صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شناختن یکدیگر در برزخ، قیامت، بهشت، جهنم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    83
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    35
    آپلود
    1
    گالری
    0

    شناختن یکدیگر در برزخ، قیامت، بهشت، جهنم




    سلام
    آیا زمانی که میمیریم. در برزخ آشنا ها و اقوام به ویژه خانوادمونو می شناسیم؟
    هنگام دمیده شدن صور/ ... هنگام حساب رسی؟ کسی برای شهادت دادن میاد بگه فلانی بهم بد کرده؟....
    در بهشت یا جهنم؟
    آیا افراد همدیگر و نمی شناسن؟
    ویرایش توسط Arezou_M : ۱۳۸۹/۰۳/۰۱ در ساعت ۰۷:۱۶


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    درمورد برزخ هم از لحاظ دینی و هم از لحاظ تجربی جواب مثبت است.
    اکثر کسانی که تجربه نزدیک به مرگ داشته اند دیدن خانواده و اشنایان و.. را گزارش کرده اند. این یک تجربه شایع است.
    بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    نقل قول نوشته اصلی توسط Arezou_M نمایش پست
    سلام
    آیا زمانی که میمیریم. در برزخ آشنا ها و اقوام به ویژه خانوادمونو می شناسیم؟
    هنگام دمیده شدن صور/ ... هنگام حساب رسی؟ کسی برای شهادت دادن میاد بگه فلانی بهم بد کرده؟....
    در بهشت یا جهنم؟
    آیا افراد همدیگر و نمی شناسن؟
    اول آنكه تا كنون هيچ دليل و مدرك كافي ارائه نشده است كه ثابت نمايد پس از مرگ، برزخ و جهان آخرت و بهشت و جهنمي وجود دارد. وجود عوالم پس از مرگ مدعياتي هستند كه چندين هزار سال است كه مطرح شده اند، اما هرگز اثبات نشده اند.

    دوم آنكه، اينكه ما آشنايان خود را ميشناسيم، تنها مربوط است به عملكرد حافظه ي ما. جايگاه حافظه ي ما، مغز ماست كه بواسطه ي جريانات الكتريكي و واكنش هاي شيميايي عمل ميكند و اگر براي لحظات كوتاهي تعادل شيميايي و الكتريكي در برخي نقاط مغز به هم بخورد، ميتواند باعث صدمات جدي به حافظه ي كوتاه مدت يا بلند مدت ما بشود. بيماري هايي هم وجود دارد كه بر اثر آنها حافظه ي انسان مختل ميشود، بگونه اي كه شخص حتي اعضاي خانواده ي خود را هم به ياد نمي آورد. از طرف ديگر پس از مرگ، جريان مواد غذايي و خون و مواد شيميايي و الكتريكي در مغز متوقف ميشود، بنابراين عملا مغز از كار مي افتد و در اندك زماني مغز شروع به متلاشي و تجزيه شدن ميكند و تمام ساختار فيزيكي آن نيز نابود ميشود. در چنين شرايطي ديگر هيچگونه حافظه اي وجود ندارد. از اينرو حتي اگر فرض كنيم كه برزخ و آخرتي موجود باشد، بدليل نابود شدن مغز، فرد هيچ حافظه اي از زندگي قبلي خود نخواهد داشت و حتي خودش را هم نخواهد شناخت چه رسد به ديگران!

    سوم آنكه انسان پس از مرگ دقيقا به همان وضعيتي باز ميگردد كه قبل از تولد در آنجا بوده است. يعني آنچه ما آنرا بنام «من» يا «خود» يا «ego» ميشناسيم در لحظه ي مرگ نابود ميشود. احساس «من بودگي» و «منيت» نيز ماحصل كاركرد بخشي از مغز است كه با نابود شدن مغز، اين احساس نيز نابود ميشود. همچنانكه ما از وضعيت خود در قبل ار تولد هيچگونه خاطره و حافظه اي نداريم، پس از مرگ نيز هيچگونه خاطره و حافظه اي از زندگي زميني نخواهيم داشت و به بيان دقيقتر، ما قبل از تولد در كتم عدم بوديم و پس از مرگ نيز مجددا به همان وضعيت نيستي قبل از تولد باز ميگرديم.


    خردبين سبز انديش.


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    33
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    تا كنون هيچ دليل و مدرك كافي ارائه نشده است كه ثابت نمايد پس از مرگ، برزخ و جهان آخرت و بهشت و جهنمي وجود دارد
    قصدم مغلطه نیست! ولی میدونی چی میگم؟! اگه شما تو عصر حجر زندگی میکردی (مثلا زمانی که اینه ای نبود!) خودتو انکار میکردی... ای ول ... عقل گرایی رو تا اخرش برو...


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط arezou_m نمایش پست
    سلام
    آیا زمانی که میمیریم. در برزخ آشنا ها و اقوام به ویژه خانوادمونو می شناسیم؟
    هنگام دمیده شدن صور/ ... هنگام حساب رسی؟ کسی برای شهادت دادن میاد بگه فلانی بهم بد کرده؟....
    در بهشت یا جهنم؟
    آیا افراد همدیگر و نمی شناسن؟


    با سلام و عرض ادب خدمت دوستان گرامي

    از نظر عقلى با توجه به اينكه انسان داراى دو بعد است جسم و روح و انسانيت انسان به روح اوست نه به جسمش و روح يك امر جاويدان و خالد است و همين روح است كه از دنيا به آخرت منتقل مى شود. (كه اين مطلب در كتابهاى اصول عقايد با دلايلى عقلى و آيات و روايات ثابت شده كه مى توانيد در اين زمنيه به كتابهاى حيات پس از مرگ علامه طباطبائى معارف قرآن استاد مصباح و كتابهاى ديگر مراجعه فرمائيد.) مى توان گفت چون ارواح در آخرت همان روح هاى دنيائى است پس همان نسبت ها بر قرار است. اما آيات و روايات در سوره عبس آيه 34 و 35 مى فرمايد «يوم يفر المرء من اخيه و امه و ابيه و صاحبته و بنيه» يعنى روزى كه انسان (بخاطر هول و وحشت محشر و يا بخاطر حقوقى كه نزديكان ممكن است بر گردن او داشته باشند) از برادر و مادر و پدر و دوست و فرزندانش فرار مى كند. كه آيه شريفه دلالت دارد كه اين نسبت ها بر قرار است گرچه از آنها فرار مى كند كه در اينكه چرا از آنها فرار مى كند مفسرين 3 علت ذكر كرده اند، هول و وحشت قيامت، از اقوام به خاطر بى تقوائى فرار مى كند مبادا به سرنوشت آنها دچار شود و يا اينكه مبادا آنها حقوقى به گردنش داشته باشند.( تفسير نمونه، ج 26 ص 157 و 158)
    در هر صورت ظاهر آيه اين است كه اين خويشاوندى ها بر قرار است و امكان ديدن هم هست اما روايات متعددى ذكر شده كه دلالت دارد كه مؤمنان در برزخ و قيامت يكديگر را مى بينند و مى شناسند كه به چند روايت اشاره مى كنيم.
    علامه طباطبائى در كتاب حيات پس از مرگ از قول شيخ مفيد در كتاب امالى حديثى از امام صادق (عليه السلام) نقل فرموده كه امام صادق فرمود: هنگامى كه خدا روحى را قبض مى كند آن روح را به شكلى همانند آنچه در دنيا داشته به بهشت مى فرستد. اين ارواح در آنجا مى خورند و مى نوشند و هنگامى كه شخصى بر آنان وارد مى گردد آنها را به همان شكلى كه در دنيا داشته اند مى شناسند. آيت الله دستغيب در كتاب معاد ص 60 در حديث ديگرى از امام صادق (عليه السلام) نقل مى كند كه ارواح با صفات اجساد در بستانى از بهشت قرار دارند يكديگر را مى شناسند و از يكديگر سؤال مى كنند هنگامى كه روح تازه اى بر آنها وارد مى شود مى گويند او را رها كنيد زيرا از هول عظيمى به طرف ما مى آيد (يعنى از وحشت مرگ) سپس از وى مى پرسند فلان كس چه شد؟ اگر بگويد زنده بود اظهار اميدوارى مى كنند (كه نزد آنها بيايد) ولى اگر بگويد از دنيا رفته بود، مى گويند سقوط كرد (اشاره به اينكه به دوزخ رفته است) و روايت هاى ديگرى كه در اين زمينه وارد شده است كه علامه طباطبائى مى فرمايد چنين معنائى در اخبار بسيار آمده كه البته همگى در مورد مؤمنين است.( حيات پس از مرگ، ص 44)
    لكن آنچه مهم است كه علامه هم اشاره فرمودند اين است كه انسان با ايمان از دنيا برود و اينكه ما در اول اشاره كرديم نسبتها بر قرار است و اميد ديدار هست لكن شرطى دارد. شرط همان با ايمان كامل از دنيا رفتن است و اگر خداى نكرده اين شرط نباشد نسبت ها هيچ نفعى نمى رساند. يوم لا ينفع مال و لا بنون (شعرا، آيه 88 ) و انسان از عزيز ترين خويشاوند خود فرار مى كند. يوم يفر المرء من اخيه (عبس، آيه 34 ) و اساسا ديگر نسبتى بر قرار نخواهد بود. فاذا نفخ فى الصور فلا انساب بينهم يومئذ (مؤمنون، آيه 101 ) و فقط اعمال نيك انسان به درد مى خورد. يوم ينظر المرء ما قدمت يداه روزى كه انسان مى نگرد به آنچه پيشاپيش فرستاده اند. (نبأ، آيه 40 ) پس نسبت ها بر قرار است و امكان ديدار هم هست لكن مهم با ايمان كامل از دنيا رفتن است انشاء الله.



    ویرایش توسط پاسخگوی اعتقادی 3 : ۱۳۸۹/۰۳/۰۱ در ساعت ۲۲:۴۱


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    جناب خردبین، درود

    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    اول آنكه تا كنون هيچ دليل و مدرك كافي ارائه نشده است كه ثابت نمايد پس از مرگ، برزخ و جهان آخرت و بهشت و جهنمي وجود دارد. وجود عوالم پس از مرگ مدعياتي هستند كه چندين هزار سال است كه مطرح شده اند، اما هرگز اثبات نشده اند.
    مطلبی که به قول شما چندین هزار سال مدعیاتی داشته و هزاران فکر را به خود مشغول نموده، لابد چندین هزار سال هم بر روی آن فکر شده و ادله ای اقامه شده و کتابهای بسیاری در این مورد نوشته شده و تا جایی که بنده سراغ دارم، دست کم تمام محققین و متفکرین بزرگ اسلامی، این ادله را مثبت معاد دانسته و پذیرفته اند؛ بله، با هم بحثها می کنند و هر یک ادله قویتری بر اثبات معاد اقامه می کند اما همگی بر اثبات معاد با ادله متفق القولند.
    بهتر است ادعایتان را اصلاح کنید و بفرمایید برای شما ثابت نشده!!!


    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    دوم آنكه، اينكه ما آشنايان خود را ميشناسيم، تنها مربوط است به عملكرد حافظه ي ما. جايگاه حافظه ي ما، مغز ماست كه بواسطه ي جريانات الكتريكي و واكنش هاي شيميايي عمل ميكند و اگر براي لحظات كوتاهي تعادل شيميايي و الكتريكي در برخي نقاط مغز به هم بخورد، ميتواند باعث صدمات جدي به حافظه ي كوتاه مدت يا بلند مدت ما بشود. بيماري هايي هم وجود دارد كه بر اثر آنها حافظه ي انسان مختل ميشود، بگونه اي كه شخص حتي اعضاي خانواده ي خود را هم به ياد نمي آورد. از طرف ديگر پس از مرگ، جريان مواد غذايي و خون و مواد شيميايي و الكتريكي در مغز متوقف ميشود، بنابراين عملا مغز از كار مي افتد و در اندك زماني مغز شروع به متلاشي و تجزيه شدن ميكند و تمام ساختار فيزيكي آن نيز نابود ميشود. در چنين شرايطي ديگر هيچگونه حافظه اي وجود ندارد. از اينرو حتي اگر فرض كنيم كه برزخ و آخرتي موجود باشد، بدليل نابود شدن مغز، فرد هيچ حافظه اي از زندگي قبلي خود نخواهد داشت و حتي خودش را هم نخواهد شناخت چه رسد به ديگران!

    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    ما قبل از تولد در كتم عدم بوديم و پس از مرگ نيز مجددا به همان وضعيت نيستي قبل از تولد باز ميگرديم

    نتیجه ای که از این عبارات شما بدست می آید اینست که شما قائلید یک انسان روح ندارد و صرفا یک بدن کاملا مادی است و بس؟!!! که از هیچ بوجود آمده و به سوی پوچی و هیچی می رود!!! آیا چنین است؟

    نیز اگر قائلید که انسان روح ندارد، بفرمایید فرق یک انسان با حیوان در چیست؟
    یک حیوان قاعدتا یا مساوی و یا پست تر از انسان است اما هیچ دلیلی بر برتری او بر انسان نداریم.
    حال بفرمایید اگر قائلید که انسان روح ندارد، بنابراین شما یک انسان را در حد یک حیوان پایین آورده اید، چون انسان کاملا مادی هیچ برتری بر حیوان ندارد الا اینکه با یک فعل و انفعالات شیمیایی بیشتر در مغزش توانسته است که از حیوانات زبان بسته و جمادات بیشتر بهره کشی نماید!!! پس طبق این مبنا تنها برتری انسانها بر حیوانات اینست که مغز انسانها فعالتر از مغز حیوانات است!!!

    اگر هم قائلید روح دارد، بفرمایید این روح چکاره است و چرا طبق مدعایتان بعد از مرگ نابود می شود؟!!!



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    سوم آنكه انسان پس از مرگ دقيقا به همان وضعيتي باز ميگردد كه قبل از تولد در آنجا بوده است. يعني آنچه ما آنرا بنام «من» يا «خود» يا «ego» ميشناسيم در لحظه ي مرگ نابود ميشود...و به بيان دقيقتر، ما قبل از تولد در كتم عدم بوديم و پس از مرگ نيز مجددا به همان وضعيت نيستي قبل از تولد باز ميگرديم.خردبين
    شما مدعی خردبینی هستید! پس قاعدتا سخنی بر خلاف بداهت عقلی نمی گویید.
    اینکه فرموده اید:
    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    ما قبل از تولد در كتم عدم بوديم
    یعنی چه؟

    یعنی شما هیچ بودید و بعد به یکباره وجود پیدا کردید؟!!!! شما چگونه طبق مدعایتان، از هیچ بوجود آمدید؟!!!

    ادامه کلامتان هم عجیب است:
    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    و پس از مرگ نيز مجددا به همان وضعيت نيستي قبل از تولد باز ميگرديم

    یعنی ما در زندگی یک مسیری را که ابتدایش هیچ است و انتهایش هم هیچ است، طی می کنیم!!! مبدأ عدم است و مقصد عدمی دیگر!!! تعبیر عامیانه چنین زندگی مضحکی اینست: هیچی به هیچی!!!


    نیز بفرمایید وقتی با تولد از عدم گذشتید و پا به عرصه وجود گذاشتید، این وجود را از کجا بدست آوردید؟ از خودتان نبود، چون می فرمایید معدوم بودید. از پدر و مادر هم نبود چون همین سؤال را عینا در مورد علت وجود آنها می پرسیم. پس علت وجود شما از عدم چیست؟!!!


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۳/۰۲ در ساعت ۰۷:۱۹
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث قرآنی نمایش پست

    مطلبی که به قول شما چندین هزار سال مدعیاتی داشته و هزاران فکر را به خود مشغول نموده، لابد چندین هزار سال هم بر روی آن فکر شده و ادله ای اقامه شده و کتابهای بسیاری در این مورد نوشته شده و تا جایی که بنده سراغ دارم، دست کم تمام محققین و متفکرین بزرگ اسلامی، این ادله را مثبت معاد دانسته و پذیرفته اند؛ بله، با هم بحثها می کنند و هر یک ادله قویتری بر اثبات معاد اقامه می کند اما همگی بر اثبات معاد با ادله متفق القولند.
    بهتر است ادعایتان را اصلاح کنید و بفرمایید برای شما ثابت نشده!!!

    بنده نگفتم كه هيچ دليلي بر وجود عالم پس از مرگ ارائه نشده است، بلكه عرض كردم هيچ دليل و مدرك "كافي" ارائه نشده است كه بتواند وجود عالم پس از مرگ را اثبات نمايد.
    وجود عالم پس از مرگ و ادامه ي حيات انسان پس از مرگ زميني، نه يك واقعيت عيني، بلكه بازتابي است از اميال و آرزوهاي انسان. براي انسان بسيار سخت و درد آور است كه قبول نمايد با مرگ، نيست و نابود ميشود، از اينرو آرزو دارد كه پس از مرگ همچنان زندگي خودش را بصورت ديگري ادامه دهد. بنابراين همين آرزوي دروني خودش را به بيرون بازتاب داده است و اينگونه ادعا شده است كه با مرگ، انسان نابود نميشود و تنها به چهان ديگري ميرود. حال آنكه هيچ كس تاكنون وجود چنين جهاني را اثبات نكرده است و هيچ كس نيز از آنسوي مرگ بازنگشته است كه بگويد آنسوي مرگ چه خبر است.
    باور به وجود جهان پس از مرگ و برزخ و بهشت و جهنم، چيزي نيست جز بازتابي از اميال دروني انسان و درواقع نوعي خودفريبي است كه انسان بواسطه ي زندگي و مرگ را براي خود قابل تحمل تر ميكند.

    اين خود فريبي، در اديان با اعتقاد با معاد نهادينه شده است. يعني هر ديني كه آموزه ي معاد را را ترويج ميكند، در واقع در حال ترويج و مشروع كردن خودفريبي است. با اين آموزه، فكر انسان از واقعيت هاي اصلي و البته تلخ زندگي اش نظير مرگ آسوده ميشود و اين باور همچون مخدري عمل ميكند كه ذهن را تخدير كرده و انسان را از واقعيت زندگي دور نموده و براي تمام عمر او را در جهل نسبت به مهمترين موضوعات حيات نگه ميدارد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث قرآنی نمایش پست

    نتیجه ای که از این عبارات شما بدست می آید اینست که شما قائلید یک انسان روح ندارد و صرفا یک بدن کاملا مادی است و بس؟!!! که از هیچ بوجود آمده و به سوی پوچی و هیچی می رود!!! آیا چنین است؟

    نیز اگر قائلید که انسان روح ندارد، بفرمایید فرق یک انسان با حیوان در چیست؟
    یک حیوان قاعدتا یا مساوی و یا پست تر از انسان است اما هیچ دلیلی بر برتری او بر انسان نداریم.
    حال بفرمایید اگر قائلید که انسان روح ندارد، بنابراین شما یک انسان را در حد یک حیوان پایین آورده اید، چون انسان کاملا مادی هیچ برتری بر حیوان ندارد الا اینکه با یک فعل و انفعالات شیمیایی بیشتر در مغزش توانسته است که از حیوانات زبان بسته و جمادات بیشتر بهره کشی نماید!!! پس طبق این مبنا تنها برتری انسانها بر حیوانات اینست که مغز انسانها فعالتر از مغز حیوانات است!!!

    اگر هم قائلید روح دارد، بفرمایید این روح چکاره است و چرا طبق مدعایتان بعد از مرگ نابود می شود؟!!!


    من هيچگونه معنايي براي كلمه ي «روح» سراغ ندارم. يعني اين كلمه در دايره ي لغات ِ با معنايي كه بنده ميشناسم جاي ندارد. (البته گاهي اوقات بر سبيل عادت و كاربردهاي روزانه از آن استفاده ميكنم، نه بعنوان واقعيتي عيني و خارجي.)

    بنابراين نميدانم شما اصلا وقتي از كلمه ي «روح» استفاده ميكنيد، منظورتان چيست. بنابراين لطفا بفرماييد كه منظور شما از روح دقيقا چيست؟ و اين «روح» ي كه شما ميگوييد چه چيزي هست؟ ماهيت اين روح چيست؟ و چگونه متوجه وجود آن ميشويد و نشانه هاي آن چيست؟

    بنده تا ندانم منظور شما از روح دقيقا چيست و تا زمانيكه اين كلمه براي من معناي دقيق و روشني نداشته باشد، نميتوانم به سوالات شما در مورد آن جواب بدهم، چون اصلا نميدانم شما در مورد چه چيزي سوال ميكنيد!!!


    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث قرآنی نمایش پست

    یعنی چه؟

    یعنی شما هیچ بودید و بعد به یکباره وجود پیدا کردید؟!!!! شما چگونه طبق مدعایتان، از هیچ بوجود آمدید؟!!!

    یعنی ما در زندگی یک مسیری را که ابتدایش هیچ است و انتهایش هم هیچ است، طی می کنیم!!! مبدأ عدم است و مقصد عدمی دیگر!!! تعبیر عامیانه چنین زندگی مضحکی اینست: هیچی به هیچی!!!


    نیز بفرمایید وقتی با تولد از عدم گذشتید و پا به عرصه وجود گذاشتید، این وجود را از کجا بدست آوردید؟ از خودتان نبود، چون می فرمایید معدوم بودید. از پدر و مادر هم نبود چون همین سؤال را عینا در مورد علت وجود آنها می پرسیم. پس علت وجود شما از عدم چیست؟!!!
    اينكه ما احساس «وجود داشتن» و «زنده بودن» ميكنيم، از عوارض عملكرد بخشي از مغز است.
    منظور از اينكه ما قبل از تولد در كتم عدم بوديم، اين است كه ما در آن زمان چنين احساس ِ «زنده بودن» و «هست بودن» نداشتيم. چرا نداشتيم؟ چون هنوز ساختار كنوني مغز ما وجود نداشت. اما زمانيكه بواسطه ي ايجاد چيدمان خاصي از مواد شيميايي و ملوكولها، جنين تشكيل شده و ساختار مغز شكل گرفته و جريانات شيميايي و الكتريكي لازم در آن جاري گشت، اين حس در آن جنين ايجاد ميشود و كم كم تقويت ميشود.
    منظور از اينكه ما با مرگ دوباره به كتم عدم بازميگرديم، اين است كه با مرگ، مجددا همان ساختار مغزي و چيدمان خاص مواد در مغز ما از بين ميرود و به تبع آن، عوارض آن ساختار، كه يكي از آنها، احساس «هست بودن» و «من بودن» و «وجود داشتن» است نيز از بين ميرود.


    از آنجايي كه بحث «وجود مطلق« و «وجود» و «عدم» و «خلق» و «آفرينش» به تاپيك فعلي ارتباطي ندارد، لطفا تاپيك «وجود مطلق يعني چه؟» را كه مناظره اي بين بنده و جناب حسين تبار است را بخوانيد.




    خردبين سبز انديش.

  9. تشکرها 2


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    3,699
    مورد تشکر
    102 پست
    حضور
    39 روز 13 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط خردبین نمایش پست
    تا كنون هيچ دليل و مدرك كافي ارائه نشده است كه ثابت نمايد پس از مرگ، برزخ و جهان آخرت و بهشت و جهنمي وجود دارد. وجود عوالم پس از مرگ مدعياتي هستند كه چندين هزار سال است كه مطرح شده اند، اما هرگز اثبات نشده اند.

    .

    با سلام و درود


    مسأله معاد و جهنم و بهشت از جمله مسائلی است که عقل، خود مستقلا (یعنی بدون تکیه برآیات و روایات) به آن رسیده است.


    از این رو اعتقاد به معاد و روز واپسین، از اولین اعتقادات بشر بوده و هست.


    معاد مسأله ای است که حتی در ابتدایی ترین ادیان به چشم می خورد.


    أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمَةَ وَ أَبیها، وَ بَعلِها وَ بَنیها، وَ السِّرِ المُستَودَعِ فیها، بِعَدَدِ ما أَحاطَ بِهِ عِلمُک


    خدایا! صلوات و درود تو بر فاطمه، و بر پدر فاطمه، و بر همسر فاطمه، و بر دو پسر فاطمه، و بر آن سرّی که در فاطمه به ودیعه نهاده ای؛ به آن تعداد که علم تو آن را در بر می گیرد.



  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,097
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی نمایش پست
    با سلام و درود


    مسأله معاد و جهنم و بهشت از جمله مسائلی است که عقل، خود مستقلا (یعنی بدون تکیه برآیات و روایات) به آن رسیده است.


    از این رو اعتقاد به معاد و روز واپسین، از اولین اعتقادات بشر بوده و هست.


    معاد مسأله ای است که حتی در ابتدایی ترین ادیان به چشم می خورد.
    در آیین بودا دنیای دیگری برای رسیدگی به اعمال وجود نداره .. منبع : http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%...A7%DB%8C%DB%8C
    ویرایش توسط Enerji : ۱۳۸۹/۰۳/۰۳ در ساعت ۱۴:۴۳
    monthly quotes :
    حقیقت نیازمند نقد است ، نه ستایش. فردریش نیچه

    Energy is everything and everything is energy

    I dont understand why there is so much hate between Human Races and Religions

    Become Übermensch

  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    767
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    47



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث قرآنی نمایش پست
    بنابراین شما یک انسان را در حد یک حیوان پایین آورده اید، چون انسان کاملا
    مادی هیچ برتری بر حیوان ندارد الا اینکه با یک فعل و انفعالات شیمیایی بیشتر در مغزش توانسته است که از حیوانات زبان بسته و جمادات بیشتر بهره کشی نماید!!! پس طبق این مبنا تنها برتری انسانها بر حیوانات اینست که مغز انسانها فعالتر از مغز حیوانات است!!!

    بدون شك انسان نيز حيواني است همچون حيوانات ديگر با پيچيدگي و تكامل بيشتر. آيا ميدانيد كه اكثر قريب به اتفاق dna اي كه پايه ي شكل گيري تمام خصوصيات جسمي و رواني ماست، با شامپانزه ها يكسان است؟

    اين مسئله هم بواسطه ي آزمون هاي دقيق علمي اثبات گرديده و هم فلاسفه با غور در ماهيت انسان بدان صحه گذاشته اند. بقول نيچه:

    «بشر ناموفق ترين، بيمارترين حيواني است كه به طرز بسيار خطرناكي از غريزه هاي خود منحرف شده است و با اينهمه بي گمان طرفه ترين حيوانات است!» (دجال / ص 42)

    «دردمندان را به ياري اميدي كه هيچ واقعيتي نميتواند انكارش كند و هيچ عملي نميتواند آن را از سر ِ راه بردارد، بايد پشتيباني كرد: يعني اميد به آنسوي اين جهان. «(دجال / ص55)

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی قرآنی نمایش پست

    مسأله معاد و جهنم و بهشت از جمله مسائلی است که عقل، خود مستقلا (یعنی بدون تکیه برآیات و روایات) به آن رسیده است.


    از این رو اعتقاد به معاد و روز واپسین، از اولین اعتقادات بشر بوده و هست.


    معاد مسأله ای است که حتی در ابتدایی ترین ادیان به چشم می خورد.

    دليل آنكه باور به معاد و روز بازپسين از ديرباز بوجود آمده و تا به امروز هم باقي مانده است، اين نبوده كه عقل بر آن حكم ميكند، بلكه بوجود آمدن اين باور و باقي ماندن آن صرفا دلايل «روانشناختي» و «غير معرفت شناسانه» داشته است.

    دليل روانشناختي آن همانا كاستن از رنج و درد و آزار انديشيدن به مرگ و نيستي پس از آن بوده است. انساني كه تمام جهان او در «نفس» خود او خلاصه ميشود، نميتواند بپذيرد كه لحظه اي فرا خواهد رسيد كه ناگهان جريان «خود آگاهي» او قطع شده و براي هميشه به خواب نيستي خواهد رفت، از اينرو شخص ترجيح ميدهد كه خودش را با اين باور و «اميد» كه پس از مرگ همچنان جهان ديگري وجود دارد و او به نوع ديگري به زندگي خود ادامه ميدهد معتقد باشد و با اين «خودفريبي»، خودش را از انديشيدن به واقعيت مرگ و جايگاه خويش در جهان هستي خلاص كند. جنين شخصي ترجيح ميدهد كه با دروغ زندگي كند! او نميتواند و نميخواهد كه با واقعيت روبرو شود و ترجيح ميدهد كه در پيله اي كه با دروع در اطراف خويش تنيده تا لحظه ي مرگ سپري كند!

    در واقع بشر از آن روزي كه ايده ي روز بازپسين و جهان آنسوي مرگ در ذهن او شكل گرفت، بيمار شد! او گرفتار يك بيماري بشدت مخرب گشت كه اديان نيز آنرا تشديد كردند.


    «اگر بشر مركز گرانيگاه زندگاني زا به «آنسوي اين زندگاني» - يعني به نيستي انتقال دهد - چنين زندگاني را از مركز گرانيگاه خود عاري كرده است. دروغ بزرگ جاودانگي شخصي، خردمندي و طبيعي بودن غريزه ها را كاملا نابود ميكند.» (دجال / ص88)


    خردبين سبز انديش.

  13. تشکرها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود