صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تأثیر نماز بر شخصیت جوانان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,969
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 8 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    173

    تأثیر نماز بر شخصیت جوانان




    روح و حقیقت نماز

    نماز لفظ و واژه اى است كه در متون دینى ما بعنوان «صلاة» از آن یاد شده و داراى معانى متعدّدى بوده كه یكى از آن معانى، همین عمل مخصوصى است كه به نام «نماز» در دین اسلام تشریع شده است. این لفظ در برخى از آیات به معناى سلام و تحیت آمده است آنجا كه خداوند در قرآن میفرمایند: إنَّ الله وملائكته یصلّون على النّبى یا ایّها الذین آمنوا صلّوا علیه وسلّموا تسلیماً.
    «همانا خداوند و فرشتگان بر پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) درود میفرستند شما هم اى اهل ایمان بر او صلوات و درود بفرستید و با تعظیم بر او سلام گوئید»(1). و در آیه دیگر با اشاره به همین معنى می فرمایند: هو الذى یصلى علیكم وملائكته
    «اوست خدایى كه هم او و هم فرشتگانش بر شما تحیت و رحمت میفرستند»(2). وبه معناى دعا هم در برخى از آیات آمده است. آنجا كه به پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)دستور گرفتن زكات داده میشود خداوند میفرماید بعد از گرفتن زكات براى آنها و در حقشان دعا كن. خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم وتزكیهم بها وصلّ علیهم إنّ صلواتك سكن لهم.
    «اى رسول ما، تو از مؤمنان صدقات را بگیر تا بدان واسطه نفوس آنان را پاكیزه سازى و آنها را به دعاى خیر یاد كن همانا دعاى تو در حق آنان، موجب تسلى خاطرآنهاست.» (3)



    .................................................. .................................................. ..................
    1 ـ سوره مباركه احزاب، آیه 56.
    2 ـ سوره مباركه احزاب، آیه 43.
    3- سوره مباركه توبه، آیه 103.
    ویرایش توسط zeynab : ۱۳۸۹/۰۲/۲۱ در ساعت ۱۵:۴۳
    در ساحل زندگی قدم میزدم همه جا دو رد پا دیدم،
    جای پای من و خدا.
    به سختترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم.
    گفتم: خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟
    ندا آمد: تو را در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم!



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,969
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 8 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    173



    «صلاة» به هر دو معناى مزبور كه در حقیقت به معناى واحد بر میگردند كه همان دعا باشد مورد بحث ما نیست بلكه مراد از «صلاة» همان معنایى است كه با طریق مشخص و با اركان مخصوص و جزئیات معین از طرف شارع مقدس، حقیقت پیدا كرده است و پیامبر خاتم(صلى الله علیه وآله وسلم)آن حقیقت نازله را در عمل تشریع و خود، آن را تحقق عملى بخشید. نه تنها شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) در طول عمرش به عمل بدان پاى بند بود بلكه همه مسلمین موظف بودند كه آن را شبانه روز پنج بار بجاى آورند. اَقم الصلاة لدلوك الشمس الى غسق اللیل.
    «نماز را از زوال خورشید تا نهایت تاریكى شب برپا دار»(2).
    این آیه اشاره اجمالى به نمازهاى پنج گانه دارد. نماز با این شیوه مرسوم كه مصداق آن براى همه مسلمین روشن و آشكار است چیزى نیست كه مورد فهم و درك نباشد چون آنچه كه از سنّت رسول اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم)و اهل بیتش استفاده مىشود پر واضح است كه این تلقى از نماز یعنى اعمال مخصوصهاى كه با تكبیرة الاحرام شروع و به سلام ختم میگردد. و این است معناى دیگرى كه از آیات استفاده میشود. آنچه كه مسلّم است این است كه این عمل ظاهرى كه اصطلاحاً بدان نماز گفته میشود تمام حقیقت نماز نیست بلكه این صورت و چهره ظاهرى آن است. نماز امرى است الهى كه تحقق آن همانند سایر امور داراى ظاهر و باطن است كه در متون دینى به هر دو جهت آن اشارت رفته است. تصویر ظاهرى نماز همان است كه با اعمال مخصوصه انجام گیرد و حفظ آن نیز فرض و واجب است امّا روح و باطن نماز عبارتست از: اخلاص، حضور قلب، ذكر خداوند و تعظیم در مقابل او، امید و دلبستگى به ذات ربوبى، اعتماد و ركون به وجود سرمدى و محو شدن در مقابل ذات یكتایى كه در مقابل عظمت و جلالت او قیام نموده است. حقیقت نماز اعم از معناى ظاهر و باطن است و محدود و محصور نمودن آن به ظاهر، چون محدود نمودن حقیقت انسان و انسانیت او به جسم مادى است. همانطور كه حقیقت انسان در این جسم خاكى و هیكل مادى قالب گیرى شده و به اطوار مختلف و گوناگون درآمده و به این شكل ظاهرى وجود یافته است چنانچه خداوند فرماید: وقد خلقتكم اطواراً «و به تحقیق شما را به صورت گوناگون آفرید»(3).


    .................................................. ..............................
    1ـ سوره مباركه توبه، آیه 103.
    2 ـ سوره مباركه اسراء، آیه 78.
    3ـ سوره مباركه جن، آیه 14.

    در ساحل زندگی قدم میزدم همه جا دو رد پا دیدم،
    جای پای من و خدا.
    به سختترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم.
    گفتم: خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟
    ندا آمد: تو را در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم!



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,969
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 8 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    173



    حقیقت نماز اعم از معناى ظاهر و باطن است و محدود و محصور نمودن آن به ظاهر، چون محدود نمودن حقیقت انسان و انسانیت او به جسم مادى است. همانطور كه حقیقت انسان در این جسم خاكى و هیكل مادى قالب گیرى شده و به اطوار مختلف و گوناگون درآمده و به این شكل ظاهرى وجود یافته است چنانچه خداوند فرماید: وقد خلقتكم اطواراً «و به تحقیق شما را به صورت گوناگون آفرید»(1).
    حقیقت نماز هم چون سایر امور در باطن و روح او نهفته شده كه این قالب و صورت را پذیرا شده است هرگاه آن حقیقت بخواهد در عالم خارج تحقق یابد قطعاً باید در همین طور و قالب خاص باشد و در غیر این صورت نماز نبوده بلكه پدیده دیگرى است.
    هرگاه این قالب خاص و صورت ظاهرى نماز با روح و باطن آن آمیخته و قرین گردد نماز حقیقت خود را یافته و تأثیر خود را میگذارد. در چنین صورتى است كه این امر الهى، ستون دین(1)، معراج مؤمنین(2)، روشنگر چهره مسلمین(3)، مقرِّب متقین(4)، مكمّل اخلاص مخلصین، مبعِّد خصائص ملحدین(5)، مسوِّد چهره شیاطین(6)، و ممیّز مؤمنین از كافرین(7)، قرار میگیرد. پس نمازى كه فقط ظاهر داشته باشد و فاقد روح باشد مُعطى شى نخواهد بود. بنابر این قیام به ظاهر آن، تحركى در نماز گزار ایجاد نخواهد كرد و از سوى ذات بارى به این نماز اقبال و توجهى نیست چنانچه از رسول گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) روایت شده كه فرمودند:
    «خداوند متعال نظر نمی افكند به نمازى كه آدمى دل خود را با بدن خود به نماز حاضر نكند»(8).
    پس حقیقت نماز اعم از صورت ظاهرى و معناى باطنى است و تمسك به هر یك از این دو بدون دیگرى نماز نیست در نتیجه هم كسانى كه به ظاهر آن تشبث جسته و از روح آن بی خبرند از حقیقت نماز غافلند و هم آنانكه نماز نمیخوانند و ادعا دارند كه ما به معنا و حقیقت آن رسیده ایم معرفتى از نماز ندارند چون نماز در هر دو صورت فاقد حقیقت است.

    .................................................. ............................................
    1 ـ تهذیب، ج1 ص173 روایت 68. كافى، ج7 ص25 روایت 7.
    2 ـ بحار الانوار، ج82 ص303 روایت 2 باب 4.
    3 ـ نهج الفصاحه، حدیث 1874.
    4 ـ اصول كافى، ج3 ص265 روایت 6. نهج الفصاحه، حدیث 1878.
    5 ـ مجمع البیان، ج7 ص447 ذیل آیه 45 عنكبوت.
    6 ـ نهج الفصاحه، حدیث 1877.
    7 ـ نهج الفصاحه، حدیث 1098.
    8 ـ معراج السعاده، ص668.

    در ساحل زندگی قدم میزدم همه جا دو رد پا دیدم،
    جای پای من و خدا.
    به سختترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم.
    گفتم: خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟
    ندا آمد: تو را در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم!



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,969
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 8 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    173



    اهمیت دوران جوانى

    بر هیچ اهل علمى پوشیده نیست كه در شكل گیرى شخصیت هر فرد، مقطع جوانى از جایگاه خاص و اهمیت ویژه اى برخوردار است. شاید بتوان گفت كه ثبات شخصیت هر انسانى در این سنین آغاز و به هر نحوى كه شكل گیرد غالباً به همان صورت قوام یافته و تثبیت مى گردد و به همین دلیل در روایات بر اهمیت و برترى این مقطع سنى تأكیدات زیادى رفته و نیز روانشناسان این دوره را حیات مجدد انسان نامیده اند. صاحب شریعت اسلام، حضرت خیر الانام كه از سر چشمه وحى الهام مى گرفت در تكریم و احترام به جوانان فرمودند:
    فضل الشابّ العابد الذى یَعبُدُ فى صباه على الشیخ الذى یَعبُد بَعْدَ ماكَبُرَتْ سِنُّهُ كفضلِ المرسلین على سایر النّاس.
    «فضیلت و برترى جوان عابد كه از آغاز جوانى خدا را عبادت كند بر پیرى كه وقت پیرى مشغول عبادت گردد چون فضیلت پیغمبران است بر سایر مردم»(1).

    و در جاى دیگر با اشاره به ارزش جوانى می فرماید: اغتنم شبابك قبل هرمك.

    «جوانی تان را قبل از فرارسیدن پیرى غنیمت و قدر بدانید»(2).

    وخطاب به والدین و مربیان در برخورد با جوانان و نوجوانان میفرمایند:

    اوصیكم بالشّبان خیراً فانّهم اَرَقُّ افئِدةً انّ الله بعثنى بشیراً ونذیراً فحالفنى الشُّبّانُ وخالفنى الشیوخُ ثُمَّ قَرَاَ فطال علیهم الأمَدُ فقستْ قلوبُهُم.
    «به شماها در باره نوبالغان و جوانان به نیكى سفارش مى كنم كه آنها دلى رقیقتر و قلبى فضیلت پذیرتر دارند. خداوند مرا به پیامبرى برانگیخت تا مردم را به رحمت الهى بشارت دهم و از عذابش بترسانم. جوانان سخنان مرا پذیرفتند و با من پیمان محبت بستند ولى پیران از قبول دعوتم سرباز زدند و به مخالفتم برخاستند. سپس به آیه اى از قرآن اشاره كرد و درباره مردم كهن سال و پیر كه مدت زندگى آنان به درازا كشیده و دچار قساوت قلب شده اند سخن گفت»(3).

    همه این سخنان گوهر بار كه در خطاب به مسلمانان تأكید داشتند علاوه بر سیره عملى و برخورد بزرگوارانه و محترمانه اى كه با جوانان داشته اند حاكى از حساسیت عنفوان جوانى است.

    بنابر این از منظر علم و دین، در تمام عمر و طول حیات انسانى هیچ برهه اى مهمتر از دوره نوجوانى و جوانى نیست.


    .................................................. ...................................
    1 ـ نهج الفصاحه، حدیث 2050.
    2ـ نهج الفصاحه، حدیث 372.
    3 ـ سفینه البحار، ج2 ص176.




    در ساحل زندگی قدم میزدم همه جا دو رد پا دیدم،
    جای پای من و خدا.
    به سختترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم.
    گفتم: خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟
    ندا آمد: تو را در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم!



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,969
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 8 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    173



    انعطاف پذیرى روحیه جوانان

    نسل جوان تنها قشر منحصر به فردى است كه بیشترین روحیه تأثیر پذیرى را داراست شفافیت روحیه جوانان و حساسیت ایشان، عامل اصلى توجه دستگاههاى تبلیغاتى استكبار و بنگاههاى فرهنگى غرب، براى سوق دادن آنان به انحرافات اخلاقى و اهداف پلید خویش در طول تاریخ بوده است. درست از زمانى كه دنیاى غرب در اثر تحقیقات و مطالعات خود به این نتیجه رسید كه جوانان آسیب پذیرترین قشر هر جامعه اند با تشكیل بنگاههاى فرهنگى تبلیغى همه همت خود را در به دام انداختن آنان به فساد و تباهى تحت عنوان آزادى و عناوین مقدس دیگر به كار گرفت تا اینكه به اغراض استكبارى و سلطه طلبى خود دست یازد. اگر چه غرب در القاى فرهنگ خود به كشورهاى اسلامى از راههاى متعدد و در سطوح مختلف وارد عمل شده است ولى تاریخ بهترین شاهد و گواه است كه نفوذشان بیشتر از طریق جوانان تحصیل كرده یا عوام مقلد (جوانانى كه به مبانى دین آشنایى چندانى ندارند) بوده است كه سقوط اسلام در اندلس (اسپانیاى فعلى) یا سلطه غرب بر مسلمانان الجزایر بهترین نمونه تاریخى است. روح ظریف و باقد است، احساسات پاك و با لطافت، عواطف زلال و با صداقت، جوان را چون گلى شكفته و با طراوت نموده است كه بیشترین تأثیر پذیرى را براى پژمرده شدن داراست.
    تشبیه نوجوان و جوان به نهال نورس در كلمات معصومین، حاكى از همین مطلب است كه او را میتوان به هر جهتى هدایت نمود بر خلاف درخت تنومندى كه كسى قادر به جهت دهى او نیست مگر با بریدن تنه آن درخت.
    بنابر این جوانى با نوعى اثر پذیرى روحى و حالات انفعالى و تشویشات ذهنى همراه و آمیخته است كه كمتر صبغه و رنگ عقلى و استدلالى دارد. به همین جهت عوامل خارجى در جهات مثبت یا منفى بیشترین اثر را در او میگذارد.
    آنچه كه از دیدگاه اسلام مهم است سوق دادن او به سوى تكامل انسانى و اهداف متعالى است. سنت و سیره پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) و اولاد طاهرینش نسبت به جوانان، مبیّن همین نكته است.

    پس صرفاً بكار گرفتن احساسات جوانان و تشویق و تحریص آنان از قدرت احساسى و عاطفى مقصود شارع مقدس نیست بلكه سوق دادن آن در قلمرو دین و عقلانى نمودن اهداف عالیه انسانى، همه همت رهبران دین مى باشد و ادعاى ما این است كه همه تعالیم دین و احكام الهى خصوصاً نماز در همین راستا بر مسلمین فرض و واجب شده است.
    در ساحل زندگی قدم میزدم همه جا دو رد پا دیدم،
    جای پای من و خدا.
    به سختترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم.
    گفتم: خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟
    ندا آمد: تو را در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم!



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,969
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 8 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    173



    نیازهاى غریزى و فطرى جوانان و پاسخ آن

    با تمهید مقدمات و مطالبى كه ذكر شد مىتوان گفت كه فلسفه همه عبادات دینى در این نكته معطوف است كه متأثرترین قشر یعنى جوانان را مؤثرترین قشر در اجتماع انسانى قراردهد. چون احساس به یك تكیه گاه محكم و امنیت و آرامش در پناه آن تنها عنصرى است كه میتواند به جوان اعتماد و اطمینان بخشیده و او را از اضطرابات درونى و تشویشات ذهنى رها سازد. همه مشكلات و معضلات روحى و روانى كه هویّت او را در معرض خطر انداخته و ثبات شخصیت او را از كَفَش ربوده و خلاء عظیمى را در او ایجاد كرده ناشى از نداشتن یك ملجاء و عدم دست یابى به یك پناهگاه دائمى و مستحكم است.

    همه صاحبان مكاتب كوشیده اند تا به نحوى این آتش احساسات درونى را خاموش و یا حداقل از شعله هاى آن بكاهند. به همین خاطر راه حلهایى چون آزادى بى قید و شرط جوانان در ارضاى هواهاى نفسانى و غرایز حیوانى و سوق دادن و جهت دهى ایشان به میخانه ها و صدها طرق دیگر را بعنوان پناهگاه ارائه دادند امّا پس از رویكرد جوانان به آن مأمنهاى بظاهر مستحكم، سقفهایشان فرو ریخته و به واهى و خیالى بودن آنها پى برده اند. چون با ارضاء نیازها و دفع هواهاى نفسانى، اهداف خود را تأمین شده نمى یافتند.

    «امروزه اشتیاق شدید جوانان سراسر جهان به شنیدن موسیقى به اصطلاح پاپ (pop) و پوشیدن لباسهاى نوعاً جدیدى مثل بلوجین كه زبان حال میل به آزادى از قید و بندها و تحرك و تكاپو و اعلام استقلال یك تنه از قید ضوابط و معیارهاى اجتماعى است كاملاً واضح است. بسیارى از جوانان تیز و چابك پا در ركاب سفر مى گذارند بدون آنكه بدانند به كجا مى روند. در این مسحور شدگى و حتى تسخیر شدگى در قبال شیوه زندگى جدید كه از غرب سرچشمه گرفته و جهانگیر شده است شمار كثیرى از جوانان مسلمان شریك بوده اند دانستن این نكته براى جوانان مسلمان لازم است كه این پدیده ها با علل ژرفترى ارتباط دادند كه از نظر معنوى بیطرف نیستند»(1).

    جوانان در زندگى و حیات جوانى خویش امور زیادى را در حال تجربه كردن مى باشند او چون سایر افراد جامعه امّا عاطفى و احساسى تر از دیگران در صدد دست یابى به امرى است كه قلبش را بدان واسطه تسكین بخشیده و نوعى آرامش را تحصیل نماید و لیكن به هر چیزى كه روى مى آورد بعد از مدّت كوتاهى در مى یابد كه آن عنصر، مطمئن و واقعى نیست. البته تشخیص این امر در ابتداى سنین نوجوانى و جوانى بسیار دشوار است شور و هیجان جوانى در جوانان غالباً فرصت تعقل و اندیشه اینكه انسان براى یك زندگى و حیات طولانى و اهداف متعالى خلق شده را از او سلب كرده و به همین خاطر او بعد از تجربه عملى، به پوچى و بى پایگى بسیارى از مأمنهایى كه بدان پناه آورده است پى
    خواهد برد. و دشمنان دین خصوصاً غرب به خاطر درك همین نیازهاى فطرى و غریزى جوانان تلاش زیادى انجام مى دهند تا این گرایشها را به جهاتى كه اهداف آنها را تأمین مى كند سوق دهند و آنها را از كمالات معنوى و دینى منحرف سازند. كسى كه خود مدّت زیادى از عمرش را در میان غربیها سپرى كرده و الان هم زندگى خود را با آنها در حال تجربه كردن مى باشد قضاوت و داوریش چنین است كه گوید: «در شیوه زندگى كنونى غرب كشش و گرایشى هست كه افراد جامعه را به زیستن در لحظه كنونى فارغ از همه تاریخ و گذشته و غرق شدن در طلب سرفرازیهاى لحظه اى و لذت حسى آنى وا مى دارد. پرستش قهرمانان ورزشى و میل به ركورد شكنى دایمى و فایق آمدن بى وقفه برطبیعت نشان دهنده یك وجه از این دل مشغولى به تن است در حالى كه جنبه بسیار ویرانگرتر همین گرایش را مى توان در استفاده از مواد مخدر و طبعاً مشروبات الكلى، روابط جنسى آزاد و نظایر آن دید كه تماماً از تلاش نفس براى غرق نمودن خود در لذتهاى آنى جسمى و غریزى حكایت دارد. بدیهى است كه ورزش مستلزم انضباط و سخت كوشى است و این از جهات مثبت آن است. امّا بزرگداشت بیش از حدّ ورزش و كما بیش پرستیدن قهرمانان ورزشى ناشى از اهمیت گزافى است كه به تن داده شده است. علاوه بر اینكه نقش و اهمیتى كه به ورزش داده مى شود ابداً بى ارتباط با اشتیاق به لذت جویی هاى جسمانى نیست. كه همه این عوامل متضمن از دست رفتن ایمان و اعتقاد جوانان به معیارهاى اخلاقى است»(2).

    یك جوان مسلمان با تحصیل معرفت و دستیابى به علوم مقدس دینى باید خود را مجهز ساخته و به دامى كه جوانان غربى بدان گرفتار آمدند هویت خود را از دست ندهد.



    .................................................. .................................................. ..........
    1 ـ دكتر نصر ـ جوان مسلمان و دنیاى متجدد، ص338.
    2 ـ دكتر حسین نصر جوان مسلمان و دنیاى متجدد، ص342.
    در ساحل زندگی قدم میزدم همه جا دو رد پا دیدم،
    جای پای من و خدا.
    به سختترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم.
    گفتم: خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟
    ندا آمد: تو را در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم!



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,969
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 8 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    173




    نقش نماز و تعالیم دینى در شخصیت جوانان

    اینكه در انسان تمایلات و گرایشاتى وجوددارد كه او را متوجه به اهدافى مى سازد و مى خواهد به دست یابى با آن اهداف خود را تسكین و اطمینان ببخشد نشانه آن است كه باید چنین ملجائى وجود داشته باشد. چون اقتضاى حكمت بالغه الهى این است كه هیچ نیازى را بدون پاسخ نگذارد. آرى اگر انسان احساس عطش و گرسنگى مى كند باید آب و طعامى باشد تا رفع تشنگى و گرسنگى نماید. حال باید دید كه چه عواملى اضطراب او را رفع مى كنند و چه دارویى براى او شفا بخش است و كدام طبیب به درد او عالم مى باشد؟
    تردیدى نیست كه روح و حقیقت تعالیم دین به نیازهاى روحى و گرایشات غریزى و فطرى او برگشت مى كند و با جزم و یقین مى توان گفت كه هیچ یك از دستورات دین بى ارتباط با تكامل انسانى او نیست.
    «جان و جوهر پاسخ اسلامى به دنیاى متجدد در جهات دینى و معنوى و فكرى
    زندگى بشر نهفته است. همین جهات است كه كردار بشر و نحوه تلقى او را از جهان پیرامون رقم مى زند. مهمترین پاسخ یك جوان مسلمان و مهمترین گامى كه باید او پیش از هر چیز بردارد این است كه قوت ایمان خود را حفظ كند و اعتمادش را به صدق و اعتبار وحى اسلامى از دست ندهد. دنیاى متجدد به تدریج تباه شده است و در صدد است همه آنچه را كه مقدس و طبعاً دینى است از بین ببرد و بخصوص با اسلام به عنوان دینى كه از نگرش قدسى نسبت به زندگى و قانون الهى در برگیرنده همه افعال و اعمال بشر عدول نكرده است مخالفت دارد. اكثر مشترقان غربى حدود دو قرن به اسلام مى تاخته اند و سعى داشته اند به مسلمین یاد دهند كه دین خود را چگونه بفهمند»(1).

    همه این تلاشها بدان جهت صورت مى گیرد كه اسلام چون مسیحیت و یهودیت تحریف نشده و متون واقعى آن در دست است و پاسخ همه معضلات را مى توان در او جست.

    در متن و منبع همین دین (قرآن) به مسلمانان تعلیم داده مى شود كه قرآن شفاى همه امراض قلبى انسانهاست قد جاءتكم موعظةٌ من ربكم وشفاءٌ لما فى الصدور. «اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمد و درمان آنچه كه در سینه هاست»(2).

    و خداوند، عالِم به سرّ و علن همه موجودات بوده پس تنها طبیب حاذق اوست و قرآن تنها نسخه كاملى است كه با عمل بدان مى توان سلامت كامل را بدست آورد چنانچه على(علیه السلام) فرموده اند: «از قرآن براى بیمارى هاى خود شفا طلب كنید و براى حل مشكلات خویش به آن استعانت بجوئید چه اینكه در قرآن شفاى بزرگترین دردهاست كه آن درد كفر و نفاق و گمراهى است»(3).

    و نیز در همین دین تأكید بسیار رفته است به اینكه اطمینان قلبى شما انسانها در گرو یاد الهى است. الا بذكر الله تطمئنّ القلوب «آگاه باشید كه با ذكر و یاد خدا دلها آرامش مى یابد»(4).

    پس تنها ملجأ و پناهگاه واقعى، اتصال قلوب به عالم لاهوت و سپردن دل به دست صاحبدل و توجه كامل به خالق قادر است تا اینكه خود را بدان وابسته ببند و از غیر او دل بركند و پاسخ اصلى و برآوردن همه نیاز و فقر خود را در بى نیازى و غناى او یابد و هدایت خویش را در عمل به دستورات و تعالیم او بداند و تعدیل شخصیت و تكمیل انسانیت خود را در انس و آشنایى با تعالیم قرآن و دستورات اسلام جستجو نماید.



    .................................................. .........................
    1 ـ جوان مسلمان و دنیاى متجدد، ص352.
    2 ـ سوره مباركه یونس، آیه 57.
    3ـ نهج البلاغه، خطبه 176. 4ـ سوره مباركه رعد، آیه 28.
    در ساحل زندگی قدم میزدم همه جا دو رد پا دیدم،
    جای پای من و خدا.
    به سختترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم.
    گفتم: خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟
    ندا آمد: تو را در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم!



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,969
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 8 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    173



    یاد و ذكر خدا مایه آرامش دلها

    انسان موجودى است كه در زندگى خود، خواه نا خواه با اضطرابات و نگرانى هایى روبروست. گاهى این نگرانى ها براى برخى محدود به مسائل مادى است و گاهى از این حد گذشته و جنبه غیر مادى و معنوى هم پیدا مى كند. این حالت گاهى برخى از انسانها را چنان به خود مشغول مى دارد كه تمام عمرشان را در بر مى گیرد و با همان حالت از دنیا مى روند و در برخى دیگر، مدّتى از حیاتشان را اشغال و زمانى سر بلند مى كنند كه مدت زیادى از عمرشان سپرى شده است. امّا عده اى از افراد آگاه با تدبیر خاص جلوى این حالات درونى خود را گرفته و نا آرامى درونى خود را آرامش مى بخشند. براى همه ما این نكته حائز اهمیت بسیارى است كه بدانیم عامل این آرامش چیست و چگونه آن اضطراب به طمأنینه تبدیل شده و آرامش تضمین و تأمین مى گردد.
    آرى خداوند با یك جمله كوتاه و مختصر پاسخ این سؤال را داده اند كه «بدانید با یاد خدا دلها آرام مى گیرد».
    امّا باید گفت كه این كلام الهى براى بسیارى از افراد حتى تحصیل كرده هاى ما شاید مبهم بوده و تفسیر آن روشن نیست. علامه طباطبائى(رحمه الله)صاحب تفسیر ارزشمند المیزان در تبیین و تفسیر این آیه مى فرمایند: «در این آیه و كلام الهى تذكر و توجهى براى مردم است كه قلبها را متوجه و متمایل به یاد و ذكر او سازند. زیرا هیچ تلاش و همتى براى انسان در زندگیش نیست مگر براى رسیدن به سعادت و نعمت و هیچ ترسى ندارد مگر ترس از افتادن در بدبختى و سختى و شقاوت و خداوند تنها سبب و یگانه عاملى است كه امور خیر در دست اوست و نیز همه خوبى ها به او بر مى گردد. و او قادر بر بندگان و ضامن سعادت ایشان است. پس توجه و اعتماد و اتصال به او موجب نشاط و شادابى و كمال مطلوب است. پس قلبها به یاد او از نگرانى ها و اضطرابات مطمئن مى شوند و تسكین مى یابند»(1).
    در روایت وارد شده است كه وقتى این آیه (آیه 28 سوره رعد) نازل شد پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) به اصحابش فرمود آیا مى دانید معنى این آیه چیست؟ اصحاب گفتند خدا و رسولش بهتر مى دانند. فرمود: «كسى كه خدا و رسول او و اصحاب پیامبر را دوست بدارد». و در روایت دیگر دارد كه خدا و رسول و اهل بیت و پیروان و شیعیان ما را دوست داشته باشد»(2).




    .................................................. .................................................. ....
    1 ـ المیزان فى تفسیر القرآن، ج11 ص358.
    2 ـ المیزان فى تفسیر القرآن، ج11 ص370.
    ویرایش توسط zeynab : ۱۳۸۹/۰۲/۲۱ در ساعت ۱۷:۱۳
    در ساحل زندگی قدم میزدم همه جا دو رد پا دیدم،
    جای پای من و خدا.
    به سختترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم.
    گفتم: خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟
    ندا آمد: تو را در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم!



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,969
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 8 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    173




    نماز بارزترین مصداق ذكر خدا

    ذكر در لغت به معناى حفظ مطالب و معارف آمده با این فرق كه حفظ به معناى بدست آوردن در ابتداى امر گفته مىشود و ذكر به ادامه و حاضر داشتن آن. كه آن حضور گاهى قلبى است و گاهى قولى و به همین خاطر ذكر را به دو قسم قلبى و زبانى تقسیم كرده اند(1).
    و امّا مصداق ذكر:

    براى ذكر افراد و مصادیق زیادى در قرآن و سنت بیان شده است ولى آنچه از فحص و بررسى در آیات و روایات بدست مى آید این است كه نماز، فرد واقعى و مصداق حقیقى ذكر الهى است چون نماز دستورى است كه در همه شرایع و ادیان الهى جزء فرائض و واجبات بوده است و خداوند در قرآن كریم تصریح كرده است كه مراد از ذكر الهى، نماز است.

    اَقِم الصلاة لذكرى «نماز را بپا دار تا به یاد من باشى»(2).
    و در آیه دیگر مى فرماید: ولذكر الله أكبر «نماز بزرگترین ذكر الهى است»(3).

    اینكه نماز را برترین مصداق ذكر خدا یاد كرده شاید بدین جهت باشد كه در حال قیام به نماز، نفس آدمى در اثر توجه به مبدأ اعلى و خالق یكتا از اضطراب درونى دور شده و سختیها و ناملایمات را از یاد مى برد.

    و شاید وجه كمك گرفتن از نماز در آیه استعینوا بالصبر والصلاة «یعنى از صبر و نماز استعانت بجوئید»(4) همین باشد.

    در تفسیر آیه 91 سوره مباركه مائده «انّما یرید الشّیطان أن یُوقعَ بینكم العداوةَ والبغضا فى الخمر والمیسر ویصدّكم عن ذكر الله وعن الصّلاة فهل أنتم منتهون» «شیطان مىخواهد در میان شما به وسیله شراب و قمار عداوت ایجاد كند و شما را از ذكر خدا و نماز بازدارد آیا خوددارى خواهید كرد».

    گفته شد كه: «به این دلیل خداوند در این آیه نماز را جداى از ذكر خدا اسم برد ـ با توجه به اینكه نماز هم ذكر خداست ـ كه نماز فرد كامل از ذكر الهى است و خداوند اهتمام بیشترى به امر آن دارد و در روایت صحیح هم وارد شده كه نماز پایه و ستون دین است»(5).

    و نیز از
    كلمه «موقوت» در آیه 103 سوره مباركه نساء كه فرمود: انّ الصلاة كانت على المؤمنین موقوتاً. «استفاده مى كنند كه وقت در نماز كنایه از ثبات و تغییر ناپذیر بودن این فریضه الهى است یعنى نماز یك فریضه ثابتى است كه در هیچ حال ساقط نمى شود و هرگز تبدیل به چیز دیگر نمى گردد آنطور كه مثلاً روزه در مقام اضطرار تبدیل به فدیه مى شود»(6).

    بنابراین كمترین تردید در این مطلب روا نیست كه یاد خدا آرام بخش دلها از همه یأسها و ناآرامیها بوده و نماز روشنترین مصداق و فرد اكمل از ذكر الهى است.

    نتیجه اینكه نماز تنها عامل بازدارنده از همه لغزشها و تنها تكیه گاه امن و مأمن مستحكم براى انسانها خصوصاً جوانان است كه هرگز نفس خویش را از افتادن در مهلكه حوادث مصون نمى بینند و شاید به همین سبب باشد كه در كتاب آسمانى قرآن كمتر عبادتى چون نماز مورد اهمیت قرار گرفته است تا آنجا كه حدود صد و چهارده مورد این كلمه در قرآن بكار رفته و در پانزده مورد امر به آن شده است. و در صدق و درستى ادعاى ما همین بس كه جوانى از انصار نماز را با پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) بجا مىآورد و با این وصف آلوده به گناهان زشتى نیز بود. این مطلب را به عرض پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) رساندند. حضرت فرمود:
    انّ الصلاةً تناهُ یوماً «نمازش او را روزى از این اعمال پاك مى كند»(7).



    .................................................. .............................................
    1ـ مفردات الفاظ القرآن، ص181.
    2ـ سوره مباركه طه، آیه 14.
    3ـ سوره مباركه عنكبوت، آیه 45.
    4ـ سوره مباركه بقره، آیه 45.
    5ـ المیزان، ج6 ص123 چاپ بیروت (دوره بیست جلدى).
    6ـ المیزان، ج5 ص65 چاپ بیروت.
    7ـ مرحوم طبرسى ـ تفسیر مجمع البیان ـ ، ج7 ص447.
    در ساحل زندگی قدم میزدم همه جا دو رد پا دیدم،
    جای پای من و خدا.
    به سختترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم.
    گفتم: خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟
    ندا آمد: تو را در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم!



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,969
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 8 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    173



    آیا نماز انسان را از زشتى باز مى دارد؟

    چنانچه گفته شد نماز انسان را از اعمال زشت باز مى دارد و در قرآن و سنّت عامل دورى انسان از فحشا و منكرات شمرده شده است. با این توصیف كه نماز، تنها ذكر الهى باشد كه این همه اثر داشته باشد جاى این سئوال است كه: پس چرا بسیارى از افراد خصوصاً جوانان با اینكه اهل نمازند چنین آثارى در زندگى شان مشهود نیست؟ اگر قرآن مى فرماید: اِنّ الصلاةَ تنهى عنِ الفحشاء والمنكر
    «همانا نماز از فحشا و زشتى دور مى كند»(1).
    پس چرا بسیارى از افراد نماز مى خوانند ولى دامان آنان به گناهان و زشتىها آلوده است؟
    اگر آثار نماز، نورانیت قلب و طهارت باطن باشد چگونه قلب پاك و طاهر، آلودگى و پلیدى را پذیراست؟
    در پاسخگویى به این سئوال عالمان دینى و مفسران، اقوال متعددى را بیان داشته اند كه به صورت فشرده بیان مى شود.

    1 ـ برخى از ایشان در مقام جواب به این اشكال، در مفهوم و معناى نماز، دقیق شده اند و گفته اند كه منظور از نماز در این آیه كه مى فرماید: «نماز بخوان همانا نماز تو را از فحشاء و منكرات دور مى سازد» به معناى دعاست و مراد دعوت كردن و تشویق نمودن مردم است به امر الهى و معنى آیه این است كه: قیام كن به دعوت كردن مردم به سوى دستورات الهى كه این دستور الهى مردم را از فحشاء و منكرات دور مى سازد. این قول صحیح نیست چون با ظاهر آیه سازگار نیست.

    2 ـ بعضى دیگر قولشان این است كه: قسمتى از نمازها داراى چنین آثارى مى باشند امّا همه نمازها چنین انعكاس و بازتابى ندارند.

    3 ـ عده اى از مفسرین جواب داده اند به اینكه: نمازگزار مادام كه مشغول نماز است اثر دورى از گناه در او ایجاد شده و بعد از اقامه نماز این اثر و فایده مترتب نیست. یعنى اثر نماز كه دورى از منكرات و زشتى ها باشد مقطعى و زود گذر است.

    4 ـ جواب دیگرى كه داده شد این است كه: نماز مثل یك انسان به نماز گزار گوید از فحشاء و زشتى دورى و اجتناب كن و لیكن لازمه نهى از گناه و زشتى این نیست كه مخاطب در مقام عمل مجبور به ترك یا دورى باشد. نهى نماز از نهى خداوند متعال كه بزرگتر نیست. نهى خداوند موجب ترك از زشتى نمى گردد تا چه رسد به نهى نماز.

    5 ـ برخى دیگر از مفسرین در دفع اشكال مزبور گفته اند: نماز را براى این مى خوانند كه به یاد خدا بیفتند چنانچه خداوند فرمود: اَقِمِ الصلاة لذكرى «نماز را براى یاد و ذكر من بپا دار». و كسى كه به یاد خدا باشد قطعاً كارها و اعمالى كه مورد رضاى خدا نباشد انجام نمى دهد. و اگر كسى را مى بینیم كه نماز مى خواند باز دست به گناه مى زند او اگر نماز نخواند یقیناً گناه و معصیت بیشترى خواهد كرد. و نماز همین مقدار در او تأثیر گذاشته كه گناه و معصیت او را كمتر نماید(2).

    6 ـ قول آخر سخن علامه طباطبائى(رحمه الله) است كه به نظر مى رسد مستدلترین پاسخ به این اشكال باشد. ایشان ضمن ردّ و كافى نبودن اقوال و پاسخهاى مزبور چنین مى فرمایند: «آنچه از ظاهر آیات نماز بر مى آید این است كه اگر دستور داده اند به اینكه مردم نماز بخوانند براى این بوده كه نماز آنان را از فسق و فجور باز مى دارد. و این تعلیل مى فهماند كه نماز عملى است عبادى كه انجام آن صفتى در روح پدید مى آورد كه آن صفت به اصطلاح، پلیسى است غیبى و صاحبش را از فحشاء و زشتى دور مى سازد و قلب و دلش از معاصى و منكرات پاك مى گردد. پس اثر طبیعى نماز اجتناب از معاصى است به نحو اقتضاء نه علت تامه دورى باشد. یعنى این اثر در همه نماز گزاران وجود دارد امّا به نحو اقتضاء نه به نحو علیت. پس اینكه گفته شد در بعضى افراد و مصادیق نماز این اثر مطرح است نه در همه نمازها صحیح نیست. و یا اینكه گفته شود اثرش فقط در حال نماز است نیز قول درستى نیست بلكه اثرش دائمى و همیشگى است و همینطور اقوال دیگر با این استدلال طرح مى گردند و رد مى شوند پس نماز این اثر بازدارندگى را در زندگى نمازگزار بصورت مطلق ایجاد مى كند یعنى هم این اثر كلّى است و هم دائمى. امّا در حدّ اقتضاء نه در حد علّت تامه. وقتى اقتضائى شد موانع باید برطرف گردند تا اثر ظاهر گردد»(3).
    پس تخلف آثار دورى و پاكى از رذایل اخلاقى در نماز، زمانى است كه موانعى بر سر راه آن بوده باشد. كه آن موانع جلوى تأثیرش را سد كرده است.


    بنابر این هر گاه بر درخت نماز، بار و ثمرى ننشست كه نمازگزار از آن بهره گیرد بدون تردید موانعى در آن دخیل اند كه نخست باید آن موانع را شناخت سپس در رفع آن باید كوشا بود.

    در واقع پاسخ صحیح از میان پاسخهاى ششگانه همین قول آخر است و مطالعه در زندگى قائمین و تاركین به نماز مؤید همین قول است. چون آنانكه به نماز اهمیت مى دهند نسبت به حلال و حرام الهى مقیدند و كسانى كه نسبت به نماز اهمیت كمترى قائلند به همان اندازه در مقابل گناهان، حساسیت كمترى از خود نشان مى دهند.



    .................................................. ...........................................
    1 ـ سوره مباركه عنكبوت، آیه 45.
    2ـ تفسیر المیزان، ج16 ص138.
    3ـ المیزان، ج16 ص139.
    در ساحل زندگی قدم میزدم همه جا دو رد پا دیدم،
    جای پای من و خدا.
    به سختترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم.
    گفتم: خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟
    ندا آمد: تو را در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم!



صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود