نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: کیفیت مطالب چطور؟

رأی دهندگان
17. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • خوبه

    8 47.06%
  • گزینه الف

    9 52.94%
صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: داستان های پیامبران... منتظر نقل های شما هستیم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    3,336
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    13 روز 21 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0

    داستان های پیامبران... منتظر نقل های شما هستیم




    داستان های پیامبران
    دوستان داستان پیامبران الهی رو اینجا نقل کنید تا همه استفاده کنند و یا اینکه کدوم ویژگی بارز در پیامبران انان را از دیگر مردمان متمایز میکرد؟
    __________________________________________________ ____
    علت بیرون راندن حضرت ادم از بهشت....
    چرا خداوند همه ی بهشت را بر ادم مباح کرد و از یک درخت منع نمود؟؟
    خداوند هر کار را سبب کند و هرگز هیچ کار بی سبب نکند
    در ازل الازل خداوند چنین مقدر کرده بود که ادم از بهشت بیرون اید
    منع ادم از ان درخت به سبب بیرون راندن او از بهشت بود ..حضرت ادم حتما باید از بهشت رانده شود...چون خداوند میزبان است و کریم و بخشنده و سفره گسترده و پر از نعمات بهشتی ؛نمیتوان مهمان را بدون هیچ عذر و بهانه ای از خانه ی خود راند و بیرون کرد....پس باید سببی باشد برای بیرون راندن و گسیل کردن مهمان .
    دلیل بیرون امدن ادم از بهشت این بود که از نسل او فرزندانی به وجود ایند .اگر نسلی از ادم و هوا در بهشت به وجود می امد آنان که کافر بودند جایی در بهشت نداشتند.سبب بیرون امدن حضرت ادم این بود که کافران از مومنان جدا شوند و مومنان به بهشت و کافران به دوزخفرستن و فرق باشد میان دوست خدا و دشمن خدا!
     
    ابلیس نزد طاووس رفت و گفت: مرا با تو حق هاست
    با تو در بهشت دوستی ها داشتیم
    پس به پاس دوستی قدیمی کاری بکن و مرا در خود پنهان کن و پیش آدم ببر تا حلیتی بسازم و چاره ای جویم
    طاووس گفت:من این نسازم کرد و نیارم و نتوان کرد.ولی چاره یکار تو شوم.
    طاووس پیش مار رفت و اورا نزد ابلیس برد
     
    ابلیس راز خویش با مار گفت و مار نرم شد
    فریب ابلیس را خورد و اورا در سر خویش جای داد
    مار که در دهان او ابلیس بود بیامد و کنار تخت آدم چنبره زد .
    با او سخن گفت
    و اگر ادم بندانست که او ابلیس است هرگز با وی سخنی نگفت و حدیث او را نمیشنید.
    پس مار ادم را گفت :تو را بسیار حق افتاده است بر ما چون صحبت ما به درازا گشته است...
    حق این است که سخنی با تو گویم و تورا نصیحتی کنم به پاداش این گفتگوی طولانی منو تو و حقی که بر گردن من داری
     
    آدم گفت:مرا ناصح خدای بس است و مرا فقط خدا ناصح است و بس..
    حوا که این سخنان را میشنید ادم را گفت:بگذار سخن بگوید و نصیحت خویش بازگو کند.
    ادم نرم شد و سکوت کرد..
    پس ابلیس گفت ای ادم دانی چرا خداوند تو را از ان درخت منع کرده؟گفت:ندانم
    ابلیس گفت :زیرا هر کس از ان درخت و میوه یان بخورد جاودانه بماند و همیشه از اهل بهشت گردد و هر که نخورد از بهشت دور می ماند و اگر میخواهی جاودانه بمانی از این درخت بخور....
    پس ابلیس برای درستی کلام خود قسم یاد کرد و بدین سوگند خورد :و قاسمها انی لکما لمن الناصحین
    حوا برگشت و گفت:من امتحان میکنم..
     
    ادم گفت نباید ؛که ما را عقاب اید و چرا که حق تعالی مارا نهی کرده است
     
    حوا در جواب گفت:اهل بهشت در بهشت دروغ نگویند و مار از اهل بهشت است و دروغ نمیگوید و حوا رفت و از ان درخت 2 دانه کند و یکی را به نیم کرد و نیمی را خودش خورد و نیمی دیگر را ادم
     
    تا ادم و حوا ان را خوردند تاج از سر ادم پرید واژگون شد و تخت از زیرش بیرون امد شد و خود سرنگون گردید ...جامه ها و لباس های بهشتی از ان دو جدا شد و با او سخن گفتن :ما با کسی نباشیم که نافرمانی میکند ...هر دو بی جامه و بی لباس گشتند...از حق تعالی فرمان رسید که:من شما را سفارش کرده بودم که از ان درخت نخورید ..اکنون از بهشت بروید ..
     
    پس ادم و حوا و مار و طاووس و ابلیس از بهشت رانده شدند و با هم دشمن شدند و سر عناد و دشمنی با هم گرفتند.
    ________________________

    با عرض معذرت از همه دوستان

    چون خودم از رو کتاب تایپ کردم یه مقدار متن فکر کنم مشکل داشته باشه..به بزرگواری خودتون ببخشید..با اجازه)

    ویرایش توسط آساره : ۱۳۸۹/۰۲/۲۰ در ساعت ۱۳:۳۲ دلیل: ویرایش عنوان
    اللهم صل علی محمد و آل محمد

    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=6060


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    3,336
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    13 روز 21 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0

    یک سوال؟




    با سلام

    اینکه خداوند متعال سرنوشت انسان رو از ازل نوشته چطور با اختیار انسان در ارتباط است؟ ...
    به طور مثال اینکه قرار بر این بوده که حضرت ادم توسط شیطان فریب بخوره و از بهشت رانده بشه از اول و آغاز خلقت نوشته شده و نمیتونست تغییر پیدا کند!!و اختیار هیچ نقشی نداشته!
    اللهم صل علی محمد و آل محمد

    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=6060


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    3,336
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    13 روز 21 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا
    در اخبار چنین امده که چون ادم از بهشت بیرون رانده شد 5 چیز همراه خود داشت::

    1: عصای موسی (ع) و سبب داشتن آن این بود که هنگامی که ادم در بهشت بود و نعمت های بهشتی را میخورد هیچ گونه رنجی به او نرسید تا ان دانه گندم را خورد و در دندانش بماند ...و به خلال نیاز مند شد...پس از شاخه ی مورد بشکست و خلالش همی کرد و چون ان حال پیش آمد و مغضوب و رانده ی حق تعالی گردید آن شاخه ی مورد با وی بماند و از او به فرزندانش میراث ماند به پیامبر تا به موسی رسید و معجزه ی او شد....


    2:نگین سلیمان:چون تاج و حله از ایشان برفت حوا ان نگین را به دهان برگرفت و در دهان افکند و با خویشتن گفت:باری با من نشانی از بهشت بود که با من بماند و با وی بماند...خدای تعالی حکم کرده بود که ان نگین به سلیمان رسد و حجت و معجزه و برهان او شود....



    3:آن سنگی که به خانه ی کعبه است که چون جنبندگان درگاه بهشت به راندن و بیرون شدن قصد او کردند ان سنگ که گوهر بود برداشت و با خود به دنیا اورد حق تعالی ان سنگ را برای حضرت محمد (ص)خاص کرد.و در این سنگ قباله و عهدی است با بندگان و خدای تعالی و سنگ پیمان خداوند با خلق است



    4:دو برگ انجیر بود که چون ادم از حله جدا ماند دو برگ انجیر کنده بود که عورت خود را بپوشاند و حوا نیز دو برگ انجیر برای پوشش خود کنده بود.چون رانده شده و از بهشت به دنیا امدند از ان دو برگ آدم یکی اهو بخورد تا روز قیامت از ناف او مشک همی اید و یکی دیگر گاو بخورد و تا روز قیامت عنبر همی دهد..از ان دو برگ انجیری که حوا با خود اورده بود یکی کرم بخورد و تا قیامت ابریشم همی دهد و ان برگ دیگر را نحل و زنبور عسل همی خورد و تا قیامت عسل همی دهد.و این نشانه ها از بهشت است تا خلق همی داند که نعمت های بهشتی چه گونه اند.
    __________________________________________________ _
    چون خودم از رو کتاب تایپ کردم یه مقدار متن فکر کنم مشکل داشته باشه..به بزرگواری خودتون ببخشید..با اجازه


    ویرایش توسط آساره : ۱۳۸۹/۰۲/۲۰ در ساعت ۱۲:۱۶
    اللهم صل علی محمد و آل محمد

    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=6060


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    3,336
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    13 روز 21 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    داستان بعدی در مرود چگونگی رسیدن حضرت ادم و حضرت حوا به یکدیگر

    و پیدایش فرزندان و...

    دوستان اگه در این مورد اطلاع دارین ما منتظریم...
    اللهم صل علی محمد و آل محمد

    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=6060


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    نقل قول نوشته اصلی توسط کیا کرد نمایش پست
    با سلام

    اینکه خداوند متعال سرنوشت انسان رو از ازل نوشته چطور با اختیار انسان در ارتباط است؟ ...
    به طور مثال اینکه قرار بر این بوده که حضرت ادم توسط شیطان فریب بخوره و از بهشت رانده بشه از اول و آغاز خلقت نوشته شده و نمیتونست تغییر پیدا کند!!و اختیار هیچ نقشی نداشته!
    با سلام
       

    و ممنون از تاپیک خوبی که راه انداختین
    اما بیزحمت اگر
    میشه فونت اونییکی پستها رو هم درست کنید
    ممنون میشم
    اما در مورد اختیار تا جایی که من میدونم
    اولا خدا سرنوشته کسی رو ننوشته وثابت باشه و...
    چون اگر اینجوری بود بهشت و جهنمی در کار نبود

    بلکه خدا چون به زمان احاطه داره انگار یه فیلم سینمایی تکراری رو از قبل دیده و الان میدونه که تو تک تک صحنه ها چه اتفاقی میخواد بیوفته
    ماها چون به زمان احاطه نداریم مثل کسی میمونیم که تو اتاقی محبوسه و فقط یه روزنه خیلی کوچیک داره که میشه بیرون رو دید

    حالا شما فرض کنید که یه قافله شتر داره رد میشه خب ما حداکثر میتونیم یه شتر ببینیم واینکه بعد اون شتر ...شتر دیگه ای یا انسانس هست نمیدونیم...
    ولی اگر کسی بیرون تاق باشه همه رو یک جا میبینه و...

    البته خب اینکه مشیت خدا تو بعضی کارا دخالت داره هیچ شکی درش نیست

    مثل کسی که میخواد خود کشی کنه و از طبقه 5 خودشو میندازه پایین اما هیچیش نمیشه ولی در عوض یکی از پله 10 سانتی لیز میخوره ومیوفته میمیره

    پس نتیج اینکه::انسان با اختیار خودش اون اشتباه رو کرد و فقط خدا به این موضوع علم داشت.
    ویرایش توسط Behrooz_313 : ۱۳۸۹/۰۲/۲۰ در ساعت ۱۳:۴۶
    الهی العفو...


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,487
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    1164
    آپلود
    119
    گالری
    2



    با سلام
    لطفا هر مطلبی را که می نویسید با منبع ذکر کنید
    با تشکر

    آفت دين سه چيز است، داناى بد كار و پيشواى ستم كار و مجتهد نادان‏
    حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد.این کشتی روی قطره اشکی مقدس که برای حسین بن علی ریخته می شود می گذرد.علامه جعفری


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    3,336
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    13 روز 21 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط behrooz_313 نمایش پست
    با سلام
       

    میشه فونت اونییکی پستها رو هم درست کنید
    ممنون میشم
    سلام ...فکر کنم درست شده باشه




    نقل قول نوشته اصلی توسط jahangardkocholo نمایش پست
    با سلام
    لطفا هر مطلبی را که می نویسید با منبع ذکر کنید
    با تشکر
    سلام

    منبع :کتاب قصص الانبیاء(داستان های پیامبرا)
    ابواسحاق ابراهیم بن منصور بن خلف ابن نیشابوری
    علامه یسده یپنجم هجری
    دوباره نویسی و باز پردازی از احسان یغمایی
    اللهم صل علی محمد و آل محمد

    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=6060


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    [quote=کیا کرد;280567]سلام ...فکر کنم درست شده باشه




    ممنون
    درست شده
    حالا دیگه میتونم بخونم
    یا علی(ع)
    الهی العفو...


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    146
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    قصص قرآن




    با تشکر از دوست عزیز کیا کرد
    بنظر حقیر از کتب موفق و بی نظیری که تاویل و برداشت بسیار متمایز ، عمیق و زیبایی از قصص انبیاء و شخصیت آنها را بدست می دهد ، اثر جاویدان نابغه دهر و فخر عرفا ، محیی الدین عربی ، یعنی کتاب نفیس فصوص الحکم است. این کتاب بی نظیر که بیش از صد شرح به زبانهای مختلف در تعلیم و تبیین و تشریح مضامینش تا کنون به رشته تحریر در آمده ، تاثیر فراوانی بر اندیشه عرفا و حکمای بزرگ در طول تاریخ فرهنگ اسلامی از قرن هفتم تا کنون داشته و دارد.
    از نظر ابن عربی هر پيامبري مظهر و مجلای ظهور يك حكمت است.
    ابن عربی معتقد است كه فصوص الحكم ماحصل تمامی حكمت انبياء است. او در هر فصی صفت و خصوصیت بارزی که در هر نبی وجود داشته را متذکر می گردد و وجه تسمیه آن حکمت بخصوص و علت نسبت دادن آن حکمت و صفت خاص را به آن پیامبر تبیین می نماید.
    مثلا فص حکمه الهیه فی کلمه آدمیه یا فص حکمه سبوحیه فی کلمه نوحیه یا فص حکمه قدوسیه فی کلمه ادریسیه و...
    درست است كه انبيا همه علوم را می‌دانند اما يك حكمت در يك نبی بارزتر و شاخصتر است. از کتبی که در توضیح و تبیین این وجوه تسمیه ، مورد استفاده خواهد بود ، می توان به کتاب فکوک اثر شاگرد ممتاز ابن عربی ، یعنی صدر الدین قونوی اشاره نمود.
    کتاب فصوص الحکم دارای بیست و هفت باب یا فص ( به معنای نگین ) است و هر باب به یکی از پیامبران اختصاص یافته و استناد هر یک از فصوص به دسته‎ای از آیات قرآن و احادیث نبوی است. اما هر داستان را به صحنه ای تبدیل می‎‌کند که قهرمان داستان نقش خاصی را که اجرای آن بر عهده اوست ایفا می‎‌کند. مثلا ایوب (ع) نقش انسانی را ایفا می‎‌کند که خدا او را به عذاب حجاب و نه عذاب تن ، مبتلا ساخته و او در تلاش است برای یافتن راهی که درد حجاب از خویش بزداید تا به زلال باده معرفت ، دست یابد.
    او ظهور هر يك از پيامبران را محل تجلی و مظهری از تحقق يكی از اسماء و صفات حق می داند.
    اگر چه غالب شروح فصوص ، فوق العاده سنگین و مغلق و بعید الغور می باشند و بدون تمهیدات و مقدماتی نظیر تحصیل فلسفه وعرفان نظری قابل استفاده نمی باشند ، ولی اخیرا کتابی در شرح آن تالیف گردیده که با عباراتی نسبتا روان و سلیس و امروزی به شرح این کتاب عمیق و زیبا پرداخته است .
    ترجمه و شرح فصوص الحکم اثر دکتر موحد
    به هر حال اساتیدی چون استاد حسن زاده آملی معتقدند که آثار ابن عربی من جمله در صدر آنها دو کتاب فتوحات مکیه و همین کتاب مورد بحث ، یعنی فصوص الحکم ، کتبی هستند که در عالم تالیفات چه در فرهنگ اسلامی و چه در فرهنگ بیگانه نظیر نداشته و ندارند.
    التماس دعا
    ویرایش توسط ابن عربی : ۱۳۸۹/۰۲/۲۰ در ساعت ۱۴:۵۶


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    3,336
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    13 روز 21 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط کیا کرد نمایش پست
    داستان بعدی در مرود چگونگی رسیدن حضرت ادم و حضرت حوا به یکدیگر
    نقل قول نوشته اصلی توسط کیا کرد نمایش پست




    انگاه ادم به مکه امد و جبرییل هم با وی بود.

    هر کجا انها قدم نهادند شهری شد و ابادانی پیدا شد..تا به موقف رسیدند .آدم همچنان حوا را طلب میکرد و خواستار او بود ..پس حق تعالی به حوا اعلام کرد که به کوه موقف براید و و به انجا رود.در کوه موقف ادم حوا را بیافت ..هر دو از محنت دنیا و دوری و باد و افتاب و هوای دنیا سوخته شده بودند ...انگونه که همدیگر را نشناختند ...تا انگاه که جبرییل ادم را خبر کرد که:اینک حوا!پس ادم او را شناخت و و برای این است که ان موضع را اکنون عرفات میخوانند..پس انجا بیاستادند و جبرییل ایشان را بیاموخت تا دعا کردند .پس از ان بفرمود تا کعبه را بنا کردند و ان مناسک و طواف را به جا اوردند...
    انگاه جبرییل امد و به ادم گفت:که حق تعالی همی گوید که حاجت خواه.ادم گفت:اللهم اغفرلی و لا ولادی من بعدی
    حق تعالی گفت:یا ادم!اگر از تو ذلت امد ؛در بهشت نیامرزیدم تا در دنیا هر که از فرزندان تو به من بگرود و شرک نیار بیامرزم اورا.
    ادم از خدا خواست که فرمان دهد به سر ندیب رود که آنجا پرنعمت و پر باران است و مکه جایی خشک..
    حق تعالی دستور داد به سر ندیب رود..پس انگاه از گرسنگی و برهنگی نالید و ..وحی امد که کشت و زرع کن که حاصل ان باشد که تو دیدی و به اسانی همی خوردی...
    پس گندم و جو و پنبه همی گرد اورندش و جبرییل ادم را بیاموخت تا زمین کشت کرد و و هنگام شخم یوغ بر گردن خود نهاد ..گویند 12 سال طول کشید تا حق تعالی یه جفت گاو برای شخم زدن به او داد..
    در قصه چنین امده که یک روز کشت بر امد و بزرگ شد و خشک گردید ..دیگر روز ادم ان را درو کرد .سوم روز ان را بکوفت؛چهارم روز برگرفت و پاک کرد ؛پنجم روز ان را آس کرد و ارد نمود ...ششم روز ان را پخت و هفتم روز ان را خورد...
     
    چون پنبه برست و بآمد حوا را بفرمود تا پنبه ی درون کلوزه یپنبه را برشت و نخ ساخت و ادم را بیاموخت که از ان نخ ها ببافت.و پارچه بدوخت و بپوشید...
    پس از هفت سال فرزندان ادم و حوا بیامدند...
    ادامه داستان در بخش بعدی...

    اللهم صل علی محمد و آل محمد

    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=6060


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود