صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: من که می دانم او چه کسی است!!!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    806
    تشکر:
    1
    حضور
    20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    73
    آپلود
    0
    گالری
    1

    من که می دانم او چه کسی است!!!




    پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.

    پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازشما عکسبرداری بشود تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشد
    پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.



    پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود!

    پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی شناسد!
    پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟

    پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت :

    اما من که می دانم او چه کسی است...!




    روزي حداقل يکبار به ان نگاه کن
    "هيچ کس دوبار زندگي نمي کند."
    جايي روي ديوار بنويس


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط مونس نمایش پست
    پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند.

    پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازشما عکسبرداری بشود تا جائی از بدنت آسیب و شکستگی ندیده باشد
    پیرمرد غمگین شد، گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست.


    پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند.زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. نمی خواهم دیر شود!

    پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی شناسد!
    پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
    پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت :

    اما من که می دانم او چه کسی است...!


    این یعنی عشق
    الهی العفو...


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    806
    تشکر:
    1
    حضور
    20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    73
    آپلود
    0
    گالری
    1



    عاشق واقعی را باید هنگام درد و رنج و بلا محک زد
    عاشق نه تنها از معشوق دست نمی شوید
    بلکه
    در عاشقی راسخ تر می شود

    روزي حداقل يکبار به ان نگاه کن
    "هيچ کس دوبار زندگي نمي کند."
    جايي روي ديوار بنويس


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0




    با سلام و عرض ادب خدمت سروران عزيز

    با مطالعه مطالب حضرت عالي ياد حديثي افتادم :

    عن فاطمه الزهراء (س) قالت: یا رسول الله ان لم یکن یرانی فانا اراه و هو یشم الریح . فقال النبی (ع) اشهد انک بضعه منی.(بحار الأنوار ج‏43، ص 92)

    پیامبر اکرم (ع) همراه با مرد نابینایی به خانه فاطمه(س) آمد, بلافاصله فاطمه(س) خود را کاملا پوشاند. رسول خدا(ص) فرمود: چرا خود را پوشاندی با این که او تو را نمی بیند؟ فاطمه (س) فرمود: ای پیامبر خدا اگر او مرا نمی بیند, من که او را می بینم و او بوی مرا حس می کند پیامبر اکرم فرمود: گواهی می دهم که تو پاره دل منی .





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    واقعا این نوع عاشقی عبادت نیست؟؟؟

    یاد یه مادر شهیدی ((انقلاب))افتادم که وسایل خونه زندگیشو جمع کرده بود و سالها سر قبر پسرش با اونهمه سختی زندگی کرد و...
    واقعا چه نیرویی باعث شد اون زن که اینقدر عاشق بچش بوده بیاد و 2 دستی بچشو فذای این انقلاب و اسلام و امام زمان (عج) کنه؟؟؟
    آیا این عشق عبادت نیست؟؟؟من که می دانم او چه کسی است!!!
    حال درسته ما بیایم و عشقا و محبتای کاذب که اکثرا ریشه جنسی دارن رو عشق بنامیم؟؟؟
    حالا از همه مهمتر کی میخواد فردای قیامت جواب این مادر دلسوز و فداکار و عاشق رو بده
    با هزار زحمت بچشو بزرگ کرد و فرستاد شهید بشه که اخرش چی؟؟؟
    یعنی وقتی قراره تابوت چنتا شهید بیاد داخل شهر چنتا از روشنفکرای غربزده و فراری از جهاد و صحنه مرد شناسی
    باید بیان و بگن که برای فضای شهر این ضرر دارن و خوب نیست آرامش مردم و شهروندان بهم بخوره....
    آیا ماها که اینکارو با جوونای پر پر شده و الگومون میکنیم بویی از عاشقی بردیم؟؟؟
    چی باعث میشد طرف ماسک شیمیایی خودش رو بده به کس دیگه؟؟؟
    چی باعث میشد که طرف بپره رو مین و منفجر بشه که به بقیه آسیبی نرسه/؟؟
    چی باعث میشد تا وقتی تو یکی از عملیاتا تو رزم شبانه که نباید عملیات به اون حساسی لو بره وقتسی منور میوفته رو یه نوجون بسیجی از ترس اینکه عملیات لو نره به بقیه میگه نیاید جلو تا دشمن نفهمه و بقیه قتل عام نشن و...
    خلاصه چفیشو میزاره تو دهنش و بعد چند دقیه ذغال میشه
    یا صاحب الزمان کدومیکی از روشنفکرا جواب این عاشقا رو میخواد بده...
    کی میتونه یک دقیه اتیش اجاق گازو تحمل کنه؟؟؟
    حالا اون نوجون سوخت و بوش بلند شد و حتی از جاش تکون نخورد
    کی میتونه چند دقیه بسوزه ولی عکس العمل نشون نده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    تو عملیات فاو نبود مگه وقتی غواصا داشتن از اروند کنار رد میشدن تو همون وسطا کی از غواصا تیر میخوره و برای اینکه عملیات لو نره به داداشش میگه منو ببر زیر آب!!!
    حالا اون داداش با چه شهامتی سر داداششو کرد زیر آب؟؟؟
    میفهمید چی میگم؟؟؟
    ادم میتونه بهترین داداششو با دستای خودش خفه کنه/؟؟
    کسایی که اون برادرو بعد از عملیات دیده بودن میگفتن دیگه تو حال خودش نبود و اشکاش تمومی نداشت
    اون اشکهایی که در حین خفه کردن داداشش میریخته میدونید چقدر بوی عاشقی میداده؟؟؟
    حالا جواب اینهمه خون پاک رو تو یا انتخابات ساده تقدیم شهدامون کردیم
    اونا این کارو کردن تا امام و رهبرشون خم به ابرو نیاره و ابروی اسلام حفظ بشه
    اما ما تو قضیه این انتخابات دیدیم که تو روز عاشورا هم میرقصن و...
    اره ملت ایران خیلی خوب جواب این خونها رو داد
    با چه رویی میتونیم جواب این خونها رو تو قیامت بدیم؟؟؟
    مگه میشه بعد از چند سال اونهمه فداکاری ها فراموش بشه؟؟؟
    به خدا ما به اندازه ای الگوی عاشقی و ایثار تو همین جبهها داریم که نوبت به این فداکاریهای کشورای دیگه نمی رسه
    ولی حیف که مرغ همسایه غازه...
    ویرایش توسط Behrooz_313 : ۱۳۸۹/۰۲/۱۸ در ساعت ۰۱:۱۶
    الهی العفو...


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث اخلاقی نمایش پست
    با سلام و عرض ادب خدمت سروران عزيز

    با مطالعه مطالب حضرت عالي ياد حديثي افتادم :

    عن فاطمه الزهراء (س) قالت: یا رسول الله ان لم یکن یرانی فانا اراه و هو یشم الریح . فقال النبی (ع) اشهد انک بضعه منی.(بحار الأنوار ج‏43، ص 92)

    پیامبر اکرم (ع) همراه با مرد نابینایی به خانه فاطمه(س) آمد, بلافاصله فاطمه(س) خود را کاملا پوشاند. رسول خدا(ص) فرمود: چرا خود را پوشاندی با این که او تو را نمی بیند؟ فاطمه (س) فرمود: ای پیامبر خدا اگر او مرا نمی بیند, من که او را می بینم و او بوی مرا حس می کند پیامبر اکرم فرمود: گواهی می دهم که تو پاره دل منی .

    دقیقا منم اولین چیزی که به زهنم رسید همین بود
    البته ابنجا عشق به خود خدا باعث همچین عملی شد...
    یعنی میشه ماهم اینجوری عاشق خدا بشیم؟؟؟
    یا علی(ع)
    الهی العفو...


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    1,095
    تشکر:
    1
    حضور
    10 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    197
    آپلود
    13
    گالری
    0



    يک شبي مجنون نمازش را شکست
    بي وضو در کوچه ليلا نشست

    باده آن شب مست مستش کرده بود
    فارغ از جام الستش کرده بود

    سجده اي زد بر لب درگاه او
    پر زليلا شد دل پر آه او

    گفت يا رب از چه خوارم کرده اي
    بر صليب عشق دارم کرده اي

    جام ليلا را به دستم داده اي
    وندر اين بازي شکستم داده اي

    نشتر عشقش به جانم مي زني
    دردم از ليلاست آنم مي زني

    خسته ام زين عشق، دل خونم مکن
    من که مجنونم تو مجنونم مکن

    مرد اين بازيچه ديگر نيستم
    اين تو و ليلاي تو ... من نيستم

    گفت: اي ديوانه ليلايت منم
    در رگ پيدا و پنهانت منم

    سال ها با جور ليلا ساختي
    من کنارت بودم و نشناختي

    عشق ليلا در دلت انداختم
    صد قمار عشق يک جا باختم

    کردمت آوارهء صحرا نشد
    گفتم عاقل مي شوي اما نشد

    سوختم در حسرت يک يا ربت
    غير ليلا برنيامد از لبت

    روز و شب او را صدا کردي ولي
    ديدم امشب با مني گفتم بلي

    مطمئن بودم به من سرميزني
    در حريم خانه ام در ميزني

    حال اين ليلا که خوارت کرده بود
    درس عشقش بيقرارت کرده بود

    مرد راهش باش تا شاهت کنم
    صد چو ليلا کشته در راهت کنم


    ویرایش توسط همکار مدیر سایت : ۱۳۸۹/۰۲/۱۸ در ساعت ۰۸:۲۷
    اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ
    اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعلی اولاد الحسین عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ.


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11

    شاد





    خدایا با من قهری ...!!!
    بنده ی من نماز شب بخوان که یازده رکعت است...
    - خدایا! خستـه ام، نمـیتوانم نیمه شب یازده رکعت بخوانم!
    - بنده ی من! قبل از خواب این سه رکعت را بخوان...
    - خدایا! سه رکعت زیاد است!
    - بنده ی من! قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو

    - خدایا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم، خواب از سرم میپرد!
    - بنده ی من! همان جا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله...
    - خدایا! هوا سرد است و نمـیتوانم دستانم را از زیر پتو بیرون بیاورم!
    - بنده ی من! در دلت بگو یا الله، ما نماز شب برایت حساب میکنیم.....
    بنده اعتنایی نمیکند و مـیخوابد.....
    - ملائکه ی من! ببینید من این قدر ساده گرفته ام، اما بنده ی من خوابیده است. چیزی به اذان صبح نمانده است، او را بیدار کنید، دلم برایش تنگ شده است،امشب با من حرف نزده است...
    - خداوندا! دو بار او را بیدار کردیم، اما باز هم خوابید...
    - ملائکه ی من! در گوشش بگویید پروردگارت، منتظر توست...
    - پروردگارا! باز هم بیدار نمـیشود!
    اذان صبح را مـیگویند، هنگام طلوع آفتاب است...
    - ای بنده! بیدار شو، نماز صبحت قضا مـیشود...
    خورشید از مشرق سر برمـی آورد. خداوند رویش را برمـیگرداند.
    ملائکه ی من! آیا حق ندارم که با این بنده قهر کنم؟

    وای نه ... !
    خدای مهربونم..... با منم قهری.....؟؟!
    ولی باز هم خدا من رو می بخشد ...
    و باز هم ... !
    البته عشق تمام بچه بسيجي هاو بچه حزب اللهي ها ودويتان مذهبي ما چه خواهران وچه برادران فقط خدا،خدا وخداست!!!!!!! روشن شد؟

    عشق فقط يك كلام
    علي(عليه السلام)

    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    802
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    12 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    9




    با عرض سلام و خسته نباشید
    و همچنین تشکر بابت دقت نظر سرکار مونس در انتخاب مطالب زیبا.

    نقل قول نوشته اصلی توسط مونس نمایش پست
    ....پیرمرد با صدایی گرفته ، به آرامی گفت :اما من که می دانم او چه کسی است...!
    بنده هم دقیقاً بمانند جناب پاسخگوی مباحث اخلاقی به یاد این روایت افتادم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث اخلاقی نمایش پست

    با مطالعه مطالب حضرت عالي ياد حديثي افتادم :

    عن فاطمه الزهراء (س) قالت: یا رسول الله ان لم یکن یرانی فانا اراه و هو یشم الریح . فقال النبی (ع) اشهد انک بضعه منی.(بحار الأنوار ج‏43، ص 92)

    پیامبر اکرم (ع) همراه با مرد نابینایی به خانه فاطمه(س) آمد, بلافاصله فاطمه(س) خود را کاملا پوشاند. رسول خدا(ص) فرمود: چرا خود را پوشاندی با این که او تو را نمی بیند؟ فاطمه (س) فرمود: ای پیامبر خدا اگر او مرا نمی بیند, من که او را می بینم و او بوی مرا حس می کند پیامبر اکرم فرمود: گواهی می دهم که تو پاره دل منی .
    اما دلیل این انتقال ذهنی چیست؟
    چه وجه اشتراکی بین این دو داستان وجود دارد؟
    یکی در رابطه با محبت به شریک زندگی در ایام ناتوانی و دیگری درباره لزوم عفاف و حجاب!
    در ظاهر دو مقوله متباین!
    اما وجه اشتراک وجود دارد.
    وجه اشتراک اینست:تکلیف گرائی
    بقول مرحوم امام رضوان الله تعالی علیه:
    "ما مأمور به وظیفه ایم،نه مسئول نسبت به نتیجه"


    مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلا
    از مؤمنان مردانى هستند كه به پيمانى كه با خدا بسته بودند وفا كردند. بعضى بر سر پيمان خويش جان باختند و بعضى چشم به راهند و هيچ پيمان خود دگرگون نكرده‏اند
    مارا به دعا کاش نسازند فراموش
    رندان سحر خیز که صاحب نفسانند



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    806
    تشکر:
    1
    حضور
    20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    73
    آپلود
    0
    گالری
    1



    از عارف معروفی سوال کردند چند سال عمر کرده ای؟ نگاهی به طرف کرد و گفت:ــ مقصودت طول زندگی است یا عرض زندگی!طرف تعجب کرد و گفت:ــ عرض و طول یعنی چه؟عارف جواب داد:طول یعنی سالهای عمر و عرض یعنی کار برای مردم٬ کار برای خدا٬ به نفع مردم٬ قدمی در راه خیر٬ محبت به مردم و به دست آوردن دل دیگران ٬ این عرض زندگی است...
    دل امانت الهی است ؛ به نظرتون همه آدمها دل دارند؟بله٬ همه به ظاهر دل دارند امـا دل آدم مثل آینه است و اگر رویش غبار بنشیند دیگر هیچ بارانی نمی تواند غبار را بزداید٬ حتی دیگر زندگی را هم نمی بیند٬ شقایق را که تا هست باید زندگی کـرد دیگر نمی فهـمد٬ دیگر اصـلآ دل نـدارد و هـمه دنیا را هـم اگر باغ و گـلستان باشد در نظـرش خاکسـتری می شـود و آن موقـع است که رنـگ و عمـق نگاه من و تو را هـم که دوسـتش داریم٬تیره و تار می بیند و یادش می رود که صاحب دل یعنی خدا عاشقانه نگاهش می کند..

    ویرایش توسط مونس : ۱۳۸۹/۰۳/۰۹ در ساعت ۱۱:۵۵
    روزي حداقل يکبار به ان نگاه کن
    "هيچ کس دوبار زندگي نمي کند."
    جايي روي ديوار بنويس

  12. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود