صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چه چیزی شما رو تو زندگی تکون داد و به خدا نزدیک کرد؟!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    10
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    چه چیزی شما رو تو زندگی تکون داد و به خدا نزدیک کرد؟!




    با سلام به دوستان

    برای من، خوندن کتاب سیاحت غرب خیلی خیلی تاثیرگذار بود و اون موقع سبب شد نمازامو به موقع بخونم. البته بعدش به حمد الله با معرفت بهتری، به نظرم، عبادت می کردم.

    شمام تجربیاتتون رو بگید ممنون میشم.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    3,335
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    13 روز 21 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام

    والا بنده از دو قدمیه اون کتابه هم راه نمیرم چه برسه برم بخونمش ..میترسم
    اللهم صل علی محمد و آل محمد

    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=6060


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    806
    تشکر:
    1
    حضور
    20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    73
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام و تشکر
    تاپیک جالبیه !!!!
    خدا منو شرمنده کرد، همینم باعث شد که از رو برم و یه کم بهش نزدیک بشم.
    خیلی بدی کردم در حق خودم و دیگران و خدا ، اما
    هر چی من بد بودم
    خدا خوب بود

    ....
    روزي حداقل يکبار به ان نگاه کن
    "هيچ کس دوبار زندگي نمي کند."
    جايي روي ديوار بنويس


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۷
    نوشته
    1,346
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    42



    چه چیزی شما رو تو زندگی تکون داد و به خدا نزدیک کرد؟!
    یه دوست خوب اینترنتی جا داره از همین جا از ایشون تشکر کنم چه چیزی شما رو تو زندگی تکون داد و به خدا نزدیک کرد؟! البته تکست منو نمیبینن ولی اسمش، فکرش، ایدی خاموشش چه چیزی شما رو تو زندگی تکون داد و به خدا نزدیک کرد؟! منو به یاد خدا میندازه چه چیزی شما رو تو زندگی تکون داد و به خدا نزدیک کرد؟!


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,969
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 8 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    173



    عشق منو به خدا نزدیکتر کرد...

    به قول امام خمینی (قدس سره شریف):

    آنکس که ره معرفت الله پوید*** پیوسته ز هر ذره خدا می جوید

    تا هستی خویشتن فرامش نکند ***خواهد که ز شرک عطر وحدت بوید


    در ساحل زندگی قدم میزدم همه جا دو رد پا دیدم،
    جای پای من و خدا.
    به سختترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم.
    گفتم: خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟
    ندا آمد: تو را در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم!



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    606
    تشکر:
    1
    حضور
    20 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یک مورچه سیاه کوچولو ....

    بله یک مورچه کوچلو راه زندگی منو عوض کرد ....

    من انسان فوق العاده بی رحم بودم و هیچ خدایی را بنده نبودم ... تا اینکه

    اون مورچه کوچلو در حق من کار بزرگی کرد البته نظر و لطف خدا بود که دست از

    خیلی کارها برداشتم. ولی باعث بانی این کار همون مورچه بود .

    نا گفته نمونه تربیت و لقمه حلال در زندگی انسان نقش بسیار بسیار زیادی داره . خدا

    به همه بندگانش با نظر رحمت نگاه کنه . امین

    ویرایش توسط king81 : ۱۳۸۹/۰۲/۱۳ در ساعت ۱۴:۰۳
    ۩۩۩... پس بگذارید سرسپردگی به خداوند لباس درونتان باشد نه نمایش بیرون...در پنهان ترین لایه های روحتان باشد، نه آواز آشکار لبهایتان.... بگذارید سرسپردگی به خداوند در میان استخوان دنده هایتان باشد...۩۩۩


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    3,335
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    13 روز 21 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط !Deli نمایش پست
    یه دوست خوب اینترنتی جا داره از همین جا از ایشون تشکر کنم چه چیزی شما رو تو زندگی تکون داد و به خدا نزدیک کرد؟! البته تکست منو نمیبینن ولی اسمش، فکرش، ایدی خاموشش چه چیزی شما رو تو زندگی تکون داد و به خدا نزدیک کرد؟! منو به یاد خدا میندازه چه چیزی شما رو تو زندگی تکون داد و به خدا نزدیک کرد؟!

    کی بوده کلک

    من که همیشه آنم!!!

    اللهم صل علی محمد و آل محمد

    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=6060


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    237
    تشکر:
    1
    حضور
    1 ساعت 50 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تمام لخظاتیکه واقعا تنها بودم.........
    اما مهمترینش ساعت 3صبح روز جمعه اتفاق افتاد.............
    یه دوست که خیلی بیش از حدهواشو داشتم چنان زمینم زد که قلبم گرفت.
    و..........
    قربون خدابرم که چه جور طاقت ناسپاسیهای بنده هاش رو داره.
    التماس دعا


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    32
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شاد




    دانشگاه و زندگی تو یه شهر غریب و دور از خانواده خیلی خیلی به خدا نزدیکم کرد

    لحظات شگفت انگیز را به خاطر بیاور و به خاطر تک تکشان خدا را شکر کن


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    من واقعا تو روز مرگی خودم غرق بودم که یه تلنگر از طرف خدا
    یه مریضی کوچولو
    و به همراهش یه تنهایی کوچولو
    وقتی که حس کردم چه زود مردمی که این همه دوستشون دارم فراموشم می کنن
    و خدایی که با این همه بدی از طرف من تو اون لحظه تنهام نگذاشت
    شرمنده شدم و رو به سمت خودش کردم
    الهی العفو


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود