صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: درخواست روایات و احدایث مربوط به ارحم الراحمین بودن خداوند

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,564
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    266

    درخواست روایات و احدایث مربوط به ارحم الراحمین بودن خداوند




    با سلام خدمت عزیزان
    مبحث ارحم الراحمین بودن خداوند یکی از مباحث امید بخش یا به جرات میشه گفت امید بخش ترین نکته و موضوع در زندگی بندگانه...بنده ای که گناه میکنه...با وجود ناراحتی و پشیمانی از گناهی که کرده...وقتی خودش رو از همه جا رونده و مونده می دونه..باز یک چیزی ته دلش میگه که یک خدائی بالای سر بندگان است که به همه چیز اگاه و ارحم الراحمین است....همانطور که در قرآن هم می بینیم...اول هر سوره هر چند در آن سوره از خشم و غضب خداوند هم به کرار صحبت شده باشه باز ابتدا می گوئیم به نام
    خداوند بخشنده و مهربان .........

    درخواست روایات و احدایث مربوط به ارحم الراحمین بودن خداوند

    از دوستان خواهشمندم آیات و روایات و احادیثی مبنی بر ارحم الراحمین بودن خداوند ...اینکه اگر بنده ای همه درها رو بسته دید...دچار ناامیدی از کمک و بخشش خداوند نشه در این تاپیک اعلام بفرمائید

    نکته بعدی اینکه آیا روایات و احادیثی داریم که اگر بر گردن کسی حق الناسی مانده باشه..و بنا به دلایلی نتواند حلالیت بگیرد...کاری ..راهی پیشنهاد شده که بتونه حداقل از این بار و گناهی که گردنش است کم کنه تا در روز قیامت یک مقدار از عذابش کمتر بشه ان شالله.....

    ویرایش توسط محمد طه : ۱۳۸۹/۰۳/۰۵ در ساعت ۱۳:۱۷


    السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)
    السلام علیک یا عباس بن علی (ع)

    اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام وعرض ادب خدمت بقیة الله الاعظم و منتظرانش


    سلام بر دوستان گرامی

    در ادامه داستان عارف شدن دزد ی به نام فضیل عیاض را خدمتتان ارایه میکنم

    فضیل در اصل مردی کوفی بود. در ابتدادزد و راهزن بود. اما در همان حال به انصاف و مروت هم علاقه نشان میدادوبه عبادت هم می پرداخت داستان توبه فضیل به این شرح است که:شبی کاروانی می گذشت ودر میان کاروان کسی این ایه را میخواند:

    «الم یاءن للذین امنو ،ان تخشع قلوبهم لذکر الله »ایا وقت ان نیامده که دل خفته ی شما بیدار شود؟

    این کلام وتلاوت ایه چون تیری بود که بر دل فضیل فرود امد.
    گفت امد ؛ امدونیز ازوقت هم گذشت. سراسیمه وخجل وبی قرار رو به خرابه ای نهاد. جمعی از کاروانیان در انجا فرود امده بودند و قصد رفتن داشتند .بعضی گفتند:
    چگونه برویم که فضیل در راه است . فضیل به ایشان رسیده وگفت: بشارت بادبرشماکه فضیل توبه کرده ؛ واکنون او ازشما می گریزد چنانکه شما پیش از این از او میگریختید .پس میرفت و میگریست وخصم خشنود می کرد .
    عطار مینویسدروایات عالی داشت وریاضاتی نیکو ؛درمکه سخن بر وی گشاده شد ومکیان پیش او میرفتند و فضیل ایشان را وعظ میگفتی .اقتباس از کتاب تذکرة الاولیاء

    ............................................ حق یارتان ..........................................

    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۰۳/۰۳ در ساعت ۲۳:۳۲


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسلام

    این هم یکی از موارد الرحم الراحمین بودن خداوند


    آورده اند كه در زمان حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) شخصى به خدمت آن حضرت آمد و گفت يا رسول الله گناهى كرده ام ، اگر توبه كنم خداى تعالى مرا مى آمرزد؟ حضرت فرمود: بلى ، چرا كه خداوند عالمان ستار العيوب است و غفار الذنوب .
    آن مرد گفت : يا رسول الله مشكل است اين گناه كه از من صادر شده خداى تعالى ببخشد.
    حضرت فرمود: قتل كرده اى
    گفت : نه
    حضرت فرمود: پس گناه خود را به من بگو!
    آن مرد گفت : يا رسول الله من مردى مى باشم (( بناش )) يعنى كفن دزدى مى كنم ، از جمله روزى دخترى از بزرگان فوت شده بود، دانستم كه او را كفن خوش قماش خواهند كرد، شب رفتم كفن او را باز كنم ، شيطان مرا فريب داد، يا رسول الله ، هم كفن او را بيرون آوردم و هم با او جمع شدم و در همان ساعت صدائى به گوشم خورد كه اى فاسق فاجر من پاك بودم مرا پليد ساختى ، خداى تعالى جوابت بدهد! حضرت چون اين سخن را از آن مرد شنيد گفت : دور شو ملعون ! آن مرد از شهر بيرون شد و روى به صحرا نهاد و چهل شبانه روز گريه و زارى مى كرد و از خداوند طلب عفو و بخشش مى كرد و مى گفت : خدوندا، همه كس به درگاه تو پناه مى آورد و رسول تو مرا از درگاهت راند، و بعد از چهل شبانه روز جبرئيل (عليه السلام ) به آن حضرت نازل شد و گفت : خداوند تو را سلام مى رساند و مى فرمايد كه ما تو را وسيله آمرزش عاصيان قرار داديم ، چرا اين مرد را از درگاه ما نااميد كرده اى ؟ او را درياب كه توبه او قبول شد، و همچنين هر كس به قصد توبه به درگاه ما روى آورد، البته گناه او را مى آمرزيم .درخواست روایات و احدایث مربوط به ارحم الراحمین بودن خداوند
    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۰۳/۰۵ در ساعت ۱۵:۲۷


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,063
    صلوات
    300
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    127



    صفت رحمان بارها در قرآن به خداوند متعال نسبت داده شده است‌، به گونه‌ای که از "بسم الله الرحمن الرحیم‌" که 114 بار در قرآن وارد شده است بگذریم‌، صفت رحمان در آیات دیگر قرآن‌، حدود 55 بار به خداوند متعال نسبت داده شده است‌. از آن جا که در قرآن کریم‌، صفت "رحمان‌" در کنار صفت "رحیم‌" آمده است‌، این مقارنت‌، منشأ بحث‌های دقیقی شده است‌، مانند آن که معنای رحمان و رحیم چیست‌، فرق بین این دو واژه چیست‌، و هر کدام به چه نوع "رحمت‌" از جانب خداوند متعال اشاره می‌کنند؟ ولی ما بر اساس آن چه در پرسش آمده است فقط به بررسی معنای صفت رحمان می‌پردازیم‌. "رحمان‌" صیغة مبالغه است و بر "کثرت‌" دلالت می‌کند.(1) خداوند سبحان دو گونه رحمت دارد: الف ـ رحمت مطلق‌، فراگیر و بی مقابل ب ـ رحمت خاص که در برابر غضب اوست‌. صفت "رحمان‌" گویای معنای نخست یعنی رحمت مطلق و فراگیر او می‌باشد. رحمت رحمانیة خداوند، همه چیز را زیر پوشش خود دارد; دنیا و آخرت‌، مؤمن و کافر و... این گونه رحمت‌، رحمتی نامتناهی است‌، مانند آفتابی که به زندگی همه می‌تابد و بارانی که بر هر سرزمینی می‌بارد: "وَرَحْمَتِی وَسِعَت‌ْ کُل‌َّ شَی‌ْءٍ;(2) و رحمتم همه چیز را فرا گرفته است‌."; "رَبَّنَا وَسِعْت‌َ کُل‌َّ شَی‌ْءٍ رَّحْمَة‌ً وَ عِلْمًا;(3) پروردگارا! رحمت و علم تو همه چیز را فرا گرفته است‌." در این آیات‌، به رحمت فراگیر خداوند متعال اشاره شده است و مقابل چنین رحمت فراگیری‌، "عدم‌" است‌، نه "غضب‌"، زیرا اگر مقابل آن "غضب‌" باشد، باید قبول کنیم که خود "غضب‌" از زیر پوشش رحمت رحمانی خارج شود و در نتیجه رحمت مطلق خداوند، مقیّد و محدود شود.(4) از جمله دلایلی که سبب شده است صفت "رحمان‌" را به "رحمت عام‌ّ" تفسیر کنند، این است که این صفت درهر جای قرآن که وارد شده است‌، به صورت مطلق به کار رفته‌، در حالی که صفت "رحیم‌" گاهی مقید آورده شده است‌: "وَ کَان‌َ بِالْمُؤْمِنِین‌َ رَحِیمًا ;(5) خداوند نسبت به مؤمنان رحیم است‌." روایات نیز همین معنا را تأیید می‌کنند، از جملة آن‌ها روایتی است که از امام صادق‌نقل شده است که می‌فرماید: "خداوند معبود همه چیز است‌، نسبت به تمام مخلوقاتش‌، رحمان و نسبت به خصوص مؤمنان‌، رحیم است‌."(6) صفت "رحمان‌" اگر بدون "ال‌" بیاید، ممکن است بر غیر خدا هم اطلاق شود، ولی اگر همراه با "ال‌" ـ الرحمان ـ باشد، فقط بر خداوند متعال قابل اطلاق است‌.(7)(1)تفسیر تنسیم‌، آیت اللّه جوادی آملی‌، ج 1، ص 280، نشر اسرأ.(2)اعراف / 156 (3)غافر/ 7(4) همان‌، ص 292ـ293.(5) احزاب / 43(6) تفسیر نمونه‌، آیت اللّه مکارم شیرازی و دیگران‌، ج 1، ص 22، نشر دارالکتب الاسلامیة‌.(7) مفردات الفاظ قرآن‌، راغب اصفهانی‌، ص 347، نشر دارالقلم / تفسیر تنسیم‌، آیت اللّه جوادی آملی‌، ج 1، ص 281، نشر اسرأ.
    حالا که رفته ای
    این روزها دلتنگم
    دلتنگم که رفته اند
    آن روزها
    یادت بــــــــــــــــــــخیر





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آمرزش زن بدكاره


    ثقة الاسلام كلينى در كتاب شريف « روضه كافى » كه آخرين بخش از كتاب باعظمت اوست از حضرت صادق (عليه السلام) روايت مى كند : عابدى از كثرت عبادت پشت ابليس را شكست . روزى لشكرش را خواند و گفت : كدام يك از شما مى توانيد اين عابد را از گردونه عبادت خارج كنيد ؟ هركس مكر و حيله خود را بيان كرد ولى مقبول نيفتاد تا يكى از آنان گفت : من او را از راه نماز گمراه مى كنم . حيله او را پسنديد و وى را مأمور به گمراهى كشيدن عابد كرد !!


    مأمور ابليس نزديك صومعه عابد آمد و با نشاطى كم سابقه مشغول عبادت شد و چنان خود را غرق در عبادت نشان داد كه عابد مهلت نمى يافت سبب نشاطش را در كثرت عبادت و خسته نشدن بپرسد . عابد منتظر فرصت بود تا در فرصتى مناسب علت نشاط و كثرت عبادت او را پرسيد . پاسخ داد : من گناهى مرتكب شدم و پشيمان شدم ، پشيمانى از گناه مرا آنچنان در گردونه عبادت قرار داد كه نه از كثرت عبادت خسته مى شوم و نه نشاطم را از دست مى دهم !! عابد در اين زمينه بى آن كه عاقلانه بينديشد و فكر كند كه اگر در حال گناه مرگش از راه برسد چه خواهد شد ؟ از او راهنمايى خواست . مأمور ابليس او را تشويق به زناى با زنى بدكار كه در شهر معروف به بدكارى بود كرد . عابد نزد آن شتافت . زن با ديدن چهره معصوم و ملكوتى عابد از حضور عابد در محلّه بدكاران شگفت زده شد و بنظر آورد كه عابد ساده دل فريب خورده ، به او گفت : اى عابد ! انسان هرگز با گناه به مقام عبادت و مرتبه قرب نمى رسد ، كسى كه تو را تشويق به اين عمل كرده ، قصدش انحراف و گمراهى تو بوده . گناه عامل سقوط است نه وسيله صعود . اكنون به صومعه خود باز گرد كه تشويق كننده را نخواهى يافت ، چون او را نيافتى يقين كن كه شيطان بوده .


    عابد با بيدارى باز گشت ، آن چهره شوم را نديد . از اين كه آن زن سبب شد كه دامنش به گناه آلوده نشود بسيار خوشحال شد . از طرفى همان شب آن زن از دنيا رفت . خدا به پيامبر زمانش خطاب كرد : با مردم در تجهيز جنازه او حاضر شويد ، زيرا به خاطر هدايت يكى از بندگانم همه گناهانش را بخشيدم و از او درگذشتم و او را مورد آمرزش و رحمت خود قرار دادم .


    ما را ره توفيق نمودند و بريديم *** بر ما در تحقيق گشودند و رسيديم


    يك چند به هر صومعه برديم ارادت *** يك چند به هر مدرسه گفتيم و شنيديم


    اقليم معارف همه را سير نموديم *** در باغ حقايق به همه سبزه چريديم


    بس عطر روان بخش ز گل ها كه گرفتيم *** بس ميوه دل پرور دلخواه كه چيديم


    ناگاه شد از قرب نمودار درختى *** مقصود دل آن بود به كنهش چو رسيديم


    ديديم چو ما ساقى ميخانه توحيد *** يك جرعه از آن باده بى رنگ چشيديم


    دادند به ما عيش مصفّاى مؤبّد *** در سايه آن رحل اقامت چو كشيديم


    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۰۳/۰۴ در ساعت ۰۰:۱۶


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اخلاقى شگفت انگيز و عاقبتى عجيب


    مترجم تفسير بسيار مهم « الميزان » ، استاد بزرگوار حضرت آقاى سيد محمد باقر موسوى همدانى ، در روز جمعه شانزدهم شوال 1413 ساعت 9 صبح در شهر قم حكايت زير را براى اين عبد ضعيف و خطاكار مسكين نقل كرد :


    در منطقه گنداب همدان كه امروز جزء شهر شده ، مردى بود شرور ، عرق خور و دايم الخمر به نام على گندابى .


    او در عين اينكه توجهى به واقعيات دينى نداشت و سر و كارش با اهل فسق و فجور بود ، ولى برقى از بعضى از مسايل اخلاقى در وجودش درخشش داشت .


    روزى در يكى از مناطق خوش آب و هواى شهر با يكى از دوستانش روى تخت قهوه خانه براى صرف چاى نشسته بود .


    هيكل زيبا ، بدن خوش اندام و چهره باز و بانشاط او جلب توجه مى كرد .


    كلاه مخملى پرقيمتى كه به سر داشت بر زيبايى او افزوده بود ، ناگهان كلاه را از سر برداشت و زير پاى خود قرار داد ، رفيقش به او نهيب زد : با كلاه چه مى كنى ؟ جواب داد : اندكى آرام باش و حوصله و صبر به خرج بده ، پس از چند دقيقه كلاه را از زير پا درآورد و به سر گذاشت . سپس گفت : اى دوست من ! زن جوان شوهردارى در حال عبور از كنار اين قهوه خانه بود ، اگر مرا با اين كلاه و قيافه مى ديد شايد به نظرش مى آمد كه من از شوهرش زيبايى بيشترى دارم ، در آن حال ممكن بود نسبت به شوهرش سردى دل پيش آيد : نخواستم با كلاهى كه به من جلوه بيشترى داده گرمى بين يك زن و شوهر به سردى بنشيند .


    در همدان روضه خوان معروفى بود به نام شيخ حسن ، مردى بود باتقوا ، متدين ، و مورد توجه . مى گويد : در ايام عاشورا در بعد از ظهرى به محله حصار در بيرون همدان براى روضه خوانى رفته بودم ، كمى دير شد ، وقتى به جانب شهر بازگشتم دروازه را بسته بودند ، در زدم ، صداى على گندابى را شنيدم كه مست و لا يعقل پشت در بود ، فرياد زد : كيست ؟ گفتم : شيخ حسن روضه خوان هستم ، در را باز كرد و فرياد زد : تا الآن كجا بودى ؟ گفتم : به محله حصار براى ذكر مصيبت حضرت سيد الشهدا (عليه السلام)رفته بودم ، گفت : براى من هم روضه بخوان ، گفتم : روضه مستمع و منبر مى خواهد ، گفت : اينجا همه چيز هست ، سپس به حال سجده رفت ، گفت : پشت من منبر و خود من هم مستمع ، بر پشت من بنشين و مصيبت قمر بنى هاشم بخوان !


    از ترس چاره اى نديدم ، بر پشت او نشستم ، روضه خواندم ، او گريه بسيار كرد ، من هم به دنبال حال او حال عجيبى پيدا كردم ، حالى كه در تمام عمرم به آن صورت حال نكرده بودم . با تمام شدن روضه من ، مستى او هم تمام شد و انقلاب عجيبى در درون او پديد آمد !


    پس از مدتى از بركت آن توسل ، به مشاهد مشرفه عراق رفت ، امامان بزرگوار را زيارت نمود ، سپس رحل اقامت به نجف انداخت .


    در آن زمان ميرزاى شيرازى صاحب فتواى معروف تحريم تنباكو در نجف بود ، على گندابى جانماز خود را براى نماز پشت سر ميرزا قرار مى داد ، مدتها در نماز جماعت آن مرد بزرگ شركت مى كرد .


    شبى در بين نماز مغرب و عشاء به ميرزا خبر دادند فلان عالم بزرگ از دنيا رفته ، دستور داد او را در دالان وصل به حرم دفن كنند ، بلافاصله قبرى آماده شد ، پس از سلام نماز عشا به ميرزا عرضه داشتند : آن عالم گويا مبتلا به سكته شده بود و به خواست حق از حال سكته درآمد ، ناگهان على گندابى همانطور كه روى جانماز نشسته بود از دنيا رفت ، ميرزا دستور داد على گندابى را در همان قبر

    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۰۳/۰۴ در ساعت ۰۰:۵۱


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    4 روز 6 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اقرار و اعتراف جوان گناهكار


    منصور بن عمّار مى گويد : شبى از شب ها از خانه بيرون آمدم و از درب خانه اى عبور كردم ، صداى مناجات و راز و نياز جوانى را شنيدم كه اينگونه با پروردگارش راز و نياز مى كرد :


    « پروردگارا ! هنگامى كه تو را معصيت مى كردم به قصد مخالفت و نافرمانى نبود ، هواى نفس بر من چيره شد ، شيطان فريبم داد ، در نتيجه ستمكار بر خود شدم و خويش را در معرض خشم تو قرار دادم » .


    چون اين سخنان را از او شنيدم سر بر شكاف در نهادم و اين آيه را از قرآن خواندم :


    ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ ءامَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَاراً وَقودُهَا النّاسُ وَالحِجارَةُ عَلَيْهَا مَلاَئِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ اللهَ ما أَمَرَهُم وَيَفْعَلونَ مَا يُؤْمَرونَ )(33) .


    « اى اهل ايمان خود و خانواده خود را از آتش دوزخ حفظ كنيد ، آتشى كه آتش گيره اش مردم و سنگ هاست ، بر آن آتش فرشتگان سخت دل و سخت گير گماشته شده اند ، از آنچه خدا به آنان فرمان مى دهد سرپيچى نمى كنند و آنچه را مأمورند انجام مى دهند » .


    چون اين آيه را تلاوت كردم ، صداى ناله آن جوان بلند شد و من از در آن خانه عبور كردم .


    فردا صبح كه به در آن خانه گذر نمودم ، پيرزنى را آنجا ديدم كه زارى و فغان مى كرد و مى گفت : فرزندى داشتم كه شبها از خوف حق گريه مى كرد ، شب گذشته وقت مناجاتش كسى آمد و سر به در خانه نهاد و آيه اى از آيات عذاب حق را تلاوت كرد ، پس جوانم نعره زد و به اندازه اى گريه كرد تا آن كه جان به جان آفرين داد .


    گفتم : مادر آن آيه را من خواندم و من سبب شدم كه روح او به عالم بقا شتافت ، اجازه مى دهى او را غسل دهم ؟ گفت : آرى . چون قطيفه از رويش برداشتم ديدم پلاسى(34) در گردن دارد ، چون پلاس را از گردنش گشودم ديدم با خط سبز بر سينه او نوشته شده : ما اين عبد را به آب توبه غسل داديم ! (35)


    به غير دوست نبايد نمود راز ابراز *** كه غير ابروى او نيست قبله گاه نماز


    ز عاشقان اگر آزرده دل بود معشوق *** چه سود ناله و فرياد و آه و سوز و گداز


    چو دست ما به سر زلف آن صنم نرسد *** چگونه قصّه شب را كنيم دور و دراز


    نبود كس بر من غير شمع و پروانه *** شبى كه با تو نمودم به عجز راز و نياز


    زبان شمع بريدم كه بازگو نكند *** به پيش غير تو چون جز تو نيست محرم راز


    به گردن است مرا طوق بندگى و خوشم *** كه هست خواجه ما مهربان و بنده نواز


    بگفتمش چكنم زآتش فراق تو گفت *** اگر هواى وصالت بود بسوز و بساز

    ویرایش توسط ••ostad•• : ۱۳۸۹/۰۳/۰۴ در ساعت ۰۰:۵۸


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    802
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    12 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    9



    سلام علیکم
    دوستان خوبمون زحمت کشیدند و نکات خوب و ارزنده ای را فرمودند.
    انصافاً بحث امیدواری و ناامیدی از آن بحثهای خیلی مهمی هست که باید بیش از اینها به آن پرداخته شود.
    یک نکته بسیار بسیار مهم در این بحث اینست که نه باید آنقدر برای بندگان خدا امیدواری ایجاد کرد که باعث شود جرات بر گناه پیدا کنند و نه آنقدر آنها رو ترساند که خدای نکرده با یک یا چند لغزش و غفلت،از خود و خدا ناامید شوند.
    همانقدر که ناامیدی درد بدی هست امید بیجا و بیش از اندازه هم دردسر ساز و مشکل آفرین خواهد بود.
    ما هم باید برای خودمان و هم برای دیگران حالتی بین خوف و رجا(بیم و امید)را ایجاد کنیم تا در حالت تعادل بمانیم .
    بیم و امید یا به اصطلاح روایات خوف و رجا برای انسان در حکم دو بال هستند که بوسیله همین دو بال انسان در آسمان معنویت و رشد و تعالی پرواز میکند.
    هروقت که یکی از دو جناح خوف(بیم) یا رجا(امید)در انسان قویتر یا ضعیفتر از دیگری عمل کند بدون شک پرواز انسان در آسمان تعالی و رشد را مختل خواهد کرد.
    پس چقدر خوب خواهد بود که تاپیکی هم ایجاد شود و درباره خوف از خدا بحث صورت بگیرد.
    اما چون این تاپیک توسط استارتر محترم بحث،به مبحث امیدواری به خداوند اختصاص داده شده بنده هم فعلا فقط در همین رابطه مینویسم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط lock نمایش پست

    از دوستان خواهشمندم آیات و روایات و احادیثی مبنی بر ارحم الراحمین بودن خداوند ...اینکه اگر بنده ای همه درها رو بسته دید...دچار ناامیدی از کمک و بخشش خداوند نشه در این تاپیک اعلام بفرمائید
    در اینباره دوستان تقریبا گفتنیها را گفتند.
    بند هم قبلاً در تاپیک "
    عوامل غفران از منظر ثقلین
    "مطالبی ارائه کرده بودم که به این بحث کمک میکند.
    هرچند که نتوانستم آن بحث را به اتمام برسانم اما توصیه میکنم که حتماً سری به این تاپیک بزنید .
    اما نکته ای که بسیار جای تامل دارد این هست که روز قیامت خداوند اینقدر گناهان بندگانش را میبخشد که این بخشش زیاد باعث میشود شیطانِ نفرین شده و رانده شده نیز در رحمت خداوند طمع نماید.
    حالا بنشینیم هی فکر کنیم که مگر خدا چقدر میبخشد؟!! که موجودی همچون ابلیس هم به این دریای رحمت واسعه و مغفرت شامله الهی،چشم داشت پیدا میکند.
    اگر فکر شما بجائی رسید به منهم بگوئید!


    نقل قول نوشته اصلی توسط lock نمایش پست

    نکته بعدی اینکه آیا روایات و احادیثی داریم که اگر بر گردن کسی حق الناسی مانده باشه..و بنا به دلایلی نتواند حلالیت بگیرد...کاری ..راهی پیشنهاد شده که بتونه حداقل از این بار و گناهی که گردنش است کم کنه تا در روز قیامت یک مقدار از عذابش کمتر بشه ان شالله.....
    چند راه در روایات مطرح شده.
    آنچه که من فعلاً در یاد دارم دو مطلب هست.

    1-استغفار کردن(طلب بخشش از خداوند)برای شخصی که حقی به گردن ما دارد.
    در همین رابطه دعای زیر را بخصوص در قنوت نماز میتوان قرائت نمود.
    رَبَّنا اغفِر لَنا و لِوالِدَینا و لِوالِدَی والِدَینا و لِمَن لَهُ حَقٌّ عَلینا و لِلمُؤمِنینَ و المُؤمِنات.
    خداوندا مورد مغفرت و آمرزش قرار ده ما را و والدین مارا و والدین ایشان را و هر آنکس را که بر گردن ما حقی دارد و همه زنان و مردان با ایمان را.


    2-صدقه دادن و خیرات کردن از جیب خود و قرار دادن ثواب آن برای شخص مورد نظر. بخصوص اگر آنشخص دستش از دنیا کوتاه باشد.

    ان شاءالله خداوند دلهای مارا نسبت به یکدیگر نرم و مهربان قرار دهد تا جائی که کینه و ناراحتی از کسی در دل نداشته باشیم و کسی نیز کینه و ناراحتی از ما در دل نداشته باشد.
    موفق باشید

    ویرایش توسط ابو محمد : ۱۳۸۹/۰۳/۰۵ در ساعت ۱۷:۵۸

    مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلا
    از مؤمنان مردانى هستند كه به پيمانى كه با خدا بسته بودند وفا كردند. بعضى بر سر پيمان خويش جان باختند و بعضى چشم به راهند و هيچ پيمان خود دگرگون نكرده‏اند
    مارا به دعا کاش نسازند فراموش
    رندان سحر خیز که صاحب نفسانند



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    802
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    12 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    9

    حکایتی کوتاه و شیرین در باب امیدواری




    نقل است که شبی {ابوالحسن خرقانی} نماز همی‌کرد.
    آوازی شنود که: «هان بوالحسن! خواهی که آن‌چه از تو می‌دانم با خلق بگویم تا سنگ‌سارت کنند؟»
    بوالحسن گفت: «ای بار تعالی! خواهی تا آن‌چه از رحمت تو می‌دانم، و از کرم ِ تو می‌بینم، با خلق بگویم تا دیگر هیچ‌کس سجده‌ات نکند؟»
    آواز آمد: «نه از تو، نه از من
    این حکایت واقعیت خارجی ندارد و فقط یک بیان شیرین از واقعیت هست وآن هم این عبارت که فرمود:
    یا من سبقت رحمتُهُ غضَبَه
    ای خدائی که رحمتش بر خشمش پیشی گرفته
    ویرایش توسط ابو محمد : ۱۳۸۹/۰۳/۰۴ در ساعت ۰۱:۲۸

    مِنَ الْمُؤْمِنينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْديلا
    از مؤمنان مردانى هستند كه به پيمانى كه با خدا بسته بودند وفا كردند. بعضى بر سر پيمان خويش جان باختند و بعضى چشم به راهند و هيچ پيمان خود دگرگون نكرده‏اند
    مارا به دعا کاش نسازند فراموش
    رندان سحر خیز که صاحب نفسانند



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    2,426
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    22 روز 22 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    4
    گالری
    28



    به نام خدا

    از رسول خدا (ص ) روايت شده كه هرگاه يك نفر را از دوزخ بيرون آورند و در تنور آتش دنيا بيفكنند خواب راحتى مى كند.
    فرياد از آتشى كه تنور آتشين دنيوى نسبت به آن آسايشگاه است . آيات قرآن در بيان شدّت و سختى قهر خداوند بسيار است و خلاصه شخص گنه كار بايد سخت پشيمان و پريشان باشد و نالان و گريان بسوزد و بگدازد و تا پاك شدن خود را يقين نكند آرام و قرار نگيرد و آن يقين هم پيدا نمى شود مگر هنگام مرگ كه ملائكه رحمت او را بشارت دهند. و عجب آنجاست كه همان سوز و گداز و ناله و فريادش خاموش كننده آتشها و پاك كننده چركها و روشن كننده تاريكيهاى گناهانش مى شود به طوريكه حالش مانند پيش از گناهش مى شود چنانچه رسول اللّه (ص ) فرمود: توبه كننده از گناه مثل كسى است كه اصلا گناه نكرده التّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ كَمَنْ لاذَنْبَ لَهُ بلكه گاهى بهتر از پيش مى شود، يعنى در اثر ادامه آن سوزش دل و سعى در اصلاح حال چنان به پروردگارش نزديك مى شود كه محبوب او مى گردد انّ اللّ ه يحبّ التّوّابين .
    از اين جاست كه امام سجاد (ع ) مى فرمايد:
    خدايا توفيق توبه اى بده كه مرا به مقام محبّت تو رساند. و اوجب لى توبة توجب لى محبّتك ( 19) و مرا به درجه توبه به سوى خودت برسان و در دعاى ابوحمزه ثمالى : و انقلمنى الى درجة التوبة اليك .
    اثر توبه در از بين بردن گناه باعتبار كمى و زيادى ندامت است بايد در زياد شدن آن كوشيد و بهترين وسيله براى زيادتى آن تَدبُّر در آيات و احاديث و داستانهاى افرادى كه توبه كرده اند.




    به نام خدا

    [SIGPIC][/SIGPIC]

    کوچه هامان را به نام شهدا کردیم تا هر وقت نشانی منزلمان را می دهیم بدانیم از گذرگاه کدام شهید با آرامش به خانه می رسیم

    (شادی روحشان صلوات)


    آیت الله سید علی قاضی(ره) عارف کامل:در مستحبات عزاداری و زیارت سید الشهدا علیه السلام مسامحه ننمایید
    و روضه هفتگی و لو دو سه نفری داشته باشید که اسباب گشایش است.

    منو دل کندن از دل بر محاله...

    یا علی


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود