صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چند سوال من در مورد ظهور موعود

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0

    چند سوال من در مورد ظهور موعود




    به نام خدا

    سلام

    چند سالی هست که به اثبات 313 تن مشغول هستم و اینکه آیا امام زمانی هست یا نه

    جدا از اون بزرگان به دو فرد اصلی یقین بردم که ظهور می کنند

    خضر و عیسی

    اما نفر سوم یا همون فردی که به عبارتی می گویند مهدی موعود هست رو نتونستم در خودم بفهمونم


    چند سوال دارم


    آیا عیسی به حضرت محمد شباهتی دارد؟

    آیا خضر به حضرت محمد شباهتی دارد؟

    در قرآن به این دو نفر اشاره شده و موضوع کمی نیست که ازش صحبتی نشه

    شدیدا گیج شدم

    آیات و روایات جلوی چشام میانو میرن و هی می خوان اون فرد اصلی رو بهم نشون بدن

    بیراهه هایی هم در فکرم ایجاد میشه


    اما می خوام در این تاپیک شماها هم کمک کنید

    سپاس



    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    48
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    فرمودید که:
    نقل قول نوشته اصلی توسط الله و امیر بهرامی نمایش پست
    اما می خوام در این تاپیک شماها هم کمک کنید

    با توجه به ابهاماتی که در پست شما دوست عزیز وجود داره برای اینکه بتوان به شما کمک مناسبی کرد بهتر هست در ابتدا به موارد زیر پاسخ داده و کمی از ابهامات پست فوق را برطرف سازید.

    1-
    نقل قول نوشته اصلی توسط الله و امیر بهرامی نمایش پست
    چند سالی هست که به اثبات 313 تن مشغول هستم...
    منظور از اثبات 313تن چیست و چه هدف معقولی را دنبال میکنید؟

    2-
    نقل قول نوشته اصلی توسط الله و امیر بهرامی نمایش پست
    به دو فرد اصلی یقین بردم که ظهور می کنندخضر و عیسی

    بنا به چه دلایل و مستنداتی به ظهور حضرات خضر و عیسی علیهما السلام یقین پیدا کردید؟

    3-
    نقل قول نوشته اصلی توسط الله و امیر بهرامی نمایش پست
    اما نفر سوم یا همون فردی که به عبارتی می گویند مهدی موعود هست رو نتونستم در خودم بفهمونم
    چه مواردی باعث ابهام ذهنی شما در مورد وجود مقدس حضرت ولی عصر روحی فداه هست؟

    4-
    نقل قول نوشته اصلی توسط الله و امیر بهرامی نمایش پست
    چند سوال دارم
    آیا عیسی به حضرت محمد شباهتی دارد؟

    آیا خضر به حضرت محمد شباهتی دارد؟
    از پی بردن به شباهت های این دو پیامبر بزرگوار با پیامبر اکرم صلوات الله علیه وآله به چه نتیجه ای میخواهید برسید که احتمالاً بتواند شک شما را در رابطه با وجود حضرت بقیةالله الاعظم روحی فداه برطرف سازد؟

    5-فرمودید که:
    نقل قول نوشته اصلی توسط الله و امیر بهرامی نمایش پست
    در قرآن به این دو نفر اشاره شده و موضوع کمی نیست که...
    قرآن را تا چه حد قبول دارید؟

    6-فرمودید که:
    نقل قول نوشته اصلی توسط الله و امیر بهرامی نمایش پست
    آیات و روایات جلوی چشام میانو میرن و...
    روایات را تا چه حد قبول دارید؟

    7-فرمودید که:
    نقل قول نوشته اصلی توسط الله و امیر بهرامی نمایش پست
    بیراهه هایی هم در فکرم ایجاد میشه
    این بیراهه ها کدامند؟

    فکر میکنم که با توکل به خدا و رفع ابهامات فوق،تا حد زیادی بتوانیم با یکدیگر به نتایج مفیدی برسیم.
    موفق باشید

    ویرایش توسط دعوةالحق : ۱۳۸۹/۰۲/۲۸ در ساعت ۰۳:۴۴
    لَهُ دَعْوَةُ الحَْقّ‏ِوَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا يَسْتَجِيبُونَ لَهُم بِشىَ‏ْءٍ إِلَّا كَبَاسِطِ كَفَّيْهِ إِلىَ الْمَاءِ لِيَبْلُغَ فَاهُ وَ مَا هُوَ بِبَالِغِهِ وَ مَا دُعَاءُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فىِ ضَلَال
    دعوت حق از آن اوست! و كسانى را كه غير از خدا مى‏خوانند، به دعوت آنها پاسخ نمى‏گويند! آنها همچون كسى هستند كه كفهاى دست خود را به سوى آب مى‏گشايد تا آب به دهانش برسد، و هرگز نخواهد رسيد و دعاى كافران، جز در گمراهى نيست
    ای نقطه عطف راز هستی
    برگیر زدوست جام مستی



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    69
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط الله و امیر بهرامی نمایش پست


    آیات و روایات جلوی چشام میانو میرن و هی می خوان اون فرد اصلی رو بهم نشون بدن



    منظورتون اون فرد اصلی از سه نفری که نام بردید است
    حضرت خضر - حضرت عیسی- حضرت مهدی روحی فداه
    اگر آیات وروایت را قبول دارید بنده حدیثی از امام رضا خدمت شما عرض می کنم.
    بعد از امام حسن عسگری (ع) فرزندش حضرت حجت قائم ،امام خواهد بود آن کس که دوران غیبتش مورد انتظار،ودرز مان ظهورش مورد اطاعت مومنان. اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد خدا همان روز را چنان طولانی کند که قیام فرماید وزمین را از عدالت پرکندچنانکه از ستم پر شده باشد.


    خوشا آن روز که من هم چون اربابم حضرت عباس وفاداری را بیاموزم . شهادت دخت نبی تسلیت


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,093
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    2 روز 13 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    1
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط دعوةالحق نمایش پست
    با سلام
    فرمودید که:

    با توجه به ابهاماتی که در پست شما دوست عزیز وجود داره برای اینکه بتوان به شما کمک مناسبی کرد بهتر هست در ابتدا به موارد زیر پاسخ داده و کمی از ابهامات پست فوق را برطرف سازید.

    1-

    منظور از اثبات 313تن چیست و چه هدف معقولی را دنبال میکنید؟

    2-
    بنا به چه دلایل و مستنداتی به ظهور حضرات خضر و عیسی علیهما السلام یقین پیدا کردید؟

    3-
    چه مواردی باعث ابهام ذهنی شما در مورد وجود مقدس حضرت ولی عصر روحی فداه هست؟


    4-
    از پی بردن به شباهت های این دو پیامبر بزرگوار با پیامبر اکرم صلوات الله علیه وآله به چه نتیجه ای میخواهید برسید که احتمالاً بتواند شک شما را در رابطه با وجود حضرت بقیةالله الاعظم روحی فداه برطرف سازد؟



    5-فرمودید که:
    قرآن را تا چه حد قبول دارید؟

    6-فرمودید که:
    روایات را تا چه حد قبول دارید؟

    7-فرمودید که:
    این بیراهه ها کدامند؟

    فکر میکنم که با توکل به خدا و رفع ابهامات فوق،تا حد زیادی بتوانیم با یکدیگر به نتایج مفیدی برسیم.
    موفق باشید:rose:

    1-
    3131 تن به اون علت برای من مهم هست که خیلی در موردش در جامعه ما صحبت میشه و من می خوام در این بین از آگاهان باشم

    2-
    دلایل بنده برای ظهور عیسی مسیح و خضر خود قرآن هست

    3-
    دلایلی بسیار زیادی هست که ظهور این فردی که شما میگید رو انکار می کنه.در خود کتاب خدا قرآن هم اشاره ای نشده به اسم این فرد و از اونجایی که موضوع مهمی هست حتما خدا به روشنی حداقل چند آیه از این موضوع سخن می گفتند

    4-
    در جایی خوانده ام که عیسی به محمد شباهت دارد که البته این در حد یک شک هست

    5-

    قرآن رو هم به فارسی حفظ هستم دوست من و از 6 سالگی کتابی بوده که بیشتر اوقات تو دستمه

    6-
    روایات و احادیث رو هم قبول دارم اگر با قرآن جور در بیان

    به عنوان مثال:حضرت محمد می فرماید: روزی انسان از جایی می رسد که انتظارش را ندارد

    قرآن هم می گوید: انسان از جایی امتحان می شود که اصلا انتظارش را ندارد.

    و بعد امتحان روزی رو می گیریم.بگذریم...

    7-
    بیراهه ها همون سخنان دروغ و پوچ هستند که از من می خوان تا در گوشه ای بنشینمو زار زار گریه کنم و عجل یا مولا بگویم

    بنده می گویم مولای من خداستو از خود خدایمان داریم که: سرنوشت هیچ قوم و ملتی عوض نخواهد شد مگر آنکه خود آن ملت بخواهند.دعا برای اینکه فردی بیاید تا مارا نجات دهد کاری بیهوده است



    انشالله که با هم به نتیجه می رسیم دوست من

    سپاس
    حقیقت بوده هست و خواهد بود. ازلی و ابدی است. لیکن واقعیت «بوده» اما شاید دیگر حالا نباشد. یا الان هست اما چه بسا بعدا نباشد و شاید هم نه در گذشته بوده و نه در حالا بلکه در «آینده» واقع شود. واقعیت «هست» است و حقیقت هستی «هست» است. هست جزیی از هستی است، اما هستی جزیی از هست نیست... حقیقت زنده و حاضر است وانگهی لایتناهی و نامحدود است. اما واقعیت ممکن است چنین نباشد. که اگر بود جزیی از جریان حقیقت بود.

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط الله و امیر بهرامی نمایش پست
    آیا عیسی به حضرت محمد شباهتی دارد؟

    آیا حضرت عیسی (ع) شبیه پیامبر اکرم (ص) بوده است؟

    ظاهرا این مطلب، مستند روایی ندارد.
    توضیح اینکه: روایات مختلفی در باب شباهت بعضی بزرگان دینی به بعضی دیگر وارد شده است که در ادامه تعدادی از آنها را ذکر خواهم نمود اما بنده روایتی که حضرت عیسی(ع) را شبیه پیامبر اکرم(ص) معرفی نماید، پیدا نکردم و ظاهرا این مدعا مستندی ندارد.


    در بعضی روایات جعفر بن ابی طالب شبیه ترین افراد از نظر ظاهری و رفتاری (خَلق و خُلق) به پیامبر اکرم (ص) معرفی شده:
    وَ كَانَ جَعْفَرُ بْنُ أَبِي طَالِبٍ أَشْبَهَ النَّاسِ خَلْقاً وَ خُلُقاً بِرَسُولِ اللَّه‏ 1

    و در بعضی روایات دیگر علی اکبر (فرزند رشید امام حسین (ع) ) شبیه ترین افراد از نظر ظاهری و رفتاری (خَلق و خُلق) به پیامبر اکرم (ص) معرفی شده:
    اللهم اشهد فقد برز إليهم غلام أشبه الناس خلقا و خلقا و منطقا برسولك ص و كنا إذا اشتقنا إلى نبيك نظرنا إليه 2
    امام حسین (ع) وقتی علی اکبر را روانه میدان نمود، فرمود: خداوندا، شهادت می دهم جوانی به جنگ این قوم می رود که شبیه ترین مردمان به پیامبرت (ص) می باشد؛ هم از نظر اندام و شمایل و هم از نظر اخلاق و رفتار و هم از نظر بیان و سخن گفتن.

    و در بعضی روایات دیگر هم مهدی موعود شبیه ترین افراد از نظر ظاهری و رفتاری (خَلق و خُلق) به پیامبر اکرم (ص) معرفی شده:
    عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِي اسْمُهُ اسْمِي وَ كُنْيَتُهُ كُنْيَتِي أَشْبَهُ النَّاسِ بِي خَلْقاً وَ خُلْقاً 3




    البته در یک روایت مهدی موعود (ع) شبیه ترین افراد از نظر ظاهری و رفتاری (خَلق و خُلق) به حضرت عیسی (ع) معرفی شده اما این روایت از معصوم نیست بلکه از کعب الاحبار است:
    عن كعب الأحبار... إن القائم المهدي من نسل علي أشبه الناس بعيسى ابن مريم خلقا و خلقا و سمتا و هيبة... 4

    که اگر این روایت صحیح السند می بود، از جمع این روایت ( که مهدی (ع) را شبیه عیسی (ع) معرفی کرده) با روایت قبلی (که مهدی (ع) را شبیه پیامبر اکرم (ص) معرفی نموده)، شاید می توانستید نتیجه بگیرید که عیسی (ع) شبیه پیامبر اکرم (ص) بوده است؛
    اما چون روایت دومی ضعیف السند است، نمی توان به چنین نتیجه ای رسید.
    یک علت ضعف سندی روایت دوم هم وجود کعب الاحبار است که از نظر رجالیون اعتباری ندارد. وی از یهودیان یمن بود و پس از رحلت پیامبر و درسالهای اولیه خلافت عمر مسلمان شده است. وی از نخستین کسانی است که اسرائیلیات را وارد روایات اسلامی نمود و قصه خوانی را در مساجد رواج داد. 5




    پاورقی
    ---------------------------------

    1-
    بحارالأنوار،ج 22/ص 275
    2-
    اللهوف، ص113 و بحارالأنوار، ج45/ص42
    3-
    بحارالأنوار،ج36/ص309
    4-
    الغيبة للنعمانی/ص146
    5-
    شرح حال بیشتر کعب الاحبار را در تفسیر و مفسران/ج2/ص91 ، اثر استاد محمد هادی معرفت پیگیری فرمایید.
    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۳/۰۳ در ساعت ۰۰:۳۴
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط الله و امیر بهرامی نمایش پست
    دلایل بنده برای ظهور عیسی مسیح و خضر خود قرآن هست

    دوست عزیز، اگر ممکن است لطف کنید و این دلایل رو برای ما هم بیان کنید تا استفاده نماییم.

    اگر ممکن است دلیل قرآنی ظهور حضرت خضر را (که ادعا فرموده اید) مستقلا بیان فرمایید.




    نقل قول نوشته اصلی توسط الله و امیر بهرامی نمایش پست
    دلایلی بسیار زیادی هست که ظهور این فردی که شما میگید رو انکار می کنه.در خود کتاب خدا قرآن هم اشاره ای نشده به اسم این فرد و از اونجایی که موضوع مهمی هست حتما خدا به روشنی حداقل چند آیه از این موضوع سخن می گفتند
    برای من جالب است که شما توانسته اید مسأله ظهور حضرت عیسی و حضرت خضر را با آیات قرآن دست کم برای خود ثابت نمایید (و من الان آیه ای دال بر ظهور خضر (ع) را سراغ ندارم) اما نتوانسته اید ظهور منجی را که به راحتی با آیات قرآن ثابت می شود را از قرآن بدست آورید!!!


    این در حالی است که روایات موافق با قرآن را هم قبول دارید،
    نقل قول نوشته اصلی توسط الله و امیر بهرامی نمایش پست
    روایات و احادیث رو هم قبول دارم اگر با قرآن جور در بیان
    ولی گویا از روایات بیشمار و متواتر دال بر ظهور منجی از آل محمد (ص)، اطلاعی ندارید که وجود چنین کسی هنوز از نظر علمی برای شما ثابت نشده است!!!



    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۲/۳۰ در ساعت ۲۱:۲۴
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط الله و امیر بهرامی نمایش پست
    دلایلی بسیار زیادی هست که ظهور این فردی که شما میگید رو انکار می کنه.در خود کتاب خدا قرآن هم اشاره ای نشده به اسم این فرد و از اونجایی که موضوع مهمی هست حتما خدا به روشنی حداقل چند آیه از این موضوع سخن می گفتند


    شما در اینجا دو مدعا ذکر نموده اید:


    1- دلایل انکار ظهور منجی،
    این فقط یک ادعاست و باید آن را ثابت نمایید.
    لطفا دلایل خود را با منابع معتبر ارائه نمایید تا آنها را یک به یک بررسی نماییم.


    2- عدم اشاره به نام منجی در قرآن،
    و بعد افزوده اید: از اونجایی که این مطلب موضوع مهمی هست حتما خدا به روشنی حداقل در چند آیه درباره این موضوع سخن می گفتند.


    در مورد ادعای دوم، دو مطلب قابل بحث است:

    الف) آیا به طور کلی آیه یا آیاتی دال بر ظهور منجی در قرآن کریم وجود دارد؟

    ب) چرا به نام منجی آخر الزمان (ع) در قرآن اشاره نشده است؟ (که در حقیقت بیان دیگری از این سؤال است که) چرا در قرآن به نام ائمه (ع) تصریح نشده است؟



    با این بیان، ادامه مبحث را به گفتمان می نشینیم.




    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۲/۳۰ در ساعت ۲۱:۲۸
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    مطلب زیر مقاله ای به قلم آیة الله مکارم شیرازی است و جواب بسیاری از سؤالات دوستان که در بالا درباره موضوع مهدویت مطرح شده، در آن آمده است. مطالعه این مقاله را به دوست بزرگوار آقای امیر ابراهیمی توصیه می کنم. (جهت طولانی نشدن هر پست، این مقاله را در چند قسمت قرار دادم.)


    عنوان: مسأله انتظار

    همه مسلمانان بدون استثناء _ در انتظار ظهور مصلحی بزرگ به سر می برند، این مصلح بزرگ دارای این ویژگیها است:
    1ـ جهان انسانيّت را به سوى صلح و عدالت رهبرى مى كند و بساط ظلم و فساد و خونريزى را بر مى چيند.
    2ـ مساوات و برادرى را در ميان عموم ملت ها و نژادها تعميم مى دهد.
    3ـ نور ايمان و اخلاق و صميميّت و محبّت را در همه جا مى پاشد.
    4ـ يك جهش بزرگ علمى و فرهنگى برپا مى سازد.
    5ـ دنياى انسانى را وارد مرحله نوينى از حيات خود مى كند.
    6ـ به هرگونه اسارت و بردگى و استثمار پايان مى دهد.
    7ـ نام او مهدى است و از فرزندان پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) مى باشد.

    هدف از بحثى كه در اين رساله مى خوانيد اين نيست كه مسائل فوق را يك به يك اثبات كنيم، چه اين كه، اينها موضوع بحث هاى جداگانه اى هستند كه در نظر است به خواست خدا مستقلا تدوين گردد.
    بلكه هدف اصلى اين است كه اثرات و پى آمدهاى چنين ظهورى را بررسى كنيم و «منتظران راستين» را از «منتظران دروغين» بازشناسيم، و ببينيم اين انتظار كه در روايات اسلامى به عنوان يكى از بزرگترين عبادات شمرده شده چه فلسفه اى مى تواند داشته باشد؟ 2ـ مساوات و برادرى را در ميان عموم ملت ها و نژادها تعميم مى دهد. 3ـ نور ايمان و اخلاق و صميميّت و محبّت را در همه جا مى پاشد. 4ـ يك جهش بزرگ علمى و فرهنگى برپا مى سازد. 5ـ دنياى انسانى را وارد مرحله نوينى از حيات خود مى كند. 6ـ به هرگونه اسارت و بردگى و استثمار پايان مى دهد. 7ـ نام او مهدى است و از فرزندان پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) مى باشد
    .

    داورى هاى حساب نشده
    آيا فكر ظهور يك مصلح جهانى واكنش شكست ها و ناكامى هاست؟ آيا اين فكر در محيط هاى اسلامى يك «فكر وارداتى» است؟ يا اين كه به عكس ريشه اى در نهاد آدمى دارد و از عشق به تكامل سرچشمه مى گيرد؟
    آيا وجود يك عشق در نهاد انسان دليل بر اين نيست كه معشوقى وجود دارد؟
    با اين كه جمعى از خاورشناسان، اصرار دارند ايمان به وجود يك مصلح بزرگ جهانى را «واكنشى» از وضع نابسامان مسلمانان در دورانهاى تاريك تاريخ بدانند.
    و با اين كه جمعى از پژوهشگران شرقى و اسلامى كه تحت تأثير افكار غربى ها قرار دارند به اين طرز تفكر دامن مى زنند، و حتى اصرار دارند كه ايمان به وجود «مهدى» و مصلح جهانى را يك «فكر وارداتى» تلقى كنند كه از عقايد يهود و مسيحيان گرفته شده .
    و با اين كه جمعى از جامعه شناسان ماترياليست مى كوشند كه از مسأله انتظار ظهور مهدى، دليلى بر
    عقيده خود ترتيب دهند كه اين عقيده يك ريشه اقتصادى دارد و براى تخدير افكار «توده هاى به زنجير استعمار كشيده» ساخته و پرداخته شده است.
    با تمام اين گفتگوها، بايد توجه داشت كه اعتقاد به چنين ظهورى يك ريشه فطرى در همه نهادها دارد كه در اعماق عواطف انسان نفوذ كرده است، و يك ريشه اصيل اسلامى كه در منابع مهم اسلامى ديده مى شود.
    ولى شايد مطالعات محدود اين پژوهشگران از يك سو، علاقه به «توجيه مادى» براى هرگونه فكر و عقيده مذهبى، از سوى ديگر، اين گونه افكار را به وجود آورده است.
    جالب اين كه جستجوگرانى از غرب، همچون «مارگلى يوت» به انكار احاديث اسلامى پيرامون مهدى(عليه السلام)برخاسته و مى گويد:
    اين احاديث را هرگونه تفسير كنند، دليل قانع كننده اى در دست نيست كه تصور كنيم پيغمبر اسلام(صلى الله عليه وآله)ظهور يك مهدى را براى احيا، تحقق، اكمال و تقويت اسلام لازم و حتمى شمرده باشد، ليكن درگيرى آتش جنگ هاى داخلى، در ميان يك نسل واحد، پس ز وفات پيغمبر(صلى الله عليه وآله) و درهمى و آشفتگى جهان اسلام كه بر اثر اختلاف آنان با يكديگر روى داد، موجب اقتباس فكر ظهور «منجى» از يهود با مسيحيان گرديد، كه به ترتيب در انتظار ظهور و بازگشت «مسيح» به سر مى برند.(1)
    نمى دانيم «مارگلى يوت» چه كتاب هايى از منابع اسلامى را در اين زمينه ديده و چگونه در تفسير آنها چيزى كه او را قانع كند نيافته است، در حالى كه در مهمترين منابع «شيعه» و «اهل تسنن» درباره اين ظهور احاديث صريحى وجود دارد، و اين احاديث در سرحد تواتر است.
    چگونه همه دانشمندان و محققان اسلامى تقريباً بدون استثنا (جز افراد بسيار نادرى همچون ابن خلدون كه در مقدمه تاريخ خود در احاديث مهدى ترديد كرده) گفتگويى در صدور اين احاديث از پيامبر(صلى الله عليه وآله)ندارد و تنها گفتگوها پيرامون شاخ و برگ ها و مسائل فرعى آن است، ولى تنها «مارگلى» نتوانسته قانع شود؟ اين سؤالى است كه خود او بايد پاسخ آن را بدهد.
    در اين ميان عده ديگرى مى گويند ما كار به عمل و انگيزه هاى اين انتظار عمومى نداريم، ما پى آمدهاى آن را مى نگريم كه سبب تحمل دردها و شكيبايى در برابر نابسامانى ها و تن در دادن به مظالم و ستم ها، و فرار از زير بار مسئوليت هاست.
    ما به اين مى نگريم كه اين انتظار، توده هاى رنج ديده را در يك عالم رؤيايى فرو مى برد و از آنچه در اطراف آنها مى گذرد غافل مى سازد، و آنها را به تنبلى و فرار از تعهدهاى اجتماعى تشويق مى كند.
    و به عبارت ديگر از نظر فردى عاملى است براى ركود و توقف و از نظر اجتماعى وسيله اى است براى خاموش ساختن جنبش هاى ضد استعمارى و به هر صورت اثر منفى آن آشكار است.

    تحقيق و بررسى
    ولى به عقيده ما يك پژوهشگر آگاه كه نمى خواهد از دور قضاوت كند، بلكه خود را موظف مى بيند كه از نزديك همه مسائل مربوط به «انگيزه ها» و «نتيجه ها» را بنگرد، نمى تواند تنها به اين داورى هاى حساب نشده قانع شود.
    اكنون اجازه دهيد بى طرفانه انگيزه هاى انتظار و نتايج و پى آمدهاى آن را يك به يك مورد بررسى قرار دهيم و ببينيم عامل پيدايش آن، شكستهاست و يا يك سلسله واقعيت هاى فطرى و عقلانى است و نتايج آن سازنده و مثبت است يا منفى و نامطلوب؟



    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۳/۰۱ در ساعت ۱۴:۳۸
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    انتظار در اعماق سرشت آدمى
    برخلاف گفته هاى كسانى كه فكر مى كنند بذر اصلى انتظار ظهور يك مصلح بزرگ را شكست ها و ناكامى ها و نابسامانى ها در سطح افكار مى پاشد، عشق به اين موضوع مربوط به اعماق وجود آدمى است، گاهى به گونه پررنگ، و گاهى كم رنگ.
    به تعبير ديگر: انسان از دو راه عاطفه، و خرد، سرانجام در برابر چنين مسأله اى قرار مى گيرد و سروش اين ظهور را با دو زبان «فطرت» و «عقل» مى شنود.
    و به عبارت روشن تر :
    ايمان به ظهور مصلح جهانى جزئى از «عشق به آگاهى»، «عشق به زيبايى» و «عشق به نيكى» (سه بعد از ابعاد چهارگانه روح انسان) است كه بدون چنان ظهورى اين عشق ها به ناكامى مى گرايد و به شكست محكوم مى شود.
    شايد اين سخن نياز به توضيح بيشترى داشته باشد و آن اين كه :
    مى دانيم «عشق به تكامل» شعله جاويدانى است كه سراسر وجود انسان را در برگرفته، او مى خواهد بيشتر بداند، بيشتر از زيبايى ها ببيند، بيشتر از نيكى ها بهره ببرد و خلاصه آنچه مايه پيشرفت و برترى مى داند بيشتر فراهم سازد.
    هيچ گاه پيدايش اين انگيزه ها را نمى توان با عوامل اجتماعى، روانى، وراثت و تربيت پيوند داد، گرچه اين عوامل در تضعيف يا دامن زدن به آنها سهم مهمّى دارند، ولى اصل وجود آنها، جزء بافت روان انسانهاست و جزء ابعاد اصلى روح او، بدليل اين كه هيچ جامعه و هيچ ملتى هرگز از اين انگيزه ها تهى نبوده است.
    خلاصه، علاقه انسان به پيشرفت و تكامل، به دانايى و زيبايى و به نيكى و عدالت، علاقه اى است اصيل، هميشگى و جاودانى، و انتظار ظهور يك مصلح بزرگ جهانى آخرين نقطه اوج اين علاقه است (دقتكنيد).
    چگونه ممكن است عشق به تكامل همه جانبه، در درون جان انسان باشد و چنان انتظارى نداشته باشد؟ مگر پياده شدن تكامل جامعه انسانى بدون آن امكان پذير است؟
    بنابراين حق كسانى كه در زندگى گرفتار شكست و بحرانى نبوده اند اين است كه چنين احساسى را در درون جان خود دارند... اين از يك سو.
    از سوى ديگر همانطور كه اعضاى پيكر انسان به تكامل و به پيشرفت وجود او كمك مى كند و عضوى در بدن نمى يابيم كه مطلقاً نقشى در اين حركت تكاملى نداشته باشد، خصايص روانى انسان نيز چنين اند يعنى هر كدام نقش مؤثرى در پيشرفت هدف هاى اصيل او دارند.
    مثلا «ترس از عوامل خطرناك» كه در هر انسانى وجود دارد، سپرى است براى حفظ او در برابر خطر.
    «خشم» به هنگامى كه انسان منافع خود را در معرض تهديد مى بيند وسيله اى است براى افزايش قدرت دفاعى و بسيج تمام نيروهاى ذخيره جسمى و روحى براى نجات منافعش از خطر، بنابراين عشق به تكامل، عشق به صلح و عدالت، نيز وسيله اى است براى رسيدن به اين هدف بزرگ و به منزله موتور نيرومندى است كه چرخ هاى وجود انسان را در اين راه به حركت دائمى وا مى دارد، و او را براى رسيدن به جهانى مملو از صلح وعدالت كمك مى كند.
    از سوى ديگر احساسات و دستگاه هايى كه در جسم و جان وجود دارد نمى تواند هماهنگ با مجموعه عالم هستى نباشد، زيرا همه جهان هستى يك واحد به هم پيوسته است، و وجود ما نمى تواند از بقيّه جهان جدا باشد.
    از اين بهم پيوستگى به خوبى مى توانيم نتيجه گيرى كنيم كه هر عشق و علاقه اصيلى در وجود ما هست دليل بر آن است كه «معشوق» و «هدف» آن نيز در جهان وجود دارد و اين عشق وسيله اى است كه ما را به او نزديك مى سازد.
    يعنى اگر تشنه مى شويم و عشق به آب داريم دليل بر آن است كه «آبى» وجود دارد كه دستگاه آفرينش تشنگى آن را در وجود ما قرار داده است.
    اگر علاقه اى به جنس مخالف داريم دليل بر وجود جنسى مخالف در بيرون ماست. و اگر عشق به زيبايى و دانايى داريم دليل بر اين است كه زيبايى ها و دانايى هايى در جهان هستى وجود دارد.
    و از اين جا به آسانى نتيجه مى گيريم كه اگر انسان ها انتظار مصلح بزرگى را مى كشند كه جهان را پر از صلح و عدالت و نيكى و داد كند دليل بر آن است كه چنان نقطه اوجى در تكامل جامعه انسانى امكان پذير و عملى است كه عشق و انتظارش در درون جان ماست.
    عموميت اين اعتقاد در همه مذاهب نيز نشانه ديگرى بر اصالت و واقعيت آن است زيرا چيزى كه زائيده شرايط خاص و محدودى است نمى تواند اين چنين عمومى باشد، تنها مسائل فطرى هستند كه از چنين عموميّتى برخوردارند، و اينها همه نشانه آن است كه از زبان عواطف و سرشت آدمى اين نغمه در جان او سر داده شده كه سرانجام مصلحى بزرگ، جهان را زير پرچم صلح و عدالت قرار خواهد داد.



    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۳/۰۱ در ساعت ۱۴:۳۷
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    ظهور مصلح بزرگ در منابع اسلامى
    گواهى فشرده و جامعى پيرامون اخبار مهدى وسيله تندروترين گروه هاى اسلامى.
    گفتيم كه مسأله انتظار ظهور يك حكومت بزرگ جهانى كه صلح و امنيت و آرامش و عدالت و پاكى را در همه دنيا گسترش دهد عكس العمل عوامل سخت اجتماعى و ناكامى ها نيست، بلكه ريشه عميقى در اصيل ترين ابعاد روح انسانى دارد و به تعبير ديگر اين انتظار از درون فطرت و روان آدمى مى جوشد و از ذات انسان سرچشمه مى گيرد، و دليل خود را در اين زمينه بازگو كرديم.
    اكنون موقع بررسى اين مسأله است كه آيا اعتقاد به چنين ظهورى يك فكر وارداتى است كه از عقايد اقوام ديگر مايه گرفته و به محيط هاى اسلامى نفوذ كرده است، يا يك واقعيت تاريخى است كه همانند ساير تعليمات اصيل اسلامى از شخص پيامبر(صلى الله عليه وآله) گرفته شده است.
    آيا پاسخ اين سؤال را بايد از مستشرقانى كه به اصطلاح اگر بخواهيم اعمالشان را حمل بر صحت كنيم و آنها را متعصب و مغرض ندانيم لااقل بايد بگوييم اطلاعات آنها در زمينه مسائل اسلامى (غالباً) بسيار سطحى و نارساست، بشنويم؟
    بدبختى اين جاست كه پيروان يك مكتب براى شناخت مكتب خود دست به دامان كارشناسان خارجى شوند، و آنچه خود دارند از بيگانه تمنّا كنند و از گم شدگان لب دريا سراغ گوهرهايى را گيرند كه صدفش از دسترس آنها بيرون است.
    به كمك طلبيدن «گيورگيو» دانشمند اروپايى براى از نو شناختن پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) و جرج جرداق مسيحى لبنانى براى شناخت مكتب انسان ساز على(عليه السلام)، و سليمان كتانى مسيحى براى شناسايى بانوى نمونه اسلام فاطمه زهرا(عليها السلام) دخت گرامى پيامبر(صلى الله عليه وآله)، مانند استمداد از «مارگلى يوت» براى فهم مسائل مربوط به «مهدى»(عليه السلام) همه يك نوع انحراف از مسير صحيح تحقيق، و زمينه چينى و كوشش براى «اسلام وارداتى» است.
    نمى گوييم بايد آن قدر خشك بود كه نقل قول مستشرقان را (حتى به منظور تأييد) كفر و ضلالت پنداشت، بلكه مى گوييم نبايد آن قدر غرب زده بود كه اساس و پايه شناخت عقايد و تعليمات اسلامى را برگفته هاى دگران گذارد.
    اگر ما در مسائل مربوط به تكنولوژى از كارشناسان آنها ـ متأسفانه ـ كمك مى گيريم دليل اين نيست كه در شناخت آنچه مربوط به ما و مخصوص ماست نيز از آنها مدد بخواهيم.
    به ويژه اين كه مى بينيم اسلام شناسى آنها ـ مانند همه چيز ديگرشان كه تنها با معيارهاى مادى سنجيده
    مى شود ـ سر از يك «اسلام ماترياليستى» بيرون خواهد آورد كه ارزش اصول و فروع آن تنها در چهارچوب معيارهاى مادى و زندگى اقتصادى و پيوندهاى آب و نان اجتماعى دور خواهد زد، اسلامى مسخ شده و رنگ باخته و واژگونه، اسلامى تنها در خدمت آب و نان، چونان كه مقلدين بى قيد و شرط آنها نيز تبليغ مى كنند.
    به هر حال مطالعه متون معروف اسلامى نشان مى دهد كه اميد و انتظار صلح و عدالت جهانى در پرتو قيام يك مرد انقلابى، با برنامه ها و بينش هاى انقلابى، چيزى است كه در متن تعليمات پيامبر اسلام قرار داشته است.
    روايات مربوط به قيام مهدى(عليه السلام) چنان است كه هيچ محقق اسلامى، پيرو هر يك از گروه ها و مذاهب اسلامى باشد نمى تواند «تواتر» آن را انكار كند.
    تاكنون كتاب هاى زيادى از طرف دانشمندان شيعه و اهل تسنن در اين زمينه نوشته شده و نويسندگان آنها به اتفاق صحت احاديث مربوط به مصلح جهانى يعنى «مهدى» را پذيرفته اند، تنها افراد بسيار معدودى مانند «ابن خلدون» و «احمد امين مصرى» در صدور اين اخبار از پيامبر(صلى الله عليه وآله) ترديد كرده اند، و قرائنى در دست داريم كه انگيزه آنها در اين كار ضعف اخبار نبوده بلكه فكر مى كردند روايات مربوط به «مهدى» مشتمل بر مسائلى است كه به سادگى نمى توان آنها را باور كرد، يا به خاطر اين كه احاديث درست از نادرست را نتوانسته اند جدا كنند يا تفسير احاديث را به درستى در نيافته اند.
    در هر صورت لازم است قبل از هر چيز سؤال و جوابى را كه اخيراً از طرف «رابطه العالم الاسلامى» كه زير نفوذ افراطى ترين جناح هاى اسلامى (يعنى وهابيان) قرار دارد، نشر يافته، از نظر خوانندگان عزيز بگذرانيم تا روشن شود مسأله انتظار يك مصلح بزرگ در ميان مسلمانان قولى است كه جملگى بر آنند و به عقيده ما مدارك لازم در اين رساله كوتاه آنچنان جمع آورى شده كه هيچ كس را ياراى آن نيست و اگر وهابيان سخت گير در برابر آن تسليم شده اند نيز به همين دليل است (ما نخست ترجمه قسمت حساس اين رساله را نقل كرده، سپس تمام متن عربى آن را براى آنها كه مى خواهند مطالعه بيشترى كنند، مى آوريم).


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۳/۰۱ در ساعت ۱۴:۳۷
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود