جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوالی درموردروایات نقل شده درکتب

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سوالی درموردروایات نقل شده درکتب




    آیابه روایاتی که دراینترنت نقل می شودو بطورمثال برای سندآن نوشته می شود جلد5 الاحتجاج ص234! آیامی توان به اینگونه احادیث نقل شده دراینترنت اعتمادکرد؟
    سوال دیگراینکه آیادرکتابهای مذهبی درطی سالهاتحریفی صورت نگرفته است؟
    بطورمثال درکتاب اصول کافی حدیث نقل شده ازامام زمان کتاب کافی برای شیعیان ماکافی است(یعنی شیعیان دیگربه قرآن نیازی ندارند؟) آیااینها تاییدشده اند؟و می توان گفت که تمامی احادیث معتبرهستند؟واگرنه چگونه می توان این مسئله راثابت کرد؟

    اگربه این سوال پیش ازاین جواب داده شده لطفا من رابه تاپیک مربوطه هدایت کنید
    هيچ كس خود را آنگونه كه براستي هست نمي نماياند بلكه نقاب خود را بر چهره مي زند و نقش خود را بازي مي كند. در حقيقت مراتب اجتماعي ما چيزي بيش از يك كمدي بي سر و ته نيست.آرتور شوپنهاور

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    مطلب




    نقل قول نوشته اصلی توسط in search of truth نمایش پست
    آیابه روایاتی که دراینترنت نقل می شودو بطورمثال برای سندآن نوشته می شود جلد5 الاحتجاج ص234! آیامی توان به اینگونه احادیث نقل شده دراینترنت اعتمادکرد؟


    سلام دوست عزیز
    اعتبار سایت از جهت پژوهشی و نیز اینکه ناقل حدیث چه کسی است، در اعتماد مذکور تأثیر دارد. اینترنت یک فضای مجازی بزرگ و آزاد است و طبعا نمی توان به هر نقل قولی در آن اعتماد نمود.
    اگر سایت ناقل حدیث، از سایتهای علمی معتبر باشد و ناقل حدیث هم از پاسخگویان یا نویسندگان رسمی و مورد تأیید آن سایت معتبر علمی باشد، در بسیاری از موارد، می توان به نقل این دسته از افراد اعتماد نمود.
    اما چرا در شک و دودلی باشید! می توانید نرم افزار جامع الاحادیث یا نرم افزار نور را تهیه کنید، که بسیاری از کتب مهم روایی شیعه به صورت کامل و با امکانات فراوان تحقیق و جستجو در آن موجود است و به راحتی می توانید از صحت متنی و سندی احادیث مشکوک اطمینان حاصل نمایید.



    نقل قول نوشته اصلی توسط in search of truth نمایش پست
    سوال دیگراینکه آیادرکتابهای مذهبی درطی سالهاتحریفی صورت نگرفته است؟
    خوشبختانه نقل کتب روایی از مؤلفین آنها (مثلا نقل کتاب شریف کافی از مرحوم کلینی) با ضریب امنیتی بالا صورت گرفته و این یک بحث بسیار قوی و مفصل است که در مباحث علم رجال و درایة بدان پرداخته می شود.
    ریشه این مطلب هم به این نکته بازگشت می کند که روش معمول محدثین در نقل روایات، شیوه سماع و قرائت بوده است؛ یعنی یک شاگرد سالها در محضر اساتید شناخته شده و مهم حدیثی زانو می زده و وقتی به پختگی علمی و حدیثی می رسید، از استاد مذکور اجازه نقل حدیث می گرفت و حدیثی وی را (که او نیز به همین طریق از استاد خود نقل می نمود)، می شنید و برای شاگردان و محدثان بعدی نقل می کرد.
    اما از آنجا که به طور طبیعی در قرائت یا سماع یا نسخه برداری، اشتباهات مختلفی در نقل حدیث صورت می گرفت، و از سوی دیگر کتابهای روایی و حدیثی از گزند جاعلان و حدیث سازان در امان نبود و در طول تاریخ احادیث بسیاری جعل و به پیامبر اکرم و ائمه (ع) نسبت داده می شد، به همین دلیل از همان اوایل دو علم بسیار مهم و حیاتی در زمینه آسیب شناسی حدیث تدوین گردید که کمک شایانی به شناخت و درک احادیث معتبر متنی و سندی می نمود:

    1- علم رجال الحدیث که به منظور آسیب شناسی سند احادیث و بررسی راویان حدیثی تدوین شده و کتابهای بسیار مهم رجالی چون رجال نجاشی (م ) و رجال طوسی (م ) و ... در این باره تدوین گردید.
    2- علم درایة الحدیث که به منظور آسیب شناسی متن احادیث و بررسی صحت صدور حدیث تدوین شده و کتابهای بسیاری هم در این زمینه به رشته نوشته در آمده است از جمله «منتقی الجمان فی الاحادیث الصحاح و الحسان» اثر شیخ جمال الدین حسن (م 1011ق) (صاحب کتاب معالم و فرزند شهید ثانی).

    برای توضیحات مفصل و بیشتر می توانید به کتاب «روش فهم حدیث» اثر استاد عبدالهادی مسعودی مراجعه فرمایید که اطلاعات بسیاری در این زمینه ها با فارسی روان و شیوا به حدیث پژوهان ارائه داده است. این کتاب توسط انتشارات سمت و دانشکده علوم حدیث چاپ شده است.

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۲/۰۶ در ساعت ۱۵:۵۷
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط in search of truth نمایش پست
    بطورمثال درکتاب اصول کافی حدیث نقل شده ازامام زمان کتاب کافی برای شیعیان ماکافی است(یعنی شیعیان دیگربه قرآن نیازی ندارند؟) آیااینها تاییدشده اند؟و می توان گفت که تمامی احادیث معتبرهستند؟واگرنه چگونه می توان این مسئله راثابت کرد؟



    آیا کافی برای تصدیق یا اصلاح و مانند آن بر امام زمان(ع) عرضه شده است؟

    در مورد ادعاى عرضه كافى بر امام زمان عليه السلام دو مطلب قابل بحث است:


    1- آیا کافی برای تصدیق یا اصلاح و مانند آن بر امام زمان(ع) عرضه شده است؟
    2- آیا جمله «الکافی کاف لشیعتنا» حدیث امام زمان است و منبع معتبری دارد؟


    جواب سؤال 1-: [ادعاى عرضه كافى بر امام زمان (عليه السلام)]

    ظاهرا مدعیان این مطلب، هیچ سند و دلیلی قطعی بر عرضه کافی بر امام زمان (عليه السلام) ارائه نکرده اند!
    از پیشگامان در طرح این مدعا می توان به بیان سید بن طاووس در کشف المحجة اشاره نمود که به قرینه هم عصری مرحوم کلینی (مؤلف کتاب شریف کافی) با نواب اربعه و اینکه وی از این طریق راهی برای تحقیق و تصدیق روایات کتابش داشته است، ظاهرا مدعی عرضه کافی بر حضرت می باشند. 1

    محدث نیشابوری هم در کتاب منیة المرتاد فی ذکر نفاة الاجتهاد، با بیانی دیگر همین مطلب را دلیل عرضه کافی بر امام می داند. 2
    محدث نوری هم در مستدرک ضمن شرح کلام سید بن طاووس، عرضه کافی بر امام (ع) را تأیید می کند. 3
    محدثین دیگری نیز احتمال عرضه کتاب بر حضرت را ممکن (و نه قطعی) دانسته اند مانند علامه مجلسی. 4 5

    نتیجه اینکه این بزرگواران دلیل قطعی و روشنی بر این ادعا اقامه نکرده اند و این مدعا در حد امکان و احتمال (و نه یک امر قطعی) باقی مانده است.




    در مقابل عده ای دیگر از حدیث پژوهان بر این باورند که کافی بر حضرت عرضه نشده است و دلایل متعددی بر انکار مدعای پیشین اقامه کرده اند که در ادامه گزارشی از این دلایل ارائه می شود.


    تبیین مدعای پیشین:
    گفته‏اند كلينى معاصر نواب اربعه بوده و در بغداد شهر نوّاب مى‏زيسته و در امر حديث بسيار با احتياط رفتار مى ‏كرده، لذا 20 سال تأليف كتاب به طول انجاميده، بنابراين محال يا بسيار بعيد مى‏نمايد كه وى با اين كه به ناحيه مقدسه نزديك بوده و پرسش براى وى ميسر بوده و دانستن صحّت و سقم احاديث كتاب از اهميت زائد الوصفى برخوردار بوده (كه سستى در آن جايز نبوده)، با اين همه از عرضه كتاب بر امام خوددارى كرده باشد، و از ميزان اعتبار كتابى كه تا روز قيامت ملاك عمل مردمان باشد، پرسش نكرده باشد!
    خصوصا اینکه كتاب كافى در سال 327 پيش از مرگ آخرين نايب حضرت (در 328 يا 329) در بغداد عرضه شده، لذا تأليف كتاب پيش از اين تاريخ و در زمان حيات نايبان حضرت به انجام رسيده است!


    اين استدلال از زاويه‏هاى گوناگون نادرست است:

    1 - كلينى هيچ روايت مستقيم از نوّاب اربعه در كافى ندارد و روايت غير مستقيم وى هم از ايشان بسيار اندك است؛ با اینکه وی در بغداد (محل سکونت نواب) هم سکونت داشته است و قبل از سال 290هجری وارد بغداد شده و از مشایخ بغداد حدیث نقل نموده است. اين امر نشان مى‏دهد كه وى هيچ ارتباط ويژه‏اى با نواب حضرت نداشته است.

    نکته: شیخ طوسی در کتاب الغیبة بسیاری از احادیثی که از سفراء نقل شده را گردآورده است.

    2 - هيچ دليلى در دست نيست كه كلينى در هنگام تأليف كافى در بغداد بوده است. وى هرچند ظاهرا پيش از سال 310 به عراق سفر كرده ولى موطن وى «رى» بوده و ظاهرا كتاب را در اين شهر تأليف كرده و تنها در اواخر عمر خود به بغداد هجرت كرده و در اين شهر درگذشته و به خاك سپرده شده است.

    3 - نواب اربعه در جوّ تقيه‏آميز شديدى زندگى مى‏كرده‏اند، بيم از خلفاى جور كه به عنوان يكى از اسباب غيبت حضرت در روايات مطرح شده عملكرد ويژه‏اى را از سوى نايبان آن حضرت ايجاب مى‏كند، بنابراين چه بسا آن بزرگواران نمى‏خواسته‏اند كه در مسائلى كه طرق ظاهرى براى حل آن وجود دارد، ارتباطى با شيعيان داشته باشند، شايد به همين جهت نواب اربعه هيچ يك به عنوان مرجع علمى طايفه اماميه مطرح نبوده‏اند.

    ارتباط شيعيان با نوّاب بيشتر براى حل معضلاتى بوده كه تنها از طريق غيبى حل مى‏گردد، به عنوان نمونه درخواست على بن بابويه براى بچه‏دار شدن، تقاضاى ابو غالب زرارى براى حل مشكل جدى خود با خانواده و... در همين راستا قرار مى‏گيرد.
    براى آشنا شدن با عملكرد نوّاب حضرت در فضاى تقيه، به اين ماجرا بسنده مى‏كنيم كه جناب حسين بن روح به جهت تقيه مجبور به شركت در مجلس مقتدر عبّاسى بوده، وى به ناچار در اين مجلس بر تفضيل خلفاى ثلاثه بر حضرت امير(عليه السلام) تصريح مى‏كند و به یکی از شيعيان (كه به طور خصوصى بر اين مطلب ايراد گرفته) تأكيد مى‏كند كه اگر از اين اعتراضات بكند، از او كناره مى‏جويد.
    وى خادم خود را كه معاويه را لعن كرده بود، از كار بر كنار می کند و وساطت‏ها براى باز گرداندن وى را قبول نمی نماید. 6
    با توجه به چنين جوّ مخاطره‏آميز اقدام به عرضه كتاب مفصّلى همچون كافى طبيعى به نظر نمى ‏آيد.

    4 - اساسا رسم عرضه كتاب بر ائمه (عليهم السلام) رسم شايعى نبوده، نسبت كتب عرضه شده به كتب عرضه نشده اندك است. 7

    5 - عرضه كتاب بر نايبان امام زمان (عليه السلام) بسيار نادر است، تنها كتاب «التكليف» شلمغانى است كه بر جناب حسين بن روح عرضه شده است که خودش بخواند و نظر دهد. 8

    اين امر نیز به جهت ويژگى خاص شلمغانى بوده كه سابقا از وابستگان نظام وكالت بوده است اما پس از مدتی منحرف شده و مشكلات اجتماعى عقيدتى ويژه‏اى براى جامعه شيعى به وجود می آورد.
    نام اصلی شلمغانی، ابی جعفر محمد بن علی بن ابی العزاقر است؛ وی «التکلیف» را قبل از انحراف و قبل از شهرت به دروغگویی نگاشته بود.
    كتاب فوق نيز در بسیاری از خانه‏هاى شيعيان وجود داشته، لذا بررسى صحت و سقم آن به طور جدى لازم بوده است.

    مسأله مهم در اين زمينه اين بوده كه آيا شلمغانى خود رواياتى از اين كتاب را جعل كرده است يا خير؟

    آيا در اين كتاب تدليس شده يا خير؟
    و اين گونه احتمالات در مورد كتاب کافى مطرح نبوده است.

    گفتنى است كه شيخ طوسى پس از نقل ماجراى عرضه كتب شلمغانى (معروف به ابن أبي عزاقر) بر حسين بن روح، با سند از قول سلامة بن محمد نقل مى‏كند كه شيخ حسين بن روح رضى اللّه عنه كتاب «التأديب» را به قم فرستاد و از فقهای قم خواست كه در اين كتاب بنگرند و مطلبى را كه با آن مخالف هستند، بيان كنند.
    فقهاى قم در پاسخ نوشتند: تمام مطالب کتاب مذکور صحيح است مگر اين نكته كه گفته: زكات فطره در طعام (گندم)، نصف صاع است؛ که به نظر ما زکات طعام، همچون زکات شعير است و زكات فطره آن يك صاع است.9

    اين ماجرا نشان مى ‏دهد كه حسين بن روح در ارزيابى كتاب‏ها نظر فقهاى قم را جويا مى ‏شده است نه اين كه خود كتاب را بر حضرت عرضه كند، از اين امر برمى‏آيد كه بنا نبوده است كه روش اخذ و اقتباس و ارزيابى احاديث از روش‏هاى غير متعارف صورت گيرد.

    غير از اين دو كتاب، ارزيابى هيچ كتابى از كتاب‏هاى قرن سوم از سوى نايبان امام زمان (عليه السلام) انجام نگرفته است.

    6 – خود مرحوم کلینی ادعایی بر عرضه کافی بر امام زمان(عليه السلام) مطرح نکرده!
    اگر كافى بر امام زمان (عليه السلام) عرضه شده بود، آيا جناب كلينى نمی بایست به چنین امر مهمی در مقدمه كتاب يا در هنگام روايت آن بر شاگردان تصريح نماید؟
    چرا مؤلفان كتب مهم رجالى همچون شيخ طوسى و أبو العباس نجاشى كه متذكر كتب عرضه شده بر ائمه در كتب خود شده‏اند، به اين مطلب تصريح يا اشاره ای نکرده اند؟
    چگونه مى‏ تواند چنين امرى تحقق يافته باشد در حالى كه در هيچ مصدرى از مصادر قدماء اندك اشاره‏اى بدان نشده و نخستين بار از سوى سيد بن طاوس به اين احتمال اشاره رفته است. 10 11




    جواب سؤال دوم: [بررسی اعتبار و سند جمله «الکافی کاف لشیعتنا»]

    1- این جمله در هیچ منبع معتبری نقل نشده است. راوی این عبارت نیز مشخص نیست و کسی نامی از وی به میان نیاورده است.
    کتابهایی که این جمله را نقل کرده اند، همگی با این عبارت آن را نقل می کنند: «می گویند» ، «گفته شده» و مانند آن یعنی هیچ راوی و سند و منبع معتبری برای آن ذکر نمی کنند. 12


    2- محدث نوری هم در مستدرک خود می گوید: این خبر شایع در منابع معتبر حدیثی ما نیامده است.13
    حتی محدث استرآبادی (م 1306ق) که سرکرده اخباریان شیعه و از قائلان به قطعی الصدور بودن همه روایات کافی است نقل شده که: «إن هذا الحدیث لیس له اصلٌ و سندٌ» این حدیث هیچ سند و منبعی ندارد. 14


    گفتنی است که برخی جمله الکافی کاف لشیعتنا را به شیخ خلیل بن غازی القزوینی (م1089) نسبت داده اند اما این انتساب اشتباه است چون محدث استرآبادی (بزرگ اخباریین ) که در سال 1036 فوت نموده (یعنی بیش از 50 سال قبل از قزوینی) ، این جمله را نقل نموده، سپس صحت آن را انکار می نماید؛ پس قدر مسلم این جمله را اول بار جناب قزوینی نگفته است و پیشتر از او نیز شایع بوده است.

    احتمالا اين جمله بخاطر روایتی که در ذیل می آید، مشهور شده است.
    مرحوم صدوق در معانی الاخبار15 از امام صادق (ع) در تفسیر آیه «کهیعص» (مریم/1) نقل می کند: الكاف، كاف لشيعتنا...، سپس این جمله با الکافی مشتبه شده و چون کلینی با امام صادق (ع) هم عصر نبوده بلکه در دوران غیبت صغرای امام زمان (ع) می زیسته، فلذا این روایت به امام مهدی منسوب شده است.



    پی نوشت
    -------------------------------

    1-کشف المحجة/ص 159
    2-روضات الجنات، خوانساری/ج6، ص116
    3-مستدرک الوسائل، ج3/ص533
    4-به نقل از میرزا محمد علی مدرس در ریحانة الادب، ج5/ص81
    5-اقوال فوق از کتاب پژوهشی در زمینه کتاب کافی و مؤلف آن، اثر دکتر منصور پهلوان، صفحه149 به بعد نقل گردید.
    6-غيبة طوسى: 384/347 - 386/489
    7- ر. ك. مع الكليني و كتابه الكافي: 233 - 235
    8- لیقرأه بنفسه ، الغیبة الطوسی/ص408/ح382
    9- غيبة طوسى: 390/357
    10- فتح الأبواب، ص 182
    11- منبع اصلى بحث:
    - دروس قواعد رجالى آيت اللّه شبيرى زنجانى، جلسه ششم.
    منابع ديگر، - تجريد أسانيد الكافي 1: 8 و 9
    - مع الكليني و كتابه الكافي: 232 - 239
    - خاتمه مستدرك 21: 470 و 536 و صفحات ديگر
    12- برای نمونه رجوع کنید به: روضات الجنات، خوانساری، ج6/ص116 ، ریحانة الادب، میرزل محمد علی مدرس، ج5/ص81
    13- مستدرک الوسائل، ج3/ص533
    14- مستدرک الوسائل، ج3/ص533 (به نقل از جوامع حدیثی شیعه،دکتر حجت/ص62)
    15-معانی الاخبار/
    ص68/ح6




    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۲/۰۶ در ساعت ۱۵:۵۲
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    174
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    الاحتجاج : 158
    از امام جعفر صادق عليه السلام چنين روايت شده است که :
    به حضرت عرض نمودم : ايشان ( سنيان ) روايتي نقل مي کنند که وقتي رسول خدا به آسمان برده شد ، بر روي عرش نوشته اي ديد که : لا اله الا الله محمد رسول الله ، ابو بکر صديق!!!
    پس حضرت فرمودند : سبحان الله ؛ همه چيز را تغيير دادند ؛ حتي اين را ؟ گفتم : آري ؛ پس فرمودند : خداوند وقتي عرش را آفريد بر روي آن نوشت : لا اله الا الله محمد رسول الله علي امير المومنين ؛ و وقتي آب را آفريد در محل حرکت آن نوشت : لا اله الا الله محمد رسو الله علي امير المومنين ؛ و وقتي خداوند کرسي را آفريد بر پايه هاي آن نوشت : لا اله الا الله محمد رسول الله علي امير المومنين ؛ و وقتي خداوند لوح را آفريد نيز چنين کرد ؛ و وقتي جبريل را آفريد ؛ و وقتي زمين ها را آفريد ؛ و ... پس در انتها فرمودند : ووقيت خداوند ماه را آفريد بر روي آن نوشت : لا اله الا الله محمد رسول الله علي امير المومنين ؛ و اين همان سياهي است که در ماه مي بينيد ؛ پس هر زمان که يکي از شما گفت : لا اله الا الله محمد رسول الله ، پس بايد بگويد :علي ولي الله

    من این روایت رانگاه کردم درست نقل شده است چیزی که می خواهم بدانم این است که آیااین روایت درست می باشدیا دارای سندمحکمی است یاخیر
    همیشه وقتی شماچنین مطلبی رادرکتابی شیعه می خوانید بی اختیارازخودتان می پرسید که آیانویسنده ازروی تعصب صحبت نکرده است؟به هرحال اگربتوانید درمورداین روایت هم به زیبایی وکاملی روایت قبلی جوابم رادهید بسیارممنون خواهم شد باتشکر
    هيچ كس خود را آنگونه كه براستي هست نمي نماياند بلكه نقاب خود را بر چهره مي زند و نقش خود را بازي مي كند. در حقيقت مراتب اجتماعي ما چيزي بيش از يك كمدي بي سر و ته نيست.آرتور شوپنهاور

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط in search of truth نمایش پست
    الاحتجاج : 158
    نقل قول نوشته اصلی توسط in search of truth نمایش پست
    از امام جعفر صادق عليه السلام چنين روايت شده است که :
    به حضرت عرض نمودم : ايشان ( سنيان ) روايتي نقل مي کنند که وقتي رسول خدا به آسمان برده شد ، بر روي عرش نوشته اي ديد که : لا اله الا الله محمد رسول الله ، ابو بکر صديق!!!
    پس حضرت فرمودند : سبحان الله ؛ همه چيز را تغيير دادند ؛ حتي اين را ؟ گفتم : آري ؛ پس فرمودند : خداوند وقتي عرش را آفريد بر روي آن نوشت : لا اله الا الله محمد رسول الله علي امير المومنين ؛ و وقتي آب را آفريد در محل حرکت آن نوشت : لا اله الا الله محمد رسو الله علي امير المومنين ؛ و وقتي خداوند کرسي را آفريد بر پايه هاي آن نوشت : لا اله الا الله محمد رسول الله علي امير المومنين ؛ و وقتي خداوند لوح را آفريد نيز چنين کرد ؛ و وقتي جبريل را آفريد ؛ و وقتي زمين ها را آفريد ؛ و ... پس در انتها فرمودند : ووقيت خداوند ماه را آفريد بر روي آن نوشت : لا اله الا الله محمد رسول الله علي امير المومنين ؛ و اين همان سياهي است که در ماه مي بينيد ؛ پس هر زمان که يکي از شما گفت : لا اله الا الله محمد رسول الله ، پس بايد بگويد :علي ولي الله
    من این روایت رانگاه کردم درست نقل شده است چیزی که می خواهم بدانم این است که آیااین روایت درست می باشدیا دارای سندمحکمی است یاخیر

    همیشه وقتی شماچنین مطلبی رادرکتابی شیعه می خوانید بی اختیارازخودتان می پرسید که آیانویسنده ازروی تعصب صحبت نکرده است؟به هرحال اگربتوانید درمورداین روایت هم به زیبایی وکاملی روایت قبلی جوابم رادهید بسیارممنون خواهم شد باتشکر
    سلام بر شما
    این روایت در کتاب
    الاحتجاج، ج1 / ص 158نقل شده است.
    برای پاسخ سؤال شما ابتدا مطالبی درباره این کتاب عرض می کنم تا مطلبی برای شما روشن شود.


    نویسنده کتاب، ابو منصور، احمد بن على طبرسى از علماى قرن ششم هجرى است.
    در این کتاب روایات مشتمل بر بحث‏ها و استدلال‏هاى معصومين (عليهم‏السلام) و بزرگان دين با مخالفان در موضوعات مختلف تدوین شده است.

    نکته: در طول تاريخ اسلام بسيارى از بزرگان با انگيزه اثبات حق و رد باطل دست به قلم برده و كتبى با عنوان و موضوع احتجاج نوشته‏اند يا فصلهایی از كتاب خود را به نقل احتجاجات در موضوعات گوناگون اختصاص داده‏اند به طورى كه نزديك به 20 عنوان كتاب با نام «الاحتجاج» در ميان كتب شيعه به چشم مى‏ خورد. اولين كتابى هم كه در اين باره و با نام «الاحتجاج» نوشته شد، توسط «محمد بن ابى عمير»، از اصحاب بزرگ امام کاظم (عليه ‏السلام)، نوشته شد. (ابن ابى عمير در زمان اختناق عباسيان سعى فراوان در حفظ ميراث اهل بيت پيامبر (صلى الله عليهم اجمعين) داشت و در اين زمينه 94 عنوان كتاب تأليف نمود. متاسفانه كتابهاى او بعد از وفاتش دفن شده يا از بين رفتند و تعداد كمى از آنها به ما رسيده است.)

    انگيزه نگارش‏ الاحتجاج طبرسی:
    طبرسى در مقدمه الاحتجاج، انگیزه تألیفش را چنین بیان می کند: آنچه باعث شد من چنين كتابى تأليف كنم اين بود كه عده‏ اى از شيعيان دست از استدلال و بحث با مخالفان برداشته‏اند و مى‏گويند پيامبر و ائمه (عليهم ‏السلام) هيچ وقت جدال نكرده ‏اند و به شيعه نيز چنين اجازه‏ اى نداده ‏اند لذا تصميم گرفتم در يك كتاب بحث‏هاى بزرگان را با مخالفان در اصول و فروع دين جمع كنم. البته طبرسى متذكر مى‏شود كه نهى آنان از مجادله، نسبت به افراد ضعيف قوم بوده است.

    اعتبار روايات و كتاب‏:
    به طور کلی كتاب الاحتجاج از كتب معتبرى است كه علما به آن اعتماد دارند و روايات آن را نقل مى ‏كنند ولی ایرادی که به این کتاب وارد است اینست اكثر روايات آن مرسله است و هيچ سندى در كتاب براى آنها يافت نمى‏شود.ظاهرا دلیل اعتماد علما هم مطلبی است که طبرسی در مقدمه الاحتجاج ذکر نموده و گفته:

    من بجز روايات تفسير امام عسكرى (عليه‏السلام) بقيه روايات كتاب را بدون سند آورده‏ام زيرا یا اجماع بر آنها هست يا موافق عقل‏اند يا در كتب مخالف و موافق مشهورند و روايات تفسير منسوب به امام عسكرى (عليه‏السلام) را با ذكر سند در ابتداى آنها آوردم، چرا كه از حيث شهرت مانند بقيه روايات كتاب نيستند.

    مطالب کتاب:
    شروع كتاب با آيات و اخبارى است كه ترغيب به بحث و استدلال با مخالفين مى‏كند و اجر و ثواب حمايت كنندگان از دين خدا را بيان مى‏ نماید.
    سپس احتجاجات پيامبر و ائمه (عليهم‏السلام) را به ترتيب ذكر كرده و در این بین گاهى استدلال‏ها و بحثهاى اصحاب و اهل بيت پيامبر را نيز آورده است.
    در پايان کتاب توقيعات امام عصر (عجل الله تعالى فرجه الشريف) در پاسخ به سؤالات و مشكلات شيعيان ذكر شده است.
    این کتاب بسيار مورد استقبال علما و توده مردم قرار گرفت و بارها ترجمه و شرح شد.


    از جمله ترجمه‏ هاى اين كتاب:
    1 - ترجمه‏اى توسط مولى نظام الدين احمد غفارى مازندرانى.
    2 - ترجمه‏اى از ابو الحسن، على بن حسن زوارى، مفسر بزرگوار و شاگرد محقق كركى.
    3 - ترجمه‏اى توسط عماد الدين قارى استرآبادى.
    4 - ترجمه با نام «كشف الاحتجاج» از ملا فتح الله كاشانى م 988 هجرى، كه همراه با شرح كتاب است.


    شرح‏های کتاب:
    1 - شرح ملا فتح الله كاشانى كه اشاره شد.
    2 - شرح ميرزا ابو الحسن بحرانى م 1193 هجرى، از علماى بزرگ دوران زنديه در شيراز.
    3 - شرح سيد احمد بن محمد حسينى مختارى كه شرحى لطيف است.


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۳/۰۶/۰۴ در ساعت ۱۶:۳۸
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط in search of truth نمایش پست
    در انتها فرمودند : و وقتی خداوند ماه را آفريد بر روي آن نوشت : لا اله الا الله محمد رسول الله علي امير المومنين ؛ و اين همان سياهي است که در ماه مي بينيد ؛ پس هر زمان که يکي از شما گفت : لا اله الا الله محمد رسول الله ، پس بايد بگويد :علي ولي الله
    من این روایت رانگاه کردم درست نقل شده است چیزی که می خواهم بدانم این است که آیااین روایت درست می باشدیا دارای سندمحکمی است یاخیر
    پاسخ:
    بحث سندی روایت:
    این روایت مانند بسیاری از روایات کتاب، مرسله است و بدون سند ذکر شده و در پست قبلی انگیزه طبرسی از ذکر بدون سند روایاتش را نقل نمودماما انگیزه مؤلف هر چه باشد، این ضعف را جبران نمی کند که روایات کتاب بخاطر مرسله بودن و عدم ذکر سند، ضعیف تلقی می شود خصوصا اینکه مؤلف عدم ذکر سند این روایات را مورادی چون (اجماع) یا (موافقت با عقل)‏ يا (شهرت در كتب مخالف و موافق) ذکر نموده است.(الاحتجاج/ج1/ص14)
    ظاهر مطلب اینست که ایشان به روایات مذکور در کتابشان اعتماد داشته اند که آنها را ذکر نموده اند ولی به نظر بنده تمام این ملاکها قابل بحث است و نمی توان با آنها روایات مذکور در این کتاب را پذیرفت. (تفصیل این بحث طولانی است و مجالی دیگر می طلبد.)

    البته باید توجه داشت که جناب طبرسی نگفته اند که روایات الاحتجاج همگی قطعی یا صحیح است ولی اذعان نموده اند که روایاتی که نقل می کنم با ملاکهای مذکور مطابق است.

    (این از نظر سند)



    بحث دلالی و متنی روایت:

    آنچه که در نگاه اول نظر خواننده این روایت را جلب می کند، بیشتر این قسمت است که با مسلمات علمی در تعارض است
    نقل قول نوشته اصلی توسط in search of truth نمایش پست
    و وقتی خداوند ماه را آفريد بر روي آن نوشت : لا اله الا الله محمد رسول الله علي امير المومنين ؛ و اين همان سياهي است که در ماه مي بينيد


    در و ی ک ی پ د ی ا _که به اصطلاح دانش نامه آزاد است و البته به دلایلی که الان جای ذکرش نیست چندان قابل اعتماد نیست_ مطالبی درباره این به ظاهر سیاهی ها آمده که توجه خوانندگان عزیز را به آن جلب می کنم:
    سوی رو به زمین کره ماه (سوی نزدیک)، ظاهری بسیار متفاوت نسبت به سوی دور آن دارد. علت آن اینست که پهنه‌های زیادی از این سوی ماه بر اثر فعالیت‌های آتشفشانی با گدازه‌های تیره‌رنگ پوشیده شده‌اند و آبگیروارهای گوناگونی را بوجود آورده‌اند.
    (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%A7%D9%87)


    دریاوار
    (maria) نامی است که به گروهی از پهنه‌هایی تیره‌رنگ سطح کره ماه داده شده‌است. مجموعه این پهنه‌ها آبگیروارهای ماه نامیده می‌شود.
    سمت پیدای ماه
    ، ظاهری بسیار متفاوت نسبت به سمت پنهان آن دارد. علت آن اینست که پهنه‌های زیادی از این سوی ماه بر اثر فعالیت‌های آتشفشانی با گدازه‌های تیره‌رنگ پوشیده شده‌اند و آبگیروارهای گوناگونی را بوجود آورده‌اند ولی سوی دور ماه همچنان به شکل قدیم یعنی آکنده از گودال باقی مانده‌است. (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%...88%D8%A7%D8%B1)


    اطلاعات بیشتر درباره لکه های سیاه روی ماه یا همان دریاوارها را از لینک زیر مطالعه فرمایید:

    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%...85%D8%A7%D9%87


    با این توضیح مشخص شد که سیاهی هایی که ناظر زمینی بر روی ماه مشاهده می کند و اصطلاحا دریاوار نامیده می شود، نوشته یا چیزی مانند آن نیست پس این بخش روایت با مسلمات علمی تعارض دارد و مقبول نیست و ائمه طاهرین (ع) سخنی بر خلاف مسلّمات علمی و بداهات عقلی بر زبان جاری نمی کنند لذا استناد این روایت به آنان مقبول نیست و همانگونه که در بررسی سندی عرض کردم، برخی روایات این کتاب مرسل است و از این جهت خالی از ضعف نیست.


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۳/۰۶/۰۴ در ساعت ۱۶:۴۲
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    جمع بندی و نتیجه گیری این بحث 1




    عنوان: «اعتبار احادیث موجود در سایتهای اینترنتی و کتب روایی»
    و بحث «عرضه کتاب شریف کافی بر امام زمان (علیه السلام)»
    پرسش:
    آیابه روایاتی که دراینترنت نقل می شودو بطورمثال برای سندآن نوشته می شود جلد5 الاحتجاج ص234! آیامی توان به اینگونه احادیث نقل شده دراینترنت اعتمادکرد؟

    گزیده ای از پاسخ داده شده:
    اعتبار سایت از جهت پژوهشی و نیز اینکه ناقل حدیث چه کسی است، در اعتماد مذکور تأثیر دارد. اینترنت یک فضای مجازی بزرگ و آزاد است و طبعا نمی توان به هر نقل قولی در آن اعتماد نمود.
    اگر سایت ناقل حدیث، از سایتهای علمی معتبر باشد و ناقل حدیث هم از پاسخگویان یا نویسندگان رسمی و مورد تأیید آن سایت معتبر علمی باشد، در بسیاری از موارد، می توان به نقل این دسته از افراد اعتماد نمود.


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۸/۲۵ در ساعت ۱۶:۱۵
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  9. تشکرها 2


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    جمع بندی و نتیجه گیری این بحث 2




    پرسش:
    سوال دیگراینکه آیادرکتابهای مذهبی درطی سالها تحریفی صورت نگرفته است؟

    پاسخ:
    خوشبختانه نقل کتب روایی از مؤلفین آنها (مثلا نقل کتاب شریف کافی از مرحوم کلینی) با ضریب امنیتی بالا صورت گرفته و این یک بحث بسیار قوی و مفصل است که در مباحث علم رجال و درایة بدان پرداخته می شود.

    ریشه این مطلب هم به این نکته بازگشت می کند که روش معمول محدثین در نقل روایات، شیوه سماع و قرائت بوده است؛ یعنی یک شاگرد سالها در محضر اساتید شناخته شده و مهم حدیثی زانو می زده و وقتی به پختگی علمی و حدیثی می رسید، از استاد مذکور اجازه نقل حدیث می گرفت و حدیثی وی را (که او نیز به همین طریق از استاد خود نقل می نمود)، می شنید و برای شاگردان و محدثان بعدی نقل می کرد.

    اما از آنجا که به طور طبیعی در قرائت یا سماع یا نسخه برداری، اشتباهات مختلفی در نقل حدیث صورت می گرفت، و از سوی دیگر کتابهای روایی و حدیثی از گزند جاعلان و حدیث سازان در امان نبود و در طول تاریخ احادیث بسیاری جعل و به پیامبر اکرم و ائمه (ع) نسبت داده می شد، به همین دلیل از همان اوایل دو علم بسیار مهم و حیاتی در زمینه آسیب شناسی حدیث تدوین گردید که کمک شایانی به شناخت و درک احادیث معتبر متنی و سندی می نمود: 1- علم رجال الحدیث 2- علم درایة الحدیث

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۸/۲۵ در ساعت ۱۶:۱۴
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    جمع بندی و نتیجه گیری این بحث 3




    پرسش:
    آیا کافی برای تصدیق یا اصلاح و مانند آن بر امام زمان(ع) عرضه شده است؟

    گزیده ای از پاسخ داده شده:
    در مورد ادعاى عرضه كافى بر امام زمان عليه السلام دو مطلب قابل بحث است:
    1- آیا کافی برای تصدیق یا اصلاح و مانند آن بر امام زمان(ع) عرضه شده است؟
    2- آیا جمله «الکافی کاف لشیعتنا» حدیث امام زمان است و منبع معتبری دارد؟

    پاسخ پرسش 1 [ادعاى عرضه كافى بر امام زمان (عليه السلام)]:
    از پیشگامان در طرح این مدعا می توان به بیان سید بن طاووس در کشف المحجة اشاره نمود که به قرینه هم عصری مرحوم کلینی (مؤلف کتاب شریف کافی) با نواب اربعه و اینکه وی از این طریق راهی برای تحقیق و تصدیق روایات کتابش داشته است، ظاهرا مدعی عرضه کافی بر حضرت می باشد. محدثین دیگر نیز این مطلب را تأیید یا ممکن دانسته اند اما هیچ یک، دلیلی قطعی و معتبر بر عرضه کافی به امام زمان (عليه السلام) ارائه نکرده اند و این مدعا در حد امکان و احتمال (و نه یک مطلب قطعی) باقی مانده است.

    در مقابل عده ای دیگر از حدیث پژوهان بر این باورند که کافی بر حضرت عرضه نشده است و دلایل متعددی بر انکار مدعای پیشین اقامه کرده اند از جمله:
    1 - كلينى هيچ روايت مستقيم از نوّاب اربعه در كافى ندارد و روايت غير مستقيم وى هم از ايشان بسيار اندك است؛ اين امر نشان مى ‏دهد كه وى هيچ ارتباط ويژه‏اى با نواب حضرت نداشته است.

    2 - هيچ دليلى در دست نيست كه كلينى در هنگام تأليف كافى در بغداد بوده است.

    3 - نواب اربعه در جوّ تقيه ‏آميز شديدى زندگى مى‏ كرده‏ اند، لذا با توجه به جوّ مخاطره ‏آميزی که داشته اند، اقدام عرضه كتاب مفصّلى همچون كافى طبيعى به نظر نمى ‏آيد.

    4 - اساسا رسم عرضه كتاب بر ائمه (عليهم السلام) رسم شايعى نبوده، نسبت كتب عرضه شده به كتب عرضه نشده اندك است.

    5 - عرضه كتاب بر نايبان امام زمان (عليه السلام) بسيار نادر است، تنها كتاب «التكليف» شلمغانى است كه بر جناب حسين بن روح عرضه شد که خودش بخواند و نظر دهد. مورد دیگر کتاب
    «التأديب» است که حسين بن روح آن را به قم فرستاد و از فقهای قم خواست كه در اين كتاب بنگرند و مطلبى را كه با آن مخالف هستند، بيان كنند. فقهاى قم در پاسخ نوشتند: تمام مطالب کتاب مذکور صحيح است مگر اين نكته كه گفته: زكات فطره در طعام (گندم)، نصف صاع است؛ که به نظر ما زکات طعام، همچون زکات شعير است و زكات فطره آن يك صاع است. اين ماجرا نشان مى ‏دهد كه حسين بن روح در ارزيابى كتاب‏ها نظر فقهاى قم را جويا مى ‏شده است نه اين كه خود كتاب را بر حضرت عرضه كند، از اين امر برمى ‏آيد كه بنا نبوده است كه روش اخذ و اقتباس و ارزيابى احاديث از روش‏هاى غير متعارف صورت گيرد. غير از اين دو كتاب، ارزيابى هيچ كتابى از كتاب‏هاى قرن سوم از سوى نايبان امام زمان (عليه السلام) انجام نگرفته است.

    6 – خود مرحوم کلینی ادعایی بر عرضه کافی بر امام زمان(عليه السلام) مطرح نکرده! اگر كافى بر امام زمان (عليه السلام) عرضه شده بود، آيا جناب كلينى نمی بایست به چنین امر مهمی در مقدمه كتاب يا در هنگام روايت آن بر شاگردان تصريح نماید؟ چرا مؤلفان كتب مهم رجالى همچون شيخ طوسى و أبو العباس نجاشى كه متذكر كتب عرضه شده بر ائمه در كتب خود شده‏ اند، به اين مطلب تصريح يا اشاره ای نکرده اند؟ چگونه مى‏ تواند چنين امرى تحقق يافته باشد در حالى كه در هيچ مصدرى از مصادر قدماء اندك اشاره ‏اى بدان نشده و نخستين بار از سوى سيد بن طاوس به اين احتمال اشاره رفته است.

    پاسخ قسمت دوم پرسش در ادامه...

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۰/۰۸/۲۶ در ساعت ۱۹:۵۴
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    جمع بندی و نتیجه گیری این بحث 4




    پاسخ پرسش 2 [بررسی اعتبار و سند جمله «الکافی کاف لشیعتنا»]:

    این جمله در هیچ منبع معتبری نقل نشده است. راوی این عبارت نیز مشخص نیست و کسی نامی از وی به میان نیاورده است. کتابهایی که این جمله را نقل کرده اند، همگی با این عبارت آن را نقل می کنند: «می گویند» ، «گفته شده» و مانند آن یعنی هیچ راوی و سند و منبع معتبری برای آن ذکر نمی کنند.محدث نوری هم در مستدرک خود می گوید: این خبر شایع در منابع معتبر حدیثی ما نیامده است. حتی محدث استرآبادی (م 1306ق) که سرکرده اخباریان شیعه و از قائلان به قطعی الصدور بودن همه روایات کافی است نقل شده که: «إن هذا الحدیث لیس له اصلٌ و سندٌ» این حدیث هیچ سند و منبعی ندارد. احتمالا اين جمله بخاطر روایتی که در ذیل می آید، مشهور شده است.

    مرحوم صدوق در معانی الاخبار15 از امام صادق (ع) در تفسیر آیه «کهیعص» (مریم/1) نقل می کند: الكاف، كاف لشيعتنا...، سپس این جمله با الکافی مشتبه شده و چون کلینی با امام صادق (ع) هم عصر نبوده بلکه در دوران غیبت صغرای امام زمان (ع) می زیسته، فلذا این روایت به امام مهدی منسوب شده است.


    دوستان عزیز، تفصیل پاسخها را در پستهای قبل ملاحظه فرمایید.

    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود