صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کدام کتاب کامل است ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    65
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    کدام کتاب کامل است ؟




    سلام
    به این دو حالت توجه کنید :
    1- کتاب اول : کتابی برای هدایت عموم مردم نوشته شده ، این کتاب به تنهایی قابل فهم برای عموم است ( و از دسترس مفسرین به رأی و سوء استفاده کنندگان بدور است)و نیز از مزایای این کتاب اینست که اهل علم و تحقیق میتوانند با تعمق در مفاهیم آن برداشت های غنی تری از آن کرده و به درجاتی ارتقاء یابند و به کمال نزدیکتر شوند ، ( و در واقع هدایت عمومی به تمام و کمال است چون عوام و خواص بسته به استعداد خود میتوانند از آن بهره ببرند ) .
    2- کتاب دوم : کتابی برای هدایت عموم مردم نوشته شده ، این کتاب قابل فهم برای عموم نیست و دارای تناقضات و ابهاماتیست که لازم و ضروری میشود که کسی یا کسانی( مدعی فهم آن ) آنرا برای مردم تفسیر کنند و بدون این اشخاص نمیتوان براحتی از آن استفاده کرد ( بنابراین تفسیرهای مختلفی از آن میشود و لزوماً فرقه هایی نیز ایجاد میشوند) .

    حال به نظر شما کدام کتاب کامل است و میتواند مناسب برای هدایت عموم مردم باشد ؟



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۸
    نوشته
    207
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiidham نمایش پست
    حال به نظر شما کدام کتاب کامل است و میتواند مناسب برای هدایت عموم مردم باشد ؟
    کتاب مناسب برای عموم لازم هست اصلا ؟
    صدف سينه من عمري
    گهر عشق تو پروردست
    كس نداند كه درين خانه
    طفل با دايه چه ها كردست
    همه ويراني و ويراني
    همه خاموشي و خاموشي
    سايه
    افكنده به روزنها
    پيچك خشك فراموشي...

    http://z.about.com/d/cruises/1/0/g/I/1/122-2240_IMG.JPG


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,487
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    1164
    آپلود
    119
    گالری
    2



    با سلام
    به نظر من کتاب اول هم میتونه دارای برداشت هایی باشه که تناقض را ایجاد کنه.یعنی این برداشت از ما به وجود میاد و شاید در اصل برای هدایت ماست اما با توجه به تفکری که ما داریم برداشتی اشتباه انجام بدیم

    آفت دين سه چيز است، داناى بد كار و پيشواى ستم كار و مجتهد نادان‏
    حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد.این کشتی روی قطره اشکی مقدس که برای حسین بن علی ریخته می شود می گذرد.علامه جعفری

  5. تشکرها 2


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    146
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوست عزیز
    هر کتابی در جای خود و برای گروه بخصوصی که منظور نظر مولف بوده و به همان منظورخاصی که نوشته شده است ، مفید و قابل استفاده خواهد بود.
    هم کتابی مانند فصوص الحکم محیی الدین عربی ( که در هر عصری فقط تعداد معدودی از افراد که از تعداد انگشتان یک دست هم تجاوز نمی کنند ، قادر به فهم آن هستند ) ، در جای خود مفید است و هم کتبی چون داستان راستان استاد مطهری که هر کسی با هر سطح معلوماتی قادر به درک مطالب اوست ، مفید و ارزشمند می باشد. اساسا بعضی مطالب بدلیل خصوصیت ویژه ای که دارند مانند مباحث عرفان نظری ، نمی توانند ساده بیان شوند. مثل آنکه بگویید چرا آب مرطوب است ؟ خوب اساسا ویژگی ذاتی آب رطوبت است و اصلا آبی که فاقد صفت رطوبت باشد که آب نیست. ویژگی بعضی مباحث هم چنین است که اساسا نمی توان آنها را با بیانی سلیس توضیح داد و لذا کتب و متون مربوط به آنها نیز ثقیل و بعید الغور و دارای الفاظ پیچیده و مغلق وعباراتی ظاهرا متناقض می باشند. هر چند نمی توان انکار نمود که اساتید متبحری چون استاد مطهری در بیان مفاهیم و حقایق پیچیده فلسفی و تببین و تشریح آنها با زبان ساده و همه فهم تا حدود زیادی بسیار موفق عمل کرده اند.
    جهان چون خد و خال و چشم و ابروست
    که هر چیزی به جای خویش نیکوست
    ویرایش توسط ابن عربی : ۱۳۸۹/۰۲/۲۰ در ساعت ۱۳:۰۰

  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    319
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوست عزیز mahdiidham و همه دوستان سلام

    راستش! حقیر احساس میکنم که اینگونه گفتن مسئله چندان مطلوب نیستش. چون توصیف هرکدام از اثاری که در دو بند خودتون ارائه کردید، توصیفات مناسب و لازم یک اثر نیستن. همینطور سئوال پایانی شما هم خیلی عام هستش. بذار اول در این باره، یعنی درباره سئوال اصلی تون چیزی بگم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiidham نمایش پست
    حال به نظر شما کدام کتاب کامل است و میتواند مناسب برای هدایت عموم مردم باشد ؟


    درسته که شما در باب اون دو کتابی که توصیفش کردی، سئوال پرسیدی، اما یک نکته رو حتما باید در نظر داشت. و اون این که هر اثری ممکنه در زمینه مناسب خودش کامل یا ناقص باشه اما در زمینه های دیگه اصل قابل طرح نباشه. مثلا کتابی که در زمینه های علمی نوشته شده، هیچ نمیشه سئوال کرد که ایا به عنوان کتاب رمان، کتاب کاملی هست یانه. این یعنی کمال و نقص در این باره، نسبی هستش.
    زمینه ای که شما طرح کردید، زمینه هدایت بشر هستش. لذا منظور شما اینه این دو کتابی که توصیف شدن، کدومش در زمینه هدایت، کاملتر هستن.

    وقتی به اینجا میرسه، شناخت از امر هدایت یه شناخت ضروری هستش. یعنی شما باید از امر هدایت هم حتما یه توصیفی ارائه کنین که مثلا قراره چه نوع هدایتی صورت بگیره که ما ببینیم کدوم منبع برای اون هدایت بهتر هستش.

    اما در خصوص دو بند شما:


    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiidham نمایش پست
    - کتاب اول : کتابی برای هدایت عموم مردم نوشته شده ، این کتاب به تنهایی قابل فهم برای عموم است ( و از دسترس مفسرین به رأی و سوء استفاده کنندگان بدور است)و نیز از مزایای این کتاب اینست که اهل علم و تحقیق میتوانند با تعمق در مفاهیم آن برداشت های غنی تری از آن کرده و به درجاتی ارتقاء یابند و به کمال نزدیکتر شوند ، ( و در واقع هدایت عمومی به تمام و کمال است چون عوام و خواص بسته به استعداد خود میتوانند از آن بهره ببرند ) .


    این کتاب مثل کتاب دوم شما، برای هدایت عمومی هستش، اما وقتی میگی به تنهایی قابل فهم برای عموم هستش، یعنی چه؟ ایا این یعنی هر کسی با هر سطح فهم و سوادی و با هر زمینه فکری ای که سراغش بره، به هدایتی دست پیدا میکنه؟ تازه، چنین افراد متفاوتی چجوری میتونن مطمئن باشن که به هدایت واقعی دست پیدا کردن؟ علاوه بر این ها، اگه یکی برداشتی بکنه که با دیگری متفاوت باشه، اولا، کدومش هدایت درست هستش؟ و ثانیا، کی میتونه قضاوت کنه که کدوم یکی به هدایت درست رسیده؟
    "و از دسترسی مفسرین به رأی ... به دور است" یعنی چه؟ چه چیزی دارد که از دسترسی تفسیر به رأی جلوگیری میکند؟ کتاب که خودش کسی نیست. وضوح خود کتاب هم سر جاش قبول اما مردمی که بهش مراجعه میکنن که در یه سطح نیستن. تازه، اونی که به یه چیزی رسیده، از کجا بتونه بدونه که فهم او تفسیر به رأی نیستش؟ علاوه بر این، آیا اصلا امکان داره که کتابی از تفسیر به رأی در امان باشه؟ (فکر کنم کسی این رو قبول نکنه مگر این که برایش یه اصولی بذاریم که مانع تفسیر به رأی بشه. اون عوامل چی میتونه باشه؟)
    علاوه بر این، کتابی که ظواهرش تغییر نمیکنه ، چگونه میتونه اون کتاب برای همیشه مطابق با مقتضیات، هدایتی برای عموم باشه؟ ایا اصلا امکان داره یک کتاب نیازی به تفسیر نداشته باشه؟
    میگید " عوام و خواص بسته به استعداد خودشون میتونن از اون بهره ببرن" خوب، بهره بردن مهمه، یا بهره درست بردن؟ ایا روشی اصولی خاصی هم برای بهره بردن از آن وجودداره یا نه؟

    پس خیلی چیزا باید در باره این کتاب معلوم بشه. نمیشه همینطوری یه کتاب هدایت رو توصیف کرد.

    اما توصیف دوم:

    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiidham نمایش پست
    2- کتاب دوم : کتابی برای هدایت عموم مردم نوشته شده ، این کتاب قابل فهم برای عموم نیست و دارای تناقضات و ابهاماتیست که لازم و ضروری میشود که کسی یا کسانی( مدعی فهم آن ) آنرا برای مردم تفسیر کنند و بدون این اشخاص نمیتوان براحتی از آن استفاده کرد ( بنابراین تفسیرهای مختلفی از آن میشود و لزوماً فرقه هایی نیز ایجاد میشوند) .


    چطور میشه یه کتابی مثل کتاب اول، برای هدایت عمومی نوشته شده باشه اما قابل فهم برای عموم نباشه؟؟ (مگر این که نویسنده شون دو نفر با دو قابلیت متفاوت باشن.) حال، ایا کتابی که شما توصیف میکنی از دو ارائه کننده هستش یا از یه ارئه کننده. ایا واقعا دارای تناقض و ابهام هستش یا ما و مردم فکر میکنند که دارای تناقض و ابهام هستش؟ ایا وجود تناقض و ابهام نمیتونه به خاطر عدم معرفت کامل مراجعه کننده گان باشه. میگید: "... دارای تناقض و ابهام هستش که لازم است عده ای ان را تفسیر کنند"، حالا، ابهام را میشه کاری کرد،مثلا بگیم سطح پایین فهم مراجعه کننده باعث احساس ابهام در بعضی چیزا شد؛ اما تناقض رو چطور میشه با تفسیر رفع کرد؟ اصلا تناقض رفع شدنی نیست. مگر این که بگید، نه، باز هم تناقض به نظر اومد؛ اگه این رو بگید، این یعنی ممکنه اون کتاب تناقض نداشته باشه و فقط اموری چند متناقض به نظر اومدن.

    به طور کل، دوست من! توصیف شما از دو کتاب، با این که در ظاهر باهم متفاوتن، اما چندان این دو کتاب با هم متفاوت نیستن به دلایلی:
    اول، این که خیلی مهمه که بدونیم ارائه کننده این دو نوع کتاب چه کسی است، ایا دو نفرن یا یه نفر؟ (و اگر یه نفره و اونهم مثلا، خداوند هستش، اونوقت چطور میشه یه خدا، مثلا کتابی از نوع اول یا دوم بفرسته؟)
    دوم این که این دو کتاب هر دو برای هدایت مردم هستن، اما یکی چنان هستش که مردم در حقیقت با اون نمیتونن هدایت بشن و دیگری جوری هستش که مردم میتونن با فهم خود ازش هدایت برداشت کنن.
    سوم این که به نظر میرسه اصلا امکان نداره کتابی، مصون از تفسیر های مختلف باشه، حتی اون کتابی که شما در بند یک، توصیف میکنید. اگه مردم متفاوتن و سطح فهم ها متفاوته، پس مطمئن باشید، هر کتابی و لو کتاب خدا هم باشه، از تفاسیر مختلف، به دور نیست.
    چهارم این که، به نظر شما چه فرقی این دو کتاب با هم میکنن:
    یک: کتاب هدایتی که خودش همه چی رو داره و هر کسی میتونه با سطح فهمی که داره، با مراجعه به اون هدایت بشه؛
    دو: کتاب هدایتی که همه چی داره، منتهی هر کسی نمیتونه بر اساس سطح فهمش ازش هدایت درست رو بگیره، حتما بایستی کسان خاصی باشن که دیگران رو کمک کنن.
    اولا، به نظر میرسه این دو کتاب از نظر هدفی که دارن، با هم فرقی ندارن. چون اصل هدایت هستش که هردو کتاب این رو میرسونن منتهی یکی با کمک کسانی خاص دیگه ،و دیگری نه.
    دوما، وجود تناقض در کتاب، اصلا اون کتاب رو ناقص میکنه و این یعنی اون کتاب اصلا کتابی برای هدایت نیستش یا هدایتش ناقص هستش.
    سوما، حتی کتاب اول هم نیاز به مفسر داره. علت نیاز به تفسیر همش خود کتاب نیستش، دوست من! بلکه میتونه چیزای دیگه باشه: مثلا
    این که افراد مختلفی با سطح فکرهای مختلف به اون مراجعه میکنن، لذا قطعا برداشت های مختلف ازش صورت میگیره (تا حدی که ممکنه دو نفر، دو برداشت متناقض ازش به دست بیارن به خاطر تفاوت در سطح فهمشان.)
    این که اون کتاب برای هدایت هستش و حتما باید این کار رو در طول حیات مردم مطابق با زمانه فهم بشه. و چون زمانه تغییر میکنه، اجرای اصول هدایتگر اون کتاب، حتما باید مطابق خیری که اون هدایت میخواد بهش برسه، تفسیر بشه.
    این که با توجه به این که مردم نه تنها از حیث سطح فهم متفاوتن، بلکه این اصل کلی هم همیشه وجود داره که انسان جایز الخطا هستش. لذا ممکنه در مسیر هدایت، لغزش هایی پیش بیاد.


    پس به طور کل دوست من! نمیشه بر اساس این توصیفی که کردید، نتیجه خاصی گرفت. بذارید این مسئله رو در باب مثلا قران، پیاده کنیم. اگه بگیم کتاب اول، بهتره، نه دوم ممکنه کسی بگه، خوب، پس چرا خدا قران رو اینطوری نفرستاد، یعنی طوری که اصلا درباره اش نشه تفسیر به رأی کرد و جوری باشه که همه مردم ازش یک اندازه برداشت داشته باشن. اما، همانطور که اشاره کردم، اولا چنین چیزی اصلا امکان نداره، چون مردمی که ازش حرف میزنیم، کلا دارای تفاوتهایی در سطح فهم هستند، و موجوداتی ممکن الخطا هستن و حتی روشنترین کتاب هم میتونه مورد برداشت های مختلف باشه. پس همین کتاب هم باز نیاز به مراقبت داره. در حقیقت، این مردم که نیاز به مراقبت دارن تا دچار لغزش نشن.
    و اگه بگیم کتاب دوم بهتره، باز این درست نیست؛ چون شما توصیفات متناقض براش اوردید. مثلاگفتید کتاب هدایت هستش اما مردم نمیتونن به فهمش دسترسی داشته باشن و همینطور این که دارای تناقضات هستش و این باعث میشه دیگه اون کتاب، کتاب هدایت سالم نباشه. و نیز، چون شما برای کتاب دوم فرق چندانی باکتاب اول باقی نذاشتی، زیرا گفتی گرچه این کتاب نیازمند تفسیر هستش، اما عده ای خاص هستن که اونو تفسیر درست میکنن. خوب، مردم مگه چی میخوان؟ هدایت؛ هردو کتاب امر هدایت رو میرسونن منتها یکی با کمک کسانی خاص. به هر حال هدایت حاصل هسش.(مگر این که بگی اونی که اون کتاب دوم رو ارائه کرده، کسی خاصی رو برای تفسیر اون نذاشته. اینطوری دیگه اون کتاب،کتاب هدایت نیست، در حالی که شما اولش گفتی کتاب هدایته.)
    ویرایش توسط roshani : ۱۳۸۹/۰۲/۲۰ در ساعت ۱۶:۰۹
    عشق،چشم بسته ما به روی هرچه غیر معشوق است.

    عشق تنهای عملی است که بی اجازه، رواست.


    دفتر عشق را تنها خداست که ورق می زند.


    خدایا،
    تو آنی که آنی،
    برایم همان باش،
    برای دلم یاوری مهربان باش

  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    234
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شبیه نرم افزاره
    مثال نرم افزار را برای این اوردم که بیشتر ملموس است نرم افزار از یک علم پیشرفته بدست می اید مثلا در مورد رایانه علمی آن را حمایت می کنه ما یک ظاهری از این علم را روی نمایشگر می بینیم یک محقق نسل جدید ممکن است بخواهد علم این فن آوری را بداند لذا او باید از مبنا شروع کند ابتدا باید بداند که الکتریسته ریشه اصلی این علم است

    دانشمندان پس از ساخت تلفن که امواج صدا را به امواج الکتریکی تبدیل می کرد سعی در ساخت امواج رادیویی نمودند امواج رادیویی و بی سیم باید توسط یک گیرنده دریافت شود این گیرنده رادیو نام دارد رادیو پس از دریافت امواج ان را به صدا تبدیل می کند

    با این فن اوری ها سخت افزار مورد نیاز فراهم شد
    نرم افزار چیز دیگری است یک نرم افزار راهی است برای جمع علوم زیاد با حجم کم
    مثلا یک cdتعداد فایلهایی که به صورت audio cd می تواند داشته باشد کم است فرمت mp3این امکان را میدهد که تعداد فایل زیاد شود

    قران نیز همین روال را دارد قران یک نرم افزار است به همین خاطر تمام فایلهای این نرم افزار در هم گره خورده اند و شبیه لینک و یا پیوند هستند کار کردن صحیح این نرم افزار بستگی به ذهن انسان دارد که آیا اجازه و علم اجرای این نرم افزار را دارد یا نه

    یا مانند یک ناشی روی فایل ها رفته و بی هدف کلیک می کند

    به همین جهت به نظر من قران قابل فهم است اما با علم و گیج کننده است برای ناشی

    کسی که ناشی است در شروع به کار ممکن است بی جهت کلیک کند حتی نتوتند در برنامه ویرایش گر تایپ کند
    لذا او همین جوری نگاه می کند

    مثال رانندگی را نزدم زیرا رانندگی فرق می کند اینجا هرکس میتونه با موس یا صفحه کلید کار کند ولی فرق است بین یک کسی که دوره رایانه را دیده با یک تازه کار

    لذا قران یک کتاب بسیط یا همه فهم نیست چون یک علم فشرده است اما مبهم و دارای تناقض و دروغ هم نیست
    ویرایش توسط الکتاب : ۱۳۸۹/۰۲/۲۰ در ساعت ۲۲:۲۰



    ولو نزلناه علی بعض الاعجمین



  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    537
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 3 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    1187
    آپلود
    0
    گالری
    206



    نقل قول نوشته اصلی توسط الکتاب نمایش پست
    شبیه نرم افزاره مثال نرم افزار را برای این اوردم که بیشتر ملموس است نرم افزار از یک علم پیشرفته بدست می اید مثلا در مورد رایانه علمی آن را حمایت می کنه ما یک ظاهری از این علم را روی نمایشگر می بینیم یک محقق نسل جدید ممکن است بخواهد علم این فن آوری را بداند لذا او باید از مبنا شروع کند ابتدا باید بداند که الکتریسته ریشه اصلی این علم است دانشمندان پس از ساخت تلفن که امواج صدا را به امواج الکتریکی تبدیل می کرد سعی در ساخت امواج رادیویی نمودند امواج رادیویی و بی سیم باید توسط یک گیرنده دریافت شود این گیرنده رادیو نام دارد رادیو پس از دریافت امواج ان را به صدا تبدیل می کند با این فن اوری ها سخت افزار مورد نیاز فراهم شد نرم افزار چیز دیگری است یک نرم افزار راهی است برای جمع علوم زیاد با حجم کم مثلا یک cdتعداد فایلهایی که به صورت audio cd می تواند داشته باشد کم است فرمت mp3این امکان را میدهد که تعداد فایل زیاد شود قران نیز همین روال را دارد قران یک نرم افزار است به همین خاطر تمام فایلهای این نرم افزار در هم گره خورده اند و شبیه لینک و یا پیوند هستند کار کردن صحیح این نرم افزار بستگی به ذهن انسان دارد که آیا اجازه و علم اجرای این نرم افزار را دارد یا نه یا مانند یک ناشی روی فایل ها رفته و بی هدف کلیک می کند به همین جهت به نظر من قران قابل فهم است اما با علم و گیج کننده است برای ناشی کسی که ناشی است در شروع به کار ممکن است بی جهت کلیک کند حتی نتوتند در برنامه ویرایش گر تایپ کند لذا او همین جوری نگاه می کند مثال رانندگی را نزدم زیرا رانندگی فرق می کند اینجا هرکس میتونه با موس یا صفحه کلید کار کند ولی فرق است بین یک کسی که دوره رایانه را دیده با یک تازه کار لذا قران یک کتاب بسیط یا همه فهم نیست چون یک علم فشرده است اما مبهم و دارای تناقض و دروغ هم نیست


    شما خیلی مات و مبهوت صحبت می کنید منظور ایشان قران نیست بلکه تفاسیر است البته این را هم بگویم ظاهرا جناب mahdiidham اصلا سئوالش هم مات و مبهوته جناب mahdiidham لذا اگر نوشته من را میخوانید لطفا واضح تر سوال کنید و متن خودتون را بازش کنید خیلی گنگ سوالتون رو مطرح کردید.

    دوستان من قصدی از صحبتم ندارم ولی حرفاتون 1000 تا معنی میده مانند سوالش و این پاسخ ها مخصوصا جواب جناب الکتاب . لطفا از mahdiidham بخواهید سوالشون رو واضح بگن تا جواب ها هم واضح تر بیان شه


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0





    با سلام و عرض ادب
    با توجه به ظواهر پرسش دوست عزيزمان ظاهرا منظور ايشان قرآن كريم بوده و شايد قصد داشند اين سوال را مطرح بفرمايند كه آيا خوب نبود قرآن به گونه اي نازل مي شد كه تفاسير مختلفي از آن استخراج نشود و همه يك نوع فهم از قرآن داشته باشند ؟ در پاسخ اين عزيز عرض مي كنيم :

    قرآن حقیقتی ذو مراتب است
    قرآن كريم درباره‌ي خداي سبحان دو گونه تعبير دارد؛ گاهي مي‌گويد: «ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ»[ سوره‌ي انعام، آيه‌ي 102؛ (آري) اين است خداوند، پروردگار شما] و در اين بخش، از كلمه‌ي «ذلك»كه براي اشاره به دور بكار مي‌رود، استفاده نموده است و گاه مي‌گويد: «وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَما كُنْتُمْ»[ حديد، آيه‌ 4] يا «وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ»[ بقره، آيه 186]
    و هنگامي كه بندگان من، از تو دربارة من سؤال كنند، (بگو) من نزديكم.
    يعني خدايي كه هميشه با همه‌ي انسانهاست، خدايي كه به انسان نزديك است بلكه از رگ گردن به او نزديكتر است: «وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ».[ ق، آيه‌ 16؛ و ما از رگ قلبش نزديكتريم]
    همين دو نوع تعبير درباره قرآن كريم نيز كه به فرمايش نوراني اميرالمؤمنين ـ سلام الله عليه ـ تجلّيگاه ذات اقدس اله است، آورده شده است. خداي سبحان درباره‌ي قرآن، گاه مي‌فرمايد: «ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ»[ بقره، آيه‌ي 2؛ آن كتاب با عظمتي است كه شك در آن راه ندارد] و گاه مي‌فرمايد: «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ»[ اسراء، آيه‌ 9؛ اين قرآن، به راهي كه استوارترين راه‌هاست، هدايت مي‌كند] گاهي اشاره‌ي دور آمده و گاهي اشاره‌ي نزديك.
    سرّ اين دوگانگي تعبير آن است كه قرآن كريم كتابي نظير كتابهاي عادي و معمولي نيست كه اوّل و آخرش در دسترس انسانها باشد؛ بلكه قرآن كريم كتابي الهي و داراي مراتب است، مرتبه‌ي والا و مرحله‌ي اعلايش همان «امّ الكتاب»است كه در سوره‌ي «زخرف»بيان شده است. «وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ»[ زخرف، آيه‌ 4؛ قرآن در «ام الكتاب» (لوح محفوظ) نزد ما بلندپايه و استوار است.] اين مرحله‌ي اعلي كه اصل قرآن و مادر و ريشه‌ي آن است، وجود و حقيقتي «نزد خدا»دارد و نزد ذات اقدس اله است.
    مرحله‌ي عاليه‌ي قرآن، همان است كه در دست فرشتگان «كرام برره»است: «بِأَيْدِي سَفَرَةٍ* كِرامٍ بَرَرَةٍ»[ عبس، آيات 15 و 16؛ به دست سفيراني است، و الامقام و فرمانبردار و نيكوكار] و مرحله‌ي نازله‌اش، پيش مردم و به لفظ عربي مبين ظهور كرده است:

    «حم* وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ* إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ».
    [ سوره‌ي زخرف، آيات 1ـ3؛ حم. سوگند به كتاب مبين (روشنگر)، كه ما آن را قرآني فصيح و عربي قرار داديم، شايد شما (آن را) درك كنيد]

    در آنجا كه مي‌فرمايد: «هذَا الْقُرْآنُ»[ اسراء، آيه‌ 9؛ اين قرآن]، سخن از هدايت است و پس از آنكه مي‌فرمايد: «ذلِكَ الْكِتاب»[ بقره، آيه‌ 2؛ آن كتاب]، سخن از «غيب»است: «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»[ بقره، آيه‌ 3؛ كساني كه ايمان به غيب دارند] و اين نشانگر آن است كه قرآن، «غيب»و «كتاب مكنوني»دارد كه اصلِ مرتبه‌ي نازله‌ي قرآن است. وقتي كه انسان بر اوج قرآن مي‌نگرد وخود را حقير مي‌يابد، مي‌گويد: «ذلِكَ الْكِتاب»و آن وقت كه الفاظ و ظواهرش را مي‌بيند كه قابل قرائت و تلاوت، و قابل فهم و استدلال و گفتن و شنيدن و نوشتن است، مي‌گويد: «هذا القرآن».

    در يك نگاه، توجّه به اوج قرآن است و در اين حال، تعبير مناسب، اشاره‌ي دور است و در نگاه ديگر، توجّه به مرحله‌ي نازله‌ي آن است و در اين هنگام، تعبير مناسب، اشاره‌ي نزديك است.
    اگر ذات اقدس اله به فرمايش امام سجّاد ـ عليه السّلام ـ ، «الداني في عُلوّة و العالي في دُنوّه»
    [ صحيفه سجاديه، دعاي 47؛ نزديك است در بلند مرتبه بودنش و بلند مرتبه است در نزديك بودنش.] است، قرآن كريم نيز كه تجلّي اوست، همين ويژگي را دارد. اگر خداوند متعال، در عين حال كه عالي و بالاست، نزديك است و در عين حال كه نزديك است، بلند و متعالي است:
    «بَعُدَ فلا يُري و قَرب فشهد النجوي»[ ـ بحار، ج 45، ص 148، ح 1، دعاي افتتاح] هم بعيد است و هم نزديك، هم عالي است و هم داني، تجلّي او يعني قرآن نيز داراي «قرب»، «بعد»، «علوّ»و «دنوّ»است.

    تفاوت تجلّي با متجلّي

    البته بين قرآن كه «تجلّي»است و ذات اقدس اله كه «متجلّي»است، يقيناً تفاوت وجود دارد. قرآن كريم به صورت لفظ و كتابت درمي‌آيد ولي ذات اقدس اله هرگز به اين صور جسمانيّه در نمي‌آيد و لذا در تعبير شريف دعا آمده است كه «قرب فشهد النجوي»[ بحار، ج 45، ص 148، ح 1، دعاي افتتاح] و نفرمود: «قرب فيري»نزديك است و ديده مي‌شود بلكه نزديك است و شاهد نجوي است، نزديك است و مي‌بيند.
    قرآن كريم به جهت آنكه موجودي «ممكن الوجود»است، وقتي كه در مرحله‌ي قرب ظهور مي‌كند، ديده مي‌شود، شنيده مي‌شود و نوشته مي‌شود، در قالب الفاظ عربي مبين مي‌آيد تا زمينه‌ي فهم و تعقّل و ترقّي و تكامل انسان فراهم شود.
    در سوره‌ي مباركه‌ي «زخرف»هر دو مرحله قرآن ذكر شده و خداي سبحان پس از قسم به «كتاب مبين»مي‌فرمايد: ما قرآن كريم را از مقام لدن و از امّ الكتاب نزول داده‌ايم و به صورت قرآن عربي فصيح درآورده‌ايم تا منشأ تعقّل و فهميدن شما باشد: «حم* وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ* إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ»[ زخرف، آيات 1ـ3].
    با تشكر


    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۸۹/۰۲/۲۱ در ساعت ۰۱:۰۵

  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۷
    نوشته
    364
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdiidham نمایش پست
    سلام
    به این دو حالت توجه کنید :
    1- کتاب اول : کتابی برای هدایت عموم مردم نوشته شده ، این کتاب به تنهایی قابل فهم برای عموم است ( و از دسترس مفسرین به رأی و سوء استفاده کنندگان بدور است)و نیز از مزایای این کتاب اینست که اهل علم و تحقیق میتوانند با تعمق در مفاهیم آن برداشت های غنی تری از آن کرده و به درجاتی ارتقاء یابند و به کمال نزدیکتر شوند ، ( و در واقع هدایت عمومی به تمام و کمال است چون عوام و خواص بسته به استعداد خود میتوانند از آن بهره ببرند ) .
    2- کتاب دوم : کتابی برای هدایت عموم مردم نوشته شده ، این کتاب قابل فهم برای عموم نیست و دارای تناقضات و ابهاماتیست که لازم و ضروری میشود که کسی یا کسانی( مدعی فهم آن ) آنرا برای مردم تفسیر کنند و بدون این اشخاص نمیتوان براحتی از آن استفاده کرد ( بنابراین تفسیرهای مختلفی از آن میشود و لزوماً فرقه هایی نیز ایجاد میشوند) .

    حال به نظر شما کدام کتاب کامل است و میتواند مناسب برای هدایت عموم مردم باشد ؟
    تا مفهوم شما از کمال چی باشه، اگر منظور شما از کمال این باشه که دیگه نیازی به تعقل و تفکر از جانب آدمی نباشه و همه چیز در یک کتاب نوشته شده باشه، هیچ کدوم از دو مورد بالا کتاب کامل نیست.

  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    234
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط klisa2 نمایش پست
    شما خیلی مات و مبهوت صحبت می کنید منظور ایشان قران نیست بلکه تفاسیر است البته این را هم بگویم ظاهرا جناب
    نقل قول نوشته اصلی توسط klisa2 نمایش پست
    mahdiidham اصلا سئوالش هم مات و مبهوته جناب mahdiidham لذا اگر نوشته من را میخوانید لطفا واضح تر سوال کنید و متن خودتون را بازش کنید خیلی گنگ سوالتون رو مطرح کردید.

    دوستان من قصدی از صحبتم ندارم ولی حرفاتون 1000 تا معنی میده مانند سوالش و این پاسخ ها مخصوصا جواب جناب الکتاب . لطفا از mahdiidham بخواهید سوالشون رو واضح بگن تا جواب ها هم واضح تر بیان شه


    منظورم از اینکه گفتم شبیه نرم افزاره این بود که برای تفسیر قرآن و فهم قرآن باید علم داشت چنانکه می فرماید
    فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ وَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِن قَبْلِ أَن يُقْضَى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَقُل رَّبِّ زِدْنِي عِلْمًا
    در این آیه خداوند به فردی که مخاطبش هست می فرماید در قرآن عجله نکن قبل از پایان وحی آن (؟)و بگو رب علم من رازیاد کن
    در این آیه منظور از وحی نزول الفاظ نیست بلکه نزول بیان است
    قران دو مرحله نزول داشته است اول نزول الفاظ دوم نزول بیان
    نزول الفاظ نیازی به علم رسول ندارد یعنی رسول می تواند بیسواد باشد دوم نزول بیان این نزول نیاز به علم دارد رسول باید با سواد باشد
    چنان که در سوره قیامت می فرماید
    لَا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ ﴿۱۶﴾
    حرکت نده زبانت را برای خواندن قرائتی قران تا زودت از زمان تعیین شده آن را بفهمی
    إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ ﴿۱۷﴾
    ما این کار را انجام خواهیم داد ما قران را جمع می کنیم و ان را میخوانیم
    فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ﴿۱۸﴾
    پس هنگامی که قرائت شد از قرائت پیروی کن
    ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنَا بَيَانَهُ ﴿۱۹﴾
    سپس بیان مفهوم آن ایات قرائت شده از طرف ما انجام خواهد شد
    در این سوره علم مفاهیم قران را منحصر در خدا کرده است و رسول از جانب خدا مفاهیم ایات را می شنود و بتدریج به مردم می گوید
    زمان در فهماندن مفاهیم قران به رسول قابل حذف نیست یعنی بتدریج قران را به رسول می فهماند
    وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنزِيلًا
    به زمان اشاره دارد
    قُلْ آمِنُواْ بِهِ أَوْ لاَ تُؤْمِنُواْ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ مِن قَبْلِهِ إِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلأَذْقَانِ سُجَّدًا ﴿۱۰۷﴾
    ایمان نیاوردن مردم بی سواد و خضوع صاحبان علم در برابر مفهوم ایات نه الفاظ
    وَيَقُولُونَ سُبْحَانَ رَبِّنَا إِن كَانَ وَعْدُ رَبِّنَا لَمَفْعُولًا ﴿۱۰۸﴾
    حرف اهل علم است که می گویند وعده خدا یعنی حکومت جهانی اسلام به وقوع خواهد پیوست
    همانطور که ملاحظه می کنی این ایات با هم پیوند دارند یعنی لینک شده اند و قران را شبیه نرم افزار در اورده است و فقط اهل علم پس از بیان رسول می فهمند و سایر مردم محرومند تفاسیر متفات از قران هم بدلیل نداشتن علم است و طبیعی هست
    مثلا شما برای کار با یک نرم افزار باید علم ان را یاد بگیری مثلا باید بدانی چه ملزوماتی در فتو شاپ هست لذا باید زبان انگلیسی بدانی و سایر علم لازم
    لذا تاویل قران را خدا میداند و به رسول می اموزد و مردم دیگر تفاسیر متفاوت میدهند که می تواند نادرست باشد
    همانطور که میدانید مثلا در نرم افزار word خیلی ها میتونند بنویسند اما بعضی حرفه ایها میتونند بیشتر بهره ببرند البته صانع این نرم افزار به تمام این نرم افزار احاطه علمی دارد و دیگران به علم صانع احاطه ندارند
    قران هم صانعی دارد این صانع علم این قران را میداند و به رسول می اموزد و البته مردم میتوانند از قسمتهایی از قران بهره ببرند و بخشهایی را که نمی فهمند می گوین کل من عندالله



    ولو نزلناه علی بعض الاعجمین



صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود