صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: & :. پرسمان قرآنى نبوت :. &

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38

    & :. پرسمان قرآنى نبوت :. &




    بسمه تعالى




    پرسمان قرآنى نبوت




    محقق: سيد على هاشمى
    گروه پژوهش هاى نوآمد
    واحد پژوهش هاى نوين قرآنى

    ویرایش توسط حکمتی فرد : ۱۳۸۹/۰۲/۱۲ در ساعت ۲۲:۵۴

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    مقدمه …6
    گفتار اول: نبوت عامه …7
    بخش اول …8
    كليات …8
    مفهوم شناسى نبوت، رسالت و اولوا العزم …9
    امكان نبوت …12
    چگونگى برخورد مشركان با پيامبران …14
    فلسفه و ضرورت بعثت پيامبران …18
    اهداف و فوايد بعثت پيامبران …23
    فراگيرى نبوت …28
    اصول كلّى دعوت پيامبران …30
    معيار گزينش پيامبران …32
    تعداد پيامبران …33
    راه هاى شناخت پيامبران …34
    بخش دوم …35
    ويژگى هاى پيامبران …35
    مفهوم شناسى معجزه …38
    تفاوت معجزه وكار مرتاضان …39
    واژگان مترادف معجزه در قرآن …41
    امكان اعجاز …42
    رابطه اعجاز با ادعاى نبوت …43
    تفاوت معجزه و كرامت …45
    تفاوت معجزه و سحر …46
    تفاوت پيامبران و نوابغ …47
    معجزات پيامبران اولوا العزم …47
    معجزات پيامبران غيراولوا العزم …51
    مفهوم شناسى عصمت …55
    اقسام عصمت …55
    دلايل عصمت …55
    عدم انحصار عصمت به پيامبران …57
    تنزيه الأنبياء …58
    آدم7 …60
    ايوب7 …63
    ابراهيم7 …63
    لوط7 …66
    يعقوب 7 …66
    يوسف7 …67
    يونس 7 …71
    موسى7 …73
    موسى …76
    برترى موسى بر خضر …77
    حضرت محمد6 …79
    منابع علم پيامبران …84
    علم غيب پيامبران …87
    گستره علم پيامبران …89
    مفهوم شناسى وحى …93
    اقسام وحى …95
    تفاوت وحى و الهام …96
    آدم …107
    اثبات نبوت آدم …107
    نوح …109
    كتاب نوح …109
    پسر نوح …110
    ابراهيم …111
    امامت ابراهيم …111
    زندگى ابراهيم …112
    ابراهيم و زنده كردن پرندگان …114
    هارون …115
    نبوت هارون …115
    سليمان …116
    پادشاهى سليمان …116
    ادريس و ذاالكفل …118
    زردشت …119
    1. بعثت حضرت محمد در قرآن …121
    2. واژه هاى اثبات نبوت حضرت محمد6 …123
    الف) معجزه …123
    معجزات حضرت محمد …123
    1. شق القمر …124
    2. معراج …124
    3. مباهله …129
    4. قرآن …129
    مفهوم شناسى قرآن …129
    اقسام نزول قرآن …130
    حالت پيامبر هنگام نزول قرآن …131
    فلسفه نزول قرآن بر حضرت محمد6 …133
    فلسفه نزول قرآن به وسيله جبرئيل …134
    عدم افزايش حجم قرآن در صورت طولانى شدن عمر پيامبر …134
    قرآن معجزه ابدى …136
    تفاوت قرآن و تورات و انجيل …136
    ب) گواهى پيامبران و كتاب هاى آسمانى پيشين …140
    ج) گواهى قراين و شواهد …142
    3. ويژگى هاى دين اسلام …144
    الف) خاتميت …144
    خاتميت در قرآن …144
    دلايل خاتميت …146
    ب) جهان شمولى و جاودانگى …147
    ويژگى هاى حضرت محمد6 …152
    الف) امى بودن …152
    ب) امامت و حكومت …156
    ج) رحمة للعالمين …160
    د) علم حضرت محمد …163
    هـ) آيين حضرت محمد پيش از بعثت …164
    4. پرسش هاى گوناگون …166

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    مقدمه

    از ديرباز دانشوران درباره نبوت قلم فرسايى كرده اند. مورخان، متكلمان و فلاسفه، هر يك از ديدگاه خاص خود به بررسى موضوع نبوت و سرگذشت پيامبران پرداخته اند و در اين زمينه آثار بسيارى را بر جاى نهاده اند. مورخان به بيان شرح احوال آنان نشسته اند; متكلمان لزوم بعثت و راه شناسايى پيامبران و مسائلى از اين دست را كاوش كرده اند و فلاسفه نيز به تبيين وحى و معجزات انبيا پرداخته اند.

    در موضوع نبوت، مسائل فراوانى قابل طرح و بررسى است; برخى از آنها مربوط به نبوت عامه[1] است، از قبيل:

    چرا پيامبران مبعوث شدند؟ آيا دلايل عقلانى بر لزوم بعثت آنان هست؟ اهداف بعثت چه بود؟ آيا پيامبران يك هدف داشتند يا چند هدف؟ آيا آنان اهداف مشتركى داشتند؟ چه كسانى و با چه ويژگى هايى در برابر انبيا موضع گيرى كردند؟ راه هاى شناسايى پيامبران كدام است؟ اعجاز چيست؟ چرا پيامبران معجزه ارائه مى دادند؟ آيا معجزه با قانون عليت سازگار است؟ معجزه با كرامت، سحر و كار مرتاضان چه تفاوتى دارد؟ عصمت چيست؟ عصمت چه اقسام و مراحلى دارد؟ دلايل قرآنى عصمت كدام است؟ علم پيامبران از چه نوع است؟ آيا آنان علم غيب دارند؟ گستره علم آنان تا كجاست؟ وحى چيست؟ وحى با الهام چه تفاوتى دارد؟ و....
    برخى هم مربوط به نبوت خاصه است; يعنى مسائلى كه درباره هر يك از پيامبران ـ به ويژه حضرت محمّد(صلى الله عليه وآله) ـ در قرآن كريم آمده است، مانند راه هاى اثبات نبوت ايشان، معجزات آن حضرت، خاتميت، امّى بودن، جهان شمولى و جاودانگى دين اسلام، ويژگى آن حضرت و....
    اين اثر، مجموعه اى از پرسش و پاسخ هاست كه در آن سعى شده به سؤال هايى كه از نقاط مختلف ايران در باره نبوت به مركز فرهنگ و معارف قرآن، بخش گروه پژوهش هاى نوآمد و واحد پاسخ به پرسش هاى قرآنى رسيده پاسخ داده شود.
    در اين باره كتاب ها و مقاله هاى فراوانى نگاشته اند، اما ويژگى هاى زير اين مجموعه را از آثار ديگر جدا مى سازد:

    1. مطالب به اختصار و در قالب پرسش و پاسخ ارائه شده است....;
    2. پرسش هاى موجود برخاسته از سؤال هاى واقعى جامعه است....;
    3. سعى شده است مطالب پاسخ ها در محور قرآن ارائه شود.



    [1]. عنوان «نبوت عامه» و «نبوت خاصه» از اصطلاحات علم كلام است. بررسى وحى و نبوت با قطع نظر از نبوت يك پيغمبر بالخصوص، نبوت عامه مى گويند; يعنى مسائلى كه درباره نبوت به طور كلّى بررسى و بحث مى شود، تحت عنوان نبوت عامه مطرح مى شود. بحث و بررسى درباره نبوت يك پيغمبر بالخصوص، نبوت خاصه مى گويند. مانند مسائلى كه درباره رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) مطرح مى شود. از اين رو، در اين مجموعه، مسائل پيرامون نبوت به دو گفتار (نبوت عامه و نبوت خاصه) تقسيم شده است. (براى آگاهى بيش تر ر.ك: مرتضى مطهرى، نبوت، ص 201ـ202.

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    گفتار اول: نبوت عامه




    بخش اول



    كليات




    مفهوم شناسى نبوت، رسالت و اولوا العزم


    پرسش: نبوت و رسالت به چه معناست؟

    پاسخ: كلمه «نبىّ» صفت مشبهه است و از ماده «نبأ» به معناى خبر، مشتق شده است.[1] نبى انسانى است كه از سوى خداوند مأمور اصلاح معاش و معاد مردم است و به شيوه انجام مأموريت خويش آگاه است و در اين آگاهى از انسان هاى ديگر بى نياز است.

    به ديگر سخن، نبوت عبارت است از گرفتن خبر از جانب خداوند براى هدايت مردم و نبى انسان والا مقامى است كه از سوى خداوند براى هدايت مردم برانگيخته مى شود.[2]

    كلمه «رسول» بر وزن فعول و به معناى اسم مفعول است (بر انگيخته شده).[3]

    رسول آن برانگيخته اى است كه در انجام مأموريت خود از نرمى كمك مى گيرد.[4]

    قرآن واژه رسول را در مصاديق گوناگونى به كار برده است: پيامبران،[5] فرشته،[6] كسى كه از جانب پيامبران مأمور مى شود،[7] شخصى كه از جانب فرد عادى مأمور است.[8]

    مراد از رسول در اين جا، انسانى است كه از سوى خداوند مأمور رساندن پيام الهى به مردمان مى باشد.[9]

    ------------------------------------------------------------

    [1]. لغت شناسان در ريشه اشتقاقى كلمه «نبىّ» دو ديدگاه دارند: الف) ناقص واوى از ماده «نباوة» به معناى ارتفاع و بلندى مشتق مى باشد. پيامبران را به سبب رفعت و بلندى درجه اى كه دارند، نبىّ مى نامند. ب) مهموز و از ماده «نبأ» به معناى خبر مشتق مى باشد. پيامبران را به سبب خبردارى و خبر دهى و گزارش دارى و گزارش دهى، نبى مى نامند.
    بيشتر دانشمندان ديدگاه دوم را تأييد مى كنند. ر.ك: ابن اثير، النهاية فى غريب الحديث، ج 5، ص 4 ـ 5; راغب مفردات، ماده نبأ.

    [2]. يادآورى: واژه نبأ به صورت مفرد و جمع 25 بار در قرآن آمده و همگى از آن حاكى است كه متن گزارش امر مهمّى بوده است و به خبر پراهميت نبأ مى گويند. واژه «نبىّ» به صورت مفرد و جمع 79 بار در قرآن آمده است.

    [3]. كلمه رسول از «رِسْل» مشتق است. «رسل» يعنى برانگيختگى با تأنّى و احتياط . عرب مى گويد: ناقلة مرسلة يعنى شتر راهوار.

    [4]. راغب، مفردات، ماده رسل.

    [5]. مائده، آيه 67.

    [6]. مريم، 19; تكوير، آيه 19; يونس، آيه 21.

    [7]. يس، آيه 31.

    [8]. يوسف، آيه 50.

    [9]. جعفر سبحانى، منشور جاويد، ج 10، ص 67 ـ 76.

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    پرسش: فرق نبوت و رسالت چيست؟


    پاسخ: نبىّ و رسول بر يك شخص گفته مى شود و ميان آن دو تساوى است. به پيامبر از آن جهت كه از جهان بالا خبر دريافت مى كند، خواه در عالم رؤيا باشد يا از وراى حجاب و يا به وسيله فرشته وحى، نبىّ مى گويند و از آن جا كه چنين انسان آگاه، مسئوليت ابلاغ پيام يا انجام كارى را برعهده دارد، رسول مى نامند.

    بنابراين، هر جا به يك انسان «نبىّ» مى گويند، به جهت آگاهى او از غيب است و هر گاه به او رسول مى گويند به جهت ابلاغ پيام و انجام مأموريت الهى است.[1]


    ---------------------------------------------

    [1]. در تفاوت نبى و رسول ديدگاه هاى ديگرى نيز ارائه داده اند كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم:
    1. رسول كسى است كه به او وحى شود و مأمور به تبليغ گردد، و نبىّ كسى است كه به او وحى شود، اگر چه مأمور به تبليغ نباشد. (محمد طوسى، تبيان، ج 7، ص 331; فضل طبرسى، مجمع البيان، ج 7، ص 163; الميزان، ج 14، ص 390 و ج 2، ص 139) اين تفاوت چند اشكال دارد:
    اولاً: قرآن كريم همه پيامبران را نويدگر و بيم دهنده معرفى مى كند. پس همه پيامبران براى تبليغ مبعوث شده اند. (بقره، آيه 213)
    ثانياً: قرآن كريم يادآور مى شود كه همه پيامبران دشمنانى از انس و جن داشتند (فرقان، آيه 31) روشن است كه دشمنى به جهت تبليغ پيامبران است.
    2. رسول انسانى است كه افزون بر معجزه، كتاب هم دارد. نبىّ پيامبر است خواه كتابى داشته باشد يا نداشته باشد. (محمود زمخشرى، كشاف، ج 2، ص 165)
    اين تفاوت با آيه 213 سوره بقره ناسازگار است، آن جا كه مى فرمايد: (فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيّينَ مُبَشِّرينَ ومُنذِرينَ واَنزَلَ مَعَهُمُ الكِتـبَ...).
    3. رسول كسى كه شريعت جديد بياورد و به صاحبان شريعت رسولان الهى مى گويند. نبىّ اعم از رسول است; يعنى لازم نيست نبىّ داراى كتاب آسمانى باشد. (الميزان، ج 12، ص 256)
    اين تفاوت هم كامل نيست; زيرا پيامبران صاحب شريعت، پنج نفراند، در حالى كه رسولان الهى فراوانند.
    4. نبىّ انسانى است كه در خواب و عالم رؤيا به او وحى مى شود و رسول شخصى است كه فرشته وحى را در بيدارى مى بيند و با او سخن مى گويد. (همان، ج 18، ص 79 / عبد على عروسى حويزى، نور الثقلين، ج 3، ص 339 و 510)
    اين تفاوت، بى دليل است . بنابر آن چه قرآن مى فرمايد: تنها دو بار بر پيامبر اسلام در خواب وحى شد. يكى مربوط به صلح حديبيّه بود (فتح، 27) و ديگرى مربوط به شجره ملعونه (اسراء، 60)
    بنابر تفاوت هاى پيشين از جهت مصداق ميان نبىّ و رسول عموم و خصوص مطلق است و نبى اعم از رسول است. ولى بنابراين تفاوت، ميان نبىّ و رسول از نظر مصداق، تساوى است / فخر رازى، تفسير كبير، ج 11، ص 231; جعفر سبحانى، منشور جاويد، ج 10، ص 260 ـ 272; ابو هلال العسكرى، معجم الفروق اللغويه، ص 531; پيام قرآن، ج 7، ص 365 ـ 367.


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    پرسش: پيامبران اولوالعزم چه كسانى هستند؟ آيا بين رسول و اولوا العزم فرقى وجود دارد؟

    پاسخ: قرآن كريم در آيه 35 سوره احقاف، گروهى از پيامبران را به نام «اولوا العزم» معرفى مى كند: (فَاصبِر كَما صَبَرَ اولوا العَزمِ مِنَ الرُّسُل); صبر كن آن گونه كه پيامبران اولوا العزم شكيبايى كردند.

    عزم در لغت به معناى قطع كردن و بريدن است، تصميم جدى را عزم مى گويند، چون حيرت و شك را قطع و نابود مى كند.[1] قرآن عزم را به معناى تصميم جدى به كار مى برد.

    براساس آيه 13 سوره شورى و آيه 7 سوره احزاب و روايات متعدد در منابع شيعه و اهل سنت، پيامبران اولوا العزم پنج نفرند، امام صادق(عليه السلام)دراين باره مى فرمايد: «پيامبران و رسولان بزرگ پنج نفرند و آنان پيامبران اولوا العزم هستند و آسياى نبوت و رسالت بر محور وجود آنان دور مى زند، آنان نوح، ابراهيم، موسى، عيسى و محمد(صلى الله عليه وآله) بودند.»[2]

    پيامبران اولوا العزم داراى ويژگى هاى زير هستند:

    1. اين پيامبران، صاحب شريعت و احكام اجتماعى بوده اند. چنان كه در آيه 13 شورى به اين ويژگى اشاره شده است: (شَرَعَ لَكُم مِنَ الدّينِ ما وصّى بِهِ نوحـًا والَّذى اَوحَينا اِلَيكَ وما وصَّينا بِهِ اِبرهيمَ وموسى وعيسى اَن اَقيموا الدّينَ ولا تَتَفَرَّقوا فيهِ كَبُرَ عَلَى المُشرِكينَ ما تَدعوهُم اِلَيهِ اللّهُ يَجتَبى اِلَيهِ مَن يَشاءُ ويَهدى اِلَيهِ مَن يُنيب); آيينى را براى شما تشريع كرد كه به نوح توصيه كرده بود و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش كرديم اين بود كه دين را برپا داريد و در آن تفرقه ايجاد نكنيد.... ساير پيامبران شريعت اين پنج پيامبر را تبليغ مى كردند و اگر هم صاحب كتاب بودند كتاب آنان به خلاف كتاب هاى پيامبران اولوا العزم احكام و شريعت خاصى در برنداشته است.[3]


    2. پيامبران اولوا العزم هر يك در زمان خود رسالتى جهانى داشته و دعوت آنان به گروه خاصى محدود نمى شده است; برخلاف ساير پيامبران كه هر كدام براى گروه خاصى مبعوث شده اند; چنان كه حضرت امام سجاد(عليه السلام) در روايتى در پاسخ اين پرسش كه چرا اين عده از پيامبران را اولوا العزم ناميدند؟ مى فرمايند: زيرا آنان مبعوث به شرق و غرب و جن و انس شدند».[4]
    همه پيامبران اولوا العزم رسول هم بودند، ولى در تعداد پيامبران مرسَل اختلاف نظر است. برخى گفته اند: تعداد آنان 313 نفر است و بعضى ديگر همه پيامبران را مرسَل مى دانند.

    -----------------------------------

    [1]. راغب، مفردات، واژه «عزم».

    [2]. كلينى، كافى، ج 2، ص 40; شيخ صدوق، الهداية، ص 5; شيخ مفيد، الاختصاص، ص 264.

    [3]. الميزان، ج 2، ص 141.

    [4]. بحارالانوار، ج 11، ص 58. براى آگاهى بيشتر ر.ك: محمد تقى مصباح يزدى، معارف قرآن، 5 و 4; راه و راهنماشناسى، ص 3431 و جعفر سبحانى منشور جاويد، ج 10، ص 248ـ256; پيام قرآن، ج 7، ص 261.


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    امكان نبوت

    n پرسش: امكان نبوت و دليل منكران آن را توضيح دهيد؟



    l پاسخ: انسان داراى جسم و روح است و چون داراى بُعد روحى است، مى تواند با جهان بالا ارتباط برقرار كند، از اين رو وحى امرى ممكن است و نبوت امكان عقلى و وقوعى دارد و هيچ كس امكان عقلى نبوت را منكر نيست و كسانى كه امكان وقوعى نبوت را نپذيرفته اند، دليل پذيرفتنى ندارند.

    كسانى[1] كه امكان وقوعى نبوت را زير سؤال برده اند چند شبهه مطرح كرده اند:


    1. برنامه پيامبران يا موافق داورى هاى عقل است و يا مخالف آن.

    در صورت نخست، نيازى به بعثت پيامبران نيست، بلكه بعثت آنان لغو و بيهوده است و خداوند حكيم كار لغو و بيهوده نمى كند. در صورت دوم، برنامه هاى آنان پذيرفتنى نيست و خداوند متعال مخالف عقل حكم نمى كند.
    در پاسخ اين سخن بايد گفت كه بى ترديد، برنامه هاى پيامبران مخالف داورى هاى عقل نيست. آن جا كه عقل حكمى دارد، يك رشته قضاياى كلى است و ضابطه كلى را تبيين مى كند. بيان جزئيات و مصاديق در توان عقل نيست. پيامبران از طريق وحى، جزئيات و مصاديق را بيان مى كند; مثلاً عقل مى گويد عدالت حَسَن و ظلم قبيح است، اما از تشخيص همه مصاديق عدالت و ظلم عاجز است. پيامبران از طريق وحى، مصاديق آن دو را بيان مى كنند.
    به ديگر سخن، گمان كرده اند كه برنامه پيامبران يا موافق عقل است و يا مخالف آن، در حالى كه عقل در باره به آن چه مى انديشد يا داورى دارد (اثبات يا ردّ مى كند) و يا داورى ندارد. پيامبران در پرتو وحى برنامه اى را عرضه مى كنند كه بخشى از آن براى عقل قابل درك نيست و فرا عقلى است و عقل در مورد آن داورى ندارد. قرآن كريم در اين باره مى فرمايد:

    (...ويُعَلِّمُكُم ما لَم تَكونوا تَعلَمون );[2] ... ]خداوند پيامبران را فرستاد[ تا به شما آن چه را كه شما نمى توانستيد بدانيد ياد بدهد.

    افزون بر اين، آن بخش از برنامه پيامبران كه عقل هم در آن بخش داورى دارد بى فايده نيست، زيرا موجب تقويت و تأييد حكم عقلى مى شود، چون براى انجام يك كار نيك و ترك يك كار زشت، به بينش و انگيزه نياز است. آن چه عقل مى فهمد و به آن بينش پيدا مى كند، تا انگيزه براى انجام آن نداشته باشد، انجام نمى دهد. پيامبران هم حكم را بيان مى كنند و با طرح پاداش و كيفرهاى اخروى، انگيزه براى انجام ايجاد مى نمايند.

    2. تكليف بر بشر امرى عبث و بيهوده است، زيرا تكاليف يك سرى دستورهاى مشقت آور براى انسان است كه نه تنها براى آنان سودى ندارد، بلكه مستلزم زيان و مشقت است. معقول هم نيست كه فايده تكليف به خداوند متوجه گردد، زيرا خداوند متعال از هر سود و فايده اى از جانب ديگرى بى نياز است و او غنى مطلق است.
    اين سخن صحيح نيست: در جامعه انسانى، قانون لازم است و هر قانونى تكاليفى براى انسان هاست و مشقت آور مى باشد. انسان هاى عاقل اين مشقت ها را براى رسيدن به اهداف والاتر تحمّل مى كنند. خداوند حكيم، خالق انسان است و نيازهاى واقعى او را مى داند، براى وجود آن نيازها و رسيدن به هدف آفرينش آدمى و تكامل واقعى، دستورها و تكاليفى را از طريق پيامبران به بشر عرضه نموده است. هرچند برخى از تكاليف در ظاهر مشقت دارد، در واقع موجب سعادت دنيوى و اخروى انسان مى شود.
    به اين نكته هم بايد توجه داشت كه ممكن است ما سود و فايده برخى احكام الهى را با عقل درك نكنيم، ولى هنگامى كه خداوند و صفات كمال او را شناختيم و فهميديم كه او حكيم، رحيم و... است، پى مى بريم كه همه احكام الهى براى انسان مفيد است.

    --------------------------------------------

    [1]. گروه هايى كه نبوت را محال وقوعى مى دانند عبارتند از: براهمه، دهريه و نافيان تكليف. اينان شبهات چندى را طرح كرده اند. براى آگاهى از آنها ر.ك: جعفر سبحانى، منشور جاويد، ج 10، ص 5ـ11.

    [2]. بقره، آيه 151.


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    چگونگى برخورد مشركان با پيامبران

    پرسش: سخن مشركان براى نفى رسالت پيامبران چيست؟ آيات مربوط به سخن مشركان را بيان كنيد؟

    پاسخ: قرآن كريم شيوه برخورد مشركان را با پيامبران اين گونه بازگو مى كند:

    1. پيروان پيامبران را فرومايه مى خواندند و پيامبران را دروغگو معرفى مى كردند: (فَقالَ المَلاَُ الَّذينَ كَفَروا مِن قَومِهِ ما نَراكَ اِلاّ بَشَرًا مِثلَنا وما نَراكَ اتَّبَعَكَ اِلاَّ الَّذينَ هُم اَراذِلُنا بادِىَ الرَّأىِ وما نَرى لَكُم عَلَينا مِن فَضل بَل نَظُنُّكُم كـذِبين);[1]

    پس، سران قومش (قوم نوح) كه كافران بودند. گفتند: ما تو را جز بشرى مثل خود نمى بينيم و جز ]جماعتى از[ فرومايگان ما، آن هم نسنجيده، نمى بينيم كسى تو را پيروى كرده باشد و شما را بر ما امتيازى نيست، بلكه شما را دروغ گو مى دانيم.


    2. به آيين پيامبران كفر مىورزيدند:

    (اِذ جاءَتهُمُ الرُّسُلُ مِن بَينِ اَيديهِم ومِن خَلفِهِم اَلاّ تَعبُدوا اِلاَّ اللّهَ قالوا لَو شاءَ رَبُّنا لاََنزَلَ مَلـائكَةً فَاِنّا بِما اُرسِلتُم بِهِ كـفِرون);[2]

    چون فرستادگان (ما) از پيش رو و از پشت سرشان بر آنان آمدند ]و گفتند:[ زنهار، جز خدا را مپرستيد، گفتند: اگر پروردگار ما مى خواست، قطعاً فرشتگانى فرو مى فرستاد، پس ما به آن چه فرستاده شده ايد كافريم.


    3. حقانيت پيامبران را مشروط به داشتن زر و زيور مى دانستند: (فَلَولا اُلقِىَ عَلَيهِ اَسوِرَةٌ مِن ذَهَب اَو جاءَ مَعَهُ المَلـئكَةُ مُقتَرِنين);[3]]

    اگر حق است و شايسته رياست[ پس چرا دست بندهاى زرين بر او افكنده نشده است؟ يا چرا فرشتگان همراه وى ]براى تصديق رسالتش[ نيامده اند؟


    4. ايمان به پيامبران را به ديدن خداوند متعال و فرشتگان مشروط كردند: (وقالوا لَن نُؤمِنَ لَكَ حَتّى...تَأتِىَ بِاللّهِ والمَلـئكَةِ قَبيلا);[4] و گفتند:

    هرگز به تو ايمان نمى آوريم، تا...خدا و فرشتگان را روياروى ما ]براى گواهى درستى گفتار خود[ بياورى.

    از آيات ياد شده و آيه هاى مانند آن استفاده مى كنيم كه مشركان براى نفى رسالت پيامبران، مى گفتند: اين مقام والا از آنِ يك موجود ملكوتى به نام فرشته است كه از هر جهت پاك و منزه مى باشد، نه انسان مادى كه از جهاتى آن طهارت و پاكيزگى را ندارد.

    [1]. هود، آيه 27.

    [2]. فصلت، آيه 14.

    [3]. زخرف، آيه 53.

    [4]. اسراء، آيه 90ـ92.

  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    n پرسش: قرآن كريم سخنان مشركان را در نفى رسالت پيامبران چگونه پاسخ مى گويد؟

    l پاسخ: مشركان مى گفتند: بايد فرشته برخود ما نازل گردد، يا بايد همراه پيامبر فرشته اى فرود آيد و او را تصديق كند و نيز مى گفتند: اگر او راست مى گويد كه فرشته بر او فرود مى آيد و با او سخن مى گويد، پس بايد فرشته را به ما نشان دهد.

    قرآن كريم انگيزه اين انكارها را اين مى داند كه مشركان قبلا به خدا كفر ورزيده و رستاخيز را انكار كرده اند و در نعمت هاى مادى غرق مى باشند; يعنى آبشخور شبهه آنان، شهوت عملى است، نه شبهه علمى.
    سخن قرآن در اين باره چنين است:

    (وقالَ المَلاَُ مِن قَومِهِ الَّذينَ كَفَروا وكَذَّبوا بِلِقاءِ الأخِرَةِ واَترَفنـهُم فِى الحَيوةِ الدُّنيا ما هـذا اِلاّ بَشَرٌ مِثلُكُم...);[1]

    و اشراف قومش كه كافر شده و ديدار آخرت را دروغ پنداشته بودند و در زندگى دنيا آنان را مرفه ساخته بوديم گفتند: اين ]مرد[ جز بشرى چون شما نيست....
    نزول فرشته از جانب خداوند به دو صورت مى تواند باشد: يكى اين كه به صورت بشر تمثّل يابد، در اين صورت او را بشر انگاشته و رسالت او را رد خواهند كرد. قرآن كريم در اين باره مى فرمايد:

    (ولَو جَعَلنـهُ مَلَكـًا لَجَعَلنـهُ رَجُلاً ولَلَبَسنا عَلَيهِم ما يَلبِسون );[2] و اگر او را فرشته اى قرار مى داديم، حتماً وى را ]به صورت[ مردى درمى آورديم و امر را هم چنان بر آنان مشتبه مى ساختيم.

    ديگر اين كه به صورت واقعى فرشته ـ كه از نظر مراتب وجودى در درجه بالاتر از ماده قرار دارد ـ تجلى نمايد. در اين صورت توانايى ديدن او را نخواهند داشت. افزون بر اين، پيامبران الگوى بشرند، در صورتى مى توانند الگو باشند كه از جنس بشر باشند، اگر پيامبر فرشته باشد ديگر الگوى بشر نخواهد بود.[3]

    [1]. مؤمنون، آيه 33.

    [2]. انعام، آيه 9.

    [3]. ر.ك: جعفر سبحانى، منشور جاويد، ج 10، ص 11 ـ 14.

  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    پرسش: چه گروه هاى اجتماعى با پيامبران به مخالفت برخاستند؟

    پاسخ: از روزى كه پيامبران نداى حق و عدالت سردادند، دو گروه بيش از همه به مخالفت برخاستند:

    1. مترفان: گروهى بودند كه به سبب امكانات مادى به راحت طلبى عادت كرده و در اشباع غرايز، از حد تجاوز كرده بودند.

    2. مستكبران: عناصرى سياسى بودند كه به منصب و مقام خود فكر مى كردند و آن را بر همه چيز مقدم مى داشتند.

صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود