نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: به نظر شما اثبات شهادت حضرت زهراء بعد از 1400 سال خاصیتی د

رأی دهندگان
11. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • بهترین سند حقانیت شیعه است

    8 72.73%
  • بیان این مسائل بیشتر باعث اختلاف می شود

    3 27.27%
  • به گذشته ها کاری نداشته باشیم

    0 0%
صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ؟؟؟؟شهادت حضرت فاطمه، افسانه یا سند رسوائی؟؟؟؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7

    ؟؟؟؟شهادت حضرت فاطمه، افسانه یا سند رسوائی؟؟؟؟




    با سلام خدمت دوستان
    حق طلبی و عمل طبق آن توصیه‏ای قرآنیست و بررسی آنها در سایتی قرآنی لازم، و چون قرآن، پیامبر را بهترین الگو معرفی نموده(1) و ما را به اطاعت از او فراخوانده است(2) به همین جهت سراغ پیامبر رفته و معیار حق و باطل را از ایشان بخواهیم.
    اولین معیار
    پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم، معیاری به نام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیهما السلام معرفی کرده است که جملات: علی مع الحق و الحق مع علی(3)، همچنین علی مع القرآن و القرآن مع علی(4) ایشان معروف است، یعنی علی همراه دائمی حق و حق همراه دائمی علی است، جمله حق همراه دائمی علی است بار معنوی بیشتری دارد و کاربردهای فراوانی.

    مثلا می‏گویند ابوبکر با رأی مردم در سقیفه بنی‏ساعدة انتخاب شد پس ابوبکر حق امارت دارد.
    می‏گوئیم چون علی در سقیفه نبود حق با ابوبکر نیست.
    شاید بگویند: علی 6 ماه بعد بیعت کرد.
    می‏گوئیم: همان 6 ماه که علی بیعت نکرد حقیقتی در ابوبکر نبود که با او بیعت نکرد لذا فقط و فقط خود امیرالمؤمنین حق دارد بگوید حقیقت چیست و علت تأخیر بیعتم چه بود.


    دومین معیار
    صدیقه کبرا فاطمه زهرا سلام الله علیها به عنوان معیار حق و باطل مشخص شده است، پیامبر در حق ایشان فرمودند:
    1- فاطمة بضعة منی فمن اغضبها اغضبنی(5)، فاطمه جگرگوشه من است هر که او را خشمگین سازد مرا خشمگین کرده است.
    2- إن الله یرضی لرضا فاطمه و یغضب لغضبها(6)، خداوند راضی به رضای فاطمه می‏شود و خشمگین در خشم او.

    با دقت در جملات فوق، آسمانی بودن و عصمت حضرت زهراء ثابت می‏شود، خشم و غضب پیامبر که کلامش وحی است (و خشنودی و رضایتش تماما آسمانی است) به خشم و غضب این بانو گره خورده، همچنین رضایت خدا مشروط به رضایت فاطمه است.

    حال اگر جمله چنین بود: فاطمه راضی است به رضای خدا (مانند جمله‏ای که امام حسین عصر عاشورا فرموند: إلهی رضا برضائک...) حداکثر، نهایت بندگی ایشان را ثابت می‏کرد، اما اینکه رضایت خدا بعد از رضایت فاطمه بدست می‏آید، بسیار بسیار بلند مرتبه‏تر و آسمانی‏تر خواهد بود.
    چون ایام شهادت این بانوی گران‏قدر است فعلا به همین معیار می‏پردازیم.

    چرا فاطمه زهرا معیار باشد؟
    جز این است که هادی امت باید به فکر هدایت امتش باشد و برای شبهای تیر و تار فتنه، چراغ راهی روشن نماید؟
    اگر ایشان معیار حق و باطل نبود، اگر اختلاف ایشان با ابوبکر بخاطر مال دنیا (فدک) بود، اگر حب و بغض ایشان تأثیری در مقبولیت و مشروعیت غاصبان خلافت نداشت، و صدها اگر دیگر، پس چرا ابابکر و عمر در بستر شهادتش برای حلالیت‏طلبی حاضر شدند؟
    چرا فاطمه زهرا روایت فوق از پیامبر را به آنان گوشزد کرد؟
    و چرا روی مبارکشان را به سمت دیوار کرده و قهرآمیز فرمودند:
    خدا را گواه می‏گیرم که من از شما دو تا راضی نیستم.
    چرا به شوهرش وصیت کرد مرا شبانه کفن و دفن کن و غاصبان را مطلع ننما؟
    یادمان نرود فاطمه ئی چنین درخواستی دارد که رضایت و خشمش رضایت و خشم خداست.
    پس خدا چنین خواسته که علامت سؤالهای فراوانی مقابل مردم (تا روز ظهور منتقم ایشان) قرار بگیرد.

    پیروان قرآن باید تحقیقا جواب این سؤالات را بیابند (چراکه در مسائل اعتقادی، تقلید نشاید) و بنمایانند.

    دوستان توجه کنید چرائی عزاداری حضرت زهرا را به لحاظ عقیدتی دنبال نمائید، همچنین علت هجمه دارودسته غاصبان نیز بررسی شود، بنابراین اصل شهادت و نارضایتی ایشان از غاصبان و بالعکس موضوع تاپیک خواهد بود.
    توصیه می‏شود بیشتر از روایات اهل سنت استفاده شود.

    برای شروع بحث و بیان اصل مصیبتهای بعد از پیامبر مناظرات حجة الاسلام دکتر سید محمد حسینی قزوینی با علماء اهل سنت را مرور کنیم.
    مناظره شماره 1
    مناظره شماره 2
    مناظره شماره 3
    مناظره شماره 4



    ـــــــــ
    (1)لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ يَرْجُوا اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثيراً،احزاب/21، مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود، براى آنها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مى‏كنند.
    (2)وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقاب‏، حشر/7، آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگيريد (و اجرا كنيد)، و از آنچه نهى كرده خوددارى نماييد و از (مخالفت) خدا بپرهيزيد كه خداوند كيفرش شديد است!
    (3)مجمع الزوائد ج 7 ص 35، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 2 ص 298.
    (4)مستدرک حاکم ج 3 ص 124، کنزالعمال ج 11 ص603.
    (5) بخاری ج 4 ص 210.
    (6) مستدرک حاکم ج 3 ص 154،یک توضیحی درباره این کتاب لازم است، نام کامل این کتاب المستدرک علی الصحیحین و مؤلفش ابوعبدالله حاکم نیشابوری است، منظور از صحیحین یعنی صحیح بخاری و صحیح مسلم، و روایاتی که در آن دو کتاب نیامده ولی طبق مسلک روائی آن دو نفر (بخاری و مسلم) باید آورده می‏شده جمع نموده است، لذا در آخر هر روایتی یک توضیح کوتاه می‏دهد، مثلا در آخر همین روایت فوق چنین گفته است: هذا حديث صحيح الاسناد وأبو سعيد التيمي هو عقيصاء ثقة مأمون ولم يخرجاه، یعنی سند این روایت صحیح است و ابوسعید مورد اطمینان ولی آن دو (بخاری و مسلم) آن را نیاوردند، یکی از خواص مطالعه این کتاب کشف سانسور شدید بخاری و مسلم می‏باشد.
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۹/۰۲/۲۰ در ساعت ۱۱:۳۳


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    اصل مناظرات بدون هیچگونه دخل و تصرفی در ذیل می‏آید.
    مراجعه به سایت http://www.valiasr-aj.com/fa/index.php بر قرآن پژوهان حقیقت‏جو ضروری است.
    شبکه ماهواره‌اي «المستقله» انگلستان، شبکه‌اي است که با عنوان دفاع از عقائد اهل سنت تشکيل شده و تاکنون با ترتيب دادن چندين مناظره جنجالي، که به ادعاي مسؤلان اين شبكه بييندگان آن به حدود پنجاه ميليون نفر رسيد، تلاش در بر هم زدن روابط برادرانه بين شيعه و سني داشته است .

    چندي پيش اين شبکه با اعلام موضوعي جديد براي مناظره از شيعيان دعوت کرده و ادعا نمود كه در صدد است تا وجود نداشتن هرگونه روايت صحيحي در منابع شيعه و سني در شهادت و مظلوميت حضرت زهرا را ثابت نموده و به زعم خويش يك بار و براي هميشه به پرونده شرکت هر ساله و پرشور شيعيان در عزاداري فاطميه را مختومه سازد.
    بزرگان شيعه که از سوء سابقه اين شبکه در تحريک عواطف مذهبي شيعه و سني با اطلاع بودند، ابتدا دستور به عدم شركت شيعيان در اين مناظره نمودند؛ اما از آن‌جا كه اين شبکه بناي ايجاد تفرقه ميان شيعه و سني را داشت و با دعوت رسمي از شيخ جناحي از علماي عراق و نيز از صباح الخزاعي به عنوان متفکري شيعه روش جديدي را در پيش گرفت و آن استفاده از عدم تخصص جناب آقاي جناحي در زمينه بحث هاي کلام جديد و نيز ادعاي دروغين صباح الخزاعي در مورد شيعه بودن خويش و منکر شدن بسياري از اصول ثابته نزد شيعه بود .
    همان‌گونه كه در متن مناظره هم مطرح مي‌گردد، عده اي از مراجع و بزرگان حوزه از جمله حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي به محض اطلاع و آگاهي از اين موضوع با جناب دكتر آيت الله حسيني قزويني تماس حاصل نموده و از ايشان مي‌خواهند تا با شركت در اين مناظره توطئه جديد وهابيت در ايجاد اختلاف ميان شيعه و سني را خنثي نموده و روايات موجود در اثبات شهادت حضرت صديقه طاهره سلام الله عليها را در آن برنامه در معرض ديد تمامي مسلمانان عالم قرار دهند.
    از سوي ديگر آيت الله کوراني با اين شبكه تماس گرفته و با معرفي جناب دكتر حسيني قزويني به اين شبكه اعلام مي‌دارد در صورتي كه بناست نظرات واقعي شيعيان در اين برنامه و مناظره مطرح گردد بايد از ايشان در اين برنامه دعوت به عمل آيد.
    حضور و شركت جناب دكتر حسيني قزويني در اولين شب مناظره كه مصادف با چهارمين شب آغاز اين مناظره ‌بود در حالي صورت گرفت كه در شب‌هاي قبل، اين شبكه با زير نويس و مانور‌هاي مداوم مجري اين برنامه (دكتر الهاشمي) همواره بر اين نكته تأكيد مي‌كرد كه شيعه در ادعاي خود مبني بر جسارت خلفا به حضرت زهرا هيچ مدرك صحيحي حتي در كتاب‌هاي خود ندارند.
    اما با حضور جناب دكتر حسيني قزويني در اولين شب مناظره ورق برگشته و داستان دقيقا بر خلاف روند مورد نظر و نتيجه‌اي كه از آن مورد انتظار بود رقم ‌خورده و به صورت ديگري ادامه و ختم ‌گرديده است. يعني نه تنها فتنه ايجاد اختلاف و درگيري مذهبي بين شيعه و سني از بين ‌رفت، بلکه با مطرح شدن روايات اهل سنت در مورد هجوم خلفا به خانه حضرت زهرا سلام الله عليها و نيز روايات صحيحه شيعه، سبب آگاهي بسياري از مردم و اهل سنت را فراهم آورد.
    سخنان و روشنگري‌هاي جناب دكتر حسيني قزويني در اين مناظره سبب شد تا شركت كنندگان سني و مجري اين برنامه رفته، رفته از ادعاي خود عقب نشيني نموده و زيرنويس‌هاي برنامه عوض شده و با دست برداشتن از هياهو‌ و جنجال‌هاي چند شب قبل، اصل هجوم و اسقاط جنين و شكستن پهلو و شهادت حضرت محسن عليه السلام‌ را پذيرفته و فقط به همين مقدار بسنده كنند كه عمر و ابوبكر به طور مستقيم در اين اقدام شركت نداشته‌‌اند.
    در اين مناظره که با وجود نابرابر بودن نيروهاي موجود در آن و مقابله تمامي افراد حاضر در مناظره از جمله دکتر الحسيني از اهل سنت بحرين، دکتر ابوشوارب از اهل سنت مصر و خود دكتر الهاشمي مدير سنّي اين مناظره و نيز صباح الخزاعي که در اصل سنّي ولي به دروغ خود را شيعه معرفي کرده بود، اما با هوشياري جناب دكتر آيت الله حسيني قزويني اين ادعا باطل گرديد و حقانيت نظر شيعه در اين زمينه بر حق جويان ثابت گرديد و تريبوني که براي ترويج درگيري ميان شيعه و سني در نظر گرفته شده بود، وسيله‌اي براي بيان مظلوميت حضرت زهرا با روايات فريقين گرديد.
    اين عمل ايشان سبب تغيير يافتن جوّ مناظره و برخوردهاي غير معقول مدير مناظره – دکتر الهاشمي- گرديد که خود به خوبي بيانگر ناراحتي مسئولين مناظره از اثرات آن بود اما اين برخوردهاي غير معقول نيز با لطف الهي ناکام ماند و شيعه سر افراز از اين مناظره بيرون آمد.
    در پي اين پيروزي شيعه، حضرت آيت الله العظمي مکارم از جناب آيت الله قزويني تشکر کرده و فرمودند: «برخوردهاي اخير عده اي از بزرگان اهل سنت در مواجهه با شهادت حضرت زهرا به خوبي نشانگر استيصال ايشان و سبب مشخص شدن نقطه ضعف ايشان گرديده است که بايد از اين نقطه کمال استفاده را نمود.»
    همچنين پس از اين مناظره علما و بزرگان حوزه علميه قم با تشکر از جناب آيت الله قزويني از حضور ايشان در اين مناظره ابراز خرسندي نمودند.
    لازم به ذکر است که پس از اين مناظره تماس هاي بسياري از اهل سنت کشورهاي مختلف از جمله عربستان، عراق، آلمان و... با اين موسسه و جناب آيت الله قزويني صورت گرفت و عزيزان اهل سنت در آن با اشاره به مظلوميت حضرت زهرا سلام الله عليها، تقاضاي آشنايي هرچه بيشتر با مذهب شيعه را داشته و ابراز داشتند که به رغم تلاش‌هاي مسئولين شبکه المستقله، در سال آينده نه تنها شيعيان که حتي اهل سنت نيز براي حضرت زهرا مراسم عزاداري برپا خواهند داشت.
    از اتفاقات ديگري كه در پي اين مناظره اتفاق افتاد حضور يکي از سرشناس‌ترين خانواده‌هاي كشور امارات و تشرف به مذهب تشيع بود.
    نكته‌ لازم به ذكر اين است كه ترجمه فارسي، كاملاً مطابق با متن عربي آن كه پياده شده از فيلم ويديويي آن مي‌باشد صورت پذيرفته است و اين خود بهترين شاهد و گواه براي اثبات موفقيت جناب دكتر حسيني قزويني در اين مناظره است؛ اقدامي كه هيچ يك از سايت‌هاي وهابي تاكنون به هيچ شكل جرئت به اقدام آن ننموده‌اند.
    در پايان خوانندگان عزيز را توصيه مي‌نماييم تا متن مناظره را با دقت هرچه تمام‌تر و تا جمله پاياني آن مورد مطالعه قرار دهند.

    معاونت اطلاع رساني مؤسسه حضرت ولي عصر (عج)
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۹/۰۲/۲۰ در ساعت ۱۱:۲۸


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    بسم الله الرحمن الرحيم
    چهارمين شب مناظره
    و اولين شب حضور دكتر سيد محمد حسيني قزويني

    سخن هاشمي مدير شبكه:
    مقدمه:
    هاشمي: عزيزان بيننده در اين قسمت از برنامه نوبت به بحث و مناقشه در استدلال‌ها و براهين و آراء و روايات مختلف شيعه در موضوع تعرّض و هجوم به [حضرت] فاطمه زهراء [سلام الله عليها] مي‌رسد. در اين قسمت قصد داريم تا مقدار اعتبار رواياتي كه شيعه در اين باره استناد مي‌كند را بررسي كنيم و ببينيم اين مدارك و مستندات تا چه اندازه از صحت و اعتبار برخوردار است. موضوعي كه [طبق ادعاي شيعه] بر اثر دشمني‌هاي ابو بكر و حمايت‌هاي عمر بن خطاب منجر به شكستن پهلو و سقط جنين و به آتش كشيدن خانه [حضرت] فاطمه زهراء [سلام الله عليها] شده است.
    اين مناظره، تاريخ اسلام را در قرون ابتدايي آن، باز خواني مي‌كند. مناظره‌اي كه بر اساس بحث و گفت‌گوي آزاد و نقد جسورانه پاگرفته و از تجربيات كشور‌هاي اروپايي در نقد و بررسي الهام ‌گرفته است. در فرهنگ‌ اين سرزمين [غرب و اروپا] سعي بر آن است تا ميراث ديني خود را بر اساس جسارت و عقلانيت، اما در كانال گفت‌گوي آزاد و صريح، ترويج داده و فرهنگ تسامح و تساهل و صلح و آشتي را در جوامع عربي و اسلامي گسترش دهند. و با اين روش سعي كنند تا منطقي را كه از راه تعصب و جمود به زور و خشونت و تتنفر از يك‌ديگر منتهي مي‌شود را نفي و با آن برخورد نمايند.
    خوش‌آمد به ميهمانان برنامه:
    ميهمانان ما در اين برنامه كه هم اكنون سرگرم انبوه برگه‌ها و كاغذ‌هاي خود هستند ـ و به همين علت ممكن است پاره‌اي از مشكلات در خلال برنامه در گيرندگي ميكروفون‌ها پيش آيد. ـ جناب آقايان: حسن الحسيني از «جمعيت الآل والأصحاب» از كشور بحرين، و شيخ محمد الخزاعي «سياست‌مدار عراقي» و دكتر محمد مصطفى ابو شوارب«رئيس بخش زبان عربي دانشكده پرورش دانشگاه اسكندريه» و آية الله شيخ محمد على جناحي از «علماء شيعه عراق».
    در برنامه امروز سعى داريم تا به صورت ريشه‌اي‌تر به نقد و بررسي حادثه هجوم به خانه خانم فاطمه زهراء [سلام الله عليها] بپردازيم تا از اين طريق به نظر نهايي ميهمانان برنامه مناظره برسيم.
    اجازه دهيد برويم سراغ موضوع اصلي برنامه يعني: مناقشه در موضوعي كه مورد ادّعاي شيعه است و همواره از آن سخن مي‌گويد و آن مطالبه نمودن فدك از سوي [حضرت] زهراء [سلام الله عليها] به عنوان ميراث خود و موضع آن خانم در قبال بيعت با ابوبكر خليفه مسلمانان.
    براي اطلاع آن‌دسته از بينندگاني كه تا اين قسمت از برنامه‌ها موفق به همراهي برنامه مناظره ما نشده‌اند بايد عرض كنم كه برادران شركت كننده شيعه ما در اين مناظره يعني: آقايان شيخ خزاعي و شيخ جناحي هم‌چنان به دنبال يك دليل از خطبه‌هاي امام علي [عليه السلام‌] و احاديث او در اين زمينه هستند؛ تا بتوانند ثابت كنند كه امام علي [عليه السلام‌] حادثه هجوم به همسرشان را يادآور شده‌اند. و نيز در جست‌وجوي يك مصدر از كتاب‌هاي اهل سنت هستند تا بتوانند واقعه هجوم و مباحث اساسي در اين موضوع را يعني: آتش زدن خانه و شكستن پهلو و سقط جنين را ثابت كنند.
    اشكال در استناد شيعه به نامه‌اي كه دلالت برهجوم دارد:
    1- مدرك از نهج البلاغه نبوده در حالي كه از اين منبع، مدرك خواسته شده بود:
    ديروز آية الله جناحي و شيخ محمد الخزاعي نامه‌ منسوب به امام علي [عليه السلام‌] را به عنوان سند مورد بحث ارائه نمودند و اظهار داشتند: اين نامه از نهج البلاغه است و خطاب به خليفه اول در موضوع و پرونده فدك صادر گرديده است، در حالي كه مشخص شد اين نامه از نهج البلاغه نمي‌باشد.
    اين نامه كه مورد قبول قرار نگرفت محتوي هجوم شديد ابو بكر و عمر بن خطاب بود و آن‌ها را اهل ضلالت و گمراهي دانسته و متهم به در سينه داشتن كينه‌هاي بدر و خون‌خواهي از جنگ اُحد نموده است. خليفه اول يعني: ابو بكري كه هم‌نشين و هم‌راه پيامبر صلى الله عليه [وآله] وسلم در غار بود، و خليفه دومي كه فاتح سرزمين‌هاي عراق و فارس و شام و مصر و بيت‌المقدس و ليبي و بخش وسيعي از آسياي ميانه بود. دو شخصيتي كه هر ‌دو به نوبه خود در تلاش براي خون خواهي كشته شدگان جنگ بدر و اُحد بودند، و اصلا آن‌دو نفر در آن مقطع زماني در صف مقابل پيامبر صلي الله عليه [وآله] وسلّم در جنگ قرار نداشتند.
    اين نامه به طور ناگهاني به قسمت سوم برنامه رسيد، و دكتر ابو شوارب آن را به علت جعلي بودن و مورد تحريف قرار گرفتن، باطل و مردود دانست.
    2- در اين نامه تصريح و يا اشاره‌اي به جزئيات هجوم نشده است:
    همان‌طور كه هميشه اين‌گونه بوده است در اين نامه نيز حتي يك مورد تصريح و يا اشاره‌اي به اين حادثه و هجوم به خانه خانم فاطمه [سلام الله عليها] و موضوعات اساسي مطرح در آن يعني: آتش گرفتن خانه و شكستن پهلو و سقط جنين نشده است.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    اعلام مركز «الأبحاث العقائدية» پيرامون وجود نداشتن نص واضحي براي موضوع هجوم:
    همان‌طور كه به شيخ محمد الخزاعي و بينندگان عزيز وعده نمودم تا در اين برنامه،‌ كتاب منتشر شده از سوي مركز «الأبحاث العقائدية» وابسته به مرجع اعلاى اكثر شيعيان در زمان حاضر، يعني: حضرت آية الله العظمى سيد على سيستاني، پيرامون علت وجود نداشتن هر‌گونه نص واضح و آشكاري در موضوع مورد بحث را قرائت نمايم.
    نكته قابل توجه ـ شيخ الخزاعي ـاين است كه در كتاب منتشر شده از سوي اينمركز، نكاتي بيان شده است كه لازم است، خوب به آن‌ها توجه نماييد، و شما بينندگان عزيز در تونس و تهران هم خوب به اين نكته دقت كنيد كه اين مركز در باره علت احتجاج ننمودن امام علي [عليه السلام‌] و عدم ذكر موضوع هجوم به همسرش حضرت زهراء [سلام الله عليها] و شكسته شدن پهلويش و سقط جنينش، [در اين كتاب] چه گفته است.
    اسم اين كتاب: «مأساة الزهراء عليها السلام» تأليف سيد جعفر مرتضى عاملي است. نويسنده اين كتاب در جلد اول، در ابتداي صفحه 204 مي‌گويد:
    اين امر بر كسي مخفي نبوده تا نياز به تبيين [امام]علي بن أبي طالب داشته باشد.
    با توجه به سؤال بعضي درباره علت عدم استناد علي عليه السلام به اين واقعه در احتجاجات خود با ديگران، در حالي كه اين موضوع مي‌توانست به عنوان حجتي قوي و مهم بر عليه آن‌ها (عمر و ابوبكر) به كار رود و عواطف عمومي را از جهات مختلف بر ضد آن‌ها بشوراند. از اين‌رو در توضيح اين ابهام مي‌گوييم:
    1 ـ اين امر بر كسي مخفي نبوده تا [امام] علي عليه السلام بخواهد آن‌ را براي ديگران بيان نموده و از آن‌ها خبر دهد. و لازم نبود در احتجاجات آن حضرت همه اتفاقات و وقايع رخ داده شرح داده شود؛ به خصوص مسائلي كه براي همه واضح و آشكار بوده است.
    بيان ماجراى هجوم از سوي آن حضرت برانگيزاننده عواطف بود، اما سيره و روش علي بن أبي طالب صبر و مدارا بود تا اوضاع به مقابه مسلحانه كشيده نشود.
    2ـ وضعيت و شرايط آن زمان قدرت تحمل برانگيختن عواطف و احساسات را نداشت، بلكه در آن شرايط آن‌چه كه بيش از هر چيز لازم بود مدارا و آرام سازي جو و فضاي متشنج بود، تا آب از سر نگذشته و به سيل نيانجامد، كه در آن صورت با امر رسول الله صلى الله عليه وآله مبني بر لزوم سكوت و عدم قيام مسلحانه مخالفت صورت مي‌گرفت. و اين خود موجب تضعيف دين و فراهم شدن شرايط براي هجوم به اسلام مي‌گرديد، نكته‌اي كه خود امير المؤمنين عليه السلام نيز در نهج البلاغه و جا‌هاي ديگر به آن تصريح نموده است.
    امام علي عليه السّلام واقعه را به شكل آرام بيان نموده است.
    3ـ جناب شيخ محمد الخزاعي دقت كنيد! ايشان [در كتابشان] مي‌گويد: چرا مي‌‌گوييد اين موضوع ذكر نشده است؟ در حالي كه امام عليه السلام هر گاه كه مانعي براي بيان اين موضوع نمي‌ديدند آن را بيان مي‌داشتند، منتها با بياني نرم و آرام؛ چون خلافت امر شخصي نبود كه با يك عذر خواهي و پوزش قابل اغماض و بخشش باشد.
    دستور رسول خدا صلى الله عليه وآله به علي بن أبي طالب مبني بر صبر و مدارا:
    4ـ وي [در كتاب «مأساة الزهراء»] مي‌گويد: براي آن حضرت بيان و تذكر مخالفت‌هاي ـ ابو بكر و عمر ـ با اوامر خداوند و رسولش صلى الله عليه وآله بيش از بيان وقايع و حوادث اتفاق افتاده براي همسرش اهميت و اولويت داشت؛ زيرا معيار و مقياس حق و باطل همين است. آزردگي‌‌هاي شخصي ـ منظور: هجوم به خانه خانم فاطمه رهراء ـ و رنجش‌هاي روحي، با بعضي كلمات شيرين و محبت آميز، و خضوع ظاهري و اظهار عذر و ندامت، قابل رفع و جبران بود؛ تا براي مردم آشكار شود كه در اين خصوص عذر و بهانه‌اي براي سكوت وجود نداشته است.
    مطالبي كه در خصوص تلاش عمر و ابوبكر براي جلب رضايت خانم فاطمه زهرا سلام الله عليها قبل از وفات آن حضرت ذكر مي‌گردد بهترين دليل بر اين مدعاست.
    «پايان كلام سيد جعفر مرتضى عاملي»
    ايشان در همان كتاب مطالب مفيد ديگري كه مرتبط با موضوع مورد مناقشه ماست بيان مي‌كند.
    عزيزان دقت كنيد! ببينيد اين آقا [سيد جعفر مرتضى عاملي] در مقام اعلام نظر مركز «الابحاث العقائديه» وابسته به آية الله سيستاني مي‌گويد: مستدل خواستار كلامي است كه در آن علت پرده برنداشتن از وقايع اتفاق افتاده براي خانم فاطمه زهراء ـ اعم از ضرب و شتم و سقط جنين ـ از سوي [حضرت] علي [عليه السلام‌] بيان شده باشد. در حالي كه همين حضور عمر و ابوبكر قبل از وفات حضرت فاطمه [سلام الله عليها] و طلب حلاليت و رضايت از او دليل بر گناه‌گار بودن آن‌دو در اين ماجراست.
    تكميل اشكال روايت از سوي هاشمي: چرا [حضرت] فاطمه ماجراي فدك را بيان كرده ولي ماجراي هجوم و نيز غصب خلافت را اشاره نكرده است؟
    هاشمي: چرا هنگامي‌كه ابوبكر و عمر خدمت حضرت زهراء رسيدند تا رضايت او را جلب كنند اين مسائل را با آن‌ها در ميان نگذارد، برادران به ما مي‌گويند: ما خواستار جواب هستيم. ما در جواب مي‌گوييم:
    1 ـ اگر حضرت در آن جلسه قضيه هجوم به خانه را طرح نكردند قضيه غصب فدك، و نيز غصب خلافت را كه مستدل به آن‌ها استدلال كرده است را نيز طرح نفرمودند، مسئله‌اي كه [غصب خلافت] نزد آن حضرت به عنوان بزرگ‌ترين گناهان به ‌شمار مي‌رود.
    در نتيجه همان‌گونه كه آن حضرت در رابطه با اين موضوع [هجوم به خانه حضرت و ...] سخني نفرمودند در خصوص غصب خلافت نيز سخني نفرمودند، پس ممكن است كسي با همين ديدگاه بگويد:‌ [حضرت] زهراء [سلام الله عليها] غصب خلافت را غصب نمي‌دانسته‌اند كه در آن جلسه با‌ آن‌ها مطرح نكرده‌اند.
    تكميل مطالب نقل شده از كلام سيد جعفر مرتضي عاملي:
    وي مي‌‌گويد:
    2ـ ذكر اين امر براي آن‌دو بايد بر اساس غرض و انگيزه مشخصي باشد. و آن حضرت در آن زمان انگيزه‌اي براي ذكر اين موضوع در آن جلسه نمي‌ديدند، بلكه از آن‌جا كه اين جلسه براي محاكمه و يا عتاب و عقاب اعمال سرزده از آن‌ها نبود، فايده‌اي هم در اين كار ديده نمي‌شد. يعني: در حقيقت تنها قصد و انگيزه آن حضرت، اقامه و اتمام حجت در خصوص رواياتي بود كه از زبان پدر بزرگوارش در باره او شنيده بودند؛ و لازم بود آن‌دو به آن اقرار كنند و تا آن‌دو بر اين مطلب اقرار نمي‌كردند، حضرت هيچ‌ حرف ديگري با آن‌ها نمي‌زد، و با اين‌كار خود موضع قاطع و جدي خود را در برابر آنان براي قرن‌ها و عصر‌هاي متمادي در معرض مشاهده قرار داد، و به آن‌ها مجال‌ طرح هيچ موضوع ديگري را نداد تا بتوانند در باره اتفاقاتي كه توسط آن‌ها پديد آمده عذر بياورند و اين‌گونه توجيه كنند كه اين اتفاقات لغزشي‌هايي بوده كه بر اثر شرايط و ظروف زماني ملتهب از هيجانات و عصبانيت‌هاي غير قابل كنترل به وجود آمده و ...،
    پس در حقيقت نظر ايشان [سيد جعفر مرتضي عاملي] اين است كه: آن حضرت از روي حكمتي خاص كه بهترين راه هم همين بود اصلا اجازه نداد اين موضوعات در آن جلسه طرح شود تا آن‌ها نتوانند با عذر‌خواهي خود اين مسئله را خاتمه يافته جلوه دهند، و از همين‌روست كه شاهديم آن حضرت اين جلسه را به اختصار برگزار كرده و از طولاني شدن آن جلوگيري نمودند. آن‌حضرت در آن جلسه فقط مي‌فرمايد: «خدايا تو شاهد باش كه اين‌دو نفر مرا مورد آزار و اذيت قرار دادند.»


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    تكرار ادعاء مبني بر اين كه علي و فاطمه چيزي از قصه هجوم را ذكر نكرده‌اند:
    بينندگان عزيز! من اين گفته‌ها را در معرض ديد و قضاوت شما قرار دادم، خانم فاطمه زهراء [سلام الله عليها] با كساني كه اين جنايت را در حق او مرتكب شده‌اند احتجاج نمي‌كند!
    همسر او هم به هيچ‌وجه، اين احتجاجات را طرح نكرده است و برادران [طرف شيعه در مناظره] مي‌گويند: آن حضرت از اين مطالب سخن به ميان نياورده چون مشغول رتق و فتق امور امت اسلامي بوده است، و بر اين عقيده بوده است كه اكنون زمان پرداختن به اين موضوعات نيست. و در حقيقت اولويت‌هايي در برابر او قرار دارد كه اهميتش از پرداختن به اين امور شخصي بيشتر است.
    شما با عقل‌ خود‌تان روي اين گفته‌ها فكر كنيد و به من پاسخ دهيد: آيا اين گفته‌ها معقول به نظر مي‌رسد؟ آن خانم با اين كارش جايگاه خود را در اعلي عليين رفعت بخشيده و در خصوص اين موضوع مشكوك كه شيخ الخزاعي و آيه الله جناحي، ديشب بر وقوع آن تأكيد ورزيدند، هيچ سخني نگفته و همسرش نيز سخني نگفته است و علماء هم از اين موضوع سخني به ميان نياورده‌اند، بسيار خوب! حال با اين وجود، ما روي چه چيزي بحث و مناقشه كنيم؟
    همين مطالب را من با هدف عمق بخشيدن به اين گفت‌وگو در اختيار ميهمانان شركت كننده در مناظره قرار ‌داده و نكته‌اي را اضافه كنم كه ـ با وجود تمام سخناني كه گفته شد ـ اهتمام ما در اين برنامه بر اين است كه تمام سعي و تلاش خود را براي شناخت حقيقت به كار گيريم و به نظرات مختلف پيرامون اين مسئله، اجازه طرح دهيم و اميد‌واريم كه اين بحث‌هاي علمي به ايفاء نقش در آزادسازي عقل عربي از خرافه و جمود و محاصره‌ي خون‌خواهي و تنفر و تعصب منجر شود ـ خوب دقت كنيد! اين‌ها هدف‌هاي مشترك همه ماست ـبياييد تا همه در ترويج فرهنگ حريّت و تسامح و چند صدايي در جوامع عربي نقش داشته باشيم.
    معرفي و خوش آمد‌گويي به دكتر سيد محمد حسيني قزويني:
    بينندگان عزيز! اضافه بر ميهمانان بزرگواري كه در اين برنامه داريم ميهمان ديگري اين قسمت از برنامه ما را شرافت بخشيد. و او كسي نيست جز جناب دكتر سيد محمد حسيني قزويني.
    دكتر سيد محمد حسيني قزويني استاد در حوزه علميه قم و رئيس گروه حديث و عضو هيئت علمي دانشگاه جهاني آل البيت و داراي درجه اجتهاد از مراجع تقليد. مشخصاتي كه از ايشان ارائه شد شايستگي كامل ايشان را براي اظهار نظر در اين موضوعات را مي‌رساند.
    دو ساعت قبل از آغاز برنامه، تماسي از برادر بزرگوار جناب دكتر سيد محمد حسيني قزويني با برنامه دريافت كرديم كه ايشان تمايلشان را در همراهي اين برنامه و بعضي قسمت‌هاي ديگر به ما اعلام نمودند تا در گفت‌وگويي صريح و بي‌پرده با ما به بحث بنشيند، و ايشان به ما اطلاع دادند كه يكي از مراجع تقليد از ايشان خواسته‌اند كه در اين برنامه مشاركت داشته و در باره بعضي از نقطه نظرات اين برنامه توضيحاتي داشته باشند.
    به جناب دكتر سيد محمد حسيني قزويني خوش آمد مي‌گوييم؛ هم‌چنين لازم به ذكر است ايشان منتسب به [حضرت] فاطمه زهراء و [امام] علي بن أبي طالب [سلام الله عليهما] هستند. من به ايشان عرض كردم: من امروز از شما و همه برادراني كه در ايران به عزت رسيده‌اند و در خلال گفت‌وگو‌هاي آزادشان در صددند تا ارتباط بين عرب و ايران را بر اساس مباني صحيح و متين و نه بر اساس پايه‌هاي نفاق و كذب و تقيه تعميق بخشند تشكر مي‌كنم. [به اين عبارات سراپا اهانت وتوهين كه در الفاظ الهاشمي بر ضد شيعه به كار رفت خوب دقت كنيد! پس آن همه ادعاي حريت و آزادگي كجا رفت؟ چه‌قدر فاصله است بين ادّعاي كسي كه خواستار رويارويي و مواجهه با تعصبات طائفه‌اي كه خشونت و تنفر و تفرقه محصول آن بود با عمل او كه همين گفتار آغازين او با جناب دكتر حسيني قزويني نشان‌گر آن است. آيا اين خود عين تنفر و تعصب نيست؟! ]
    و امروز شما در ايران هم براي من و هم براي شبكه «المستقله» عزيز هستيد، به همين خاطر و شرافتي كه بر ما داريد در ابتدا 20 دقيقة از وقت برنامه را به شما اختصاص مي‌دهيم تا در مورد موضوع برنامه صحبت نماييد و اين طولاني‌ترين مدتي است كه تاكنون ميهماني از ميهمانان برنامه در قسمت‌هاي قبلي، به خود اختصاص داده است؛ سپس بعد از اين مدت 10 دقيقه ديگر بعد از تعليقاتي كه شيخ الخزاعي و برادر ابو شوارب و برادر حسيني بر سخنان شما دارند به شما اختصاص مي‌دهيم. سپس مجدداً به سراغ ميهمانان برنامه ‌رفته و در آخر به سراغ ميهمانان در استوديو مي‌آييم و با برادر نجفي مطالبي را عنوان مي‌كنيم، و امروز من سعي مي‌كنم تا به هر ترتيبي شده و لو نصفساعت هم در وقت اصلي برنامه اضافه كنيم بعضي از بينندگان برنامه را كه مي‌گويند ما فراموش شده‌ايم را بشنويم و حداقل اسامي افرادي كه براي ما نامه‌ها و ايميل‌ها، و فاكس‌هاي فراوان ارسال داشته‌اند را بخوانيم تا از واصل شدن آن‌ها اطمينان يابند.
    به قم و به جمهوري اسلامي ايران مي‌رويم و به جناب دكتر سيد محمد حسيني قزويني سلام عرض مي‌كنيم.
    السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
    وعده دادن هاشمي بر قطع نكردن كلام دكتر حسيني در بين سخنان وي:
    هاشمي: جناب آقاي حسيني قزويني خداوند شما را حفظ كنده، مقابل بنده ساعتي هست كه وقت را نشان مي‌دهد و نيز در مقابل شيخ محمد الخزاعي هم اين ساعت هست پس از همين الآن شروع مي‌كنيم و همان‌طور كه وعده داديم به شما 20 دقيقه كامل وقت مي‌دهيم. پس با توكل به خدا از همين لحظه شما شروع بفرماييد. ما ـ الهاشمي و ميهمانان برنامه ـ و بينندگان گرامي برنامه سرا پاگوش، و شنونده سخنان شما هستيم. بفرماييد!
    كلام دكتر قزويني:
    مقدمه:
    دكتر قزويني: أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
    بسم الله الرحمن الرحيم وبه نستعين وهو خير ناصر ومعين الحمد لله والصلاة على رسول الله وعلى آله آل الله.
    أولاً: در ابتدا لازم است عذر‌خواهي خود را به علت وجود برخي از خطا‌هايي كه ناشي از عدم تسلط كامل بر زبان عربي است را تقديم نمايم؛ چون طبيعي است كه علي‌رغم علاقه شديدي كه به اين زبان دارم و زبان آباء و اجدادي ما هم همين زبان بوده است، اما ممكن است در پاره‌اي از موارد نتوانم به راحتي سخن گفته و با مشكلاتي در بيان شيواي مطالب مواجه گردم، لذا از همين اول برنامه از عزيزان بيننده نسبت بعضي از خطاهاي گفتاري عذر خواهي مي‌كنم.
    ثانياً: اجازه بدهيد انتقادي به شبكه «المستقله» داشته باشم. و از برادر عزيز آقاي هاشمي مي‌خواهم كه با كمي صبر و تحمل و سعه صدر تحمل شنيدن انتقاد را داشته و آن را از من قبول نمايد، كه در حديث فرمود: خداوند رحمت كند كسي را كه عيوب مرا به من هديه نمايد. (فرحم الله امرءاً أهدى إلي عيوبي)
    اولين قطع كلام دكتر حسيني قزويني از سوي هاشمي به خاطر تذكر جناب دكتر به بعضي از عيوب شبكه المستقلة!!!
    هاشمي: من پيشنهادي دارم. من اين‌جا سخن شما را قطع مي‌كنم. اگرچه وعده داده بودم شما 20 دقيقه كامل در برنامه صحبت كنيد. اگرچه من آمادگي كامل براي شنيدن انتقاداتتان را دارم. البته قبلا هم نيم ساعت به صورت تلفني با هم صحبت كرده‌ايم. و اگر لازم باشد مي‌توانيد ملاحظاتتان را به صورت تلفني با ما در ميان بگذاريد.
    ثانيا: مي‌توانم بعد از اين كه سخن‌تان پيرامون موضوع اصلي برنامه به پايان رسيد روي خط بمانم و مطالب شما را گوش دهم.
    چرا پاداش احسان به غيراحسان باشد؟ چرا با زيبا‌ترين اخلاق برخورد نكنيم؟ من شما را اكرام و احترام مي‌نمايم و به شما نيم ساعت كامل وقت مي‌دهم اما شما مرا مجازات كرده و با انتقاد از شبكه المستقله كه به شما اين فرصت را داده تا با 50 ميليون عرب در سراسر دنيا صحبت كنيد آغاز سخن كرديد. دوست عزيز و برادر من! از طريق تلفن همراه با من تماس بگيريد و با من صحبت كنيد. من الآن شماره تلفن همراه خود را به شما مي‌دهم تا همه بينندگان هم آن را بشنوند. اما يادم آمد كه شماره همراهم را شما داريد و نيم ساعت ديگر دوباره آن را به شما مي‌دهم.
    خدا خيرتان دهد و عزت و رفعت به شما عنايت كرده و قلب شما و همه ايراني‌ها را شاد كند. الآن شروع بفرماييد.



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    كلام دكتر قزويني در رابطه با قدمت و سابقه عزاداري براي حضرت زهراء:
    دكتر حسيني قزويني: در رابطه با قضيه حضرت زهراء سلام الله عليها كه چند شبي است ‌در شبكه المستقله مطرح مي‌شود بايد عرض كنم كه: اعتقاد به شهادت آن بانوي بزرگوار مطلب جديدي كه مولود امروز مذهب شيعه و از دست‌ساخته‌هاي آنان و يا اختراعات متأخرين باشد نيست، بلكه اين قضيه‌اي است ريشه‌دار در تاريخ.
    شيعه از دير زمان معتقد بوده است كه فاطمه زهراء سلام الله عليها مظلومه و شهيده از دنيا رفته است، و به همين سبب از صد‌ها سال قبل، هم‌زمان با سال‌روز شهادت آن بانو در مساجد و حسينيه‌هاي خود اقامه عزاء مي‌نموده‌ است، و به هيچ‌وجه شيعه در أثناء اقامه مآتم براي حضرت فاطمه سلام الله عليها به شتم و سبّ صحابه نمي‌پرداخته‌اند.
    از برادران عزيز و بينندگان محترم مي‌خواهم تا به برنامه‌هاي شبكه‌هاي تلويزيون ايران كه در حقيقت همه مجالس عزاي حضرت فاطمه سلام الله عليها در ايران را در بر مي‌گيرد توجه داشته باشند و آن را مشاهده كنند، مخصوصاً مجالسي كه در بيت مقام معظم رهبري آيت الله خامنه‌اي حفظه الله پخش مي‌شود. كه مي‌بينيد در آن‌ها هيچ اثري از سب و شتم صحابه نيست، و حتي اين كه قاتل حضرت فاطمه سلام الله عليها چه كسي بوده و چه كسي به آن حضرت اهانت كرده است ذكري نمي‌شود، و در منابر ما فقط با تكيه بر رواياتي كه بر گرفته از ميراث شيعه از امام علي بن أبي طالب سلام الله عليه است به بيان مظلوميت حضرت فاطمه سلام الله عليها مي‌پردازند – كه إن شاء الله كلام علي بن أبي طالب در نهج البلاغه را ذكر خواهم كرد – و يا به ذكر كلمات امام حسين سلام الله عليه در كافي و يا امام كاظم سلام الله عليه در باره شهادت حضرت فاطمه سلام الله عليها مي‌پردازند بدون آن كه بنا باشد روي قاتل آن حضرت و يا سبب شهادت تكيه‌‌ شود.
    من از همه برادران شيعه در سراسر جهان كه الآن صداي مرا مي‌‌شنوند تقاضا دارم به اين نكته از كلام امام امير المؤمنين و امام كاظم سلام الله عليهما با سند صحيح در كتاب كافي و نهج البلاغه توجه لازم را داشته باشند.
    بيان روايت وارد شده در نهج البلاغه دال بر هجوم
    اما نسبت به آن‌چه كه جناب دكتر هاشمي در رابطه با قضيه شهادت حضرت فاطمه سلام الله عليها يا مظلوميت آن حضرت گفتند: كه آيا از زبان حضرت علي بن أبي طالب در نهج البلاغه كلامي صادر شده يا نه؟ بايد به عرض برسانم:
    بعضي از برادران عزيز حاضر در استوديو گفتند: اين قضيه در كتاب نهج البلاغه نيست. در حالي كه اين كلام حضرت در نهج البلاغه‌هاي گذارده شده در اينترنت و در تمام نهج‌البلاغه‌هاي دنيا در هر كتاب‌خانه‌اي خطبه 202 وجود دارد كه امير المؤمنين سلام الله عليه در باره وفات فاطمه زهراء سلام الله عليها اين‌گونه فرموده است:
    «فلقد استرجعت الوديعة وأخذت الرهينة، أما حزني فسرمد و اما ليلي فمسهّدفأحفها السؤال واستخبرها الحال»
    [روايت شده اين سخن را امام عليه السلام‌ در كنار قبر فاطمه عليها سلام، سيده زنان جهان، به هنگام دفن او و خطاب به پيامبر صلّي الله عليه و آله وسلّم بيان نموده است]
    [اى پيامبر!] امانتى كه به من سپرده بوديد هم اكنون باز گردانده شد و گروگان باز پس گرفته شد، اما اندوهم هميشگى است و شبهايم همراه بيدارى است سر گذشت وى را از او بى‏پرده بپرس و چگونگى آن را از وى خبر گير....
    اين حزن به چه معناست؟ يعني: حزن من به خاطر و فات يا شهادت حضرت فاطمه سلام الله عليها و اين‌كه شبهايم تا زماني كه خداوند مرا به تو ملحق كند همراه بيدارى است. اين كلمات خطاب به رسول خدا صلى الله عليه وآله صادر شده است. بعد از آن عرض مي‌كند: به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امتت در ستم كردن به وى اجتماع كرده بودند، سر گذشت وى را از او بى‏پرده بپرس و چگونگى آن را از وى خبر گير. وضع اين چنين است در حالى كه هنوز فاصله‏اى با زمان حيات تو نيفتاده و يادت فراموش نگرديده.
    اين يعني: اجتماع امت بر ظلم حضرت فاطمه و به شهادت رساندن او فأحفها السؤال واستخبرها الحال (سر گذشت وى را از او بى‏پرده بپرس و چگونگى آن را از وى خبر گير). اين در حالى كه هنوز فاصله‏اى با زمان حيات تو نيفتاده و يادت فراموش نگرديده.
    اين‌ها كلمات أمير المؤمنين عليه السلام‌ در نهج البلاغه خطبه 202 است.
    امام حسين عليه السلام همين خطبه را از پدرش نقل مي‌كند:
    امام حسين سلام الله عليه اين قضيه را از پدر بزرگوارش امير المؤمنين سلام الله عليه در كتاب كافي، جلد اول، ص 458 نقل مي‌كند.
    هم‌چنين اين قضيه را محمد بن جرير طبري از امام حسين عليه السلام در دلائل الامامه، ص 138، و شيخ مفيد در كتاب أمالي، ص 282 نقل مي‌كند.
    قضيه شهادت فاطمه زهراء عليها السلام در كتاب‌هاي أهل سنت:
    1- روايت جويني دلالت بر شكسته شدن پهلو و سقط جنين دارد:
    نكته مهمي كه لازم است به عنوان تذكر به برادران عزيز حاضر در استوديو عرض كرده و توجه آن‌ها را به آن جلب كنم اين است كه: قضيه شهادت حضرت فاطمه سلام الله عليها مختص به مصادر شيعه نمي‌شود، بلكه بعضي از علماء اهل سنت مانند: جويني متوفاى سال 730 هـ كه استاد ذهبي كه از اركان علم رجال است نيز نقل كرده اند.
    معرفي شخصيت جويني:
    ذهبي در باره استاد خود مي‌گويد: «الإمام المحدث الأوحد الأكمل فخر الإسلام.» (او امام و از ممتاز‌ترين و كامل‌ترين محدثين و مايه افتخار اسلام بود.)
    اين عبارت ذهبي در حق استادش جويني است. كتاب تذكرة الحفاظ، ج 4، ص 1505.
    متن روايت:
    جويني در كتابش از رسول الله صلى الله عليه واله وسلم نقل مي‌كند:
    أنه لما رأى فاطمة دخلت على بيته قال: لما رأيتها ذكرتُ أو ذُكرتُ ما يصنع بها بعدي، كأني بها يعني كأني بفاطمة قد دخل الذل بيتها وانتهكت حرمتها وغصب حقها ومنعت إرثها وكسر جنبها وأُسقط جنينها
    رسول خدا صلّي الله عليه وآله چون ديدند فاطمه وارد خانه‌اش شد فرمود: هنگامي‌كه او را مي‌بينم به ياد اتفاقاتي كه بعد از من براي او مي‌افتد مي‌افتم، گويي او را با چشم خود مي‌بينم [يعني فاطمهرا] كه ذلت به خانه‌اش وارد شده و حرمتش مورد هتك قرار گرفته و حقش غصب و از ارثش منع و پهلويش شكسته و جنينش سقط شده است.
    اين عبارت جويني أستاد ذهبي است.
    (وكسر جنبها وأُسقط جنينها)وهي تنادي يامحمداه فلا تجاب وتستغيث فلا تغاث فتكون أول من يلحقني من أهل بيتي، فتقدم علي محزونة متعوبة مهمومة مغصوبة مقتولة
    و اين در حالي است كه او ندا مي‌دهد يامحمداه! اما جواب نمي‌شنود و فرياد مي‌زند اما كسي به فريادش نمي‌رسد. او اولين نفر از خاندان من است كه به من ملحق مي‌شود، او به سوي من مي‌آيد در حالي كه محزون و خسته و مهموم است و حقش غصب گرديده و به شهادت رسيده است.
    اين عبارت جويني أستاد ذهبي در كتاب فرائد السمطين، ج 2 ، ص 34 است.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    بيان همين روايت در كتاب‌هاي شيعه:
    همين عبارت را در كتاب امالي وكتاب كافي وكتاب سليم بن قيس نيز نقل كرده است.
    و اما قضيه هجوم به خانه حضرت فاطمه سلام الله عليها نيز مختص به كتاب‌هاي شيعه نيست و ما از همه برادران عزيز حاضر در استوديو مي‌خواهيم كه براي مطالبي كه در كتاب‌هاي برادران اهل سنت ما پيرامون اين قضيه نقل مي‌شود فكري بكنند.
    2- كلام ابن تيميه پيرامون قضيه هجوم:
    قضيه هجوم را حتى ابن تيميه حراني، امام وهابيت نيز نقل نموده است.
    او در كتابش منهاج السنه ج 4، ص 220 مي‌گويد: او يعني: عمر بن خطاب «كبس البيت» يعني: به خانه حضرت فاطمه هجوم برد تا ببيند آيا در آن‌جا چيزي از بيت المال هست تا آن را بردارند و قسمت كرده و به مستحقين برسانند.
    پس قضيه هجوم به خانه حضرت فاطمه زهراء سلام الله عليها مسئله ثابت شده‌اي است كه حتى ابن تيميه نيز نتوانسته آن را انكاركند.
    3- روايت طبري:
    طبري در تاريخش ج 2، ص 443، با اسنادش از زياد بن كليب روايت مي‌كند:
    قال: أتى عمر بن الخطاب منزل علي وفيه طلحة والزبير ورجال من المهاجرين فقال: واللّه لأحرقنّ عليكم أو لتخرجنّ إلى البيعة، فخرج عليه الزبير مصلتاً بالسيف، وعثر فسقط السيف من يده فوثبوا عليه فأخذوه.
    عمر بن خطاب به سوي منزل علي آمد در حالي كه طلحه و زبير و جمعي از مهاجرين نيز در خانه بودند عمر گفت: به خدا قسم! يا شما را به آتش مي‌كشم يا اين كه بايد براي بيعت از خانه خارج شويد، در اين حال زبير با شمشيري برهنه و از نيام كشيده از منزل خارج شد و پايش لغزيد و شمشيرش از دست افتاد. ديگران آمدند و به سرعت شمشير او را گرفتند.
    و اما در باره مطلبي كه شب گذشته برادر عزيز جناب ابو شوارب و يا برادر الحسيني كه به اين روايت إشكال كردند كه اين روايت به علت وجود ضعف در سند آن از نظر سند مشكل دارد. و اگر برادر الهاشمي مايل باشند مي‌توان وقت ديگري در باره راويان و سند اين روايت، يكي پس از ديگري بحث كرده تا ثابت كنيم روايات مورد بحث ما در كتاب تاريخ طبري صحيح هستند.
    پاسخ به اشكال اهل سنت در بعضي از راويان اين روايت مثل ابن حميد:
    اما در باره ابن حميد كه برادر الحسيني گفتند: او شخصي كذاب و دروغ‌گو بوده است. بايد عرض كنم اين نظر بعضي از علماي علم رجال اهل سنت است. اما بايد ديد نظر ديگران در باره او چيست؟
    يحيى بن معين در باره او گفته است: او ثقه است؛ هيچ اشكالي به او وارد نيست؛ راوي بسيار خوبي است.
    اين توثيقات در كتاب تهذيب الكمال مزّي، ج 25، ص 101 و تاريخ اسلام ذهبي، ج 12، ص 425 (كه از معتبر‌ترين كتاب‌هاي رجالي اهل سنت به شمار مي‌رود) ذكر شده است.
    تضعيفات وارد شده درباره ابن حميد تاب مقاومت در برابر توثيقات او را ندارند:
    اما در باره ضعف اين راوي بايد بگويم: در باره بسياري از راويان اهل سنت حتي بخاري هم تضعيف ذكر شده است، و كسي كه آگاه به علم رجال اهل سنت باشد تأييد مي‌كند كه راوي يافت نمي‌شود مگر اين‌كه در باره او تضعيفي وارد شده باشد و حتي اگر توثيقاتي هم براي او باشد حتماً در برابر، تضعيفاتي هم دارد، پس اگر بنا باشد هر راوي را به خاطر اين‌كه در باره او تضعيفاتي ذكر شده رها كرده و قول او را نپذيريم لازم خواهدآمد تا همه راويان حتي محمد بن اسماعيل بخاري صاحب صحيح را به خاطر اين‌كه ذهبي در باره او مي‌گويد: او شخصي فريب‌كار و مدلّس بوده و او را در زمره ضعفاء آورده است ترك كرده و از او هيچ روايتي نپذيريم. در اين باره مي‌توانيد به كتاب ميزان الاعتدال ذهبي، ج 3، ص 485 و المغني في الضعفاء، ج 2، ص 557 مراجعه كنيد.
    روايات ديگري كه دلالت بر هجوم و سقط جنين دارد:
    هم‌چنين قضيه هجوم به خانه حضرت فاطمه سلام الله عليها در كتاب المصنف ابن ابي شيبه ج 8، ص 574 نقل شده است و روايت صحيح مي‌باشد.
    ابن عبد البر قرطبي در كتاب الاستيعاب، ج 3، ص 175همين قضيه هجوم را ذكر كرده است.
    صفدي از بزرگان اهل سنت است و اين قضيه را در كتاب الوافي بالوفيات، ج 5، ص347 نقل كرده و مي‌گويد: «إن عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتى ألقت المحسن من بطنها.»
    عمر در روز بيعت به شكم فاطمه ضربه وارد نمود تا اين كه محسن از شكم فاطمه سقط گرديد.
    ابن حجر عسقلاني همين قضيه را در كتاب لسان الميزان، ‌ج 1، ص 268 نقل مي‌كند.
    شهرستاني از علماي بزرگ أهل سنت و از أعلام قرن ششم هجري اين قضيه را از جاحظ نقل مي‌كند و اين‌گونه مي‌گويد:
    إن عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتى ألقت الجنين من بطنها، وكان يصيح أحرقوا دارها بمن فيها وما كان في الدار غير علي، وفاطمة، والحسن.
    عمر در روز بيعت به شكم فاطمه ضربه وارد نمود تا اين كه جنين او از شكمش افتاد و در حالي كه او فرياد مي‌كشيد خانه‌اش را به همراه ساكنان آن، علي، فاطمه، و حسن به آتش كشيد.
    الملل والنحل، ص 57 ، ج 1، چاپ بيروت دار المعرفه.
    شواهدي بر وجود اختلافات فراوان بين صحابه:
    هم‌چنين بسياري از عزيزان اهل سنت و علماي‌ آن‌ها اين قضيه را نقل كرده‌ اند و ما توجه برادران شيعه و اهل سنت را به اختلافاتي كه بين صحابه وجود داشته است جلب مي‌كنيم.
    با صرف نظر از قضيه حضرت فاطمه سلام الله عليها با خليفه اول و دوم چگونه مي‌توان از اتفاقات به وجود آمده بين صحابه در قضيه جنگ جمل، صفين و قضيه قتل عثمان بن عفان خليفه سوم چشم پوشي كرد؟
    اهل سنت كه رخداد ميان فاطمه سلام الله عليها و عمر را تكذيب مي‌كنند در مورد رويداد اجتماع صحابه براي عثمان و جلوگيري از دفن او در قبرستان مسلمانان و در نهايت دفن او در قبرستان يهود چه مي‌خواهند بگويند؟
    و يا در مورد جنگ جمل كه در آن بنا به قولي 4000 نفر بي‌گناه كشته شد؟
    و اين‌كه در جنگ صفين كه بيش از 100000 نفر از مسلمانان از دو طرف سپاه امير المؤمنين علي عليه السلام‌ و معاويه كشته شدند؟



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    دعوت به وحدت و عدم ذكر مسائل اختلاف برانگيز:
    اگر چه، اين قضايا در تاريخ ثابت شده و غير قابل انكار است؛ لكن لازم است توجه برادران عزيز را به اين نكته جلب نمايم كه: ما با ذكر اين قضايا، به صحابه پيامبر اكرم سبّ و دشنام نمي‌دهيم؛ بلكه فقط اين‌ قضايا را بدون بيان مسائلي كه ـ نستجير بالله ـ موجب بغض و تفرقه بين امت اسلامي شود ذكر مي‌كنيم.
    در قضيه اقامه عزاي حضرت فاطمه سلام الله عليها داخل و يا خارج از ايران نيز ما به برادران عزيز توصيه مي‌كنيم كه هر زمان خواستند مسائل مربوط به قضيه صحابه را ذكر كنند به شكلي بيان كنند كه موجب نا راحتي و اذيت برادران اهل سنت نشود.
    ما در برخي از شبكه‌ها مانند شبكه سلام يا غير آن نيز همواره اين نكته را تذكر داده‌ و گفته‌ايم كه: هر‌گونه سبّ و دشنام صحابه يا اهانت به اعتقادات برادران اهل سنت در اين زمان، گناهي است نا بخشودني.
    چند شب قبل، سه نفر از بزرگان اهل سنت شهر زاهدان ايران به منزل ما آمدند و حدود چهار ساعت با اين خواسته مشترك با يك‌ديگر صحبت كرديم.
    ما در حوزه‌هاي علميه، دانشگاه‌ها، كنفرانس‌ها و نشست‌هاي علمي و در شبكه‌هاي تلويزيوني نيز برادران عزيز شيعه را به همين امور توصيه مي‌كنيم.
    و اما به جناب دكتر ابو شوارب كه شب گذشته عبارتي از كتاب جلاء العيون علامه مجلسي رضوان الله تعالى عليه قرائت كردند بايد عرض كنم:
    علامه مجلسي بيش از 400 سال است كه از دنيا رفته و هيچ شيعه‌اي در اين زمان از او تقليد نمي‌كند.
    از برادران عزيز مي‌خواهم كه به آراء و فتاواى مراجع عظام تقليد خود در نجف، قم، مشهد و تهران و مخصوصاً به سخنراني‌هاي مقام معظم رهبري حفظه الله توجه كرده و ببينند ايشان چگونه قضاياي تاريخي را نقل كرده و حقانيت امير المؤمنين سلام الله عليه و امامت قطعي و مورد تصريح قرار گرفته آن حضرت را بدون اين‌كه به حريم هيچ‌يك از صحابه برخوردي پيدا كند را نقل مي‌كند.
    جناب دكتر الهاشمي! برادران عزيز! ما از محضرتان تقاضا داريم كه اين مسائل را به اين شكل در شبكه المستقله مطرح نكنيد، چرا كه طرح مثل اين قضايا موجب تفرقه و اختلاف و برانگيختن برادران اهل سنت ما بر عليه شيعيان در كشور‌هاي مختلف مي‌شود.
    اين تنها چيزي است كه من از برادران عزيز‌مان خواستارم.
    الآن من در خدمت جناب دكتر الهاشمي هستم كه اگر ايشان سؤال و يا مطلبي در باقي مانده وقت من دارند بفرمايند تا من هم به آن پاسخ دهم.
    هاشمي: خداوند به شما طول عمر داده و شما را حفظ فرمايد. از شرح و توضيحاتي كه فرموديد كمال سپاس را دارم.
    ولي اگر حقيقت را بخواهيد نمي‌توانم به صراحت بگويم از بابت توضيحاتتان متشكر و سپاس‌گذارم؛ چون از بسياري از مطالبي كه شما بيان داشتيد متعجب و حيرت زده شده‌ام، ولي با اين وجود مي‌گويم: الحمد لله كه اين فرصت دست داد تا طبق وعده‌اي كه داده بودم و خواسته‌اي كه شما داشتيد [منظور بيان مطالب بدون قطع سخنان جناب دكتر قزويني كه البته همين توافق نيز يك بار در ابتداي برنامه و بار ديگر در اواخر برنامه نقض مي‌گردد] بدون قطع سخنانتان به ذكر مطالبتان بپردازيد.
    من سخنان شما را مستقيماً به برادر السيد حسن الحسيني [از شركت كنندگان اهل سنت] و برادران ديگر ارجاع مي‌دهم تا هر‌گونه تعليق مختصري درباره آن دارند بيان كنند. و بعد از آن مجدداً به استوديو باز خواهيم گشت.
    سخنان الحسيني:
    الحسيني: بسم الله الرحمن الرحيم والصلاة والسلام على أشرف الخلق أجمعين سيدنا وحبيبنا محمد صلى الله عليه واله وسلم.
    مسلمانان شيعه و سني در سراسر كشور‌هاي اسلامي!
    السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.
    اشكال الحسيني به دكتر حسيني قزويني:
    چون زبان دكتر قزويني عربي نيست بر روايات تسلط ندارند!!!
    اوّلاً: جناب دكتر قزويني در ابتداي سخنانشان به خاطر عدم تسلط كامل به زبان عربي عذر خواهي كردند و شكي نيست كه اين مطلب در فهم ايشان نسبت به بعضي متون و نصوص عربي تأثير گذار باشد!!!
    قديمي بودن قضيه شهادت [حضرت] زهراء دلالت بر صحت آن نمي‌كند
    ثانياً: قديمي بودن قضيه دلالت بر صحت آن ندارد. ، بلكه مطالب بسياري هست كه وجود دارد و در كتاب‌ها آمده ولي از مطالب به جا مانده‌اي است كه خطا و غلط مي‌باشد.
    تذكر!
    (پس تا همين‌جا مي‌توان از كلام خود ايشان در تعريضي كه به جناب دكتر حسيني قزويني داشتند اين اقرار ضمني را از وي گرفت كه قضيه حضرت زهراء سلام الله عليها از قضاياي تازه و جديد نيست و ريشه در تاريخ دارد.)
    شما ادعا نموديد كه صحابه را سب نمي‌كنيد در حالي كه ذكر اين مطالب سبّ صحابه محسوب مي‌شود!!!
    دكتر حسيني قزويني مي‌گويد: در مجالس حسيني صحابه را سبّ نمي‌كنيم، نمي‌دانم اگر مطالبي كه الآن بيان كردند سبّ و دشنام به صحابه نيست پس بالاتر از اين‌ها چه چيز ديگري هست كه سبّ صحابه به حساب آيد؟
    شما الآن دليل عملي بر سبّ و دشنام صحابه يعني: ابو بكر يا عمر ارائه كرديد. فعل (اين كار را كرد) رفس (با پا لگد زد) قتل (او را كشت) و اسقط الجنين (جنين او را سقط نمود) اين‌ها همه سبّ و دشنام است!!! سپس شما آمديد و بخاري را در ملاء عام مورد سبّ و دشنام قرار داديد. يعني: اين دليلي است عملي بر اثبات ادعا‌هاي ما.
    برادر سيد من! اين‌ها يعني جلوگيري از وحدت و اين روش و اسلوب شما به وحدت اسلامي ضربه مي‌زند.
    تذكر!
    (تمام آن‌چه كه دكتر حسيني قزويني بيان داشتند از كتاب‌هاي اهل سنت بود و حتى يك روايت هم از كتاب‌هاي شيعه بيان نفرمودند، پس اگر اين‌ مطالب و روايات دشنام و شتم صحابه به حساب مي‌آيد، پس چگونه‌ علماي آن‌ها اين روايات را در كتاب‌هايشان آن‌ هم با سند‌هاي صحيح ذكر كرده‌اند؟ لازم است كه اهل سنت اين سؤال را پاسخ گويند)
    ادعا بر اين كه تمام رواياتي كه نقل كرديد ضعيفند وهم‌چنان آنان دنبال يك روايت صحيحند:
    برادرم! نكته ديگر اين‌كه با تأسف شديد بايد بگويم كه روز اول با آية الله جناحي، بعد از ايشان با آية الله خزاعي، و سپس با شمّري، و الآن هم با [جناب دكتر حسيني] قزويني بحث كرديم؛ در حالي‌كه ما احتياجي به فراواني تعداد نفرات و اسامي نداريم، ، بلكه آن‌چه كه ما به آن احتياج داريم فقط يك روايت صحيح است. ما حتي چند روايت هم نمي‌خواهيم، بلكه فقط يك روايت صحيح مي‌خواهيم. نمي‌دانم آيا اين خواسته من صعب و مشكل است كه شما نمي‌توانيد حتي يك روايت با سند صحيح بياوريد؟ آقاي [دكتر حسيني] قزويني! من يقين دارم كه شما به كتاب‌هايي كه از آن نقل روايت نموديد مراجعه نكرده‌ايد.
    تذكر!
    (جناب دكتر حسيني قزويني يك روايت صحيح از تاريخ طبري و روايتي از جويني استاد ذهبي با تعبيراتي كه ذهبي براي استادش آورده هم‌چون امام، المحدث الأوحد الأكمل، فخر الإسلام، و هم‌چنين شهادت علماي اهل سنت مثل: ابن تيميه بر وقوع هجوم بر خانه فاطمه سلام الله عليها.)
    سخن الحسيني راجع به اين كه شهرستاني مؤلف ملل و نحل به نظام كه راوي قضيه هجوم است ايراد وارد نموده‌ است
    مشكل تمام رواياتي كه شما از كتاب‌هاي اهل سنت نقل كرديد و من همه را از اينترنت گرفتم و همين روايات را ديروز آية الله جناحي هم ذكر كرد و ما هم تمام آن‌ها را رد كرديم و معلوم مي‌شود شما آن‌ها را نخوانده‌ و به آن‌ها و به دلايل در رد آن‌ها مراجعه نكرده‌ايد به اختصار اين است كه در حقيقت اين‌ روايات در كتاب ملل و نحل ذكر نشده است ، بلكه كتاب ملل و نحل شهرستاني اين ‌روايت را بيان كرده و رد نموده است و نيز بر «نظاميه» كه اين مطالب گمراه كننده را مطرح كرده‌اند ايراد وارد كرده است اما شما مي‌آيي و مي‌گويي كه شهرستاني اين مطلب را نقل كرده است.
    دكتر الهاشمي: ببخشيد! يك لحظه، يك لحظه، يعني شهرستاني اين روايات را رد كرده است؟!



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7




    اتهام الهاشمي به شيعه در عدم رعايت تقوا براي متهم نمودن ديگران
    شهرستاني بر فرقه نظاميه ايراد گرفته و آن‌ها را رد مي‌نمايد و مطالب باطل و گمراه‌كننده آنان را ذكر مي‌كند و مي‌گويد كه: نظاميه اين‌چنين و اين‌چنين ... مي‌گويند. عمر اين‌‌چنين و اين‌چنين ... كرد. و نيرنگ بازان در حديث آمدند و اين روايت را از باب جعل احاديث اين‌گونه كردند. طبري مي‌گويد: ابن شيبه گفته است: فلاني و علاني و بهماني و غيره اين‌گونه گفته‌اند تا به اين‌وسيله ادله را زياد جلوه دهد در حالي كه تمام آن‌ها ضعيف و جعلي هستند.
    الهاشمي: مثلاً امروز وقتي مي‌خواهند كسي را بالا ببرند به خوبي مي‌دانيد كه چه‌كار مي‌كنند؟ به نفع او به هر روايتي متمسك مي‌شوند و زماني كه بخواهند مثلاً: مقتدى صدر را پايين بياورند او را شيطان شياطين مي‌نامند، و همين‌طور نسبت به هر كس ديگر به همين شكل عمل مي‌كنند. يعني: بر حسب جوّ و شرايط اقدام مي‌كنند.
    تذكر!
    (جناب دكتر حسيني قزويني ادعا نكردند كه شهرستاني اين‌گونه مي‌گويد بلكه تصريح كردند كه شهرستاني از نظام نقل مي‌كند.)
    اشكال الحسيني به جويني مبني بر اين‌كه ذهبي در باره او گفته است: او حاطب ليل است.(يعني كسي كه در نقل روايت دقت ندارد و هر روايتي از دهان او خارج مي‌شود)!!!
    الحسيني: نكته خيلي عجيب اين است كه آقاي قزويني همواره مي‌گويد: جويني، جويني. در حالي كه اسم حقيقي او محمد بن مؤيد ابن حمويه جويني است، ايشان [منظور: جناب دكتر حسيني قزويني است] مي‌گويد:او(جويني) استاد ذهبي است. او(جويني) استاد ذهبي است ...، ذهبي در باره استاد خود چه گفته است؟ گفته است: او (يعني استادش جويني) «حاطب ليل» بوده است.
    اي سيد! [خطاب به جناب دكتر حسيني قزويني است] او حاطب ليل بوده است، احاديث دو‌گانه و سه‌گانه و چهار‌گانه را از بين روايات باطل و دروغ جمع مي‌كرده، او روايات كذب را جمع مي‌كرده است...
    اي شيخ! [منظور: جناب دكتر حسيني قزويني است] از خدا بترس!ما در برابر ميليون‌ها بيننده هستيم، روايات كذب و دروغ نقل مي‌كنيد، روايات غير صحيح نقل مي‌كنيد و در بين مردم نشر مي‌دهيد. سپس مي‌آييد و مي‌گوييد: ما به صحابه دشنام نمي‌دهيم.
    خود شما بزرگ‌ترين دليل براي سبّ و دشنام به صحابه هستيد!!!
    الهاشمي: مطالب واضح است.
    جناب دكتر قزويني! شما دو دقيقه وقت داريد، و بعد، دو دقيقه وقت براي ردّ گفتار ابو شوارب، و بعد، دو دقيقه براي ردّ سخنان شيخ الخزاعي خواهيد داشت. از دو دقيقه خود استفاده كنيد و سخنان آقاي الحسيني را ردّ كنيد.
    ردّ دكتر حسيني قزويني بر سخنان الحسيني
    استاد دكتر قزويني بار ديگر كلام ذهبي را راجع به ردّ ادعاي الحسيني تكرار مي‌كند:
    دكتر حسيني قزويني: برادر الحسيني مي‌گويد اين روايت جعلي و دروغ است.
    ادعاء چيزي است و ثابت كردن چيز ديگر، نكته ديگر اين‌كه ذهبي در باره استاد خود (جويني) مي‌گويد: «الإمام» چه‌طور مي‌تواند ذهبي از يك‌سو تعبير امام در باره استاد خود داشته باشد و از سوي ديگر او را «حاطب ليل» بخواند. از يك‌سو او را «المحدث الأوحد الأكمل» دركتاب تذكرة الحفاظ، ج 4، ص 1505بخواند و از سوي ديگر او را حاطب ليل بخواند...
    تصحيح سند روايات شهادت حضرت زهراء سلام الله عليها
    برادر عزيز [الحسيني] از من روايت صحيح مطالبه نمودند، روايات صحيح زيادي داريم، به عنوان نمونه به روايت طبري و روايت ابن ابي شيبه اشاره كرديم.
    بيان بعضي از توثيقات رجال سند روايت طبري:
    راوي اول در روايت تاريخ طبري: جرير بن عبد الحميد است.
    عجلي در باره او مي‌گويد: اوكوفي و ثقه است. و ابن سعد در الطبقات الكبري در باره او مي‌گويد: او ثقه و با علم فراوان بود.
    راوي دوّم: مغيره است، او فرزند ميثم و ثقه است و اين را ابن حجر عسقلاني در تهذيب التهذيب و مزي در تهذيب الكمال، ج 2 و ج 20، ص 400.
    راوي سوم: ابن حميد و او محمد بن حميد ابو عبد الله حافظ است كه قبلاً بيان كردم: او را يحيى بن معين توثيق نموده است.
    راوي چهارم: زياد بن كليب، او نيز موثق است، توثيق او را ابن حجر عسقلاني در تقريب التذهيب، ج1، ص 220 ذكر نموده است.
    بعضي از توثيقات رجال سند روايت ابن ابي شيبه:
    و روايت ابن ابي شيبه نيز صحيح مي‌باشد و هيچ شكي در سند آن نيست، ولي از آن‌جا كه در دو دقيقه وقت، براي من امكان نقل تمام مطالبي كه در توثيقات راويان سند ذكر شده وجود ندارد، فقط به اين مطالب به صورت گذرا اشاراتي داشته باشم.
    محمد بن بشر راوي، او به شهادت ابن حبان ثقه است. و هم‌چنين رازي در الجرح والتعديل همين را گفته است.
    عبيد الله بن عمر، او نيز ثقه است، و نسائي او را توثيق نموده است.
    و زيد بن اسلم نيز ثقه است، كه ذهبي او را در سير أعلام النبلاء توثيق نموده است.
    اسلم القريشي العدوي را نيز عجلي و ابو زرعه توثيق نموده‌اند.
    پس اين روايت بر اساس مباني علماي علم رجال اهل سنت صحيح السند است.
    و جناب الحسيني چاره‌اي ندارند جز اين‌كه روايات را به شكلي كه علماي رجال اهل سنت ذكر كرده‌اند علاج كنند.
    هاشمي: جناب دكتر قزويني! ببخشيد يك لحظه!
    جناب دكتر قزويني: بله!
    هاشمي: در همين جا تعليق و توضيح سريعي از دكتر ابو شوارب داريم.



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    سخن دكتر ابو شوارب:
    ابو شوارب: بسم الله الرحمن الرحيم والحمد لله رب العالمين والصلاة والسلام على اشرف المرسلين سيدنا محمد عليه وعلى آله وصحبه ومن اتبعه بإحسان إلى يوم الدين خير صلاة وأزكى سلام.
    ضرورت وحدت كلمه مسلمانان:
    در ابتدا لازم است بر اين مطلب تأكيد ورزم و آن همان نكته‌اي است كه آية الله حسيني قزويني به آن اشاره كردند و آن اين كه با وجود همه اختلاف مسلك و رويه‌اي كه بين ما هست اما لازم است بر ضرورت وحدت كلمه ميان مسلمانان در هر زمان و مكان اتفاق نظر داشته باشيم.
    براي وحدت مسلمانان لازم است كينه‌هاي گذشته را كه بر اثر اهداف سياسي و اقتصادي به وجود آمده است را فراموش كنيم!!!
    به خاطر وحدت كلمه مسلمانان لازم است از اين مسائل خلاصي بجوييم. و اين همان هدف و برنامه‌اي است كه جناب دكتر الهاشمي در هر قسمت از برنامه‌ها بر آن تأكيد مي‌ورزيده‌اند، يعني: از كينه‌هاي گذشته كه يادآور خاطرات گذشته است خلاصي بجوييم. افكاري كه امكان دارد اگر روي آن به دقت و عمق تأمل كنيم مجموعه‌اي از اباطيلي باشد كه تاريخ در مراحل و مقاطع معيني براي به دست آوردن برخي مطامع سياسي و اقتصادي جعل كرده باشد. البته طبيعي است كه نتوان يك‌باره همه آن‌ افكار را فراموش كرد، افكاري كه پشت سر آن پيشينه‌اي است پيچيده در سخنان مرده صد‌ها سال قبل.
    تذكر!
    نمي‌دانيم آيا منظور ايشان علماي اهل سنت است كه اين مطالب را عليه ابو بكر و عمر بن خطاب و... ساخته‌اند و آن‌‌ها را از روي مقاصد سياسي و اقتصادي در كتاب‌هايشان قرار داده‌اند و يا منظور تلاميذ و شاگردان‌ آن‌هاست كه اين مطالب را در كتاب‌هاي اساتيد خود اضافه كرده‌اند؟! چون هر يك از اين روايات قبل از اين‌كه در كتاب‌هاي شيعه نقل شود در كتاب‌هاي علماي اهل سنت نقل شده است.
    امروز ديگر طرح مساله ولايت در ايران بدون فايده است چون مراجع نبايد در حكومت دخالت كنند!!!
    ساده‌ترين چيزي كه امروز در مسأله ولايت و حكومت از آن سخن مي‌گوييم و قضيه اساسي كه مذهب براي آن مشاجرات و اختلافات و طعن‌ به صحابه شنيده، قضيه‌اي است كه به طور كلي خاتمه يافته و ولايت به خاندان پيامبر و يا حتى مراجع نرسيده است، بلكه الآن اين سياسيون هستند كه شئون و امور دولت‌ها را اداره مي‌كنند. همان چيزي كه امروز در مذهب شيعه اماميه هم بدين‌سان شده است.
    تذ كر!
    (ما به ايشان خورده نمي‌گيريم؛ چون وي به اين موضوع آگاه نيست كه فقهاء شيعه در قديم و جديد به اين مسأله فتوا داده‌اند كه اگر يكي از فقهاء به تأسيس حكومت اسلامي قيام نمود بر ساير فقهاء لازم است كه در قوانين حكومت از او پيروي كنند.
    و او نمي‌داند و يا فراموش كرده كه اشكال وهابيت عليه شيعه اين است: كه چرا در ايران حكومت را يك فقيه اداره مي‌كند؟
    بلكه او نيز به زودي اين مطلب را ذكر مي‌كند كه در ايران، آيت‌ الله خامنه‌اي است كه مسئول و صاحب مقام رفيع در ايران است!!!)
    ادعاء بر اين كه روايات هجوم ساختگي است!!!
    پس ما در قضيه [هجوم] بر اين اعتقاديم كه نياز به تجديد نظر اساسي داريم.
    و به اجمال مي‌توان گفت: بله آن‌چه كه شيخ محمد قزويني [جناب دكتر سيد محمد حسيني قزويني] در قضيه هجوم بيان نمودند مبني بر اين كه اين روايات هجوم از دست ساخته‌هاي شيعه و اختراع متأخرين نيست درست و صحيح است؛ ولي ما مي‌گوييم اين‌ها از اختراعات قدماء است.
    ادعاء بر اين‌كه منبع اصلي همه اين روايات كتاب سليم بن قيس است و اين كتاب حتي تا قرن چهارم بدون سند است
    از اين قضيه تا زمان ظهور كتاب سليم بن قيس عامري هلالي هيچ اثري از آن نيست. كتابي كه منسوب به مؤلف قرن اول هجري و متوفاي سال 90 هـ است ولي اسانيد آن، قرن چهارم آشكار شده است.
    ادعاء بر اين كه در مجالس بسياري از مراجع و علماء در برابر انسان‌هاي ساده و عوام به خلفاء تعرض و اهانت صورت مي‌گيرد
    هم‌چنين شما [جناب دكتر قزويني] گفتيد: در مجالس، سب و دشنام به صحابه صورت نمي‌گيرد و قاتل، در قضيه هجوم معين نمي‌گردد.
    بله، اين در مجالس رسمي است كه شما به مجلس السيد القائد الخامنه‌اي حفظه الله مثال زديد و در مجلس ارزشمند او بنا به مسؤوليت و جايگاه و مقام رفيعي كه دارد اين سب ودشنام‌ها بيان نمي‌شود؛ ولي مراجع و علماء در مجالس عمومي خود، افراد ساده و عوام و فرزندان كوچك را تشويق به اين كار مي‌كنند!!!
    خطبه امير المومنين در نهج البلاغه دلالت بر هجوم به [حضرت] فاطمه نمي‌كند !!!
    هم‌چنان ما با وجود همه زيبايي‌هايي كه در اين متن زيبا از خطبه 202 نهج البلاغه امام علي عليه السلام كه تاكنون نشنيده ‌بوديم و شما جناب استاد حسيني قزويني آن را قرائت نموديد بر اين نكته تأكيد داريم كه اين خطبه شامل موضوع مورد بحث نمي‌شود. [حضرت] مي‌فرمايد: «لقد استرجعت الوديعة وأما حزني عليك فسرمد» (امانتى كه به من سپرده بوديد هم اكنون باز گردانده شد و اندوهم هميشگى است)
    كجاي اين متن دلالت مي‌كند كه او كشته شده است؟ كجاي اين متن دلالت مي‌كند كه او شهيد شده است؟ اين كلام را هر شخصي كه همسرش را از دست داده و براي او محزون باشد مي‌گويد. اما اين چه ارتباطي به از دست دادن فاطمه دختر [حضرت‌] محمد عليه الصلاة والسلام دارد.
    تذكر!
    (نمي‌دانيم آيا ايشان بقيه كلام امير المومنين عليه السلام را فراموش نموده يا خود را به فراموشي زده است؟!! و آيا اين كلام حضرت ـ فستنبئك ابنتك بتضافر أمتك على هضمها ـ !!! بر حفظ كرامت حضرت زهراء سلام الله عليها توسط صحابه بعد از وفات پدر بزرگوارش در زمان خلافت أبوبكر دلالت دارد يا خير؟! يا اين‌كه مي‌خواهند بگويند اين كفار از بلاد روم و تاتار بودند كه به خانه فاطمه هجوم برده و در مركز سرزمين‌هاي اسلامي به او ظلم و ستم روا داشتند و ابوبكر و عمر و ساير صحابه هم از اين واقعه بي اطلاع مانده‌اند؟!!)
    شبهه عليه كتاب كافي و روايات آن
    هم‌چنين است روايت ديگري كه شما [جناب دكتر حسيني قزويني] از كتاب كافي، ج 1، ص 458 و از [امام] حسين نقل كرديد.
    نمونه‌اي از ادعاي تناقض در كتاب أصول كافي:
    در حقيقت، اعتقاد شخصي من در باره كتاب كافي چيز ديگري است، و آن اين كه اين كتاب، كتابي است مملوّ از امور متعارض و متناقض، مثلاً اگر دكتر محمد [جناب دكتر حسيني قزويني] اجازه دهند من يك مثال كوچك مي‌زنم. در اصول كافي، ج 1، ص260 از ابا عبد الله عليه السلام [امام] جعفر صادق به دروغ به او نسبت داده و مي‌گويد: من نمي‌دانم. ـ ببينيد او خود علم غيب را از خود در باره آن‌چه در آسمان‌ها و زمين و بهشت و جهنم و در عالم كون و مكان مي‌گذرد نفي مي‌كند. اين روايت در باب علم ائمه به عالم كون و مكان و اين كه هيچ چيز بر آنان مخفى نيست ذكر شده است.
    هم‌‌چنين در اين كتاب ج 25، ص 248، مي‌خوانيم از سدير روايت شده كه گفت: من و ابو بصير و يحياى بزّار و داود بن كثير در مجلس ابا عبد الله امام صادق بوديم كه آن حضرت در حالي كه غضب‌ناك بود به سوي ما آمد و چون در جاي خود نشست فرمود: شگفت است از مردمي كه مي‌پندارند ما غيب مي‌دانيم!! كسي جز خداي عزوجل غيب نمي‌داند. من مي‌خواستم فلان كنيزم را بزنم، او از من گريخت و من ندانستم كه در كدام اطاق منزل پنهان شده است.
    پس كتاب كافي علي رغم جايگاه و منزلت و شأني كه نزد شيعه دارد، اما شامل بسياري از امور متناقض و متعارض مي‌شود...
    دكتر الهاشمي: وقتتان تمام شد.
    تذكر!
    (به زودي در آخر مناظره شب چهارم به حذف و تقطيع و تحريف‌هايي كه در كلام ابو شوارب راجع به روايات متعارضكافي وجود دارد اشاره خواهيم نمود.)



صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دوست داری خدا رو با کدام اسم صدا بزنی؟؟؟؟
    توسط DR.MOHSEN1363 در انجمن سایر موارد
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: ۱۳۹۶/۰۵/۱۳, ۰۰:۵۰
  2. جمع بندی حضرت ابراهیم نمیدانست کدام خطاب وحی است و کدام شیطانی؟؟؟؟
    توسط رضوانه در انجمن مكان ها ، اشخاص و سرنوشت آن ها در قرآن
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۲/۲۵, ۱۹:۱۲
  3. !!!!!!!؟؟؟؟روضه اهل بیت و اینهمه تجملات؟؟؟؟!!!!!!!
    توسط ✿ عاشق قرآن ✿ در انجمن قرآن و اهل بیت
    پاسخ: 35
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۲۰, ۱۹:۱۲
  4. |||*** این آیه رو دیدی؟؟؟؟***|||...(نویسنده حمید66)
    توسط hamid66 در انجمن مقالات و پژوهش هاي نوآمد قرآني
    پاسخ: 6
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۱/۱۷, ۱۵:۰۵
  5. عشق؟؟؟؟عاشق؟؟؟؟ معشوق؟؟؟؟؟
    توسط hamid66 در انجمن سایر مباحث
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۱/۱۳, ۰۴:۵۱

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود