صفحه 2 از 2 نخست 12
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفاوت حديث قدسى و قرآن

  1. #11

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    384
    مورد تشکر
    1,176 پست
    حضور
    1 روز 4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    4
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط منطقی نمایش پست
    ...
    این تحریفی که از قران در اینجا از اون سخن رانده شده تحریف لفظی است بدین معنا که الفاظ و کلمات کم و زیاد و تغییر و تبدیلی نداشته‌اند. عدم تحریف یعنی این قران که پیش روی ماست نه چیزی ازش کم شده و نه چیزی به اون اضافه شده است. این قران عینا و سینه به سینه از صدر اسلام تا کنون روایت و نقل شده تا به ما رسیده (که هیچ کتاب دیگه‌ای چنین ویژگی‌ای نداره) و دلایل اون هم در کتب علوم قرانی بیان شده که مجالی برای ذکرش در اینجا نیست.

    پیش‌فرض ما در اینجا عدم تحریف قران هستش و اگر شما شبهه‌ای در تحریفی شدن قران داری بحثی دیگست و اینجا جایی برای عنوان نمودنش نیست.

    بحث دیگه اینه که خود این کتاب و این کلمات از پیامبر نقل شده و افراد بسیاری این‌ها رو حفظ کردن یا نوشتن و دست به دست و سینه به سینه به ما رسوندن وبه اصطلاح فنی قران متواترا نقل شده است. اما احادیث چه قدسی و چه غیر قدسی هم متواتر دارن و هم غیر متواتر ( اصطلاحاتی مثل حدیث "مستفیض" و "واحد" در مورد اونا بکار برده میشه)

    اینجا سخن از تفاوت بین قران و حدیث قدسی‌ست به این معنا که با توجه به اینکه هر دو منسوب به خداوند هستند پس چرا ویژگی‌های مختلف و به لحاظ معتبر بودن هم متفاوت‌ند. و این بحثی که شما در همه تاپیک ها مطرح کردید فقط جاده خاکی زدن و انحراف از موضوعه.

    بحث شما در دلیل بودن روایاته (قدسی و غیر قدسی، معتبر و غیرمعتبر) و اینکه چطور یک روایت میتونه در مورد معنای قران نظر بده و با اندک دقتی معلوم میشه که اصلا ارتباط نزدیکی با موضوع بحث نداره.

    در توضیح این مطلب باید گفت که درسته قران قطعی‌الصدور از پیامبر هستش (برای ادامه بحث باید این پیش‌فرض رو در نظر داشت) ولی به لحاظ دلالی و محتوایی چطور؟ آیا همه آیات قران مثل 2+2=4 هستش؟ یقینا نه. چون در قران "نص" هست، "ظاهر" هست. "عام" هست، "خاص" هست. "مطلق" هست، "مقید" هست. "محکم" هست، "متشابه" هست. آیه قران به لحاظ سندی قطعی‌ست ولی به لحاظ محتوایی اگر نص (یعنی صریح) باشه پس محتوا هم یقین آوره (مثلا لم یلد و لم یولد) ولی اگر "ظاهر" باشه (ظاهر نه ظاهری که ما میگیم بلکه یه اصطلاح تخصصیه به این معنا که ظاهر محتوای آیه چیزی رو میفهمونه ولی احتمال معناییه دیگه هم داره) اونجا دیگه محتوا قطعی نیست بلکه ظنی و گمان‌آوره. حالا آیا ظن و گمان اعتبار داره یا نه؟ با شرایطی بله و در غیر اینصورت نه (که مجال بیانش نیست و بطور خلاصه بگم که عقلا با شرایطی ظن رو معتبر و دلیل میدونن)

    اما روایات اقسامی داره. مثل قران از سند و محتوای اونها بحث میشه. سند قران قطعیه ولی روایات بعضی قطعی و بعضی نه. (اینکه چه روایتی قطعیه و چه روایتی نه جای بحثش اینجا نیست ولی بطور ضمنی میدونیم که روایات معتبره هم بسیار داریم.)
    ولی متن و محتوای روایات چطور؟ روایات هم مثل ایات قران هستن که نص و ظاهر و...

    حالا ما قرانمون قطعیه، روایتی هم داریم ناظر به ایه‌ای از قران که اونم سندش قطعیست. اما محتوای قران ظنی‌ست یعنی مثلا "نص" و صریح نیست بلکه ظاهر قران اینو میگه اما روایت نص و صریحه. در اینجا روایت مقدم میشه و معنای ایه رو بیان میکنه چون هم سندا قطعی بود و هم محتوای اون. پس میتونه بگه که مثلا معنای ایه فلانه.


    ولی اینجا سوال دیگه ای پیش میاد که از فحوای کلام شما هم فهمیده میشه که مگه قران کلام خدا نیست و روایت کلام بشر؟ چطور یه بشر میتونه رو حرف خدا چیزی بگه؟
    بله درسته ولی شما ببین اگه یه روزی شما احیانا رئیس اداره ای شدی و به زیردستات گفتی که هر چه آقای فلانی (که پایین‌تر از شماست) بگه حرف منه؛ حالا اگه احیانا یکی از کارمندا به اون که شما قبولش دارید بگه که من حرفت رو قبول ندارم بلکه فقط حرف رئیس رو قبول دارم، اینجا شما چکارش میکنی؟ میگی آفرین پسر خوب که فقط حرف منو گوش میدی؟ یا اینکه تنبیهش میکنی که چرا حرف آقای فلانی رو گوش نکرد؟

    به قران هم که مراجعه کنیم بارها مشابه این رو به پیغبرش گفته مثلا "ما آتاکم الرسول خذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا" یا مثلا "ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله" و موارد دیگه. پس کلام پیامبر معتبر شد. پیامبر هم اومد در حدیث ثقلین که سند و محتوای اون متواتر و قطعی‌ست، ائمه معصومین رو در کنار قران ذکر کرد و همین طور در روایات دیگه کلامشون رو اعتبار بخشید. پس هم کلام پیامبر و هم ائمه دارای اعتبار هستش چون خود خدا اعتبار بخشیده.

    روی همین اعتبار کلام پیامبر و ائمه هستش که خون دلها خورده شده و کتابهای بسیار بسیار زیادی برای جدا کردن احادیث معتبر از غیر معتبر و در فهم قران و روایات نوشته شده و اینطور نیست که شما با چند خط بیای و طومار 1400 سال تلاش بی‌وقفه رو به هم بپیچی.

    نکته پایانی: در اسلام سه چیز مکمل هم هستن: کتاب (یعنی قران) سنت (یعنی احادیث) و عقل (البته نه عقل آقای منطقی که بیشتر تراوشات ذهنی خود ایشونه). البته إجماع هم هست.

    -------------------------
    خارج از موضوع:
    چه بسیار سرها بریده شده. چه بسیار شکنجه‌های شدید دیدن و چه بسیار بودن که تمام عمرشون رو وقف این کارها و پاسداری از مکتب اسلام و اهل‌بیت کردن. جرجی زیدان یک جمله در کتابش در هجو شیعه نوشت که مرحوم اقابرزگ تهرانی عمر خویش رو وقف رد این یک جمله کرد و 29 جلد کتاب الذریعه الی تصانیف الشیعه رو نوشت آنهم نه اینکه فقط قلم بدست بگیرد و تند تند بنویسد بلکه شرق و غرب عالم اسلام رو پیمود. شیخ طوسی و علامه میرحامد حسین هندی و شهید اول و ثانی و قاضی نورالله شوشتری و... به کنار.

    برادر من انصاف نیست از راه رسیده و تراوشات ذهنی خودت رو عقلانی و منطقی جلوه بدی و دلت هم خوش که حرفت به کرسی نشسته و فریاد بزنی که آهای مردم دین‌دار ذهن خود رو باز کنید و اینطور بسته نگاه نکنید و...

    کاش حداقل از بزرگان هم تبارت مثل هیوم و راسل و مارکس و داوکینز و فروید و امثالهم نقل می‌کردی نه اینکه مثل گنجشکی از این شاخه به اون شاخه بپری و از اون شاخه به این شاخه و نگاه نکنی پایت رو کجا گذاشتی

    در خانه اگر کس است، یک حرف بس است...!
    ویرایش توسط دلواپس : ۱۳۹۲/۱۰/۱۲ در ساعت ۰۸:۵۸

  2. #12

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    110
    مورد تشکر
    86 پست
    حضور
    5 روز 12 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دلواپس نوشته اند:
    کاش حداقل از بزرگان هم تبارت مثل هیوم و راسل و مارکس و داوکینز و فروید و امثالهم نقل می‌کردی نه اینکه مثل گنجشکی از این شاخه به اون شاخه بپری و از اون شاخه به این شاخه و نگاه نکنی پایت رو کجا گذاشتی
    ----------------------------
    شما هم بهتر است بروی کمی فلسفه و منطق بخوانی.ادله های شما از برای دفاع از برای قران تنها برد گفته شدن بالای منبر می خورد.هرچیز که به نفعتان هست را بیان می کنید.بدون دلیل قاطعانه...حالا گیرم یکی رفته 100 سال عمرش را گذاشته یک کتاب 30 جلدی نوشته..آیا باید سخنانش را باور کرد.؟خیر کیفیت مهم است نه کمیت....
    نظر شما فکر می کنم توهیینی بود به شعورتان.
    ______________________

    من سخن اصلیم این بود که خود خدا ادعا نکرده که غیر قران را از تحریف مسون نگه می دارد.یعنی هیجا نگفته که من کلماتی غیر از قران را از تحریف شدن حفظ می کنم(شما اسناد تاریخی احادیث روایات شان نزول ها و الی آخر ...همه این ها را غیر از قران در نظر گرفته و نام بگذارید.) شما آیا می گویید خدا گفته که سخنان غیر قران را هم مسون نگه می دارد؟
    خدا نگفته و تجربه هم نشان داده که سخنان غیر از قران گاها نابود شده یا نا معتبر یوده دارای ابهام بوده و الی آخر...نکته اینجاست که خود علما می گویند برای تفسیر بسیار آیات باید به سخنانی غیر از قران رجوع کرد.پس اینجا این نتیجه گرفته می شود که قران ناقص است.زیرا قران زمانی معنا پیدا می کند که در کنارش سخنان غیر قران هم وجود داشته باشد ولی آن سخنان غیر قران که از نحریف مسون نمانده اند.خود قران هم این ادعا را نکردده...خود علما هم این ادعا نکرده اند...
    مثلا ما سخنان غیر از قران(گفتم که فرض کردیم تشکیل شده اند از روایات و ...الی آخر) داریم که از نظر بعضی معتبر است و اشاره دارد که قران تحریف شده هستند.ولی علما به دلایل عقلانی آنها را رد می کنند.خوب چرا خدا اجازه ورود چنین سخنان غیر قرانی را که کذب هستن را به دسته سخنان غیر قرانی صحیح داده است.این نشانیست از اینکه سخنان غیر خدا در معرض تحریفند.در مورد ادعایی هم که داشتم بخواهم مثال بزنم باید بگویم:
    امام فخر رازی یکی از افرادیست که اعتقاد به تحریف قران در تفسیر کبیرش به شیعیان نسبت می دهد.کلینی در کتاب کافی از امام محمد باقر دو حدیث ذکر می کند که تحریف قران از آن مستفاد می گردد.علامه مجلسی این نوع احادیث را در بحارالانوار گرد آورده ابو منصور احمد بن طبرسی و فیض کاشانی (و بسیاری از اخباریون)از جمله کسانی هستند که به تحریف قران اعتقاد داشتند.
    در مورد تحریف و ابهامات در مورد سخنان غیر قرانی هم در جای دیگر گفتم کافیست به اختلاف عمیق شیعه و تسنن در باره آیه اکمال دین(مائده،3) و آیه تبلیغ دین(مائده،67)توجه کنید.به گمان اهل تسنن آیه اکمال دین و اکمال نعمت ناظر به تشریح به احکام فقهی می دانند.اهل تسنن آیات تطهیر را ناظر به زنان پیامبر می دانند ولی شیعیان....
    معجزه بودن قران باید وابسته به هیچ سخن غیر از قران نباشد.و اگر وابسته به سخنان غیر از قران باشد.سخنان غیر از قران نیز باید خود معجزه باشند به طوری که صریح و از تحریف و ابهام بدور باشند و همیشه در دسترس که ما می بینیم این طور نیست.
    مثلا در رابطه با معنای قلب در قران اگر به روایات استناد شود و با کمک از اندیشه و تفکر بسیار این نتیجه بدست می آید که منظور خدا از قلب در قران همان محل تفکر و اندیشه است(همان نظری که دانشمندان گذشته داشتند مبنی بر این قضیه که گروهی قلب را و گروهی دماغ را محل تفکر می دانستند.ولی حال ثابت شده که محل تفکر مغز است.به همین صورت بسیاری از سخنان غیر قرانی که معتبر شناخته می شدند حالا خود علما می گویند با توجه به نظر علم اشتباه و تحریفی هستند!!!!!!!)
    از قران صدها نوع کتب تفسیری از علمای مختلف به شکل های مختلف پدید آمده که نشات گرفته از ابهام در سخنان غیر قرانی است.
    ...
    .............
    من هیچگاه نگفتم حرفهایم در مورد بشری بودن قران به کرسی نشسته.اتفاقا من بارها گفتم اول برویم در مورد بعثت صحبت کنیم...تا آنوقت ذهنتان باز شود.!!!
    امیدوارم منظورم را متوجه شده باشید.
    ویرایش توسط منطقی : ۱۳۹۲/۱۰/۱۲ در ساعت ۱۳:۰۸
    انسان چه راحت فریب می خورد
    هیچ چیز را باور نکنید مگر آن که خودتان تحقیق و برای آن ادله عقلانی پیدا کنید.

  3. #13

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    110
    مورد تشکر
    86 پست
    حضور
    5 روز 12 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط دلواپس نمایش پست
    در توضیح این مطلب باید گفت که درسته قران قطعی‌الصدور از پیامبر هستش (برای ادامه بحث باید این پیش‌فرض رو در نظر داشت) ولی به لحاظ دلالی و محتوایی چطور؟ آیا همه آیات قران مثل 2+2=4 هستش؟
    در قران باید همه آیات 2+2=4 باشد.قران نباید به شکلی باشد که از آن تفسیر های مختلف بتوان کشف کرد....
    ویرایش توسط منطقی : ۱۳۹۲/۱۰/۱۲ در ساعت ۱۲:۳۶
    انسان چه راحت فریب می خورد
    هیچ چیز را باور نکنید مگر آن که خودتان تحقیق و برای آن ادله عقلانی پیدا کنید.

  4. #14

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۹
    نوشته
    384
    مورد تشکر
    1,176 پست
    حضور
    1 روز 4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    4
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط منطقی نمایش پست
    ----------------------------
    شما هم بهتر است بروی کمی فلسفه و منطق بخوانی.
    راستش رو بخواهی کمی از منطق و فلسفه شنیدم! ولی دوست دارم شما هم کمی از منطق و فلسفه‌(تان) بگویی...

    فکر کنم نیاز باشه این چند جمله رو مجدد توجه بفرمایید:

    پیش‌فرض ما در اینجا عدم تحریف قران هستش و اگر شما شبهه‌ای در تحریف شدن قران داری بحثی دیگست و اینجا جایی برای عنوان نمودنش نیست.
    اینجا سخن از تفاوت بین قران و حدیث قدسی‌ست
    در اسلام سه چیز مکمل هم هستن: کتاب (یعنی قران) سنت (یعنی احادیث) و عقل (البته نه عقل آقای منطقی که بیشتر تراوشات ذهنی خود ایشونه). البته إجماع هم هست.
    بقیه رو هم یه بار دیگه بخونی بد نیست.

    ***********************
    در مورد تحریف و ابهامات در مورد سخنان غیر قرانی هم در جای دیگر گفتم کافیست به اختلاف عمیق شیعه و تسنن در باره آیه اکمال دین(مائده،3) و آیه تبلیغ دین(مائده،67)توجه کنید.به گمان اهل تسنن آیه اکمال دین و اکمال نعمت ناظر به تشریح به احکام فقهی می دانند.اهل تسنن آیات تطهیر را ناظر به زنان پیامبر می دانند ولی شیعیان....
    معجزه بودن قران باید وابسته به هیچ سخن غیر از قران نباشد.و اگر وابسته به سخنان غیر از قران باشد.سخنان غیر از قران نیز باید خود معجزه باشند به طوری که صریح و از تحریف و ابهام بدور باشند و همیشه در دسترس که ما می بینیم این طور نیست.
    مثلا در رابطه با معنای قلب در قران اگر به روایات استناد شود و با کمک از اندیشه و تفکر بسیار این نتیجه بدست می آید که منظور خدا از قلب در قران همان محل تفکر و اندیشه است(همان نظری که دانشمندان گذشته داشتند مبنی بر این قضیه که گروهی قلب را و گروهی دماغ را محل تفکر می دانستند.ولی حال ثابت شده که محل تفکر مغز است.به همین صورت بسیاری از سخنان غیر قرانی که معتبر شناخته می شدند حالا خود علما می گویند با توجه به نظر علم اشتباه و تحریفی هستند!!!!!!!)
    این‌ها بحثای تفسیری‌ست و ربطی به تحریف نداره.
    تفسیر فهم ما از دینه و خود دین نیست.

    امام فخر رازی یکی از افرادیست که اعتقاد به تحریف قران در تفسیر کبیرش به شیعیان نسبت می دهد.کلینی در کتاب کافی از امام محمد باقر دو حدیث ذکر می کند که تحریف قران از آن مستفاد می گردد.علامه مجلسی این نوع احادیث را در بحارالانوار گرد آورده ابو منصور احمد بن طبرسی و فیض کاشانی (و بسیاری از اخباریون)از جمله کسانی هستند که به تحریف قران اعتقاد داشتند.
    عرض کردم:
    پیش‌فرض ما در اینجا عدم تحریف قران هستش و اگر شما شبهه‌ای در تحریف شدن قران داری بحثی دیگست و اینجا جایی برای عنوان نمودنش نیست.
    تو بایگانی سایت راجع به تحریف قران هست. جستجو کن و اونجا بحث رو عنوان کن.
    دوست نداشتی یکی از بزرگان دین درباره عدم تحریف قران دعوت به مباهله کرده. میتونی به ایشون مراجعه کنی. (البته تو مباهله ممکنه جانت رو از دست بدی!)

    چند نکته:
    1. تا حال نشنیدم کسی قلب و مغز رو به معنای هم بکار ببره! در مورد قلب شنیده بودیم که تفسیر به غده صنوبری شده ولی مغز و دماغ رو نه!
    2. مسون اشتباهه. درستش مصونه.
    3. یکی از آیاتی که دلالت بر صیانت قران از خودش میکنه اینه: "انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون"
    4. در مورد حجیت روایات هم گویا مختصر توضیحاتی دادم ولی شما انگار توجه نکردی.

    اتفاقا من بارها گفتم اول برویم در مورد بعثت صحبت کنیم...تا آنوقت ذهنتان باز شود.!!!
    بله درست میفرمایید
    ولی این شمایی که دعوای سر پله اول رو رها کردی و یکباره پریدی روی پله‌های آخر. تمام این بحث‌ها، پیش‌فرض‌هایی رو بهمراه داره مثل پذیرش نبوت و وحیانی بودن قران.

    نقل قول نوشته اصلی توسط منطقی نمایش پست
    در قران باید همه آیات 2+2=4 باشد.قران نباید به شکلی باشد که از آن تفسیر های مختلف بتوان کشف کرد....
    منظورم از 2+2=4 بدیهی بودن نیست. بلکه غیرمتناقض نما بودنه (شما که منطق دانی باید بدونی که اسم هر اختلافی رو تناقض نمی‌ذارن. تضاد با تناقض فرق داره و...
    تفسیرهای مختلف مادامی که ناسازگاری (واقعی و نه ظاهری) نداشته باشن، اشکالی نداره و اتفاقا این مزیت‌ست نه عیب.
    شما این از این آیه مثلا می‌تونی تفسیرهای متعددی برداشت کنی که هیچ‌کدام با دیگری ناسازگار نیست. "فلینظر الانسان الی طعامه"
    ویرایش توسط دلواپس : ۱۳۹۲/۱۰/۱۲ در ساعت ۱۴:۰۱

  5. #15

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    110
    مورد تشکر
    86 پست
    حضور
    5 روز 12 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چند تذکر بدهم:
    من پاسخی را که در ادامه پاسخ شما دادم بیشتر بابت این بود که منظوری را که در پست قبلیم(در صفحه پیش)دادم روشن گری کنم.که در این صورت لازم بود که اعتقادم مبنی بر معجزه نبودن قران را تاکید کنم.
    نوشته اید:. تا حال نشنیدم کسی قلب و مغز رو به معنای هم بکار ببره! در مورد قلب شنیده بودیم که تفسیر به غده صنوبری شده ولی مغز و دماغ رو نه!
    من نگفتم کسی قلب و مغز رو به معنای هم به کار برده.من گفتم در گذشته دانشمندان جایگاه تفکر رو قلب یا گروهی دماغ می دونستندیعنی ازشون می پرسیدی با چه عضوی از بدنت تفکر می کنی دانشت به کدوم قسمت رفته ذخیره می شه...پاسخ می دادند در قلبم در حالی که ما می دونیم ما با مغزمون تفکر می کنیم.در قران هم اگر بررسی کنیم می بینیم که جایگاه تفکر رو قلب دونسته(یعنی پیامبر با ذهنیت دانشمندان هم معاصرش می گفته ما با قلبمون تفکر می کنیم)ما روایاتی از امامان هم داریم که این امر را تائید می کنند.خوب حالا گروهی از علما خورده گرفته اند که نه اینطور نیست!منظور از قلبی که در قران بدان اشاره شده روح یا نفس یا... است!!نه جایگاه تفکر.پس در این صورت باید روایات را قبول کنیم که اشتباه هستند.یا تفسیر های مفسران قدیم را که از دانشهای پذشکی بی بهره بودند را غلط فرض کنیم.
    نوشته اید:مسون اشتباهه. درستش مصونه....بله به تذکر به جایی دادید.البته یه فقت فکر نکنید که من از صر حواسپرتی املاها رو غلط می نویسم ها.من کلا املام ظعیفه

    من نظرم اینه که قران برای تفسیر بسیار وابسته است به روایات و احادیث و شان نزول ها و اینها و گفتم این موارد دچار تحریفند.آیا خدا گفته که من از احادیث پیامبر نگهداری می کم که تحریف نشوند.امامان و پیامبر به جا بود که خود کتابی در باب تفسیر قران همراه با تذکر شان نزول ها و روایات و احادیث نوشته و به اعتبار قران می افزودند.اگر همچین کتابی نوشته اند چرا نیست.خدا باید از آن به همان صورتی که از قران نگهداری کرده نگهداری می کرد.چون قران جدایی از آنها کتابیست ناقص.مثال هم زدم.اختلاف شیعه و سنی در آن دو آیه...مثالهای زیادی می توان زد.
    ببخشید احساس می کنم کلا شما تقریبا به کل منظور مرا متوجه نشده و گاها برعکس منظور مرا متوجه شده اید(و من هم همچنین منظور بعضی از حرف های شما را....)(مخصوصا در در این تاپیک!)...از آنجا که من شما را بزرگ و خردمند می دانم پس این عدم درک منظور بنده از جانب شما را مقصرش خود می دانم...پس مایل هستم دیگر به بحث با شما ادامه ندهم، چرا که نمی توان پا به پای دانش و سواد بالای شما گام بردارم...امیدوارم در فرصتی دیگر با افزودن دانشم دوباره با شما هم صحبت شوم.
    فقط خیلی دوست دارم نظرتان را در مورد سخنی که در رابطه با خورشید در قران در تاپیک زیر قرار دادم بدانم.
    http://www.askquran.ir/thread42300-8.html#post648564
    ویرایش توسط منطقی : ۱۳۹۲/۱۰/۱۲ در ساعت ۱۵:۱۰
    انسان چه راحت فریب می خورد
    هیچ چیز را باور نکنید مگر آن که خودتان تحقیق و برای آن ادله عقلانی پیدا کنید.

  6. #16

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,517
    مورد تشکر
    7,642 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    5 فرق حدیث قدسی با قرآن

    قدس یعنی پاکی و حدیث قدسی از آن نظر که به ذات پاک خداوند نسبت داده می‌شود، حدیث قدسی است.
    حدیث قدسی عبارت است از کلامی که پیامبر اکرم (ص) از خداوند متعال حکایت کند (و معمولاً با کلماتی مانند «قال الله» یا «یقول الله» شروع می‌شود) و در الفاظ آن تحدی و اعجازی وجود ندارد، به خلاف قرآن که با الفاظ مخصوصی وحی شده و دیگران در آوردن مثل آن عاجزند. پس حدیث قدسی، وحی مُنَزل (نازل شده) نیست که رسول خدا (ص) از قول خداوند برای صحابه باز گوید. یعنی به عبارتی کلام قرآن نیست و حدیث هم نیست که از زبان پیامبر (ص) باشد، بلکه به واسطه جبرییل به وحی یا الهام و یا القاء ذهن، دریافت شده است. آیات قرآنی اعجاز دارد اما احادیث قدسی اعجاز ندارد یعنی مخلوقات از آوردن مانند قرآن عاجزند اما این مطلب در مورد احادیث قدسی وجود ندارد؛ به دیگر سخن، آیات قرآن و احادیث قدسی از یک مبدأ سرچشمه می‌گیرد با این تفاوت که احادیث قدسی معجزه و سند رسالت محسوب نمی‌گردد اما آیات کریمه قرآن معجزه و سند رسالت است (و پیامبر اکرم) ص مأمور به تبلیغ آن‌ها بوده است.

    ..........................


    در مقایسه بین قرآن و حدیث قدسی می‌توان به اختصار به چند مورد اشاره کرد:
    1. قرآن معجزه است و حدیث قدسی چنین نیست.
    2.قرآن از تغییر، تبدیل و تحریف مصون است و حدیث قدسی چنین خصیصه ای ندارد.
    3.مس قرآن بر عده ای حرمت دارد در حالیکه در حدیث قدسی چنین نیست.
    4.منکر حدیث قدسی کافر شمرده نمی‌شود ولی منکر قرآن، آری.
    5.با احادیث قدسیه نمی‌توان نماز خواند.

    .........................

    کتاب‌های زیر به احادیث قدسی پرداخته‌اند:
    «جواهر السنیة، الاحادیث القدسیة المشترکة بین السنة و الشیعة، صحیح الاحادیث القدسیة و موسوعة شرح‌ها، الاحادیث القدسیة الضعیفة و الموضوعة، موسوعة الاحادیث القدسیة الصحیحة و الضعیفة». 1
    در پایان یک نمونه از احادیث قدسی را ارائه می‌کنیم: «قال رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و آله: یقول اللَّه عزّ و جلّ: اشتدّ غضبی علی من ظلم من لا یجد ناصرا غیری؛ 2 خشم من سخت است بر کسی که ستم کند به کسی که یاوری جز من ندارد.».



    ادامه در
    http://www.tebyan.net/quranindex.aspx?pid=230962

    ویرایش توسط yanoor : ۱۳۹۲/۱۰/۱۲ در ساعت ۱۷:۳۵
    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html



صفحه 2 از 2 نخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود