صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نقدی بر بخش هایی از نوشتار احمد بن سعد حمدان الغامدی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2

    نقدی بر بخش هایی از نوشتار احمد بن سعد حمدان الغامدی




    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست

    آنچه در پی می آید، بخشهایی از (مبحث بیستم) کتاب «گفتگوهای عقلانی با شیعیان اثنی عشری-منابع شیعه در میزان نقد علمی»، تالیف پرفسور احمد بن سعد حمدان الغامدی، استاد دانشگاه ام القری می باشد:

    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    ================================

    اثنی عشریه برای شناخت دین خود به کتابهایی اعتماد دارند که علمای متقدم و متأخر شیعه نوشته‎اند.

    علمای شیعه برای جمع آوری روایات ائمه خود کتابهایی نوشته‎اند که مهمترین آنها نزد شیعه، هشت کتاب است که چهار مورد آن قدیمی و چهار مورد دیگر، متأخر هستند.


    چهار کتاب قدیمی عبارتند از: «
    الكافي، التهذيب، الاستبصار، من لا يحضره الفقيه».

    * محمد صادق صدر از شیوخ معاصر شیعه می‎گوید: «شیعه... بر اعتبار کتب اربعه اتفاق نظر دارند و
    همه روایات موجود در آنها را صحیح می‎دانند!!!»[1].

    چهار کتاب متأخر عبارتند از: «الوافي، بحار الأنوار، الوسائل، مستدرك الوسائل». پس منابع اصلی آنان، هشت مورد است.


    * محمد صالح حائری از علمای معاصر شیعه می‎گوید: «صحاح!! امامیه هشت مورد است که چهار مورد آن از سه محمد نام نخستین است و سه کتاب بعدی مال سه محمد نام اواخر است و کتاب هشتم از مرحوم محمد حسین، معاصر نوری است»[2].


    اینها کتاب‎هایی هستند که یک فقیه شیعی باید هنگام فتوا دادن به آنها رجوع نماید.


    اما این کتابها در میزان نقد علمای متأخر شیعه چه وضعیتی دارند و در چه جایگاهی هستند که صدر اظهار داشته: «شیعیان همه روایات موجود در آنها را صحیح می دانند» و حائری نیز آنها را صحاح امامیه نامیده است؟!


    در اینجا تلاش خواهیم کرد سخن برخی از علمای معاصر شیعه را در مورد این منابع بیان کنیم، زیرا این بحث تحمل اطاله را ندارد و در مورد کتاب الکافی بحث بیشتری خواهیم کرد، زیرا شیعیان این کتاب را بعد از قرآن، مهم‎ترین کتاب به حساب می آورند.


    1- کتاب الکافی

    به زودی تاریخ اکتشاف نسخه‎های آن و ابتدای شرح نویسی علما بر آن و دیدگاه علما نسبت به آن را بیان خواهیم کرد و اشاره گذرائی به بخش اصول آن خواهیم داشت.

    الف- نسخه‎های کتاب:


    قبل از قرن یازدهم، این کتاب نسخه محفوظی ندارد، و این امر خطرناکی است، زیرا این کتاب مهمترین و بزرگترین و قدیمی‎ترین کتاب شیعه است که بیشتر از نه قرن پیش نوشته شده است، و نسخه قدیمی و محفوظی برای آن یافت نمی‏شود و فقط در قرن یازدهم، یعنی بیشتر از هفت قرن بعد از تألیف آن بود که نسخه‎های آن یافت شد.


    * در مقدمه تحقیق چاپ سوم کتاب که علی اکبر غفاری آن را تصحیح کرده و بر آن تعلیق نوشته است، و شیخ محمد آخوندی آن را چاپ کرده است، نوشته شده که در تحقیق این کتاب بر هفت نسخه اعتماد شده است که چهار مورد آن دست نویس و سه مورد آن ماشین نویس است، و اگر نسخه‎ای قدیمی‎تر از این موارد یافت می‏شد محقق کتاب آن را ذکر می‎کرد. حال در زیر این نسخه‎ها و تاریخ نسخ آنها به نقل از محقق کتاب ذکر می‏شود:

    1- نسخة مصحح سال 1076 هـ.



    3- نسخة مصحح بدون تاريخ. 4- نسخة مصحح سال 1057 هـ.
    2- نسخة مصحح قرن یازدهم هجری.
    نسخه‏های چاپی عبارتند از:
    1- چاپ سال1282 هـ.


    3- چاپ سال 1331 هـ.
    2- چاپ سال 1311هـ.
    محقق بیان کرده که در نسخه چاپی سابق، از سه نسخه استفاده شده که عبارتند از:
    1- نسخه خطی قرائت شده بر علامه مجلسی در سال1071ﻫ.


    3- یک نسخه بدون تاریخ.
    2- نسخه نوشته شده به خط عاملی در سال1092ﻫ.
    اینها نسخه‎هایی هستند که کتاب بر اساس آنها تحقیق شده است، و اگر نسخه دیگری یافت می‎شد محقق کتاب آن را ذکر می‎کرد. این امر بر این نکته تأکید دارد که نسخه دیگری یافت نمی‎شود، زیرا محقق تمایل زیادی به ذکر قدیمی‎ترین نسخه‎های کتاب دارد و سپس نسخه مورد اعتماد خود را مشخص می‏کند.

    ب- شرح های نوشته شده بر کتاب:


    * این کتاب در قرن یازدهم شرح شده است. ناشر سابق در مقدمه نشر می‎گوید که کتاب دوازده شرح دارد که همه آنها در قرن یازدهم، یعنی بیشتر از هفت قرن بعد از تألیف آن، نوشته شده‎اند. وی شرحی قبل از آن را ذکر نکرده است، حال آنکه اگر می‏بود باید می‎گفت.


    ج- تعداد احادیث کتاب و درجات آنها:


    تعداد احادیث آن: 16121 حدیث است.


    و درجات آنها: عاملی در خاتمه کتاب المستدرک بیان داشته که احادیث الکافی پنج نوع هستند:

    نوع اول: 5072 حدیث صحیح.
    نوع دوم: 144 حدیث حسن.
    نوع سوم: 1118 حدیث موثق.
    نوع چهارم: 302 حدیث قوی.
    نوع پنجم: 9485 حدیث ضعیف.
    پس مجموع این احادیث 16121 حدیث می‏شود[3].

    وی بیان نکرده که در آن حدیث موضوع و جعلی وجود دارد.


    * بهبودی، از پژوهشگران معاصر شیعه، کتاب الکافی را مورد بررسی قرار داده و فقط 4428 حدیث از آن را صحیح دانسته است، و 11693 حدیث را بر اساس قواعد خودشان صحیح ندانسته است.


    این مهمترین کتاب شیعه است که در مدح آن چیزهائی بیان شده که با این نتیجه تناقض دارد. حال در زیر برخی از این مدح‎ها بیان می‏شود:


    د- اقوال علما در مورد کتاب الكافي:


    علمای شیعه در ارزش گذاری کتاب با هم اختلاف نظر دارند و برخی راه غلو را رفته و برخی دیگر معتدل رفتار کرده‎اند.


    از جمله غالیان در مورد آن، می‏توان به افراد زیر اشاره کرد:


    * مجلسی. او می‎گوید: «کتاب الکافی مضبوط‎ترین و جامع‎ترین اصول و نیکوترین و بزرگ‎ترین مؤلفات فرقه ناجیه است»[4].


    * فیض کاشانی. او می‎گوید: «کتاب الکافی شریف‎ترین و موثق‏ترین و کامل‎ترین و جامع‎ترین آنها است، زیرا این کتاب در میان آنها مشتمل بر اصول است
    و چیزهای زائد و تباه و ننگ‏آور- موجود در موارد دیگر- در آن نیست»[5].

    * عبدالرسول غفار. او می‎گوید: «کتاب الکافی از جمله کتب اصول است که در زمان ائمه معصومین نوشته شد..... وی بیست سال را صرف تصنیف کتاب کرد. وی در این کار بسیار دقت می‏کرد و رجال و اسناد روایات و متون و طرق روایت آنها را به خوبی و با اشتیاق ضبط می‎کرد، و در نقل اسناد و طرق متعدد بسیار دقت می‏کرد و دچار خلط و التباس نشد.
    به همین دلیل تبدیل به منبع اول شیعه شد. به حقیقت مثل این کتاب نوشته نشده است، و علمای بعد از وی به او نیازمند هستند»[6].

    از معتدلین می‏توان به افراد زیر اشاره کرد:


    * هاشم معروف حسنی. وی در مورد کلینی و کتاب وی می‏گوید: «اگر افراد اهل بدعت در سطح افراد منحرف و آشوبگر باشند، چیز عجیبی نیست، بلکه عجیب این است که شیخ محدثان بعد از جهاد طولانی بیست ساله در راه بحث و جستجوی حدیث صحیح، مرویات یا کتاب خود را پر از روایاتی نماید که از حیث متن و سند دارای عیب‏های آشکاری هستند، و اگر کسی حتی کمترین بهره و علم را به احوال راویان داشته باشد، این امر بر وی مخفی نمی‏ماند، و با این وجود علما و محدثان بعد از وی کتاب الکافی و روایات آن را در آغوش گرفته‎اند، زیرا به اعتقاد برخی از افراد، از روایات صحیح تخطی نورزیده است، و به نظر عده‎ای دیگر که تعدادشان زیادتر است، وی تعداد زیادی از روایات صحیح را گردآورده است، گرچه در کنار آن، روایات دیگری هم وجود دارد که به دروغ به اهل بیت منسوب شده‎اند. این دو گروه در مورد این موضع گیری خود مسؤل هستند»[7].


    * آیت الله ابوالفضل برقعی. وی می‎گوید: «احادیث کتاب الکافی هم از نظر سند و راویان آن بسیار اشکال دارد و هم از نظر متن و مطالب آن. اما از نظر سند، اکثر راویانش از ضعفاء و مجاهیل و مردمان مهمل و صاحبان عقائد باطله می‏باشند، البته طبق قول علمای رجال شیعه»[8].


    هـ - اصول کافی:


    این کتاب مشتمل بر سه قسم است:


    بخش اول:
    احادیث مربوط به اصول (عقائد)
    بخش دوم:
    احادیث مربوط به فروع.
    بخش سوم:
    احادیث متنوعی که کتاب با آنها خاتمه می‏یابد و نویسنده، آن را الروضة نامیده است. البته این زمانی است که این بخش تألیف خود نویسنده باشد، زیرا برخی از علمای شیعه در انتساب این کتاب به نویسنده شک دارند.

    بخش اول کتاب که در مورد اصول می باشد، دو جزء است:


    جزء اول:
    تعداد احادیث این بخش 1445 حدیث می‏باشد. کسانی که احادیث این بخش را مورد مراجعه قرار داده‎اند فقط بر تصحیح 87 حدیث آن اتفاق نظر دارند. بهبودی که احادیث صحیح کتاب الکافی را تخریج کرده است، تنها 161 حدیث را صحیح دانسته است. این بخش خاص مسائل اعتقادی است.

    جزء دوم:
    تعداد احادیث این بخش 2346 حدیث است. کسانی که احادیث این بخش را مورد مراجعه قرار داده‎اند، تنها 33 حدیث را صحیح دانسته‎اند، و بهبودی تنها 392 حدیث را صحیح دانسته است.

    تصحیحات انجام شده در هر دو بخش، بر اساس روش شیعه انجام شده است، و اگر بر اساس روش اهل سنت انجام می‏شد، موجب ابطال این کتاب به صورت کامل می‏شد، آنچنان که تطبیق روش نقد علمی بر روایات شیعه منجر به از هستی ساقط شدن دین شیعه می‏شود، آنچنان که بزرگترین علمای شیعه در قرن یازدهم یا از بزرگان آنان- یعنی بحرانی که قبلاً ذکر شد- به این موضوع اشاره کرده‎اند.


    و- احادیث منسوب به پیامبرص و اصحاب کساء در این دو بخش، به قرار زیر است:



    بخش اول:
    پیامبرص 4 حدیث
    علي 38 حديث
    فاطمه صفر
    حسن صفر
    حسين 2 حديث

    بخش دوم:

    پیامبرص 17 حدیث
    علي 30 حديث
    فاطمه صفر
    حسن 1
    حسين 2 حديث



    با مراجعه احادیث بخش دوم به این نتیجه می‏رسیم که
    هیچ یک از احادیث منسوب به پیامبرص و اهل کساء صحیح نمی‏باشند و با مراجعه چهار منبع اساسی سابق نمی‏توان تنها یک روایت از فاطمه دختر رسول خدا یافت.

    [1]- أصل الشيعة وأصولها ص:127.
    [2]- منهاج عملي للتقريب، مقاله ای از محمد حائري در ضمن كتاب الوحدة الإسلامية ص: 233.
    [3]- القرآن الكريم وروايات المدرستين، مرتضى عسكري ص: 37، دفاع عن الكافي، ثامر هاشم حبيب عميدي 2/308، الكليني والكافي ص: 402.
    [4]- نک: الكليني والكافي 210، كليات في علم الرجال ص:360، الكافي 1/27، مستدرك الوسائل 1/29، مرآة العقول 1/3، 3/466، الذريعة 13/95، كشف الحقائق 20، نهاية الدراية ص:541.
    [5]- مقدمة الأصول من الكافي، حسين علي محفوظ ص: 25 - 28.
    [6]- الكليني والكافي ص: 415- 4169.
    [7]- الموضوعات في الآثار والأخبار ص:253.
    [8]- كسر الصنم ص:37. (عرض اخبار اصول بر قرآن و عقول، بت‏شکن)‏ ص: 13.
    خردبین سبز اندیش.


    تا مرد سخن نگفته باشد

    عیب و هنرش نهفته باشد

    متنی که جناب خردبین از پروفسوری سنی مذهب (احمد بن سعد حمدان الغامدی) نقل نموده، آنقدر ناشیانه و ابتدایی است که در موارد مختلف دچار تناقض گویی شده، گویا این پرفسور بیچاره گمان نمی کرده یک نفر دیگر از این سر دنیا پیدا شود و یاوه سرایی های ایشان را با افتخار به جامعه شیعی معرفی نماید! البته بافته های پروفسور مذکور آنقدر برایم عجیب نیست، چرا که در جمع دوستان هم مسلک خود به اصطلاح چیزی پرانده اند. تعجب من از کسانی است که ادعای خردمندی و روشن فکری و آزاداندیشی دارند، آنگاه بدون کوچکترین اندیشه ای به نشر چنین اکاذیبی پرداخته و سرآخر نعره مستانه پیروزی خود را با بیانی سرشار از کینه اینچنین فریاد می زنند که:
    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    این وضعیت اسف بار امروز کشور آفت زده ی ماست. کشوری که بشدت تلاش میشود تمام مظاهر عقلانیت و خردورزی و آزادی بیان و آزادی قلم از آن برچیده شود. در چنین شرایطی اصلا جای تعجب ندارد که به شما اجازه ندهند اعتبار معتبرترین کتاب شیعه که ستون مذهب تشیع است را زیر سوال ببرید. میدانید که شیعیان بسیاری از باورهای مذهبی خویش را از همین کتاب اخذ کرده اند و هرگز برنمی تابند که کسی کوچکترین انتقادی بر آن بیان کند، چرا که این انتقاد، مستقیما مهمترین ستونهای روایی مذهب شیعه را خواهد لرزاند و با لرزش و سست شدن این ستون، لاجرم مذهب تشیع هم دچار مشکلات اساسی خواهد شد.

    دوست گرامی، به جای اینکه کتابهای مرجع شیعه را از منظر یک پروفسور متعصب سنی ارزیابی کنید، بد نبود که سری هم به کتب علما و فقهای بزرگ شیعه می زدید و نظر آنها را هم از زبان خودشان جویا می شدید.

    افتخار شیعه آنست که فقها و علمای بزرگشان، شجاعانه و بدون هیچ اغماضی به نقد مهمترین کتب مرجع روایی شان می پردازند و مباحث آن را برای کسب حقیقت، به چالش می کشند.

    البته از شما که دائم با آقایان فیلسوف غربی و علمای پروفسور نشست و برخاست دارید و می دانم که فرصتتان هم بسیار اندک است، انتظاری بیش از این ندارم. در مورد کتاب شریف کافی اطلاعات ناشیانه و غلطی داده اید که به تدریج و به صورت مستدل به عرض دوستان خواهم رساند.

    از آشنایی من با این کانون چند ماهی بیشتر نمی گذرد. اول باری که نوشته های شما را دیدم، واقعاً تحت تأثیر مناظرات جدال گونه تان قرار گرفتم و بر حاضر جوابیتان دست مریزاد می گفتم اما در ادامه با دیدن خطابه های سرشار از مغالطه و سخنان اهانت آمیزتان که نه احترام مقدسات و اعتقادات طرف مقابل را رعایت می کردید و نه آداب گفتمان، واقعاً از شما ناامید شدم. آنجا بود که فهمیدم خانه از پایبست ویران است و با خود گفتم: ای مدعی خرد، عِرض خود می بری و زحمت ما می داری.

    امیدوارم رسم آزاد اندیشی و خردورزی که پیوسته مدعی آن هستید را دست کم در گفتمانهای آتی رعایت نمایید و مصداق آنان نباشید که حق را دیدند و درک کردند اما بخاطر منافع دنیوی شان از پذیرفتن آن سرباز زدند و در مقابل آن ایستادند.
    وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا (نمل/14) و آيات ما را از روى ظلم و سركشى انكار كردند، در حالى كه در دل به آن يقين داشتند.

    به هر حال، تا آنجا که توفیق یار باشد به لطف الهی و به مرور، به نقد برخی مطالب قابل نقد ایشان خواهم پرداخت.

    و اما متن سراسر مغالطه جناب پروفسور احمد بن سعد حمدان الغامدی، استاد دانشگاه ام القری که در این نوشتار به تفصیل و با رعایت اختصار به نقد آن پرداخته و اگر توفیقی حاصل شد، در آینده نزدیک این نقد را به صورت مفصل ترو کامل تر ارائه خواهم نمود.
    در ابتدا فقط به یک نمونه از تناقض گوییهای پروفسور مذکور اشاره نموده و در ادامه به نقد کامل آن می پردازم.

    جناب پرفسور در ابتدا در توضیحاتی درباره کتاب کافی می گوید: «شیعه همه روایات کافی را صحیح می داند» و برای اینکه خود را از گزند نقد دیگران در امان دارد، این قول را از زبان جناب محمد صادق صدر نقل می کند و می گوید:

    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    شیعه... بر اعتبار کتب اربعه اتفاق نظر دارند و همه روایات موجود در آنها را صحیح می‎دانند!!!


    و در چند سطر بعد در تأیید این ادعا می افزاید:

    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    اما این کتابها در میزان نقد علمای متأخر شیعه چه وضعیتی دارند و در چه جایگاهی هستند که صدر اظهار داشته: «شیعیان همه روایات موجود در آنها را صحیح می دانند» و حائری نیز آنها را صحاح امامیه نامیده است؟!

    اما آنگاه که در بخش «اقوال علمای شیعه در مورد کتاب الکافی» سخن می گوید، از قول هاشم معروف حسنی و آیت الله ابوالفضل برقعی خلاف این عقیده را نقل می کند!!!

    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    آیت الله ابوالفضل برقعی. وی می‎گوید: «احادیث کتاب الکافی هم از نظر سند و راویان آن بسیار اشکال دارد و هم از نظر متن و مطالب آن. اما از نظر سند، اکثر راویانش از ضعفاء و مجاهیل و مردمان مهمل و صاحبان عقائد باطله می‏باشند، البته طبق قول علمای رجال شیعه»


    این تناقض گویی زمانی شدیدتر می شود که از قول جناب بهبودی چنین نقل می کند:

    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    بهبودی، از پژوهشگران معاصر شیعه، کتاب الکافی را مورد بررسی قرار داده و فقط 4428 حدیث از آن را صحیح دانسته است، و 11693 حدیث را بر اساس قواعد خودشان صحیح ندانسته است.

    یکبار عقیده به صحت همه احادیث کافی را به همه شیعیان نسبت می دهد و بار دیگر عکس آن را نسبت می دهد!


    جناب خردبین نمی تواند این تناقض گویی را چنین توجیه کند که جمله اولی در واقع نقل قول یکی از علمای شیعه است و نه سخن جناب پرفسور،
    چون اگر فقط بنای نقل باشد بایستی این نقل در بخش اقوال علما در مورد کتاب کافی صورت گیرد نه به صورت کاملا جداگانه و در توضیح کتاب کافی، خصوصا آنجا که می گوید:

    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    اما این کتابها در میزان نقد علمای متأخر شیعه چه وضعیتی دارند و در چه جایگاهی هستند که صدر اظهار داشته: «شیعیان همه روایات موجود در آنها را صحیح می دانند» و حائری نیز آنها را صحاح امامیه نامیده است؟!


    کاملا واضح است که در اینجا جناب پرفسور خواسته اند این مطلب را به عنوان یک رأی مسلم در میان همه شیعه قلمداد کند. این استاد فرزانه کوشیده است با این گزیده گویی در بخشی جداگانه، اعتقاد به صحت همه احادیث کافی را به همه شیعیان نسبت دهد!؟!

    در ادامه توجه خوانندگان عزیز را به نقد مطالب غیر عالمانه پرفسور احمد بن سعد حمدان الغامدی، استاد دانشگاه ام القری دعوت می کنم.


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۹۴/۰۳/۰۸ در ساعت ۱۹:۰۹
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    اثنی عشریه برای شناخت دین خود به کتابهایی اعتماد دارند که علمای متقدم و متأخر شیعه نوشته‎اند.


    منابع شناخت دین در اسلام (از منظر شیعه) سه چیز است: قرآن کریم، سنت (یعنی روایات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه اطهار (علیهم السلام)) و عقل.
    البته اجماع را هم در تقسیم بندیهای منابع شناخت دین ذکر می کنند اما چون بازگشت آن در واقع به کشف سنت است فلذا به عنوان منبع مستقل شناخت دین ذکر نمی شود؛ یعنی اجماع فی نفسه حجت نیست و در صورتی که کاشف از سنت (و رأی معصوم) باشد، حجت است.
    یکی از دلایل مطالعه کتب علمای متقدم و متأخر(مانند منابع روایی و از جمله اصول کافی)، دستیابی به روایات معصومین (یعنی سنت) است که یکی از منابع شناخت دین اسلام محسوب می شود.
    نیز با مطالعه این آثار از خرمن صدها سال اندیشه و تلاش فقها و علمای بزرگ در راه کشف آموزه های غنی دینی استفاده می کنیم.
    و البته روایات این کتب هم از نظر سندی و هم از نظر دلالی و متنی، در طول قرنها و در کتب بی شمار علما و فقها مورد دقت و ارزیابی و آسیب شناسی قرار گرفته، تا از صدور این روایات از معصومین و فهم مدلول کلام آن بزرگواران اطمینان حاصل شده و روایات صحیح از روایات ضعیف شناخته شود.

    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    حائری نیز آنها را صحاح امامیه نامیده است؟!

    این جعل اصطلاح است و علمای بزرگ شیعه، کتب اربعه را (با وجود روایات صحیح فراوانش) هرگز به این نام نخوانده اند و از کتب اربعه با نام «صحاح اربعه» یاد نکرده اند و همین امر هم موجب شده که راه نقد و بحث در متن و سند روایات این جوامع روایی همچنان گشوده باشد.
    بخلاف اهل سنت که از جامع بخاری و جامع مسلم با نام صحیح بخاری و صحیح مسلم یاد می کنند و از کتب ششگانه اصلی روایاتشان با عنوان صحاح سته یاد می کنند(1) با اینکه به شهادت خود آنها، احادیث جعلی و ضعیف بسیاری در این کتب یافت می شود!

    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    چهار کتاب قدیمی عبارتند از: «الكافي، التهذيب، الاستبصار، من لا يحضره الفقيه»

    قدمت این کتب روایی بر ارزش آن افزوده است چرا که همگی آنها و خصوصاً کتاب شریف کافی، در دوران نزدیک به معصومین نوشته شده اند و از این جهت راویان کمتری در نقل حدیث به عنوان واسطه قرار می گیرند. روشن است که هرچه تعداد راویان واسطه در نقل حدیثی کمتر باشد، احتمال آسیب روایت از گزند تغییر و تحریف و اشتباه، کمتر خواهد بود لذا از این جهت وجود قدمت در کتب روایی بر ارزش آن می افزاید و خوشبختانه منابع اولیه روایی شیعه چنین ویژگی دارند. (توضیحات تکمیلی در قسمتهای بعدی ذکر خواهد شد.)


    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    محمد صادق صدر از شیوخ معاصر شیعه می‎گوید: «شیعه... بر اعتبار کتب اربعه اتفاق نظر دارند و همه روایات موجود در آنها را صحیح می‎دانند!!!»
    این کلام دو جمله قابل بررسی دارد:
    الف) «شیعه بر اعتبار کتب اربعه اتفاق نظر دارد» که این جمله با توضیحی که در ادامه خواهد آمد، صحیح است.
    ب) «شیعه همه روایات موجود در آنها را صحیح می داند» که این جمله نادرست است به دلایل روشنی که ذکر خواهد شد.

    توضیح مطلب:
    الف) جمله «شیعه بر اعتبار کتب اربعه اتفاق نظر دارد»، صحیح است و کتب اربعه روایی یعنی کافی، تهذیب، استبصار و من لا یحضره الفقیه، از کتب معتبر روایی محسوب می شوند ولی اعتبار در اینجا به این معناست که این کتابها اولا به صورت جعل به مؤلفین آنها منتسب نشده، یعنی این کتابها را به ترتیب مرحوم کلینی، شیخ طوسی (تهذیب و استبصار) و شیخ صدوق تألیف نموده اند، ثانیا اینکه روایات موجود در آنها با سند از معصوم نقل شده است و مؤلفین آنها از جانب خود روایات کتابهایشان را جعل نکرده اند فلذا ما که در قرن چهارده هجری هستیم و بیش از 11 قرن با دوره معصومین فاصله زمانی داریم، می توانیم جهت دستیابی به روایات ایشان، به این کتب که با دقت از سوی مؤلفین آنها جمع آوری شده، مراجعه نماییم و با بررسی سندی این روایات، صحت صدور آنها از معصوم و با بررسی متنی، مدلول واقعی آنها را کشف نماییم.
    بله، کتابهایی وجود داشته که در اصل انتساب آن به مؤلفش تردید وجود دارد. نیز کتابهایی وجود داشته که مؤلفش در روایات دست برده و به اصطلاح آنها را جعل نموده و به معصوم نسبت داده است یا اینکه روایاتی نقل می کند که از نظر حدیثی، مطرود می باشد این دسته از کتابها غیرمعتبر محسوب می شوند.
    مثلا نجاشی در رجال خود (ص61) درباره حسن بن عباس بن حريش الرازي می گوید: او ضعیف است و کتابی دارد (با نام إنا أنزلناه في ليلة القدر)، که احادیث فاسد و مضطربی دارد.
    پس معتبر دانستن کتب اربعه به معنای صحیح دانستن همه روایات آنها نیست.
    البته تذکر این مطلب هم لازم است که اعراض فقها از بعضی روایات کافی، دال بر عدم صحت روایات کافی یا عدم اعتبار و عدم جلالت این کتاب شریف نیست چون احادیث بسیاری در فقه وجود دارد که فقها در مقام عمل بدان تمسک نمی کنند؛ (مثلا بخاطر مخالفت آن روایت با شهرت فتوایی و مانند آن) (2)

    ب) اما جمله «شیعه همه روایات موجود در آنها را صحیح می داند» نادرست است زیرا تنها گروهی کوچک از اخباریون افراطی قائل به این مطلب شده اند.
    به طور کلی علمای شیعه در برابر احادیث کافی سه دسته اند:
    1- لزوم دقت در اسناد و دلالت روایات کافی با استفاده از علم رجال و درایه (رأی اصولیین و اکثر علما و فقها و محدثین شیعه چنین است)


    2- اطمینان و وثوق به صحت احادیث کافی، البته صحیح به اصطلاح قدما که در ادامه نوشتار به این اصطلاح و معنای آن اشاره خواهیم نمود. (بعضی اخباریین چنین رأیی دارند)


    3- قطعیت صدور احادیث کافی از معصومین (ع) (عده ای از اخباریین مانند استر آبادی و خلیل بن غازی قزوینی چنین عقیده ای دارند. عقیده این گروه همانند برخی علمای اهل سنت است که همه احادیث صحیح مسلم و صحیح بخاری را قطعی دانسته اند).
    گروه اخیر دلایلی بر مدعای خود اقامه کرده اند که عاجز از اثبات مدلول آنهاست و بطلان آن در محل خود به اثبات رسیده است؛ برای نمونه رجوع فرمایید به گفتار محدث نوری در خاتمة مستدرک الوسائل، ج3/ ص533 و کلیات فی علم الرجال، آیة الله سبحانی (فصل اول).(3)


    بد نیست در اینجا آراء علمای شیعه در مورد مهمترین کتاب روایی شان (یعنی کافی) را با آراء علمای اهل سنت در مورد مهمترین کتب روایی شان (یعنی صحیح بخاری و صحیح مسلم) مقایسه ای نماییم:
    1) در مورد صحت احادیث کافی هیچگونه اجماعی از سوی شیعه صورت نگرفته است، ولی در مورد صحت احادیث صحیح بخاری و صحیح مسلم، از سوی اهل سنت ادعای اجماع شده است! (4)
    2) هیچ فقیهی در مورد کافی فتوایی همانند فتوای امام الحرمین اهل سنت در مورد صحیح بخاری و مسلم نداده، این عالم سنی در مورد این دو کتاب روایی اهل سنت چنین فتوایی صادر کرده است: «اگر کسی بگوید من قسم می خورم که زنم را طلاق دهم، اگر هر آنچه که در صحیح بخاری و مسلم آمده سخن پیامبر باشد [یعنی از ایشان صادر شده باشد]، چنین کسی دیگر به طلاق نیازی ندارد [چون زنش مطلقه محسوب می شود] و قسمش هم کفاره ندارد [چون حقیقت گفته و همه صحیحین از پیامبر صادر شده است]!!! (5)
    3) هیچ عالم شیعی سراغ نداریم که در مورد کتاب شریف کافی خوابی نقل کرده باشد اما فربری در مورد صحیحین خوابهای عجیب و مضحکی نقل می کند! (6)
    4) کسی از علمای شیعه ادعا نکرده که تمام رواتی که کلینی از آنها نقل حدیث می کند، ثقه و بی شبهه اند اما ابوالحسن مقدسی (عالم سنی) می گوید: هر کس که بخاری از او نقل حدیث می کند، دیگر به ضعف آن راوی توجهی نمی شود [و حدیثش مقبول است]!!! ابوالفتح القشیری (عالم سنی) هم این گفتار وی را تأیید نموده است!!! (7)
    این در حالی است که بخاری بعضی احادیثش را از افرادی که بدترین روات شناخته شده اند، نقل می کند؛ رواتی همچون عمران بن حطان، عکرمه، اسماعیل بن ابی اویس، عاصم بن علی، عمرو بن مرزوق، سوید بن سعید و ...
    5) هیچیک از شعرای بزرگ شیعی در وصف کافی شعری نسروده اند، آنگونه که برهان قیراطی در قصیده اش در وصف بخاری غلو می کند و چنین می سراید:
    کأنَّ البُخاری فِی جَمعِهِ
    تَلقّی مِنَ المُصطَفی ما اکتَتَبَ
    گویی بخاری در جمع کردن صحیحش، هر آنچه که نوشته را از پیامبر (ص) دریافت کرده است [یعنی گویی حضرت املاء می کرده و جناب بخاری می نوشته!] (8)



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    چهار کتاب متأخر عبارتند از: «الوافي، بحار الأنوار، الوسائل، مستدرك الوسائل». پس منابع اصلی آنان، هشت مورد است.


    منابع اصلی حدیث همان کتب اربعه اولیه می باشد(کافی، تهذیب، استبصار، من لا یحضره الفقیه).
    جوامع روایی متأخر (وافی و بحار و وسائل و مستدرک)، اصطلاحا از منابع اصلی حدیثی محسوب نمی شوند به این معنا که بسیاری از احادیث منقول در جوامع روایی متأخر، در جوامع روایی اولیه موجود می باشد.


    توضیحاتی درباره جوامع روایی متأخر:
    اینکه فیض کاشانی (م 1091ق) برای تألیف الوافی، روایات کتب اربعه اولیه را نقل نموده و با حذف روایات تکراری، به شرح روایات مشکل پرداخته است. (9)
    وسائل الشیعه تألیف شیخ حرّ عاملی (م 1104ق)، بزرگترین جامع روایات فقهی است. از جمله منابع مهم این کتاب بزرگ و ارزشمند کتب اربعه اولیه است، علاوه بر دهها کتاب روایی دیگر که به عنوان منبع در این کتاب استفاده شده است؛ از بیش از 82 منبع روایی در تألیف این کتاب استفاده شده است. (10)
    علامه مجلسی (م1111ق) نیز در بحارالانوار با دسته بندی موضوعی و چینش منطقی احادیث در کنار یکدیگر و آوردن آیات متناسب قرآنی، زمینه فهم صحیح روایات را فراهم نمود. برخی از محققان با بررسی مطالب نقل شده در بحار، 629 مصدر از منابع این کتاب عظیم را شناسایی کرده اند. (11)

    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    اما این کتابها در میزان نقد علمای متأخر شیعه چه وضعیتی دارند و در چه جایگاهی هستند که صدر اظهار داشته: «شیعیان همه روایات موجود در آنها را صحیح می دانند» و حائری نیز آنها را صحاح امامیه نامیده است؟!


    نادرستی این مدعا را در قسمتهای پیشین توضیح دادیم لذا تکرار نمی کنیم.





    پی نوشت
    -----------------------
    1- جوامع حدیثی شیعه، دکتر هادی حجت/ ص23
    2- الکافی، ج1/المدخل/90(چاپ دارالحدیث1387ش)
    3- همان، ص 95
    4- فیض الباری علی صحیح البخاری، ج1/ص57
    5- صحیح مسلم بشرح النووی، ج 1/ص19
    6- فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج1/ص 490
    7- همان/ص 381
    8- إرشاد المساری، ج1/ص 30
    9- روش فهم حدیث، عبدالهادی مسعودی/ص41
    10- روش فهم حدیث، عبدالهادی مسعودی/ص 42 ، جوامع حدیثی شیعه، دکتر هادی حجت/ص220
    11- روش فهم حدیث، عبدالهادی مسعودی/ص 44 ، جوامع حدیثی شیعه، دکتر هادی حجت/ص178




    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    در اینجا تلاش خواهیم کرد سخن برخی از علمای معاصر شیعه را در مورد این منابع بیان کنیم، زیرا این بحث تحمل اطاله را ندارد و در مورد کتاب الکافی بحث بیشتری خواهیم کرد، زیرا شیعیان این کتاب را بعد از قرآن، مهم‎ترین کتاب به حساب می آورند.

    1- کتاب الکافی

    به زودی تاریخ اکتشاف نسخه‎های آن و ابتدای شرح نویسی علما بر آن و دیدگاه علما نسبت به آن را بیان خواهیم کرد و اشاره گذرائی به بخش اصول آن خواهیم داشت.

    الف- نسخه‎های کتاب:

    .
    .
    .

    ب- شرح های نوشته شده بر کتاب:

    .
    .
    .

    ج- تعداد احادیث کتاب و درجات آنها:

    .
    .
    .

    د- اقوال علما در مورد کتاب الكافي:


    علمای شیعه در ارزش گذاری کتاب با هم اختلاف نظر دارند و برخی راه غلو را رفته و برخی دیگر معتدل رفتار کرده‎اند.
    جالب است. گویی جناب خردبین در نقل افاضه پرفسور خیلی عجله داشته اند که نوعی از بی نظمی در نقل ایشان دیده می شود! (شاید هم جناب پرفسور در افاضات خود عجله داشته اند!)




    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست

    الف- نسخه‎های کتاب:


    قبل از قرن یازدهم، این کتاب نسخه محفوظی ندارد، و این امر خطرناکی است، زیرا این کتاب مهمترین و بزرگترین و قدیمی‎ترین کتاب شیعه است که بیشتر از نه قرن پیش نوشته شده است، و نسخه قدیمی و محفوظی برای آن یافت نمی‏شود و فقط در قرن یازدهم، یعنی بیشتر از هفت قرن بعد از تألیف آن بود که نسخه‎های آن یافت شد.

    * در مقدمه تحقیق چاپ سوم کتاب که علی اکبر غفاری آن را تصحیح کرده و بر آن تعلیق نوشته است، و شیخ محمد آخوندی آن را چاپ کرده است، نوشته شده که در تحقیق این کتاب بر هفت نسخه اعتماد شده است که چهار مورد آن دست نویس و سه مورد آن ماشین نویس است، و اگر نسخه‎ای قدیمی‎تر از این موارد یافت می‏شد محقق کتاب آن را ذکر می‎کرد. حال در زیر این نسخه‎ها و تاریخ نسخ آنها به نقل از محقق کتاب ذکر می‏شود:

    1- نسخة مصحح سال 1076 هـ.
    3- نسخة مصحح بدون تاريخ. 4- نسخة مصحح سال 1057 هـ.
    2- نسخة مصحح قرن یازدهم هجری.
    نسخه‏های چاپی عبارتند از:
    1- چاپ سال1282 هـ.
    3- چاپ سال 1331 هـ.
    2- چاپ سال 1311هـ.
    محقق بیان کرده که در نسخه چاپی سابق، از سه نسخه استفاده شده که عبارتند از:
    1- نسخه خطی قرائت شده بر علامه مجلسی در سال1071ﻫ.
    3- یک نسخه بدون تاریخ.
    2- نسخه نوشته شده به خط عاملی در سال1092ﻫ.
    اینها نسخه‎هایی هستند که کتاب بر اساس آنها تحقیق شده است، و اگر نسخه دیگری یافت می‎شد محقق کتاب آن را ذکر می‎کرد. این امر بر این نکته تأکید دارد که نسخه دیگری یافت نمی‎شود، زیرا محقق تمایل زیادی به ذکر قدیمی‎ترین نسخه‎های کتاب دارد و سپس نسخه مورد اعتماد خود را مشخص می‏کند.


    ظاهرا جناب پرفسور تنها کتابخانه دانشگاه خودشان را جستجو کرده اند که اینچنین غیرمستند سخن می گویند. با این اطلاعات جامع! ، عجیب است که چگونه مدرک پرفسوری را دریافت کرده است!؟! در ادامه به صورت مستند نسخه های خطی کافی که مربوط به قبل از قرن یازدهم است را معرفی می کنیم.



    معرفی نسخه های خطی و نفیس کتاب شریف کافی از اوائل قرن 7 به بعد:

    در الکافی، ج1، چاپ و تحقیق مؤسسه دارالحدیث قم (چاپ جدید)، در قسمت المدخل، صفحه 114 به بعد، توضیحات کاملی درباره نسخه های فراوان کافی (از اوائل قرن 7 به بعد) همراه با عکسهای بسیار از انواع نسخه های خطی نفیس و قدیمی آن آمده است.
    در کتاب مذکور از صفحه 135 تا صفحه 179 به معرفی نسخه های خطی فراوان کافی پرداخته و آدرس دقیق مکان نگهداری آن نسخه درج شده است و در ادامه از صفحه 187 تا صفحه 150، 70 عکس از این نسخه های نفیس چاپ شده که ابتدا عکسهای نسخه های این سالها درج شده: سالهای 652ق، 675ق، 710ق، 711ق، 854ق، 891ق و ... .



    برای کتاب شریف کافی، بیش از 1600 نسخه خطی وجود دارد به این ترتیب:

    الف) 13 نسخه خطی مربوط به قرنهای 7 و 8 و 9 می باشد.
    ب) 64 نسخه خطی مربوط به قرن 10 می باشد.
    ج) 1300 نسخه خطی مربوط به قرن 11 و 12 می باشد.
    د) و بیش از 200 نسخه خطی مربوط به قرن 13 می باشد.
    البته جناب خردبین ممکن است این آمار را قبول نداشته باشند و بگویند تا با چشم خودم نبینم باور نمی کنم، لذا آدرس دقیق محل نگهداری برخی از این نسخه های نفیس را می نویسم تا ایشان هم قدم رنجه فرمایند و از این آثار نفیس و گرانبها دیدن فرمایند. (آدرس بقیه نسخه ها را از منبعی که داده شد، پیگیری فرمایید.)
    1- نسخه خطی اوائل قرن 7 / کتب خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی تهران/ رقم: 14419
    2- نسخه خطی علی بن أبی المیامین علی بن احمد بن علی بن أمینا ، قرن 7 /کتابخانه رضوی مشهد مقدس / رقم: 13800
    (در این کتاب که نسخه ای بسیار نفیس و ارزشمند است، ناسخ در موارد متعدد می نگارد که تاریخ اتمام آن بخش چه موقع بوده، مثلا در پایان کتاب الأطعمة کافی، تاریخ اتمام نسخه برداری این قسمت را 674 قمری ذکر می کند و تاریخ پایان نسخه برداری کتاب المعیشة کافی، را در پایان آن ربیع الاول 675 قمری ذکر می نماید.)
    3- نسخه خطی سال 710-711 قمری/ کتابخانه رضوی مشهد مقدس/رقم: 15077
    4- نسخه خطی 854 قمری/کتابخانه دانشکده الهیات تهران/شماره: 177 ب
    5- نسخه خطی حسین بن حاجی بن علی الاسترآبادی / کتابخانه رضوی مشهد مقدس / رقم: 11294 (تاریخ اتمام نسخه برداری: سه شنبه 3 جمادی الاولی 891 قمری در مدرسه حله)
    6- نسخه خطی قرن 9 / کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی قم/ رقم: 810
    7- نسخه خطی 953 قمری / کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی قم/ رقم: 268
    8- نسخه خطی قرن 966-967 قمری/ کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی قم/ رقم: 3015
    9- نسخه خطی احمد بن علی بن حسن بن موسی النباطی / کتابخانه رضوی مشهد مقدس / رقم:2107 (تاریخ اتمام نسخه برداری: دوشنبه 16 جمادی الاخر 970 قمری)
    10- نسخه خطی / کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی قم/ رقم:5301 (تاریخ اتمام نسخه برداری: 5 ذی القعده 965 قمری)

    در منبع معرفی شده، نسخه های نفیس دیگری با ذکر آدرس دقیق محل نگهداری آنها در کتابخانه های بزرگ و معتبر کشور معرفی شده، که ذکر آنها موجب طولانی شدن کلام می شود. آدرس دقیق محل نگهداری بقیه این نسخه ها را از منبع مذکور پیگیری فرمایید. در اینجا فقط به سالهای نگارش بقیه این نسخه ها که مربوط به قبل از قرن 11 می باشد، اشاره می کنم:
    967ق / 972ق / 972ق (نسخه ای دیگر) / 974ق / 975ق / 980ق / 981ق / 982ق / 985ق / 989ق / 990ق / 992ق / 995ق / 998ق .



    نکته: در یک تقسیم بندی نسخه های خطی دو گونه است:

    1- نسخه های اصلی: یعنی اصل کتاب نسخه برداری شده است. (1)
    از ویژگیهای جوامع روایی اولیه (و از جمله کتاب شریف کافی) این است که این کتب از همان ابتدا مورد استقبال علمای شیعه قرار گرفته و نسخه های متعددی از آنها نوشته می شد و در مجالس حدیث از طریق سماع، قرائت و اجازه به شاگردان تعلیم داده می شد.
    مرحوم کلینی در سالهای پایانی حیات خویش با سفر به بغداد و تشکیل مجالس تدریس حدیث در این شهر زمینه انتشار کتاب شریف کافی را فراهم آورد. برخی از شاگردان وی مانند احمد بن محمد ابو غالب زراری و محمد بن ابراهیم نعمانی معروف به ابن ابی زینب راوی کتاب کافی از مرحوم کلینی هستند.(2)
    از دیگر شاگردان کلینی که از او اجازه نقل حدیث داشته و راوی کتاب کافی هم بوده اند می توان به روات ذیل اشاره کرد:
    احمد بن احمد ابو الحسین الکوفی الکاتب، (رجال نجاشی / ص 377)
    اسحاق بن الحسن بن بکران العقرانی ابو الحسین التمّار، (رجال نجاشی / ص 74)
    عبد الکریم بن عبدالله بن نصر ابو الحسین البزاز ( ایشان یکی از طرق شیخ طوسی در نقل از کلینی در تهذیب و استبصار می باشد) (التهذیب، ج 1/ص 27(المشیخه))
    محمد بن ابراهیم بن یوسف الکاتب الشافعی

    در الکافی، ج1/ چاپ دارالحدیث در بخش المدخل از صفحه 64 تا 74 نام 35نفر از شاگردان کلینی که از او روایت نقل نموده یا اجازه داشته یا راوی کتاب کافی بوده اند به صورت دقیق و مستند ذکر شده است. برخی از این افراد که از محدثین بزرگ شیعه هستند، از اساتید شیخ صدوق و شیخ طوسی و طریق نقل ایشان از کلینی می باشند.

    تذکر این نکته لازم است که روش غالب محدثان شیعی، نقل حدیث به شیوه سماع و قرائت بوده است یعنی از شیخ و استاد حدیث خود، روایت را شنیده و با اجازه کتبی او مجموعه روایاتی را که از وی یاد می گرفت، برای دیگران هم به همان شیوه نقل می کرد و بدین صورت احادیث تا حدود زیادی از گزند آفات تحریف و تغییر در امان می ماند و از همان ابتدا با ضریب امنیتی بالا از طریق شاگردان و ناسخان معتمد نسخه برداری و منتشر می شد.


    2- نسخه های فرعی یعنی مطالب کتاب اصلی در کتب دیگر به صورت صریح نقل شده باشد ( مثلا بگوید: قال الکلینی فی الکافی ...)
    روایات کافی از این جهت نیز نسخه های فرعی فراوان دارد.
    اولین کسی که در کتاب خود از روایات کافی بهره برد و حدیث نقل نمود، عالم معاصر کلینی ، ابراهیم بن سلیمان بن وهب (م334ق) بود (در کتاب البرهان فی وجوه البیان). ایشان 5 سال بعد از مرحوم کلینی وفات یافته است. (3)
    جالب اینکه یکی از منابع اصلی تهذیب و استبصار شیخ طوسی هم، کتاب شریف کافی می باشد و روایات بسیاری از کافی دراین دو کتاب نقل شده است و یکی از قدیمی ترین نسخه های موجود التهذیب (که با این بیان، نسخه فرعی کافی هم محسوب می شود) مربوط به قرن پنجم می باشد.





    بد نیست در اینجا برای تفنن و رفع خستگی خوانندگان عزیز، بار دیگر چند ثانیه ای پای درس استاد دانشگاه ام القری بنشینیم و استدلالهای مضحک جناب پرفسور مبنی بر اینکه کتاب کافی قبل از قرن 11 نسخه ای ندارد و این امر خطرناکی برای شیعه می باشد را دوباره مرور نماییم:



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    قبل از قرن یازدهم، این کتاب نسخه محفوظی ندارد، و این امر خطرناکی است، زیرا این کتاب مهمترین و بزرگترین و قدیمی‎ترین کتاب شیعه است که بیشتر از نه قرن پیش نوشته شده است، و نسخه قدیمی و محفوظی برای آن یافت نمی‏شود و فقط در قرن یازدهم، یعنی بیشتر از هفت قرن بعد از تألیف آن بود که نسخه‎های آن یافت شد.
    .
    .
    .
    اینها نسخه‎هایی هستند که کتاب بر اساس آنها تحقیق شده است، و اگر نسخه دیگری یافت می‎شد محقق کتاب آن را ذکر می‎کرد. این امر بر این نکته تأکید دارد که نسخه دیگری یافت نمی‎شود، زیرا محقق تمایل زیادی به ذکر قدیمی‎ترین نسخه‎های کتاب دارد و سپس نسخه مورد اعتماد خود را مشخص می‏کند.



    پی نوشت
    --------------------------
    1- (الکافی، ج1/المدخل ، ص115)
    2-(جوامع حدیثی شیعه، دکتر هادی حجت/ ص60)
    3- المدخل/ص 86
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست

    ب- شرح های نوشته شده بر کتاب:

    * این کتاب در قرن یازدهم شرح شده است. ناشر سابق در مقدمه نشر می‎گوید که کتاب دوازده شرح دارد که همه آنها در قرن یازدهم، یعنی بیشتر از هفت قرن بعد از تألیف آن، نوشته شده‎اند. وی شرحی قبل از آن را ذکر نکرده است، حال آنکه اگر می‏بود باید می‎گفت.

    دقت و نظم کتاب شریف کافی و وثاقت مؤلف بزرگوار آن (ثقة الاسلام کلینی)، به حدی بود که این کتاب و مؤلف آن در اندک زمانی شهره جهان اسلام (خصوصا جهان تشیع) شد بگونه ای که در زمان حیات مرحوم کلینی، شاگردان ایشان که خود از بزرگان محدثین شیعه می باشند، به نسخه برداری و تکثیر این کتاب عظیم روی آوردند و همان طور که پیشتر اشاره شد، اولین کسی که در کتاب خود (البرهان فی وجوه البیان) از روایات کافی بهره برد و حدیث نقل نمود، عالم معاصر وی، ابراهیم بن سلیمان بن وهب (م334ق) می باشد و اینچنین بود که کتاب شریف کافی به سرعت به عنوان منبع مهم روایی شیعه نسخه برداری شده و مورد استفاده نقل و نقد و شرح علما قرار گرفت؛ نتیجه آنکه بیش از 200 کتاب که برخی از آنها 20 جلدی می باشد، به عنوان شرح و حاشیه و ... که به گونه ای به کتاب شریف کافی مربوط می شود، نگاشته شد.(1)



    از شرح های اصول کافی قبل از قرن 11 می توان به شرح اصول الکافی اثر نصیر الدین محمد بن محمد بن الحسن الطوسی ( 673ق) اشاره نمود که در قرن هفتم تألیف شده است. (2)


    نکته ای که تذکر آن در اینجا لازم است اینست که حدیث پژوهان، دوران غیبت را (یعنی دوره پس از حضور ظاهری معصومان) از حیث فعالیت اندیشمندان و عالمان شیعی در حوزه حدیث پژوهی به دوره های زیر تقسیم می کنند:
    الف) قرن 3 تا 5 هجری (که دوره تدوین جوامع اولیه روایی یعنی کافی و تهذیب و استبصار و من لا یحضره الفقیه می باشد.)
    ب) قرن 6 تا 9هجری (که دوره رکود نسبی در تاریخ حدیث شیعه محسوب می شود و نقد و شرح حدیث در این دوره بیشتر حالت کاربردی داشته و به منظور حل مسائل فقهی و کلامی بکار می رفت.)
    ج) قرن 10 و 11 (دوره شکوفایی مجدد حدیثی شیعه)
    د) قرن 11 و 12 (دوره تدوین جوامع روایی متأخر یعنی الوافی، وسائل الشیعه و بحارالانور)
    ه) قرون اخیر یعنی از اواخر قرن 12 تا کنون (دوره شرح و تکمیل جوامع روایی متأخر؛ به عنوان نمونه در این دوره مستدرک الوسائل میرزا حسین نوری برای تکمیل وسائل الشیعه نگاشته شد.) (3)



    پی نوشت
    --------------------------
    1-
    المدخل/ص 88
    2-
    اعیان الشیعه / القسم الثانی /ج 1 / ص 61 و الکلینی و کتابه الکافی /ص 160
    3-
    روش فهم حدیث، عبدالهادی مسعودی/ص27 تا 51


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۲/۰۷ در ساعت ۱۶:۲۹
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    * بهبودی، از پژوهشگران معاصر شیعه، کتاب الکافی را مورد بررسی قرار داده و فقط 4428 حدیث از آن را صحیح دانسته است، و 11693 حدیث را بر اساس قواعد خودشان صحیح ندانسته است.

    این قسمت به خوبی نشان از سطح علمی جناب پرفسور دارد! چرا که ایشان ظاهرا (بلکه حتما) از تفاوت معنای صحیح و ضعیف در اصطلاح حدیثی قدما و متأخرین علمای شیعه بی اطلاع هستند.

    توضیح مطلب:
    اصطلاح صحیح (در بحث سند حدیث) در نزد قدمایی چون کلینی، صدوق و طوسی (رحمهم الله) با معنای صحیح در نزد علمای متأخر شیعه تفاوت دارد. معنایی که قدما لحاظ می کردند اعم از معنای صحیحی است که متأخرین لحاظ نموده اند.
    همانطور که می دانید غیبت صغرای امام زمان (علیه السلام) با شهادت امام حسن عسکری (علیه السلام) در سال 260 هجری قمری آغاز و تا سال 329 قمری ادامه یافت، پس دوران غیبت صغری اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم بوده است.(1)
    مرحوم کلینی و صدوق و طوسی که مؤلفین جوامع روایی اولیه هستند، در قرن 3 و 4 و 5 می زیسته اند(مخصوصا مرحوم کلینی که در عصر غیبت صغری زندگی کرده است).
    پس مؤلفین جوامع اولیه در زمانی بسیار نزدیک به عصر ائمه می زیسته اند، یعنی زمانیکه بسیاری از اصحاب ائمه یا شاگردان اصحاب ائمه هنوز در قید حیات بودند و حتی دستخط بعضی نوشته های ائمه در نزد ایشان موجود بوده (2) و قرائن صحت یا ضعف حدیث به صورت فراوان در اختیار آنان بود از جمله اصول چهارصدگانه که نسخه های متعدد این اصول در زمان آنها موجود بوده است. این اصول جزوه های کوچک احادیث ائمه بوده است که توسط اصحاب یا راویان اصحاب تعدادی از احادیث در آنها به صورت جداگانه و پراکنده نوشته شده بود که به مرور زمان و با خلق جوامع اولیه که احادیث آن اصول را نقل می کردند، دیگر مراجعه به این اصول کمتر صورت گرفت و همین امر موجب شد که نسخه های آن اصول که از منابع روایات جوامع اولیه بودند، در طول زمان کم کم از بین برود و فقط نقل آنها در جوامع روایی باقی بماند. بدین شکل و در طول زمان بعضی قرائن صحت حدیث که در نزد قدما موجود بود، از بین رفت فلذا در زمان احمد بن طاووس حلی (م 673ق) و شاگردش علامه حلی (م 726ق) نظام جدیدی برای تقسیم بندی احادیث پی ریزی شد و احادیث که در زمان قدما به صحیح و ضعیف تقسیم می شد، این بار با تعریفی جدید به چهار دسته صحیح، حسن، موثق و ضعیف تقسیم بندی شد.(3)
    صحیح در نزد قدما یعنی حدیثی که نسبت به صدور آن از معصوم اطمینان حاصل می شود، خواه منشأ این اطمینان وثاقت راوی باشد یا قرائن دیگر مثلا وجود حدیث در بسیاری از اصول اربعمائة (چهارصدگانه).
    اما صحیح در نزد متأخرین حدیثی است که راویان آن در همه طبقات امامی عادل باشد و سند به معصوم متصل گردد.
    متقدمان با قرائن موجود در زمان خود احادیثی را صحیح می دانسته اند که با فوت این قرائن در زمان متأخرین تشخیص صحت برخی از آن احادیث بر متأخران مشکل شد.(4)
    حدیث صحیح در نزد قدما در مقابل حدیث ضعیف بکار برده می شد اما حدیث صحیح در نزد متأخرین در مقابل حدیث حسن و موثق و ضعیف بکار برده می شود. محدثین و شارحین کافی با اصطلاح جدید و رایج بین متأخرین، احادیث کافی را تقسیم بندی می کنند.
    شیخ یوسف بحرانی در کتاب لؤلؤة البحرین، با نقل از برخی مشایخ متأخر، روایات صحیح کافی را طبق اصطلاح متأخرین، 5072 حدیث نقل می کند و بقیه احادیث هم جزء سه دسته دیگر محسوب می شوند یعنی حسن، موثق و ضعیف.(5)

    برای مطالعه بیشتر درباره این موضوع به کتب زیر مراجعه فرمایید:
    1- الکافی، ج1/المدخل ، ص 90 (چاپ دارالحدیث1387ش)
    2- جوامع حدیثی شیعه، دکتر هادی حجت/ ص 63
    3- پژوهشی در زمینه کتاب کافی و مؤلف آن، دکتر منصور پهلوان/ص 162




    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    این مهمترین کتاب شیعه است که در مدح آن چیزهائی بیان شده که با این نتیجه تناقض دارد. حال در زیر برخی از این مدح‎ها بیان می‏شود:

    د- اقوال علما در مورد کتاب الكافي:


    علمای شیعه در ارزش گذاری کتاب با هم اختلاف نظر دارند و برخی راه غلو را رفته و برخی دیگر معتدل رفتار کرده‎اند.

    از جمله غالیان در مورد آن، می‏توان به افراد زیر اشاره کرد:

    * مجلسی. او می‎گوید: «کتاب الکافی مضبوط‎ترین و جامع‎ترین اصول و نیکوترین و بزرگ‎ترین مؤلفات فرقه ناجیه است»[4].

    * فیض کاشانی. او می‎گوید: «کتاب الکافی شریف‎ترین و موثق‏ترین و کامل‎ترین و جامع‎ترین آنها است، زیرا این کتاب در میان آنها مشتمل بر اصول است و چیزهای زائد و تباه و ننگ‏آور- موجود در موارد دیگر- در آن نیست»[5].

    * عبدالرسول غفار. او می‎گوید: «کتاب الکافی از جمله کتب اصول است که در زمان ائمه معصومین نوشته شد..... وی بیست سال را صرف تصنیف کتاب کرد. وی در این کار بسیار دقت می‏کرد و رجال و اسناد روایات و متون و طرق روایت آنها را به خوبی و با اشتیاق ضبط می‎کرد، و در نقل اسناد و طرق متعدد بسیار دقت می‏کرد و دچار خلط و التباس نشد. به همین دلیل تبدیل به منبع اول شیعه شد. به حقیقت مثل این کتاب نوشته نشده است، و علمای بعد از وی به او نیازمند هستند»[6].

    از معتدلین می‏توان به افراد زیر اشاره کرد:

    * هاشم معروف حسنی. وی در مورد کلینی و کتاب وی می‏گوید: «اگر افراد اهل بدعت در سطح افراد منحرف و آشوبگر باشند، چیز عجیبی نیست، بلکه عجیب این است که شیخ محدثان بعد از جهاد طولانی بیست ساله در راه بحث و جستجوی حدیث صحیح، مرویات یا کتاب خود را پر از روایاتی نماید که از حیث متن و سند دارای عیب‏های آشکاری هستند، و اگر کسی حتی کمترین بهره و علم را به احوال راویان داشته باشد، این امر بر وی مخفی نمی‏ماند، و با این وجود علما و محدثان بعد از وی کتاب الکافی و روایات آن را در آغوش گرفته‎اند، زیرا به اعتقاد برخی از افراد، از روایات صحیح تخطی نورزیده است، و به نظر عده‎ای دیگر که تعدادشان زیادتر است، وی تعداد زیادی از روایات صحیح را گردآورده است، گرچه در کنار آن، روایات دیگری هم وجود دارد که به دروغ به اهل بیت منسوب شده‎اند. این دو گروه در مورد این موضع گیری خود مسؤل هستند»[7].

    * آیت الله ابوالفضل برقعی. وی می‎گوید: «احادیث کتاب الکافی هم از نظر سند و راویان آن بسیار اشکال دارد و هم از نظر متن و مطالب آن. اما از نظر سند، اکثر راویانش از ضعفاء و مجاهیل و مردمان مهمل و صاحبان عقائد باطله می‏باشند، البته طبق قول علمای رجال شیعه»[8].

    بله، باید هم با چنین امانتی در نقل اقوال و گزیده کردن جملاتی از علمای شیعه به چنین تناقضاتی رسید.
    گروهی که در وصف کافی تعریفی کرده اند، شده اند علمای غالی!
    و گروهی که احادیث کافی را ضعیف پنداشته اند شده اند علمای معتدل!
    آفرین بر این همه تتبع و تحقیق جامع جناب پرفسور و صد تأسف بر اینهمه یاوه گوییهای متعصبانه! و بدا به حال شاگردان بیچاره دانشگاه ام القری!
    اگر سطح علمی پرفسور دانشگاه ام القری اینست، پس حال شاگردان و دانشجویان زبان بسته شان که ساعت ها صرف شنیدن چنین توهماتی می شود، چگونه است؟!
    در قسمتهای قبلی آراء علمای شیعه را در این باره بیان کردیم و نیازی به تکرار نیست.


    پی نوشت
    ----------------------------
    1-
    سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی/ص673
    2-
    برای نمونه رجوع نمایید به مستدرک الوسائل، محدث نوری ، ج3/ص 539 که از شیخ صدوق نقل می کند که: ... من در این مسأله مطابق دستخط حضرت حسن بن علی [امام عسکری] علیه السلام که نزد من است، فتوا می دهم.
    3- پژوهشی در زمینه کتاب کافی و مؤلف آن، دکتر منصور پهلوان/ص 175
    4- جوامع حدیثی شیعه/ص 63و64
    5-
    پژوهشی در زمینه کتاب کافی و مؤلف آن، دکتر منصور پهلوان/ص 175



    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    هـ - اصول کافی:
    این کتاب مشتمل بر سه قسم است:
    بخش اول: احادیث مربوط به اصول (عقائد)
    بخش دوم: احادیث مربوط به فروع.
    بخش سوم: احادیث متنوعی که کتاب با آنها خاتمه می‏یابد و نویسنده، آن را الروضة نامیده است.

    کتاب شریف کافی از سه بخش اصول و فروع و روضه تشکیل یافته است:
    1- اصول کافی شامل مباحث اعتقادی و اخلاقی (8 کتاب، 499 باب، 3786 روایت)
    2- فروع کافی شامل مباحث فقهی (26 کتاب، 1744باب، 10800 روایت)
    3- روضه کافی شامل مباحث گوناگون همانند موعظه ها، خطبه ها، نامه های امامان و قصص و مطالب تاریخی (یک کتاب، 597 روایت) (1)






    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    بخش سوم: احادیث متنوعی که کتاب با آنها خاتمه می‏یابد و نویسنده، آن را الروضة نامیده است. البته این زمانی است که این بخش تألیف خود نویسنده باشد، زیرا برخی از علمای شیعه در انتساب این کتاب به نویسنده شک دارند.

    در روضه کافی بر خلاف فروع کافی احادیث فقهی بسیار کمتری وجود دارد و عمدتا شامل مباحث گوناگونی همچون موعظه ها، خطبه ها، نامه های امامان و قصص و تاریخ است.
    از آنجا که در گذشته فقها در ادله سنن (اعم از مستحبات، مکروهات، مباحث تاریخی، فضایل و مواعظ) تسامح داشتند و در روایات با چنین موضوعاتی سختگیری های روایات فقهی را اعمال نمی کردند، لذا در روایات روضه کافی اشکالات سندی و متنی بیشتری نسبت به اصول و فروع کافی دیده می شود، این امر زمینه ایجاد شبهه در انتساب روضه کافی به مرحوم کلینی را فراهم نمود.
    از این رو یکی از اخباریون به نام ملا خلیل قزوینی (م 1089ق) در قرن یازدهم (یعنی حدود هشت قرن بعد از اینکه همه علما روضه را به طور مسلم از تألیفات کلینی می دانستند) مدعی شد که روضه کافی از تألیفات ابن ادریس حلی (م578ق) است ولی هیچ دلیلی بر این مدعای خویش اقامه نکرد. (ریاض العلماء/ج2،ص261)

    علمای شیعه ادله قاطع و متعددی بر بطلان چنین ادعای مضحکی اقامه نمودند، از جمله:
    1- برخی رجالیون بزرگ که نزدیک به زمان کلینی می باشند، از جمله نجاشی (م 450ق) و شیخ طوسی (م460ق) در فهرستهای خود صراحتا روضه را جزء کتاب کافی و تألیف کلینی معرفی کرده اند. (رجال نجاشی/ص377 و فهرست کتب الشیعة و اصولهم/ص 210)
    2- در روضه، اسناد غالبا با نام مشایخ کلینی آغاز شده و از آنجا که بین ابن ادریس (م578ق) و کلینی (م 328 یا 329ق) حدودا 250 سال فاصله است و این مشایخ از لحاظ طبقه روات فاصله زیادی تا ابن ادریس دارند و امکان نقل مستقیم ابن ادریس از آنها وجود ندارد.
    3- شیوه گزارش اسناد در روضه همانند کافی است (عنعنه، تحویل، اختصارها و ...). (جوامع حدیثی شیعه، دکتر هادی حجت/ ص 59)
    محدث نوری هم در فایده چهارم خاتمه مستدرک الوسائل با ذکر دلایلی به رد این قول پرداخته است. (ج3/ص546)
    در المدخل هم بیان جامعی در رد این مدعا ذکر شده است.
    در روضه کافی بر خلاف فروع کافی احادیث فقهی بسیار کمتری وجود دارد و عمدتا شامل مباحث گوناگونی همچون موعظه ها، خطبه ها، نامه های امامان و قصص و تاریخ است.
    از آنجا که در گذشته فقها در ادله سنن (اعم از مستحبات، مکروهات، مباحث تاریخی، فضایل و مواعظ) تسامح داشتند و در روایات با چنین موضوعاتی سختگیری های روایات فقهی را اعمال نمی کردند، لذا در روایات روضه کافی اشکالات سندی و متنی بیشتری نسبت به اصول و فروع کافی دیده می شود، این امر زمینه ایجاد شبهه در انتساب روضه کافی به مرحوم کلینی را فراهم نمود.
    از این رو یکی از اخباریون به نام ملا خلیل قزوینی (م 1089ق) در قرن یازدهم (یعنی حدود هشت قرن بعد از اینکه همه علما روضه را به طور مسلم از تألیفات کلینی می دانستند) مدعی شد که روضه کافی از تألیفات ابن ادریس حلی (م578ق) است ولی هیچ دلیلی بر این مدعای خویش اقامه نکرد. (ریاض العلماء/ج2،ص261)

    علمای شیعه ادله قاطع و متعددی بر بطلان چنین ادعای مضحکی اقامه نمودند، از جمله:
    1- برخی رجالیون بزرگ که نزدیک به زمان کلینی می باشند، از جمله نجاشی (م 450ق) و شیخ طوسی (م460ق) در فهرستهای خود صراحتا روضه را جزء کتاب کافی و تألیف کلینی معرفی کرده اند. (رجال نجاشی/ص377 و فهرست کتب الشیعة و اصولهم/ص 210)


    2- در روضه، اسناد غالبا با نام مشایخ کلینی آغاز شده و از آنجا که بین ابن ادریس (م578ق) و کلینی (م 328 یا 329ق) حدودا 250 سال فاصله است و این مشایخ از لحاظ طبقه روات فاصله زیادی تا ابن ادریس دارند و امکان نقل مستقیم ابن ادریس از آنها وجود ندارد.


    3- شیوه گزارش اسناد در روضه همانند کافی است (عنعنه، تحویل، اختصارها و ...). (2)
    محدث نوری هم در فایده چهارم خاتمه مستدرک الوسائل با ذکر دلایلی به رد این قول پرداخته است. (ج3/ص546)
    در الکافی، ج1/ چاپ دارالحدیث قم در بخش المدخل هم بیان جامعی در رد این مدعا ذکر شده است.





    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    بخش اول کتاب که در مورد اصول می باشد، دو جزء است:
    جزء اول: تعداد احادیث این بخش 1445 حدیث می‏باشد. کسانی که احادیث این بخش را مورد مراجعه قرار داده‎اند فقط بر تصحیح 87 حدیث آن اتفاق نظر دارند. بهبودی که احادیث صحیح کتاب الکافی را تخریج کرده است، تنها 161 حدیث را صحیح دانسته است. این بخش خاص مسائل اعتقادی است.
    جزء دوم: تعداد احادیث این بخش 2346 حدیث است. کسانی که احادیث این بخش را مورد مراجعه قرار داده‎اند، تنها 33 حدیث را صحیح دانسته‎اند، و بهبودی تنها 392 حدیث را صحیح دانسته است.


    در مورد معنای صحیح و ضعیف احادیث توضیح دادیم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    تصحیحات انجام شده در هر دو بخش، بر اساس روش شیعه انجام شده است، و اگر بر اساس روش اهل سنت انجام می‏شد، موجب ابطال این کتاب به صورت کامل می‏شد، آنچنان که تطبیق روش نقد علمی بر روایات شیعه منجر به از هستی ساقط شدن دین شیعه می‏شود، آنچنان که بزرگترین علمای شیعه در قرن یازدهم یا از بزرگان آنان- یعنی بحرانی که قبلاً ذکر شد- به این موضوع اشاره کرده‎اند.
    ادعای مضحک و غیرعلمی جناب پرفسور ما را از هر گونه جوابی در این مورد بی نیاز نموده، ضمن اینکه در بیانات علمای قرن یازدهم و نیز در بیانات محدث بحرانی مطلبی با این مضمون یافت نشد.



    دوستان عزیز جهت آشنایی با جوامع روایی و کتب حدیثی شیعه و سنی مطالعه کتابهای ذیل توصیه می شود:
    1- جوامع حدیثی شیعه/دکتر هادی حجت/انتشارات سمت
    2- جوامع حدیثی اهل سنت/دکتر مجید معارف/انتشارات سمت
    3- برای مطالعه بیشتر و جامع تر درباره کتاب شریف کافی هم، علاوه بر کتاب جوامع حدیثی شیعه، می توانید به الکافی، ج1/(المدخل)/چاپ جدید دارالحدیث مراجعه فرمایید.





    پی نوشت
    --------------------------
    1- جوامع حدیثی شیعه، دکتر هادی حجت/ ص 34
    2- همان/ ص 59
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    3,876
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    17 روز 10 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    164
    آپلود
    93
    گالری
    155



    گر بدي گفت حسودي ورفيقي رنجيد ...گو توخوش باش كه ما گوش به احمق نكنيم..انچه از نوشته هاي پر فسور برميايد ايشان نه تنها بغض وكينه نسبت به مذهب پوياي شيعه را دارد كه مرموزانه ومزورانه سعي در ايجاد اختلاف بين گروههاي مسلمين را دارد.كه اينكار قديمي شده!
    ما عابران رهگذري بي نشانه ايم
    جاماندگان قافله اي جاودانه ايم
    پائيزلحظه ها چه شتابان رسيد وما
    دلواپسان رويش چندين جوانه ايم


    دانلودمحبوب ترین مجموعه تفسیر قران کانون گفتگوی قرانی

    (
    تفسیر20جلدی المیزان)



    http://www.askquran.ir/downloads.php?do=file&id=3611

    گروه شاعران کانون:http://www.askquran.ir/group.php?groupid=140


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    آیا کافی برای تصدیق یا اصلاح و مانند آن بر امام زمان(ع) عرضه شده است؟


    دوستان عزیز
    تفصیل جواب این سؤال را در تاپیک زیر پیگیری فرمایید.


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۳/۱۶ در ساعت ۰۱:۳۸
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    319
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0

    به "خردبین"




    سلام جناب "خردبین"


    راستش! اولا، قبل از هرچیز باید بگم که شما حتی اگه بیطرف هم باشید ( که البته در قضاوتهای خودتون نشون دادی که نیستید، گرچه سعی میکنید اینطوری نشون بدید)، اما اگه واقعا قصد شما ارزیابی عقاید شیعه بوده، نشد که از خودتون سئوال کنید که خوب، مگه از یک سنّی چه انتظاری میره که چگونه درباره شیعه بنویسه. در کشوری که به همراه داشتن مفاتیح الجنان، که کتابی کاملا دعایی هستش، اعدام داره، فکر میکنی دانشگاهش چجوری عمل کنه وقتی بخواد درباره شیعه تحقیقی بکنه.

    ثانیا، دو تا حرف واقعا نقضی در این جا وجود داره. یکی اینکه گفته تمام احادیثی که در کتب حدیثی شیعه اومد، همش معتبره. و بعد این که فقها بر همون اساس حکم میکنن.
    دوست من! هیچ عالم شیعی ای همه احادیثی که در کتب حدیثی ما اومده، معتبر نمیدونه.

    و بعد این که عالم مجتهد تنها بر اساس بررسی اجتهادی تک تک آیات و احادیثی که به کار میبره، مورد بررسی قرار میده: ازحیث علم اللغة و فقه الغة،(برای بررسی ریشه شناسی و معنا شناسی و دلالت شناسی واژه ها)، از حیث، علم درایه، حدث و رجال (برای بررسی تک تک احادیث از حیث دلالت و سند و بررسی تک تک راویان موجود در سلسله راویان حدیث و ...)، از حیث بررسی حدیث با تطبیق بر ایات قران و اصول اسلامی، از حیث بررسی اصول فقهی ( اصول عقلی و اصول شرعی) از حیث بررسی مستحدثات و دست اوردهای انسانی، و انواع و اقسام بررسی های علمی اون.
    هر مجتهدی باید همه این بررسیها رو روی تمام احادیث و روایات انجام بده و همه نظریه ها رو بررسی کنه و بعد نظر خودش رو مستدل بیان کنه.
    اونوقت شما نسبت های یه مخالف رو یکطرفه بیان میکنی و با اون تازه، نتیجه هم میگیری.


    تازه دوست من! کی گفته کتاب کافی بعد از قران مهمترین کتاب شیعی هستش. بله، خیلی مهمه ، اما کتابهای به همون اهمیت هم داریم. گفتن که نهج البلاغه برادر قرانه اما هیچ کی نگفته الکافی عِدل و برادر قرانه که شما اینطوری نسبت میدید. بله، ممکنه کسی در میان شیعیان اینطوری تعبیر کرده باشه،اما دوست من! وقتی میخوای از چیزی نتیجه بگیری، باید حتما به اندازه یک دلیل در آمده باشه، مثلا یه دلیل عقلی شده باشه، یک فرهنگ شده باشه، خودش به عنوان یک دلیل استفاده شده باشه و ... . کدوم عالم شیعه گفته چون این حدیث در الکافی ،مثلا، اومده و الکافی، مهمترین کتاب بعد از قرانه، پس حکم هم همونه؟!!


    "خردبین" گرامی! شما که علاقه مند به مباحث شیعه و سنی هستید، حداقل بیاید اول اینا رو با یه متفکر در میون بذارید و بعد که صحت و سقم اینا معلوم شد، یه نتیجه ای بگیرید، مگر این جا داریم جنگ علمی میکنیم که شما به هرچیزی متوسل میشی که یه چیزی رو به شیعه نسبت بدید؟!!!
    ایا تا حالا از خودتون پرسیدید که چرا تعداد زیادی از علمای سنّی شیعه میشن و خیلی ها در برابر عظمت معارف شیعی، معترف میشن، اما یک عالم شیعی نشد که سنّی بشه. نگو همتون متعصبید و از این نسبت ها. به هر حال، عالم با ادم عادی فرق داره. اصلا،هیچ وقت شده به عنوان یک انسان که میخواید درباره عقاید دیگران، صحبت کنید و چیزایی به اونا نسبت بدید، بیاید و درباب اون عقاید تحقیقی بکنید. وجدانا چند صفحه در خصوص اختلاف عقاید شیعه و سنی خوندید؟!! هیچی.

    این کارایی که به این روش انجام میدید، واقعا حداقل از حیث اخلاق پژوهش، خیلی ضد اخلاقه. اگه میخواید آسیب شناسی جامعه فرهنگی و اعتقادی کشورمون بکنید، این ربطی به عقاید شیعه نداره که هر چی دم دستتون رسید، به عنوان نظر اعلام میکنید. ادم بایستی نظر خودش رو با احساس مسئولیت انسانیش شکل بده و به دنبال حقیقت باشه نه حقیقت بازی و نظربازی کنه.

    میدونم که شما تلاش زیادی برا روشن بین شدن میکنید، اما تجربه نشون داده که ادم هرچه بزرگتر میشه بیشتر به کوچیکیش در گذشته و هرچه عاقلتر میشه بیشتر متوجه اشتباهاتش در گذشته پی میبره. پس خیلی مهمه که ادم در این که برا اینده اش از خودش چی باقی میذاره، تلاش کنه.

    عشق،چشم بسته ما به روی هرچه غیر معشوق است.

    عشق تنهای عملی است که بی اجازه، رواست.


    دفتر عشق را تنها خداست که ورق می زند.


    خدایا،
    تو آنی که آنی،
    برایم همان باش،
    برای دلم یاوری مهربان باش

  11. تشکرها 3


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    363
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام.
    به احتمال حدس میزنم که آبشخور این مطالب تند از تایپیکی است که بنده با سرنام(کتاب اصول کافی و نقل قولهایی بسیار عجیب!) طرح کردم.
    متاسفانه آن تایپیک با حذفها و ویرایشهای شدیدی روبه رو شد و بنده به ناچار از ادامه آن انصراف دادم.
    کاش به کسانی مثل من هم مجال ابراز داده میشد تا شاید اندکی از گرههای کور ذهنییشان باز شود و کمتر به بیراهه روند...
    ادامه دارد...
    ای مالک!
    هرگز مگو که من مامورم و معذور و هرگز مگو که به من دستور داده اند,از خشم ملت بترس که نمونه ای از خشم خداوند است,از اجتماعات عمومی جلوگیری مکن,و بدان که از کشور ویران کسی خراج نمیگیرد.(امام علی ع)

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی سوال در مورد پیشگویی و طالع بینی
    توسط hamid3pnn در انجمن جمع آوری قرآن
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۵/۱۰/۲۲, ۱۰:۴۷
  2. فرازهایی از دل نوشته های شهدا
    توسط صدیقه طاهره در انجمن کلام ماندگار ( وصیت نامه و سخنان شهدا)
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۵/۰۹/۱۵, ۱۵:۱۱
  3. جمع بندی دلیل حرام بودن خودارضایی
    توسط عبد آبق در انجمن ساير موارد
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۷/۲۷, ۰۵:۲۲
  4. مدگرایی و پوشیدن لباسهای تنگ و بدن نما ؛ معضل اجتماعی جامعه امروز
    توسط منتظر منتقم فاطمه(س) در انجمن حجاب و پوشش اسلامي
    پاسخ: 214
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۵/۰۵, ۲۲:۱۴
  5. انقلاب اسلامی و جنبش دانشجویی
    توسط دايي حسن در انجمن انقلاب اسلامی
    پاسخ: 36
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۵/۲۶, ۱۲:۰۲

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود