صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ریشه کلمه " مدکر " در آیه 17 سوره قمر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    65
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    ریشه کلمه " مدکر " در آیه 17 سوره قمر




    با سلام

    " وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ " " ما قرآن را بـراى تـذكـر، آسـان سـاخـتيم آيا كسى هست كه متذكر شود "
    ریشه کلمه مدکر در این آیه چیست ؟
    ویرایش توسط mahdiidham : ۱۳۸۹/۰۲/۱۵ در ساعت ۰۷:۴۶

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiidham نمایش پست
    با سلام

    " وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِن مُّدَّكِرٍ " " ما قرآن را بـراى تـذكـر، آسـان سـاخـتيم آيا كسى هست كه متذكر شود "
    ریشه کلمه مدکر در این آیه چیست ؟

    این كلمه از ریشه ذكر گرفته شده است .
    به قاعده باب افتعال توجه فرمایید .
    هر گاه فاء الفعل كلمه دال یا ذال و یا زاء باشد تاء باب افتعال به دال تبدیل می شود مانند ادترك كه این قاعده در آن صورت گرفته و ادّرك و یا اذتكر می شود اذدكر ، كه در این صورت اخیر جایز است كه ذال به دال تبدیل شده و در آن ادغام شود و بشود ادّكر ، به كتاب صرف ساده صفحه 175 مراجعه فرمایید.





    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    65
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط مجیب نمایش پست
    این كلمه از ریشه ذكر گرفته شده است .
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجیب نمایش پست
    به قاعده باب افتعال توجه فرمایید .
    هر گاه فاء الفعل كلمه دال یا ذال و یا زاء باشد تاء باب افتعال به دال تبدیل می شود مانند ادترك كه این قاعده در آن صورت گرفته و ادّرك و یا اذتكر می شود اذدكر ، كه در این صورت اخیر جایز است كه ذال به دال تبدیل شده و در آن ادغام شود و بشود ادّكر ، به كتاب صرف ساده صفحه 175 مراجعه فرمایید.
    ضمن تشکر ببخشید که توضیح میخوام ( چون به عربی مسلط نیستم ) به نظر میاد کلمه "مدکر" نه در باب افتعال است نه الفعل و نیز بفرمایید چی در چی ادغام شده ؟
    ضمن اینکه آگاه به آیه "فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّر (الغاشیه، 21)"هستید ، توضیح بیشتر بفرمائید.

    ونیز در آیه :
    مَنْ ذَا الَّذِى يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضعِفْهُ لَهُ أَضْعَافاً كَثِيرَةً وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْصُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
    ترجمه اين آيه چنين است:
    « كيست كه به خداوند وام دهد، وامى نيكو؛ تا خداوند آن را براى او افزون كند، افزون‏هاى بسيار. خداوند (روزىِ بندگان را) محدود و يا گسترده مى‏سازد و بازگشت شما به سوى اوست.»
    بفرمائید ریشه کلمه " يَبْصُطُ " چیست ؟
    ممنون.

    ویرایش توسط mahdiidham : ۱۳۸۹/۰۲/۱۵ در ساعت ۱۶:۱۴

  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    319
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiidham نمایش پست
    ضمن تشکر ببخشید که توضیح میخوام ( چون به عربی مسلط نیستم ) به نظر میاد کلمه "مدکر" نه در باب افتعال است نه الفعل و نیز بفرمایید چی در چی ادغام شده ؟ ضمن اینکه آگاه به آیه "فَذَكِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّر (الغاشیه، 21)"هستید ، توضیح بیشتر بفرمائید. ونیز در آیه : مَنْ ذَا الَّذِى يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضعِفْهُ لَهُ أَضْعَافاً كَثِيرَةً وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْصُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ترجمه اين آيه چنين است: « كيست كه به خداوند وام دهد، وامى نيكو؛ تا خداوند آن را براى او افزون كند، افزون‏هاى بسيار. خداوند (روزىِ بندگان را) محدود و يا گسترده مى‏سازد و بازگشت شما به سوى اوست.» بفرمائید ریشه کلمه " يَبْصُطُ " چیست ؟ ممنون.



    دوست من "mahdiidham" سلام

    اولا، صورتهای کلماتی مثل "مدّکر" (و همچنین کلماتی مثل "اصطبر"، "ازدجر" و ... ) مربوط به ادبیات عرب هستش. یعنی این از دستور زبان عربی پیروی میکنه، مثل تمام کلمات و عبارات دیگه. اگه میخواید بدونید ریشه اش چیه و این مسائل، حتما سری به ادبیات عرب بزنید.

    دوما، در خصوص کلماتی مثل "یبصط" هم باید بگم این مربوط به رسم الخط عربی هستش. یعنی در رسم الخط عربی برخی کلمات دو گونه ضبط شده اند. در قران هم موارد بسیاری از این مضبوطات وجود داره که من به عنوان نمونه چند تا از رسم الخط های عثمانی رو ذکر میکنم که در قران ها چاپ عثمان طه هم به همین صورت متفاوت اومدن و خود عربها هم این رسم الخط رو تغییر ندادن. شما میتونید این نمونه ها رو در قران جستجو کنید و ببینید.

    یبسط و یبصط/ بسطة و بصطة/ کتاب و کتب/ مسیطر و مصیطر/ ابراهم و ابراهیم/ ...

    لذا، یبصط همان یبسط است.

    اینها اختلاف در رسم الخط و کتابت هستن و توقیفی هستن و قابل تغییر نیستن. در ایران هم که اوائل اینا رو اصلاح کردن، بعدا اجازه چاپ داده نشد،و قرار شد قران با همین رسم الخط چاب شود و چاپ عثمان طه رسمی شد. چون اونا فکر کردن اینا اغلاط املایی قران است و نمیدانستن که اینا رسم الخط و کتابت است نه اغلاط.


    عشق،چشم بسته ما به روی هرچه غیر معشوق است.

    عشق تنهای عملی است که بی اجازه، رواست.


    دفتر عشق را تنها خداست که ورق می زند.


    خدایا،
    تو آنی که آنی،
    برایم همان باش،
    برای دلم یاوری مهربان باش

  7. تشکرها 3


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    65
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط roshani نمایش پست
    لذا، یبصط همان یبسط است.

    اینها اختلاف در رسم الخط و کتابت هستن و توقیفی هستن و قابل تغییر نیستن.
    منظور شما اینه که نویسنده مجازه که بجای یبسط بنویسد یبصط ؟

  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    319
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiidham نمایش پست
    منظور شما اینه که نویسنده مجازه که بجای یبسط بنویسد یبصط ؟


    اولا، نخیر دوست من! رسم الخطها هم از اصولی توقیفی پیروی میکنن. اینطور نیست که شما و لو عرب هم باشید، هر کلمه ای رو به صورتهای مختلف بنویسید و بگید رسم الخطه. اما رسم الخطها توقیفی هستن یعنی وابسته به ادبیات و ادباء عرب هستن و کسان دیگر نمیتونن سر خودرسم الخط بسازن یا رسم الخط مشهور رو تغییر بدن.

    ثانیا، منظور نظر اصلی در رسم الخط بودن اینه که مراجعه کننده بدونه که اینا غلط املایی نیستن. تفاوت رسم الخطی هستن. یعنی خود عرب هم میدونه اینا رسم الخط و تفاوت در کتابت هستن. لذا کاری به نویسنده و خواننده و ... ندارن.
    عشق،چشم بسته ما به روی هرچه غیر معشوق است.

    عشق تنهای عملی است که بی اجازه، رواست.


    دفتر عشق را تنها خداست که ورق می زند.


    خدایا،
    تو آنی که آنی،
    برایم همان باش،
    برای دلم یاوری مهربان باش

  10. تشکرها 2


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    234
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    معانی متفاوت ذکر در قران




    ذکر در قران عظیم به معانی متفاوتی امده است که لازم است همان معنای منظور نظر خدا را بیابیم
    مثلا گاهی می گویداز اهل ذکر بپرسید اگر نمی دانید
    که در ان ایه معنای اهل قران میدهد نه معنای کسانی که به یاد قران هستند
    در همان ایه اگر دقت کنید خدا از مردمی که قران را باور ندارند می خاد از اهل قران بپرسند
    اهل قران کسانی هستند که قران در دلهایشان هست نمی توان گفت اهل کتاب اهل ذکر یعنی اهل قران هستند یا در ایه دیگر می فرماید ایا برای انها کافی نیست که علمای بنی اسرائیل قران را میدانند
    چون علمای بنی اسرادیل قران را نمی دانند چرا گفته میدانند
    خوب بگذریم
    در این ایه هم ذکر به معنی رسول است
    ترجمه اش می شود ما قران را برای رسول(ذکر ) اسان کردیم ایا پند پذیری هست
    پس اگر ذکر را به معنی یاد اوری بگیریم و ترجمه کنیم که ما قران را برای یاد اوری اسان کردیم یا برای تذکر اشکال پیش میاد زیرا در سوره مزمل خدا به مزمل می گوید ای مزمل ما به زودی کلامی سنگین بر تو القا می کنیم
    حال اگر یک جا بگوید قران اسان است برای عموم یک جا بگوید کلام سنگین است برای رسول مشکل نارسایی و دو گانه گویی پیش میاد مثل اینکه خدا حواسش نیست که جایی چنین و جایی چنان گفته و این تضاد پیدا می کند با ایه ای که گوید اگر قران از طرف غیر خدا بود در ان اختلاف زیادی میافتید منظورش این است که تضادی در ایه نیست و اگر تضادی ایجاد شد باید ترجمه خود را تغییر دهید
    در این ایه خداوند قران را بر مزمل نازل می کند که اول کلامش سنگین است بعد می فرماید در قران عجله نکن قبل از انقضای وحیش و از خدا بخواه علمت را زیاد کند
    و اینجا می گه قران را بر ذکر اسان کردیم نامهایی چون مزمل مدثر ذکر قران نامهای رسول است
    چنانکه در ایاتی از سوره الواقعه نوشته است
    قسم نمی خورم به جایگاه ستارگان
    اگر بدانید قسم بزرگی است او قران کریم است که منظورش رسول است یعنی حرفهای رسول قران است
    قبلا هم حرفهای عیسی انجیل بوده است به همین دلیل مسیحی می گوید عیسی خدا هست چون عیسی انجیل بوده است
    یا گوید کلام رسول وحی ای است که به او میشود و از روی هوی حرف نمی زند منظورش حرفهای رسول است نه ایات قران
    یا گوید ان حرفها کلم رسولی بزرگوار است انه لقول رسول کریم یعنی حرفهای رسول قران است و مانند قران است پس دو قران وجود دارد یکی قران نوشتنی دیگری قران دیدنی قران نوشتنی خبر از امدن قران انسانی داده است چنان که می گوید ذالکالکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین ان کتاب یعنی قران انسانی که در اینده خواهد امد هدایت کننده متقین است
    در ایات سوره قلم هم می گوید نزدیک بود با نگاههایشان تو را از خط بدر کنند وقتی شنیدند ذکر راو گفتند حتما دیوانه شده در حالی که کسی که ذکر بر زبان و افکار و افعالش جاری هست و انها مستمع ذکرند باید بدانند که رسول ذکری برای جهانیان است که در این ایه اگر ذکر را به معنی قران نوشتنی بگیریم غلط است چون قران نوشتنی را کسی نگفته دیوانه شده
    رسولی که قران را بر انها می خواند از نظر انها دیوانه شده است
    قبلش گفته بود ذکر را از رسول شنیدند و حالا گفته این رسول یاد اوری برای تمام جهان است
    معنی یاد اوری برای همه جهان وقتی معنی پیدا می کنه که همه جهان را در بگیره نه بخشی از مکان و زمان را
    یا می فرماید رسول رحمتی برای عالمیان هست که باز هم وقتی مفهوم دارد که تمام جهان را در بگیرد
    اینکه رسول نباشد و جهان را قران در بگیردحال به هرشکلی ظهور ایات به شکل ناقص است
    یا ایات خدا رسولش را فرستاد تا دین را در جهان بر ادیان دیگر غلبه دهد



    ولو نزلناه علی بعض الاعجمین



  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    65
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط roshani نمایش پست

    منظور نظر اصلی در رسم الخط بودن اینه که مراجعه کننده بدونه که اینا غلط املایی نیستن. تفاوت رسم الخطی هستن.
    ممنون
    آنچه وحی بوده و از زبان پیامبر جاری شده چه بوده ؟ یبسط یا یبصط ؟

    (پاسخ به نظر واضحه و میشود از مطالب پست قبلی شما استنباط کرد ولی من پاسخ صریح و روشن میخوام )
    ویرایش توسط mahdiidham : ۱۳۸۹/۰۲/۱۸ در ساعت ۱۴:۵۴

  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    319
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiidham نمایش پست
    آنچه وحی بوده و از زبان پیامبر جاری شده چه بوده ؟ یبسط یا یبصط ؟


    سلام mahdiidham

    ببینید! وحی و کلام الهی طبق بیان خود قران به زبان عربی مبین فرستاده شده. یعنی در قالب زبان عربی رایج گنجانده شده.
    شاید باید از یه ادیب عرب بپرسیم که پیشینه این گونه رسم الخطها به کی میرسه.

    در باب رسم الخط فکر میکنم شما به یه چیز توجه کافی ندارید. اون هم اینه که رسم الخط اینطوری نیست که همینطوری خودش بیملاک به وجود امده باشه.
    تو رسم الخط فارسی دقت کن. گاهی یک کلمه به دو جور نوشته میشه مثلا حرف ت و ط هردو برای یک کلمه به کار میرن. ساختار رسم الخط اینه که اگه بر یک کلمه ای وارد شد اونو از حیث معنا تغییر نمیده فقط با توجه به شرائطی ، ظاهر لفظ رو تغییر میده. به طور خاص ما چندجور کلمات داریم: یک کلمه به چند معنا باشه؛ چند کلمه مختلف به یک معنا باشن؛ یک کلمه چند صورت کتابت داشته باشه. حروف یک زبان گاهی به خاطر نزدیک واجی یا تلفظی، به جای هم به کار میرن. این آخری، یعنی کلمات صرفا متفاوت از حیث کتابت، در معنا هیچ تفاوتی ایجاد نمیکنن.
    لذا فرقی نداره که به چه صورت بیاد. البته هر کسی نمیتونه رسم الخط درست کنه. چون در معنا هیچ تفاوتی ایجاد نمیکنه، لذا حفظ ظاهر لفظ چندان به ماهیت اون ضرر نداره.

    ممکنه بگید در باب قران این قضیه فرق میکنه. چون حفظ قران شامل لفظ و معنا هردو میشه. بله. اگه این رو بگید درست میگید. اما این زمانی هستش که تغییر باعث غلط معنایی یا املایی یا فصاحتی بلاغی بشه. مثلا اگه به جای "حرم" بنویسن "هرم" اونوقت اصلا نه تنها ظاهر که معنا هم عوض میشه و این غلط هستش. اما اگه تغییر تاثیری بر معنای و ویژگی بلاغی نداشته باشه، ورود رسم الخظ چندان بر ان ضرر نداره.

    عشق،چشم بسته ما به روی هرچه غیر معشوق است.

    عشق تنهای عملی است که بی اجازه، رواست.


    دفتر عشق را تنها خداست که ورق می زند.


    خدایا،
    تو آنی که آنی،
    برایم همان باش،
    برای دلم یاوری مهربان باش

  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    65
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط roshani نمایش پست

    چون در معنا هیچ تفاوتی ایجاد نمیکنه، لذا حفظ ظاهر لفظ چندان به ماهیت اون ضرر نداره.
    شاید طهران و تهران منظور شما بود ، دوست عزیز شما نیز باید توجه داشته باشید که تغییر در اسم با تغییر در فعل کلی فرق میکند اسم ممکن است ریشه در فرهنگهای مختلف داشته باشد ممکنه شما Freezer یا Television رو با هر ( ز ، ظ ) بنویسید و فرق نکند ( اگر چه تهران هم با طهران فرق میکند با اینکه هر دو اسمند)ولی در مورد افعال که دانستن ریشه اونها برای معانیشون مهم است قضیه متفاوت است .
    دوم اینکه یکی از تفاوتهای زبان عرب و البته مزیت آن که باعث میشه رسایی و زیبایی کلام بیشتر بشه تلفظ بعض حروف آن هست ، مثلاً شما آیه 1 سوره الاسرا رو" سبحان الذی . . . بارکنا حوله" یه بار با تلفظ عربی و یکبار با تلفظ ایرانی بخون ببین چقدر فرق میکنه !!
    حال دو سؤال رو مجدد میپرسم :

    - آنچه وحی بوده و از زبان پیامبر جاری شده چه بوده ؟ یبسط یا یبصط ؟

    - در کلمه "مذکر" چی در چی ادغام شده که " مدکر" شده ؟


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. """ به قضاوت خود نشسته اید؟؟؟ """
    توسط nasim7 در انجمن اخلاق
    پاسخ: 19
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۱/۱۲, ۲۰:۲۶
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۶/۳۰, ۱۳:۰۹
  3. """درسهايي از علامه طباطبائي""""
    توسط The Praises to God در انجمن افلاکیان خاک نشین
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۵/۰۳, ۱۳:۴۵
  4. پاسخ: 804
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۱۴, ۲۳:۱۳
  5. آیا "دین داری" با "تقلید ازمراجع" رابطه ای داره؟؟؟؟
    توسط کهیعص در انجمن اجتهاد و تقلید
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۰, ۰۳:۱۹

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود