صفحه 1 از 41 123112131 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفسیر نمونه ـ جلد دهم ( مدیریت: سلام )

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118

    تفسیر نمونه ـ جلد دهم ( مدیریت: سلام )






    سلام

    در این تاپیک متن جلد دهم تفسیر نمونه آیت الله مکارم شیرازی قرار داده می شود. به این صورت که در هر پست یک صفحه از این کتاب به ترتیب قرار می گیرد تا در دسترس دوستان قرآنی قرار گیرد.

    از سرکار خانم سلام که مدیریت این تاپیک را پذیرفتند صمیمانه تشکر میکنم و برایشان آرزوی موفقیت و عاقبت به خیری دارم.

    از کاربران گرامی خواهش میکنم در این تاپیک مطلبی ننویسند. در غیر این صورت با عرض معذرت حذف خواهد شد. در صورتی که پیشنهاد یا سؤالی در این رابطه دارید اینجا قرار دهید.



    اجرکم عند الله

    ویرایش توسط فاطمه ایمانی : ۱۳۸۹/۰۳/۱۶ در ساعت ۱۳:۳۶

    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۷
    نوشته
    2,875
    تشکر:
    1
    حضور
    16 روز 14 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    34
    آپلود
    4
    گالری
    118



    نام كتاب: تفسير نمونه‏

    نويسنده: آیت الله ناصر مکارم شیرازی

    موضوع: اجتماعى و اجتهادى‏







    " خدا را در لحظه لحظه ی زندگی خود یاد کنید. "

    هر وقت نا امید از همه جا شدی بدون که کارت درست میشه.

    حدیث داریم به عزت و جلال خودم قسم که قطع میکنم امید بنده ای که به غیر من امید داره. امیدمون اگه گوشه دلمون به کسی باشه که کارمون را اون درست کنه خدا حاجت ما رو نمیده.

    ( برگرفته از سخنان حاج آقا مجتهدی )





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    656
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    160

    تفسير نمونه جلد دهم صفحه 1(صفحه2 سفيد است)




    تفسير نمونه، ج‏10، ص: 1
    [جلد دهم‏]
    [ادامه سوره يوسف‏]

    ( صفحه 2 سفید است. )

    تفسير نمونه، ج‏10، ص: 3
    [سوره يوسف (12): آيات 54 تا 57]
    وَ قالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي فَلَمَّا كَلَّمَهُ قالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنا مَكِينٌ أَمِينٌ (54) قالَ اجْعَلْنِي عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ (55) وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْها حَيْثُ يَشاءُ نُصِيبُ بِرَحْمَتِنا مَنْ نَشاءُ وَ لا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ (56) وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ (57)
    ترجمه:
    54- ملك (مصر) گفت: او (يوسف) را نزد من آوريد تا وى را مخصوص خود گردانم هنگامى كه (يوسف نزد وى آمد و) با او صحبت كرد (ملك به عقل و درايت او پى برد و (گفت تو امروز نزد ما منزلت عالى دارى و مورد اعتماد هستى.
    55- (يوسف) گفت مرا سرپرست خزائن سرزمين (مصر) قرار ده كه نگهدارنده و آگاهم.
    56- و اينگونه ما به يوسف در سرزمين (مصر) قدرت داديم كه هر گونه مى‏خواست در آن منزل مى‏گزيد (و تصرف مى‏كرد) ما رحمت خود را به هر كس بخواهيم (و شايسته بدانيم) مى‏بخشيم و پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏كنيم.
    57- و پاداش آخرت براى آنها كه ايمان آورده‏اند و پرهيزگارند بهتر است.
    تفسير:
    يوسف خزانه‏دار كشور مصر مى‏شود
    در شرح زندگى پر ماجراى يوسف، اين پيامبر بزرگ الهى به اينجا رسيديم

    ادامه در صفحه بعد

    ویرایش توسط سلام : ۱۳۸۹/۰۳/۰۸ در ساعت ۰۶:۴۸
    .:: حضرت علي عليه السلام ::.


    خدايا، مرا همين عـزت بـس كه بنـده تو باشم و همـين فخر مرا بس كه تو پـروردگـار من باشي تو چـناني كه من دوسـت مــيدارم ، پـس مرانـيز چـنان گــردان كه تو دوسـت مـيــداري


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    656
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    160

    جلد دهم صفحه 4




    تفسير نمونه، ج‏10، ص: 4

    كه سرانجام پاكدامنى او بر همه ثابت شد و حتى دشمنانش به پاكيش شهادت دادند، و ثابت شد كه تنها گناه او كه به خاطر آن وى را به زندان افكندند چيزى جز پاكدامنى و تقوا و پرهيزكارى نبوده است.
    در ضمن معلوم شد اين زندانى بى‏گناه كانونى است از علم و آگاهى و هوشيارى، و استعداد مديريت در يك سطح بسيار عالى، چرا كه در ضمن تعبير خواب" ملك" (سلطان مصر) راه نجات از مشكلات پيچيده اقتصادى آينده را نيز به آنها نشان داده است.
    در دنبال اين ماجرا، قرآن گويد:
    " ملك دستور داد او را نزد من آوريد، تا او را مشاور و نماينده مخصوص خود سازم" و از علم و دانش و مديريت او براى حل مشكلاتم كمك گيرم (وَ قالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِي).
    نماينده ويژه" ملك" در حالى كه حامل پيام گرم او بود، وارد زندان شد و به ديدار يوسف شتافت، سلام و درود او را به يوسف ابلاغ كرد و اظهار داشت كه او علاقه شديدى به تو پيدا كرده است، و به درخواستى كه داشتى- دائر به تحقيق و جستجو از زنان مصر در مورد تو- جامه عمل پوشانيده، و همگى با كمال صراحت به پاكى و بى‏گناهيت گواهى داده‏اند.
    اكنون ديگر مجال درنگ نيست، برخيز تا نزد او برويم.
    يوسف به نزد ملك آمد و با او به گفتگو نشست،" هنگامى كه ملك با وى گفتگو كرد و سخنان پر مغز و پر مايه يوسف را كه از علم و هوش و درايت فوق العاده‏اى حكايت مى‏كرد شنيد، بيش از پيش شيفته و دلباخته او شد و گفت تو امروز نزد ما داراى منزلت عالى و اختيارات وسيع هستى و مورد اعتماد و وثوق ما خواهى بود" (فَلَمَّا كَلَّمَهُ قالَ إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنا مَكِينٌ أَمِينٌ).

    ادامه در صفحه بعد

    ویرایش توسط سلام : ۱۳۸۹/۰۳/۰۸ در ساعت ۰۶:۵۶
    .:: حضرت علي عليه السلام ::.


    خدايا، مرا همين عـزت بـس كه بنـده تو باشم و همـين فخر مرا بس كه تو پـروردگـار من باشي تو چـناني كه من دوسـت مــيدارم ، پـس مرانـيز چـنان گــردان كه تو دوسـت مـيــداري


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    656
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    160



    تفسير نمونه، ج‏10، ص: 5
    تو بايد امروز در اين كشور، مصدر كارهاى مهم باشى و بر اصلاح امور همت كنى، چرا كه طبق تعبيرى كه از خواب من كرده‏اى، بحران اقتصادى شديدى براى اين كشور در پيش است، و من فكر مى‏كنم تنها كسى كه مى‏تواند بر اين بحران غلبه كند تويى، يوسف پيشنهاد كرد، خزانه‏دار كشور مصر باشد و" گفت:
    مرا در راس خزانه‏دارى اين سرزمين قرار ده چرا كه من هم حافظ و نگهدار خوبى هستم و هم به اسرار اين كار واقفم" (قالَ اجْعَلْنِي عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ).
    يوسف مى‏دانست يك ريشه مهم نابسامانيهاى آن جامعه مملو از ظلم و ستم در مسائل اقتصاديش نهفته است، اكنون كه آنها به حكم اجبار به سراغ او آمده‏اند، چه بهتر كه نبض اقتصاد كشور مصر را در دست گيرد و به يارى مستضعفان بشتابد، از تبعيضها تا آنجا كه قدرت دارد بكاهد، حق مظلومان را از ظالمان بگيرد، و به وضع بى‏سر و سامان آن كشور پهناور سامان بخشد.
    مخصوصا مسائل كشاورزى را كه در آن كشور در درجه اول اهميت بود، زير نظر بگيرد و با توجه به اينكه سالهاى فراوانى و سپس سالهاى خشكى در پيش است، مردم را به كشاورزى و توليد بيشتر دعوت كند، و در مصرف فرآورده‏هاى كشاورزى تا سر حد جيره‏بندى، صرفه‏جويى كند، و آنها را براى سالهاى قحطى ذخيره نمايد، لذا راهى بهتر از اين نديد كه پيشنهاد سرپرستى خزانه‏هاى مصر كند.
    بعضى گفته‏اند" ملك" كه در آن سال در تنگناى شديدى قرار گرفته بود، و در انتظار اين بود كه خود را به نحوى نجات دهد، زمام تمام امور را بدست يوسف سپرد و خود كناره‏گيرى كرد.
    ولى بعضى ديگر گفته‏اند او را بجاى" عزيز مصر" به مقام نخست وزيرى نصب كرد، اين احتمال نيز هست كه طبق ظاهر آيه فوق، او تنها خزانه دار مصر شده باشد.

    .:: حضرت علي عليه السلام ::.


    خدايا، مرا همين عـزت بـس كه بنـده تو باشم و همـين فخر مرا بس كه تو پـروردگـار من باشي تو چـناني كه من دوسـت مــيدارم ، پـس مرانـيز چـنان گــردان كه تو دوسـت مـيــداري


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    656
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    160



    تفسير نمونه، ج‏10، ص: 6
    ولى آيات 100 و 101 همين سوره كه تفسير آن بخواست خدا خواهد آمد دليل بر اين است كه او سرانجام بجاى ملك نشست و زمامدار تمام امور مصر شد، هر چند آيه 88 كه مى‏گويد برادران به او گفتند يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ، دليل بر اين است كه او در جاى عزيز مصر قرار گرفت، ولى هيچ مانعى ندارد كه اين سلسله مراتب را تدريجا طى كرده باشد، نخست به مقام خزانه دارى و بعد نخست وزيرى و بعد بجاى ملك، نشسته باشد.
    به هر حال، خداوند در اينجا مى‏گويد:" و اين چنين ما يوسف را بر سرزمين مصر، مسلط ساختيم كه هر گونه مى‏خواست در آن تصرف مى‏كرد" (وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْها حَيْثُ يَشاءُ).
    آرى" ما رحمت خويش و نعمتهاى مادى و معنوى را به هر كس بخواهيم و شايسته بدانيم مى‏بخشيم" (نُصِيبُ بِرَحْمَتِنا مَنْ نَشاءُ).
    " و ما هرگز پاداش نيكوكاران را ضايع نخواهيم كرد" و اگر هم به طول انجامد سرانجام آنچه را شايسته آن بوده‏اند به آنها خواهيم داد كه در پيشگاه ما هيچ كار نيكى بدست فراموشى سپرده نمى‏شود. (وَ لا نُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ).
    ولى مهم اين است كه تنها به پاداش دنيا قناعت نخواهيم كرد" و پاداشى كه در آخرت به آنها خواهد رسيد بهتر و شايسته‏تر براى كسانى است كه ايمان آوردند و تقوا پيشه كردند" (وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ).
    نكته‏ها:
    1- چگونه يوسف دعوت طاغوت زمان را پذيرفت؟
    نخستين چيزى كه در رابطه با آيات فوق جلب توجه مى‏كند اين است كه
    .:: حضرت علي عليه السلام ::.


    خدايا، مرا همين عـزت بـس كه بنـده تو باشم و همـين فخر مرا بس كه تو پـروردگـار من باشي تو چـناني كه من دوسـت مــيدارم ، پـس مرانـيز چـنان گــردان كه تو دوسـت مـيــداري


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    656
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    160



    تفسير نمونه، ج‏10، ص: 7

    چگونه يوسف اين پيامبر بزرگ حاضر شد، خزانه دارى يا نخست وزيرى يكى از طاغوتهاى زمان را بپذيرد؟ و با او همكارى كند؟
    پاسخ اين سؤال در حقيقت در خود آيات فوق نهفته است، او به عنوان يك انسان حفيظ و عليم (امين و آگاه) عهده‏دار اين منصب شد، تا بيت المال را كه مال مردم بود به نفع آنها حفظ كند و در مسير منافع آنان به كار گيرد، مخصوصا حق مستضعفان را كه در غالب جامعه‏ها پايمال مى‏گردد به آنها برساند.
    به علاوه او از طريق علم تعبير- چنان كه گفتيم- آگاهى داشت كه يك بحران شديد اقتصادى براى ملت مصر در پيش است كه بدون برنامه‏ريزى دقيق و نظارت از نزديك ممكن است جان گروه زيادى بر باد رود، بنا بر اين نجات يك ملت و حفظ جان انسانهاى بى‏گناه ايجاب مى‏كرد كه از فرصتى كه بدست يوسف افتاده بود به نفع همه مردم، مخصوصا محرومان، استفاده كند، چرا كه در يك بحران اقتصادى و قحطى پيش از همه جان آنها به خطر مى‏افتد و نخستين قربانى بحرانها آنها هستند.
    در" فقه" در بحث قبول ولايت از طرف ظالم نيز اين بحث بطور گسترده آمده است كه قبول پست و مقام از سوى ظالم هميشه حرام نيست، بلكه گاهى مستحبّ و يا حتى واجب مى‏گردد و اين در صورتى است كه منافع پذيرش آن و مرجحات دينيش بيش از زيانهاى حاصل از تقويت دستگاه باشد.
    در روايات متعددى نيز مى‏خوانيم كه ائمه اهل بيت ع به بعضى از دوستان نزديك خود (مانند على بن يقطين كه از ياران امام كاظم ع بود و وزارت فرعون زمان خود هارون الرشيد را به اجازه امام پذيرفت) چنين اجازه‏اى را مى‏دادند.
    و به هر صورت قبول يا رد اينگونه پستها تابع قانون اهم و مهم است، و بايد سود و زيان آن از نظر دينى و اجتماعى سنجيده شود، چه بسا كسى كه قبول چنين مقامى مى‏كند سرانجام به خلع يد ظالم مى‏انجامد (آن چنان كه طبق بعضى از روايات در جريان زندگى يوسف اتفاق افتاد) و گاه سرچشمه‏اى مى‏شود براى
    ویرایش توسط سلام : ۱۳۸۹/۰۳/۰۸ در ساعت ۰۶:۵۹
    .:: حضرت علي عليه السلام ::.


    خدايا، مرا همين عـزت بـس كه بنـده تو باشم و همـين فخر مرا بس كه تو پـروردگـار من باشي تو چـناني كه من دوسـت مــيدارم ، پـس مرانـيز چـنان گــردان كه تو دوسـت مـيــداري


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    656
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    160



    تفسير نمونه، ج‏10، ص: 8
    انقلابها و قيامهاى بعدى، چرا كه او از درون دستگاه زمينه انقلاب را فراهم مى‏سازد (شايد مؤمن آل فرعون از اين نمونه بود).
    و گاهى حد اقل اينگونه اشخاص سنگر و پناهگاهى هستند براى مظلومان و محرومان و از فشار دستگاه روى اينگونه افراد مى‏كاهند. اينها امورى است كه هر يك به تنهايى مى‏تواند مجوز قبول اينگونه پستها باشد.
    روايت معروف امام صادق ع كه در مورد اين گونه اشخاص فرمود
    كفارة عمل السلطان قضاء حوائج الاخوان:
    " كفاره همكارى با حكومت ظالم برآوردن خواسته‏هاى برادران است" نيز اشاره‏اى به همين معنى است «1».
    ولى اين موضوع از مسائلى است كه مرز حلال و حرام آن بسيار به يكديگر نزديك است، و گاه مى‏شود بر اثر سهل‏انگارى كوچكى انسان در دام همكارى بيهوده با ظالم مى‏افتد و مرتكب يكى از بزرگترين گناهان مى‏شود در حالى كه به پندار خود مشغول عبادت و خدمت به خلق است.
    و گاه افراد سوء استفاده‏چى زندگى" يوسف" و يا" على بن يقطين" را بهانه‏اى براى اعمال نارواى خود قرار مى‏دهند، در حالى كه هيچگونه شباهتى ميان كار آنها و كار يوسف يا على بن يقطين نيست «2».
    __________________________________________________
    (1) وسائل الشيعه جلد 12 صفحه 139 (همين مضمون از امام كاظم ع در مورد على بن يقطين در سفينه البحار جلد 2 صفحه 252 نقل شده است.
    (2) در روايات متعددى كه از امام على بن موسى الرضا ع نقل شده مى‏خوانيم:
    كه بعضى از مردم كه آشنا به معيارهاى اسلامى نبودند، گاهى به امام ايراد مى‏گرفتند كه چرا با آن همه زهد و بى‏اعتنايى به دنيا اين پست و مقام ولايت عهدى مامون را پذيرفته‏اى؟ امام در جواب سؤال فرمود" آيا پيامبر برتر است يا وصى پيامبر" در پاسخ عرض كردند: نه پيامبر افضل است، فرمود: كدام افضل است، مسلم يا مشرك، عرض كردند مسلم، فرمود:
    عزيز مصر مشرك بود و يوسف پيامبر بود، و مامون (ظاهرا) مسلمان است و من وصى پيامبر (ص) و يوسف از عزيز مصر خواست كه او را بر خزائن مصر قرار دهد و گفت من حفيظ و عليمم، در حالى كه من مجبور به پذيرفتن اين مقام شدم (وسائل الشيعه جلد 12 صفحه 146).
    .:: حضرت علي عليه السلام ::.


    خدايا، مرا همين عـزت بـس كه بنـده تو باشم و همـين فخر مرا بس كه تو پـروردگـار من باشي تو چـناني كه من دوسـت مــيدارم ، پـس مرانـيز چـنان گــردان كه تو دوسـت مـيــداري


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    656
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    160



    تفسير نمونه، ج‏10، ص: 9
    در اينجا سؤال ديگرى مطرح مى‏شود و آن اينكه چگونه، سلطان جبار مصر به چنين كارى تن در داد در حالى كه مى‏دانست يوسف در مسير خودكامگى و ظلم و ستم و استثمار و استعمار او گام برنمى‏دارد، بلكه به عكس مزاحم مظالم او است.
    پاسخ اين سؤال با توجه به يك نكته چندان مشكل نيست، و آن اينكه گاهى بحرانهاى اجتماعى و اقتصادى چنانست كه پايه‏هاى حكومت خود كامگان را از اساس مى‏لرزاند آن چنان كه همه چيز خود را در خطر مى‏بينند، در اينگونه موارد براى رهايى خويشتن از مهلكه حتى حاضرند از يك حكومت عادلانه مردمى استقبال كنند، تا خود را نجات دهند.
    2- اهميت مسائل اقتصادى و مديريت‏
    گر چه ما هرگز موافق مكتبهاى يك بعدى كه همه چيز را در بعد اقتصادى خلاصه مى‏كنند و انسان و ابعاد وجود او را نشناخته‏اند نيستيم، ولى با اين حال اهميت ويژه مسائل اقتصادى را در سرنوشت اجتماعات هرگز نمى‏توان از نظر دور داشت، آيات فوق نيز اشاره به همين حقيقت مى‏كند، چرا كه يوسف از ميان تمام پستها انگشت روى خزانه دارى گذاشت، زيرا مى‏دانست هر گاه به آن سر و سامان دهد قسمت عمده نابسامانيهاى كشور باستانى مصر، سامان خواهد يافت، و از طريق عدالت اقتصادى مى‏تواند سازمانهاى ديگر را كنترل كند.
    در روايات اسلامى نيز اهميت فوق العاده‏اى به اين موضوع داده شده است از جمله در حديث معروف على ع يكى از دو پايه اصلى زندگى مادى و معنوى مردم (قوام الدين و الدنيا) مسائل اقتصادى قرار داده شده است، در حالى كه پايه ديگر علم و دانش و آگاهى شمرده شده است.
    .:: حضرت علي عليه السلام ::.


    خدايا، مرا همين عـزت بـس كه بنـده تو باشم و همـين فخر مرا بس كه تو پـروردگـار من باشي تو چـناني كه من دوسـت مــيدارم ، پـس مرانـيز چـنان گــردان كه تو دوسـت مـيــداري


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    656
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    160



    تفسير نمونه، ج‏10، ص: 10
    گر چه مسلمين تا كنون اهميتى را كه اسلام به اين بخش از زندگى فردى و اجتماعى داده ناديده گرفته‏اند، و به همين دليل از دشمنان خود در اين قسمت عقب مانده‏اند، اما بيدارى و آگاهى روز افزونى كه در قشرهاى جامعه اسلامى ديده مى‏شود، اين اميد را به وجود مى‏آورد كه در آينده كار و فعاليتهاى اقتصادى را به عنوان يك عبادت بزرگ اسلامى تعقيب كنند و با نظام صحيح و حساب شده عقب‏ماندگى خود را از دشمنان بى‏رحم اسلام از اين نظر جبران نمايند.
    ضمنا تعبير يوسف كه مى‏گويد" إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ" دليل بر اهميت مديريت در كنار امانت است، و نشان مى‏دهد كه پاكى و امانت به تنهايى براى پذيرش يك پست حساس اجتماعى كافى نيست بلكه علاوه بر آن آگاهى و تخصص و مديريت نيز لازم است، چرا كه" عليم" را در كنار" حفيظ" قرار داده است.
    و ما بسيار ديده‏ايم كه خطرهاى ناشى از عدم اطلاع و مديريت كمتر از خطرهاى ناشى از خيانت نيست بلكه گاهى از آن برتر و بيشتر است! با اين تعليمات روشن اسلامى نمى‏دانيم چرا بعضى مسلمانان به مساله مديريت و آگاهى هيچ اهميت نمى‏دهند و حد اكثر كشش فكر آنها در شرائط واگذارى پستها، همان مساله امانت و پاكى است با اينكه سيره پيامبر ص و على ع در دوران حكومتشان نشان مى‏دهد، آنها به مساله آگاهى و مديريت همانند امانت و درستكارى اهميت مى‏دادند.
    3- نظارت بر مصرف‏
    در مسائل اقتصادى تنها موضوع" توليد بيشتر" مطرح نيست، گاهى" كنترل مصرف" از آن هم مهمتر است، و به همين دليل در دوران حكومت خود، سعى كرد، در آن هفت سال وفور نعمت، مصرف را به شدت كنترل كند تا بتواند قسمت مهمى از توليدات كشاورزى را براى سالهاى سختى كه در پيش بود، ذخيره نمايد.
    .:: حضرت علي عليه السلام ::.


    خدايا، مرا همين عـزت بـس كه بنـده تو باشم و همـين فخر مرا بس كه تو پـروردگـار من باشي تو چـناني كه من دوسـت مــيدارم ، پـس مرانـيز چـنان گــردان كه تو دوسـت مـيــداري


صفحه 1 از 41 123112131 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود