جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عفاف زن نتیجه عفاف مرد

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    22
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عفاف زن نتیجه عفاف مرد




    آورده اند كه وقتي مردي بود خيّاط ــ در عفاف و صلاح؛ و زني داشت عفيفه، مستوره، و با جمال و كمال، و هرگز خيانتي از وي ظاهر نگشته بود.

    روزي زن در پيش شوهر خود نشسته بود، و زبان به تطاول گشاده، و به سبيل ِمنّت ياد مي كرد كه: " تو قدر عفاف من چه داني و قيمت صلاح من چه شناسي، كه من در صلاح زبيدۀ وقت و رابعه عهدم ".

    مرد گفت:" راست مي گويي، امّا عفاف تو به نتيجه عفاف من است. چون من در حضرت آفريدگار راست باشم، او تو را در عصمت بدارد".

    زن را خشم آمد، گفت:" هيچ كس زن را نگاه نتواند داشت، و اگر مرا وسيلت صلاح و عفّت نيستي، هر چه خواستمي بكردمي.

    مرد گفت:" تو را اجازت دادم به هر جا كه خواهي برو و هر چه مي خواهي بكن".

    زن، روز ديگر خود را بياراست و از خانه برون شد، و تا به شب مي گشت، و هيچ كس التفات به وي نكرد ــ مگر يك مرد گوشه چادر او بكشيد و برفت.

    چون شب در آمد، زن به خانه باز آمد. مرد گفت:" همه روز گرديدي و هيچ كس به تو التفات نكرد ــ مگر يك كس، و او نيز رها كرد.

    زن گفت:" تو از كجا ديدي؟". مرد گفت:" من در خانه بودم، امّا من در عمر خود در هيچ زن نامحرم به چشم خيانت ننگريسته ام، مگر وقتي ــ در جواني ــ گوشه چادر زني را گرفته بودم، و در حال پشيمان شده رها كردم. دانستم اگر كسي قصد حرم من كند، بيش از اين نباشد".

    زن در پاي شوهر افتاد و گفت:" مرا معلوم شد كه عفاف من از عفاف تو است ".


    جوامع الحكايات - محمد عوفي
    یاد شهدا بخیر .


    ﺁن دسته که فارغ ز علایق رفتند.

    پیوسته به دنبای حقایق رفتند.

    پاکیزه تر از شکوفه ها روییدن.

    با جامه ی خونین چو شقایق رفتند




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    677
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یاد شهدا بخیر

    با این تایپیکتون
    یادشهید برونسی افتادم.
    شهید عبد الحسین برونسی که الحق بنده بود و چه زیبا بندگی کرد.
    موضوع به این به این قرار بود که:
    دیوار خانه شهید برونسی خراب شده و ریخته بود.
    خود شهید برونسی بنا بود.
    شهید برونسی شروع به تعمیر و ساخت مجدد دیوار حیاط خانه اش میکند.
    اما به خاطر عملیاتی که پیش میاد مجبور میشه دیوار حیاط رو نصفه ول کنه و بره.
    خانوم شهید برونسی از این کار او ناراحت میشه و بهش میگه: آخه من، یه زن تنها با بچه های کوچیکو تنها میزاری با یه دیوار ریخته و میری؟ دلت رضا میده اینطور بری؟
    شهید برونسی در جواب همسرش میگه: من در طول عمرم تا به حال به احدی از زنان نگاه بد نکردم و هیچ قصد بدی درباره هیچ زنی نداشتم اکنون هم تو راحت باش و بدون که هیچ کس هم در مدتی که من نیستم به حریم شخصی شما وارد نمیشه.
    بعد از برگشتن از عملیات،
    شهید از همسرش سوال میکنه که آیا کسی متعرض شما شد؟آیا دزدی اومد؟ جواب میدهد نه در این مدت هیچ کس مزاحم ما نشد.
    یاد شهدا بخیر



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود