جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ی سوال

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ی سوال




    ما قبول داریم که روح مجرد است،وغیر قابل تغییر،ولی روح انسان بخاطر تعلقی که به ماده دارد قابل رشد و تغییر است واین تعلق تا زمان مرگ ادامه دارد وبه واسطه مرگ روح از عالم ماده جدا میشود،حال سوال این است اگر حرکت و تغییر در مجردات مطلق،نیست پس چرا در برزخ با عذاب مقام انسان بالا می رود؟مگر عذاب بر روح نیست،آیا تغییر میکند؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط reza_ask نمایش پست
    ما قبول داریم که روح مجرد است،وغیر قابل تغییر،ولی روح انسان بخاطر تعلقی که به ماده دارد قابل رشد و تغییر است واین تعلق تا زمان مرگ ادامه دارد وبه واسطه مرگ روح از عالم ماده جدا میشود،حال سوال این است اگر حرکت و تغییر در مجردات مطلق،نیست پس چرا در برزخ با عذاب مقام انسان بالا می رود؟مگر عذاب بر روح نیست،آیا تغییر میکند؟
    با سلام و عرض ادب خدمت برادر محترم جناب رضا
    با سلام
    مجردات خو د به انواع متفاوتي تقسيم مي شوند ، مثلا تجرد ملائكه با تجرد نفس انساني متفاوت است ، زيرا نفس قابليت استكمال دارد اما ملائكه اين قابليت را ندارند ، زيرا ملائك تمامي كمالات خود را بالفعل دارا هستند ، اما نفس قابليت استكمال دارد ، و در برزخ نيز اين قابليت از بين نمي رود ، زيرا بر اساس « بخوان و بالا برو » هر نفسي در برزخ با خواندن قرآن استكمال وجودي پيدا مي كند و هر قدر كلمات وجودي قرآن را بخواند بالاتر و بالاتر خواهد رفت ، و اين منافاتي با مجرد بودن نفس ندارد ، زيرا حركتي كه در نفس وجود دارد غير از حركتي كه در ماده وجود دارد ؛ حركت در اصلاح فلسفه عبارت است از خروج تدريجي شي از قوه به فعل ؛يا به عبارت ديگر حركت يعني فعليت يافتن و شكوفا شدن تدريجي استعدادهاي موجود در يك شي ؛ لذا حركت به اين معني همواره حركت رو به كمال خواهد بود و چون در موجود مجرّد قوّه و استعداد وجود ندارد، حرکت به این معنی نیز وجود نخواهد داشت . واگر حرکت در مجردات استعمال شود ، حرکت اصطلاحی نخواهد بود . حركت در موجود مجرد به معني سير در مراتب وجودي خود موجود مجرد است يا به عبارت ديگر به معني سير از بطون به ظهور و بالعكس است. مثلا وقتي حضرت جبرئيل وحي را بر پيامبر عرضه مي نمود از مقام عقلي خويش به مرتبه برزخي خود تنزّل مي نمود و اين تنزّل به دور از تجافي است يعني جبرئيل در عين اين كه در مرتبه عقل و بطون خويش است در مرتبه ي مثالي نيز ظاهر مي شود و آنگاه كه وحي را تسليم پيامبر نمود به مقام بطون و عقل خويش صعود مي كند ولي در اين نزول و صعود نه چيزي بر وجود جبرئيل اضافه مي شود و نه چيزي از او كم مي شود چرا كه او در مراتب وجودي خود سير مي كند. چنين حركتي در واقع حركت از وحدت به كثرت و از كثرت به وحدت است ؛ وقتي جناب جبرئيل متوجه عالم مادون خود مي شود و ظهورات و تجليّات خود را مشاهده مي كند نازل مي شود و آنگاه كه به مقام وحدت متوجه مي شود صعود مي كند. براي درك بهتر و عميق و علمي اين بحث لازم است كه حضرت عالي بحث اصالت وجود، تشكيك وجود، عوالم كلي وجود و بحث حركت را در فلسفه عميقا مطالعه بفرماييد و البته چون هر كدام اين مباحث خود مباحث مقدماتي نيز دارند لازم مي آيد كه شما يك دوره فلسفه حكمت متعاليه را درس بگيريد ؛واین حداقل ده سال طول می کشد ــ البته اگر استاد قابلی هم باشد .

    برای مطالعه بیشتر ر.ک:
    دروس قوه و فعل اسفار، شهيد مطهري.





اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود