صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: با قرآن ناطق تا 13 رجب

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,468
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0

    با قرآن ناطق تا 13 رجب




    با سلام به همه ی دوستان کانونِ خوبِ قرآنی

    به نظرم رسید اشعاری(مسمط مثمن)با مضامین عالی، خوش محتوا درشأنِ مولود کعبه سروده ی مرحوم شمس اصطهباناتی را به تدریج (تا 13 رجب) تقدیم نمایم ودر همین راستا از افاضات سایر دوستان هم استفاده نمائیم :

    با قرآن ناطق تا 13 رجب

    مولود کعبه

    امشب که چهر آسمان دارد صفای دیگری
    آورده با خود قرص مه الحق نکوتر منظری

    تنها نه مه را آمدست رخسار روح افزاتری
    این تابناکی امشب است در عارض هر اختری

    باز است بر روی جهان از مبداء رحمت دری
    ذوقی بود در هر دلی شوقی بود بر هر سری


    اندر هوا آمیخته مشکی عبیری عنبری
    ریزد سرور از هر جهت خیزد نشاط از هر طرف


    ادامه دارد

    ویرایش توسط habib12 : ۱۳۸۹/۰۳/۰۹ در ساعت ۰۰:۴۵
    یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد
    بغض چندین ساله ی ما باز شد


    .....

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,468
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ادامه


    گاهی خیالاتِ درون سیرِ جهانم می دهد
    گاهی تماشای برون طبعی روانم می دهد

    وآن طبع سحرآسای من، سحر بیانم می دهد
    گه پیر روشن منظری خود را نشانم می دهد

    حرفی ز فردا می زند، ذوقی به جانم می دهد
    تبریک عید و تهنیت، او بر زبانم می دهد

    گه هاتفی بر جان ندا، از آسمانم می دهد
    شد عید مولود علی، شیر خدا، شاه نجف


    ادامه دارد


    ویرایش توسط habib12 : ۱۳۸۹/۰۳/۱۲ در ساعت ۰۱:۵۷
    یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد
    بغض چندین ساله ی ما باز شد


    .....


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,468
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ادامه

    فردا زمین غوغا شود تا آسمان هفتمین
    از بس که از اوج فلک آید ملک سوی زمین

    بر دست هریک دسته گل ، منشور سبز اندر جبین
    آن دسته گلها چیده اند از باغ ربّ العالمین

    بر هر ورق بنوشته است با خطّ روشن این چنین
    بشری که آمد در وجود، مولا امیر المؤمنین

    بشری که آمد در وجود مولا امیرالمؤمنین
    میر عَرَب، فخر عَجَم، مُعجز نمایِ لو کَشَف

    ادامه دارد

    یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد
    بغض چندین ساله ی ما باز شد


    .....

  6. تشکرها 3


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,468
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چون صبح فردا آفتاب از کوه بطحا سر زند

    روح القدس بهر خبر الله اکبر بر زند

    اوّل حصار کعبه را پیراهن دیگر زند

    وآنگه درون خانه را آئین زیباتر زند

    لوحی به شکل یاعلی بر بام و بر سردر زند

    نقشی برای جای پا بر دوش پیغمبر زند

    بر مشرکان چشمک زند، لبخند بر خیبر زند

    یعنی رسید آن کاو کز او نسل عدو گردد تلف

    ادامه دارد

    یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد
    بغض چندین ساله ی ما باز شد


    .....


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,468
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بانوی آفاق آن که داشت پوشیده از تقوی جسد
    دور از جنابِ عفّتش، دستِ بد و چشمِ حسد

    تبّت یَدا، اَعدا شرا بسته به حَبلٌ مِن مَسَد
    دارد ز قرب و منزلت در آسمان سهم ورَسَد

    آن سان که در تعریف او دستِ تفکّر نارسد
    چون آفتاب آن شیر زن افتاده در برجِ اَسَد

    هم شیرِ حق را حامله، هم نام او بنتِ اَسَد
    دُرَّ ولایت را بُدی این نازنین گوه، صدف


    ادامه دارد

    ویرایش توسط habib12 : ۱۳۸۹/۰۳/۲۲ در ساعت ۰۰:۳۴
    یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد
    بغض چندین ساله ی ما باز شد


    .....

  9. تشکرها 2


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,468
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بانوی آفاق آن که داشت پوشیده از تقوی جسد
    دور از جنابِ عفّتش، دستِ بد و چشمِ حسد

    تبّت یَدا، اَعدا شرا بسته به حَبلٌ مِن مَسَد
    دارد ز قرب و منزلت در آسمان سهم ورَسَد

    آن سان که در تعریف او دستِ تفکّر نارسد
    چون آفتاب آن شیر زن افتاده در برجِ اَسَد

    هم شیرِ حق را حامله، هم نام او بنتِ اَسَد
    دُرَّ ولایت را بُدی این نازنین گوهر، صدف

    ادامه دارد

    ویرایش توسط habib12 : ۱۳۸۹/۰۳/۲۲ در ساعت ۰۵:۵۲
    یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد
    بغض چندین ساله ی ما باز شد


    .....

  11. تشکر


  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,468
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0





    روزی که باعجز ونیاز بر طوفِ مسجد زد قدم

    دریافت بر خود حضرتش، از دردِ زائیدن، اِلَم

    می جست از فرطِ حیا، خلوت سرائی محترم


    در بارگاه کبریا برداشت دستی لاجرم

    چون لایق شأ نَش نبود زایشگهی غیر از حَرَم

    آمد ندای اُدخُلی، او را ز حَیِّ ذُوالکَرَم

    یعنی تو غیر از مریمی، باز آ و زین درگه مَرَم

    خاصِ تو و فرزندِ توست رکن و مقام و مزدلف

    ادامه دارد

    ویرایش توسط habib12 : ۱۳۸۹/۰۳/۲۳ در ساعت ۰۵:۳۰
    یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد
    بغض چندین ساله ی ما باز شد


    .....

  13. تشکر


  14. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,468
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0






    این خانه را باید خدا یک روز معماری کند
    آدم بنایش برنهد، نوحش پرستاری کند

    وآنگه خلیلش با پسر، تا سقف حجّاری کند
    آن یک دَر و بامَش نهد، وآن نقش و گچکاری کند

    هریک ز آباءِ رسول، پس خانه سالاری کند
    کِِامروز اندر خانه اش، نیک میهمان داری کند

    وَز این گرامی میهمان، اَمری عَجَب جاری کند

    پس نقشه های ماسَلَف بُد بهر این زیبا خَلَف

    ادامه دارد

    ویرایش توسط habib12 : ۱۳۸۹/۰۳/۲۳ در ساعت ۲۳:۱۲
    یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد
    بغض چندین ساله ی ما باز شد


    .....

  15. تشکر


  16. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,468
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0





    چون دید صاحب خانه را، از میهمان اِکراه، نَه

    شد با اجازت در درون، آنجا که کس را راه نه


    جز هیبتِ یزدان کسی، در بانِ آن درگاه نه

    عیر از عنایاتِ خدا، با او کسی همراه نه


    وز آن پذیرائی کسی غیر از خدا آگاه نه

    حرفی در آن محرم سرا جز باءِ بِسمِ الله نه


    جز طفلک تسبیح خوان هم صحبتش دلخواه نه

    آن میزبان این میهمان نازم به این مجد وشرف


    ادامه دارد


    ویرایش توسط habib12 : ۱۳۸۹/۰۳/۲۷ در ساعت ۰۰:۴۳
    یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد
    بغض چندین ساله ی ما باز شد


    .....

  17. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    1,468
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0







    چون آرمید آن میهمان بابِ حَرَم مسدود شد

    آثار هر نا محرمی هرجا که بُد نابود شد

    بر عقل و وهم وجسم وجان ره بسته و مسدود شد

    از بس جهان شد بی صدا گفتی جهان مفقود شد

    هر خوان که مهمان خواستی با لطف حق موجود شد

    پس نور باران دامنش زَ اَنوارِ آن مولود شد

    مولودِ او مشهود شد، میلادِ او مسعود شد

    از شرم، خورشید، مُنکسِف، وز بیم خود مه درخُسِف



    ادامه دارد


    ویرایش توسط habib12 : ۱۳۸۹/۰۳/۲۸ در ساعت ۰۵:۲۳
    یاعلی گفتیم و عشق آغاز شد
    بغض چندین ساله ی ما باز شد


    .....

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود