جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دل نوشته های شما!....

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب دل نوشته های شما!....




    هر چه می خواهد دل تنگت ،بگو!.......



    دل نوشته های شما!....


    دلم شکسته تر از شیشه های شهر شماست!!!...


    شکسته باد آنکه دلش این چنین می خواست!!!...

    ویرایش توسط پاک.مقدس : ۱۳۸۹/۰۲/۰۷ در ساعت ۰۰:۴۷ دلیل: نامناسب بودن سایز نوشته ها

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    40
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0

    با توام گل من




    با توام گل من
    سلام گل من روی سخنم با تو ،با تویی که وجودت یکی از دلایل اثبات زیبا دوستی خداوند . روی سخنم با تو ، تویی که معرفت ایثارو مهربونی بند بند وجودتا پر کرده. تویی که یکی از نمونه کارهای ظریف، زیبا ، با احساس و شکننده خداوندی.دلم می گیره از اینکه برای اثبات بودنت و ارزشمندی وجودت به کسانی که سالهاست نفست را تو سینه حبس کردند و دیدن آفتاب و مهتاب را برات قدغن ، به کسانی که نازکی و ظریفیتا به ضعیفی وترسویی تعبییر کردند واحساسات لطیف و قشنگتا به بی فکری و بی ارادگی ، برای اینکه بهشون بفهمونی تو می تونی ، تو هم یه انسانی پا رو همه ی ظرافت ولطافتت گذاشتی . آره بهت تبریک می گم با اینکه خیلی صدمه دیدی اما خوب تونستی خودتا نشون بدی ، می دونم تازه بلند شدی و نفس تازه کردی اما یادت باشه که تو هنوز یه گلی ، گلا اگه زیاد رو به آفتاب بزاری گلبرگهای نازش می سوزه اگه زیاد سرما بهش بخوره ممکن ساقش بخشکه و آسیب ببینه حالا خودت بگو گلخونه ی بدون گل چه صفایی داره پس هوای خودتا داشته باش گل من.

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    677
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    0




    من آخر طاقت ماندن ندارم
    خدایا تاب جان کندن ندارم
    دلم تا چند یا رب خسته باشد
    در لطف تو تا کی بسته باشد
    بیا باز امشب ای دل در بکوبیم
    بیا اینبار محکم تر بکوبیم
    مکوب ای دل به تلخی دست بر دست
    در این قصر بلور ،آخر کسی هست
    در این قصر بلور، آخر کسی است
    بکوب ای دل که اینجا قصر نور است
    بکوب ای دل مرا شرم حضور است
    بکوب ای دل که غفار است یارم
    من از کوبیدن در شرم دارم
    شرم دارم شرم دارم...
    بکوب ای دل که جای شک و ظن نیست
    مرا هر چند روی در زدن نیست
    کریمان گرچه ستار العیوبند
    گدایانی که محبوبند خوبند
    گدایانی که محبوبند خوبند
    بکوب ای دل هزاران بار دیگر
    ...
    نمیدانم بگویم یا نگویم
    دلا بگذار تا حالا نگویم
    ببخش ای خوب امشب ناتوانم
    خطا در رفته از دست زبانم
    لطیفا ،رحمت آور من ضعیفم
    قویتر از من است امشب حریفم
    شبی ترک محبت گفته بودم
    میان دره شب خفته بودم
    نی ام از ناله شیرین تهی بود
    سرم بر خاک طاعت سر نمیسود
    دلم در سینه قفلی بود محکم
    کلیدش بود در دریاچه غم
    کلیدش بود در دریاچه غم
    حبیبم قاصدی از پی فرستاد
    پیامی با بلوری می ،فرستاد
    که میدانم تو را شرم حضور است
    مشو نومید اینجا قصر نور است
    مشو نومید اینجا قصر نور است
    الا ای عاشق اندوه گینم
    نمیخاهم تو را غمگین ببینم
    اگر آه تو از جنس نیاز است
    در باغ شهادت باز باز است
    در باغ شهادت باز ،باز است
    در باغ شهادت باز، باز است
    نمیدانم که در سر این چه سوداست
    همین اندازه میدانم که زیباست!
    خداوندا
    چه درد این چه درد است
    که پولاد دلم را آب کرده است
    مرا ای دوست شرم بندگی کشت
    چه لطف است این
    مرا شرمندگی کشت




    ویرایش توسط z_j_14 : ۱۳۸۹/۰۲/۰۷ در ساعت ۱۳:۴۱

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593



    دل نوشته های شما!....

    مهربانا...!!

    ** دیده ای آشفتگی ام را؟ حس سیب لک زده ای را دارم که از درون له میشود. کافی است بشکافی ام.

    ** مي‌داني؟ فراموشي چيز بدي نيست؛ به شرط اين كه مرا فراموش نكني و من فراموشت نكنم.

    ** اگر تو هم بخواهي مثل من رفتار كني كه چه فرقي داريم با هم؟ خودم خدايي هم مي‌كنم دیگر.

    ** آخر اين فاصله كي‌ پر مي‌شود؟ فاصله‌ي من با خودم، با تو، با خدا؟

    ** مثلا سر کج می‌کنی و نگاه به زمین می‌دوزی، که بگویی:


    "باز هم آمدم!".


    انگار بار اول ات باشد
    یا این‌که خیال کنی خیلی کار غیرمنتظره‌ای کرده‌ای و "او" پیش‌بینی‌اش نمی‌کرده.
    اما باز هم برگشتی سرخانه‌ اول. و باز...

    آن قدر بی راهه رفته بودم که حتی پشت در هم نبودم .مثل خیلی های

    دیگر که آمده بودند و با امید و اشک در می زدند
    دور بودم ...
    شوق دل هایی که نسیم رحمت و مهر نوازش شان داده بود در شروع

    این میهمانی، دلم را بی‌تاب کرد و کم کم فهمیدم باید برگشت!

    مهربانم!

    دلم را وسعتی ده تا در یابد بزرگی و مهرت را .

    ****


    دل نوشته های شما!....

    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    12,395
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    12 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    593



    دل نوشته های شما!....

    الهى ! از من آهى و از تو نگاهى .

    الهى ! عمرى آه در بساط نداشتم و اينك

    جز آه در بساط ندارم .

    الهى ! غبطه ملايكه اى را مى خورم كه جز

    سجود نمى دانند، كاش من نیز از ازل تا ابد در يك سجده بودم

    الهى ! در ذات خودم متحيرم تا چه رسد در ذات تو.

    الهى ! آن كه در نماز جواب سلام نمى شنود،


    هنوز نمازگزار نشده ، ما را با نمازگزاران بدار.

    .................................................. ...................................



    من پرستوی خزان دیده و خاموش توام

    حسرتی گر به دلم هست همان دوری توست



    .................................................. .................................


    امشب دلم از امدنت سرشار است،


    حبيبم ! خردمند پرهيزگار از مرگ هراس ندارد،

    مرگ او را زيان نرساند بلكه سود دهد، گويم كه نمرد زنده تر شد!

    حكيمان گفته اند كه : اگر نفس را مشغول ندارى ،


    او تو را به خود مشغول مى كند.

    مى گفتند: روح از پر خوردن جسم مى شود


    و جسم از كم خوردن روح مى گردد.


    دل نوشته های شما!....

    جهان در حسرت آيينه مانده ست
    گرفتار غمي ديرينه مانده ست
    شب سردي ست بي تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    2,350
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    28 روز 16 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    14



    مهربانم! مرا چه می شود. شوقی است در اندرون دلم که مرا به سوی تو میخواند. مرغ دلم را هوای پریدن در سر است. طاقت آن ندارد که لحظه ای را بی یاد حضرت دوست سر کند. بی قرار و اشفته ام. ای یار! ای زیباترین یار! مرا آنی کمتر ازآنی به خودم وامگذار. در اندرون من خسته دل آوایی است که به یاد تو مینوازد نغمه طرب انگیز و شور انگیز زندگی را. شوق وصال تو است که راهها را بر من هموار میسازد.مرا چه میشود امشب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!آسمان چشمانم بارانی است. وآسمان دلم شهاب باران. به کجا بگربزم ای یار ای زیباترین یار.به هر طرف که مینگرم تو را می بینم.در تمام دلتنگیهایم تو را می یابم. همه راههای زندگیم به سوی تو است که ختم می شود. با نام توست که ارامش می یابم. شوق وصال تو است که فراق را بر من هموار می سازد. نگاه مهربان توست که شور زندگی را به من هدیه می نماید. دستان مهربان توست که مرا چنان کودکی به دنبال خود می کشد. به خودم می نگرم و به سالهای که پشت سر نهاده ام در تمامی راهها حضور تو ای مهربان ادامه مسیر را برایم هموار کرده است این همه مهربانی؟ این همه لطف و من در ازای این همه محبت چه برایت اورده ام! کاش من نیز چون خورشید بودم خورشید سوزان که حیات را برای همه هستی به ارمغان می اورد. من چه خوشبختم که زیبا رویی چون تو را دارم مهربانی چون تو را دارم. هر صبح با خنده زیبای توست که چشمانم را به سوی هرچه لطف است می گشایم و تویی که بوسه های مهرت را به سوی من میبارانی. من دم گرم تو را آن هنگام که بر لبهایم بوسه میزند حس میکنم. کیست که تا این حد بتواند با من مهربان باشد. کیست که تا این حد بتواند به من نزدیک باشد حتی نزدیکتر از خود به خود. پنجره نگاهم را به هر سمت که میگشایم تو را می یابم. تو را می ستایم من ای عشق تو را با تمام نیازی که دارم به تو می ستایم. مرا بازگردان! مرا ای به پایان رسانیده آغاز گردان.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدایا !
    بکن در حق من هر انچه خواهی
    رضایم بر رضایت چون الهی!...
    دل نوشته های شما!....



  9. تشکرها 2


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    2,954
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 روز 10 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    611



    بسم الله الرحمن الرحیم
    خدایا عطش شوقم را خاموش نکن


    یارب

    يا رب منم جويان تو يا خود تويى جويان من

    اى ننگ من تا من منم من ديگرم تو ديگرى




  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    18
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خدایا !
    بکن در حق من هر انچه خواهی
    رضایم بر رضایت چون الهی!...
    دل نوشته های شما!....


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود