صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اگراسلام دين کاملي براي سعادت بشر است چه نيازي به ظهورمنجي مي باشد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    363
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    11 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    اگراسلام دين کاملي براي سعادت بشر است چه نيازي به ظهورمنجي مي باشد؟




    سلام.
    1.خداوند برای هدایت بنده گان خویش برنامه ای را بوسیله پیامبران و در قالب کتبی ثقیل بر زمینیان ارزانی داشت.
    حال اگر این برنامه جامع/کامل/و از طرف خداوند است چرا نتوانسته که انسان را به خوشبختیی مورد نظر برساند و او را نیازمند ظهور منجی ساخته؟

    به نظر بنده جناب بهرامی ابتدا باید این مسئله را برای خویش روشن مینمودند سپس به زدن چنین تایپیکی اقدام میکردند.
    ای مالک!
    هرگز مگو که من مامورم و معذور و هرگز مگو که به من دستور داده اند,از خشم ملت بترس که نمونه ای از خشم خداوند است,از اجتماعات عمومی جلوگیری مکن,و بدان که از کشور ویران کسی خراج نمیگیرد.(امام علی ع)


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط Angel1943 نمایش پست
    سلام.
    1.خداوند برای هدایت بنده گان خویش برنامه ای را بوسیله پیامبران و در قالب کتبی ثقیل بر زمینیان ارزانی داشت.
    حال اگر این برنامه جامع/کاملاز طرف خداوند است چرا نتوانسته که انسان را به خوشبختیی مورد نظر برساند و او را نیازمند ظهور منجی ساخته؟
    سلام بر شما
    سؤال شما ترکیبی از چند سؤال دیگر است یعنی به ظاهر یک سؤال پرسیده اید، اما چند مطلب را به چالش کشیده اید که ان شاء الله یک به یک طرح و بررسی اجمالی می شود:



    نقل قول نوشته اصلی توسط Angel1943 نمایش پست
    1.خداوند برای هدایت بنده گان خویش برنامه ای را بوسیله پیامبران و در قالب کتبی ثقیل بر زمینیان ارزانی داشت.

    به ثقیل بودن قرآن کریم که آخرین کتاب آسمانی است، در آیه 5 سوره مبارکه مزمل اشاره شده است: إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلا: ما كلام بسيار سنگين (و گرانمايه قرآن) را بر تو القا مى‏ كنيم.


    علامه طباطبایی درباره توصیف قرآن کریم به «ثقیل» بودن می فرماید:

    قرآن كريم كه كلام الهى است هم از حيث فهم معنايش ثقيل است، براى اينكه كلامى الهى است كه پيامبر آن را از ساحت عظمت و كبريايى گرفته، و معلوم است حقیقت چنين كلامى را تنها نفوس طاهر از هر پليدى، نفوسى كه از هر سببى قطع اميد كرده و تنها به خداى سبحان كه مسبب الاسباب است دل بسته، درک می کند. كتابى است عزيز، كه ظاهر و باطنى دارد، تنزيل و تاويلى دارد، تبيان براى هر چيز است، و سنگينى آن از حال و وضع رسول خدا (ص) مشهود بود، همه مى‏ديدند كه در هنگام گرفتن آن دچار برحاء- حالتى شبيه بيهوشى- مى‏شد، و اين معنا در روايات بسيار زياد آمده.

    و هم از حيث تحقق بخشيدن به حقايق معارفش ثقیل است.، و ساده‏تر بگويم توحيد و معارف اعتقادى و اخلاقيش را در خود پياده كردن، آن قدر سنگين است كه در بيان سنگينيش كافى است آيات زيرا را بخوانيم كه مى‏فرمايد:
    لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى‏ جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (حشر/21)

    وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى‏

    در آیه اول مى‏فرمايد: كوه تحمل آن را ندارد كه قرآن بر او نازل شود، و اگر بر كوه نازل مى‏شد كوه خاشع و از ترس خدا پاره پاره مى‏شد، و در آیه دوم از اين معنا خبر داده كه با اين قرآن مى‏توان كوه‏ها را به حركت در آورد، و زمين را پاره پاره كرد، و با مردگان سخن گفت.

    قرآن كريم نه تنها به آن دو اعتبار سنگين است، بلكه به اعتبار پياده كردنش در جامعه و دعوت مردم به اينكه مراسم دين حنيف را بپا دارند، و خلاصه برترى دادن اين دين حنيف بر ساير اديان نيز سنگين است و شاهد سنگينيش، مصائب و ناملايماتى است كه رسول خدا (ص) در راه خدا تحمل كرد، و آزارهايى است كه براى خدا چشيد، كه آيات قرآن هم پاره‏اى از انواع آزارها و تمسخرها و خطاكاريهايى كه آن جناب از مشركين و كفار و منافقين و بيماردلان ديده را حكايت كرده است.
    (رعد/31)

    (ترجمه الميزان، ج‏20/ص 96 )





    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۲/۳۰ در ساعت ۰۱:۲۱
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط angel1943 نمایش پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط angel1943 نمایش پست
    حال اگر این برنامه جامع/کامل/و از طرف خداوند است...

    در این عبارت دو سؤال مطرح شده است:

    1- آیا برنامه ای که
    خداوند برای هدایت بندگان خویش بوسیله پیامبران و در قالب کتب آسمانی عرضه داشته، جامع و کامل است؟

    2-
    آیا برنامه ای که بوسیله پیامبران در قالب کتب آسمانی برای بندگان انسانها آورده اند، از طرف خداست؟


    جواب اجمالی:
    1- آیا برنامه ای که خداوند برای هدایت بندگان خویش بوسیله پیامبران و در قالب کتب آسمانی عرضه داشته، جامع و کامل است؟

    بله، یک دلیل عقلی این مطلب قاعده لطف است که توضیح مختصر آن اینست که هر هدایتی که عباد در راه وصول به کمال انسانی بدان محتاجند و عقول آنها بدان راهی ندارد، خدای سبحان بخاطر اینکه رحمتش تامه است و فیض علی الدوام دارد و از طرفی هیچ گونه بخلی در او متصور نیست، فلذا باید این هدایت تشریعی را تمام و کامل در قالب برنامه آسمانی و از طریق وحی به وسیله انبیای عظام در اختیار بندگانش قرار دهد. آنگاه بندگان در عمل به این برنامه یا عمل نکردن آن مختارند.

    إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً (انسان/3)
    ما به حقيقت راه (حق و باطل) را به او نموديم حال خواهد (هدايت پذيرد و) شكر (اين نعمت) گويد و خواهد (آن نعمت را) كفران كند.


    دلایل نقلی فراوان هم از خود قرآن کریم داریم مانند آیاتی که برنامه قرآن را مایه سعادت دنیا و آخرت انسان معرفی می کند، نیز به صراحت بر جامعیت خود شهادت داده و فرموده:

    وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمين (نحل/89)
    و ما بر تو اين كتاب (قرآن عظيم) را فرستاديم تا حقيقت هر چيز را روشن كند و براى مسلمين هدايت و رحمت و بشارت باشد


    به کامل بودن دین اسلام هم در آیه 3 مائده تصریح می نماید:
    ٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دينا:
    امروز، كافران از (زوال) آيين شما، مأيوس شدند بنا بر اين، از آنها نترسيد! و از (مخالفت) من بترسيد! امروز، دين شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم


    حتی از سبک و سیره احکام اسلام هم می توان جامع و کامل بودن آن را برداشت نمود چرا که در تمام مسایل دینی و دنیوی انسان دخالت نموده، یک برنامه کامل زندگی را در اختیار او قرار می دهد.
    اسلام قبل از تشکیل نطفه آدمی، زمان تولد او، زندگانی او، زمان مرگ او و حتی بعد از مرگ او، و خلاصه برای تمام مراحل زندگی بشر برنامه دقیق و خاص تعیین نموده و به جزئیات با دقت تمام نگریسته که به روشنی دال بر جامع و کامل بودن آنست.

    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۲/۳۰ در ساعت ۰۱:۳۳
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط angel1943 نمایش پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط angel1943 نمایش پست
    حال اگر این برنامه ... از طرف خداوند است...

    2-
    آیا برنامه ای که بوسیله پیامبران در قالب کتب آسمانی برای بندگان انسانها آورده اند، از طرف خداست؟

    بله، از طرف خداست و یک دلیل آن معجزاتی است که ارائه می دادند.
    اصلا یکی از راههای شناخت پیامبران صادق (از کسانی که ادعای نبوت می کردند)، ارائه معجزه بود و معجزه که نوعی خرق عادت است و ایجاد آن از توان بشر خارج است، نشانه روشنی بود بر اینکه آورنده آن در ادعای خود یعنی پیامبری از طرف خدای تعالی صادق است، به عنوان نمونه:

    وقتی موسی و هارون مأمور می شوند که برای تبلیغ و تشریع دین به سراغ فرعون روند، خدای سبحان دو نشانه روشن به عنوان دلیل نبوت و نشانه پیامبری به آنها داد تا بدان وسیله صدق نبوت آنان بر همگان ثابت شود.

    ابتدا دو نشانه ظاهری نبوت به موسای کلیم داد:


    قالَ أَلْقِها يا مُوسى‏ (19)
    فَأَلْقاها فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى‏ (20)
    قالَ خُذْها وَ لا تَخَفْ سَنُعيدُها سيرَتَهَا الْأُولى‏ (21)
    وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى‏ جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى‏ (22)
    لِنُرِيَكَ مِنْ آياتِنَا الْكُبْرى‏
    اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏


    گفت: «اى موسى! آن را بيفكن‏
    پس موسى آن (عصا) را افكند، كه ناگهان اژدهايى شد كه به هر سو مى‏شتافت‏
    گفت: «آن را بگير و نترس، ما آن را به صورت اولش بازمى‏گردانيم‏
    و دستت را به گريبانت ببر، تا سفيد و بى‏عيب بيرون آيد اين نشانه ديگرى (از سوى خداوند) است‏
    تا از نشانه‏هاى بزرگ خويش به تو نشان دهيم‏
    اينك به سوى فرعون برو، كه او طغيان كرده است.»



    و بعد آنان را با این دو نشانه بزرگ به سوی فرعون فرستاد:


    اذْهَبْ أَنْتَ وَ أَخُوكَ
    بِآياتي‏ وَ لا تَنِيا في‏ ذِكْري (42)
    اذْهَبا إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏ (43)

    (اكنون) تو و برادرت با آيات من برويد، و در ياد من كوتاهى نكنيد!
    بسوى فرعون برويد كه طغيان كرده است!



    قرآن کریم هم معجزه جاوید پیامبر اکرم (ص) است و دلیل نبوت آن حضرت.
    یکی از دلایل اعجازش هم تحدی است که خود بدان تصریح نموده است و بشر را از آوردن همانندش عاجز خوانده است.


    قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيرا (اسراء/88)

    بگو: «اگر انسانها و پريان (جن و انس) اتفاق كنند كه همانند اين قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد هر چند يكديگر را (در اين كار) كمك كنند.


    معجزه بودن قرآن هم دلیل بر آنست که از سوی خدای تعالی نازل شده است.




    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۲/۳۰ در ساعت ۰۱:۵۵
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط angel1943 نمایش پست
    خداوند برای هدایت بنده گان خویش برنامه ای را بوسیله پیامبران و در قالب کتبی ثقیل بر زمینیان ارزانی داشت. حال اگر این برنامه جامع/کامل/و از طرف خداوند است چرا نتوانسته که انسان را به خوشبختیی مورد نظر برساند


    شما از چه کسی سخن می گویید؟! شما یک مسلمان که به همه آداب اسلامی عمل نموده را به عنوان نمونه معرفی کنید تا بعد ببینیم آیا خوشبخت شده یا نه؟

    اگر شما مسلمانی را به چند رکعت نماز و چند روز روزه می دانید، سخت در اشتباهید. بنده طبق آموزه های دینی چنین چیزی را معیار شناخت مسلمان واقعی نمی دانم. مسلمان کیست و مسلمانی به چیست؟ در لینک زیر مطلب مختصری با عنوان «
    راه خدا، راه شیطان» (قسمت دوم) به قلم نگارنده آمده، که به یک گوشه از این آموزه ها و شناخت معیار های حقیقی ایمان و مسلمانی اشاره شده است و تکرار نمی کنم:


    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۲/۳۰ در ساعت ۰۲:۲۱
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    2,764
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    15 روز 10 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نقل قول نوشته اصلی توسط angel1943 نمایش پست
    خداوند برای هدایت بنده گان خویش برنامه ای را بوسیله پیامبران و در قالب کتبی ثقیل بر زمینیان ارزانی داشت. حال اگر این برنامه جامع/کامل/و از طرف خداوند است چرا نتوانسته که انسان را به خوشبختیی مورد نظر برساند و او را نیازمند ظهور منجی ساخته؟

    گویی خواسته اید بگویید وجود منجی (و در لسان اسلامی «مهدی موعود») دلیل بر کامل نبودن و جامع نبودن دین آسمانی (اسلام) است! اما به یک نکته مهم توجه نکرده اید و آن اینکه آن منجی برای چه می آید؟ هدف او چیست؟


    بلا خلاف هدف غایی و اصلی این منجی برپایی عدل و قسط است:

    ...وَ لَكِنِّي فَكَّرْتُ فِي مَوْلُودٍ يَكُونُ مِنْ ظَهْرِي الْحَادِيَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِي هُوَ الْمَهْدِيُّ الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً... (الكافي، ج 1/ص 338، باب في الغيبة)

    امام علی (ع) فرمودند:... مهدی که یازدهمین فرزند از نسل من است کسی است که زمین را پر از عدل و داد می کند، همچنانکه قبل از آن پر از ظلم و ستم شده است...

    قرآن کریم هم هدف غایی بعثت انبیا را همین مطلب عنوان نموده است:
    لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط... (حدید/25)
    ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم، و با آنها كتاب (آسمانى) و ميزان (شناسايى حقّ از باطل و قوانين عادلانه) نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند...


    پیاده کردن همه احکام و برنامه های نورانی اسلام هم که زمینه ساز برپایی این قسط و عدل است، هدف نهایی ظهور این منجی موعود است یعنی تا زمان او موانع مختلفی همچون حکام یاغی و ستمگر و ... مانع از اجرای کامل احکام و برنامه های اسلامی است فلذا یک منجی (مهدی موعود (ع) ) خواهد آمد و با تأییدات الهی این موانع را از سر راه بشریت برداشته، زمینه ظهور و بروز تمام برنامه های اسلام را فراهم می سازد.


    لذا وجود منجی خود دلیل بر کامل و جامع بودن این دین است چون این منجی با دین جدید نمی آید بلکه برنامه عملی او دستورات اسلام و اجرای عملی آنها در جامعه است.





    ویرایش توسط صدیقین : ۱۳۸۹/۰۲/۳۰ در ساعت ۰۲:۵۱
    وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُولئِكَ مَعَ الَّذينَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَّبِيِّينَ وَ الصِّدِّيقينَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحينَ وَ حَسُنَ أُولئِكَ رَفيقاً (نساء/69)
    و كسى كه خدا و پيامبر را اطاعت كند، همنشين كسانى خواهد بود كه خدا، نعمت خود را بر آنان تمام كرده از پيامبران و صدّيقان و شهدا و صالحان و آنها رفيق هاى خوبى هستند



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    319
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط Angel1943 نمایش پست
    خداوند برای هدایت بنده گان خویش برنامه ای را بوسیله پیامبران و در قالب کتبی ثقیل بر زمینیان ارزانی داشت. حال اگر این برنامه جامع/کامل/و از طرف خداوند است چرا نتوانسته که انسان را به خوشبختیی مورد نظر برساند و او را نیازمند ظهور منجی ساخته؟


    دوست گرامیگAngel194"" سلام

    وقتی چنین پرسشی رو مطرح میکنید، خیلی مهمه که ببیینم انسانشناسی شما و نظرتون درباره ویژگیهای حیات انسان و فرایند حیات چیه و این که شما چه تصوری از دین خدا، هدایت بشر، منجی و غیره، دارید.

    اینطور که شما پرسیدید، وجود منجی هیچ تعارضی با امر هدایت بشر توسط خدا به وسیله پیامبران و کتب الاهی نداره.

    انسان، موجودی صاحب شعور و قدرت اختیار هستش که دیدگاهی رو درباره کمال و ارزشهای و روشهای زندگی خودش، شکل میده و بر اساس اون زندگی میکنه. لذا، با توجه به اختیاری که داره و مسئولیتی که میپذیره، دست به انتخاب روش زندگی خاصی میزنه. اون روش زندگی میتونه یه روش الاهی باشه (که ادیان به او عرضه میکنن) و میتونه یه روش الحادی باشه. هر روشی رو انتخاب کنه، شکی نیست که چیزهایی رو بر زندگی خودش تحمیل میکنه و به عنوان تکلیف، پی گیری میکنه. ضمن این که سعادت و اینده خودش رو در همون روش قرار میده. از نکات روشن درباره زندگی انسان اینه که این زندگی در یه طول زمان طولانی ای داره ادامه پیدا میکنه و اونچه که انسان به عنوان سعادت، پیگیری میکنه، معمولا به طور تدریجی شکل میگیره و بهش میرسه. اینطوری نیست که زندگی انسان یه پروسه یه هفته ای باشه و قرار باشه که از هر راهی که رفته به هر چیزی که میخواد برسه. نکته دیگه اینه که اگه انسان برای زندگی خودش یه روشی رو انتخاب کرد، فقط این انتخاب، اونو به مقصد نمیرسونه، بلکه باید لحظه به لحظه بر اساس همون روش، عمل کنه تا به مقصد خاص برسه.

    دین خدا، یه روش زندگی الاهیه مبتنی بر یه سری عقاید اصولی خاص و یه سری دستورالعمل که از جانب خدا و نمایندگان الاهی برای سعادت بشری (سعادت حین زندگی و سعادت نهایی)، اورده شده و به عنوان روش زندگی در اختیار انسان قرار گرفته.

    هدایت الاهی بشر دو مبنای عمده داره: یکی این که خدا منابعی همیشگی رو برای این هدایت قرار داده تا مرجع انسانها باشن و انسان سر خود در دین الاهی دست اندازی نکنه. اون منابع هدایت، یکی کتاب الاهیه و یکی نماینده الاهی. وجود هر دو ضروریه. چون کتاب یک منبع نوشتاری هستش که ممکنه مورد تحریف یا تفاسیر متناقض، سوء استفاده، و بسیاری مسائل دیگه قرار بگیره. ما شیعیان نیز به همین دلیله که معتقد به ضرورت جانشینان پیامبر هستیم. خدا در حقیقت با ارسال اینها دو کار میکنه: یکی اوردن انسان به راه نجات هستش، و دیگری رسوندن انسان به مقصد. اگه خدا انسان رو فقط اول راه میاورد و بعد همون جا یا در نیمه راه همه چی رو به انسان واگذار میکرد، این یه امر طبیعی بودکه انسانی که ممکن الخطاء هستش و موانع زیاد درونی و بیرونی در راهش داره و عوامل زیادی برای گمراه شدن، کند شدن، منحرف شدن، و غیره ، وجود داره، کم کم از راه خارج بشه. پس این هدایت الاهی همیشگی هستش.

    دوم این که پروسه هدایت، هماهنگ با فرایند حیات انسان پیش میره. یعنی امر هدایت یک حقیقت در میان
    حقایق بیشمار زندگی انسان هستش. انتخاب این روش هدایت هم جزیی از اختیارات انسانه. برا همینه ممکنه که انسانی یا انسانهایی یا جوامعی تن به این هدایت ندن، و البته مسئولیت نهایی خودشون رو دارن. اینطوری نیستش که خدا امر هدایتش رو بخواد مثل یه آمپل به همه انسانها ترزیق کنه یا اجباری کنه که انسان مثلا به طور غریزی، فقط و فقط اونطوری زندگی کنه. خدا سعادت حیات بشری رو و هدایتش رو در اختیار انسان قرار میده، و این انسان هستش که بخواد اون سعادت رو استیفا بکنه و بهش برسه یا نه. یا این که یه عده بپذیرن یه عده هم نه و اینطوری تقابل حق و باطل شکل بگیره که همیشه در مواجهه باهم باشن و در کار هدایت اختلال ایجاد بشه. نماینده گان الاهی، بشری مثل ما هستن که با ویژگیهای خاصی که دارن، تکلیف الاهی خودشون رو عمل میکنن، یعنی راه الاهی رو نشون میدن و در این راه الاهی، بشر رو همراهی میکنن. خوب، خیلی از این نمایندگان الاهی نادیده گرفته شدن، خیلی هم کشته شدن و ... .

    در کل، دوست من! خود دین الاهی یه راه نجات و در حقیقت، یه منجی برای بشر هستش و همه نمایندگان الاهی منجی همیشگی بشر بودن و هستن. کار هر منجی ای چیز جدایی از منجیهای دیگه نیستش. منجی نهایی، نقش ضروری عاقبت زندگی انسان داره، لذا بخشی از عاقبت زندگی انسان هستش. انسان در زندگی اجتماعی همیشه از یه روش و یه قانون و یه حکومت بهره مند هستش. برای رسیدن به سعادت بر چیزهایی مثل امنیت، عدالت، اخلاق واقعی، صلح و آرامش، نیازمنده. اگه روش زندگی ای و حاکمیتی بتونه چنین انتظاراتی از انسان رو براورده کنه، با انتخاب اون، همون سعادت انسان رو براورده میکنه. سعادت انسان دو حالت داره: سعادت در حین حیات و سعادت نهایی. سعادت نهایی، در حقیقت تحقق کمال نهایی انسان و رسیدن اون به کمال مطلق هستش. سعادت حین حیات هم به اینه که همیشه در مسیر اون سعادت نهایی باشه و از مواهب زندگی، مثل نعمات ، امنیت، عدالت و ... بهره مند باشه. دین الاهی تلاشی هستش برا براورده کردن این سعادتها. دیگه بقیه با خود انسانه که یا زمینه چنین زندگی ای رو فراهم میکنه یا نمیکنه. به عواقب هر چیزی که انتخاب کنه، میرسه.

    این رو گفتم که بدونیم اعتقاد به این که کسی باشه که به عنوان منجی و نماینده الاهی ، اینگونه زمینه ها رو برا انسان فراهم کنه، این تعارضی با دخالت انسان در سرنوشتش نداره. برخی فکر میکنن اگه ما انسانها خودمون سرنوشتمون رو تعیین میکنیم و به تعبیر قران " خدا سرنوشت گروهی رو تغییر نمیده مگر این که خودشون اون رو تغییر بدن"، پس چرا باید منتظر یه منجی باشیم و خودمون کاری نکنیم؟! خوب، این حرف درسته، اما مسئله اینه که اولا ما چنین کاری رو نکردیم، یا نخواستیم یا یه چیزهایی هست که ما نمیتونیم تغییر بدیم و یا این که در تقابل شدید حق و باطل هستیم و زمینه ظهور چیز که میخوایم، فراهم نمیشه. دوما، خود تلاش برای داشتن یه منجی، بخشی از تلاش ما برا تغییر سرنوشتمون هستش. اونایی که اونطوری فکر میکنن، در حقیقت منجی رو مثل یه افسانه میدونن که معلوم نیست بیاد یا نیاد یا وقتی بیاد، دیگه ما میریم راحت میشینیم و اون برامون همه چی رو فراهم میکنه. اگه ما جوامع انسانی رو شکل میدیم که باید قوانین مناسب و حاکمیت مناسبی داشته باشه تا ما بتونیم سعادتمون رو در ارامش، کسب کنیم، پس تلاش برای داشتن چنان قانون و چنان حاکمی، یه امر طبیعی و بخشی از تلاش ما برا تغییر سرنوشته. اگه تا حالا نداشتیم و به چیزی که میخوایم، نرسیدیم، برا اینه که چنین تلاشی رو نکردیم. حاکمیت منجی، تجلی تلاش ما برای داشتن یه دنیای سالم و سعادتمند و یه زندگی خوب هستش.

    لذا سعادتی که یه روش برا جامعه انسانی در نظر میگیره، مبتنی بر اینه که انسان از اون روش به طور کامل پیروی کنه. فقط کامل بودن یا نبودن اون روش ملاک نیستش، بلکه پیاده شدن کامل اون هم طرف دیگه قضیه هستش. خوب، دین خدا بهترین و کاملترین روش باشه، تا وقتی که انسانها اونرو انتخاب نکنن و انتخاب کنن اما از اون به طور کامل پیروی نکنن، چطوری میشه سعادتش به انسانها برسه؟؟!!
    پس دین خدا یه طرف قضیه هستش و تلاش ما برای تغییر سرنوشت مون یه طرف دیگه قضیه.


    ادامه در نظر بعد:

    عشق،چشم بسته ما به روی هرچه غیر معشوق است.

    عشق تنهای عملی است که بی اجازه، رواست.


    دفتر عشق را تنها خداست که ورق می زند.


    خدایا،
    تو آنی که آنی،
    برایم همان باش،
    برای دلم یاوری مهربان باش

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    319
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    25
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ادامه نظر قبلی:


    بنابر این اصل پرسش شما از یه لحاظ نادرسته. شما میگید که اگه دین خدا کامله، چرا انسان رو به خوشبختی ای که میگه، نمیرسونه و چرا به منجی نیاز هستش.

    اولا دوست من! منجی بخشی از همون دین کاملی هستش که میگیم. یعنی کسی نگفته چون از دست دین خدا کاری بر نیومد، نیاز به منجی هستش. نه. منجی یکی از ارکان همون دین کامل و ادامه دهنده کار هدایت همون پیامبران و پیاده کننده اهداف همون دین خدا هستش. او از این لحاظ مهمه که بعد از یه عمر کشمکش حق و باطل، حق و عدالت به وسیله او در جهان حاکم میشه و البته اینطور نیست که انسانها اصلا نقشی ندارن. بلکه اتفاقا به خصوص در نظر ما مسلمانان (بخصوص، شیعیان)، انسان به کمالاتی هم در اون زمان میرسن که زمینه ظهور منجی رو فراهم میکنه. انتظار، کسب همون کمالات هستش. در حقیقت، منجی به خواستهای از عمق قلب مردم جهان پاسخ میده و الان هم اینطور نیستش که بیکار نشسته و کاری نمیکنه. او امر هدایت الاهی رو بر عهده داشته و داره. ظهورش، شروع حاکمیت حق هستش در وقتی که انسانها قلبا به این نکته رسیدن که تنها راه نجات، همان راه الاهی و راه نمایندگان الاهی هستش. این یعنی عزم انسان برای تغییر سرنوشت و حاکمیت راه خدا.
    ثانیا، منجی چیز جدیدی نمیاره که در دین خدا نباشه و بخواد با اون، انسان رو نجات بده و اونو به خوشبختی برسونه. منجی، رکنی از همون دین خدا و پیاده کننده همون دین کامل خدا هستش.

    پس، از دین خدا تا براورده شدن خوشبختی انسان، یه چیزی، در حقیقت، یه شرطی، وجود داره و اون عزم انسان برا پیاده کردن دین خدا هستش. ایا این عزم واقعا صورت گرفته؟؟ اگه نه، که نه، پس خیلی هم غیر طبیعی نیست که انسان همیشه با مشکل مواجه باشه. وقتی این مشکل به یه حدّ نا جور برسه، در حقیقت جامعه انسان، دچار بحران هستش. اینجاست که وقتی زمینه کار یه رهبر الاهی فراهم میشه، چون ما رو از بحران نجات میده، یک منجی تلقی میشه و چون اهداف راه الاهی رو کامل میکنه و حیات انسان رو به نقطه سعادت کامل میرسونه، منجی کامل تلقی میشه و چون این در مرزهای نهایی حیات طبیعی انسان اتفاق میوفته، منجی آخرالزمان تلقی میشه و چون این منجی یکی از همان نماینده گان الاهی هستش که بر اساس کتاب الهی و سنّت پیامبران، عمل میکنه، یکی از ارکان همان دین الهی تلقی میشه (نه این که چیز جدایی باشه که قراره دین خدا رو کامل کنه یا یه چیز جدیدی بیاره و از این حرفا.) به خوشبختی نرسیدن انسان، به خاطر ناقص بودن دین خدا نیستش، بلکه به خاطر پاسخ مثبت ندادن انسان به دین خدا هستش. وقتی شرطی از سعادتمون توسط ما براورده نشه، خوب، سعادت ما هم براورده نمیشه. وجود و ظهور منجی نشون میده که اون راه الاهی به همون صورت کاملش و با همون کتاب و نماینده الاهی، همیشه هستش و همیشه منتظر پاسخ انسانه.

    شما در سئوالتون، نقص رو لزوما از دین خدا دونستید. ضمن این که منجی رو، به نحوی، منجی دین خدا گرفتید که میاد اونو کامل میکنه تا بتونه خوشبختی انسان رو فراهم کنه، نه این که منجی انسان بدونین به این که بیاد تا انسان در راه هدایت الاهی قرار بگیره تا به سعادت برسه.

    ببخشید صحبتهام طولانی شد.

    ویرایش توسط roshani : ۱۳۸۹/۰۲/۳۰ در ساعت ۱۱:۵۵
    عشق،چشم بسته ما به روی هرچه غیر معشوق است.

    عشق تنهای عملی است که بی اجازه، رواست.


    دفتر عشق را تنها خداست که ورق می زند.


    خدایا،
    تو آنی که آنی،
    برایم همان باش،
    برای دلم یاوری مهربان باش

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    307
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    بسم الله الرحمن الرحیم
    با سلام

    مسئله مهم: دین خدا (اسلام) کامل است

    مشکلی که وجود دارد این است که حداقل در ایران اسلام به تعداد هر ایرانی در حال تبصره خوردن است ((60.000.000 تبصره در روز)) که البته دلیل ان کاملا روشن است : پیروی از هوای نفس

    منجی می آید که اسلام را از این تبصره ها پاک کند نه اینکه کلام خدا را کامل کند
    کلام خدا همیشه کامل بوده و هست

    منجی می آید بگوید حکومت اسلامی یعنی چه
    مطمئن باشید هیچ کس از حکومت اسلامی چیزی نمی داند

    در زمان حضور منجی فقط مسایل اجتماعی و علمی و... کامل می شوند نه کلام خدا

    ظاهرا همه در ایران عاشق اهل بیت هستند که دروغی بس بزرگ است

    تنها معجزه ای که در ایران هر روز در حال رخ دادن است این است که ایرانیان بدون تحقیق موفق شده اند کاملا 180 درجه خلاف گفته های انبیا و اهل بیت حرکت کنند

    معمولا ادم ها راحت عاشق چیزی می شوند که نمی شناسند
    مثال:
    اگر شخصی از صبح تا شب نسبت به اعمالتان ایراد بگیرد دیگر مجالی به او نخواهید داد حتی اگر درست بگوید حال می گویید مهدی بیاید مطمئن باشید اولین بیزاران آن حضرت خود ماییم

    ما که سراسر ایراد هستیم بهتر است ادعای عشق به خدا و رسول و 14 معصوم را فراموش کنیم یا اینکه به خود بیاییم
    :salavat10:

    آگاه باشیم

    حسین(علیه السلام) را سهل انگاری منتظرانش به شهادت رساند که لعنت خدا بر آنان

    قال رسول الله (صلی علی محمد و آل محمد):
    زمانیکه در امتم بدعتها هویدا شد بر عالم است که علمش را آشکار کند ، هرکه نکند لعنت خدا بر او باد

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    47
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    9



    بسم الله الرحمن الرحیم
    همان طور که میدانید امام زمان عج بخشی از دین ماست برای همین کسانی که ولایت امام علی ع را قبول ندارند گمراه هستند البته این مطلب به این معنی نیست که چون در زمان غیبت هستیم پس در حال حاضر دین کامل نیست چرا که امام زمان عج همانند خورشید پشت ابر (توسط واسطه ها ) وظایفشان را انجام می دهند.
    اما چون ما حقوق ایشان را ادا نمی کنیم از دیدن ایشان محروم هستیم
    اللهم عجل لولیک الفرج

  12. تشکر


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود