صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ازدواج

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۶
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ازدواج




    سلام
    من مدتي است كه خانواده ام (به درخواست من) به فكر ازدواج من افتاده اند. دانشجوي ترم چهارم كارشناسي ام و واقعيت اينست كه اصلا دوست ندارم الان ازدواج كنم. ترجيح مي دهم ازدواجم حداقل سه چهار سال ديگر انجام شود. اما يك مشكل بزرگ وجود دارد و آن اينست كه وقتي تصميم مي گيرم ازدواج را به تعويق بيندازم به طرز عجيبي عصبي و افسرده مي شوم. در آن شرايط حوصله هيچ كاري را ندارم و فشارهاي رواني بر من زياد مي شود به طوري كه اصلا نمي توانم درسم را (كه وظيفه اصلي من است) بخوانم.
    برعكس وقتي صحبت از فراهم شدن مقدمات براي ازدواج مي شود آرام مي گيرم و همه فعاليتهايم را خيلي خوب و با علاقه انجام مي دهم. اما مشكل اينجاست كه من هنوز بايد مسيري را طي كنم كه چند سال طول مي كشد. در دبيرستان جزو نخبه هاي كشور بودم و تحت هيچ شرايطي حاضر نيستم درس را به اولويتي غير از "اول" اختصاص بدهم. پيدا كردن موردي كه حاضر به پذيرفتن شرايط من هم باشد خودش كاري سخت؛ استرس زا و اعصاب خردكن است.
    براي همين از شما مي خواهم كمك كنيد بتوانم ازدواج را به تاخير بيندازم و روان آرامي هم داشته باشم تا به كارم ادامه دهم.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : مشكلات روحي و ازدواج




    salam
    mitouni aqd koni chand sale bad ezdevaj kon
    سلام
    مي توني عقد كني چند سال بعد ازدواج كني
    ویرایش توسط borna : ۱۳۸۷/۰۴/۰۴ در ساعت ۰۴:۴۴

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    51
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما نقل قول : مشكلات روحي و ازدواج




    نقل قول نوشته اصلی توسط jooyandeh نمایش پست
    سلام

    من مدتي است كه خانواده ام (به درخواست من) به فكر ازدواج من افتاده اند. دانشجوي ترم چهارم كارشناسي ام و واقعيت اينست كه اصلا دوست ندارم الان ازدواج كنم. ترجيح مي دهم ازدواجم حداقل سه چهار سال ديگر انجام شود. اما يك مشكل بزرگ وجود دارد و آن اينست كه وقتي تصميم مي گيرم ازدواج را به تعويق بيندازم به طرز عجيبي عصبي و افسرده مي شوم. در آن شرايط حوصله هيچ كاري را ندارم و فشارهاي رواني بر من زياد مي شود به طوري كه اصلا نمي توانم درسم را (كه وظيفه اصلي من است) بخوانم.
    برعكس وقتي صحبت از فراهم شدن مقدمات براي ازدواج مي شود آرام مي گيرم و همه فعاليتهايم را خيلي خوب و با علاقه انجام مي دهم. اما مشكل اينجاست كه من هنوز بايد مسيري را طي كنم كه چند سال طول مي كشد. در دبيرستان جزو نخبه هاي كشور بودم و تحت هيچ شرايطي حاضر نيستم درس را به اولويتي غير از "اول" اختصاص بدهم. پيدا كردن موردي كه حاضر به پذيرفتن شرايط من هم باشد خودش كاري سخت؛ استرس زا و اعصاب خردكن است.
    براي همين از شما مي خواهم كمك كنيد بتوانم ازدواج را به تاخير بيندازم و روان آرامي هم داشته باشم تا به كارم ادامه دهم.


    بسم الله الرحمن الرحيم
    با عرض سلام و ارادت
    1.بين ازدواج و ادامه تحصيل و رسيدن به مراتب عالي علم و معرفت منافاتي وجود نداردچنانكه اين مطلب در حوزه هاي علميه كاملا آشكار است
    2. امر فراهم كردن مقدمات ازدواج را به پدر و مادر واگذار كنيد و شما كمتر فكر و وقت خود را صرف آَن كنيد .
    3. تا زماني كه امكان ازدواج فراهم شود دستور قرآن كريم را درباره اين مطلب اجرا كنيد كه مي فرمايد :
    وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ(نور /33) و كساني كه امكان ازدواج برايشان فراهم نيست بايد عفت بورزند تا خداوند متعال آنان را ا زفضل خود بي نياز كند.
    4. در اين مدت توصيه مي كنيم بيشتر روزه بگيريد، ورزش و كارهاي بدني را در برنامه روزانه خود قرار دهيد از مطالب و مناظر تحريك كننده پرهيز كنيد ، چنانكه بلند نگاه داشتن مو بي تاثير نيست و....
    ویرایش توسط محمدي شاهرودي : ۱۳۸۶/۰۴/۱۱ در ساعت ۱۷:۲۸
    حسن السئوال نصف العلم

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : مشكلات روحي و ازدواج




    سلام ببخشید من از آقای محمدی شاهرودی سوالی داشتم حکمت توصیه به روزه رو متوجه شدم توی احادیث آمده ، اما حکمت توصیه به کوتاه کردن مو را نفهمیدم می شه توضیح بدین ؟ متشکرم

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : مشكلات روحي و ازدواج




    من در زمان دانشجویی یکی از همکلاسی هام ازم خاستگاری کرد و مدتی هم بر سر این موضوع با هم صحبت کردیم تا وقتی که موضوع را با خانواده هامون مطرح کردیم . خانواده او مخالفتی نکردن اما خانواده من در اشد درجات به خاطر اینکه توی مادیات از ما کمتر بودن مخالفت کردن ! اون آقا در حالی که به همه اعضای دانشگاه از استاد گرفته تا کارمند گفت که هنوز هم به من علاقه داره و چشمش دنبال منه از دانشگاه رفت و یک سال بعد هم ازدواج کرد اما من نتونستم فراموشش کنم و چون همه آدمهای دیگرو با اون مقایسه می کنم نمی تونم کس دیگری رو انتخاب کنم خصوصا اینکه از خانواده ام هم به خاطر این موضوع هنوز با گذشت سه سال دلخورم شما بگین باید چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۶
    نوشته
    74
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : مشكلات روحي و ازدواج




    سلام ببخشید من از آقای محمدی شاهرودی سوالی داشتم حکمت توصیه به روزه رو متوجه شدم توی احادیث آمده ، اما حکمت توصیه به کوتاه کردن مو را نفهمیدم می شه توضیح بدین ؟ متشکرم
    اون هم توي احاديث اومده اما حكمتشو من نمي دونم. شما در مورد اينكه بعضي از دستورات يا توصيه هاي اسلام كه ما حكمتشو نمي دونيم ولي قطعا به نفع ما هستند كه شك نداريد؟
    من در زمان دانشجویی یکی از همکلاسی هام ازم خاستگاری کرد و مدتی هم بر سر این موضوع با هم صحبت کردیم تا وقتی که موضوع را با خانواده هامون مطرح کردیم . خانواده او مخالفتی نکردن اما خانواده من در اشد درجات به خاطر اینکه توی مادیات از ما کمتر بودن مخالفت کردن ! اون آقا در حالی که به همه اعضای دانشگاه از استاد گرفته تا کارمند گفت که هنوز هم به من علاقه داره و چشمش دنبال منه از دانشگاه رفت و یک سال بعد هم ازدواج کرد اما من نتونستم فراموشش کنم و چون همه آدمهای دیگرو با اون مقایسه می کنم نمی تونم کس دیگری رو انتخاب کنم خصوصا اینکه از خانواده ام هم به خاطر این موضوع هنوز با گذشت سه سال دلخورم شما بگین باید چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    راستش قبل از اينكه به پاسخ اشاره كنم يك مطلبي و اون اينكه (مخاطبم آقايون هستند) براي باز كردن گفتگوي ازدواج از خانواده ي خانوم ها شروع كنيد نه از خود اونها. من خودم تو وضعيت مشابهي بودم بعد يكي از آشناهامون رو كه دوست برادر اون خانم بود فرستاديم صحبت كنه و بپرسه آيا اونها حاضرند شرايط ما رو بپذيرند يا نه. بعد هم برادر اون خانم گفت كه مادرشون توي اين مسائل خيلي سخت گيره. هم من ضايع نشدم و هم اون خانم اصلا روحش هم خبردار نشد چه برسه به اينكه بخواد دچار مشكل عاطفي و اينها بشه.
    شما به نظر من اولا از مخالفت خانوادتان خيلي دلخور نباشيد. هرچند به نظر من اشتباه است كه اگر مرد خوبي پيدا شد به خاطر سطح اقتصادي او، او را رد كنند و در اسلام آمده اگر كسي كه دينش درست است به خواستگاري دختر شما آمد به خاطر ماديات با او مخالفت نكنيد و دخترتان را به او بدهيد وگرنه در زمين فتنه بزرگي پديد آورده ايد. اما شما نبايد خيلي هم مطمئن باشيد. چه تعداد زيادي جوان بوده اند كه اول مي گفتند عشقولانه همه چيز را حل مي كند اما بعد به خاطر اينكه بعد از ورود به زندگي با واقعيتها مواجه شدند تلخي هاي مسائل اقتصادي روي هم انباشته شد و شيريني عشقولانه را بي اثر كرد و در نهايت به نتايج ناخوشايندي سرانجام كرد.
    البته اينها به نظر من به خاطر اينست كه زوجين قبل از اينكه تصميم بگيرند دنيايشان عشقشان را تحت تاثير قرار ندهد دنيا را خوب نشناختند. كسي كه همه زندگي اش دنيايش است تلخي هاي اقتصادي با فروكش كردن عشق ( كه در بسياري از موارد عشق كاذب است و اگر براي آن اسم بگذارم ممكن است خيلي ها ناراحت شوند) خود را به رخ مي كشند و ... (اينها كه گفتم خيلي مورد سوال شخص شما نبود بلكه مطالب كلي بود كه در مورد اين موضوع مفيد به ذهنم آمد)
    منظور اينكه شما از تداوم موفقيت آميز زندگيتان با آن آقا خيلي مطمئن نباشيد چون نمونه شكست خورده آن زياد بوده و مخالف سه سال پيش خانوادتان با يك موضوعي كه خير بودن يا خير نبودن آن معلوم هم نبوده براي امروزتان تبديل به مساله نكنيد.
    هرچند من معتقدم قبل از ازداج بايد سخت گرفت و از كنار مسائل راحت نگذشت ( دليلش همان عشق كاذبي است كه معمولا جلوي چشم زوجين را مي گيرد و نمي گذارد آنا به واقعيتها فكر كنند) اما اين خودش حد دارد و به نظر من شما نكات زير را در نظر بگيريد.
    1. اين يكي خيلي مهم است هم قبل از تصميم و به خصوص بعد از ازدواج: همسر يا نامزدتان را با اشخاص مقايسه نكنيد! بلكه آنها را با ملاكها مقايسه كنيد. چون وقتي بخواهيد كسي را با افراد ديگر مقايسه كنيد هميشه بهتر از او پيدا مي شود اما وقتي با ملاكها مقايسه مي كنيد مي بينيد كه مثلا اين موضوع در او ضعيف است يا او 70 درصد از اين نظر خوب است. بنشينيد فكر كنيد چه ملاكهايي براي شما اساسي هستند و بعد چه ملاكهايي براي شما اهميت دارند و به ملاكهايي كه براي شما اهميت ندارند فكر نكنيد. به نظر من همسر خوب كسي است كه 90 تا 100 درصد ملاكهاي اساسي و 50 تا 60 درصد ملاكهاي مهم را دارا باشد
    2. شما خودتان چقدر ايده آل هستيد كه به دنبال ايده آلتان مي گرديد.؟
    فعلا سخن كوتاه مي كنم.
    موفق باشيد

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۵
    نوشته
    742
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 6 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    119

    راهنما نقل قول : مشكلات روحي و ازدواج




    نقل قول نوشته اصلی توسط member نمایش پست
    سلام ببخشید من از آقای محمدی شاهرودی سوالی داشتم حکمت توصیه به روزه رو متوجه شدم توی احادیث آمده ، اما حکمت توصیه به کوتاه کردن مو را نفهمیدم می شه توضیح بدین ؟ متشکرم
    باسلام با توجه به اين كه آقاي محمدي شاهرودي فعلا تشريف ندارند بنده عرض مي كنم:البته شايد اگر كسي اطلاعات پزشكي كاملي داشته باشد جواب بدهد و مطلب راتاييد كند بهتر باشد اما آنگونه كه مشهوراست همين نكته اي است كه:
    موهاي بدن قدرت جسمي زيادي را از انسان مي گيرند واين امر كمك مي كند كه قواي جنسي كمتر تحريك شوند
    تعبير روايت چنين است: و وفٌر شعرك.
    http://sshams.andishvaran.ir/fa/scholarmainpage.html
    صفحه شخصی


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    2
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : مشكلات روحي و ازدواج




    از اینکه تلاش کردین جواب منو بدین و کمکم بکنید متشکرم اما فکر کنم توصیه های شما مال یه بچه هایی خیلی کم سن و سال تر از منه که کور کورانه و بدون شناخت دچار یک احساس زودگذر و بی اساس شدن نه مال من که هم سنم خیلی بیشتره و هم اینکه مقبولیت ایشون در نظر من به جهت تحت تاثیر احساسات قرار گرفتن نبود بلکه به خاطر شناختی بود که از ایشون حاصل کردم ، من راجع به کسی حرف می زنم که حافظ قرآن بود و رتبه برتر کنکور کارشناسی ارشد نه یه بچه محصل ......که به نظر من خیلی از ملاکهایی رو که دین به آنها تاکید داره و من هم تلاش دارن به اونها برسم رو داشت
    مسئله کلی اینجاست که من توی معیارهام با خانواده ام اختلاف اساسی داشتیم چون به نظر من مادیات و کلاس خانوادگی و .... اصلا مهم نیست چون طبق آیه قرآن خداوند خودش متکقل تامین روزی زوجهای جوان است . حالا با اطلاعات جدیدی که به دست آوردید اگر بتونید راهنمایی مفید تری بفرمایید ممنون می شم


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۶
    نوشته
    74
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقل قول : مشكلات روحي و ازدواج




    سلام
    خوب بر اساس عقلانيت تصميم گرفتن خيلي خوب است و ظاهرا كه اينطور است. در واقع الان قسمت اول پاسخ من اگرچه مواردي در جامعه دارد اما با وضعيت شما همخواني ندارد. حالا مي ماند دو نكته:
    يكي اينكه شما خودتان را خوب بشناسيد و انتظارتان از طرف مقابل خيلي بيشتر از آنچه خودتان هستيد نباشد. مثلا اگر شما حافظ قرآن نيستيد براي طرف شرط حفظ قرآن نگذاريد و اگر رتبه برتر ارشد نيستيد اين انتظار را از ديگران نداشته باشيد.
    بعد از اينكه خودتان را شناختيد و ديديد خواستگاران شما از نظر اخلاقي و ديني و (و در مرحله بعد علمي آن هم تا حدودي) در شرايط مطلوبي نيستند از رد كردن آنها نترسيد. (به نظر من!) من فكر مي كنم اگر شما خوب باشيد خواستگاران بد زياد خواهيد داشت اما خواستگاران خوب در سطح خود شما هم حتما خواهيد داشت انشا الله

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۵
    نوشته
    742
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 6 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    119

    راهنما نقل قول : مشكلات روحي و ازدواج




    نقل قول نوشته اصلی توسط havva نمایش پست
    من در زمان دانشجویی یکی از همکلاسی هام ازم خاستگاری کرد و مدتی هم بر سر این موضوع با هم صحبت کردیم تا وقتی که موضوع را با خانواده هامون مطرح کردیم . خانواده او مخالفتی نکردن اما خانواده من در اشد درجات به خاطر اینکه توی مادیات از ما کمتر بودن مخالفت کردن ! اون آقا در حالی که به همه اعضای دانشگاه از استاد گرفته تا کارمند گفت که هنوز هم به من علاقه داره و چشمش دنبال منه از دانشگاه رفت و یک سال بعد هم ازدواج کرد اما من نتونستم فراموشش کنم و چون همه آدمهای دیگرو با اون مقایسه می کنم نمی تونم کس دیگری رو انتخاب کنم خصوصا اینکه از خانواده ام هم به خاطر این موضوع هنوز با گذشت سه سال دلخورم شما بگین باید چیکار کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    بسم الله الرحمن الرحيم
    با سلام خدمت شما كاربر گرامي
    در پاسخ شما توجه تان رابه چند نكته جلب مي كنم
    نخست اين كه مردان بازنان در محبت به يكديگر متفاوتند بنابراين معمولا مردان خود را محصور به يك نفر نمي كنند اگر اين يكي نشد شخص ديگري بر خلاف زن ها كه معمولا سعي مي كنند محبت خود در يك نفر خلاصه كنند بنابراين من به دختران مراجعين خودم همواره توصيه مي كنم تا زماني كه مسئله ازدواج شما قطعي نشده و پدر و مادر هر دو خانواده رضايت خود را اعلام نكرده اند هرگز ظرف دل خود را جاي محبت شخصي كه تقاضاي ازدواج با شمارا دارد قرار ندهيد چون هيچ از آينده خبر نداريم ممكن است او با اتفاقي نظرش نسبت به شما تغييركند ممكن است مشكلي در بين باشد كه خانواده ها رضايت ندهندو هزار امكان و اگر ديگر ...
    2. شايد يكي از حكمت هاي اين كه فردي همچون پدر خانواده نقش مهمي در اين تصميم گيري دارد اين باشد كه او چيزي را مي بيند كه شما نمي بينيددر بند بعدي توضيح اين مطلب خواهد آمد
    3. اصولا خداوند زنان را احساسي و عاطفي و مردان را خشك و كم عاطف خلق كرده است البته اين امر براي زنان عيب نيست بلكه چون خانواده در دوران حيات خود نياز مبرم به عواطف گرم مادرانه و زنانه دارد وجود اين ويژگي ضروري است اگر نبود كانون خانواده ازهم مي پاشيد بنابراين اين جا ديگر بحث بچه و بزرگ براي زنان مطرح نيست زن به خاطر احساسات ممكن است تحت تاثير عواملي به مردي علاقمند شود اما از عيوبي و نواقصي غافل شود و اين امر طبيعي است اين جاست كه پاي مردي ميان مي آيد تا اين مشكل پيش نيايد و آن اذن پدر است.
    4. آنچه درمورد خصلت زن و مرد اشاره شد نوعي بوده بنابراين ممكن است مردي هم كاملا عاطفي باشد و زني بي رحم و بدون عاطفه كه آن ها استثناء ها هستند و ما در مورد استثناء ها سخن نمي گوييم
    5. آن چه اشاره شد به معناي عيبي براي زن نيست بلكه مرد و زن هر دو از ويژگي برخوردارند كه مكمل يكديگر است لذا زن بدون مرد و مرد بدون زن ناقص هستند و با هم كامل مي شوند
    نتيجه آن چه اشاره شد:
    شما از آغاز ارتباط دچار اشتباه شديد و هرگز نبايد دل خود را به مردي كه هنوز معلوم نيست در زندگي شما پا مي گذارد يا نه دل مي بستيد چه بسا ممكن بود به غير از بحث رضايت پدر و مادر مشكلات ديگري پيش مي آمد كه شما ازآن غافل بوديد پس اين مشكل را شما بوجود آورديد. اكنون هم خود شما بايد با تمرين و هر راهي كه شده آن مرد را از دل خود بيرون كنيد چون او علاقه اش را از شما منقطع و به ديگري متصل كرده است همينجا پرونده را مختومه اعلام كنيد و ديگر در مورد آن هيچ جا بحث نكنيد كه به روح خود آسيب رسانده ايد.
    شما چه مي دانيد شايد پدر و مادر اموري را مي ديدند كه شما به خاطر عشق و علاقه از آن غافل بوديد نگوييد من بچه نيستم آن چه اشاره كردم مربوط به بچه هانيست بچه ها كه عشق و محبت را درك نمي كنند اتفاقا مربوط به بزرگان است و اين امري طبيعي است در روايت داريم من عشق شيئا اعشي بصره كسي كه عاشق چيزي يا كسي شد چشمانش كور مي شود و خيلي از بدي ها را نمي بيند .
    هرچند الگوهاي شما ممكن است با پدر و مادر متفاوت باشد اما تصميم گيرنده نهايي شماييد و كسي نمي تواند براي شما تصميم بگيرد پس اگر موردي مناسب يافتيد سعي كنيد رضايت پدر را جلب كنيد و كار را تمام كنيد و ديگر درمورد قبلي فكر نكنيد.
    يادتان باشد مشكلات روحي بر خلاف جسمي به اين زودي ها خوب بشو نيست پس براي خود مشكل روحي ايجاد نكنيد.
    اگر مطلبي باقي ماند انشا الله اساتيد پاسخگو كه هنوز درمورد پرسش شما اظهار نظري نكرده اند پاسخ مناسب خواهند داد
    بنده هم هر كاري از دستم بر آيد براي خدمت به قرآن در خدمت هستم
    در پناه قرآن موفق باشيد
    ویرایش توسط saeed623 : ۱۳۸۶/۰۴/۱۷ در ساعت ۱۹:۰۰ دلیل: اصلاح
    http://sshams.andishvaran.ir/fa/scholarmainpage.html
    صفحه شخصی


صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود