صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اثبات وجود خدا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    34
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اثبات وجود خدا




    سلام

    من در وجود خدا یکم مشکل دارم و خوشحال میشم کمکم کنید. پست ها و سوالات قبلی رو خوندم ولی باز هم مشکلم حل نشد.
    این رو از یکی از پست های قبلی برداشتم که در رابطه با اثبات وجود خدا در قرآن آمده
    «أَ فىِ اللَّهِ شَكٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ» (ابراهيم آيه 10)
    آيا در خدا- آن آفريننده آسمانها و زمين- شكى هست؟
    اینکه چطور شما از این آیه برداشت میکنید که خدا اثبات شد واقعا برام عجیبه. چون من هیچ دلیل و مدرکی تو این نمیبینم و اگه ما بجای خدا واژه شیطان(که البته اون رو هم قبول ندارم!) رو بگذاریم هیچ مشکلی پیش نمیاد.

    در اولين تعقل و دركى كه از اين عالم مشهود مى‏كنيم كه از موجودات تاليف شده و هر يك از آن موجودات، در حد خود، محدود و جداى از غير خود هستند، و هيچ يك از موجودات و اجزاى آنها وجودشان از خودشان و قائم به ذات خودشان نيست، چون اگر قائم به ذات خود بودند نه دستخوش دگرگونى مى‏شدند، و نه نابود مى‏گشتند،
    آیا این جمله هم از قران یا از احادیث هست؟ اگه میشه لطف کنید آدرس بدید.



    پس بايد خود او، موجودى بدون حد باشد، و گرنه خود او هم محتاج به ما فوقى است كه او را محدود كرده باشد، و نيز مى‏فهميم كه او واحدى است كه كثرت نمى‏پذيرد، چون كسى كه در حد نمى‏گنجد، متعدد هم نمى‏شود و باز مى‏فهميم كه او با اينكه يكتا است،
    شما از کجا میدونید؟ شاید 2 تا خدا داریم. یکی برای دنیا شماره 1 و یکی برای دنیای شماره 2
    و این دو خدا با هم میجنگند توسط فرشته هاشون، و پرنده های ابابیل
    و با هم کل میندازن برای تعداد بنده هاشون و تعداد کسانیکه اونهارو میپرستند. مثلا برای مثال خدای ما(خدای شما البته) به اونیکی میگه " من 1 میلیارد مسلمون و2 میلیارد مسیحی و ... دارم ولی تو نداری و البته اونیکی هم جواب میده)


    اين برهان برهانى است تمام عيار، ...

    با اين برهان، توحيد الوهيت و ربوبيت را به آسانى اثبات مى‏كند،
    برهان؟ این آیه فقط یک جمله سوالی بود. من برهانی نمیبینم. که بعد شما صفت تمام عیار رو بش میدید.


    « خداوند گواهی میدهد که معبودی جز او نیست و فرشتگان و صاحبان دانش گواهی میدهند در حالیکه قیام به عدالت دارد معبودی جز او نیست که هم توانا است و هم حکیم».[. آل عمران، 18؛ دائرة المعارف قرآن کریم، ج 5، ص 534]
    (با اجازه من پرانتز هارو جذف کردم چون میخواستم مستقیم از قرآن باشه ولی شما اگر میخواهید چیزی خارج از قران بفرمایید از قول خودتون بگید ، اما بنام قرآن نگید.)

    در اینجا بازهم فقط گواهی داده شده و خبری از اثبات نیست.

    زیرا در حقیقت خدای سبحان برتر و آشکارتر از آن است که چیزی از مخلوقات و مصنوعاتش دلالت کننده بر او و آشکار کننده او باشد
    البته این جمله به این معنیست که خدا قابل اثبات نیست.

    تقریری که علامه طباطبایی در آیه 53 از سوره فصلت فرموده اند، عبارت است از این که: خدای متعال برای هر چیزی مشهود خواهدبود، چون موجودی نیست مگر این که از هر جهت فقیر و وابسته به او است و او برپا دارنده آن موجود و قاهر بر او است، پس او برای هر چیزی معلوم و شناخته شده است، اگرچه برخی از معرفتش غافل باشند.
    پس خدا برای همه اثبات شده بجز کسانیکه براشون اثبات شده؟!؟

    منبع:
    http://www.askquran.ir/showthread.php?t=20415
    ویرایش توسط mojtaba2 : ۱۳۸۹/۰۲/۰۷ در ساعت ۱۷:۰۰ دلیل: منبع اضافه شد

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    34
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ضمناً منابع اسلامی فقط قرآن نیست (چندین برهان در خطبه‌های علی علیه‌السلام وجود دارد[۱])، به‌هرحال در قرآن به برهان‌های فطرت[آیه فطرت]، هدایت[۳]، امکان و وجوب[۴] و... اشاره شده.
    و برهانی که بیشترین بار به‌آن اشاره شده اگر اشتباه نکنم همان فطرت است. (ر.ک. فطرت در قرآن، عبدالله جوادی آملی)
    برای آیه های فطرت که کلا چیز خاصی نداشت و هیچ برهانی ندیدم، کلا فکر نکنم این سیستم فطرت شما رو من کار کنه! چون همونقدر که شما خدارو با تمام وجود میبینید من با تمام وجود میبینم که خبری ازش نیست.(و البته من قبلا مسلمون بودم )

    در مورد لینک مربوط به هدایت هم باز همین قضیه هست. یعنی هیچ اشاره ای به خدا نمیشه مگر در نتیجه گیری که اونهم ناشی از اعتقاد گویندست نه اثبات علمی.

    آنها در جواب مى‏گويند ما بى نظمى‏هايى‏در طبيعت، هم حالا و هم در طول تاريخ ديده‏ايم و از مجموعه ميلياردها قرن كه از عمر زمين و كائنات و عالم گذشته،وضع موجود به وجود آمده كه قبول داريم نظامى دارد ولى اين ناشى از آن است كه تعداد دفعات آزمايش خيلى‏زياد است(مثال ماشين تحرير و شخص بى‏سواد و تايپ شعر سعدى).مى‏گويد ماشين تحرير زننده بى‏سواد طبيعت ميلياردهاقرن است كه دارد ماشين مى‏زند، خوب «بنى آدم اعضاى يكديگرند...» در آمده است‏و چون تعداد آزمايش خيلى زياد است، احتمال وجود اين نظام محال نيست. اما جواب اين را علم داد و آن اينكه ثابت كرد اين حسابهااز لحاظ عدد و رياضى غلط است.ما قبول داريم كه اگر تعداد آزمايش زياد شود حوادث نادر الوقوع هم وقوع پيدا مى‏كنند.اماببينيم چقدر بايد اين آزمايش زياد باشد.طول عمر زمين را حساب كرده‏اند دويست ميليون قرن است.دويست ميليون‏قرن را به روز و ساعت تبديل مى‏كنيم، يك عددى مى‏شود معادل 2 ضرب در 10 به توان 13، يعنى اگر اين حوادث مختلفى كه اتفاق‏افتاده و بعد از بين رفته تا به وضع موجود منتهى شده، هر ساعتى هم يك دفعه اتفاق افتاده بود تعداد آزمايش‏از ابتداى پيدايش زمين مى‏شد 2 ضرب در 10 به توان 13، در حالى كه يكى از موجوداتى كه روى زمين هست، اگر بخواهيم عدد احتمالى‏وقوع اين حالتش را در بياوريم مى‏بينيم يك رقمى مى‏شود كه ابدا با اين قابل قياس نيست.احتمال اينكه ياخته‏هاى‏بدن يك موجود زنده بر حسب تصادف پهلوى هم قرار مى‏گرفتند تا تصادفا يكى شان چشم را با اين خواص درست‏مى‏كرد، يكى‏شان مو را با اين خواص درست مى‏كرد، يكى‏شان ناخن...مساوى است با فاكتوريل تعداد ياخته‏هاى بدن و اين‏عدد سرسام آور است و هيچ با عدد 2 ضرب در 10 به توان 13، قابل قياس نيست و اين احتمال بسيار ضعيف است.حالا اگر اين موجودزنده را با افلاك و كائنات و ارتباطشان را با

    همديگر در نظر بگيريم و بخواهيم عدد احتمال آن را به دست آوريم، هيچ قابل قياس نيست.
    و البته ما موجوداتی هم داشتیم مثل دایناسور ها و هزاران موجود منقرض شده دیگه
    که شاید آقای نویسنده از وجود آنها بی اطلاع بوده و آیا این دلیل این نیست که خدای شما
    عالم نیست و خدای آزمون و خطاست؟
    یک نظریه:
    کد:
    خدا ابتدا موجوداتی غول پیکر و قدرتمند را آفرید تا آنها به عنوان مخلوق برتر باشند (در برار خدای دوم) ولی پس از اینکه شکست خورد تصمیم گرفت یک موجود ظریف ولی باهوش را تولید کند
    و البته مورد دیگری که من به این اثبات بالا دارم اینه که خدا با ارسال چند دین کاملا به من اثبات کرده که خدای ناعالم هست.(البته اگه باشه) من یک برنامه نویس هستم و از اونجایی که دین یک برنامه برای انسان هست کاملا برام بدیهیست که هیچ برنامه نویسی نسخه جدید نمیده مگر در نسخه قبلی اشتباهی باشه







    ویرایش توسط mojtaba2 : ۱۳۸۹/۰۲/۰۷ در ساعت ۲۱:۵۵ دلیل: ویراشگر قاطی کرد!


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    26
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    44
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام.
    براي اثبات وجود خداوند و عظمت و قدرت او تنها: آواز خواندن يك پرنده كوچك بر روي شاخه درخت كافي است.
    فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده
    • نوع فایل: pps nasa.pps (1.07 مگابایت, 176 نمايش)


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب

    براهین اثبات وجود خدا دارای سطوح گوناگونی هستند. برخی براهین مثل برهان حدوث و برهان نظم برای همه ی سطوح فکری قابل ارائه بوده ، نیاز چندانی به مقدّمات دیر فهم ندارند. برخی دیگر از براهین نیز وجود دارند که مقدّمات آنها در حدّ متوسّطند مثل برهان حرکت و برهان فطرت یا برهان عشق و محبّب ؛ امّا برخی دیگر از براهین هم وجود دارند که مبتنی بر مقدّماتی دقیق و بسیار دیر فهمند مثل برهان وجوب و امکان و برهان صدّیقین. لذا نیاز است که قبل از ذکر براهین دقیق ، به اجمال مطالبی در مورد خدای مورد نظر حکما و متکلّمین اسلامی گفته شود که تصوّری روشن از خدای مورد نظر حکما و متکلّمین اسلامی به وجود آید ؛ تا بدانیم که براهین اقامه شده در صدد اثبات چه موجودی هستند.

    1) باید توجه داشت که واژه خدا و معادلهای متعدد آن در زبانهای گوناگون ، لفظی تک معنایی نبوده در هر فرهنگ و دین و مذهب و مکتبی معنایی خاصّ دارد. برای مثال خدای مدّ نظر مسیحیان ، یک اَبَر انسان و یک پدر آسمانی است که در ضمن ، نقش خالقیّت و ربوبیّت نیز دارد ؛ و می تواند به صورت بشر در آمده فدای گناهان امّت شود ؛ یا خدای مطرح در کتاب مقدّس تحریف شده یهودیان ، خدایی است که گاه ناتوان و جاهل نیز هست ؛ و برخی اوقات از کار خود اظهار پشیمانی هم می کند؛ یا خدای واحد زرتشتیان قادر به خلقت مستقیم موجودات نیست لذا دو منشاء خلقت آفریده است تا آنها موجودات خیر و شرّ عالم را پدید آورند ؛ یا خدای مورد نظر علمای اشعری مذهب ، خدایی است که اوصافش عین ذاتش نبوده در اتّصاف به عالمیّت و قادریّت و امثال آنها محتاج به علم و قدرت و امثال اینهاست که خارج از ذات خدا بوده ازلی هستند. و ...

    بنا بر این قبل از ورود در مباحث خداشناسی ابتدا باید به نحو اجمال روشن شود که ما چه تعریفی از خدا داریم و می خواهیم چگونه خدایی را اثبات کنیم. امّا برای بیان منظور علمای اسلام از خدا ، ابتدا لازم چند مطلب زیربنایی توضیح داده شود تا راه برای درک درست از مقصود علمای اسلام فراهم شود.


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    وجود و ماهیّت


    انسان وقتی به درک اشیاء اطراف خود نائل می گردد ، دو مفهوم هستی و چیستی را از آنها ادراک می کند. برای مثال انسان از درک درخت ، ستاره ، آب ، عقل ، اراده و امثال اینها اوّلاً می فهمد که این امور وجود دارند. ثانیاً متوجّه می شود که این امور ، عین هم نبوده ، باهم تفاوتهای ذاتی دارند. یعنی می فهمد که آب و ستاره و درخت و عقل و اراده و ... غیر از همدیگرند ولی همگی در وجود داشتن اشتراک دارند. همچنین انسان با اندکی تعمّق درمی یابد که نسبت وجود به همه ی این امور به یک نحو است ؛ لذا گفته می شود: درخت وجود دارد ، آب وجود دارد ، عقل وجود دارد ، اراده وجود دارد. همینطور با تعقّلی عمیقتر ادراک می کند که مفهوم وجود در تمام این قضایا(جملات خبری) یکی است (مشترک معنوی است).

    لذا صحیح است که برای همه ی موارد ، یک وجود نسبت داده شده و گفته شود: درخت و آب و ستاره و عقل و اراده وجود دارند. از همین جا دو مفهوم وجود و ماهیّت برای انسان حاصل می شود ؛ یعنی انسان متوجّه می شود که درخت بودن ، آب بودن ، عقل بودن و اراده بودن غیر از وجود داشتن است و الّا صحیح نبود که یک وجود را در آن واحد به چند موجود نسبت داد ؛ چرا که این موجودات ، تفاوت ذاتی با یکدیگر دارند. پس اگر وجود درخت عین خود درخت ، و وجود عقل عین خود عقل بود نمی شد گفت : درخت و عقل وجود دارند چون در آن صورت لازم می آمد که درخت و عقل یک چیز باشند. بنا بر این ، فلاسفه بین وجود و اموری مثل درخت بودن ، آب بودن ، عقل بودن و اراده بودن که باعث تفاوت موجودات از همدیگر می شوند ، تفاوت قائل شده ، این امور را ماهیّت(چگونگی) موجودات نامیده اند.


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    34
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط hh10ll نمایش پست
    با سلام.
    براي اثبات وجود خداوند و عظمت و قدرت او تنها: آواز خواندن يك پرنده كوچك بر روي شاخه درخت كافي است.
    آواز خواندن یک پرنده میتونه وجود پرنده رو اثبات کنه. و نه خدا رو

    ام خلقوا من غیر شی ء ام هم الخالقون . طور/35

    آیا آنان بدون خالق پدیدار شده اند یا آنان خود خالق خویش هستند؟.
    بدون شک این آیه صریحا در مقام اثبات وجود خدا نیست ولی ضمنا می توان برهانی برای این مطلب از آن، استنباط کرد به این صورت که انسان یا باید بدون آفریننده وخود به خود به وجود آمده باشد و یا باید خود آفریننده ی خویش باشد و یا باید آفریننده ی دیگری داشته باشد.بطلان فرض اول و دوم روشن است و هیچ عاقلی نمی تواند آنها را بپذیرد، پس ناچار فرض سوم صحیح است و آن اینکه «آفریننده » دارد.

    منبع
    http://www.hawzah.net/hawzah/article...ubjectid=54630
    فرض چهارم اینه که انسان نمیدونه چه کسی اون رو آفریده. والبته این درست تره . صرفا چون عقل نویسنده به گزینه دیگری نرسیده دلیل نمیشه که حتما یکیش درست باشه.
    ویرایش توسط mojtaba2 : ۱۳۸۹/۰۲/۰۷ در ساعت ۲۲:۳۱ دلیل: توضیحات بیشتر

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    واجب الوجود و ممکن الوجود


    انسان بعد از پی بردن به این دو وجه در موجودات عالم ، باز متوجّه می شود که ماهیّت یک موجود ، بدون وجود نمی تواند تحقق خارجی پیدا کند. ماهیّتها مثل قالبهایی هستند که اگر محتوی وجود باشند موجود می شوند و اگر خالی از وجود باشند قالبهایی صرفاً ذهنی خواهند بود. مثل سیمرغ ، دیو ، اژدهای هفت سر و امثال آنها که ماهیّاتی هستند بدون وجود و قالبهایی هستند بدون محتوا. بنا بر این ، ماهیّت گاه موجود است مثل درخت ، انسان ، عقل و ... و گاه معدوم است مثل سیمرغ ، دیو و ... . همچنین ممکن است ماهیّتی در زمانی موجود و در زمانی دیگر معدوم باشد مثل انواع دایناسورها که روزی موجود بودند ولی اکنون تحقق خارجی ندارند ؛ یا مثل انسان که روزگاری وجود نداشت و اکنون موجود است.



    فلاسفه از این خصلت ماهیّت ، مفهوم دیگری انتزاع نموده آن را «امکان »نامیده اند. بنا بر این ، موجوداتِ دارای ماهیّت ، همگی دارای امکان بوده ، ممکن الوجود هستند ؛ یعنی ممکن است تحقق خارجی داشته باشند و ممکن است تحقق خارجی نداشته باشد. به عبارت دیگر ، برای هر ماهیّتی ، فرض عدم جایز است همانطور که برای هر ماهیّتی فرض وجود نیز جایز است. برای مثال می توان نبود انسان یا ملائک یا عالم مادّه را فرض نمود ؛ کما اینکه فرض وجود برای سیمرغ و دیو بلامانع است. بر این اساس ، ممکن الوجود را تعریف کرده اند به موجودی که نسبتش به وجود و عدم یکسان است. لذا ماهیّت بودن مساوی با بودن و تحقّق داشتن نیست ، در حالی که وجود عین بودن و تحقّق است و فرض عدم برای آن ممکن نیست. از اینرو گفته اند وجود اصیل ، و ماهیّت فرع بر وجود بوده اعتباری است. یعنی ماهیّت بر روی وجود اعتبار(لحاظ) می شود و بدون وجود نمی تواند تحقّق داشته باشد.


    امّا برعکس ماهیّات ، که نسبتشان به وجود و عدم یکسان بوده عین تحقّق نیست ، خودِ وجود همواره تحقق خارجی دارد و محال است که وجود ، موجود نباشد. چون از فرض نبود وجود ، تناقض لازم می آید ؛ چرا که وجود ، نقیض عدم است ؛ پس محال است وجود معدوم شود. فلاسفه از این خصلت وجود مفهومی به نام «وجوب » انتزاع نموده اند که در مقابل « امکان» قرار دارد.



    بنا بر این ، واجب الوجود یعنی موجودی که عین وجود بوده فاقد ماهیّت است ؛ لذا عدم بردار نیست. به عبارت دیگر واجب الوجود یعنی وجود خالص ، بدون هیچ قالب و قید و حدّی. لذا وقتی گفته می شود واجب الوجود عبارت است از وجود محض و صرف و نامحدود ، مراد این است که او وجود خالص و بدون ماهیّت است. چرا که ماهیّت ، قالب و حدّ موجودات است. پس موجود فاقد ماهیّت یعنی موجود بدون حدّ (نامحدود) . بنا بر این ، نامحدود را نباید به معنی بی انتها یا بی نهایت معنی نمود.


    حاصل مطلب اینکه خدا از نظر حکما و متکلّمین اسلامی عبارت است از وجود محض ، صرف ، خالص و بدون ماهیّت (نامحدود) ؛ که واژه ی واجب الوجود ، بار تمام این معانی را به دوش می کشد. مقابل واجب الوجود ممکن الوجود است که عبارت است از موجودی که عین وجود نبوده برای تحقق خارجی نیازمند وجود است.


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ملاک احتیاج به علّت


    از مطالب پیشین روشن شد که نسبت ممکن الوجود به وجود و عدم یکسان است. پس ، تا وجود به ماهیّت اعطا نشده موجود نخواهد شد ؛ بنا بر این ، امکان (نه اقتضاء وجود داشتن و نه اقتضاء عدم داشتن) علّت احتیاج به علّت است ؛ و کار علّت ، وجود دادن به ماهیّت و خارج نمودن او از حالت تساوی نسبت به وجود و عدم است. امّا کیست که بتواند به ماهیّت وجود دهد؟ روشن است که ماهیّات نمی توانند به یکدیگر وجود دهند ، چون خودشان محتاج وجود دهنده هستند ؛ بنا بر این ، تنها کسی که می تواند به ماهیّت وجود دهد خود وجود است ؛ چون تنها وجود است که خودش عین موجودیّت بوده نیازمند به وجود دهنده نیست. از اینرو سزا نیست که پرسیده شود : پس به خودِ وجود ، چه کسی وجود داده است؟ کما اینکه سزا نیست گفته شود: خدا وجود دارد. چون خدا (واجب الوجود) عین وجود است نه اینکه چیزی است که وجود دارد. این ماهیّات و ممکن الوجودها هستند که وجود دارند. یعنی ماهیّاتی هستند که به آنها وجود داده شده است. لذا در مورد خدا می توان گفت: خدا وجود است ، امّا در مورد ممکن الوجودها نمی توان چنین تعبیری را استعمال نمود ، مثلاً گفت: انسان وجود است ؛ درخت وجود است و ...


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    34
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حاصل مطلب اینکه خدا از نظر حکما و متکلّمین اسلامی عبارت است از وجود محض ، صرف ، خالص و بدون ماهیّت (نامحدود) ؛ که واژه ی واجب الوجود ، بار تمام این معانی را به دوش می کشد. مقابل واجب الوجود ممکن الوجود است که عبارت است از موجودی که عین وجود نبوده برای تحقق خارجی نیازمند وجود است.
    خدا از نظر افراد دینی(و نه فقط اسلام بلکه تمام ادیان الهی) پاسخ سوالات بی پاسخ بسیاریست که به جای واژه نمیدانم قرار گرفته.
    ما از کجا آمدیم؟ این جهان چگونه ساخته شده؟ بعد از مرگ به کجا میرویم؟ بهشت و جهنم چیست و کجاست؟
    از آنجا که ما جواب این سوالات را نمیدانیم تنها با گفتن واژه خدا به آن اشاره میکنیم.
    من چند روز پیش یک فیلم را دیدم که اعتقادات گذشتگان را مسخره میکرد. در یکی از قسمت های این فیلم دو مسافر به شهری وارد شدند و مردم آنجا را در حال مراسمی دیدند. پرسیدند چه میکنید. گفتند باران میاوریم. پرسیدند چگونه؟ گفتند خوب هر کسی میداند باران با سوزاندن دختران باکره میآید. ما نیز چند دختر باکره و زیبا را قربانی میکنیم تا باران بیاید. نکند فکر کردید باران از ابرها میاید؟؟!!

    حال این جمله آخر فیلم برای اضافه کردن نمک به این قضیه بود ولی ما میدانیم در گذشته همچین اعتقاداتی بوده است. مصریان بی دلیل مردگان خود را مومیایی نمیکردهاند. ما هم در گذشته در قبر مردگان وسایل و ظروف میگذاشتیم.چراکه میدانستیم مردگان بعد از مرگ زنده میشوند(یا هرچیزی)
    گرچه اینکارها الآن مسخره است ولی به عقیده من الان فقط فرق میکند و کارهای ما نیز برای آیندگان بی معنی خواهد بود. ما بجای آنکه بگوییم مردگان به غرب میروند!(اشاره به فیلم یوزارسیف) میگوییم به بهشت میروند. حالا آیا کسی بهشت را دیده؟ البته بجز مردگان! کسی که بتواند حرف بزند. مثلا همان پرنده.

  12. تشکر


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    80
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    این سئوال شما خیلی بنیادی هست که هیشه انسانها به آن فکر می کردند که آیا این جهان خالقی دارد و یا

    اینکه خود این جهان واجب الوجود هست .

    آدرسی در زیر می گذارم مطالعه کنید بسیارمفید می باشد .

    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D8%AF%D8%A7
    Dear Mother , Dear Father

    مادر عزیزم ، پدر عزیزم

    What Is This Hell You Have Put Me Through ?

    این چه جهنمی است که مرا به آن دچار کرده اید ؟

    Believer , Deceiver

    این جهنم فریبنده و قابل باور

صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود