صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دو حدیث+ یک آیه = ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    1,957
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    28
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دو حدیث+ یک آیه = ؟




    در کتب متعدد اهل سنت از جمله صحیح بخاری نقل است که :
    ... فَقَالَ لَهَا أَبُو بَكْرٍ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - قَالَ « لاَ نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ » . فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ ، فَلَمْ تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ...(1)
    ابابکر ( درجواب فاطمه که گفت چرا فدک را از من گرفتی؟) گفت پیامبر گفت :ما انبیاء چیزی را به ارث نمیگزاریم آنچه از ما میماند صدقه است. پس فاطمه دختر رسول خدا بر او غضب نمود سپس از ابابکر دور شد تا زمانی که از دنیا رفت...
    وباز د رکتب متعدد و دست اول اهل سنت مانند صحیح بخاری که بعد از قرآن معتبرترین کتاب حدیث آنهاست . نقل شده است که
    َانَ رَسُولَ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - قَالَ « فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّى ، فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِى .(2) پیامبر فرمود: فاطمه پاره تن من است هر کس اورا آزار دهد مرا آزار داده است.
    با توجه به این دو روایت فوق که هر دو از صحیح بخاری (معتبرترین کتاب اهل سنت بعد از قرآناست) می باشد :
    1- فاطمه زهرا بر اذیت ابابکر خشمگین شد.
    2- اذیت و خشم فاطمه زهرا ، اذیت و خشم رسول الله است.
    3- صریح آیه:إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا .(3)
    آنها که خدا و پيامبرش را آزار مى‏دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خوارکننده‏اى آماده کرده است.

    لطفا برادران وخواهران اهل سنت اگر پاسخی دارند بفرمایند:
    آیا دو حدیث صحیح بخاری و... ونیز آیه شریفه فوق ،نادرسته! یا
    ابابکر ،فاطمه زهرا را آذار داده واز این طریق پیامبر خدا را آزارداده و درنتیجه ، مشمول نفرین و ..در آیه است؟؟؟؟
    پی نوشت:
    1- صحیح بخاری جلد11صفحه 188
    و ج10 ص330
    و ج3 ص 1126
    2- صحیح بخاری جلد12 صفحه 484
    و- ج13 ص57
    و- ج9 ص 260
    و- ج9 ص 323
    و- ج12 ص 115
    و- ج12 ص 52
    و- ج3ص 1361
    و- ج3 ص 1374
    و 28 کتب حدیثی دیگر از اهل سنت
    3- سوره احزاب آیه 57

    الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    331
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9



    نقل قول نوشته اصلی توسط hoseintabar نمایش پست
    در کتب متعدد اهل سنت از جمله صحیح بخاری نقل است که :

    ... فَقَالَ لَهَا أَبُو بَكْرٍ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - قَالَ « لاَ نُورَثُ مَا تَرَكْنَا صَدَقَةٌ » . فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ ، فَلَمْ تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حَتَّى تُوُفِّيَتْ...(1)
    ابابکر ( درجواب فاطمه که گفت چرا فدک را از من گرفتی؟) گفت پیامبر گفت :ما انبیاء چیزی را به ارث نمیگزاریم آنچه از ما میماند صدقه است. پس فاطمه دختر رسول خدا بر او غضب نمود سپس از ابابکر دور شد تا زمانی که از دنیا رفت...
    وباز د رکتب متعدد و دست اول اهل سنت مانند صحیح بخاری که بعد از قرآن معتبرترین کتاب حدیث آنهاست . نقل شده است که
    َانَ رَسُولَ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم - قَالَ « فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّى ، فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِى .(2) پیامبر فرمود: فاطمه پاره تن من است هر کس اورا آزار دهد مرا آزار داده است.
    با توجه به این دو روایت فوق که هر دو از صحیح بخاری (معتبرترین کتاب اهل سنت بعد از قرآناست) می باشد :
    1- فاطمه زهرا بر اذیت ابابکر خشمگین شد.
    2- اذیت و خشم فاطمه زهرا ، اذیت و خشم رسول الله است.
    3- صریح آیه:إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُّهِينًا .(3)
    آنها که خدا و پيامبرش را آزار مى‏دهند، خداوند آنان را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور ساخته، و براى آنها عذاب خوارکننده‏اى آماده کرده است.

    لطفا برادران وخواهران اهل سنت اگر پاسخی دارند بفرمایند:
    آیا دو حدیث صحیح بخاری و... ونیز آیه شریفه فوق ،نادرسته! یا
    ابابکر ،فاطمه زهرا را آذار داده واز این طریق پیامبر خدا را آزارداده و درنتیجه ، مشمول نفرین و ..در آیه است؟؟؟؟
    پی نوشت:
    1- صحیح بخاری جلد11صفحه 188
    و ج10 ص330
    و ج3 ص 1126
    2- صحیح بخاری جلد12 صفحه 484
    و- ج13 ص57
    و- ج9 ص 260
    و- ج9 ص 323
    و- ج12 ص 115
    و- ج12 ص 52
    و- ج3ص 1361
    و- ج3 ص 1374
    و 28 کتب حدیثی دیگر از اهل سنت

    3- سوره احزاب آیه 57

    اگر حرف شما درسته ، پس چرا به ابوبکر میگن ابوبکر صدیق؟

  4. تشکر


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    اگر حرف شما درسته ، پس چرا به ابوبکر میگن ابوبکر صدیق؟

    بسیاری از علمای اهل سنت اعتراف كرده‌اند كه این دو لقب ( صديق و فاروق )، شایسته ابوبكر و عمر نیست و حدیث آن جعلی است . ابن جوزی ، عالم معروف اهل سنت در كتاب الموضوعات می‌نویسد :
    عن أبى الدرداء عن النبی صلى الله علیه وسلم قال : «رأیت لیلة أسرى بى فی العرش فرندة خضراء فیها مكتوب بنور أبیض : لا إله إلا الله محمد رسول الله أبو بكر الصدیق عمر الفاروق».
    أبی درداء از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم نقل می‌كند كه آن حضرت فرمود : در شب معراج دیدم كه در عرش خداوند بر لوحی سبز با نور سفید نوشته شده بود « خدایی جز خدای یكتا نیست ، محمد صلی الله علیه وآله وسلم رسول او است ، ابوبكر صدیق و عمر فاروق است ! .
    بعد در نقد روایت می‌نویسد :
    هذا حدیث لا یصحّ ، والمتّهم به عمر بن إسماعیل قال یحیى : لیس بشئ كذّاب ، دجال ، سوء ، خبیث ، وقال النسائی والدارقطنی : متروك الحدیث .
    الموضوعات ، ابن جوزی ، ج1 ، ص 327 .
    این حدیث صحیح نیست و كسی كه به آن متهم است عمر بن اسماعیل است . یحیی بن معین در باره او گفته است : سخن او ارزش ندارد ، دروغ‌گو است ، آدمی بد و خبیث است . نسائی و دارقطنی گفته‌اند : حدیث او متروك است .
    و در جای دیگر می نویسد :
    هذا باطل موضوع وعلى بن جمیل كان یضع الحدیث ... .
    الموضوعات ، ابن جوزی ، ج1 ، ص 336 .
    این روایت باطل و ساختگی است و علی بن جمیل حدیث جعل می كرده است
    و در جای سوم می‌گوید :
    هذا حدیث لا یصح عن رسول الله صلى الله علیه وسلم . وأبو بكر الصوفى ومحمد بن مجیب كذابان ، قاله یحیى بن معین .
    الموضوعات ، ج1 ،‌ ص337 .
    این حدیث از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم صحیح نیست ؛ زیرا ابوبكر صوفی و محمد بن مجیب هر دو دروغگو هستند ، این سخن را یحیی بن معین گفته است .
    هیثمی نیز بعد از نقل روایت می نویسد :
    رواه الطبرانی وفیه على بن جمیل الرقى وهو ضعیف .
    مجمع الزوائد ،‌ الهیثمی ،‌ ج9 ، ص58 .
    این روایت را طبرانی نقل كرده و در سند آن علی بن جمیل رقی است و او ضعیف است .
    و متقی هندی بعد از نقل آن می‌گوید :
    كر وفیه محمد بن عامر كذّاب
    كنز العمال ، ج13 ، ص236 .
    ابن عساكر آن را نقل كرده و در سند آن محمد بن عامر ، دروغگو است .
    ابن حبان بعد از نقل دو روایت در این باره ،‌ می‌نویسد :
    وهذان خبران باطلان موضوعان لا شكّ فیه ، وله مثل هذا، أشیاء كثیرة یطول الكتاب بذكرها .
    كتاب المجروحین ،‌ج ج2 ،‌ ص116.
    شكی نیست كه این دو روایت باطل و ساختگی است . روایات بسیاری همانند آن وجود دارد كه با ذكر همه آن‌ها كتاب ما طولانی خواهد شد .


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    261
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    من متن جناب مجیب را خواندم و متوجه نکات جالبی شدم.
    اولا این حدیث توسط 5 نفر نقل شده است:
    1-ابی درداء
    2- عمر ابن اسماعیل
    3-علی ابن جمیل
    4-ابوبکر صوفی
    5- محمد بن مجیب ( جناب مجیب این محمد بن مجیب با شما چه نسبتی داره؟ پسرتونه؟)
    6- محمد بن عمر

    اما چند نفر هم آن را نقل می کنند :
    1- طبرانی از علی بن جمیل
    2-ابن عساکر از محمد بن عامر

    اما خوب به عقیده جناب مجیب اینها همگی رد می شوند و دلیل ان چیست
    1- عمر ابن اسماعیل دروغگوست زیرا یحی ابن معین گفته است! (+ نسائی و دارقطنی)
    2- علی ابن جمیل حدیث جعل می کرده است به استناد گفته خود جوزی!!
    3-ابوبکر صوفی دروغگوست چون یحی ابن معین گفته است!!
    4- محمد بن مجیب دروغگوست چون یحی ابن معین گفته است!!
    5- هیثمی علی بن جمیل را دروغگو می داند
    6- محمد بن عامر هم به گفته متقی هندی دروغگوست
    7- ابن حبان هم که کلا هیچ کسی را گیر نداده است و کلا دو حدیث را دروغ گفته است.

    اما 3 نکته قابل تامیل در این مقاله وجود دارد:
    1-نقش یحیی ابن معین در دروغگو شمردن 3 نفر است! (عمر ابن اسماعیل , ابوبکر صوفی , محمد بن مجیب )
    2- جوزی ,هیثمی , متقی هندی در بررسی این حدیث 3 نفر دیگر را خود شخصا دروغگو می شمارند. و این درحالی است که حداقل چند صد سال بعد از رسول اکرم اقدام به نوشتن کتب خود کرده اند!
    3- نقل این احادیث توسط طبرانی و ابن عساکر هیچ اعتباری به این احادیث نمی بخشد!!
    نکته ای از البرت انيشتين :
    دو چيز را پاياني نيست : يکي جهان هستي و ديگري حماقت انسان. البته در مورد اولي مطمئن نيستم ولي در مورد دومي شکي ندارم!

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    10,035
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    17 روز 15 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    2



    جناب deja vu من فقط در خصوص حدیثی که لقب صدیق به ابوبکر را داده نظر یه سری از علمای اهل سنت را نقل قول کردم، که چند مورد جا افتاده بود که خدمتتون عرض می کنم

    ابن حجر عسقلاني و شمس الدين ذهبي نيز بعد نقل روايت مي‌گويند :
    هذا باطل ، والمتهم به حسين .
    ميزان الاعتدال ، ذهبي ، ج1 ،‌ ص540 و لسان الميزان ، ابن حجر ، ج2 ، ص295 .
    اين روايت باطل است و متهم به آن حسين است .

    و ابن كثير دمشقي سلفي نيز در اين باره مي‌گويد :
    فإنّه حديث ضعيف في إسناده من تكلم فيه ولا يخلو من نكارة ، والله أعلم .
    البداية والنهاية ، ج7 ،‌ ص230 .
    اين حديث ضعيفي است و در سند آن كسي است كه در باره او سخن‌ها گفته شده و سخن او از منكرات خالي نيست .

    از طرف دیگه هم باید گفت طبق روايات صحيح السندي كه در بسياري از كتاب‌هاي اهل سنت وجود دارد ، اين دو لقب مبارك ، از القاب اختصاصي آقا امير المؤمنين عليه السلام بوده است ؛ اما اهل سنت تلاش كرده اند كه اين فضليت را براي خلفاي ديگر نقل كنند .
    ابن مردويه اصفهاني در مناقبش ؛ فخررازي ، آلوسي ، أبو حيان و جلال الدين سيوطي در تفسيرشان و نيز متقي هندي در كنز العمال ، مناوي در فيض القدير و ... نقل كرده‌اند كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم فرمود :
    " الصديقون ثلاثة : حبيب النجار مؤمن آل ياسين ، وحزبيل مؤمن آل فرعون ، وعلي بن أبي طالب الثالث ، وهو أفضلهم .
    مناقب علي بن أبي طالب (ع) وما نزل من القرآن في علي (ع) - أبي بكر أحمد بن موسى ابن مردويه الأصفهاني - ص 331 و الجامع الصغير - جلال الدين السيوطي - ج 2 - ص 115 و كنز العمال - المتقي الهندي - ج 11 - ص 601 و فيض القدير شرح الجامع الصغير - المناوي - ج 4 - ص 313 و تفسير الرازي - الرازي - ج 27 - ص 57 و تفسير البحر المحيط - أبي حيان الأندلسي - ج 7 - ص 442 و تفسير الآلوسي - الآلوسي - ج 16 - ص 145 و تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج 42 - ص 43 و ج 42 - ص 313 و المناقب - الموفق الخوارزمي - ص 310 و ...
    صديقان سه نفر هستند : حبيب نجار مؤمن آل ياسين ، حزقيل مؤمن آل فرعون ، و علي بن أبي طالب عليه اسلام كه او برتر از آن ها است .
    اگر لقب ابوبكر نيز صديق بود ، بايد پيامبر اسلام متذكر مي‌شد و به جاي الصديقون ثلاثة ، مي‌فرمود : « الصديقون اربعة » و ابوبكر را نيز داخل آن مي‌كرد ؛ از اين رو نامگذاري ابوبكر به صديق با حصر صديق در آن سه نفر از سوي نبي مكرم اسلام نمي‌سازد .
    جالب اين است كه جلال الدين سيوطي ، مفسر و اديب مشهور اهل سنت در كتاب الدر المنثور و نيز قندوزي حنفي در ينابيع المودة عين همين روايت را با كمي تفاوت از كتاب تاريخ بخاري اين گونه نقل مي‌كنند :
    وأخرج البخاري في تاريخه عن ابن عباس قال قال رسول الله صلى الله عليه وسلم الصديقون ثلاثة حزقيل مؤمن آل فرعون وحبيب النجار صاحب آل ياسين وعلي بن أبي طالب .
    الدر المنثور - جلال الدين السيوطي - ج 5 - ص 262 و ينابيع المودة لذوي القربى - القندوزي - ج 2 - ص 400

    ویرایش توسط مجیب : ۱۳۸۹/۰۳/۰۳ در ساعت ۲۰:۰۹


    یَا إِلَهِی وَ سَیِّدِی وَ مَوْلاَیَ وَ رَبِّی صَبَرْتُ عَلَى عَذَابِکَ فَکَیْفَ أَصْبِرُ عَلَى فِرَاقِکَ



    اگه مي خواي اهل آسمون بهت رحم كنن به اهل زمين رحم كن


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    223
    تشکر:
    1
    حضور
    11 دقیقه
    دریافت
    49
    آپلود
    0
    گالری
    6



    بابا دست از سر ابوبکر بیچاره بردارید حالا صدیق یا هرچی خدا بیامرزدش رفت واولاد پیامبر ماندند
    الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    واحفظ سیدنا و قائدنا سید علی خامنه ای


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    319
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0




    نقل قول نوشته اصلی توسط deja vu نمایش پست
    اما 3 نکته قابل تامیل در این مقاله وجود دارد: 1-نقش یحیی ابن معین در دروغگو شمردن 3 نفر است! (عمر ابن اسماعیل , ابوبکر صوفی , محمد بن مجیب ) 2- جوزی ,هیثمی , متقی هندی در بررسی این حدیث 3 نفر دیگر را خود شخصا دروغگو می شمارند. و این درحالی است که حداقل چند صد سال بعد از رسول اکرم اقدام به نوشتن کتب خود کرده اند! 3- نقل این احادیث توسط طبرانی و ابن عساکر هیچ اعتباری به این احادیث نمی بخشد!!



    دوست گرامی " deja vu " سلام


    این حرفهایی که دوست عزیز "مجیب" زدند، از خودشون در نیاوردن. البته شما هم نمیخواید بگید ایشون از خودشون در اوردند. منتهی نقد شما به این صورتی که بنده از شما نقل کردم، به خاطر بی اطلاعی شما از علوم رجال و حدیث و درایه و تراجم و ... هستش که از علوم مهم اسلامی در حوزه حدیث و فقه و اصول هستند که مباحث بنیادی خودش رو دارن. اگه مثلا فلان عالم در بررسی رجالی مشایخ حدیث نظر به کذّاب بودن و غیر معتبر و غیر موثّق بودن یه فردی میدهد، این نظر شخصی اون عالم نیست، بلکه بر اساس بررسی ای تاریخی و علمی مربوط به علم رجال هستش و همینطور وقتی درباره اعتبار یه حدیث و صحت یا عدم صحت اون بحث میشه.

    لذا، چون "مجیب" محترم، نتیجه بررسی چند تا از منابع معتبر رجالی و حدیثی و نظر نهایی چند تن از علمای معتبر اهل سنت و کتابشون رو گفته، و چون شما فکر کردید اینا یه نظر شخصی طرف هستش، در حالی که پشتوانه علم رجالی دارد، اینطوری اشکالتون رو بیان کردید. به هر حال حرف شما هیچ اشکالی رو از حیث علم مربوطه به چیزهایی که "مجیب" از منابع معتبر نقل کردند، وارد نمیکند.
    ویرایش توسط roshani : ۱۳۸۹/۰۳/۰۴ در ساعت ۰۰:۳۰
    عشق،چشم بسته ما به روی هرچه غیر معشوق است.

    عشق تنهای عملی است که بی اجازه، رواست.


    دفتر عشق را تنها خداست که ورق می زند.


    خدایا،
    تو آنی که آنی،
    برایم همان باش،
    برای دلم یاوری مهربان باش

  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    261
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مجیب نمایش پست
    جناب deja vu من فقط در خصوص حدیثی که لقب صدیق به ابوبکر را داده نظر یه سری از علمای اهل سنت را نقل قول کردم، که چند مورد جا افتاده بود که خدمتتون عرض می کنم
    درود
    من نیز جز این را نگفتم! و منظوری هم جز این نداشتم. فقط بحثی که شما کردید را مورد بررسی قرار دادم:

    در این ادامه بحث به عقیده من عذر بدتر از گناه شده است: توجه فرمایید:
    نقل قول نوشته اصلی توسط مجیب نمایش پست
    اين روايت باطل است و متهم به آن حسين است .
    در اینجا یک نفر دیگر هم به ناقلان این حدیث اضافه شده است :
    یعنی حسین
    ضمن اینکه مشخص است که این حدیث توسط چند ده نفر بصورت مستقیم و غیر مستقیم نقل می شود. و به همین دلیل هم وقتی علماء مورد نظر قصد دارند ان را باطل بکنند. هر کدام یک نفر را دروغگو می نامند! و در مجموع برای اینکه اعتبار این حدیث زیر سوال برود چند ده نفر دروغگو و جاعل حدیث نامیده می شوند.
    و این خود نشان دهنده این است که این حدیث تواتر دارد.

    اما خوب نکته جالب تر در این مورد نقل احادیثی است که حضرت علی را ملقب به این عناوین می کند:
    1- ابن مردویه اصفهانی : قرن 4 هجری قمری!
    2- فخر رازی : قرن 4 هجری
    3- آلوسی : 13 قمری
    4- ابوحیان : قرن 11 هجری قمری
    5- متقی هندی : قرن 10 قمری
    6- مناوی : قرن 8 قمری

    اما نکته جالبتر اینکه بجز مناوی که اهل قاهره بود. همگی اشخاصی که عنوان شده است اهل ایران بوده اند!!
    نکته ای از البرت انيشتين :
    دو چيز را پاياني نيست : يکي جهان هستي و ديگري حماقت انسان. البته در مورد اولي مطمئن نيستم ولي در مورد دومي شکي ندارم!

  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    261
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط roshani نمایش پست
    دوست گرامی " deja vu " سلام این حرفهایی که دوست عزیز "مجیب" زدند، از خودشون در نیاوردن. البته شما هم نمیخواید بگید ایشون از خودشون در اوردند. منتهی نقد شما به این صورتی که بنده از شما نقل کردم، به خاطر بی اطلاعی شما از علوم رجال و حدیث و درایه و تراجم و ... هستش که از علوم مهم اسلامی در حوزه حدیث و فقه و اصول هستند که مباحث بنیادی خودش رو دارن. اگه مثلا فلان عالم در بررسی رجالی مشایخ حدیث نظر به کذّاب بودن و غیر معتبر و غیر موثّق بودن یه فردی میدهد، این نظر شخصی اون عالم نیست، بلکه بر اساس بررسی ای تاریخی و علمی مربوط به علم رجال هستش و همینطور وقتی درباره اعتبار یه حدیث و صحت یا عدم صحت اون بحث میشه. لذا، چون "مجیب" محترم، نتیجه بررسی چند تا از منابع معتبر رجالی و حدیثی و نظر نهایی چند تن از علمای معتبر اهل سنت و کتابشون رو گفته، و چون شما فکر کردید اینا یه نظر شخصی طرف هستش، در حالی که پشتوانه علم رجالی دارد، اینطوری اشکالتون رو بیان کردید. به هر حال حرف شما هیچ اشکالی رو از حیث علم مربوطه به چیزهایی که "مجیب" از منابع معتبر نقل کردند، وارد نمیکند.
    دوست گرامی
    من با علم رجال آشنا هستم و خیلی خوب هم می دانم هر بحثی باید بر مبنای علم رجال بررسی شود.
    اما شما متوجه حرف من نشدید.
    در علم رجال برخلاف علوم دیگر حب و بغض تاثیر بسزایی دارد . بطوریکه مثلا یک عالم شیعی بدلیل اعتقاد به مولا علی تمام احادیث و روایاتی را که بر ضد علی باشد را غیر معتبر می داند و ناقل ان روایت را جاعل یا سند آن را ضعیف می خواند. و عالم سنی هم بر اساس اعتقاداتش تمام این سندها را معتبر می داند!!

    اگر شما یکبار دیگر نوشته من را بخوانید ( و البته پست جدید من را ) می بینید که :
    حدود 10 نفر به نوعی لقب صدیق را مختص ابوبکر دانسته اند. و جالب است که هر 10 ناقل اتهام درغگویی و جعل حدیث خوردند. که فقط سه نفرشان توسط یحیی ابن معین دروغگو خوانده شده است.
    یعنی شهادت 3 نفر را فقط به خاطر شهادت یک نفر رد کردیم!!
    آنهم شخصی که در قرن 8 می زیسته است!!!
    تازه ماجرا به اینجا هم ختم نمی شود! باقی افراد هم توسط کسانی رد حدیث شده اند که اصلا در زمان پیامبر نبودند!!
    مثلا جوزی : قرن 6
    هیثمی قرن 8
    ابن حبان قرن 4
    و خیلی هم جالب است جوزی و ابن حبان هم ایرانی بودند!!

    وقتی شما می آیید 10 ها نفری را که حدیثی را بیان می کنند و همگی در زمان پیامبر بودند را دروغگو و جاعل حدیث می نامید
    و استنادتان به سخن 4 نفری می کنید که در قرون بعدی می زیسته اند و از بد حادثه بجز دو نفرشان ( هیثمی و مناوی که مصری بودند ) همگی اهل ایران بودند!!
    خوب این چه علم رجالی است؟ کسی که چند قرن بعد از پیامبر بدنیا آمده است چطور می تواند حدیثی را از پیامبر نقل بکند؟ و حدیثی را از شخص دیگری رد بکند؟
    نکته ای از البرت انيشتين :
    دو چيز را پاياني نيست : يکي جهان هستي و ديگري حماقت انسان. البته در مورد اولي مطمئن نيستم ولي در مورد دومي شکي ندارم!

  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    1,775
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 6 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    7



    با سلام خدمت همه دوستان
    نقل قول نوشته اصلی توسط رضوانه نمایش پست
    اگر حرف شما درسته ، پس چرا به ابوبکر میگن ابوبکر صدیق؟
    لطف کرده بحث تاریخی را سیاسی نکنید.

    چراکه بالاخره ابوبکر خلیفه شد (با کودتا و زور اسلحه عمر یا با دموکراسی عادلانه!!) طبعا کسی که خلیفه شده است کارهای زیادی نیز برای مشروعیتش می کند، آسان ترینش فضیلت تراشی است، اما روش علمی غیر از توجیه سیاسی است، حال به روش علمی ببینیم بحث را چگونه پیش ببریم:


    استاد بزرگوار جناب حسینی تبار دو حدیث و یک آیه را کنار هم گذاشتند و نتیجه قطعی این سه، ملعون بودن اذیت کنندگان فاطمه زهراست، حال اگر شما مخالف چنین نتیجه ای هستید نباید برای مخالفت با نتیجه روش علمی را دور بزنید، یعنی پیش فرض ذهنی و محبت قلبی به شخصی نباید روش علمی را نادیده بگیرد، پس فقط و فقط یک راه دارید، خوب دقت کنید فقط یک راه متصور است، آنهم روش علمی خودش، پس باید سندیت آنها را از بین ببرید، قرآن را که نمیشود رد کرد (گرچه اهل سنت به عُمَری معتقدند که حاضرست صدها آیه قرآن را زیر پابگذارد تا مسیر نبوت را به سمت خود و رفیقش تغییر دهد، در جای خودش بحث شده و خواهد شد انشاء الله) قرآن، اذیت کنندگان پیامبر را ملعون می داند، می ماند آن دو حدیث، نباید محبت به ابوبکر و عمر را دلیل رد روایت بدانیم، بلکه باید با ذهنی خالی (شیعه و سنی) سراغ روایات رفت.

    آیا حدیث شناسان اهل سنت این دو روایت را جعلی می دانند؟
    تا آنجا که من تحقیق کردم از منظر اهل سنت این دو روایت جعلی نیستند، اگر کسی غیر از این میداند بگوید تا ما نیز بدانیم و استفاده کنیم، این را جدا عرض کردم، بحث رجالی شود خیلی مناسب است.

    اما اگر دلیل رد کردن را محبت به ابوبکر بدانیم، غیر علمی خواهد بود.

    بله همانطور که بارها اشاره شده، نپذیرفتن لوازم یک حدیثی دلیل مخدوش بودن حدیث نیست، دلیل اسیر هوای نفس بودن منکر حدیث است.

    موفق باشید.
    ویرایش توسط صالح : ۱۳۸۹/۰۳/۰۸ در ساعت ۲۰:۱۵
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن أعدائهم اجمعین
    از دست ندهید
    آیدی قبلی بنده : پاسخگوی اعتقادی


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود