص آنها در تقيه و واقعيت

    قبل از جواب موضوعي بايد روشن شود وآن

    ميدانيم اهم مصادر شيعه كتاب الكافي است ثقه الأسلام كليني متوفاي 329 هجري است.و اهم مصادر حديثي و قديميترين آن البخاري محمد بن إسماعيل بخاري متوفاي 256 هجري است و در مي يابيم بخاري 70 سال قبل از كليني ميزيسته و بالطبع كتاب البخاري قبل از الكافي نگاشته شده

    با نگاهي اجمالي به كتاب البخاري در مي يابيم كه اكثر روات و شيوخ بخاري شيعه هستند و قبلا در اين خصوص بحث شد

    پس اولا سئوال به شما بر مي گردد كه با توجه به اينكه طبق تعريف شما بخاري از شيعه حديث نقل مي كردند و شيعه آن زمان مفهومي سياسي بود و از روافض و غلاة حديث نقل نمي كردند و در اينجا اين سئوال مطرح است كه چگونه بخاري شيعه به مفهوم سياسي را از روافض و غلاة تشخيص مي دادند با اين علم كه شيعي قائل به تقيه است و در مواقعي مشروط تقيه مي كند ؟؟؟

    بالطبع قبل از جواب به سئوال عمل شيعه به تقيه را نميتوان منسوب به دروغ و نفاق دانست و گرنه بخاري كه عالم به عمل شيعه به تقيه است و با جود اين روايات آنها را مي پذيرفت

    اين جواب باعث اخراج حقير با دلايلي واهي از سايت و حذف موضوع گرديد

    بي شك حقير در مقام تبيين و كسب علم از دوستان هستم و رفع شبهات و اميد است مطرح كردن شبهات و رد آن گامي باشد براي يقين بيشتر به حقانيت

    التما س دعا


  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    42
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت نامشخص
    دریافت
    13
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوستان كسي نقدي بر مطالب مذكور دارد؟؟

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. ✿^؟؟^✿بیت المال را جــدی بگیرید!✿^؟؟^✿
    توسط neginsabz در انجمن اخلاق
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۹/۱۲, ۱۴:۰۸
  2. جمع بندی قیامت چه زمانی رخ می دهد؟؟!!
    توسط taslim در انجمن قیامت
    پاسخ: 41
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۶/۲۰, ۰۸:۱۹
  3. سجده به غیرخدا حرام نیست؟؟(سجده برادران به یوسف)
    توسط منتقد کوچولو در انجمن آیات الاحکام
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۳/۲۸, ۱۷:۵۱
  4. در خدا باوری و دین داری عقل مقدم است یا ایمان؟؟
    توسط paul در انجمن ادیان و فرق در قرآن
    پاسخ: 15
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۲/۱۴, ۲۲:۰۷
  5. چرا افضل اعمال ؟؟
    توسط حکمتی فرد در انجمن مهدویت و امام زمان در قرآن
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۵/۰۴, ۱۱:۰۷

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود