صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: از تو سوال میکنند .؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38

    از تو سوال میکنند .؟




    بسمه تعالی

    کتاب:

    از تو سوال میکنند .

    مولف :

    ایت الله العظمی ناصر مکارم شیرازی

    مجموعه اى كه در پيش روى شما خواننده گرامى است، حاصل سلسله سخنرانى هاى مرجع عاليقدر جهان تشيّع، مفسّر خوش فكر قرآن، حضرت آية اللّه العظمى مكارم شيرازى مدّظلّه العالى است، كه در ماه مبارك رمضان سال 1428 هـ . ق (مطابق با سال 1386 هـ . ش) در شبستان امام خمينى حرم كريمه اهل بيت حضرت معصومه(عليها السلام) پس از اقامه نماز ظهر و عصر، براى خيل عظيم روزه داران تشنه معارف ناب اسلامى بيان شد، و پس از تنظيم و تصحيح و تنقيح و ذكر مآخذ و مراجع مطالب و حذف مكررات و توضيح نقاط مجمل، به عنوان «سؤالات قرآنى» نامگذارى شد.

    مباحث مذكور ـ همان گونه كه خواهد آمد ـ تنها به آن دسته از سؤالات قرآنى پرداخته كه با جمله «يسئلونك» شروع شده، كه پيرامون دوازده موضوع دور مى زند. نُه موضوع اوّل كتاب در همان ماه مبارك بيان شد، و سه موضوع آخر كه فرصت طرح آن در ماه مبارك دست نداد، از تفسير نمونه البتّه با اصلاحاتى گرفته شده است. اميد است كه براى خواننده محترم مفيد و مؤثّر، و براى آن مرجع عاليقدر و حقير توشه مناسبى در سفر آخرت باشد.


    از تو سوال میکنند .؟


  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38




    پيشگفتار


    مجموعه اى كه در پيش روى شما خواننده گرامى است، حاصل سلسله سخنرانى هاى مرجع عاليقدر جهان تشيّع، مفسّر خوش فكر قرآن، حضرت آية اللّه العظمى مكارم شيرازى مدّظلّه العالى است، كه در ماه مبارك رمضان سال 1428 هـ . ق (مطابق با سال 1386 هـ . ش) در شبستان امام خمينى حرم كريمه اهل بيت حضرت معصومه(عليها السلام) پس از اقامه نماز ظهر و عصر، براى خيل عظيم روزه داران تشنه معارف ناب اسلامى بيان شد، و پس از تنظيم و تصحيح و تنقيح و ذكر مآخذ و مراجع مطالب و حذف مكررات و توضيح نقاط مجمل، به عنوان «سؤالات قرآنى» نامگذارى شد.


    مباحث مذكور ـ همان گونه كه خواهد آمد ـ تنها به آن دسته از سؤالات قرآنى پرداخته كه با جمله «يسئلونك» شروع شده، كه پيرامون دوازده موضوع دور مى زند. نُه موضوع اوّل كتاب در همان ماه مبارك بيان شد، و سه موضوع آخر كه فرصت طرح آن در ماه مبارك دست نداد، از تفسير نمونه البتّه با اصلاحاتى گرفته شده است. اميد است كه براى خواننده محترم مفيد و مؤثّر، و براى آن مرجع عاليقدر و حقير توشه مناسبى در سفر آخرت باشد. خداوندا تو را بر اين توفيقات شاكرم، و از تو مى خواهم كه بر توفيقاتمان روز به روز بيفزايى، تا گامهايى هر چند كوچك در راه رضايت برداريم.

    والسلام عليكم ورحمة اللّه وبركاته
    ابوالقاسم عليان نژادى
    22/2/1387 مصادف با تولّد حضرت زينب كبرى(عليها السلام)

    از تو سوال میکنند .؟


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    مقدّمه



    مطابق سنّت هر سال در ماه مبارك رمضان، كه ماه نزول قرآن مجيد است، امسال (1386 ش.ق) نيز خداوند توفيق داد كه به تفسير موضوعى قرآن مجيد بپردازيم.
    موضوع بحث ما در اين سال، سنه 1428 هـ . ق، سؤالها و جوابهاى قرآنى است. امّا قبل از ورود به اصل بحث، و پرداختن به آيات مورد نظر، لازم است مقدّماتى ـ كه بيان آن ضرورى به نظر مى رسد ـ تقديم گردد:

    الف) كدام سؤالات؟

    در قرآن مجيد سؤالات فراوانى با الفاظ و تعبيرات مختلف وجود دارد كه تمام آن سؤالها و جوابها مورد بحث ما نيست، بلكه تنها سؤالاتى كه با جمله «يسئلونك» آغاز مى شود مورد بحث قرار خواهد گرفت. لازم به ذكر است كه در قرآن مجيد 15 جمله با «يسئلونك» شروع شده، كه خداوند طىّ آن سؤالات مردم از پيامبر(صلى الله عليه وآله)را نقل كرده، و سپس پاسخ آنها را بيان مى دارد. اين 15 آيه بر محور 12 موضوع دور مى زند. توجّه كنيد:

    «هلال ماه» هدف از آفرينش ماه و تغييرات آن چيست؟

    اين موضوع در آيه 189 سوره بقره مورد بحث قرار گرفته است.

    «انفاق» چه چيز و به چه كسانى انفاق نماييم؟

    اين مطلب در آيات 215 و 219 سوره بقره مطرح شده است.

    «ماههاى حرام» جنگ در اين ماهها چه حكمى دارد؟

    اين موضوع در آيه 217 سوره بقره مورد بحث قرار گرفته است.

    «شراب و قمار» موضوع ديگرى است، كه در آيه 219 سوره بقره مورد بحث قرار گرفته است.

    «يتيمان و كودكان بى سرپرست» موضوع مهمّ ديگرى است كه مردم در مورد آن از پيامبر خود سؤال كرده، و خداوند سؤال و جواب مربوط به آن را در آيه شريفه 220 سوره بقره مطرح كرده است.

    «عادت ماهانه زنان» موضوع ديگرى است كه در آيه 222 سوره بقره به آن پرداخته شده است.

    «خوردنى هاى حلال» نيز از جمله موضوعات مورد سؤال مردم زمان پيامبر(صلى الله عليه وآله) بوده، كه در آيه شريفه 4 سوره مائده بدان اشاره شده است.

    «قيامت و زمان برپايى آن» موضوع ديگرى است كه از آن پرسيده شده و آيه 187 سوره اعراف و آيه 42 سوره نازعات به آن پرداخته است.

    «انفال» نهمين موضوع مورد بحث است. اين مطلب در آيه اوّل سوره انفال آمده است.

    10ـ «روح» موضوع ديگرى است كه در آن زمان و در هر عصر و زمانى مورد پرسش انسان هاست. اين مطلب در آيه 58 سوره اسراء آمده است.

    11ـ «جبال و كوهها» موضوع مورد بحث ديگرى است كه در آيه 105 سوره طه آمده است.

    12ـ «ذوالقرنين» كه از موضوعات تاريخى است، از ديگر موضوعات اين مبحث است، كه در آيه شريفه 83 سوره كهف به آن اشاره شده است.



    از تو سوال میکنند .؟


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    ب) گستره سؤالات

    سؤالات و جواب هاى قرآنى، كه بر محور دوازده موضوع فوق دور مى زند، از زاويه ديگر به نُه گروه تقسيم مى گردد: برخى جنبه عقيدتى دارد، و بعضى پيرامون احكام شرعى و حلال و حرام سخن مى گويد، و برخى از آيات مذكور بر محور مسائل اخلاقى و مستحبّات ـ نظير انفاق و بخشش به ديگران ـ دور مى زند، و برخى ديگر جنبه تاريخى دارد، و بعضى جنبه فلسفى.
    از گستره مباحث اين آيات، و موضوعات متعدّدى كه پيرامون آن بحث شده، استفاده مى شود كه پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) مأمور بود به هر سؤالى پاسخ دهد، و لازمه اين مطلب آن است كه در اسلام سؤال بى جواب نيست. و لذا علما و دانشمندان به جوانان اجازه مى دهند سؤالات خود را بپرسند و روز به روز بر دانستنيهاى خود بيفزايند. انسان به هنگام تولّد از مادر، مجموعه اى از مجهولات بود و به موازات رشد جسمانى كه دارد با سؤال و پرسش از مجهولات خود مى كاهد و بر معلومات و دانستنيهاى خويش مى افزايد.

    ج) اهميّت پرسش از نظر قرآن

    براى پى بردن به اهميّت پرسش و پاسخ از منظر قرآن مجيد، كافى است آيه شريفه (فَسئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ)(1) را مورد دقّت قرار دهيم.

    هر چند «اهل ذكر» در روايات اسلامى به اهل بيت(عليهم السلام)تفسير شده،(2) ولى بى شك منحصر به آن بزرگواران نيست، بلكه از آنجا كه آنها كامل ترين و عالم ترين افراد هستند، به آن بزرگواران تفسير شده است. ضمناً در سؤال كردن نبايد شرم كرد، زيرا ندانستن خجالت ندارد، بلكه ندانستن و نپرسيدن مايه شرم است. جالب اين كه آيه مورد بحث در مورد علماى اهل كتاب است، يعنى حتّى اگر غير مسلمانى در مسأله اى اطّلاعات كافى دارد بايد از او پرسيد و از آگاهى و اطّلاعاتش بهره جست.

    د) پرسش و پاسخ از منظر روايات

    روايات فراوانى در مورد بيان اهميّت سؤال و جواب وجود دارد، كه به دو نمونه آن قناعت مى شود:

    1ـ حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) فرمودند: «اَلعِلْمُ خَزَائِنُ، وَمِفْتاحُها السُّؤالُ، فَاسْألُوا يَرْحُمَكُمُ اللّهُ، فَاِنَّهُ يُوجَرُ فيهِ اَرْبَعَةٌ: اَلسَّائِلُ، وَالْمُعَلِّمُ، وَالْمُسْتَمِعُ، وَالْمُحِبُّ لَهُمْ;(3)علم و دانش خزينه ها و گنجينه هاست، و كليد اين گنجينه ها سؤال كردن است. بنابراين، در مورد مجهولاتتان سؤال كنيد، خداوند شما را رحمت كند. زيرا چهار گروه بر اثر پرسش و پاسخ اجر مى برند:

    1ـ سؤال كننده 2ـ معلّم و استادى كه پاسخ مى دهد 3ـ كسى كه در آن جلسه حاضر است و پرسش و پاسخ را مى شنود 4ـ كسى كه در جلسه حضور ندارد، امّا اين كار را دوست دارد».

    2ـ حضرت على(عليه السلام) فرمودند:

    «سَلُونى قَبْلَ اَنْ تَفْقِدُونى فَلاََنَا بِطُرِقِ السَّماءِ اَعْلَمُ مِنّى بِطُرُقِ الاَْرْضِ; در مورد هر چيزى كه مايل هستيد قبل از آن كه مرا از دست بدهيد سؤال كنيد، چرا كه من راههاى آسمان را بهتر از راههاى زمين مى شناسم».(4)
    3ـ در نهج البلاغه آن حضرت آمده است:

    «وَلا يَسْتَحِيَنَّ اَحَدٌ اِذا لَمْ يَعْلَم الشّيء اَنْ يَتَعَلَّمَهُ; هيچ يك از شما در مورد پرسش و سؤال كردن نسبت به آنچه نمى داند خجالت نكشد».(5)
    در حديثى آمده است كه حيا و شرم دو قسم است: شرم معقول و شرم احمقانه(6)حياى عقل و شرم معقول آن است كه انسان به هنگام مواجهه با گناه و معصيت از خداوند خويش شرم كند و به سراغ گناه نرود.

    بيزارى از گناه و زشتيها، شرم معقول و خجالت ممدوح و پسنديده است. و امّا شرم احمقانه، خجالت از پرسش در برابر مجهولات است. انسان بايد در سؤال كردن شجاع و دلير باشد، و شرم و خجالت را كنار بگذارد; و نه تنها خود در مورد موضوعات مورد سؤال پرسشگر باشد، كه ديگران را هم تشويق به اين كار كند.

    حضرت على(عليه السلام) عازم ميدان جنگ بود، شخصى خدمت آن حضرت رسيد، و سؤال پيچيده اى در مورد توحيد مطرح كرد. پرسيد: «اين كه گفته مى شود خداوند يكى است يعنى چه؟ آيا منظور يكى از دو تاست؟ يا يكتايى خداوند تفسير ديگرى دارد؟

    بعضى از اصحاب حضرت به اين شخص اعتراض كردند كه اكنون موقع جنگ و نبرد و كارزار است، و زمان پرسش و سؤال كردن نيست!

    حضرت فرمود: مگر نه اين كه ما براى آگاه كردن و بيدارى مردم مى جنگيم، پس چه اشكالى دارد كه پاسخ سؤال اين شخص را بدهيم، سپس بطور مفصل و مشروح به سؤال آن شخص پاسخ داد».(7)

    نتيجه اين كه: اسلام به پرسش و پاسخ اهميّت فراوانى داده، و به همه اجازه مى دهد كه در موضوعات مختلف و گوناگون سؤال كنند، و شرم و حياى در اين زمينه را معقول نمى داند. با توجّه به اين مقدمات كوتاه، به سراغ اوّلين پرسش و پاسخ قرآنى مى رويم:






    1. سوره نحل، آيه 43 ، و سوره انبياء آيه 7.
    2. تفسير برهان، ج 3، ص 423، ح 6029 به بعد.
    3. ميزان الحكمه، ج 4، باب 1702، ح 8040.
    4. همان مدرك، باب 1705، ح 8058.
    5. نهج البلاغه، كلمات قصار 82.
    6. ميزان الحكمه، ج 2، باب 992، ح 4577.
    7. ميزان الحكمه، ج 6، باب 2628، ح 12356.


    از تو سوال میکنند .؟

  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    1- هلال ماه


    اوّلين پرسش پيرامون هلال ماه است، كه در ابتداى ماه باريك و كم فروغ است، و هر شب كه مى گذرد پهن تر و پرفروغ تر شده، تا اين كه در شب چهاردهم كامل مى شود. از شب پانزدهم به بعد كم كم نازك و كم فروغ گرديده، به گونه اى كه در شب هاى آخر ماه همچون شب هاى اوّل ماه باريك و كم فروغ مى گردد. راستى فلسفه اين تغييرات در هلال ماه چيست؟
    پاسخ اين سؤال در آيه شريفه 189 سوره بقره آمده است. توجّه فرماييد:

    «( يَسْئَلُونَكَ عَنْ الاَْهِلَّةِ قُلْ هِىَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ );

    درباره «هلالهاى ماه» از تو سؤال مى كنند، بگو: «آنها، بيان اوقات (و تقويم طبيعى) براى (نظام زندگى) مردم و (تعيين وقت) حج است». و كار نيك، آن نيست كه از پشت خانه ها وارد شويد (آنچنان كه در جاهليّت در حال احرام مرسوم بود); بلكه نيكى اين است كه پرهيزگار باشيد. و از در خانه ها وارد شويد و تقوا پيشه كنيد، تا رستگار گرديد».



    سؤال از چيست؟

    مفسّران در مورد اصل سؤال دو احتمال داده اند:

    1ـ سؤال از احكام الهى نيست، بلكه از تغييرات ماه و حالات مختلف آن است.

    2ـ سؤال از فلسفه آفرينش ماه است.

    پاسخ سؤال:

    مى دانيم كره ماه از خود نورى ندارد، بلكه از خورشيد نور مى گيرد. و لذا نيمه ماه كه به سمت خورشيد است نورانى، و نيمه ديگر آن تاريك است.
    كره ماه در مدّت يك ماه (سى روز) يك بار به دور خود مى چرخد، ولذا در ابتدا قسمت باريكى از ماه روشن است و به تدريج بر قسمت روشن ماه افزوده مى گردد، و اين مطلب تا نيمه ماه ادامه دارد كه در آن زمان تمامى ماه روشن مى شود. و پس از آن، تدريجاً روشنى ماه تحليل مى رود و كم مى شود. نتيجه اين كه علّت تغيراتى كه در سطح كره ماه به چشم مى خورد دَوَران ماه بر گرد خويش در طول يك ماه است. خداوند متعال در پاسخ سؤال از هلال ماه، مى فرمايد:

    ماه يك تقويم طبيعى براى زندگى انسانهاست كه در دل آسمان نهاده شده، تا هر كس در هر نقطه اى از زمين و با هر ميزان سواد و علم و دانايى، با استفاده از اين تقويم طبيعى به زندگى خود نظم دهد.
    هر چند تقويم شمسى نيز اين هدف را تأمين مى كند ولى همگانى نيست، و با نگاه به آسمان نمى توان پى برد كه در چه روزى از ماه به سر مى بريم، امّا اين كار با نگاه به قسمت پر و خالى ماه امكان پذير است.

    اين تقويم طبيعى براى دو هدف مهم آفريده شده است:

    1ـ نظم وبرنامه در زندگى; چرا كه زندگى بدون نظم مايه بدبختى وشكست است، خداوند ماه را آفريد تا انسانها با نظم و برنامه خاصّى به سراغ كارهايشان بروند.


    2ـ عبادات دينى نيز مطابق اين تقويم انجام مى پذيرد.

    با طلوع ماه، اوّل ماه قمرى آغاز مى شود و در ماه رمضان مردم روزه مى گيرند. با طلوع ماهِ شوال، ماه رمضان پايان مى پذيرد و عيد فطر از راه مى رسد، كه در اين روز روزه گرفتن حرام مى باشد. با گذشتن نُه روز از ماه ذى الحجه حجّاج به عرفات مى روند، و در روز دهم به سمت منى حركت كرده، و اعمال مخصوص منى را بجا مى آورند. و پس از سپرى شدن دوازده روز از ذى الحجّه از منى به مكّه باز گشته، اعمال مكّه را بجا مى آورند.

    خلاصه اين كه هلال ماه هم به زندگى طبيعى و عادى ما نظم مى بخشد، و هم با استفاده از اين تقويم طبيعى اعمال و عباداتمان را بجا مى آوريم.

    از تو سوال میکنند .؟


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    شأن نزول آيه:


    بزرگان مفسّرين شأن نزولهاى مختلفى براى آيه مورد بحث نقل كرده اند: عدّه اى معتقدند كه جماعتى از يهود اين سؤال را از حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) پرسيدند، و خواستار روشن شدن فلسفه تغييرات ماه، در طول ماه شدند.(1)

    ولى به اعتقاد ما مهم نيست كه سؤال كننده چه كسى بوده؟ مسلمان، يا غير مسلمان؟ بلكه مهم پاسخى است كه خداوند متعال به اين سؤال داده، و فلسفه آن را حاكم كردن نظم در مسائل عادى زندگى و نيز مسائل عبادى نظير حج و روزه و مانند آن بيان داشته است.

    جالب اين كه در ذيل آيه شريفه به نكته اى اشاره مى كند كه نمونه اى از بى نظمى مردم عصر جاهليّت است. توجّه كنيد:

    در عصر جاهليّت آثارى از حجّ ابراهيمى وجود داشت، ولى آميخته با انواع و اقسام خرافات بود، از جمله اين خرافات همان چيزى است كه در ذيل آيه مورد بحث بدان اشاره شده و آن اين كه: وقتى لباس احرام مى پوشيدند و محرم مى شدند از در خانه وارد خانه نمى شدند، بلكه همانند حيوانات از پشت خانه سوراخى ايجاد كرده، و نقبى مى زدند و وارد خانه مى شدند.(2)


    قرآن مجيد اين بى نظمى را تقبيح و سرزنش كرده، و آن را نشانه برّ و نيكوكارى نمى داند و به آنان دستور مى دهد مطابق معمول وقبل از احرام از در خانه وارد شوند.

    1. مجمع البيان، ج 2، ص 27.
    2. تفسير الصافى، ج 1، ص 348.


    از تو سوال میکنند .؟


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    هر كارى از راه خودش



    از ذيل آيه مورد بحث استفاده مى شود كه هر كارى را بايد از راهش وارد شد.

    تمام كارهاى مربوط به دنيا و آخرت راه صحيح و معقولى دارد كه بايد از همان راه وارد شد تا به نتيجه رسيد. اين كه در برخى از روايات بيوت به اسلام و ابواب البيوت به حضرات معصومين(عليهم السلام) تفسير شده(1) به همين مطلب اشاره دارد.

    يعنى ورود به خانه اسلام و شناخت صحيح و درست آن، در صورتى امكان پذير خواهد بود كه از راه صحيح، يعنى معارف اهل بيت(عليهم السلام)، به دست آيد، و لذا ادّعاهايى كه هر از چندى از گوشه و كنار به گوش مى رسد و برخى از شيّادان مردم را به سو ى خود دعوت نموده، و حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال مى كنند بر خلاف آيه شريفه است و اعتبارى ندارد. و اگر فقها و مراجع تقليد مردم را به تقليد از خود فرا مى خوانند به عنوان نمايندگان امام زمان عجل اللّه تعالى فرجه الشريف عمل مى كنند.

    1. البرهان فى تفسير القرآن، ج 1، ص 408.


    سرمشق نظم


    قرآن كريم در اين آيات به ما درس نظم و انضباط مى دهد، زيرا نه تنها ماه و خورشيد، بلكه تمام عالم هستى بر محور نظم مى چرخد. ميليونها سال كره زمين، خورشيد، كره ماه و ساير كرات منظومه شمسى هر كدام در مسير و جاى خويش با نظم خيره كننده اى در حركتند و يك لحظه از مسير خود منحرف نشده اند.

    اگر نظم نبود اين حركت هاى مستمر باقى نمى ماند. آرى نظم، عالم هستى را برپا داشته است. از عالَم بزرگ، به عالَم كوچك ـ يعنى جهان درون وجود خودمان ـ مى رويم. و هنگامى كه سيستم بدن خويش را مطالعه مى كنيم نظم را بر تمام وجود خويش حاكم مى بينيم.


    به عنوان نمونه خون ما مركب از بيست و اندى ماده است كه هر كدام مقدار خاص و معيّنى دارند كه اگر از آن مقدار كمتر يا بيشتر شود انسان به انواع بيماريها مبتلا مى شود. آن قدر تركيب موادّ تشكيل دهنده خون بدن انسان دقيق و منظّم است كه با تجزيه و تحليل و آزمايش خون مى توان ريشه ناهنجاريهاى بدن انسان و آلام و دردهاى وى را تشخيص داد!

    اشك چشم انسان هم وضعيّتى شبيه خون دارد، و همان نظم و ترتيب، بر موادّ مختلف تشكيل دهنده آن حاكم است.

    عالَم گياهان، عالَم حيوانات، و حتّى درون اتم ها، همه و همه تابع نظمند. و لذا برهان نظم، از مهمترين دلايل توحيد و خداشناسى است، ما هر چند خداوند را نمى بينيم، امّا آثا نظم حاكى از قدرت و دانايى و حكمت او، همگى دلالت بر وجود او دارد.


    شاعر مى گويد:

    بر هر چه نظر كردم سيماى تو مى بينم *** سرهاى سرافرازان در پاى تو مى بينم

    و در شعر ديگر مى خوانيم:

    هر گياهى كه از زمين رويد *** وحده لا شريك له گويد



    از تو سوال میکنند .؟


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    نظم در قرآن


    نظم در آيات متعدّدى از قرآن مجيد مطرح شده، كه به عنوان نمونه به آيات 38 تا 40 سوره يس اشاره مى كنيم:

    «( وَالشَّمْسُ تَجْرِى لِمُسْتَقَرّ لَّهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ * وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ * لاَ الشَّمْسُ يَنْبَغِى لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلاَ اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِى فَلَك يَسْبَحُونَ ) ; و خورشيد (نيز براى آنها آيتى است) كه پيوسته به سوى قرارگاهش در حركت است; اين تقدير خداوند توانا و داناست. و براى ماه منزلگاههايى قرار داديم. (و هنگامى كه اين منازل را طى كرد) سرانجام بصورت شاخه كهنه (قوسى شكل و زرد رنگ) خرما درمى آيد. نه خورشيد را سزاست كه به ماه برسد، و نه شب بر روز پيشى مى گيرد، و هر يك در مسير خود شناورند».


    تعبير «يسبحون» از معجزات علمى قرآن مجيد است، زيرا هيئت حاكم بر محافل نجومى جهان در عصر نزول قرآن، هيئت بطلميوس بود، كه مى گفت:

    «خورشيد و ماه و ديگر سيّارات منظومه شمسى در فضايى بلورين مانند، ميخكوب شده و از خود حركت مستقلّى ندارند، بلكه آن فضاى بلورين حركت مى كند و به تبع آن ماه و خورشيد نيز در حركتند».

    علم امروز خطّ بطلانى بر نظريّه هيئت بطلميوس كشيده، ولى قرآن مجيد هزار و چهارصد سال قبل بطلان اين نظريّه را اعلان كرده، و براى هر يك از ماه و خورشيد در مسير خود، حركت مستقلّى بيان كرده است.

    در آيه 46 سوره روم ـ كه به نظام عالم هستى اشاره دارد ـ مى خوانيم:

    «(وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ يُرْسِلَ الرِّيَاحَ مُبَشِّرَات وَلِيُذِيقَكُمْ مِّنْ رَّحْمَتِهِ وَلِتَجْرِىَ الْفُلْكُ بِأَمْرِهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ);

    و از نشانه هاى (عظمت) خدا اين است كه بادها را بشارتگرانى (براى نزول باران) مى فرستد تا شما را از رحمتش بچشاند (و سيراب كند) و كشتيها به فرمانش حركت كنند و از فضل او بهره گيريد، شايد شكرگزارى كنيد».



    از تو سوال میکنند .؟


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    خاصيّت بادها


    بادها دو خاصيّت مهم دارند كه تنها در سايه نظم امكان پذير است:


    1ـ نخست اين كه ابرهاى پراكنده را جمع كرده، و دريايى از آب را در دل آسمان بالاى سر ما متمركز مى كند، سپس به فرمان خداوند اين درياى آب را به سمت سرزمينهاى خشك و نيازمند آب به حركت درمى آورد، و ابرها در آن مناطق همچون آبيارى قطره اى كه ضرر و خسارت كمترى براى خاك سطح زمين به همراه دارد، به شكل باران فرو مى فرستد.

    آيا تبخير و بالا بردن آب درياها كم قدرتى است؟ آيا نگه داشتن دريايى از آب در آسمان و بالاى سر انسانها كار كوچكى است؟ آيا حركت دادن ابرها به سمت سرزمينهاى خشك و فرو فرستادن آن به شكل باران كم قدرتى است؟ و آيا تمام اين امور جز در سايه نظم و انضباط امكان پذير است؟

    2ـ دومين خاصيّت بادها ـ مخصوصاً در زمانهاى قديم كه بشر هنوز انرژى بخار را در اختيار نگرفته بود ـ حركت كشتيها به وسيله بادهاى منظّم موجود در درياست. ناخداى كشتى با آگاهى و اطّلاع كافى از زمان وزش بادها، بادبان كشتيها را در مسير وزش باد قرار داده، و مسافران و بارهاى خود را به مقصد حمل مى كرد. اگر نظم حاكم بر وزش بادها نبود، استفاده از كشتيهاى بادبانى نيز امكان نداشت.


    از تو سوال میکنند .؟


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    4,648
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 دقیقه
    دریافت
    19
    آپلود
    0
    گالری
    38



    ما و نظم


    خواهران عزيز، برادران گرامى، خوانندگان محترم! ما جزئى از اين عالم پهناور و بزرگ هستيم، كه نظم در سراسر آن به چشم مى خورد. آيا مى توانيم بر خلاف نظام حاكم بر جهان هستى، بى نظم بوده و بدون رعايت نظم زندگى كنيم؟ اگر نظم را حاكم بر زندگى خود نكنيم، آيا وصله ناهمرنگى نخواهيم شد؟ و در نتيجه محكوم به فنا نخواهيم شد؟


    يكى از موارد بى نظمى حاكم بر زندگى بعضى از افراد، بى نظمى در ساعات خواب و بيدارى است. خداوند متعال طبق آنچه در قرآن مجيد آمده روزها را براى فعاليّت و تلاش، و شبها را جهت استراحت و آسايش قرار داده است.(1) امّا متأسّفانه برخى از مردم بر خلاف اين قانون تا پاسى از شب، و گاه تا نزديك اذان صبح بيدار مى مانند، و از آن طرف تا نزديكى هاى ظهر مى خوابند! و اين بى نظمى در فعاليّت و استراحت، منشأ مشكلات و بيمارى هاى متعدّد مى شود.

    چرا در برخى از ادارات حكومت اسلامى نظم حاكم نيست، و با گذشت يكى دو ساعت از وقت شروع كار، هنوز نه كارمندها آمده اند و نه رييس اداره بر كرسى رياست نشسته است؟ طبق آمارى كه اداره راهنمايى و رانندگى مى دهد، كشور ما از جمله كشورهايى است كه بيشترين تلفات حوادث رانندگى را دارد. متأسّفانه آمار تلفات جادّه اى ما در سال 000/27 نفر است، در حالى كه آمريكا در جنگ چهار ساله اش در عراق تنها 4000 كشته داده است! آرى ما به خاطر بى نظمى حاكم در استفاده از وسايل نقليه و مراعات نكردن قوانين و مقررات راهنمايى و رانندگى، ساليانه بيش از چهار برابر يك جنگ تلفات مى دهيم!


    بى نظمى حاكم بر تردّد و رفت و آمد موتورسيكلت ها، و ناديده گرفتن قوانين و مقرّرات راهنمايى و رانندگى توسّط برخى موتورسواران، و استفاده نابجا و بى مورد بعضى از راكبين اين وسيله نقليّه، هم امنيّت رفت و آمد وسائط نقليّه را سلب كرده، و هم تلفات جانى و مالى جبران ناپذيرى بر جاى گذاشته است، تا آنجا كه بعضى از شعراى معاصر آن را همكار و بلكه رقيب عزرائيل شمرده است!(2)

    از همه مهمتر بيمارى نظام اقتصادى دنياى امروز است كه 80% ثروت آن تنها در اختيار 20% مردم; و 20% باقيمانده در اختيار 80% مردم است! اين تقسيم ناعادلانه و غير منطقى ثروت و منابع مالى محصول بى نظمى اقتصادى است. و هنگامى كه دولتها تصميم مى گيرند اموال دولتى را به بخش خصوصى واگذار كنند، باز همان 20% خاص هستند كه آن را تصاحب مى نمايند.

    اينجاست كه انسان با تمام وجود احساس مى كند كه بايد همه چيز به سوى نظم حركت كند. نظمى كه حتّى در عبادتهاى ما حاكم است، به گونه اى كه اگر يك دقيقه قبل از ورود وقت نماز يا يك دقيقه پس از انقضاى وقت، نماز بخوانيم پذيرفته نخواهد شد. و البتّه تا زمانى كه مردم از درون وجودشان اين قانون الهى را باور نكنند، با مأمور و دادگاه و مجازات و زندان مشكل حل نمى شود.

    باور كنيم كه بدون نظم به هيچ جا نمى رسيم، و در سايه نظم به همه چيز دست مى يابيم.


    از تو سوال میکنند .؟



    1. سوره يونس، آيه 67.
    2. توجّه به قصيده اين شاعر خوش ذوق خالى از لطف نيست:
    گفت عزرائيل با پروردگار *** اى ز تو بنيان هستى پايدار
    كرده شيطان خلق اسبى خيره سر *** پر ز دود و پر ز آتش پر ز شر
    قاتل فرزند انسان ها شده *** اين جوان كش، دشمن جان ها شده
    خرج او بسيار و دخلش هيچ هيچ *** جز زيان و مشكلات پيچ پيچ
    مى كند جيب مسلمان را تهى *** تا به ژاپنى ببخشد فربهى
    اين موتور سيكلت رقيب من شده *** كار و بار او فقط كشتن شده
    تا كه بستانم من از يك پير، جان *** گيرد اين نامرد جان صد جوان
    يا به من شغلى دگر كن واگذار *** يا به لطف خود بده اين اختيار
    تا بگيرم جان آن كو ساختش *** وان كه هم بفروخت و هم تاختش
    يا به دولت گو مترس از اين و آن *** اسب شيطان را برانداز از ميان


صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود