جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا خداوند برای گسترش عدل وداد به کمک نیاز دارد.؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    4
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    پرسش چرا خداوند برای گسترش عدل وداد به کمک نیاز دارد.؟




    چرا خداوند برای گسترش عدل وداد به کمک نیاز دارد.؟

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    103 پست
    حضور
    39 روز 14 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0






    با سلام و درود




    شما ابتدا نیاز داشتن خداوند را اثبات کنید، سپس به دنبال چرایی آن گفتگو می کنیم.
    ویرایش توسط میقات : ۱۳۸۹/۰۲/۱۷ در ساعت ۲۳:۰۷

    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    640
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام مقداري از اجراي عدالت درمحدوده خاصي به انسان واكذار شده نه كه خداوند در اجراي آن محتاج انسانست.

  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط yozarsif نمایش پست
    چرا خداوند برای گسترش عدل وداد به کمک نیاز دارد.؟
    با سلام خدمت دوستان بزرگوار

    يكي از دوستان پرسشي مطرح فرموده بودند كه اگر پيامبران الهي و ائمه (عليهم السلام) آمده و رفته اند پس چرا عدالت متحقق نشد ؟ اين موضوع دليل بر اين نيست كه دين اسلام به خودي خود و با قدرت معنوي خود، از نفوذ در جان مردم عاجز است و خود نمي تواند راهنماي کامل و جامعي براي رستگاري و سعادت دنيوي و اخروي انسان ها باشد، و باز نياز به کسي هست که با شمشير آن را همگاني و پياده سازي کند؟
    حقير در پاسخ به ايشان مطالبي به عرض رساندم اميدوارم با مطالعه اين پاسخ به جواب خود برسيد « انشاء الله»
    دين يعني قانون زندگي ؛ و طبيعي است که يک قانون ، مجري مي خواهد ؛ لذا هيچ ديني بدون مجري نبوده ، نيست و نخواهد بود. اگر يک قانون راهنمايي و رانندگي عالي هم داشته باشيم تا پليس نباشد آن قانون به صورت کامل اجرا نخواهد شد. چون اگر چه اکثر مردم به خاطر مفيد بودن قانون آن را عمل مي کنند ولي همواره عدّه اي نيز هستند قانون شکني مي کنند. پس پليس بايد باشد تا از قانون دفاع نمايد. امّا نه در مقابل اکثر مردم ، بلکه در مقابل قانون شکنها يا به تعبيري همان ظالمين به قانون و مردم قانونمند.
    بلي اگر اسلام مجري و مبلّغ نداشته باشد در جان بسياري از آدميان نفوذ نخواهد کرد ؛ امّا اين ضعف دين اسلام نيست. ارسال دين از جانب خدا وقتي معني دارد که مردم قدرت اختيار داشته باشند و بتوانند بپذيرند يا نپذيرند. پس اينکه برخي افراد دين اسلام را مي پذيرند دليل بر آن است که اسلام توان رسوخ در جانها را دارد ؛ و اينکه برخي آن را نمي پذيرند ناشي از ضعف ذاتي اسلام نيست بلکه ناشي از حقّ ناپذيري و حقّ گريزي آن افراد مي باشد. ممکن است شما يک استدلال کاملاً عقلاني را بر دو فرد عرضه نماييد ولي يکي از آنها آن استدلال را بپذيرد و ديگري نپذيرد. آيا نپذيرفتن يکي از آنها دليل بر نادرستي آن استدلال و ناتواني آن از اقناع مي باشد؟ روشن است که چنين نيست ؛ بلکه يا خود آن شخص نمي خواهد سخن حقّ را بپذيرد يا عقل کافي براي درک آن استدلال ندارد. يک پزشک به دو نفر سيگاري در باره ي مضرّات سيگار توضيح علمي و مستند مي دهد ؛ يکي از آنها بعد از اين توضيحات سيگار را ترک مي کند ؛ امّا ديگري آن را ادمه مي دهد. آيا ترک نکردن اين شخص دليل بر آن است که آن پزشک سخن نادرست گفته يا قدرت اقناع نداشته؟ بلکه حتّي برخي پزشکان با اين که يقين به مضرّات سيگار دارند باز آن را مي کشند.اساساً معني اختيار همين است که شما اگر نخواستي نپذيري ، حتّي به قيمت جانتان. خداوند متعال درباره فرعونيان فرمود: « فَلَمَّا جاءَتْهُمْ آياتُنا مُبْصِرَةً قالُوا هذا سِحْرٌ مُبين‏ فَلَمَّا جاءَتْهُمْ آياتُنا مُبْصِرَةً قالُوا هذا سِحْرٌ مُبينٌ (13) وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدينَ ــــ و هنگامى كه آيات روشنى‏بخش ما به سراغ آنها آمد گفتند: «اين سحرى است آشكار» (13) و آن را از روى ظلم و سركشى انكار كردند، در حالى كه در دل به آن يقين داشتند. پس بنگر سرانجام تبهكاران و مفسدان چگونه بود؟! » (النمل:14)
    آري وقتي حضرت موسي (ع) معجزات خود را آشکار ساخت فرعونيان يقين نمودند که او پيامبر خداست ولي براي اينکه از مال و مقام خود دور نيفتند معجزات موسي (ع) را سحر ناميدند و انکارش کردند. حتّي بعد از آنکه ساحران خود فرعون نيز به موسي ايمان آوردند باز او نه تنها نبوّت وي را نپذيرفت بلکه حکم قتل ساحران خود را هم داد.
    اين يعني اختيار که به اقتضاي آن حتّي مي توانيد يقيني ترين يقينيّات را هم انکار نماييد. اگر با افراد لجوج و حقيقت گريز مواجه شده باشيد متوجّه مي شويد که چه مي گويم.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود