صفحه 1 از 18 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شهاب سنگ و اسرار آسمان و جن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    68
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 4 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    شهاب سنگ و اسرار آسمان و جن




    فکر می کنم آیه 8 سوره جن می گه:
    "و اينكه ما آسمان را جستجو كرديم و همه را پر از محافظان قوى و تيرهاى شهاب يافتيم! (8)

    و اينكه ما پيش از اين به استراق سمع در آسمانها مى‏نشستيم; اما اكنون هر كس بخواهد استراق سمع كند، شهابى را در كمين خود مى‏يابد! (9) "

    این چه معنی داره؟چرا قرآن یک همچین چیزی رو گفته؟!

    امیدوارم که در اینجا پاسخم را بیابم.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط mj na نمایش پست
    فکر می کنم آیه 8 سوره جن می گه:
    "و اينكه ما آسمان را جستجو كرديم و همه را پر از محافظان قوى و تيرهاى شهاب يافتيم! (8)

    و اينكه ما پيش از اين به استراق سمع در آسمانها مى‏نشستيم; اما اكنون هر كس بخواهد استراق سمع كند، شهابى را در كمين خود مى‏يابد! (9) "

    این چه معنی داره؟چرا قرآن یک همچین چیزی رو گفته؟!

    امیدوارم که در اینجا پاسخم را بیابم.
    مفسرين براى اينكه مساله" استراق سمع" شيطانها در آسمان را تصوير كنند، و نيز تصوير كنند كه چگونه در اين هنگام به سوى شيطان ها با شهاب‏ها تيراندازى مى‏شود بر اساس ظواهر آيات و روايات كه به ذهن مى‏رسد توجيهاتى ذكر كرده‏اند كه همه بر اين اساس استوار است كه آسمان عبارت است از:

    افلاكى كه محيط به زمين هستند، و جماعت‏ هايى از ملائكه در آن افلاك منزل دارند، و آن افلاك در و ديوارى دارند كه هيچ چيز نمى‏تواند وارد آن شود، مگر چيزهايى كه از خود آسمان باشد، واينكه در آسمان اول، جماعتى از فرشتگان هستند كه شهاب ها به دست گرفته و در كمين شيطان ها نشسته‏اند كه هر وقت نزديك بيايند تا اخبار غيبى آسمان را استراق سمع كنند، با آن شهاب ها به سوى آنها تيراندازى كنند و دورشان سازند، و اين معانى همه از ظاهر آيات و اخبار ابتداء به ذهن مى‏رسد.


    و ليكن امروز بطلان اين حرفها به خوبى روشن شده است.

    ناگزير بايد توجيه ديگرى كرد كه مخالف با علوم امروزى و مشاهداتى كه بشر از وضع آسمان ها دارد نبوده باشد. و آن توجيه به احتمال ما- و خدا داناتر است- اين است كه: ............................






  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    اين بياناتى كه در كلام خداى تعالى ديده مى‏ شود، از باب مثال هايى است كه به منظور تصوير حقايق خارج از حس زده شده، تا آنچه خارج از حس است به صورت محسوسات در افهام بگنجد.

    هم چنان كه خود خداى تعالى در كلام مجيدش فرموده:

    " وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ"
    اين ها همه مثال هايى است كه ما براى مردم مى ‏زنيم، و اين مثل ها را نمى‏فهمند مگر مردم عاقل.«سوره عنكبوت، آيه 43»

    و اينگونه مثل ها در كلام خداى تعالى بسيار است، از قبيل عرش، كرسى، لوح و كتاب، و ...

    بنا بر اين :

    مراد از آسمانى كه ملائكه در آن منزل دارند، عالمى ملكوتى خواهد بود كه افقى عالى‏تر از افق عالم ملك و محسوس دارد، همان طور كه آسمان محسوس ما با اجرامى كه در آن هست عالى‏تر و بلندتر از زمين ماست.

    و مراد از نزديك شدن شيطان ها به آسمان، و استراق سمع، و به دنبالش هدف شهاب ها قرار گرفتن، اين است كه:

    شيطان ها مى ‏خواهند به عالم فرشتگان نزديك شوند، و از اسرار خلقت و حوادث آينده سر درآورند. و ملائكه هم ايشان را با نورى از ملكوت كه شيطان ها تاب تحمل آن را ندارند، دور مى‏سازند.

    و يا مراد اين است كه:

    شيطان ها خود را به حق نزديك مى‏كنند، تا آن را با تلبيس‏ها و نيرنگ هاى خود به صورت باطل جلوه دهند، و يا باطل را با تلبيس و نيرنگ به صورت حق درآورند، و ملائكه رشته‏هاى ايشان را پنبه مى‏كنند، و حق صريح را هويدا مى‏سازند، تا همه به تلبيس آنها پى برده، حق را حق ببينند، و باطل را باطل.





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نکته :

    [مفاد آيه:" وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ ..." و آيه:" وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها ..." (آیات 8 و 9 سوره جن) كه از ممنوع شدن جنيان از صعود به آسمان و استراق سمع، همزمان با بعثت پيامبر اسلام خبر می دهد.

    در نتيجه از مجموع دو آيه اين خبر به دست مى‏ آيد كه:

    جنيان به يك حادثه آسمانى برخورده ‏اند، حادثه‏ اى جديد كه مقارن با نزول قرآن و بعثت خاتم الانبياء رخ داده، و آن عبارت از اين است كه با بعثت آن جناب، جنيان از تلقى اخبار غيبى آسمانى و استراق سمع براى به دست آوردن آن ممنوع شده ‏اند.

    آيا اين وضع تازه دليل، بر اين حقيقت نيست كه با ظهور اين پيامبر و نزول كتاب آسمانى او دگرگونى عظيمى در جهان رخ داده است؟ چرا جنیان قبلا قدرت بر استراق سمع داشتيد، و الان احدى توانايى بر اين كار ندارد؟! آيا مفهوم وضع جديد اين نيست كه دوران شيطنت و كهانت و فريب پايان گرفته، و شب تاريك جهل به پايان رسيده و آفتاب عالمتاب وحى و نبوت طلوع كرده است؟!





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    ضمنا منبع مطالب گفته شده در پست های قبل :

    تفسیر شریف المیزان و تفسیر نمونه ؛ ذیل آیات 8و9 سوره جن و همچنین آیه 10 سوره صافات و آیه 18 سوره حجر.



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    68
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 4 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی معارف دینی نمایش پست
    مراد از آسمانى كه ملائكه در آن منزل دارند، عالمى ملكوتى خواهد بود كه افقى عالى‏تر از افق عالم ملك و محسوس دارد، همان طور كه آسمان محسوس ما با اجرامى كه در آن هست عالى‏تر و بلندتر از زمين ماست.
    خب چرا یه دفعه قرآن از عالم ملکوت نام نبرده از آسمان نام برده؟
    این دو تا کلی با هم فرق دارند!
    اگر دلیلش این باشه که در فهم مردم آن زمان بگنجه لااقل برای مردم این زمان نامناسب است!
    در مورد اون مثل های قرآن مثل هاش چیزایی از قبیل:
    "آیا برای شما قابل قبول است که برده های خود را مانند خودتان بپندارند؟"
    یا:
    "زنان کشتزار شما هستن"
    و این مثال های واضح است.


    این طور میشه تعبیر کرد که قرآن درک نادرستی از آسمان داشته!
    ویرایش توسط ghazal-1 : ۱۳۸۹/۰۵/۳۱ در ساعت ۱۰:۵۹
    کسی کتاب grand design از stephen hawking رو نداره؟

  8. تشکرها 2


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۹
    نوشته
    2,578
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    5 روز 11 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    140
    آپلود
    0
    گالری
    99



    نقل قول نوشته اصلی توسط mj na نمایش پست

    نقل قول نوشته اصلی توسط پاسخگوی معارف دینی نمایش پست

    مراد از آسمانى كه ملائكه در آن منزل دارند، عالمى ملكوتى خواهد بود كه افقى عالى‏تر از افق عالم ملك و محسوس دارد، همان طور كه آسمان محسوس ما با اجرامى كه در آن هست عالى‏تر و بلندتر از زمين ماست.

    خب چرا یه دفعه قرآن از عالم ملکوت نام نبرده از آسمان نام برده؟
    این دو تا کلی با هم فرق دارند!
    اگر دلیلش این باشه که در فهم مردم آن زمان بگنجه لااقل برای مردم این زمان نامناسب است!

    این طور میشه تعبیر کرد که قرآن درک نادرستی از آسمان داشته!
    اجازه بدهید ابتدا مقداری در مورد آسمان توضیح بدهیم تا معلوم شود قرآن درک نادرستی از آسمان داشته !!!!!!!!!!!!! یا این شمائید که فهمتان از آسمان و مسائل دینی بسیار ناچیز و نادرست است و وقتی مسأله ای را درک نمی کنید به جای این که بگویید فهم من نادرست است قرآن و دین را متهم می کنید.

    آسمان ها هفت گانه


    قرآن مي فرمايد:‌

    "هوالّذي خلق لكم ما في الارض جميعاً ثم استوي إلي السّماء فسوّاهنّ سبع سموات و هو بكلّ شيء عليم؛

    او خدايي است كه همة‌آن چه را در زمين وجود دارد، براي شما آفريده، سپس به آسمان پرداخت و آن ها را به صورت هفت آسمان مرتب نمود و او به هر چيز آگاه است
    ".(1)

    در اين كه مقصود از آسمان هاي هفتگانه چيست، مفسران و دانشمندان اسلامي تفسيرهاي مختلفي كرده اند. آن چه صحيح تر به نظر مي رسد،‌ اين است كه مقصود از هفت آسمان، هفت عالَم است.

    منتها از آيات قرآن استفاده مي شود كه تمام كرات و ثوابت و سيّاراتي را كه ما مي بينيم، همه جزء آسمان اوّل است،‌ و شش عالَم ديگر وجود دارد كه از دسترس ديد ما و ابزارهاي علمي امروز بيرون است و مجموعاً‌ هفت عالم را به عنوان هفت آسمان تشكيل مي دهند.

    شاهد اين سخن آن است كه قرآن مي گويد: "ما آسمان پايين را با چراغ هاي ستارگان زينت داديم".(2)

    در جاي ديگر مي فرمايد: "ما آسمان پايين را با كواكب و ستارگان زينت بخشيديم".(3)

    از اين آيات به خوبي استفاده مي شود كه همه‌ آن چه مي بينيم و جهان ستارگان را تشكيل مي دهد، جزء آسمان اوّل است و در ماوراي آن، شش آسمان ديگر وجود دارد كه در حال حاضر اطلاع دقيقي از جزئيات آن نداريم.

       


    اين كه گفتيم شش آسمان ديگر امروز براي ما مجهول است،‌ ممكن است علوم از روي آن در آينده پرده بردارد، به اين دليل است كه علوم ناقص بشر به هر نسبت كه پيش مي رود، از عجايب آفرينش، تازه هايي را به دست مي آورد.

    آن چه رصد خانه هاي بزرگ كشف كرده اند، فاصله اي به اندازه هزار ميليون (يك ميليارد) سال نوري مي باشد، و خود معترفتند كه تازه اين آغاز جهان است،‌ نه پايان آن. پس چه مانع دارد كه در آينده با پيشرفت علم هيئت، آسمان ها و كهكشان ها و عوالم ديگري كشف گردد؟!

    علم هيئت در زمان حاضر با ابزار ها و تلسكوپ هاي جديد، معترف است كه ابزارهاي كنوني به مرحله اي رسيده كه بعد از آن را در نمي يابد و آن عالَمي ديگر غير از آسمان است.

    بهتر است كه اين سخن را از زبان پژوهشگران يكي از رصدخانه هاي بزرگ جهان بشنويم.

    دانشمندي از رصد خانه "پالومار" عظمت جهان بالا را چنين توصيف مي كند:‌
    "تا وقتي كه دوربين رصد خانه "پالومار" را نساخته بودند، وسعت دنيايي كه به نظر ما مي رسد، بيش از پانصد سال نوري نبود،‌ ولي اين دوربين و سعت دنياي ما را به هزار ميليون سال نوري رساند، و در نتيجه ميليون ها كهكشان جديد كشف شد كه بعضي از آن ها هزار ميليون سال نوري با ما فاصله دارند، ولي بعد از فاصله هزار ميليون سال نوري، فضايي عظيم، مهيب و تاريك به چشم مي خورد كه هيچ چيز در آن ديده نمي شود، يعني روشنايي از آن جا عبور نمي كند تا صفحه عكاسي دوربين رصد خانه را متأثر كند، ولي بدون ترديد در آن فضاي مهيب و تاريك صدها ميليون كهكشان وجود دارد كه دنيايي كه در سمت ما است،‌ با جاذبة آن كهكشان نگهداري مي‌شود. تمام اين دنياي عظيمي كه به نظر مي رسيد و داراي صدها هزار ميليون كهكشان است، جز دره اي كوچك و بي مقدار از يك دنياي عظيم تر نيست و هنوز اطمينان نداريم كه در فراسوي آن دنياي دوم دنياي ديگري نباشد".(4)

    اما اين كه چرا خداوند هفت آسمان آفريد، پاسخش را ذيل آيه داده و آن اين كه: خداوند آگاه از همه چيز است و او است كه مي داند چند آسمان لازم است و بيش از آن يا امكان ندارد يا ضرورت ندارد و كمتر از آن هم خللي در خلقت آسمان و زمين ايجاد مي كند.




    *******************

    فکر می کنم با این توضیحات پاسخ سوال و اشکال شما مشخص شده باشد :

    آن چه از آسمان مشاهده مي كنيم و همهء آن چه از كرات و كهكشان ها و آن چه تا كنون كشف شده ,همه از آسمال اوّل محسوب مي شود. فوق اين آسمان , آسماني است كه ملائكه مسكن دارند و آن عالَم بر اين عالَم محيط است , كه به آن و به اين عالم گويند.
    (5)

    =====> پس مشخص شد که : به تمام آسمان های هفت گانه ، آسمان می گویند و هرگاه در قرآن لفظ آسمان به کاربرده شده نباید تصور کرد که منظور همین آسمان اول است.

    پي نوشت ها:
    1. بقره (2) آيه 29.
    2. فصلت (41) آيه 12.
    3. صافات (37) آيه 6.
    4. تفسير نمونه،‌ ج 1، ص 168،‌ به نقل از مجلة "فضا" شماره 56 (فروردين 1351).
    5.الميزان , ج 17 ص 124.


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    958
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 3 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0



    [quote=mj na;343753]خب چرا یه دفعه قرآن از عالم ملکوت نام نبرده از آسمان نام برده؟
    این دو تا کلی با هم فرق دارند!
    اگر دلیلش این باشه که در فهم مردم آن زمان بگنجه لااقل برای مردم این زمان نامناسب است!
    در مورد اون مثل های قرآن مثل هاش چیزایی از قبیل:
    "آیا برای شما قابل قبول است که برده های خود را مانند خودتان بپندارند؟"
    یا:
    "زنان کشتزار شما هستن"
    و این مثال های واضح است.


    این طور میشه تعبیر کرد که قرآن درک نادرستی از آسمان داشته![/quote]
    سلام
    از انجا که بر اساس ظاهر قران جنها در زمین زندگی می کنند پس اسمان نیز به معنی فضای بالای زمین است چنان که در سوره جن می گوید
    مردانی از انس به مردانی از جن پناه می بردند و بر گمراهی شان اضافه می شد
    از انجا که انسانها در زمین زندگی می کنند نتیجه می شود که جنها هم در زمین زندگی می کنند
    با این وصف وقتی جنها در زمین زندگی کنند لاجرم آسمان نیز به معنای فضای بالای زمین است
    و منظور از شهاب نیز همان خطهای آتشینی هست که به علت وارد شدن احرام اسمانی به جو زمین و سوختن انها ظاهر می شود
    رفتن به اسمان نیز همیشه به معنی رفتن فیزیکی نیست بلکه وقتی شما دارید به ماه نگاه می کنید نوعی مراجعه هست
    چنانکه در سوره معارج می گوید
    بالا می روند روح و ملائکه به سوی او در مدتی که زمانش 50 هزار سال است
    می دانیم که نور با سرعت زیاد حرکت می کند و مسافتی که نور در یک سال طی می کند به ان سال نوری می گویند
    و می دانیم که نور در هر ثانیه 300هزار کیلومتر می پیماید
    یک سال برابر است 3156000ثانیه
    نور در سال مسافت 300000ضربدر3153600مساوی با946080000000
    که تقریبا برابر است با 10 ملیارد کیلومتر در سال یعنی مسافتی که نور در یک سال می پیماید ده ملیار کیلومتر است
    حال اگر فاصله زمین تا خدا برابر با 50 هزار سال باشد باید ببینیم این 50 هزار سال چند کیلومتر می شود اینجا باید واحدی برای سال پیدا کنیم ایا منظورش از 50 هزار سال با چه سرعتی هست با سرعت نور یا با سرعت های دیگر
    ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ ﴿۱﴾ مَا أَنتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ ﴿۲﴾ وَإِنَّ لَكَ لَأَجْرًا غَيْرَ مَمْنُونٍ ﴿۳﴾


    وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ ﴿۳۷﴾







  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با درود من نظر عضو محترم مزمل را منطقی تر میدانیم به این دلایل: 1- قران هر جا خواسته مثال بزند خودش با اوردن لفظ مثل مشخص کرده که دارد مثال میزند مانند کمثل الریح... 2- مفسران از کجا میدانند که لوح و قلم ... مثال است؟ خدا که نگفته اینها مثال است جالب است که بعضی مفسران معنای ظاهری انها را بکار گرفته اند.3 کتابی که ادعا میکند مبین و اشکار است چه اشکالی داشت که همان مفهومی که جناب ایت اله طباطبایی ووو در مورد موضوع زدن شیاطین با شهاب و ستاره بیان میکنند خود خدا بیان کند ؟ ایا مردم در فهم ان دچار مشکل میشدند؟چگونه است که مردم قادر به درک نزدیکی خدا از رگ گردن میشوند و مسیله فرشته وووو سایر مسایل غیر ملموس را که به انان گفته شده باور میکردند و میفهمیدند ولی در فهم موضوع زدن شیاطین به شکلی که امثال اقای طباطبایی گفته اند دچار مشکل میشدند؟ در سوره جن ماجرای امدن بعضی جنها نزد پیامبر و ایمان انها و صحبتهایی که بین هم مطرح میکنند را برای پیامبر میگوید که کاملا واقعیست نه تشبیه است و نه تمثیل. مفسران در مواجهه با موضوعات غیر علمی و عقلی قران و احادیث از چند راه استفاده میکنند:1- تمثیل و تشبیه 2- ناسخ و منسوخ 3- نقصان عقل انسان وووویک نمونه ان همین موضوع زدن شیاطین با ستاره و شهاب است چون میدانند غیر علمیست انرا مثالی تفسیر میکنند. بدرود

  12. تشکر


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    643
    تشکر:
    1
    حضور
    7 روز 16 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    27
    آپلود
    0
    گالری
    0



    من اشتباها غزل را مزمل نوشتم میبخشید

صفحه 1 از 18 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود