صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: متمدن شدن اروپای قرون وسطائی توسط مسلمانان

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    متمدن شدن اروپای قرون وسطائی توسط مسلمانان




    با عرض سلام و ادب
    درجائی دیدم که نوشته بود اروپای قرون وسطائی مدیون تعالیم دانشمندان مسلمانان و پیامبر است و به برسی اینکه چطور اروپائیان از مسلمانان کسب علوم کرده اند پرداخته بود
    برای مثال نوشته بود جابرابن حیان که پدر علم شیمی بود بسیاری از مسائل خود را از امام صادق ع اموخته بود و ...
    اگر کتبی پیرامون این موضوعات سراغ دارید لطفا معرفی کنید

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,054
    تشکر:
    1
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط smostafa نمایش پست
    برای مثال نوشته بود جابرابن حیان که پدر علم شیمی بود بسیاری از مسائل خود را از امام صادق ع اموخته بود و ... اگر کتبی پیرامون این موضوعات سراغ دارید لطفا معرفی کنید
    جابربن حيان کتب متعددی در باب علوم تجربی دارد که به زعم بعضی از امام صادق تلمذ نموده اند اما عجیب اینکه از

    امام جعفر صادق و پدر ايشان باقر العلوم (شکافنده علوم ) هیچ کتاب یا نقل قول علمی جز در باب اخلاقیات و دین

    ازیشان در دست نیست !! و این از عجايب آن دوران است !


  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    273
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سیف الاسلام نمایش پست
    جابربن حيان کتب متعددی در باب علوم تجربی دارد که به زعم بعضی از امام صادق تلمذ نموده اند اما عجیب اینکه از

    امام جعفر صادق و پدر ايشان باقر العلوم (شکافنده علوم ) هیچ کتاب یا نقل قول علمی جز در باب اخلاقیات و دین

    ازیشان در دست نیست !! و این از عجايب آن دوران است !
    سوال جابربن حیان از امام جعفر صادق (ع) راجع به ستارگان
    جابر از امام جعفر صادق ( ع ) پرسید : ستارگان نورانی که دائم در حال حرکت هستند و بعضی از آنها را در فواصل معین میبینیم چه میباشند و چرا حتی یک روز از حرکت باز نمی ایستند ؟ امام جعفر صادق گفتند : هر یک از ستارگان آسمان یک جهان است در جهان بزرگ که مجموعه تمام اجرام میباشد .

    حرکت دائمی ستارگان برای این است که سقوط نکنند و در هم نریزند و نظم دنیا از بین نرود و این حرکت همان حرکت دائمی است که حیات از آن به وجود می آید یا این که خود حرکت حیات است و وقتی حرکت متوقف شود حیات از بین میرود ولی خداوند این طور مقدر کرده است که حرکت در هیچ موقع متوقف نگردد تا این که پیوسته حیات باشد و بقای زندگی که به سود موجودات این جهان است نیز از کرم خداوند منبعث میشود .

    خداوند که بی نیاز است احتیاج ندارد که در جهان پیوسته حرکت و در نتیجه زندگی وجود داشته باشد .
    حرکت و نتیجه آن زندگی ، موهبتی است که از طرف خداوند به موجودات داده شده و تا روزی که خداوند مقدر کرده حرکت و زندگی ادامه خواهد یافت .

    جابر پرسید شکل ستارگان در فضا چگونه است ؟
    اما جعفر صادق جواب دادند ، بعضی از ستارگان اجرام جامد هستند (سیارات ) و بعضی از اجرام مایع میباشند (بعضی از اقمار سیارات ) و بعضی دیگر از ستارگان آسمان از ابخره( گاز ) به وجود آمده اند. جابرین حیان پرسید : چگونه میتوان قبول کرد که ستارگان آسمان از ابخره( گاز ) باشند و آیا ممکن است که بخار این طور که ما هنگام شب ستارگان را می بینیم دارای درخشندگی باشد ؟ امام جعفر صادق فرمودند : تمام ستارگان از ابخره تشکیل نشده اند و لی ستارگانی که از ابخره تشکیل گردیده اند گرم هستندو گرمای زیاد سبب درخشندگی ستاره می شود همان طور که گرمای زیاد سبب درخشندگی خورشید می گردد و به نظر من خورشید هم از ابخره است .

    جابر پرسید چه می شود که حرکت ستارگان مانع از سقوط آنان می گردد ؟
    امام جعفر صادق فرمودند : آیا یک فلاخن را که درآن سنگ باشد اطراف سر چه خوانیده اید ؟ جابرجواب مثبت داد . امام جعفر صادق اظهار کرد که آیا هنگام چرخانیدن فلاخن ناگهان آن را متوقف کرده ای ؟ جابر جواب داد متوقف نکرده ام . امام جعفر صادق گفت مرتبه ای دیگر اگر فلاخن را بر گردش در آوردی یک مرتبه آن متوقف کن تا این که بدانی چه می شود و بعد از توقف فلاخن سقوط میکند و سنگی که در آن است بر زمین می افتد و این قرینه ای است برا ی این که اگر ستارگان دائم در حرکت نباشند سقوط می کنند .
    جابر گفت شما فرمودید : که هر یک از ستارگان که ما می بینیم یک جهان است .
    امام جعفر صادق تصدیق کردند . جابر پرسید که آیا در آن جهان ها مانند این جهان ما انسان زیست می نماید ؟ امام جعفر صادق فرمودند : که در مورد انسان نمی توانم به تو جواب بدهم و بگویم در جهان های دیگر آیا انسان زندگی می نماید یا نه ؟ اما تردید ندارم که در جهان های دیگر موجودات جان دار زندگی می نمایند که آنها را به مناسبت دوری ستارگان از ما نمی بینیم .
    جابر پرسید شما به چه دلیل می گوئید که در دنیا های دیگر موجودات جاندار زندگی می کنند ؟
    امام جعفر صادق فرمودند از روی گفته خدا ، من در این قسمت تردید ندارم و دلیل من کلام خالق یگانه است که محکمتر از آن دلیلی وجود ندارد و خداوند در کنار انسان نام از جن می برد و جن از موجودات جانداری هستند که دیده نمی شوند یعنی ما آنها را نمی بینیم و گرنه بر خالق چیزی پنهان و پوشیده نیست و همه چیز به نظرش می رسد و شاید جن ها که در جهان دیگر زندگی می کنند انسان هایی چون ما یا برتر از ما باشند .
    جابر پرسید منظور از انسانهایی برتر از ما چیست ؟
    امام جعفر صادق گفتند : شاید آنها انسانهایی هستند که بعد از زندگی کردن در جهانی این چنین به دنیایی بهتر منتقل شده اند همان طور که ما بعد از مرگ اگر ثواب کار باشیم در دنیایی بهتر از این دنیا زندگی خواهیم کرد .

    جابر پرسید : از این قرار بعد از این که ما پس از مرگ زنده شدیم در یکی از ستارگانی که شبها می بینیم زندگی خواهیم کرد . امام فرمودند : من نمی توانم به تو بگویم بعد از این که از خواب مرگ بیدار شدیم جای ما در کجا خواهد بود و شاید جای ما در همین جهان خواهد بود که اکنون در آن زندگی می کنیم و برای خدا اشکال ندارد که در همین جهان برای بندگان ثواب کار خود بهشت و برای بندگان گناه کار دوزخ به وجوب بیاورد یا این نوع که بشر را بعد از این که از خواب مرگ بیدار کرد در جهان دیگر جا بدهد .
    جابر گفت : آیا خدا وند اینک می داند که جهان آینده ما بعد از این که از خواب مرگ بیدار شدیم در کجاست ؟ یا این که بعد از این که ما را زنده کرد تصمیم خواهد گرفت که مکانی را اختصاص به سکونت ثوابکاران و گناه کاران بدهد .
    امام جعفر صادق جواب دادند که خداوند ازلی و ابدی است ( یعنی هرگز به وجود نیامده و هرگز از بین نخواهد رفت ) . او دانا و توانای مطلق است و برای او کذشته و آینده وجود ندارد و هرچه شد و هرچه باید بشود بر او اشکار میباشد . هرگز در جهان واقعه ای اتفاق نیفتاده که خداوند آن را پیش بینی نکرده و خود فرمان وقوع آن را صادر نکرده باشد . هرگز در دنیای واقعه ای اتفاق نخواهد افتاد که خداوند آن را پیش بینی ننموده و یا فرمان صادر نکرده باشد که آن واقعه در زمان معین اتفاق بیفتد .

    اگر ممکن بود که در این جهان یک واقعه در اینده دور اتفاق بیفتد که خداوند آن را پیش بینی نکرده باشد العیاز باالله ، موجودیت خداوند منتقی می شود و او دیگر خدا نیست . بلکه آن واقعه که بدون پیش بینی خداوند و بدون فرمان او به وجود آمده‚ خدا میشود چون ان واقعه که توانسته خود را از سلطه علم و توانایی خداوند نجات بدهد لابد عالم تر و توانا تر از خداوند می باشد لذا او شایستگی خدایی را دارد این است که خداوند نه فقط قبل از مرگ نوع بشر می داند که بعد از این که انسان را زنده کرد وی را در کجا مسکن خواهد داد .

    بلکه از اولین لحظه که آدم را به وجود آورد این موضوع را پیش بینی کرده بود .
    جابر گفت : این که شما فرمودید خداوند از لحظه اول همه چیز را پیش بینی کرده و هر واقعه را که بایستی در جهان روی بدهد تعین و زمان وقوع آن را هم مقرر نموده است . امام جعفر صادق فرمودند لازمه ازلی و ابدی بودن و لازمه دانا و توانای مطلق بودن همین است .
    جابر اظهار کرد فکر من این است که خداوند بر این علت که همه چیز را پیش بینی کرده و هر فرمان که باید صادر شود صادر نموده و هر نوع تصمیم و اقدام و ابتکار جدید را از خود صلب کرده است و او تا روزی که هست بایستی دست بر دست گذارد چون کاری ندارد که بکند و هر چه باید بکند کرده و هر چه را که باید پیش بینی نماید ، پیش بینی نموده است .

    امام جعفر صادق گفت : ای جابر سوالی از من کردی که ادراک جواب آن از حوصله فهم بشری خارج است. چون فهم بشری قادر نیست که به جنبه ازلی و ابدی خداوند و دانایی و توانایی مطلق او پی ببرد و چون نمی تواند آن را ادراک نماید دچار این ایراد میشود که چون خداوند همه چیز را پیش بینی کرده و آنچه باید به انجام برساند ، به انجام رسانیده ، بنا براین در پهنه نا محدود و ابدی موجودیت خود دیگر کاری ندارد که بکند .

    امام فرمودند : ای جابر آیا می توانی فکر بکنی که مدت ازلی و ابدی بودن خواوند چه قدر است ؟
    جابر گفت : آیا 10 هزار سال بیشتر است ؟
    امام فرموند : بلی ای جابر .
    جابر گفت : آیا از 50 هزار سال بیشتر است ؟
    امام فرمودند : بلی ای جابر .
    جابر گفت : آیا یکصد هزار سال بیشتر است ؟
    امام پاسخ مثبت دادند .
    جابر پرسید آیا از یکصدو پنجاه هزار سال بیشتر است ؟
    امام پاسخ مثبت دادند .
    جابر گفت : فکر من بیشتر از این پیش نمی رود .
    امام جعفر صادق گفتند : ای جابر تو می توانی ارقامی بزرگتر از یکصدو پنجاه هزار سال را بگویی ؟
    فاصله بین ازل و ابد را با نیروی فکر اندازه بگیر . اما تصدیق می کنم که وقتی صحبت از ازلی و ابدی می شود فکر بشری نمی تواند آن را ادراک نماید که ازل از چه موقع شروع شده و ابد تا چه موقع ادامه خواهد یافت . محاسبه کردن برای کشف مدتی که بین مبدا ازل و منتهای ابد وجود دارد از قوه فکر و حساب بشری خارج است .

    برگرفته از کتاب :مغز متفکر جهان شیعه ترجمه ذبیح الله منصوری
    -----------------
    اینجا را هم مطالعه کنید خالی از لطف نیست
    http://www.tahoorkotob.com/docs/1677f402356.php
    ویرایش توسط فقیر : ۱۳۸۹/۰۳/۰۴ در ساعت ۱۹:۴۷

    هیچ مسولیتی در مورد صحت نوشته هایم یا سایر فعالیت هایم بر عهده نمیگیریم



  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    2,350
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    28 روز 16 ساعت نامشخص
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    14



    نقل قول نوشته اصلی توسط سیف الاسلام نمایش پست
    جابربن حيان کتب متعددی در باب علوم تجربی دارد که به زعم بعضی از امام صادق تلمذ نموده اند اما عجیب اینکه از

    امام جعفر صادق و پدر ايشان باقر العلوم (شکافنده علوم ) هیچ کتاب یا نقل قول علمی جز در باب اخلاقیات و دین

    ازیشان در دست نیست !! و این از عجايب آن دوران است !
    بر عکس امام جعفر صادق مطالب زیادی در رابطه با علوم خصوصا" نجوم دارند که در سایتی با نام نابغه ها به تشریح آمده الان حضور ذهن ندارم اگر موفق نشدید بفرمایید.مطالب رو با لینکش ارائه بدم.

  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    1,002
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    11 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    1
    گالری
    0



    جابربن حيان کتب متعددی در باب علوم تجربی دارد که به زعم بعضی از امام صادق تلمذ نموده اند اما عجیب اینکه از
    امام جعفر صادق و پدر ايشان باقر العلوم (شکافنده علوم ) هیچ کتاب یا نقل قول علمی جز در باب اخلاقیات و دین

    ازیشان در دست نیست !! و این از عجايب آن دوران است !
    درود برشما
    اینگونه نیست
    احادیث بسیاری از ایندو امام درباب افرینش هستی و موارد علمی درکتب حدیثی نقل شده است و اکنون در دست ماست که چندین بار برخی از انان دراین سایت گذاشته ام. همچنین برخی مورخان کتابهایی را به ایشان منسوب کرده اند که بدست خویش نگاشته اند اما برخی دیگر چون کتاب توحید المفضل از جمله کتابهایی بشمار میرود که امام شخصا به یکی از شاگردانش املا کرده است این کتاب امروز در دست ماست . و حتی توسط علامه مجلسی هم ترجمه شده است. این کتاب موارد جالبی در بر دارد حتی به اکسیژن ، میکرب و حرکت اصوات در هوا و چرایی ان و مواردی از این دست اشاره شده است.
    اینکتاب را در ایندو ادرس بخوانید :
    عنوان:شگفتیهای افرینش ر اینجا ترجمه کل کتاب را بخوانید)
    ترجمه علامه مجلسی اینجا بخوانید
    بارخدایا! به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش ،فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور،عشق بی هوس ،تنهایی در انبوه جمعیت،دوست داشتن بی آنکه دوستت بدارند،روزی کن


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,054
    تشکر:
    1
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط kiuhnmgtrdcv نمایش پست
    اما جعفر صادق جواب دادند ، بعضی از ستارگان اجرام جامد هستند (سیارات ) و بعضی از اجرام مایع میباشند (بعضی از اقمار سیارات ) و بعضی دیگر از ستارگان آسمان از ابخره( گاز ) به وجود آمده اند. جابرین حیان پرسید : چگونه میتوان قبول کرد که ستارگان آسمان از ابخره( گاز ) باشند و آیا ممکن است که بخار این طور که ما هنگام شب ستارگان را می بینیم دارای درخشندگی باشد ؟ امام جعفر صادق فرمودند : تمام ستارگان از ابخره تشکیل نشده اند و لی ستارگانی که از ابخره تشکیل گردیده اند گرم هستندو گرمای زیاد سبب درخشندگی ستاره می شود همان طور که گرمای زیاد سبب درخشندگی خورشید می گردد و به نظر من خورشید هم از ابخره است .
    نقل قول نوشته اصلی توسط kiuhnmgtrdcv نمایش پست
    امام جعفر صادق گفتند : ای جابر تو می توانی ارقامی بزرگتر از یکصدو پنجاه هزار سال را بگویی ؟ فاصله بین ازل و ابد را با نیروی فکر اندازه بگیر . اما تصدیق می کنم که وقتی صحبت از ازلی و ابدی می شود فکر بشری نمی تواند آن را ادراک نماید که ازل از چه موقع شروع شده و ابد تا چه موقع ادامه خواهد یافت . محاسبه کردن برای کشف مدتی که بین مبدا ازل و منتهای ابد وجود دارد از قوه فکر و حساب بشری خارج است .

    تشکر از اینکه زحمت کشیدید و مطالبی را از ایشان نقل نمودید . گرچه که ماخذ آقای ذبیح الله منصوری مشخص نیست . اما فرض را بر صحت می گیریم !

    پس تا اینجا برای ما مشخص گردید که ایشان (امام صادق)از نجوم و مقداری ریاضی و فیزیک مطالبی را می دانسته اند اما طرز بیان آن بنحوی است که از طریق دیدن یا پیشگویی مطالب را می گفته اند تا اینکه مثلاً چیزی را به تلامیذشان با استدلال یاد بدهند !
    بیشتر حالت مرید و مرادی است یعنی شاگرد می پرسد و استاد بدون ذکر دلیل و علت رسیدن به یافته جوابهایی می دهند ! تنها دلیل ذکر شده استناد به قرآن است که آنهم یک کتاب دینی است و نه علمی ! که در آن بشود با صغرا به کبرا رسید ! و علم یعنی صغرا کبرا کردن ! نه اینکه من می گویم و شما بپذیر ، ورگرنه با خدا مقابله کرده ای !

    نقل قول نوشته اصلی توسط kiuhnmgtrdcv نمایش پست
    امام جعفر صادق فرمودند از روی گفته خدا ، من در این قسمت تردید ندارم و دلیل من کلام خالق یگانه است که محکمتر از آن دلیلی وجود ندارد

    ----------------

    ضمناً نکته ای که در این دیالوگ خودنمائی می کند کلمه : "آبخره "است که یک کلمه فارسی است و نه عربی !

    آب + خوره یا آب +بخاره که همان " بخار آب " است !

    که این موضوع کم اهمیتی نیست !

    همانطور که می دانید دربار اواخر امویه و اوایل عباسیون محل تضارب آراء دانشمندان شرق و غرب عالم بوده است

    که همه به زبان عربی بر گردانده شده ولی رد پای این علوم در زبان عربی بسیار بجا مانده است !



  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط smostafa نمایش پست
    با عرض سلام و ادب
    درجائی دیدم که نوشته بود اروپای قرون وسطائی مدیون تعالیم دانشمندان مسلمانان و پیامبر است و به برسی اینکه چطور اروپائیان از مسلمانان کسب علوم کرده اند پرداخته بود
    برای مثال نوشته بود جابرابن حیان که پدر علم شیمی بود بسیاری از مسائل خود را از امام صادق ع اموخته بود و ...
    اگر کتبی پیرامون این موضوعات سراغ دارید لطفا معرفی کنید

    پاسخ:
    یکی از موضوعاتی که قابل انکار نیست تأثیر تمدن اسلامی بر غرب است،و این امر آنچنان قطعی و مسلم است که دانشمندان و نویسندگان غربی هم در کتابهای خود به آن اشاره کرده اند.یکی از این شخصیتهایی که به این مطلب اشاره کرده است مورخ مشهور فرانسوی گوستاولوبون است. وی در بخشی از کتاب خود بنام« تاریخ تمدن اسلام وعرب»،بطور تقریباً مفصلی به این اثرگذاری اشاره کرده است.در اینجا بنده به گوشه ای از بیانات این نویسنده فرانسوی اشاره می کنم:
    « ما در این فصل ثابت خواهیم کرد که تأثیر مسلمانان در غرب بسیار بوده و تمدن اسلامی بود که غرب را متمدن کرد.برای درک اهمیت این مطلب نخست باید وضع اروپا را قبل از ورود تمدن اسلامی در نظر بگیریم.
    ما وقتی به قرن نهم ودهم میلادی بر می گردیم یعنی آن زمانی را که تمدن عرب(اسلام)در اسپانیا به حدّ اعلای ترقی رسیده بود در نظر بگیریم می بینیم مراکز علمی غرب عبارت بود از برجها و قلعه هایی که یک مشت حکمرانان و اربابان وحشی در آن زندگی می کردند و افتخارشان به این بود که سواد ندارند و دانشمندترین رهبانان مذهبی هم آن دسته کشیشهای نادانی بودند که تمام وقت خود را در دیرها بسر میبردند تا کتابهای نفیس قدمای یونان وروم را از میان کتابخانه های کلیساها بیرون آورده و نوشته های آنرا محو کرده و بدین وسیله از اوراق آن برای نوشتن اوراد مهمل و بی معنی استفاده کنند...
    و راستی اروپا در قرون وسطی اطلاعاتی که از کتابهای یونانیان قدیم داشت همان اطلاعاتی بود که از روی ترجمۀ کتابهای عربی و مسلمان بدست آورد...و اینجاست که اگر ملتی باشد که ما اعتراف کنیم به اینکه در اطلاع یافتن از علوم قدیمه ما مدیون آنها می باشیم،آنها همان ملت عرب می باشند نه کشیشان و رهبانان قرون وسطی که حتّی اسم یونان را هم نشنیده بودند و راستی تمام جهانیان باید از این عمل نیک اعراب مسلمان قدردانی کنند که اینها باعث شدند تا آن گنجهای قیمتی را از دستبرد رهبانان نادان حفظ کنند.و بقول«مسیو لیری»:اگر اعراب (مسلمانان)روی صفحۀ تاریخ ظاهر نشده بودند نهضت علمی اروپا قرنها عقب می افتاد.
    تمام دانشمندانی که قبل از قرن پانزدهم میلادی در اروپا آمدند کسانی بودند که علوم آنها منحصر به آن چیزهایی بود که از روی کتابهای عربی یاد گرفته بودند.وبقول مسیو«رینان»:«آلبرت کبیر هرچه دارد از ابن سینا است و سان توما نیز هر چه در فلسفه می دانست از ابن رشد بوده است».و تقریباً حدود 5 الی 6 قرن تنها کتاب علمی که در دانشگاههای اروپا تدریس می شد همان کتابهایی بود که از زبان عربی به لاتین ترجمه شده بود،و به جرأت می توانیم بگویئم در بعضی از علوم مانند طب تا به امروز هم ادامه دارد،زیرا در اواخر همین قرن گذشته بود که در شهر«مون پیلیر»(فرانسه) شرحهایی بر کتابهای ابن سینا نوشتند».{تاریخ تمدن اسلام وعرب،گوستاولوبون،ص704-722}.
    آنچه بیان کردم گوشه ای بود از سخنان یکی از نویسندگان معروف غربی در مورد تأثیر تمدن اسلامی بر تمدن غرب در قرون وسطی.

  11. تشکر


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    432
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط سیف الاسلام نمایش پست
    ...
    ضمناً نکته ای که در این دیالوگ خودنمائی می کند کلمه : "آبخره "است که یک کلمه فارسی است و نه عربی !

    آب + خوره یا آب +بخاره که همان " بخار آب " است !

    که این موضوع کم اهمیتی نیست !

    همانطور که می دانید دربار اواخر امویه و اوایل عباسیون محل تضارب آراء دانشمندان شرق و غرب عالم بوده است

    که همه به زبان عربی بر گردانده شده ولی رد پای این علوم در زبان عربی بسیار بجا مانده است !
    به نام خداوند آسمان ها و زمین

    جناب! این کلمه "ابخِرة" بر وزن اَفعِلة" جمع مکسر بخار است نه ترکیب "آب و "خره" که شما پنداشتید!

    و بخار و جمع آن "ابخره" کلماتی عربی است نه فارسی.



  13. تشکر


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    2,350
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    28 روز 16 ساعت نامشخص
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    14



    [/quote]
    نقل قول نوشته اصلی توسط سیف الاسلام نمایش پست
    پس تا اینجا برای ما مشخص گردید که ایشان (امام صادق)از نجوم و مقداری ریاضی و فیزیک مطالبی را می دانسته اند اما طرز بیان آن بنحوی است که از طریق دیدن یا پیشگویی مطالب را می گفته اند تا اینکه مثلاً چیزی را به تلامیذشان با استدلال یاد بدهند !
    شما با مطالعه نظریات ایشان به راحتی متوجه خواهید شد که کاملا" علمی بوده است چه در مورد مولکول های آب-چه در مورد بدن انسان و......

  15. تشکر


  16. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,054
    تشکر:
    1
    حضور
    8 روز 19 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی مباحث اعتقادی نمایش پست
    به نام خداوند آسمان ها و زمین

    جناب! این کلمه "ابخِرة" بر وزن اَفعِلة" جمع مکسر بخار است نه ترکیب "آب و "خره" که شما پنداشتید!

    و بخار و جمع آن "ابخره" کلماتی عربی است نه فارسی.
    جناب پاسخگو :
    کلمه آب فارسي است وهمانطور که می دانید عرب به آب می گويد : "ماء"

    اعراب هرچیز اعم از فعل یا اسم را از زبانهای دیگر به اوزان خود تغییر می دهند و این چیز تازه اي نیست !

    پس از هزاران سال هنوز عرب کلمه ای برای " گاز ندارد و آن را " غاز " می نویسد !

    پس بخار قطعاً کلمه عربی نیست !

    مثالی دیگر : کلمه دوبلاژ یک کلمه لاتین است که ما فارسی آن را " برگردان " يا "دوبله" مي گوئیم و بمعنای تغییر از زبان اصلي فيلم به زبان رایج آن کشور است . عرب این کلمه را صرف کرده و اسم مفعول ساخته و شما اخیراً در تلویزیونهای عربی جمله :

    "مدبلج بالغة العربیه " یعنی دوبله شده به زبان عربی "را زیاد می بینید .

    عرب به تلویزیون می گوید : تلفزیون و جمع مکسر آنرا می گويد : تلفاز

    پس با استدلال شما تلویزیون هم یک کلمه عربی است و نه لاتین !!چون جمع مکسر است !!


    زمان ورود کلمات از فارسی به عربی از زمانهای بسیار پیش از اسلام بوده است . زمانیکه اعراب به واسطه تجارت و داد وستد مجبور به فراگیری زبان فارسی شدند و طبیعی است که همیشه جهت جریان کلمات و زبان از طرف تمدنهای پیشرفته تر به طرف مقابل است همانطور که زبان انگلیسی و لاتین در حال حاظر حرف اول را در ابداء کلمات در علوم می زند .
    اگر خواستید حتی می شود تاپیک جدیدی برای این مبحث گذاشت که بسيار در فهم موضوعات برای همگان مفید خواهد بود !

    آنوقت شما خواهید دید که حتی کلمه " دین " هم يک کلمه فارسی است و نه عربی !!

    شما با مطالعه نظریات ایشان به راحتی متوجه خواهید شد که کاملا" علمی بوده است چه در مورد مولکول های آب-چه در مورد بدن انسان و......[/quote]

    اتفاقاً برای اینجانب نیز نظرات ایشان جالب است که در آن عصر و در بین اعراب بدوی یکچنین افکار علمی رایج شده است و این اصلاً چیز کمی نيست !
    اینها همه از ثمرات کشور گشائی اسلام و آشنائی با سایر تمدنهاست !

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی تاريخي نمایش پست
    پاسخ:

    ما وقتی به قرن نهم ودهم میلادی بر می گردیم یعنی آن زمانی را که تمدن عرب(اسلام)در اسپانیا به حدّ اعلای ترقی رسیده بود در نظر بگیریم می بینیم مراکز علمی غرب عبارت بود از برجها و قلعه هایی که یک مشت حکمرانان و اربابان وحشی در آن زندگی می کردند و افتخارشان به این بود که سواد ندارند و دانشمندترین رهبانان مذهبی هم آن دسته کشیشهای نادانی بودند که تمام وقت خود را در دیرها بسر میبردند تا کتابهای نفیس قدمای یونان وروم را از میان کتابخانه های کلیساها بیرون آورده و نوشته های آنرا محو کرده و بدین وسیله از اوراق آن برای نوشتن اوراد مهمل و بی معنی استفاده کنند...
    1. و راستی اروپا در قرون وسطی اطلاعاتی که از کتابهای یونانیان قدیم داشت همان اطلاعاتی بود که از روی ترجمۀ کتابهای عربی و مسلمان بدست آورد...و اینجاست که اگر ملتی باشد که ما اعتراف کنیم به اینکه در اطلاع یافتن از علوم قدیمه ما مدیون آنها می باشیم،آنها همان ملت عرب می باشند باعث شدند تا آن گنجهای قیمتی را از دستبرد رهبانان نادان حفظ کنند.و بقول«مسیو لیری»:اگر اعراب (مسلمانان)روی صفحۀ تاریخ ظاهر نشده بودند نهضت علمی اروپا قرنها عقب می افتاد.
    تمام دانشمندانی که قبل از قرن پانزدهم میلادی در اروپا آمدند کسانی بودند که علوم آنها منحصر به آن چیزهایی بود که از روی کتابهای عربی یاد گرفته بودند.وبقول مسیو«رینان»:«آلبرت کبیر هرچه دارد از ابن سینا است و سان توما نیز هر چه در فلسفه می دانست از ابن رشد بوده است».و تقریباً حدود 5 الی 6 قرن تنها کتاب علمی که در دانشگاههای اروپا تدریس می شد همان کتابهایی بود که از زبان عربی به لاتین ترجمه شده بود،و به جرأت می توانیم بگویئم در بعضی از علوم مانند طب تا به امروز هم ادامه دارد،زیرا در اواخر همین قرن گذشته بود که در شهر«مون پیلیر»(فرانسه) شرحهایی بر کتابهای ابن سینا نوشتند».{تاریخ تمدن اسلام وعرب،گوستاولوبون،ص704-722}.
    آنچه بیان کردم گوشه ای بود از سخنان یکی از نویسندگان معروف غربی در مورد تأثیر تمدن اسلامی بر تمدن غرب در قرون وسطی.
    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی تاريخي نمایش پست
    « ما در این فصل ثابت خواهیم کرد که تأثیر مسلمانان در غرب بسیار بوده و تمدن اسلامی بود که غرب را متمدن کرد.برای درک اهمیت این مطلب نخست باید وضع اروپا را قبل از ورود تمدن اسلامی در نظر بگیریم.
    ایکاش جناب عالی و جناب گوستاو لوبون به این فکر می افتادید که اسلام و مسلمانان عرب ،چگونه این علوم را فرا گرفتند و از چه منابعی !و ملیت اصلی این مسلمانان دانشمند چه بوده است ! آیا اصلاً عرب بوده اند یا زبانشان عربی بوده است !


    آنگاه متوجه می شدند که آيا اسلام تولید علم کرده يا یک زبان شدن ملتها و کشورها سبب گسترش علم شده و اعتبارش بنام اسلام گردیده است !
    ویرایش توسط mmj : ۱۳۸۹/۰۳/۰۸ در ساعت ۰۰:۵۷ دلیل: ترکیب پستها


صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود