جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فخر فروشی پرچمدارجاهلیت

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    فخر فروشی پرچمدارجاهلیت




    فخر فروشی، همواره بلای جان انسان و جامعه بوده است. رسیدن به قله های كمال، خواسته و آرزوی همگان است و تك تك افراد می كوشند كه به اوجِ ارجمندی برسند.
    بدیهی است رسیدن به اوج عظمت واقعی و یا به مرحله ای از آن، بسیار دشوار است؛ زیرا با درون و برون انسان و دل و جان او سر و كار دارد و باید فضائل، ریشه در جان بدوانند و تا آخر ما را همراهی كنند.
    قرآن كریم نیز بر پیمودن راه تكامل تأیید و تأكید دارد و می فرماید: «سابِقُوا إلی مَغْفِرَةٍ مِن رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَالاَْرْضِ»؛(. حدید/21 ) «برای رسیدن به مغفرتی از پروردگارتان و بهشتی كه پهنایش چون پهنای آسمان و زمین است از هم دیگر سبقت بگیرید.»....

    و این میل به ارجمند شدن، در همه انسانها هست، حتی در كسانی كه به بیراهه یا كژ راهه می روند، یا انسان را در حدّ حیوان، و یا محدود به این چند روز می دانند، یا همت و اراده خودسازی و پیمودن سربالایی و سختیهای قله افتخار را ندارند. اینان اگر از حقیقت خالی باشند، از فخرفروشی و خود برتربینی، كوتاه نمی آیند و بدین علت همواره تنور تفاخر داغ است.
    این مبحث كه چرا پس از دو سه دهه از نهضت مقدس اسلامی، جامعه ما در سراشیبی سقوط اخلاقی و ارزشی قرار گرفته؛ به گونه ای كه بسیاری از مردم راهی را می روند كه از میدان ارزشهای انقلاب جداست و این كه چرا پول ارزش درجه اول شد و به مسخ فضیلتها انجامید، گسترده دامن است و «آسوده شبی خواهد و خوش مهتابی.»
    تنها به این اشاره، بسنده می كنیم كه خیابان فرعی تفاخر كه فرو ریزنده فضیلت هاست از همین میدان منشعب می شود.
    خانه از پای بست ویران است خواجه در بندِ نقش ایوان است
    عجیب اینكه این دام خودنمایی و خودپسندی سر راه خوبان نیز گسترده شده است. از اینرو، امام سجاد علیه السلام در دعای مكارم الاخلاق از خدا «معالی اخلاق» می طلبد. و بلافاصله توفیق مصونیت از تفاخر را مطرح می فرماید:

    «وَهَبْ لی مَعالَی الاْءَخْلاقِ وَاعْصِمْنی مِنَ الْفَخْرِ؛(صحیفه سجادیه، دعای 20) مكارم و محاسن اخلاقی را به من بده و مرا از فخرفروشی مصون دار!»
    از آنجا كه صفات والا ممكن است زمینه ای باشد برای شهرت و قهرمان شدن و در نتیجه به خود بالیدن، امام علیه السلام این خطر را مطرح فرموده است. از طرفی، فخرفروشی همانند بمبی، پایه های فضائل را ویران می كند، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در این باره هشدار می دهد ومی فرمایند:
    «آفَةُ الْحَسَبِ الاْءِفْتِخارُ؛(الكافی، ج2، ) آفت شرافتهای انسانی، فخرفروشی است.»
    فخر فروشی پرچمدارجاهلیت



    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فخر فروشی پرچمدارجاهلیت
    زشتی خودستایی
    امام علی علیه السلام می فرماید: «اَلاْءِفْتِخارُ مِنْ صِغَرِ الاْءَقْدارِ؛(غررالحكم، ص307، ) فخرفروشی از فرومایگی است.»

    و نیزدرکلام دیگری چنین می فرمایند:

    «لا حُمْق أَعْظَمُ مِنَ الْفَخْرِ؛(غررالحكم ص311، ح7185.)
    حماقتی بزرگ تر از مباهات و به خود بالیدن نیست.»


    معمولا پول خرد و سكّه، زیاد سر و صدا دارد، ولی اوراق بهادار و پولهای كاغذی بی صدا هستند. همچنین وقتی مرغ یك تخم می گذارد، مدتی داد و فریاد به راه می اندازد، اما درّ و گوهر در درون حیوانات دریایی همچون صدف، بی سر و صدا است. یك مشك یا ظرف پر از مایعات بی صداست، در حالی كه اگر اندكی در آن باشد پرصدا خواهد شد.

    امام سجاد(علیه السلام) می فرماید: «عَجَبا لِلْمُتَكَبِّرِ الْفَخُورِ الَّذی كانَ بِالاْءَمْسِ نُطْفَةً ثُمَّ هُوَ غَدا جِیفَةٌ؛( الكافی، ج2، ) شگفتا از متكبر فخر فروش كه دیروز نطفه ای بود و فردا مرداری خواهد بود.»

    هرگاه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ناچار می شد خود را معرفی كند تا مردم بشناسند و ایمان آورند، به هیچ وجه خودستایی و فخرفروشی نمی كرد و مثلا می فرمود: «أَنَا سَیِّدُ وُلْدِ آدَمَ وَلا فَخْرَ؛( تلخیص الریاض، ج2،) من سرور فرزندان آدمم و قصد فخرفروشی نیست.»

    ارزشهای موهوم
    دستمایه های فخرفروشی دوگونه می تواند باشد: یا ارزشهای واقعی است مثل: ایمان، تقوا، علم، جهاد، ایثار و یا ارزش نماهای جاهلی كه در حقیقت جز موهومات و خیال پردازیها چیزی نیستند، خواه جاهلیت قدیم یا جدید.

    تفاخر در هر دو بخش بد است، ولی در موهومات، زشت تر می باشد.
    نمونه هایی از خودستایی جاهلی و موهوم
    نژادپرستی

    گیرم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل

    پیامبر خدا صلی الله علیه و آله هنگام فتح مكه فرمودند: «خدای تبارك و تعالی با اسلام، نخوت جاهلیت و نازِش به پدران و خاندانهای جاهلی را از شما زدود.

    ای مردم! شما از آدم هستید و آدم از گل آفریده شد. بدانید كه امروز، بهترین شما نزد خدا و گرامی ترین شما در پیشگاه او پرهیزگارترین و فرمانبردارترین شما از اوست. بدانید كه عربیّت به پدری نیست كه (شما را) به دنیا می آورد. بلكه عربیت یك زبان است كه با آن سخن گفته می شود.

    پس اگر عمل هر كس او را به بهشت و رضوان اللّه نرساند، شرافت خانوادگی اش او را نخواهد رساند.»(بحارالانوار، ج73، )

    مجله مبلغان شماره58.
    فخر فروشی پرچمدارجاهلیت


    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,626
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    فخر فروشی پرچمدارجاهلیت




    نیز حضرت رسول صلی الله علیه و آله تهدید می فرمود: «لَیَنْتَهِیَنَّ أقْوامٌ یَفْتَخِرُونَ بِآبائِهِمْ الَّذینَ ماتُوا، إنَّما هُمْ فَحْمُ جَهَنَّمَ؛(میزان الحکمه باب ترغیب) آنانی كه به پدرانِ مرده خود فخر می فروشند، از این كار دست بردارند، آنان در حقیقت ذغال جهنم اند.» و سپس ادامه می دهد: «خداوند نخوتها و فخرفروشیهای خاندانی جاهلیت را از شما برداشته است. اكنون تنها دسته بندی كه وجود دارد، یا مؤمن پرهیزكار است یا فاجر بدبخت. مردم همگی فرزندان آدم هستند و آدم از خاك آفریده شده است.»(میزان الحکمه باب ترغیب)
    عقبه به امام باقر علیه السلام عرض كرد: من عُقْبَةِ بنِ بَشیرِ اسدی هستم و در طایفه خویش حسب و شرافت انبوهی دارم. حضرت فرمودند:.......
    «ما تَمُنَّ عَلَیْنا بِحَسَبِكَ إِنَّ اللّه َ رَفَعَ بِالاْءیمانِ مَنْ كانَ النّاسُ یُسَمُّونَهُ وَضیعا إذا كانَ مُؤْمِنا وَوَضَعَ بِالْكُفْرِ مَنْ كانَ النّاسُ یُسَمُّونَهُ شَریفا إِذا كانَ كافِرا فَلَیْسَ لاِءَحَدٍ فَضْلٌ عَلی أَحَدٍ إلاّ بِالتَّقْوی؛(الکافی جلد2) با شرافت خاندانی خویش بر ما منت منه؛ زیرا كه خداوند به بركت ایمان، ارجمند ساخت كسانی را كه مردم آنان را فرودست می دانستند. و به ننگ كفر، زمین زد كسانی را كه مردم آنان را شریف می شمردند. بنابراین، امروزه برای هیچ كس فضیلتی نیست، مگر به پارسایی.»و نیز امام باقر علیه السلام فرمودند: «ثَلاثَةٌ مِنْ عَمَلِ الْجاهِلیَّةِ: الْفَخْرُ بِالاْءَنْسابِ وَالطَّعْنُ فی الاْءَحسابِ وَالاِْسْتِسْقاءُ بِالاْءَنْواءِ؛(معانی الاخبار) سه خصلت، از برنامه های دوران جاهلیت مانده است: نازیدن به تبار، عیب تراشی بر نژادها، و درخواست باران از ستارگان.»
    و امام علی علیه السلام فرمودند: «اَلْمُفْتَخِرُ بِنَفْسِهِ أَشْرَفُ مِنَ الْمُفْتَخِرِ بِأَبیهِ؛(بحارجلد78) نازنده به خویش، برتر است از آن كه به پدرش می بالد.»
    همچنین امام صادق علیه السلام فرمودند: «مردی خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و عرض كرد: ای رسول خدا! من فلانی پسر فلانی هستم. او نُه پشت خود را برشمرد، رسول خدا صلی الله علیه و آله به او فرمود: تو دهمین نفر آنان، در دوزخ هستی.»(کافی جلد2)
    روایت است كه روزی سلمان فارسی وارد مسجد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شد. مسلمانان او را تعظیم و تكریم كردند و در صدر مجلس نشاندند؛ به این دلیل كه سابقه و حق بزرگی بر مسلمانان و جایگاه ویژه ای نزد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله داشت و به جهت بزرگداشت ریش سفید و پیشكسوتی او. ناگاه عمر وارد شد و به او نگریست و گفت: این عجمی كه بالادست عرب نشسته است، كیست؟
    آن گاه پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بالای منبر رفت و خطبه خواند و فرمود: «...إنَّ النّاسَ مِن عَهْدِ آدَمَ إلی یَوْمِنَا هَذا مِثْلُ أسْنانِ الْمُشْطِ، لا فَضْلَ لِلْعَرَبِیّ عَلَی الْعَجَمی، وَلا لِلاْءَحْمَرِ عَلَی الاْءَسْوَدِ إلاَّ بِالتَّقْوی؛(الاختصاص شیخ مفید) براستی كه همه مردم از زمان آدم تا امروز بسان دندانه های شانه یكسان اند؛ هیچ برتری برای عربی نسبت به عجمی و برای سرخپوست نسبت به سیاهپوست نیست، جز به تقوا.» و بعد فرمودند: «سلمان اقیانوس بی كران و گنج بی پایان است. سلمان از ما اهل بیت است و سرچشمه آب گوارایی است كه حكمت می فشاند و برهان می بخشاید.»(الاختصاص شیخ مفید)
    كثرت افراد و اموال
    مردم نادان دوران جاهلی به سختی گرفتار مباهات بودند و به تعداد افراد قبیله و یا به مال و ثروتِ سرشار خود تفاخر می كردند. كار به جایی رسید كه دو قبیله، افراد خود را سرشماری كردند و تعداد جمعیت یكی از آن دو بیشتر شد. قبیله كمتر گفت: باید زنده و مرده هر قبیله را با هم بشماریم. به قبرستان رفتند و مردگان را شمردند كه روشن شود عدد كدام یك بیش تر است. قرآن در مقام توبیخ آنان فرمود: «اَلْهیكُمُ التَّكاثُرُ حَتّی زُرْتُمْ الْمَقابِرَ»؛(تکاثر 1/2) «تفاخر به بیش تر داشتن، شما را غافل ساخت تا كارتان ـ و پایتان ـ به گورستان رسید.»
    دو نفر به نیاكان خویش می بالیدند و می نازیدند. حضرت علی علیه السلام فرمودند: «أتفْتَخِرُونَ بِأَجْسادٍ بالِیَةٍ وَأَرْواحٍ فیِ النّارِ...؛(علل الشرایع) آیا به پیكرهای پوسیده و روحهایی كه در آتش اند، به همدیگر فخرفروشی می كنید؟»
    و نیز فرمود: «آیا به گورهای پدرانشان افتخار می كنند؟ یا به زیادی شمار نابودشدگان خود، به همدیگر می نازند؟... و اگر مردگان مایه عبرت باشند، شایسته تر است تا باعث تفاخر.»(میزان الحکمه)

    مجله مبلغان شماره58
    فخر فروشی پرچمدارجاهلیت



    **************************************************
    تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم

    بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم

    اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
    تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم

    *************************
    يادمان باشد زنده بودن را به بيداري بگذرانيم
    چرا كه زماني دراز به اجبار خواهيم خفت


    **************************************************



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    در مورد خودستایی امام باقر علیه السلام در حدیثی این گونه می فرمایند:
    (لایَفْتَخِرُ أَحَدُکُمْ بِکَثْرَةِ صَلاتِهِ وَ صِیامِهِ وَ زَکاتِهِ وَ نُسُکِهِ، لِأَنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى:
    «هیچ کس از شما نباید به فزونى نماز و روزه و زکات و مناسک حج و عمره افتخار کند; زیرا خداوند پرهیزگاران شما را از همه بهتر مى شناسد.)
    (نور الثقلین، ج 5، ص 165)

    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۹۱/۰۷/۱۴ در ساعت ۲۲:۲۵


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسمه تعالی
    با سلام:
    یکی از رذايل اخلاقی و اوصاف زشت انسانی ، فخرفروشی و مباهات است.

    منظور از فخرفروشی اين است که انسان بخاطر کمال‌های موهوم يا واقعی که در خود احساس می‌کند به ديگران مباهات کند و بر آنها فخر نمايد. که مصادیق آن عبارت است از: فخر به ثروت، فخر به نسب، فخر به موقعیت‌های خویش

    امام علی علیه‌السلام می‌فرمايند:
    « لا حُمْقَ اَعْظَمُ مِنَ الْفَخْرِ »[1]؛ «حماقتى بزرگ تر از فخرفروشى به ديگران نيست.»

    حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند :
    «ضَعْ فَخْرَكَ، وَ احْطُطْ كِبْرَكَ، وَ اذْكُرْ قَبْرَكَ »[2]؛ « فخرفروشى را بگذار، و كبر را ترك كن، و بياد قبرت باش.»

    امام على عليه السلام فرمودند :
    «ما لاِبْنِ آدَمَ وَ الْفَخْرَ، اَوَّلُهُ نُطْفَةٌ، وَ آخِرُهُ جيفَةٌ، لا يَرْزُقُ نَفْسَهُ، وَ لا يَدْفَعُ حَتْفَهُ »[3]؛
    « فرزند آدم را به فخر فروشى چه، ابتداى او نطفه و پايانش مردارى بدبو است، روزى او در اختيار ديگرى است، و قدرت دفع مرگ خويش را ندارد.»

    امام صادق علیه‌السلام فرمودند :
    «آفَةُ الدِّينِ الْحَسَدُ وَ الْعُجْبُ وَ الْفَخْرُ »[4]؛ « آفت دين سه چيز است : حسد ، عجب و فخرفروشی .»

    امام علی علیه‌السلام فرمودند:
    «فخرفروشی از فرومایگی است.»[5]

    پی‌نوشت:
    [1].ميزان الحكمة، ج 7، ص 414
    [2].همان
    [3].بحارالانوار، ج 73، ص 294
    [4]. كافي، ج 2 ، ص307
    [5].غررالحکم، ص307، ح7062




    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۰۸/۰۴ در ساعت ۱۲:۱۵


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فخرفروشی نیز مانند دیگر رذایل اخلاقی، از عوامل خاصی سرچشمه می­‌گیرد:

    1-جهل و غفلت: غفلت انسان نسبت به ضعف­‌ها و همچنین جهل وی نسبت به آغاز پیدایش و خلقت اولیه­ خود، موجب ایجاد روحیه­ تفاخر و خودستایی می­‌گردد؛

    حق‌تعالی در قرآن کریم می‌فرماید:
    «قُتِلَ الْانسَانُ مَا أَكْفَرَهُ، مِنْ أَىّ‏ِ شىَ‏ْءٍ خَلَقَهُ، مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ، ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ، ثمُ‏َّ أَمَاتَهُ فَأَقْبرََه، ثمُ‏َّ إِذَا شَاءَ أَنشَرَهُ‏»[1]؛ «مرگ بر اين انسان، چقدر كافر و ناسپاس است! (خداوند) او را از چه چيز آفريده است؟! او را از نطفه­ی ناچيزى آفريد، سپس اندازه‏ گيرى كرد و موزون ساخت، سپس راه را براى او آسان كرد، بعد او را ميراند و در قبر پنهان نمود، سپس هر گاه بخواهد، او را زنده مى‏‌كند!»

    2-آسایش و رفاه: قرآن کریم بهره­ مندی از مواهب الهی و غرق شدن در اسباب آسایش و رفاه، یکی دیگر از عوامل تفاخر و خودستایی می‌داند.

    «وَ لَئنِ‏ْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَالسَّيَِّاتُ عَنىّ‏ِ إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُور»[2]؛
    «و اگر بعد از شدّت و رنجى كه به او رسيده، نعمتهايى به او بچشانيم، مى‏‌گويد: مشكلات از من برطرف شد، و ديگر باز نخواهد گشت! و غرق شادى و غفلت و فخرفروشى مى‌‏شود.»

    آیه­ مذکور بر این نکته دلالت دارد که وقتی نعمتی به انسان می‌­رسد، به دلیل احساس مالکیت و رفاه زدگی، گرفتار فخر فروشی به دیگران شده و آن را از خودش دانسته و حتی کسی را بر سلب این نعمت­ و بازگرداندن گرفتاریهای گذشته، قادر نمی­‌داند.»[3]


    پی‌نوشت:
    [1].عبس، 17-22
    [2].هود، 10
    [3].الميزان فی تفسیرالقرآن، ج‏10، ص157.

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۰۸/۰۴ در ساعت ۱۲:۱۶


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درمان فخرفروشی:

    درمان و معالعجه رذايل اخلاقی زمانی ممکن است که مبتلای به آن، واقعاً آن را به عنوان رذيله بشناسد و در صدد درمان آن برآيد.

    خداوند در قرآن با ذکر جریان فخرگرایی اشخاصی مثل قارون و عاقبت بد او، به انسانها می­‌آموزد که هيچ‌كس از خود چيزى نداشته و هر چه دارد، از ناحيه اوست‏؛ قدرت، ثروت، علم و... از اسباب آزمایش انسان است، و نباید مایه­ فخر فروشی بر دیگران قرار گیرد و از این طریق به متکبران عالم گوشزد می­‌کند که دست از فخرفروشی با قدرت، ثروت و علم خود بردارند، و به سرنوشتی شبیه سرنوشت قارون و امثال او دچار نشوند؛ چرا که قدرت و علم آنها در برابر اراده و مشیت خدا، ناچیز است.[1]

    توجه به چگونگی آفرینش و توجه به معاد در درمان این رذیله موثر است:

    حق‌تعالی در قرآن کریم می‌فرماید:
    «وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً رَجُلَيْنِ جَعَلْنا لِأَحَدِهِما جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنابٍ وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنا بَيْنَهُما زَرْعا... وَ كانَ لَهُ ثَمَرٌ فَقالَ لِصاحِبِهِ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالاً وَ أَعَزُّ نَفَراً... قَالَ لَهُ صَاحِبُهُ وَ هُوَ يحَُاوِرُهُ أَكَفَرْتَ بِالَّذِى خَلَقَكَ مِن تُرَابٍثمُ‏َّ مِن نُّطْفَةٍ ثمُ‏َّ سَوَّاكَ رَجُلاً»[2]؛

    «ای پیامبر برای آنان مثالی بزن: آن دو مرد، كه برای يكى از آنها، دو باغ از انواع انگورها قرار دادیم و گرداگرد آن دو (باغ) را با درختان نخل پوشاندیم و در ميانشان زراعت پربرکتی قرار دادیم‏... صاحب این باغ درآمد فراوانی داشت؛ به همین جهت به دوستش –درحالی‌­که با او گفت­وگو مى‏‌كرد- چنین گفت: من از نظر ثروت از تو برتر و از نظر نفرات از تو نیرومندترم... دوست (با ايمان) وى -درحالى­‌كه با او گفتگو مى‌‏كرد:گفت: آيا به خدايى كه تو را از خاك، و سپس از نطفه آفريد، و پس از آن تو را مرد كاملى قرار داد، كافر شدى؟»

    و نیز می‌فرماید:
    «أَلْهَاكُمُ التَّكاَثُرُ حَتىَ‏ زُرْتُمُ‏ُ الْمَقَابِرَ... کلّا لَوْتَعْلَمُونَ عِلْمَ‏َ­الْيَقِينِ لَترََوُنَّ الجَْحِيمَ ثُمَّ لَترََوُنهََّا عَينْ‏َ­الْيَقِينِ ثُمَّ لَتُسَْلُنَّ يَوْمَئذٍ عَنِ­النَّعِيم‏»[3]؛
    «افزون طلبى (و تفاخر) شما را به خود مشغول داشته (و از خدا غافل نموده) است؛ تا آنجا كه به ديدار قبرها رفتيد (و قبور مردگان خود را برشمرديد و به آن افتخار كرديد)!... چنان نیست (که شما خیال می­‌کنید)؛ اگر شما علم اليقين (به آخرت) داشتيد (افزون طلبى شما را از خدا غافل نمى‏‌كرد)! قطعاً شما جهنّم را خواهيد ديد! سپس (با ورود در آن)، آن را به عين ­اليقين خواهيد ديد؛ سپس در آن روز (همه­ی شما) از نعمت‌هايى كه داشته‏‌ايد، بازپرسى خواهيد شد!

    یکی از راه‌های درمان تفاخر صدق دادن است: پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله فرمودند:
    «صدقه‏ المرء المسلم تزيد في العمر و تمنع ميتة السّوء و يذهب اللَّه تعالى بها الفخر و الكبر.»[4]؛ «صدقه عمرمرد مسلمان را فزونى دهد و از مرگ بد جلوگيرى كند و خداى والا بوسيله آن تفاخر و تكبر را ببرد.»

    پی‌نوشت:
    [1].تفسير نمونه، ج‏16، ص164- 169
    [2].کهف، 32-37
    [3].تکاثر، 1- 8.
    [4].نهج الفصاحه، ص542

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۰۸/۰۴ در ساعت ۱۲:۱۷


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود